بقعه بیبی شهربانو

بقعه بیبی شهربانو زیارتگاهی در شمال شرقی شهر ری، در دامنه جنوبی کوه ری (کوه بیبی شهربانو). درباورهای عامیانه این بقعه آرامگاه شهربانو، همسر امام حسین (ع) و مادر امام زین العابدین(ع) است که بهطور معجزهآسایی از واقعه کربلا نجات پیدا کرده و در این مکان در دل کوه قرار گرفته است. پزوهشگران چندی از جمله محدث نوری، آقابزرگ تهرانی، شهیدی و مطهری داستان حضور و پنهانشدن شهربانو در این کوه و دفن او در آنجا را از داستانهای خیالی دانستهاند. و نیز برخی پژوهندگان تاریخ ری و تهران احتمال میدهند که این بقعه یکی از زیارتگاههای زرتشتیان بوده که به مرور زمان به عنوان یک زیارتگاه اسلامی جا افتاده است.
بقعه و انتساب آن به مادر امام سجاد(ع)
بقعه بیبی شهربانو زیارتگاهی در دامنه جنوبی کوی ری معروف به کوه بیبی شهربانو است.[۱] عباسقلیخان سپهر در ناسخ التواریخ که در دوران قاجار نوشته شده آن بقعه را در یکفرسنگی طهران توصیف کرده است.[۲] و گزارش کرده که مردم عوام آن را متعلق به شهربانو همسر امام حسین(ع) میدانند.[۳] و غالبا نذوراتی به آنجا میبرند[۴] همچنین زیارتنامهای نیز برای شهربانو در این مکان نصب شده که تاریخ نصب آن سال ۹۶۲ق است.[۵]
بنابه گزارش سپهر عقیده مردم عوام این است که اگر مردی وارد حرم شود، سنگ و میخ میشود، چون به صاحب بقعه نامحرم است. حتی زنی که باردار است به احتیاط اینکه مبادا جنینش پسر باشد به داخل حرم نمیرود. سپهر میگوید: من خود در ایام کودکی به آنجا رفتم ولی مرا به درون مقبره راه ندادند، اما متولی چون سید است مشکلی ندارد میتواند داخل شود، چون سادات محرم هستند، سید محمود زرندی نیز این خرافه را تأیید میکند و چون خود سید است توانسته بود به داخل مقبره برود.[۶] کریمان نیز در کتاب تهران در گذشته و حال، همین باور را نقل کرده است.[۷]
داستان رسیدن شهربانو به کوه
سید جعفر شهیدی پژوهشگر تاریخ اسلام داستان را از زبان برپاکنندگان و زیارتکنندگان بقعه چنین آورده که شهربانو پس از شهادت امام حسین (ع) بر ذوالجناح اسب امام سوار میشود، دشمن وی را تعقیب میکند، وی به کوهی در اطراف ری میرسد، از خدا کمک میطلبد ولی به جای اینکه بگوید یا هو مرا دریاب، میگوید یا کوه مرا دریاب، کوه شکافته میشود و او در دل کوه میرود.[۸] ناسخ التواریخ نیز به طور خلاصه همین داستان را از زبان مردم عوام نقل کرده است.[۹] کتاب تهران در گذشته و حال نیز چنین داستانی را بنابر شنیدههایش از مردم نقل کرده است.[۱۰] درباره این ماجرا تعزیههایی نیز سروده و اجرا میشده است.[۱۱]
میرزا حسین نوری (درگذشته ۱۳۲۰ق) محدث شیعه این مسئله را از تحریفات عاشورا دانسته است.[۱۲] همچنین به گفته آقابزرگ تهرانی (درگذشته ۱۳۸۹ق)، کتابشناس شیعه، این داستانی خیالی است که در کتاب منشور مبارک (رساله ساختگی درباره نسب پادشاهان طبرستان به امام علی(ع)) آمده است.[۱۳] عباسقلی سپهر با تکیه بر این که از اساس شهربانو در کربلا نبوده و با توجه به فاصله بسیار زیاد کربلا تا ری و نیز این که ممکن نیست که زنی از اهلبیت بدون اجازه امام سجاد(ع) از کاروان اسیران کربلا جدا شود و چند نکته دیگر این داستان را کاملا ساختگی ارزیابی میکند.[۱۴] شهیدی خود داستان شهربانو را جزو مشهورات بیپایه و ساخته و پرداخته افسانهها و پندارها توصیف میکند.[۱۵] که بعدها در قالب واقعیت خارجی تذکرهنویسان و مورخان آن را وارد کتب تاریخی کردهاند.[۱۶] مرتضی مطهری متفکر شیعه نیز در کتاب «سیری در سیره نبوی» از این داستان بهعنوان ساخته افسانهسازها یاد میکند.[۱۷]
بررسی انتساب به مادر امام سجاد (ع)
دانشنامه ری زیر نظر محمدی ریشهری با قاطعیت حکم کرده است که دفن مادر امام سجاد(ع) در این مکان بههیچ وجه پذیرفتنی نیست.[۱۸] حسین کریمان در تحقیق خود این محل را یکی از زیارتگاههای ناهید و متعلق به زرتشتیان میداند که به مرور تاریخ تغییر عنوان داده است.[۱۹] او هم چنین اختصاص زیارت به بانوان که مخصوص زیارتگاه ناهید است و نیز نام شهربانو را از نشانههای تأیید مدعای خود می داند.[۲۰]
محمدباقر بهبودی مصحح ناسخ التواریخ در پاورقی این کتاب داستانی از یکی از علمای تهران به نام سید محمود زرندی نقل میکند که به کلی انتساب این بقعه به بیبی شهربانو را رد مینماید، و این مزار را متعلق به دختر کدخدایی میداند که در حدود ۳۰۰سال پیش میزیسته است، ولی آثار آن را از بین بردهاند.[۲۱] عباسقلی سپهر احتمال میدهد که این قبر مربوط به زنی از خانواده سلاطین باشد که لقب شهربانو داشته و در اینجا مدفون شده است و عوام الناس چنین تصوری کردهاند که وی شهربانو همسر امام حسین(ع) است.[۲۲]
تاریخچه بنا
به دلیل قرارگرفتن این زیارتگاه بر فراز کوه، مجاورت آن با چشمه، ویژگیهای معماری سنگی، اختصاص زیارت آن به زنان در برخی دورهها، بعضی بر این عقیدهاند که این بنا در اصل از نیایشگاههای آناهیتا، الهه آبها و باروری و از پرستشگاههای زردشتیان پیش از اسلام بوده است.[۲۳] بر اساس سبک و وضع بنا گفته شده هسته اصلی آن در دوره ساسانی ساخته شده است و در قرن چهارم (عهد آل بویه) از آن برای آرامگاه استفاده شده و قسمتهایی به آن افزودهاند.[۲۴] قدیمی ترین کتیبه موجود در بقعه نوشتههای روی صندوق مرقد است که تاریخ ۸۸۸ق را نشان میدهد.[۲۵] درِب منبتکاری شدهای نیز از دوره شاه طهماسب به تاریخ ۹۶۲ق در جانب شرقی آن وجود دارد.[۲۶]
در نیمه اول سال ۱۳۸۲ش تغییرات و مرمتهایی در مجموعه به انجام رسیده است، مانند تالاری که در جهت شرقی بنا ایجاد کردهاند.[۲۷] این بنا در فهرست آثار تاریخی ایران با شماره ۲۵۶ به ثبت رسیده است.[۲۸]
بافت معماری بنا
بنابه گزارش پژوهندگان تاریخ تهران مجموعه بقعه بیبی شهربانو محوطهای مستطیل شکل (شمالی ـ جنوبی) به طول ۳۳متر و عرض ۲۲متر است که با دیواری سنگی متعلق به قرن چهارم (آل بویه و سلجوقی) محصور گردیده و از شمال به کوهستان محدود میشود. در بخش جنوبی آن چند بنای محکم سنگی با پوشش گنبدی از سنگ و آجر وجود دارد. محوطه اصلی با احداث دیوارهای جدید، رواقها، اتاقها، راهرو و غیره در دورههای مختلف به دو قسمت (صحن) تقسیم شده است.[۲۹]
این بقعه مشتمل بر یک حرم کوچک چهارگوش با ابعادی در حدود ۳۲۵سانتیمتر است. مدخل اصلی حرم رو به مشرق و دارای سردری است متعلق به عهد صفویه، اما گنبد کاشیکاری و برخی گچبریها و تزیینات آن از آثار دوره قاجار دانسته شده است.[۳۰]
در شمال حرم، مسجد یا رواقی از دوره قاجاریه وجود دارد. صحن بزرگتر بقعه که حیاط بیرونی آن محسوب میشود در شمال همین مسجد قرار دارد. در شمال صحن اتاقی برای اقامت میهمانان متولی یا زوّار دیگر احداث شده است. [۳۱]
پانویس
- ↑ شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ۱۳۶۵ش، ص۱۱.
- ↑ سپهر، ناسخ التواریخ، ج۸، ۱۳۶۴ش، ص۳۸.
- ↑ سپهر، ناسخ التواریخ، ج۸، ۱۳۶۴ش، ص۳۸.
- ↑ سپهر، ناسخ التواریخ، ج۸، ۱۳۶۴ش، ص۳۹.
- ↑ مهریزی و همکاران، دانشنامه ری، ج۱، ۱۳۹۸ش، ص۲۳۵.
- ↑ سپهر، ناسخ التواریخ، ج۸، ۱۳۶۴ش، ص۳۸-۳۹.
- ↑ کریمان، تهران در گذشته و حال، ۱۳۵۵ش، ص۳۷.
- ↑ شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ۱۳۶۵ش، ص۱۱.
- ↑ سپهر، ناسخ التواریخ، ج۸، ۱۳۶۴ش، ص۳۹.
- ↑ کریمان، تهران در گذشته و حال، ۱۳۵۵ش، ص۳۶.
- ↑ «متن تعزیهنامه شهربانو»، ص۷۵.
- ↑ نوری، لؤلؤ و مرجان، ۱۳۸۸ش، ص۲۵۳.
- ↑ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۲۳، ص۴۶.
- ↑ سپهر، ناسخ التواریخ، ج۸، ۱۳۶۴ش، ص۳۸.
- ↑ شهیدی، زندگانی علی بن الحسین، ۱۳۶۵ش، ص۹.
- ↑ شهیدی، زندگانی علی بن الحسین، ۱۳۶۵ش، ص۹.
- ↑ مطهری، سیری در سیره نبوی، ۱۳۹۰ش، ص۱۱۹-۱۲۰.
- ↑ مهریزی و همکاران، دانشنامه ری، ج۱، ۱۳۹۸ش، ص۲۳۱.
- ↑ کریمان، تهران در گذشته و حال، ۱۳۵۵ش، ص۳۶.
- ↑ کریمان، تهران در گذشته و حال، ۱۳۵۵ش، ص۳۷-۳۹.
- ↑ بهبودی، تعلیقه بر ناسخ التواریخ، ج۸، ۱۳۶۴ش، ص۳۸.
- ↑ سپهر، ناسخ التواریخ، ج۸، ۱۳۶۴ش، ص۳۸.
- ↑ بویس، «بیبی شهربانو و بانو پارس»، ص۱۲۹-۱۳۰، ۱۳۵، ۱۴۳؛ کریمان، تهران در گذشته و حال، ۱۳۵۵ش، ص۳۲-۴۱.
- ↑ مشکوتی، ص ۲۱۵؛ مصطفوی، ج ۱، ص ۱۳۰-۱۳۱
- ↑ کریمان، ری باستان، ج۱، ۱۳۵۴ش، ص۴۱۵-۴۱۶؛ مصطفوی، آثار تاریخی طهران، ج۱، ۱۳۶۱ش، ص۱۳۳-۱۳۴؛ مشکوتی، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، ۱۳۴۹ش، ص ۲۱۵.
- ↑ مصطفوی، آثار تاریخی طهران، ۱۳۶۱، ج۱، ص۱۳۱.
- ↑ علیزاده، «بیبیشهربانو، بقعه» ص۲۷۱.
- ↑ مشکوتی، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۴.
- ↑ مصطفوی، آثار تاریخی طهران، ج۱، ۲۳۶۱ش، ص ۱۳۱؛ کریمان، تهران در گذشته و حال، ۱۳۵۵ش، ص۳۱.
- ↑ مشکوتی، فهرست بناهای تاریخ و اماکن باستانی ایران، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۵؛ مصطفوی، آثار تاریخی طهران، ج۱، ۱۳۶۱ش، ص ۱۳۰-۱۳۱.
- ↑ مصطفوی، آثار تاریخی طهران، ج۱، ۱۳۶۱ش، ص۱۳۱-۱۳۲.
منابع
- بویس، مری، «بی بیشهربانو و بانو پارس »، ترجمه حسن جوادی، مجله بررسیهای تاریخی، سال ۲، ش ۳ و ۴، آبان ۱۳۴۶ش.
- بهبودی، محمدباقر، تعلیقه بر ناسخ التواریخ، در ناسخ التواریخ، عباسقلیخان سپهر، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۶۴ش.
- تهرانی، آقابزرگ، الذریعه، بیروت، دارالاضواء، چاپ دوم.
- سپهر، عباسقلی خان، ناسخ التواریخ؛ حضرت سجاد(ع)، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۶۴ش.
- علیزاده، مهبانو، «بیبیشهربانو، بقعه»، دايرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۳، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۳ش.
- کریمان، حسین، تهران در گذشته و حال، تهران، ۱۳۵۵ش.
- کریمان، حسین، ری باستان، تهران، ۱۳۵۴ش.
- مشکوتی، نصرتالله، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، تهران، ۱۳۴۹ش.
- مصطفوی، محمدتقی، آثار تاریخی طهران، ج ۱، تهران، چاپ میرهاشم محدث، ۱۳۶۱ش.
- مطهری، مرتضی، سیری در سیره نبوی، تهران، صدرا، ۱۳۹۰ش.
- مهریزی، مهدی، رضا بابایی و محمد قنبری، دانشنامه ری، زیر نظر محمدی ریشهری، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۸ش.
- نوری، میرزا حسین، لؤلؤ و مرجان در شرط پله اول و دوم روضهخوانان، آفاق، تهران، ۱۳۸۸ش.