پرش به محتوا

قیادت

از ویکی شیعه

قیادت یا قَوّادی به‌معنای واسطه‌گری میان دو نفر برای انجام عمل جنسی مُنافی عِفت که از گناهان کبیره شمرده شده است. حرام‌بودن قیادت را از ضروریات دانسته‌اند. چندین روایت از پیامبر اسلام در مذمت و لعن فرد قواد نقل شده است. پیامبر(ص) در شرح حوادثی که در معراج برای او رخ داده، به چگونگی عذاب این افراد اشاره کرده است.

برخی فقیهان شیعه، قیادت را به‌صورت محدود و واسطه‌بودن میان زن و مرد برای انجام زنا تعریف کرده‌اند. درباره اینکه آیا این اصطلاح، واسطه‌گری برای لواط و مساحقه را نیز دربرمی‌گیرد، اختلاف وجود دارد.

این عمل دارای حد شرعی به مقدار هفتاد و پنج ضربه شلاق است. زنان قواد فقط با هفتاد و پنج ضربه شلاق مجازات می‌شوند، اما در مورد مردان، مجازاتی فراتر از شلاق مانند تبعید، تراشیدن مو و گرداندن در شهر نیز ذکر شده است. حد شرعی قیادت با دو بار اقرار یا با شهادت دو شاهد ثابت می‌شود.

برخی فقیهان شیعه متذکر شده‌اند که قیادت، تنها راهنمایی دو فرد برای انجام گناه نیست، بلکه فراهم‌آوردن شرایط و لوازم گناه نیز در این معنا دخالت دارد.

قیادت؛ گناه کبیره

برخی فقیهان شیعه، قیادت را در یک معنای وسیع[۱] به واسطه‌گری میان دو نفر[۲] برای انجام عمل جنسی منافی عفت[۳] تعریف کرده‌اند؛ اما عده‌ای دیگر، آن را به‌صورت محدود تعریف کرده‌اند. در نگاه دسته دوم، مصداق قطعی قیادت، به‌هم‌رساندن میان زن و مرد برای انجام زنا است؛[۴] اما درباره دربرگرفتن موارد دیگر اختلاف وجود دارد.[۵] بعضی، قیادت را امری دانسته‌اند که با فراهم کردن مقدمات گناه، موجب فساد جامعه و مردم می‌گردد.[۶] برخی فقیهان شیعه متذکر شده‌اند که قیادت تنها راهنمایی دو فرد برای انجام گناه نیست، بلکه فراهم‌آوردن شرایط و لوازم گناه نیز در این معنا دخالت دارد.[۷] در مفهوم قیادت فرقی میان زن و مرد[۸] و مسلمان یا کافر[۹] نیست.

عمل قیادت را حرام[۱۰] و دارای حد شرعی[۱۱] خوانده‌اند. حرمت قیادت از ضروریات شمرده شده است.[۱۲] در حرام‌بودن قیادت در فقه شیعه هیچ مخالفی وجود ندارد.[۱۳] ابوالقاسم خوئی از فقیهان شیعه از قیادت با تعبیر «گناه کبیره هلاک‌کننده» یاد کرده است.[۱۴] فقیهان شیعه در برخی ابواب فقهی مانند حدود و مکاسب محرمه به موضوع قیادت پرداخته‌اند.[۱۵]

روایتی از پیامبر اسلام(ص) نقل شده که هر فردی که واسطه بین زن و مردی برای عمل حرام باشد، خداوند، بهشت را بر وی حرام نموده و جایگاه او جهنم خواهد بود و همواره تا لحظه مرگش مشمول غضب الهی است.[۱۶] در روایتی دیگر از پیامبر نقل شده که وی «واصِلَة و مُوتَصِلَة» (مُستوصله[۱۷]) را لعن کرد.[۱۸] امام صادق(ع) مقصود پیامبر از این دو را زن زناکار و زن قَواد دانسته است.[۱۹] در روایت دیگری که پیامبر به شرح حوادث معراج پرداخته، به این نکته اشاره می‌کند که زنان قیادت‌کننده را دیده که صورت و بدن آنان می‌سوخت.[۲۰]

مجازات حد شرعی

قیادت دارای حد شرعی است.[۲۱] این حد شرعی در صورتی اثبات می‌گردد که زنا یا لواط تحقق پیدا کند و در صورت تحقق‌نیافتن، شخصی که قیادت کرده، محکوم به تعزیر است.[۲۲] اگر فردِ قوّاد بالغ نباشد، فقط تأدیب می‌شود.[۲۳] حد شرعی برای قیادت با دو بار اقرار[۲۴] یا با شهادت دو شاهد ثابت می‌شود.[۲۵] البته به گفته علامه حلی، شهادت زنان در این موضوع اثبات جرم نمی‌کند، حتی اگر به صورت مشترک با یک مرد باشند.[۲۶]

روایت عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) که حد قواد را هفتادوپنج ضربه شلاق دانسته،[۲۷] دلیل بر وجود حد شرعی در موضوع قیادت معرفی کرده‌اند.[۲۸] حکم هفتاد و پنج ضربه شلاق را برای قواد، چه زن باشد و چه مرد،[۲۹] از احکام اتفاقی در میان شیعیان دانسته‌اند.[۳۰] در ماده ۲۴۳ قانون مجازات اسلامی ایران نیز به این تعداد شلاق برای قواد اشاره شده است.[۳۱]

مجازات‌های دیگر

مجازات زنان قواد تنها هفتادوپنج ضربه شلاق بوده[۳۲] و بیش از این مجازاتی برای آنها وجود ندارد.[۳۳] در مورد مردان اختلاف است[۳۴] و برخی فقیهان مجازات‌های دیگری را نیز مطرح کرده‌اند؛ ازجمله:[۳۵]

  • مرد قواد را از شهری که در آن جرم انجام داده، تبعید می‌کنند.[۳۶] برخی فقیهان این مجازات را تنها پس از تکرار جرم می‌دانند.[۳۷] برای مدت تبعید قیدی ذکر نشده است.[۳۸] برخی پژوهشگران، افرادی مانند سلطان و حاکم اسلامی را مسئول مشخص‌کردن مدت تبعید دانسته‌اند.[۳۹] در قانون مجازات اسلامی ایران مدت تبعید فرد تا یک سال است که مدت آن را قاضی تعیین می‌کند.[۴۰] در روایت عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) به مجازات تبعید برای قیادت اشاره شده است.[۴۱]
  • برخی فقیهان ذکر کرده‌اند که موهای مرد قَوّاد را می‌تراشند و سپس او را در شهر، در میان بازار و دیگر مکان‌ها می‌گردانند تا مردم او را بشناسند و از معاشرت با او پرهیز کنند.[۴۲]

مصادیق

به‌هم‌رساندن میان زن و مرد برای انجام زنا را از مصادیق قطعی قیادت دانسته‌اند.[۴۳] در مصادیق دیگر اختلاف وجود دارد. محقق حلی، از فقیهان شیعه در قرن هفتم قمری، رساندن دو مرد به یکدیگر برای لواط را نیز در ضمن مفهوم قیادت قرار داده است،[۴۴] حتی اگر یکی از دو طرف کودک بوده باشد؛[۴۵] اما از نظر سید محمدرضا گلپایگانی، از فقیهان شیعه قرن چهاردهم شمسی، قیادت شامل واسطه‌گری در لواط نمی‌شود؛ زیرا از روایات چنین مطلبی به دست نمی‌آید.[۴۶] در قانون مجازات اسلامی ایران مفهوم قیادت به واسطه‌گری برای لواط نیز اطلاق شده است.[۴۷]

برخی فقیهان شیعه معتقدند واسطه‌گری میان دو زن برای مساحقه با وجود حرام‌بودن، از مصادیق قیادت شمرده نمی‌شود.[۴۸] گفته شده عرف مُتَشرِّعه، قیادت را برای واسطه‌گری میان دو زن به کار نمی‌برند.[۴۹] در قانون مجازات اسلامی ایران نیز قوادی شامل واسطه‌گری برای مساحقه نمی‌شود.[۵۰] با این حال، برخی فقیهان مفهوم قیادت را شامل واسطه‌گری میان دو زن برای مساحقه نیز دانسته‌اند.[۵۱]

برخی پژوهشگران معتقدند اصطلاح قیادت از عناوین عُرفی بوده و عرف آن را به وجود آورده است.[۵۲] بر این اساس، شارع این اصطلاح را تأسیس نکرده، بلکه معنای عرفی آن را پذیرفته است.[۵۳] شاهد بر این ادعا را چنین گفته‌اند که تعریفی از این اصطلاح در روایات از پیامبر اسلام(ص) و یا اهل‌بیت(ع) وجود ندارد.[۵۴]

پانویس

  1. شهرکانی، معجم المصطلحات الفقهیة، ۱۴۳۰ق، ص۵۱۰.
  2. شهید اول، موسوعة الشهید الاول، ۱۴۳۰ق، ج۱۳، ص۳۱۷.
  3. کهنسال، «مجازات قیادت در آراء فقها و قانون مجازات اسلامی»، ص۷.
  4. موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۱۵۸.
  5. گلپایگانی، الدر المنضود، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۹۲.
  6. موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۱۵۱.
  7. فاضل لنکرانی، تفصیل الشریعة (الحدود)، ۱۳۸۱ش، ص۳۴۵.
  8. موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۱۵۳.
  9. شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۴۱۰ق، ج۹، ص۱۶۴.
  10. شیخ انصاری، المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۳۸۵.
  11. موسوی خوانساری، جامع المدارک، ۱۴۰۵ق، ج۷، ص۸۸.
  12. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۱، ص۳۹۹.
  13. موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۱۵۱.
  14. خوئی، موسوعة الإمام الخوئی، ۱۴۱۸ق، ج۳۵، ص۵۸۲.
  15. حسینی زیدی، «نقدی بر مجازات قیادت در قانون مجازات اسلامی»، ص۳.
  16. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۰۹ق، ج۲۰، ص۳۵۱.
  17. شیخ صدوق، معانی الأخبار، ۱۴۰۳ق، ص۲۵۰.
  18. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۴۸.
  19. شیخ صدوق، معانی الأخبار، ۱۴۰۳ق، ص۲۵۰.
  20. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(ع)، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۱.
  21. موسوی خوانساری، جامع المدارک، ۱۴۰۵ق، ج۷، ص۸۸.
  22. «قانون مجازات اسلامی»، معاونت حقوقی ریاست جمهوری.
  23. علامه حلی، قواعد الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۳۹.
  24. طباطبایی کربلایی، ریاض المسائل، ۱۳۸۲ش، ج۱۶، ص۲۸.
  25. ابن‌سعید، الجامع للشرائع، ۱۴۰۵ق، ص۵۵۷.
  26. علامه حلی، قواعد الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۳۹.
  27. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۴۸.
  28. موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۱۵۱.
  29. موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۱۶۰.
  30. منتظری، کتاب الحدود، ۱۴۳۱ق، ص۱۸۹.
  31. «قانون مجازات اسلامی»، معاونت حقوقی ریاست جمهوری.
  32. مغنیه، فقه الإمام جعفر الصادق(ع)، ۱۳۷۹ش، ج۶، ص۲۷۰.
  33. هاشمی شاهرودی، المعجم الفقهی لکتب الشیخ الطوسی، ۲۰۰۴ق، ج۵، ص۲۹۳.
  34. شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۱۴، ص۴۲۲.
  35. ابن‌سعید، الجامع للشرائع، ۱۴۰۵ق، ص۵۵۷.
  36. هاشمی شاهرودی، المعجم الفقهی لکتب الشیخ الطوسی، ۲۰۰۴ق، ج۵، ص۲۹۳.
  37. اعرجی، کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۶۰۹-۶۱۰.
  38. علامه حلی، تحریر الأحکام الشرعیة، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۳۳۶.
  39. حسینی زیدی، «نقدی بر مجازات قیادت در قانون مجازات اسلامی»، ص۱۲.
  40. «قانون مجازات اسلامی»، معاونت حقوقی ریاست جمهوری.
  41. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۴۸.
  42. ابن‌فهد حلی، المهذب البارع، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۶۱.
  43. موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۱۵۸.
  44. محقق حلی، شرائع الإسلام، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۱۴۸.
  45. محقق حلی، المختصر النافع، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۲۱۹.
  46. گلپایگانی، الدر المنضود، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۹۲.
  47. «قانون مجازات اسلامی»، معاونت حقوقی ریاست جمهوری.
  48. تبریزی، أسس الحدود و التعزیرات، ۱۴۱۷ق، ص۲۱۹.
  49. رمضانی و تمدن، «بررسی فقهی- حقوقی مسئله قیادت با نگاهی به تأثیر جرائم نوظهور بر سبک زندگی جوانان»، ص۱۲۰.
  50. «قانون مجازات اسلامی»، معاونت حقوقی ریاست جمهوری.
  51. فاضل هندی، کشف اللثام، ۱۴۱۶ق، ج۱۰، ص۵۰۷.
  52. محسنی دهکلانی، «بازجستی فقهی در ماهیت قوادی»، ص۱۵۳.
  53. محسنی دهکلانی، «بازجستی فقهی در ماهیت قوادی»، ص۱۵۳.
  54. محسنی دهکلانی، «بازجستی فقهی در ماهیت قوادی»، ص۱۵۳.

منابع

  • ابن‌سعید، یحیی بن احمد، الجامع للشرائع، قم، مؤسسه سیدالشهداء(ع)، ۱۴۰۵ق.
  • ابن‌فهد حلی، احمد بن محمد، المهذب البارع فی شرح المختصر النافع، محقق: مجتبی عراقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۰۷ق.
  • تبریزی، جواد، أسس الحدود و التعزیرات، قم، مطبعه مهر، ۱۴۱۷ق.
  • حسینی زیدی، سید ابوالقاسم، رضا حق‌پناه، حبیب یوسفوند، محمدحسین گلیاری، «نقدی بر مجازات قیادت در قانون مجازات اسلامی»، مجله فقه و اصول، شماره۴، پاییز ۱۳۹۹ش.
  • خوئی، ابوالقاسم، موسوعة الإمام الخوئی، مقرر: جمعی از شاگردان آیت‌الله خویی، محقق: رضا خلخالی، قم، التوحید للنشر، ۱۴۱۸ق.
  • رمضانی، بهنام، حمیدرضا تمدن، «بررسی فقهی- حقوقی مسئله قیادت با نگاهی به تأثیر جرائم نوظهور بر سبک زندگی جوانان»، پژوهش‌نامه فقه اجتماعی، سال چهارم، شماره۱، پاییز و زمستان ۱۳۹۴ش.
  • شهرکانی، ابراهیم اسماعیل، معجم المصطلحات الفقهیة، قم، ذوی القربی، ۱۴۳۰ق.
  • شهید اول، محمد بن مکی، موسوعة الشهید الأول، جمع‌آوری: رضا مختاری، اشراف: علی اوسط ناطقی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی فی الحوزة العلمیة، ۱۴۳۰ق.
  • شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، قم، مکتب الإعلام الإسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، محقق: مؤسسة المعارف الإسلامیة، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق،
  • شیخ انصاری، مرتضی، المکاسب، محقق: کمیته تحقیق تراث شیخ اعظم، قم، المؤتمر العالمی بمناسبة الذکری المئویة الثانیة لمیلاد الشیخ الأعظم الأنصاری، ۱۴۱۵ق.
  • شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، محقق: محمد شریف رازی، ابوالحسن شعرانی، قم، اسلامیه، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، محقق و مصحح: مهدی لاجوردی، تهران، نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸ق.
  • شیخ صدوق، معانی الاخبار، محقق و مصحح: علی‌اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
  • شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: علی‌اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • طباطبایی کربلایی، علی بن محمد، ریاض المسائل فی تحقیق الأحکام بالدلائل، محقق: مؤسسة آل البیت علیهم‌السلام لاحیاء التراث، ۱۳۸۲ش.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریر الأحکام الشرعیة، محقق: ابراهیم بهادری، اشراف: جعفر سبحانی تبریزی، قم، مؤسسة الإمام الصادق(ع)، ۱۴۲۰ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، مصحح: مؤسسه النشر الاسلامی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • فاضل لنکرانی، محمد، تفصیل الشریعة (الحدود)، قم، مرکز فقه الأئمة الأطهار(ع)، ۱۳۸۱ش.
  • فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام عن قواعد الأحکام، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۶ق.
  • «قانون مجازات اسلامی»، معاونت حقوقی ریاست جمهوری، تاریخ بازدید: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ش.
  • کهنسال، علی، «مجازات قیادت در آراء فقها و قانون مجازات اسلامی»، سال هشتم - شماره ۱۵، گام اول بهار و تابستان ۱۴۰۰ش.
  • گلپایگانی، سید محمدرضا، الدر المنضود فی أحکام الحدود، مقرر: علی کریمی جهرمی، قم، دار القرآن الکریم، ۱۳۷۲ش.
  • محسنی دهکلانی، محمد، «بازجستی فقهی در ماهیت قوادی»، پژوهش نامه حقوق اسلامی، شماره ۳۸، پاییز و زمستان ۱۳۹۲ش.
  • محقق حلی، جعفر بن حسن، المختصر النافع فی فقه الإمامیة، قم، مطبوعات دینی، ۱۴۱۸ق.
  • محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الإسلام، محقق: عبدالحسین محمد علی بقال، قم، اسماعیلیان، ۱۴۰۸ق.
  • مغنیه، محمد جواد، فقه الإمام جعفر الصادق(ع)، قم، انصاریان، ۱۳۷۹ش.
  • منتظری، حسینعلی، کتاب الحدود، قم، دار الفکر، ۱۴۳۱ق.
  • موسوی اردبیلی، سید عبدالکریم، فقه الحدود و التعزیرات، قم، جامعة المفید، ۱۴۲۷ق.
  • موسوی خوانساری، سید احمد، جامع المدارک، مصحح: علی‌اکبر غفاری، تهران، مکتبة الصدوق، ۱۴۰۵ق.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، محقق: ابراهیم سلطانی نسب، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.
  • هاشمی شاهرودی، محمود، المعجم الفقهی لکتب الشیخ الطوسی، قم، مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل‌بیت(ع)، ۲۰۰۴ق.