پرش به محتوا

وطن: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Mohamadhaghani
جزبدون خلاصۀ ویرایش
imported>Mohamadhaghani
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{احکام}}
{{احکام}}
{{مقاله توصیفی فقهی}}
{{مقاله توصیفی فقهی}}
'''وطن''' منطقه محل تولد یا محل زندگی شخص که تا وقتی در آنجا حاضر باشد نماز و روزه‌اش صحیح است. بر اساس فقه شیعه فرد می‌تواند از وطن خود صرف‌نظر کند و وطن جدید انتخاب کند و نیز هر شخص می‌تواند بیش از یک وطن داشته باشد.  
'''وطن''' در اصطلاح [[فقه|فقهی]]، به محل تولد یا محل زندگی شخص اطلاق می‌شود. فرد در هنگام اقامت در وطن باید نماز را به صورت کامل بخواند و در [[ماه رمضان]] [[روزه]] بگیرد. در خارج از وطن، فرد درباره نماز و روزه باید از [[احکام مسافر]] تبعیت کند. بر اساس فقه شیعه فرد می‌تواند از وطن خود صرف‌نظر کند و وطن جدید انتخاب کند و نیز هر شخص می‌تواند بیش از یک وطن داشته باشد.  
 
== مفهوم وطن ==
== مفهوم وطن ==
وطن در اصطلاح فقهی محل تولد (روستا یا شهر) یا محل زندگی دائم شخص است. <ref>یزدی، العروة‌ الوثقی، ج۳، ص۴۷۱-۴۷۲</ref> تعیین وطن برای شناخت وظیفه هنگام سفر مهم است. هر فرد در وطن خودش باید نمازش را تمام بخواند و روزه بگیرد حتی اگر در حال مسافرت از جای به جای دیگر از وطن خود گذری عبور کند و [[قصد اقامه عشره|قصد اقامت]] نداشته باشد.
وطن در اصطلاح فقهی محل تولد (روستا یا شهر) یا محل زندگی دائم شخص است. <ref>یزدی، العروة‌ الوثقی، ج۳، ص۴۷۱-۴۷۲</ref> تعیین وطن برای شناخت وظیفه هنگام سفر مهم است. هر فرد در وطن خودش باید نمازش را تمام بخواند و روزه بگیرد حتی اگر در حال مسافرت از جای به جای دیگر از وطن خود گذری عبور کند و [[قصد اقامه عشره|قصد اقامت]] نداشته باشد.

نسخهٔ ‏۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۲:۵۴

وطن در اصطلاح فقهی، به محل تولد یا محل زندگی شخص اطلاق می‌شود. فرد در هنگام اقامت در وطن باید نماز را به صورت کامل بخواند و در ماه رمضان روزه بگیرد. در خارج از وطن، فرد درباره نماز و روزه باید از احکام مسافر تبعیت کند. بر اساس فقه شیعه فرد می‌تواند از وطن خود صرف‌نظر کند و وطن جدید انتخاب کند و نیز هر شخص می‌تواند بیش از یک وطن داشته باشد.

مفهوم وطن

وطن در اصطلاح فقهی محل تولد (روستا یا شهر) یا محل زندگی دائم شخص است. [۱] تعیین وطن برای شناخت وظیفه هنگام سفر مهم است. هر فرد در وطن خودش باید نمازش را تمام بخواند و روزه بگیرد حتی اگر در حال مسافرت از جای به جای دیگر از وطن خود گذری عبور کند و قصد اقامت نداشته باشد. در متون فقهی شیعه، وطن را به سه قسم تقسیم کرده‌اند. [۲] هر یک از این اقسام حکم خاص خود را دارند.

وطن اصلی

وطن اصلی شخص، وطن پدر و مادری و جایی است که در آن به دنیا آمده و مدتی نیز در آن زندگی کرده است. [۳]

وطن عرفی یا مستجد

وطن عرفی یا مستجد محلی است که شخص برای زندگی انتخاب می‌کند هر چند محل تولدش نباشد. وطن اختیاری یا وطن اتخاذی نیز از اصطلاحاتی است که برای این قسم از وطن به کار می‌رود.[۴]

وطن شرعی

در اصطلاح فقیهان وطن شرعی جایی است که کسی در آنجا به دنیا آمده یا مدتی در آن زندگی کرده و در آنجا املاکی نیز دارد. از نظر مشهور فقیهان شیعه، وطن شرعی، حکم وطن عرفی را دارد و شخص در آنجا حکم مسافر را ندارد. [۵] بسیاری از فقیهان وطن شرعی را به رسمیت نمی‌شناسند و نماز و روزه مسافر را در آنجا شکسته می‌دانند. به نظر ایشان صرف داشتن ملک در جایی باعث نمی‌شود که احکام وطن بر آنجا جاری شود. [۶]

وطن حکمی

وطن حُکمی جایی است که کسی برای مدتی طولانی در آن ساکن است ولی قصد ماندن در آنجا را ندارد. از نظر برخی فقیهان چون زمان سکونت در چنین جایی طولانی است آنجا نیز حکم وطن را دارد و شخص باید در آنجا نماز را تمام بخواند و روزه بگیرد [۷] از نظر برخی دیگر از فقیهان وطن حکمی همانند وطن نیست و شخص در آنجا حکم مسافر را دارد و باید نمازها را شکسته بخواند.[۸]

اعراض از وطن

بر اساس فتوای فقیهان شیعه فرد می‌تواند از وطن اصلی و عرفی خود روی‌گردان شود و تصمیم بگیرد که هیچ‌گاه برای سکونت به وطن خود بازنگردد. بعد از اعراض از وطن، نماز فرد در آن محل شکسته است و روزه نیز نباید بگیرد. [۹] فقیهانی که وطن شرعی را قبول دارند معتقدند که اعراض از وطن شرعی محقق نمی‌شود و تا وقتی کسی در وطن شرعی ملک دارد نماز و روزه‌اش در آن محل تمام است. [۱۰]

بسیاری از فقیهان شیعه اعراض را امری قصدی و عملی می‌دانند که با خروج عملی از وطن سابق و تصمیم به عدم برگشت محقق می‌شود. [۱۱] گروهی دیگر از فقیهان، اعراض را امری عملی می‌دانند به این معنا که وقتی کسی چند سال است که در محل جدیدی زندگی می‌کند محل تولد یا محل سابق زندگی او دیگر وطن او محسوب نمی‌شود حتی اگر قصد بازگشت به آنجا را داشته باشد. [۱۲]

داشتن چند وطن

به فتوای فقیهان شیعه هر شخص می‌تواند به جز وطن اصلی، دو یا سه وطن دیگر نیز داشته باشد. [۱۳]برخی از فقیهان داشتن بیش از دو وطن را صحیح نمی‌دانند. [۱۴]

حدیث حب الوطن

جمله مشهور حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الإیمانِ که به عنوان حدیث مشهور است در کتاب‌های حدیثی قدیم شیعه وجود ندارد. در کتاب منهاج البراعه [۱۵] که شرح نهج البلاغه و نوشته شده در قرن ۱۴ قمری است و نیز در سفینة البحار[۱۶]به نقل از مقدمه امل الآمل شیخ حر عاملی این جمله نقل شده است. ولی در هر دو مورد سندی برای آن نقل نشده است.

پانویس

الگوی پانویس غیرفعال شده است. لطفا از الگوی پانوشت استفاده شود

منابع

  • بروجردی، سید محمدحسین، در یزدی، العروة الوثقی مع التعلیقات، موسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۲۰ق.
  • خمینی (امام)، سید روح‌الله، تحریر الوسیلة، موسسه مطبوعاتی دار العلم، قم.
  • خوئی، حبیب‌الله، منهاج البراعة فی شرح نهج‌ البلاغة، مکتبة الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۰ق، بر اساس نرم‌افزار جامع الاحادیث نور، نسخه ۳/۵.
  • سبحانی، جعفر، ضیاء الناظر فی احکام صلاة المسافر، موسسه امام صادق (ع)، قم، ۱۳۷۶ش.
  • قمی، عباس، سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، انتشارات اسوه،‌ قم، ۱۴۱۴ق، بر اساس نرم‌افزار جامع الاحادیث نور، نسخه ۳/۵.
  • گلپایگانی، سید محمدرضا، در یزدی، العروة الوثقی مع التعلیقات، موسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۲۰ق.
  • مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، احکام مسافر، ویرایش دوم، نشر فراکاما، قم، ۱۳۹۱ش.
  • نائينی، محمدحسین، در یزدی، العروة الوثقی مع التعلیقات، موسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۲۰ق.
  • یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی مع التعلیقات، موسسة‌ النشر الاسلامی، قم، ۱۴۲۰ق.
  1. یزدی، العروة‌ الوثقی، ج۳، ص۴۷۱-۴۷۲
  2. سبحانی، ضیاء الناظر، ص۲۲۲
  3. سبحانی، ضیاء الناظر، ص۲۲۷
  4. سبحانی، ضیاء الناظر، ص۲۲۷
  5. یزدی، عروة الوثقی، ج۳، ص۴۷۳
  6. یزدی، العروة الوثقی، ج۳، ص۴۷۳
  7. به عنوان نمونه رک: مرکز ملی پاسخگویی، احکام مسافر، ص۵۳ و ص۶۸ و ص۷۹ و ص۱۱۳
  8. به عنوان نمونه رک: مرکز ملی پاسخگویی، احکام مسافر، ص۴۵ و ص۳۸ و ص۱۹و ص۶۰
  9. یزدی، العروة الوثقی، ج۳، ص۴۷۲
  10. یزدی، العروة الوثقی، ج۳، ص۴۷۳
  11. به عنوان نمونه: بروجردی و گلپایگانی، تعلیقه بر العروة الوثقی، ج۳، ص۴۷۴
  12. سایت آیت الله مکارم شیرازی
  13. یزدی، العروة الوثقی، ج۳، ص۴۷۳-۴۷۴
  14. نائینی، العروة الوثقی، ج۳، ص۴۷۴، خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، ص۲۸۵
  15. خوئی، منهاج البراعة، ج۲۱، ص۳۹۴
  16. قمی، سفینة البحار، ج۸، ص۵۲۴