تفسیر عصری

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
علم تفسیر
تفسیرهای مهم

شیعی:

سنی:

گرایش‌های تفسیری
روش‌های تفسیری
شیوه‌های نگارش تفسیر
اصطلاحات علم تفسیر

تفسير عصرى اصطلحاتی است كه تحت تأثير آشنايى مسلمانان با فرهنگ و دانش غرب و در نتيجه رشد علوم تجربى و انسانى در غرب ، رويكرد نوى را به تفسیر قرآن موجب گشته است.

تأكيد بر تفسير عصرى و كاربرد اين اصطلاح به دوره معاصر باز مى‌گردد. اصطلاح دیگر آن مربوط به ارائه چهره‌اى نو و زنده متناسب با نيازها و مقتضيات هر عصر، از قرآن است.

از بررسی دیدگاه‌های مختلف در تفسیر عصری روشن می‌شود که به رغم مخالفت برخی محققان با تفسیر عصری که عمدتاً ناشی از اختلاف در تعریف آن بوده است، نمی‌توان در ضرورت تفسیر عصری تردیدی روا داشت، زیرا همگانی بودن هدایت قرآنی و لزوم سریان آن در میان همه اقوام و افراد و اعصار از سویی، و انکارناپذیر بودن تنوع فکر و اندیشه و تحول از سوی دیگر، رویکرد عصری به تفسیر قرآن را اجتناب ناپذیر می‌کند، لذا رسالت دانشمندان دینی در هر عصری ـ به ویژه در عصر کنونی ـ ایجاب می‌کند تا در برداشت از آیات قرآن و روایات معصومان علیهم السلام دقت بیشتری داشته، بیش از پیش به فضای حاکم بر جامعه خویش توجه کنند.

معرفی

تلقی سطحی

برداشت‌های مختلفی از تفسیر عصری وجود دارد.[۱] ممکن است در نگاه ابتدایی چنین تصور شود که مقصود از تفسیر عصری عرضه تفسیر پیشینیان در قالب‌های نو و به شیوه و سبکی متناسب با حال مخاطب امروزی برای برطرف کردن نیازها و اقناع اوست[۲] و مفسر در این عصری کردن تفسیر تنها ظاهر و صورت تفسیر را تغییر داده، زبان تفسیر را با ادبیات و فرهنگ زمان هماهنگ می‌کند[۳]؛ اما این تلقی از تفسیر عصری، سطحی و نادرست است. گرچه در ضرورت تغییر و تحول صوری در تفسیر و بهره‌گیری از قالب‌های نو متناسب با زبان و ادبیات عصری برای عرضه معارف قرآن تردیدی نیست، چرا که چنین تغییری سبب می‌شود مخاطب نسل جدید از قرآن بهتر و بیشتر بهره برد و از مطالعه تفسیر احساس ملال و خستگی نکند؛ اما هیچ‌گاه با تغییرهای صوری، تفسیر به معنای واقعی کلمه عصری نمی‌شود. در تفسیر عصری مهم این است که دیدگاه‌های قرآن درباره تحولات و دگرگونی‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تبیین شوند.[۴]

تفسیر علمی قرآن

یک تلقی مشهور از تفسیر عصری، تفسیر علمی قرآن است. مقصود از علم در اینجا علوم تجربی است که در پرتو گسترش علوم در غرب به رشد چشمگیری دست یافته و به دیدگاه‌های جدید در شناخت عالم طبیعت دست یافته است. در این تفسیر عصری مفسر با نگاه مثبت به علوم تجربی و مسلم انگاشتن قضایای علم، به سراغ تفسیر آمده و آن قضایای علمی را بر آیات قرآن تطبیق می‌کند؛ به عبارت دیگر مفسر تحت تأثیر پیشرفت علوم و تکنولوژی در غرب و هماهنگ با آن به تفسیر قرآن رو می‌آورد. ظاهراً مقصود مصطفی محمود در آثار قرآنی خود به ویژه القرآن محاوَلةٌ لِفهم عصری و نیز مقصود بنت الشاطی در القرآن والتفسیر العصری که در نقد مصطفی محمود نوشته همین معنا و برداشت است.

نواندیشی در تفسیر

تلقی دیگر از تفسیر عصری، نواندیشی در تفسیر برای تبیین دیدگاه‌های قرآن درباره تحولات عصر است. در اینجا مفسر با تکیه بر آگاهی‌های خود و درک نیازهای روز و قضایای عصر با شیوه‌ای نو به شرح معارف و پیام‌های قرآن می‌پردازد و ضمن پاسخگویی به شبهات و اشکالات عصر به نواندیشی در تفسیر و نقد تفاسیر نادرست گذشته به ویژه تفسیرهای مبتنی بر اسرائیلیات و روایات ضعیف می‌پردازد.

در کنار این دو تلقی کلی، برداشت‌های جزئی دیگری نیز از تفسیر عصری وجود دارند که در واقع به همین دو تعریف بازمی‌گردند؛ همچنین در هر دو گرایش مذکور افراط و تفریط و نقطه اعتدالی هستند و در نهایت، دامنه متنوعی از تفاسیر عصری پدید می‌آورند.

پیشینه

تأکید بر تفسیر عصری و کاربرد این اصطلاح به دوره معاصر بازمی‌گردد؛ اما بر اساس تعاریف و مطالب پیشین اگر تفسیر عصری آن است که چهره‌ای نو و زنده متناسب با نیازها و مقتضیات هر عصر، از قرآن نمایانده شود و حقیقتی جدید از پیام آن عرضه گردد نو بودن تفسیر عصری چندان مقبول نمی‌نماید، چرا که هر عصری نیازها و اوضاع خاص خود را داشته، در نتیجه در همه اعصار نوعی تفسیر عصری متناسب با تحولات علمی و فکری و اجتماعی جریان داشته است.[۵] براساس آیات قرآنی، قرآن[۶] و پیامبر اکرم [۷] مختص به زمان و مکانی خاص نبوده، بلکه در گستره‌ای جهانی و فراگیر به همه اعصار و افراد تعلق دارند. شاید این امر بدان جهت باشد که خدای سبحان خود متولی تربیت و اداره همه جهانیان[۸] است. در آیه ۸۹ نحل هدف از نزول قرآن را تبیین و روشنگری همه مسائل بیان کرده تا در همه مشکلات و نیازها رهنمونی خوب و رحمت و بشارتی برای همه مسلمانان باشد. قید عام ذیل آیه «‌المُسلِمین‌» همه نسل‌ها و همه زمان‌ها را در برمی‌گیرد.[۹] لازمه این عمومیت و شمول آن است که تفسیر مفاهیم و آموزه‌های قرآن همگام با تحولات مختلف علمی، فکری، فرهنگی و اجتماعی جوامع بشری از تطوری متناسب با این تحولات برخوردار شود.

بر همین اساس از نگاه آموزه‌های مکتب اهل بیت علیهم السلام ضرورت تفسیر عصری به معنای پاسخگویی به نیازهای هر عصر و رفع مشکلات بشری به وسیله قرآن کریم یک اصل تردیدناپذیر است.

شیوه‌ها

برخی تفسیر عصری را از نظر سطح محتوا و ظاهر و از جنبه ارزشی به دو گونه مثبت و منفی تقسیم کرده[۳۸] و معتقدند که بسیاری از مفسران عصری با حفظ اندوخته‌های علمی و آگاهی از اوضاع اجتماعی و پرسش‌ها گام برداشته و نهایت احتیاط و دقت را در جوانب مختلف تفسیر به کار می‌برند و در برابر هر نوگرایی دچار خودباختگی نشده، و در عین حال به بهانه افراط گری‌ها از نیازهای عصر غافل نمی‌شوند؛ اما در مقابل، در چند دهه اخیر تفسیرهایی متأثر از حرکت‌های التقاطی و موج‌های اجتماعی و سیاسی پدید آمده و به تفسیر مادی و دیالکتیکی از آیات قرآن پرداخته، هر گزارش غیبی را با تأویلات غیر منطقی از معنای آیه بیرون برده‌اند.[۳۹] [۴۰] نیز با توجه به تحولات تفسیرنویسی در دوره معاصر ۴ شیوه برای تفسیر معاصر معرفی کرده است:

  1. شیوه علمی که با تأثر از کشفیات جدید علمی پدید آمده است.
  2. شیوه ادبی ـ اجتماعی که متأثر از ادبیات معاصر و با توجه به نیازهای اجتماعی روز صورت گرفته است.
  3. شیوه سیاسی انحرافی که بر اثر تشعّبات حزبی و گروه بندی‌های سیاسی پدید آمده در جوامع اسلامی به وقوع پیوسته است.
  4. شیوه عقلی افراطی که بر اثر خود باختگی در برابر تمدن معاصر و با گرایش‌های الحادی پدید آمده و سعی دارد تا آیات قرآن طبق نظریات علمی جدید تفسیر یا تأویل شوند و بیشتر صبغه تحمیل دارد تا تفسیر.[۴۱]

وی در ارزیابی این شیوه‌ها، پیدایش و شکوفایی دو شیوه نخست را به دنبال بیداری نسل جدید و بینش نوگرایانه با پایبندی به مبانی اسلام دانسته و بر این باور است که شیوه افراطی علمی از اول ـ جز در مواردی اندک ـ چندان پایه استواری نداشت و پس از مدتی رو به افول نهاد، همچنان که اثر درخوری نیز با نگرش و رویکرد سیاسی انحرافی عرضه نشد؛ اما برخلاف این دو شیوه شیوه ادبی ـ اجتماعی از ابتدا بر پایه‌ای استوار بنا نهاده شد و با روند زمان شکوفا گردید.[۴۲]

جمع بندی

از بررسی دیدگاه‌های مختلف در تفسیر عصری روشن شد که به رغم مخالفت برخی محققان با تفسیر عصری که عمدتاً ناشی از اختلاف در تعریف آن بوده است، نمی‌توان در ضرورت تفسیر عصری تردیدی روا داشت، زیرا همگانی بودن هدایت قرآنی و لزوم سریان آن در میان همه اقوام و افراد و اعصار از سویی، و انکارناپذیر بودن تنوع فکر و اندیشه و تحول از سوی دیگر، رویکرد عصری به تفسیر قرآن را اجتناب ناپذیر می‌کند،[۴۳] لذا رسالت دانشمندان دینی در هر عصری ـ به ویژه در عصر کنونی ـ ایجاب می‌کند تا در برداشت از آیات قرآن و روایات معصومان علیهم السلام امعان نظر بیشتری داشته، بیش از پیش به فضای حاکم بر جامعه خویش توجه کنند.[۴۴] در روایات نیز بر این نکته تأکید شده است: العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس. [۴۵]

شایان ذکر است که تفسیر در هر زمانی که انجام گیرد باید بر اساس اصول و قواعد خود و از منابع معتبر باشد و خروج از این اصول ربطی به تفسیر عصری یا تفسیر معاصر و کهن ندارد.

‌گاه از سوی برخی،[۴۶] با آثاری که به نوعی مصبوغ یا مُعَنون به عصری بودن هستند مخالفت هایی شده است. بی‌توجهی به تفاسیر کهن به ویژه فهم صحابه از قرآن، دخالت دادن و تحمیل مطالب علمی در تفسیر و افتادن در تأویلات باطنی و به عبارتی غلبه تفسیر به رأی در این نوع از تفاسیر از عمده‌ترین عوامل این مخالفت است.[۴۷]

پانویس

  1. نک: قرآن و تفسیر عصری، ص۳۷ - ۴۷
  2. همان، ص۴۶ - ۴۷
  3. نک: تفسیر و مفسران، ج۲، ص۴۵۹
  4. همان، ص۲۴
  5. نک: تفسیر و مفسران، ج۲، ص۴۵۵
  6. قلم/۵۲
  7. انبیاء/۱۰۷، فرقان/۱
  8. حمد/۲
  9. تفسیر و مفسران، ج۲، ص۴۵۱
  10. الکافی، ج۲، ص۵۹۹
  11. نهج البلاغه، عبده، ج۲، ص۱۷۷
  12. همان، ص۵
  13. تفسیر و مفسران، ج۲، ص۴۵۵
  14. نهج البلاغه، عبده، ج۲، ص۵۴
  15. بحار الانوار، ج۱۷، ص۲۱۳
  16. المدرسة القرآنیه، ص۲۸ - ۳۲
  17. الکافی، ج۴، ص۵۴۹؛ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۴۸۴ - ۴۸۵
  18. الکافی، ج۱، ص۲۳
  19. الفکر الدینی فی مواجهة العصر، ص۱۰؛ القرآن و اعجازه العلمی، ص۳۴؛ تسنیم، ج۱، ص۲۳۹
  20. قرآن و تفسیر عصری، ص۲۹، ۱۸۲، ۱۸۵
  21. القرآن و اعجازه العلمی، ص۳۴، ۴۵؛ تفسیر و مفسران، ج۲، ص۴۵۹
  22. نک: تفسیر و تفاسیر جدید، ص۹
  23. نک: الفکر الدینی فی مواجهة العصر، ص۵۶ - ۵۷؛ اتجاهات التجدید، ص۱۴۵ به بعد و ۳۰۵ به بعد؛ گرایشهای تفسیری، ص۲۸۹ به بعد
  24. نک: تفسیر و تفاسیر جدید، ص۵۵ - ۷۴
  25. ر. ک: تفسیر و مفسران، ج۲، ص۴۸۲ - ۴۸۴
  26. نک: التفسیر البیانی، ج۱، ص۱۰ - ۱۲
  27. القرآن و التفسیر العصری، ص۷ - ۸
  28. نک: دائرة المعارف الاسلامیه، ج۵، ص۳۵۹ - ۳۶۲، مناهج تجدید، ص۳۰۲
  29. دائرة المعارف الاسلامیه، ج۵، ص۳۶۰ ـ ۳۶۱
  30. معنای متن، ص۳۷ - ۳۸
  31. دائرة المعارف الاسلامیه، ج۵، ص۳۶۸، مناهج تجدید، ص۳۰۶ - ۳۰۷
  32. الفلسفة القرآنیه، ص۱۶۶ - ۱۶۷
  33. التراث والتجدید، ص۱۱ - ۱۳
  34. نمونه، ج۱، ص۲۳ - ۲۴
  35. برای نمونه نک: التمهید، ج۶، ص۱۳ - ۳۰؛ نمونه، ج۱۵، ص۵۶۸ - ۵۷۰؛ ج۲۵، ص۴۵ - ۴۶؛ ج۱۷، ص۲۹؛ قرآن و تفسیر عصری، ص۱۱۴ به بعد
  36. قرآن و تفسیر عصری، ص۱۶۶؛ الفکر الدینی فی مواجهة العصر، ص۴۲۶ - ۴۲۸
  37. تفسیر و مفسران، ج۲، ص۴۶۰
  38. قرآن و تفسیر عصری، ص۶۹
  39. همان، ص۷۱ ـ ۷۲
  40. محمدهادی معرفت
  41. تفسیر و مفسران، ج۲، ص۴۶۶
  42. همان، ص۴۶۶ - ۴۶۷
  43. مبانی و روشهای تفسیری، ص۶۷
  44. ر. ک: تسنیم، ج۱، ص۲۳۹
  45. الکافی، ج۱، ص۲۷؛ تحف العقول، ص۳۵۶
  46. نک: التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۲، ص۴۷۵ - ۴۹۶؛ اصول التفسیر، ص۲۵۵ - ۲۶۱؛ ر. ک: شطحات مصطفی محمود فی تفسیراته العصریه؛ ردّ علی محاولة لفهم عصری للقرآن؛ القول المبین فی تفسیر المؤمنین؛ التفسیر العصری
  47. ر. ک: اصول التفسیر، ص۲۵۵ - ۲۶۱
  48. تعریف الدارسین، ص۵۶۱
  49. ر. ک: الکتاب والقرآن قراءة معاصرة؛ العالمیة الاسلامیة الثانیه؛ تفسیر المؤمنین
  50. اصول التفسیر، ص۶۵
  51. همان، ص۲۲۱؛ الفکر الدینی فی مواجهة العصر، ص۱۸
  52. اصول التفسیر، ص۲۲۱
  53. همان، ص۸۳
  54. القرآن و اعجازه العلمی، ص۵۵
  55. قرآن و تفسیر عصری، ص۱۷۰
  56. قرآن و تفسیر عصری، ص۱۷۵ به بعد

منابع

  • ابراهیم عبدالله صالح، شریعة الهدم، بیروت، دارالایمان، ۱۴۲۳ق؛
  • امین الخولی، مناهج تجدید فی النحو والبلاغه، دارالمعرفة، ۱۹۶۱م؛
  • ایگناس گلد زیهر، گرایش‌های تفسیری در میان مسلمانان، ترجمه: طباطبایی، تهران، ققنوس، ۱۳۸۳ش؛
  • بنت الشاطی، التفسیر البیانی، القاهرة، دارالمعارف؛
  • بنت الشاطی، القرآن والتفسیر العصری، القاهرة، دارالمعارف؛
  • بهاء الدین خرمشاهی، تفسیر و تفاسیر جدید، تهران، کیهان، ۱۳۶۴ش؛
  • التمهید فی علوم القرآن، معرفت، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۱ق؛
  • جوادی آملی، تسنیم، قم، اسراء، ۱۳۷۸ش؛
  • حسن بن شعبة الحرانی (م. قرن۴ق)، تحف العقول، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ق؛
  • حسن حنفی، التراث والتجدید، بیروت، المؤسسة الجامعیة للدراسات، ۱۴۱۲ق؛
  • خالد عبدالرحمن العک، اصول التفسیر و قواعده، دارالنفائس، ۱۴۰۶ق؛
  • خالد عبدالرحمن العک، الفرقان والقرآن، دمشق، الحکمة، ۱۴۱۶ق؛
  • دائرة المعارف الاسلامیه، ترجمه: شنتاوی و دیگران، بیروت، دارالمعرفة، ۱۹۳۳م؛
  • الرضی (م ۴۰۶ق)، نهج البلاغه، به کوشش عبده، قم، دارالذخائر، ۱۴۱۲ ق.
  • الصدوق (م. ۳۸۱ق)، من لا یحضره الفقیه، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ق؛
  • صلاح عبدالفتاح الخالدی، تعریف الدارسین بمناهج المفسرین، دمشق، دارالقلم، ۱۴۲۳ق؛
  • عباس محمود عقاد، الفلسفة القرآنیه، قاهرة، دارنهضة مصر، ۱۴۱۵ق؛
  • عبدالمتعال جبری، شطحات مصطفی محمود، قاهرة، دارالاعتصام، ۱۳۹۷ق؛
  • عبدالودود یوسف، تفسیرالمؤمنین، دارالرشید، ۱۴۱۳ق؛
  • عفت الشرقاوی، الفکر الدینی فی مواجهة العصر، مکتبة الشباب، ۱۹۷۶م؛
  • قرآن و اعجازه العلمی، محمد اسماعیل ابراهیم، دارالفکر العربی؛
  • الکافی، الکلینی (م. ۳۲۹ ق.)، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ش؛
  • کامل علی سعفان، المنهج البیانی فی تفسیر القرآن، مصر، مکتبة الانجلو، ۱۹۸۱م؛
  • المجلسی (م. ۱۱۱۰ق)، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق؛
  • محمد ابراهیم شریف، اتجاهات التجدید، القاهرة، دارالتراث، ۱۴۰۲ق؛
  • محمد ابوالقاسم حاج محمد، العالمیة الاسلامیة الثانیه، بیروت، دارابن حزم، ۱۴۱۶ق؛
  • محمد باقر الصدر، المدرسة القرآنیه، به کوشش لجنة التحقیق، مرکز الابحاث والدراسات، ۱۴۲۱ق؛
  • محمد حسین الذهبی، التفسیر والمفسرون، قاهرة، مکتبة وهبة، ۱۴۰۹ق؛
  • محمد شحرور، الکتاب والقرآن قراءة معاصره، بیروت، شرکة المطبوعات، ۱۹۹۶م؛
  • محمد علی ایازی، قرآن و تفسیر عصری، تهران، فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۶ش؛
  • محمد علی موزة، القول المبین فی تفسیر المؤمنین، شرکة العامة للکتاب، ۱۳۹۸ق؛
  • محمد کاظم شاکر، مبانی و روشهای تفسیری، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۲ش؛
  • مصطفی اسماعیل الرج، رد علی محاولة لفهم عصری للقرآن؛
  • مصطفی محمود، القرآن محاولة لفهم عصری، بیروت، دارالعوده، ۱۹۷۹م؛
  • معرفت، تفسیر و مفسران، قم، التمهید، ۱۳۷۳ش؛
  • المغنیة، التفسیر الکاشف، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۸۱م؛
  • مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ش؛
  • منیر محمد طاهر الشواف، تهافت القراءة المعاصره، الشواف، ۱۹۹۳م؛
  • نصر حامد ابوزید، معنای متن، ترجمه: کریمی نیا، تهران، طرح نو، ۱۳۸۰ش.

پیوند به بیرون