مقاله قابل قبول
پیوند کم
رده ناقص
بدون ناوبری
شناسه ارزیابی نشده
نارسا
عدم جامعیت

طی الارض

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

طیُّ الْاَرض نوعی کرامت و به معنای پیمودن مسافت زیاد در مدت بسیار کم است. در عرفان به نوعی دورنوردی گفته می‌شود که در آن فرد به اراده خویش بدون حرکت، در مکان منتقل می‌شود. در آیه نخست سوره اسراء، از سیر شبانه پیامبر(ص) از مسجد الحرام به مسجد الاقصی) سخن به میان آمده است که مسلمانان آن را طی الأرض پیامبر می‌دانند؛ سوره نمل نیز از انتقال تخت ملکه سبا از سرزمین سبا به فلسطین در کمتر از چشم‌به‌هم‌زدن سخن گفته است.

در منابع روایی شیعه مانند بحار الانوار و اصول کافی روایاتی در باب طی الارض امامان شیعه به ویژه امام علی(ع) و امام مهدی(عج)آمده است. ابن عربی بر این باور است که در طی الأرض، فرد خود را در مکان مبدأ معدوم و در مکان دلخواه ایجاد می‌کند.

واژه‌شناسی

راغب اصفهانی «طی» را گذر لحظه‌ای، دفعه‌ای و کوتاه معنا کرده است.[۱]در لغت‌نامه دهخدا طی الارض نوعی کرامت تعریف شده که در آن به جای گام‌برداشتن، زمین در زیر پای شخص به تندی پیچیده می‌شود و او در مدت کوتاهی به مقصد خویش هر چند دور باشد، می‌رسد.[۲] برخی نیز گفته‌اند که طی الأرض نوعی دورنوردی که در آن فاعل با اتکا به اراده خویش بدون حرکت، در مکان منتقل می‌شود.[۳]

طی الارض در قرآن

در قرآن واژه طی الارض در معنایی که امروزه میان مسلمانان شهرت دارد، به کار نرفته است؛ اما در آن به مفهوم حرکت سریع از مکانی به مکان دیگر، اشاراتی آمده است؛ از جمله در آیه نخست سوره اسراء، از سیر شبانه پیامبر(ص) از مسجد الحرام به مسجد الاقصی) سخن به میان آمده است که مسلمانان معتقدند که این سیر و همچنین بازگشت از آن، بیش از یک شب طول نکشیده است؛[۴] به‌گونه‌ای که از امام صادق(ع) روایت شده است که پیامبر(ص) نماز عشاء و نماز صبح را در مکه خواند.[۵]

سوره نمل، از انتقال تخت ملکه سبا از سرزمین سبا به فلسطین در کمتر از چشم‌به‌هم‌زدن سخن گفته است: «ای سران [کشور] کدام یک از شما تخت او را -پیش از آنکه مطیعانه نزد من آیند- برای من می‌آورد؟» عفریتی از جن گفت: «من آن را پیش از آنکه از مجلس خود برخیزی برای تو می‌آورم و بر این [کار] سخت توانا و مورد اعتمادم.» کسی که نزد او دانشی از کتاب [الهی‌] بود، گفت: «من آن را پیش از آنکه چشم خود را بر هم زنی برایت می‌آورم.»[۶]

برخی ریشه طی الارض را در این داستان قرآنی می‌دانند و طی الأرض روی‌داده در آن را به آصف بن برخیا وزیر سلیمان نسبت می‌دهند.[۷] در حدیثی از امام صادق(ع) انتقال تخت ملکه سبا توسط آصف، طی الارض معرفی شده است.[۸]

طی الأرض امامان

در منابع روایی شیعه مانند بحار الانوار و اصول کافی روایاتی در باب طی الارض امامان شیعه به ویژه امام علی(ع) و امام مهدی(عج)آمده است.[۹] از امام صادق(ع) نقل کرده‌اند که: «چگونه مردم سخن امیرالمومنین(ع) را انکار می‌کنند که گفت: "من اگر بخواهم با همین پایم به سینه معاویه که در شام است می‌کوبم و او را از تختش سرنگون می‌کنم"، اما کار آصف بن برخیا را که تخت بلقیس را برای سلیمان آورد، انکار نمی‌کنند؟ آیا پیامبر ما برتر از تمام پیامبران نیست؟ آیا وصی او برترین اوصیاء نیست؟ پس چرا امیرالمؤمنین را به قدر آصف نیز باور ندارند؟ خداوند بین ما و بین آنان که حق ما را انکار می‌کنند و برتری ما را قبول ندارند، داوری کند.[۱۰]

طی الارض مهدی موعود و یارانش

در روایات رسیده دربارۀ امام زمان(عج)، به طی‌الارض وی و یارانش اشاره شده است؛ البته چگونگی طی‌الارض آنها معلوم نیست. در حدیثی از امام رضا(ع) در معرفی امام زمان آمده است: او، کسی است که زمین برای او در نوردیده می‌شود،(هو الذی تطوی له الارض.)[۱۱]

امام صادق(ع) نیز دربارۀ طی‌الارض یاران امام مهدی گفته است: «پس، از گوشه و کنار زمین به سوی او جمع می‌شوند و زمین برای آنها به‌هم پیچیده می‌شود، تا اینکه با او بیعت می‌کند،(فیصیر الیه شیعته من اطراف الارض تطوی لهم الارض حتّی یبایعوه.)[۱۲]

حقیقت طی‌الارض

ابن عربی درباره چیستی و چگونگی طی‌الارض، نظریه‌ "اِعدام و ایجاد" (نیست‌کردن و ایجادکردن) را ارائه داده است. طبق این نظریه، در طی الأرض، شخص خود را در مکان مبدأ نیست و در مکان دلخواه ایجاد می‌کند.[۱۳]

در ادیان دیگر

در مکاتب عرفانی آیین یهود نیز از طی الأرض سخن گفته شده است.[نیازمند منبع]

تک‌نگاری‌ها

  • دانستنی‌هایی درباره طی الارض، جابر رضوانی، قم، نگاه آشنا، ۱۳۹۱ش.

پانویس

  1. راغب اصفهانی، مفردات قرآن، ص۵۳۳.
  2. لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه طی‌الارض.
  3. نک حسینی طهرانی، مهرتابان، ۱۴۲۶ق، قسمت پانزدهم، ص۸۳.
  4. نک طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۶۱۲؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۴ق، ج۱۸، ص۲۸۹.
  5. عیاشی، التفسیر، ۱۴۲۱ق، ج۳، ص۳۴.
  6. قرآن، سوره نمل، آیات ۳۸-۴۰.
  7. رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۱۰ق، ج۲۴، ص۵۵۶.
  8. مولوی‌نیا، تاریخ انبیا، ۱۳۸۴ش، ص۲۶۸.
  9. نک مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۵، ص۲۲۱؛ کلینی، اصول کافی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۴۱۳؛ مجلسی، مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج۶، ص۱۱۸.
  10. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳‌ق، ج۲۷، ص۲۵، ۲۸.
  11. شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۳۷۱، ح۵.
  12. فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۴۲۳ق، ص۲۶۳.
  13. غزالی، عرفان و تصوف، ص۱۴۵و۱۴۶.

منابع

  • قرآن، ترجمه محمدمهدی فولادوند.
  • حسینی طهرانی، محمدحسین، مهرتابان (یادنامه و مصاحبه تلمیذ و علامه محمد حسین طباطبایی تبریزی)، قم، باقرالعلوم، ۱۴۲۶ق.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغتنامه.
  • رازی، محمد بن عمر (فخر رازی)، تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۰ق.
  • راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن‏، بيروت‏، دار القلم‏، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق، تصحیح و تعلیق: علی أکبر الغفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۵ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • فتال نیشابوری، محمد بن حسن، روضة الواعظین، قم، دلیل ما، ۱۴۲۳ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق دار الحدیث، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۴۲۹ق.
  • مجلسی، بحارالانوار، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳‌ق.
  • مولوی نیا، محمدجواد، تاریخ انبیاء از خلقت آدم(ع) تا رحلت خاتم(ص)، قم، موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)، ۱۳۸۴ش.