پرش به محتوا

حدیث القضاة اربعة

از ویکی شیعه
حدیث اَلْقُضَاةُ أَرْبَعَة
اطلاعات روایت
اعتبار سندحدیث مرفوع
منابع شیعهالکافی، تهذیب
احادیث مشهور
حدیث سلسلةالذهبحدیث ثقلینحدیث کساءمقبوله عمر بن حنظلةحدیث قرب نوافلحدیث معراجحدیث ولایتحدیث وصایتحدیث جنود عقل و جهلحدیث شجره


حدیث اَلْقُضَاةُ أَرْبَعَة روایتی است از امام صادق(ع) که قاضی‌ها را در چهار گروه قرار داده و سه گروه از آنها را در آتش و یک گروه را در بهشت می‌داند. براساس این روایت تنها گروهی از قضات مستحق بهشت هستند که آگاهانه و بر حق حکم کرده ‌باشند ولی سه گروه دیگر که از روی آگاهی به ناحق قضاوت کنند، یا بدون آگاهی شرعی قضاوت کنند در آتش خواهند بود حتی اگر حکم آن‌ها درست باشد. علم در این روایت را به معنای علم شرعی دانسته‌اند که بنابر مشهور شیعیان، شامل ظن نیز می‌شود.

این روایت در الکافی و تهذیب و برخی دیگر از کتاب‌های حدیثی شیعه آمده و اهل‌سنت نیز روایتی را از پیامبر اسلام نقل کرده‌اند که مضمونی شبیه روایت «القضاة اربعة» دارد.

پیرامون اهل آتش بودن گروهی که با وجود نادانی، حکم بر حق داده‌اند، علت‌هایی ذکر شده است؛ از جمله مجلسی اول، از عالمان شیعه، معتقد است قاضی باید مجتهد و عالم باشد. اگر فردی این دو صفت را نداشته و حکم کند، عصیان کرده است، حتی اگر حکم او بر حق بوده باشد.

حدیث قاضیان چهارگانه

حدیث «اَلْقُضَاةُ أَرْبَعَة» اشاره به روایتی است که از امام صادق(ع) نقل شده است و قاضیان را بر اساس روش قضاوتشان به چهار دسته تقسیم کرده و فقط یک گروه را اهل نجات توصیف کرده است. برخی پژوهشگران این روایت را بیانگر اهمیت گزینش قاضیان دانسته‌اند.[۱]

بر اساس حدیث القضاة اربعة، قضات در چهار گروه قرار می‌گیرند و تنها قاضیانی بهشتی هستند که هم حکم برحق داده باشند و هم حکمشان از روی علم و آگاهی باشد. امام صادق(ع) سه گروه دیگر را که حکم اشتباه داده باشند یا ناآگاهانه قضاوت کرده باشند اهل آتش دانسته‌ است حتی اگر حکم ناآگاهانه درست صادر شده باشد.[۲] امام در ادامه روایت بیان می‌دارد که دو نوع حکم وجود دارد؛ حکم خداوند و حکم جاهلیت. هر فردی در حکم خدا خطا کند، به حکم جاهلیت حکم کرده است.[۳]

متن و ترجمه حدیث

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: اَلْقُضَاةُ أَرْبَعَةٌ ثَلاَثَةٌ فِي اَلنَّارِ وَ وَاحِدٌ فِي اَلْجَنَّةِ رَجُلٌ قَضَى بِجَوْرٍ وَ هُوَ يَعْلَمُ فَهُوَ فِي اَلنَّارِ وَ رَجُلٌ قَضَى بِجَوْرٍ وَ هُوَ لاَ يَعْلَمُ فَهُوَ فِي اَلنَّارِ وَ رَجُلٌ قَضَى بِالْحَقِّ وَ هُوَ لاَ يَعْلَمُ فَهُوَ فِي اَلنَّارِ وَ رَجُلٌ قَضَى بِالْحَقِّ وَ هُوَ يَعْلَمُ فَهُوَ فِي اَلْجَنَّةِ وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْحُكْمُ حُكْمَانِ حُكْمُ اَللَّهِ وَ حُكْمُ اَلْجَاهِلِيَّةِ فَمَنْ أَخْطَأَ حُكْمَ اَللَّهِ حَكَمَ بِحُكْمِ اَلْجَاهِلِيَّةِ (ترجمه: محمد بن خالد گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: قضات، چهار دسته‌اند؛ سه دسته در آتش و يك دسته در بهشت: كسى كه قضاوت ستمگرانه مى‌كند، در حالى‌كه آگاهى دارد. او در آتش دوزخ است. كسى كه قضاوت ستمگرانه مى‌كند، در حالى‌كه آگاهى ندارد. او نيز در آتش است. كسى كه قضاوت حق مى‌كند، در حالى‌كه آگاهى ندارد. او نيز در آتش است و كسى كه قضاوت حق مى‌كند، در حالى كه آگاهى دارد. او در بهشت است. هم‌چنين آن حضرت فرمود: حكم، دو نوع است: حكم خدا و حكم جاهليت. پس هر كس در مورد حكم خدا راه خطا رود به حكم جاهليت حكم كرده است.) [۴]

منابع حدیث

حدیث القضاة اربعة، از کتب اربعه در کافی و تهذیب الاحکام نقل شده است.[۵] شیخ صدوق این روایت را با اندکی تفاوتِ در متن در کتاب خصال خود نقل کرده است.[۶] شیخ مفید این روایت را از امام علی(ع) نیز نقل کرده است.[۷] علامه مجلسی روایت نقل‌شده از امام صادق(ع) را حدیث مرفوع دانسته است.[۸]

اهل‌سنت روایتی را از پیامبر اسلام نقل کرده‌اند که با وجود تفاوت‌هایی، شبیه روایت «القضاة اربعة» دانسته شده است.[۹] در روایتِ اهل‌سنت، پیامبر قضات را به سه دسته تقسیم می‌کند؛ کسی که حق را شناخت و به آن حکم کرد، این فرد در بهشت است. و مردی که از روی نادانی در میان مردم داوری کند، که این فرد در آتش است و گروه سوم فردی که حق را بشناسد اما ستم کند، این فرد در جهنم است.[۱۰]

سرنوشت قاضی جاهل

براساس روایت القضاة اربعة گفته‌اند اگر فردی بدون علم حکم کند، چه بر حق حکم کند و چه بر باطل، جایگاه او در آتش خواهد بود.[۱۱] مجلسی اول، از عالمان شیعه، معتقد است قاضی باید مجتهد و عالم باشد. اگر فردی این دو صفت را نداشته و حکم کند، عصیان کرده است، حتی اگر حکم او بر حق باشد.[۱۲] زیرا حکم این قاضی، از روی مبانی به دست نیامده است.[۱۳] و به گفته مجلسی اگر فردی حکم را از منبع شرعی به دست نیاورده باشد، به حکم جاهلیت حکم کرده است.[۱۴]

علم در این روایت را به معنای علم شرعی دانسته‌اند که به گفته مجلسی اول شامل ظن پایین‌تر از علم نیز می‌شود.[۱۵] شیخ طوسی در حجیت ظن به این روایت استناد کرده است.[۱۶] بر این اساس علامه مجلسی معتقد است نباید قاضی در این روایت را با مجتهدی که در اجتهاد خود خطا کرده، مقایسه کرد؛ زیرا قاضی در این روایت بدون دلیل شرعی معتبر قضاوت کرده است و به همین جهت در آتش است، اما مجتهد براساس منابع معتبر دینی حکم کرده و به همین جهت بر درستی است.[۱۷]

پانویس

  1. دلشاد تهرانی، دلالت دولت: آیین‌نامه حکومت و مدیریت در عهدنامه مالک اشتر، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۴۳۰.
  2. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۴۰۷؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۲۱۸.
  3. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۴۰۷؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۲۱۸.
  4. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۴۰۷.
  5. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۴۰۷؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۲۱۸.
  6. شیخ صدوق، الخصال، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۲۴۷.
  7. شیخ مفید، المقنعة، ۱۴۱۳ق، ص۷۲۲.
  8. علامه مجلسی، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ۱۴۰۴ق، ج۲۴، ص۲۶۶.
  9. عبداللهی، «تقریرات درس خارج فقه آیت الله سید احمد مددی»، وبگاه دروس و آثار سید احمد مددی موسوی.
  10. ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ۱۹۵۳م، ج۲، ص۷۷۶؛ بیهقی، السنن الکبری، ۱۴۲۴ق، ج۱۰، ص۱۹۹.
  11. خوئی، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، ۱۳۵۹ش، ج‏۳، ص۲۷۴.
  12. مجلسی اول، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ۱۴۰۶ق، ج۶، ص۱۳.
  13. حسینی طهرانی، ولایت فقیه در حکومت اسلام، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۲۳۰.
  14. علامه مجلسی، ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار، ۱۳۶۵ش، ج۱۰، ص۱۰ - ۱۱.
  15. مجلسی اول، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ۱۴۰۶ق، ج۶، ص۱۳.
  16. عبداللهی، «تقریرات درس خارج فقه آیت الله سید احمد مددی»، وبگاه دروس و آثار سید احمد مددی موسوی.
  17. علامه مجلسی، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ۱۴۰۴ق، ج۲۴، ص۲۶۶.

منابع

  • ابن ماجه قزوینی، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، دار إحیاء الکتب العربیة، فیصل عیسی البابی الحلبی، ۱۹۵۳م.
  • بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، محقق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ سوم، ۱۴۲۴ق.
  • حسینی طهرانی، محمدحسین، ولایت فقیه در حکومت اسلام، مشهد مقدس، علامه طباطبایی، ۱۴۲۱ق.
  • خویی، حبیب الله بن محمد، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، شارح: حسن حسن زاده آملی، محمدباقر کمره‌ای، مصحح: ابراهیم میانجی، تهران، مکتبة الاسلامیة ، ۱۳۵۹ش.
  • دلشاد تهرانی، مصطفی، دلالت دولت: آیین‌نامه حکومت و مدیریت در عهدنامه مالک اشتر، تهران، دریا، ۱۳۸۸ش.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، مصحح: علی‌اکبر غفاری، قم، جماعة المدرسين، ۱۴۱۶ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، محقق: حسن موسوی خرسان، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، المقنعة، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • عبداللهی، یحیی، «تقریرات درس خارج فقه آیت الله سید احمد مددی»، وبگاه دروس و آثار سید احمد مددی موسوی، تاریخ بازدید: ۲۳ تیر ۱۴۰۵ش.
  • علامه مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق و مصحح: سید هاشم رسولی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • علامه مجلسی، محمدباقر، ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار، قم، کتابخانه عمومی حضرت آیت الله مرعشی نجفی، ۱۳۶۵ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: علی‌اکبر غفاری، محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی اول، محمدتقی، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: سید حسین موسوی کرمانی، علی‌پناه اشتهاردی، سید فضل‌الله طباطبائی، قم، مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق.