ابوحنیفه

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از نعمان بن ثابت)
پرش به: ناوبری، جستجو
مسجد ابوحنیفه محل دفن ابوحنیفه

ابوحنیفه نعمان بن ثابت (۸۰-۱۵۰ق/۶۹۹-۷۶۷م) ، فقیه و متکلم کوفه و پایه‌گذار مذهب حنفی از مذاهب چهارگانه اهل سنت. حنفیان او را امام اعظم و سراج الائمه لقب داده‌اند.

نسب

ثابت بن النُعمان بن زُوطیٰ بن ماه. گفته شده است که پدربزرگ او زوطیٰ به عنوان برده از کابل به کوفه آورده شد و یکی از افراد طایفه بنی تیم الله بن ثعلبه از قبیله ربیعه او را آزد کرد. از این رو خاندان ابوحنیفه با این طایفه نسبت ولاء‌ داشت.[۱] در برخی از منابع به گونه‌ای روشن تر آمده است که ثابت پدر ابوحنیفه، غلام آزادشده مردی از خاندان بنی قَفَل از طایفه مزبور بوده است.[۲]

همچنین به روایت عثمان بن سعید دارمی از ابن اسباط، پدر ابو حنیفه تا مدتی پس از ولادت وی نصرانی بوده است.[۳]

زندگی

از زندگی شخصی ابوحنیفه آگاهی چندانی در دست نیست. آورده‌اند که او در کوفه به دنیا آمده،[۴]برای گذراندن معاش به تجارت خز (=نوعی پارچه ابریشمی) می‌پرداخته[۵] و در اوایل جوانی با حماد عجرد، شاعر کوفه معاشرت داشته است.[۶]

تحصیلات و اساتید

ابوحنیفه نزد بسیاری از فقها و علما دانش آموخت، ولی استاد ویژه او حماد بن ابی سلیمان بود که وی مدت ۱۸سال در حلقه درسش شرکت می‌کرد و تا پیش از مرگ حماد، شاگرد وی بود.[۷]

از جمله استادان کوفی یاد شده در فهرست شیوخ (استادان) وی، می توان عامر شعبی، ابو اسحاق سبیعی، عاصم بن ابی النجود، قیس بن مسلم، سماک بن حرب، علقمة بن مرثد، عطیة بن سعد عوفی و حکم بن عتیة را برشمرد.[۸]

به علاوه در فهرست‌های مزبور نام برخی رجال بصره همچون قتادة بن دعامة و مالک بن دینار نیز دیده می‌شود.[۹]

ابوحنیفه در زمان تحصیل (پیش از ۱۱۴ق) سفر یا سفرهایی به حجاز کرده و از شیوخ حرمین دانش آموخته است. او در مدینه مدتی در مجلس درس ربیعة بن ابی عبدالرحمن از فقیهان اهل رأی حاضر می شد[۱۰] و در مکه مدتی در مجلس عطاء بن ابی رباح (متوفی۱۱۴ یا ۱۱۵ق) فقیه بزرگ آن سرزمین حاضر می‌شد.[۱۱]

او در مدینه از عالمانی چون امام محمد باقر (ع)، عبدالرحمن بن هرمز اعرج، نافع مولای ابن عمر، محمد بن منکدر و ابن شهاب زهری و در مکه از کسانی چون عمرو بن دینار و ابوالزبیر مکی نیز بهره برد.[۱۲]

ارتباط با امام باقر و امام صادق

در برخی منابع اهل سنت به ارتباط روایی ابوحنیفه با دو امام شیعه اشاره شده است؛ ذهبی و قرمانی به روایت او از امام باقر[۱۳] و امام صادق[۱۴] اشاره کرده‌اند. ابوالحجاج مزی امام باقر را در شمار مشایخ او آورده است.[۱۵] برخی دیگر از عالمان اهل‌سنت مانند ابن حجر هیثمی[۱۶]، ابن صباغ مالکی[۱۷] و سلیمان قندوزی[۱۸] به روایت او از امام صادق تصریح کرده‌اند.

ابن ابی‌الحدید معتزلی به شاگردی ابوحنیفه نزد امام صادق تصریح کرده است.[۱۹] عبارت معروفی به ابوحنیفه منسوب است که « لولا السنتان لهک النعمان». گفته شده است که این عبارت نخستین‌بار در قرن چهاردهم قمری در کتاب مختصر تحفة الاثناعشریه[۲۰] مطرح شده است.[۲۱] برخی این عبارت را به علم‌آموزی ابوحنیفه نزد امام صادق تفسیر کرده و با استناد به آن شاگردی او را نزد آن حضرت اثبات می‌کنند.[۲۲]

برخی دیگر بر این باورند که عبارت « لولا السنتان لهک النعمان» به شاگردی ابوحنیفه نزد زید بن علی اشاره دارد نه امام صادق و شاگردی وی نزد زید بن علی[۲۳]را شاهد این مدعا می‌دانند.[۲۴] البته به دلیل نبود این عبارت در منابع نخستین در اصل آن نیز تردید شده و حتی احتمال داده شده که سُنتان(دو روش) درست باشد نه سَنتان.[۲۵]

مرجعیت فقهی

ابوحنیفه، پس از درگذشت حماد بن ابی سلیمان (۱۲۰ق) به عنوان برجسته‌ترین شاگرد حلقه او مرجع صدور فتوا و تدریس فقه در کوفه گردید و از جایگاه اجتماعی ویژه‌ای برخوردار گشت.[۲۶]

فعالیت‌های سیاسی

در فاصله سال‌های ۱۲۱-۱۳۲ق که حکومت اموی واپسین سال‌های خودرا می گذراند، ابوحنیفه به عنوان فقیهی مخالف با فساد دستگاه حکومت، با دیدگاه‌های اعتقادی خاص خود، بسیار مورد توجه جناح‌های مخالف حکومت، غیر از خوارج، قرار گرفت.

در جریان قیام زید بن علی در سال‌های ۱۲۱-۱۲۲ق، ابوحنیفه پنهانی او را یاری نمود و مال و جنگ افزار در اختیارش قرار داد.[۲۷]

در ۱۲۶ق در جریان دریافت امان نامه برای بازگشت حارث بن سریج (یکی از سران انقلابی خراسان) به مرور، ابوحنیفه بین خراسانیان و اجلح از نزدیکان خلیفه، نقش میانجی را ایفا نمود.[۲۸]

در فاصله سال‌های ۱۲۷-۱۲۸ق که خوارج صُفری به رهبری ضحاک بن قیس شیبانی کوفه را تصرف کردند، ابوحنیفه با آنان درگیر مناظراتی بوده است.[۲۹]

ترک کوفه

هنگامی که یزید بن عمر بن هبیره در ۱۲۹ ق از جانب مروان دوم به فرمانروایی عراق منصوب شد، ابوحنیفه را به تصدی منصب قضا و به روایتی، به نظارت بر بیت المال فراخواند و ابوحنیفه با وجود فشاری که ابن هبیره بر او وارد آورد، از پذیرش پیشنهاد او سر باز زد.[۳۰]

افزایش فشار از جانب ابن هبیره بر ابوحنیفه ، او را ناچار ساخت تا کوفه را ترک گفته، به مکه بگریزد و در دو سالِ باقیمانده از سلطه امویان را در آنجا به سر برد[۳۱] وی دراین فرصت به تبلیغ اعتقادات و آراء فقهی خود پرداخت و با ایوب سختیانی فقیه بصره که در آن زمان در حرم به سر می‌برد، رقابتی سخت داشت.[۳۲]

بازگشت به کوفه

در پی پیروزی عباسیان و به خلافت رسیدنِ سفاح، ابوحنیفه به کوفه مراجعت کرد،[۳۳] ولی با به کار بستن حیله ای لفظی از بیعت کردن با سفاح طفره رفت.[۳۴]

وفات در زندان بغداد

در آخرین روزهای زندگانی ابوحنیفه، منصور عباسی او را به بغداد فراخواند و به دلیلی که دقیقاً روشن نیست، به زندان افکند، جعفری در کتاب تشیع در مسیر تاریخ علت زندانی‌شدن او را پشتیبانی از قیام نفس زکیه بر ضد منصور می‌داند.[۳۵] ابوحنیفه پس از روزی چند در زندان درگذشت.[۳۶]

پیکر ابوحنیفه، پس از آنکه حسن بن عُمارة بجلی، محدث کوفی بر آن نماز گزارد، در مقبره خیزران بغداد مدفون گردید[۳۷] بر مدفن وی در ۴۵۹ق قبه (گنبد) و مدرسه‌ای برپا گردید[۳۸] واکنون محله‌ای که مقبره درآن واقع است، به نام حی الاعظمیه خوانده می‌شود.

مکتب اعتقادی ابوحنیفه

بر پایه برخی روایات، ابوحنیفه در اوان جوانی در محافل اعتقادی کوفه شرکتی فعال داشت و در فرصت‌هایی که دست می‌داد، ضمن سفر به بصره با اباضیان، صفریان و دیگر گروه‌ها به مناظره می‌پرداخت.[۳۹]

مواضع اعتقادی ابوحنیفه

ایمان و ارجاء

بسیاری از نویسندگان اصحاب حدیث، امامیه، معتزله و اشاعره، ابوحنیفه را از زمره مرجئه شمرده اند. این نسبت آنجنان بازگو شده که گویی در ردیف مسلمات جای گرفته است.[۴۰]

مسأله ایمانِ مرتکب کبیره در نیمه دوم سده اول هجری، سه موضع مختلف و به تبع آن سه گروه پدید آورده بودند:

  • نخست، خوارج که عمل را آن اندازه در ایمان مؤثر می‌دانستند که معتقد بودند ارتکاب کبیره موجب زوال ایمان و سبب کفر می‌گردد؛
  • دوم، مرجئه که ارتکاب کبیره را از بین برنده ایمان نمی‌دانستند و ضمن جداشمردن عمل از ایمان، ایمان را حقیقتی می‌دانستند که زیادت و نقصان نمی پذیرد؛
  • سوم، اصحاب حدیث که در عین پرهیز از تکفیرِ مرتکب کبیره، ایمان را دارای درجات دانسته، با دخیل دانستن عمل در مفهوم ایمان، آن را قابل زیادت و نقصان می‌شمردند.

البته باید یاد آور شد که افزون بر این سه گروه موضع گیری‌های بینابینی نیز وجود داشته است.

گروه‌های افراطی مرجئه بر این باور بودند که با وجود ایمان، هیچ معصیتی زیانبار نخواهد بود و شخص مومن با ارتکاب هیچ معصیتی مستحق دوزخ نخواهد گشت. به اعتقاد آانان حسنات (کارهای نیک) مؤمنان، پذیرفته و سیئات (گناهان) آنان، آمرزیده خواهد شد.

درنیمه نخست سده ۲ق میان مرجئه و اصحاب حدیث، گروه دیگری بودند که گاه در کتاب‌های ملل و نحل به آنان مرجئة الستة گفته شده است.[۴۱]

اینان در مورد زیادت و نقصان ناپذیری ایمان و جدایی عمل از ایمان با مرجئه هم عقیده بودند، ولی با نظرات افراطی آنان درباره ارزش عمل توافق نداشتند.

در واقع باید گفت:اگر در افکار منسوب به ابوحنیفه بتوان بر عقیده‌ای بیش از همه تأکید کرد، باور او بر زیادت و نقصان ناپذیری ایمان است که موجب گشته تا مخالفانش اورا مرجی بخوانند.

ابوحنیفه در کتاب العالم و المتعلم ضمن تکیه بر ارزش عمل، تصریح کرده است که به عقیده او همه مؤمنان لزوماً به بهشت نخواهند رفت و گناهکاران بدون توبه، به خواست خداوند، عذاب گشته یا بخشیده خواهند شد.

در العالم و المتعلم مردم از نظر مراتب اخروی به سه گروه تقسیم شده‌اند: اهل بهشت، اهل آتش و موحدانی که باید درباره آنان توقف کرد.[۴۲]

امامت

یکی از حساس‌ترین مسائل مربوط به امامت در طول تاریخ فرق اسلامی، مسأله نخستین جانشینان پیامبر (ص) و موضع‌گیری در برابر خلفای چهارگانه بوده است.

در نیمه نخست سده ۲ ق در میان گروه‌های غیرشیعی و غیرخارجی، اعتقاد به تفضیل شیخین (ابوبکر و عمر)، امری متداول بود، ولی درباره خَتَنین (علی (ع) و عثمان)، نه تنها از نظر تفضیل (برتری) اختلاف رأی وجود داشت، بلکه گروهی که با عنوان مرجئه نخستین شناخته می‌شدند، به گفته ابن سعد،[۴۳] درباره اصل ایمان آن دو قائل به توقف بودند. از افراد شناخته شده گروه اخیر، محارب بن دثار از شیوخ (اساتید) ابوحنیفه را می توان نام برد.[۴۴]

درباره موضع ابوحنیفه دراین مساله، نخست باید به عبارت مجمل الفقه الاکبر[۴۵] اشاره کرد که می‌گوید: ماامرعثمان و علی را به خداوند وا می‌گذاریم. این عبارت الفقه الاکبر را ابن شهرآشوب در مثالب[۴۶] چنین نقل کرده است: حکم آنچه بین علی و عثمان رخ داده است، به خداوند ارجاع می‌شود.

برحق دانستن علی (ع)

ابوحنیفه، حضرت علی (ع) را در تمامی جنگ‌هایش برحق دانسته و دشمنان او را باغی شمرده است.[۴۷]

وی پس ازآن حضرت نیز، امام حسن (ع) را به عنوان خلیفه و امام بر حق می‌دانست.[۴۸]

ابوحنیفه و شیعه

درباره ارتباط ابوحنیفه با شیعه، در آغاز باید به روایات پرشماری اشاره کرد که مناظراتی بین ابوحنیفه و امام صادق (ع) و امام کاظم(ع) و عالمان امامی کوفه چون محمد بن علی صاحب الطاق، فضال بن حسن و هیثم بن حبیب صیرفی را دربردارند و پذیرش تک تک آنها نیازمند بررسی سند و متن روایت است. در این مناظرات مسائل مختلف اعتقادی از امامت، ایمان و قدر مورد بررسی قرار گرفته است.[۴۹]

البته در برخی روایات امامی از امام صادق (ع) ذم ابوحنیفه[۵۰] و گاه ابوحنیفه به عنوان فردی کم علاقه به علی (ع) معرفی شده است.[۵۱]

رابطه ابوحنیفه با زیدیه

درباره رابطه ابوحنیفه با زیدیه، باید گفت رابطه صمیمانه او با زید بن علی و ابراهیم حسنی بهترین گواه بر حسن روابط است، تا آنجا که محمد بن جعفر دیباج، فرزند امام صادق (ع) و یکی از امامان زیدی ضمن ستایش از ابوحنیفه، عمل او در یاری زید را دلیل مودت و دوستی او با اهل ایمان است.[۵۲]

فقه ابوحنیفه

ساختار فقه ابوحنیفه

ادلة نقلی

در کنار مذهب فقهی مدونی که به نام ابوحنیفه برجای مانده است، تنها آنچه از گزارش‌های قدیمی در مورد ادله فقه وی به دست ما رسیده، چند روایت پراکنده است که نباید بیش از اندازه بر اعتبار آنها تکیه کرد. مهم‌ترین و جامع‌ترین آنها روایتی از یحیی بن ضریس است که در آن ابوحنیفه منابع فقه خود را چنین عنوان نموده است:

  1. کتاب خدا؛
  2. سنت پیامبر (ص) و روایات صحیح از آن حضرت به نقل ثقات از ثقات؛
  3. قول صحابه و در صورت دست نیافتن به حکم در منابع یاد شده،
  4. عمل به اجتهاد و رأی[۵۳]

نمونه دیگر، روایت ابن صباح است که در آن ادله فقه ابوحنیفه (البته پس از کتاب خدا) ، حدیث صحیح، پس از آن آراء صحابه و تابعین و سپس قیاس دانسته شده است.[۵۴] و با روایت ابن ضریس در رابطه با آراء تابعین همخوانی ندارد.[۵۵]

قیاس

ابوحنیفه خـود مدعی بود که مایه اصلی قیاس را از برخی اصحاب پیامبر (ص) گرفته است.[۵۶]

آنچه در مساله قیاس موجب تمایز ابوحنیفه از دیگران بود، میزان کاربرد و به ویژه چگونگی برخورد در موارد تعارض قیاس با ادله ضعیف نقلی همچون خبر واحد و برخی ظواهر ادله بود. همین نکته، باعث می‌شد تا برخی معاصران حدیث‌گرای ابوحنیفه همچون مالک که خود قیاس را در فقه به کار می‌بستند، بر قیاس او اشکال گیرند[۵۷] و در مقابل گـروهی را نیز به تحسین قیاس او وامی‌داشت[۵۸]، تا آنجا که قیاس وی ضرب‌المثل شده بود.[۵۹]

استخراج علل احکام از نصوص کتاب و سنت، تعمیم آنها و پی‌ریزی برخی قواعد در فقه ابوحنیفه بسیار به چشم می‌خورد. او در مسائل غیرتعبدی قواعد را بر اخبار آحاد و دیگر ادله ضعیف مقدم می‌داشته است. از نمونه‌های ترجیح قواعد بر ظواهر کتاب، می‌توان حکم به جواز نکاح کنیز اهل کتاب با عدم پذیرش مفهوم مخالف مفهوم وصف در آیه ۲۵ سوره نساء[۶۰] را یاد کرد.

استحسان

بنا به تعریف جرجانی، استحسان عبارت است:

از ترک قیاس و اخذ به حکمی که برای مردمان سهل‌تر باشد،[۶۱] اما در تعریف دقیق ابوالحسن کرخی، اسحتسان در مذهب حنفی عبارت است از:
عدول مجتهد در یک مسأله از حکم کردن به مثل موارد نظیر، به انگیزه وجود وجهی قوی‌تر که عدول را اقتضا کند.[۶۲]

حنفیان در کتب اصولی خود مباحث مربوط به استحسان را بسط و تفصیل داده‌اند، ولی ابوحنیفه خود در برخی از فروع، آنجا که قیاس را نامناسب و قبیح (ناپسند/زشت) می‌دیده، از بکار بردن آن عدول می‌کرده است و عوامل مؤثر در عدول وی مواردی چون ناسازگاری با روابط عادی اجتماعی، جریان مرسوم معاملات و ایجاد عسر و حرج بوده است.

نظر امامیه درباره فقه ابوحنیفه

از زمان حیات ابوحنیفه، تمسک او به رأی و قیاس و برخی نظرات او در برخی از فروع فقهی در مناظراتی با امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) و عالمان امامی همچون محمد بن علی صاحب الطاق، حریز ابن عبدالله سجستانی و هشام بن حکم، مورد نقد قرار گرفته بود.[۶۳]

در سده ۴ق ابن‌ جنید اسکافی فقیه امامی عراق، نماینده جناحی در فقه امامی بود که در شیوه‌های خود، تا اندازه‌ای به ابوحنیفه نزدیک شده، بر خلاف گرایش غالب امامیه، کاربرد قیاس در فقه را پذیرا بودند.

همچنین باید از شریف رضی (متوفی۴۰۶ق) از عالمان بغداد نام برد که نظرات اصولی او به ابن‌ جنید نزدیک بود و خود برخی متون فقه‌ حنفی را نزد استادان آن مذهب فرا گرفته بود.[۶۴]

از سوی دیگر، در همین دوره، فقیه نامدار امامی، شیخ مفید شیوه‌های اصولی و برخی فروع فقهی ابوحنیفه را به شدت مورد حمله قرار داده است.[۶۵]

در سده‌های بعد نیز گاه برخوردهای بسیار احترام‌آمیز با ابوحنیفه دیده می‌شود[۶۶] و گاه شیوه‌ها و نظرات او مورد نقد و خرده‌گیری قرار گرفته است.[۶۷]

ابوحنیفه وعلوم روایی

قرائت

ابوحنیفه قرائت را به طریق عرض از استادان برجسته ای چون عاصم (یکی از قراءهفتگانه) اعمش (یکی از قراء چهارده گانه) و عبدالرحمن بن ابی لیلی فراگرفت و راوی او در قرائت حسن بن زیاد لولوی بود.[۶۸]

وی قرائتی از خود داشت که آنرا ابوالفضل محمد بن جعفر خزاعی (متوفی۴۰۸ق) ضبط کرد و مضمون آن را هذلی در کتاب الکامل[۶۹] و مکی در مناقب (۲/۷۱-۷۸ آورده اند.

حدیث

در جای جای آثار بازمانده از شاگردان ابوحنیفه همچون کتاب الاثار ابویوسف و کتاب الاثار محمد بن حسن شیبانی، شماری از احادیث به روایت ابوحنیفه دیده می شود که توجه او به روایت حدیث را نشان می دهد.

ابوحنیفه خود احادیث خویش را در مجموعه ای گرد نیاورد و همین امر در طول قرنها انگیزه تالیف آثار متعدد با عنوان مسند ابی حنیفه شد که مولفان آنها تلاش داشتند تا احادیث منقول از طریق ابوحنیفه را در کتابی گرد آوردند.

اطلاعات و فهرستهای موجود از شیوخ و راویان ابوحنیفه عمدتاً از همین روایات منقول استخراج گردیده است که باید در استفاده از آنها احتیاط ورزید.

راویان وی

  • حماد بن ابی حنیفه،
  • زفربن هذیل
  • عباد بن عوام،
  • عبدالله بن مبارک ،
  • هشیم بن بشیر،
  • وکیع بن جراح،
  • مسلم بن خالد زنجی،
  • ضحاک بن مخلد،
  • عبدالله بن یزید مقری،
  • نوح بن دراج قاضی،
  • ابونعیم فضل بن دکین،
  • ابراهیم بن طهان،
  • حمزة بن حبیب زیات

و دو شاگرد اصلی او ابویوسف و محمد بن حسن.[۷۰]

اعتبار رجالی

در مورد شخصیت رجالی وی باید گفت که رجال شناسان اصحاب حدیث به الفاظ گوناگون او را که دشمن فکری خود می دانستند، تضعیف نموده اند،[۷۱] ولی از تصریح به صدق و راستگویی او نیز فروگذار نکرده اند.[۷۲]

تنهاحدیث منقول از ابوحنیفه در صحاح سته، حدیثی در باب حدود در سنن کبیر نسائی است که در نسخه «المجتبی» از سنن دیده نمی شود.[۷۳]

ترمذی نیز تنها در کتاب العلل از سنن خود یک اظهار رجالی درباره جابر بن یزید جعفی و عطاء بن ابی رباح از ابوحنیفه نقل کرده[۷۴] و چند بار در اثناء سنن به آراء فقهی وی اشاره نموده است. [۷۵]

اما نزد امامیه، تعدادی حدیث از طریق ابوحنیفه در ۳ کتاب از کتب اربعه امامیه نقل شده است.[۷۶]

در دیگر کتب حدیثی شیعه نیز برخی احادیث او دیده می شود.[۷۷]

کتاب شناسی

آثار منتسب به ابوحنیفه

چاپی

  • العالم و المتعلم
  • رسالة الی عثمان البتّی، رساله‌ای است به عثمان بن سلیمان بتّی (متوفی۱۴۳ق/۷۶۰م) ، فقیه و متفکر بصری درباره ارجاء. مولف در این رساله ضمن تبیین دیدگاه خود اتهام ارجاء افراطی به خویشتن را نفی نموده است.[۷۸]
  • الفقه الاکبر، عنوان مشترک متونی است در اعتقادات که همگی به ابوحنیفه منسوبند.
  • الفقه الاکبر (۱) : این اثر که متن کامل آن تاکنون شناسایی نشده است، به صورت بریده هایی در یک شرح قدیم، برجای مانده که به غلط به ابومنصور ماتریدی نسبت داده شده است. شارح خود در برخی مواضع تصریح نموده که برخی قطعات متن را نقل نکرده است.[۷۹]
  • الفقه الابسط: این اثر که گاهی از آن با عنوان الفقه الاکبر یادشده استفان اس، «کلام …» ، ج۱، ص۲۰۷، به بعد</ref>، مشتمل بر پاسخهای ابوحنیفه به پرسشهای اعتقادی شاگردش ابومطیع بلخی است. این اثر تالیفی بسط یافته برپایه متن کهن از الفقه الاکبر است که قطعات بازمانده آن را باعنوان الفقه الاکبر (۱) می شناسیم.
  • الوصیة، وصیتی است منسوب به ابوحنیفه در هنگام وفات مشمل بر پاره ای کلیات اعتقادی مکتب حنفی اهل سنت.
  • وصیة الی تلمیذه القاضی ابی یوسف که پاره ای دستورهای اخلاقی را در بردارد و در کتاب الاشباه و النظائر ابن نجیم[۸۰] در دمشق (۱۴۰۳ق) به چاپ رسیده است.[۸۱]

خطی

  • وصیة الی ابنه حماد
  • وصیة الی یوسف بن خالد السمتی.
  • رسالة فی الایمان و تکفیر من قال بخلق القرآن
  • مجادلة لاحد الدهریین.

پانویس

  1. ابن سعد، ج۶، ص۲۵۶ ؛ خلیفه، ج۱، ص۳۹۰ ؛ بخاری، ج۴ (۲) ، ص۸۱
  2. طبری، “ المنتخب ”، ص۶۵۳؛ ابن عبدالبر، ص۱۲۲
  3. خطیب، ج۱۳، ص۳۲۴
  4. ابن عبدالبر، ص۱۲۲
  5. عجلی، ص۴۵۰؛صمیری، ص۱۵
  6. ابوالعلاء، رساله الغفران، ص۵۰۹ـ۵۱۰؛ ابو الفرج، الاغانی، ج۱۳، ص۷۸ـ۷۹
  7. خطیب، ج۱۳، ص۳۳۳
  8. نک: ابن ابی حاتم، ج۴ (۱) ، ص۴۴۹ ؛خطیب، ج۱۳، ص۳۲۴؛ مزی، ج۱۸، ص۱۲۷-۱۲۸
  9. نک: مکّی، ج۱، ص۵۹
  10. ابوزرعه، ج۱، ص۴۲۸
  11. نک: ترمذی، ج۵، ص۷۴۱
  12. نک: مزی، ج۱۸، ص۱۲۷-۱۲۸
  13. ذهبی، تذکرةالحفاظ، ج۱، ص ۱۶۸.
  14. قرمانی، اخبارالدول، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۳۴؛ مزی، تهذیب الکمال،۱۴۱۳ق، ج۵، ص ۷۶.
  15. مزی، تهذیب المال، ۱۴۱۳ق، ج۲۹ ص۴۱۹.
  16. ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقه، تهران، ص۲۳۴.
  17. ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۹۰۹.
  18. قندوزی، ینابیع الموده، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۱۱۲،۱۶۰.
  19. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۹۶۲ق، ج۱۵، ص۲۷۴.
  20. آلوسی، مختصر تحفة الاثناعشریه، ۱۳۸۷ش، ص۸.
  21. رستگار، بررسی سخن پیشوای حنفیان؛ لولا السنتان لهک النعمان، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۷-۱۰۸.
  22. رک. ک. رستگار، بررسی سخن پیشوای حنفیان؛ لولا السنتان لهک النعمان، ۱۳۹۰ش، ص۹۵.
  23. ابوزهره، ابوحنیفه، دارالفکر، ص۷۰-۷۲؛ شعکه، الائمة الاربعه، ۱۴۰۳ق، ص۱۵: به نقل از رستگار، بررسی سخن پیشوای حنفیان؛ لولا السنتان لهک النعمان، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۹.
  24. رستگار، بررسی سخن پیشوای حنفیان؛ لولا السنتان لهک النعمان، ۱۳۹۰ش، ص۱۹۰.
  25. رستگار، بررسی سخن پیشوای حنفیان؛ لولا السنتان لهک النعمان، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۰.
  26. نک: صمیری، ص۲۱-۲۲
  27. نک: بلاذری، ج۳، ص۲۳۹؛ ابوالفرج، مقاتل، ص۹۹-۱۰۰
  28. طبری، تاریخ ، ج۷، ص۲۹۳
  29. نک: ابن عبدالبر، ص۱۵۸-۱۵۹؛ خوارزمی، ابوالمؤید، ج۱، ص۶۶-۶۷؛ نیز خطیب، ج۱۳، ص۳۶۶
  30. یحیی بن معین، ج۱، ص۷۹؛ خطیب، ج۱۳، ص۳۲۶-۳۲۷
  31. نک: مکی، ج۲، ص۲۴؛ خوارزمی، ابوالمؤید، ج۱، ص۶۶
  32. نک: بسوی، ج۲، ص۸۷۸؛ ابوزرعه، ج۱، ص۵۰۷
  33. نک: خوارزمی، ابوالمؤید، ج۱، ص۶۶؛ مفید، امالی، ص۲۸
  34. مکی، ج۱، ص۱۵۰-۱۵۱
  35. تشیع در مسیر تاریخ، ص۳۲۶
  36. نک: خطیب، ج۱۳، ص۳۲۷-۳۳۰؛ العیون، ص۲۶۱؛ نیز نک: ابن سعد، ج۶، ص۲۵۶
  37. ابن ندیم، ص۲۵۵-۲۵۶؛ خطیب، ج۱۳، ص۳۲۴
  38. ابن اثیر، عزالدین، ج۱۰، ص۵۴
  39. نک: خطیب، ج۱۳، ص۳۳۳؛ مکی، ج۱، ص۵۹-۶۰
  40. مثلاً نک: بخاری، ج۴ (۲) ، ص۸۱؛ عقیلی، ج۴، ص۲۸۳؛ اشعری، سعد، ص۶؛ کشّی، ص۱۹۰؛ اشعری، ابوالحسن، مقالات، ص۱۳۸
  41. نک: شهرستانی، ج۱، ص۱۲۷ و ۱۳۰
  42. ص۹۷
  43. ج۶، ص۲۱۴
  44. ابن سعد، ج۶، ص۲۱۴
  45. ص ۶
  46. برگ ۵۹ب
  47. نک: مکی، ج۲، ص۸۳ـ۸۴
  48. طوسی، الخلاف، ج۳، ص۱۰۴
  49. نک: ابن بابویه، التوحید، ص۹۶؛ مفید، امالی، ص۲۲ و ۲۶؛ کراچی، ص۱۷۱، ۱۹۶؛ طبرسی، ج۲، ص۳۸۱، ۳۸۲.
  50. کشی، ص۱۴۵ ـ۱۴۶، ۱۴۹
  51. نک:ابن رستم، ص۲۳؛ مفید، امالی، ص۲۶ ـ۲۸؛ منتخب الدین، ص۵۱
  52. نک: ابوالفرج، مقاتل، ص۹۹
  53. نک: صمیری، ص۲۴؛ ابن عبدالبر، ص۱۴۳؛ خطیب، ج۱۳، ص۳۶۸
  54. خطیب، ج۱۳، ص۳۴۰
  55. برای روایات مشابه، نک: صمیری، ص۲۴؛ ابن عبدالبر، ص۱۴۳ـ۱۴۵
  56. نک: خوارزمی، ابوالمؤید، ج ۲، ص۳۳۸
  57. نک: طبری، «المنتخب» ، ص۶۵۴
  58. مثلاً نک: ابن‌قتیبه، المعارف، ص۴۹۵
  59. نک: ابوالعلاء، «سقط الزند» ، ج۵، ص۱۹۵۶؛ قلقشندی، ج۱، ص۴۵۳
  60. جصاص،ج۳، ص۱۱۶؛ طوسی، الخلاف، ج۲، ص۲۲۰
  61. ص ۸
  62. نک: علاءالدین بخاری، ج۴، ص۳
  63. نک: مفید، الاختصاص، ص۹۰، ۱۰۹جاهای مختلف؛ ابن‌ندیم، ص۲۲۴؛ خوارزمی، ابوالمؤید، ج۲، ص۳۳۸، جاهای مختلف
  64. نک: پاکتچی، ص۶ ـ ۹، جاهای مختلف
  65. نک: «المسائل…» ، ص۲۸۲، ۲۷۸، جاهای مختلف
  66. مثلاً نک: قزوینی رازی، ص۲۳۶، جاهای مختلف
  67. مثلاً نک: ابن شهر‌آشوب، مثالب، برگ ۵۸ ب، ۶۶ ب؛ تبصرة العوام، ص۳۴، جاهای مختلف
  68. نک: ابن جزری، ج۲، ص۳۴۲
  69. نک: ابن جزری، ج۲، ص۳۴۲
  70. نک: بخاری، ج۴ (۲) ، ص۸۱؛ ابن ابی حاتم، ج۴ (۱) ، ص۴۴۹؛ مزی، ج۱۸، ص۱۲۸-۱۳۰
  71. مثلاً نک:ابن سعد، ج۶، ص۲۵۶؛ عقیلی، ج۴، ص ۲۸۱،۲۸۴
  72. نک: یحیی بن معین ، ج۱، ص۷۹؛ ابن شاهین، ص۳۲۳،۳۳۳
  73. نک: مزی، ج۱۸، ص۱۴۷
  74. ج۵، ص۷۴۱
  75. ج۱، ص۱۶۹؛ ج،۳، ص۲۵۰
  76. نک: کلینی، ج۷، ص۲۴۲ ،۴۰۴: طوسی،تهذیب، ج۲، ص۳۱۷؛ ج۶، ص۲۷۷-۲۷۸؛ ج۱۰، ص۸۰؛ الاستبصار، ج۱، ص۴۰۸)
  77. مثلاًنک:ابن بابویه، الخصال، ج۱، ص۳۱۶
  78. برای تحلیلی از متن رساله، نک: فان اس، «کلام …» ، ج۱۹۲، ص۱ به بعد
  79. مثلا؛ نک: «شرح الفقه الاکبر» ، ص۱۵
  80. ص ۵۱۶ –۵۲۲
  81. برای نسخ خطی آن ، نک‌: ج۱، ص۴۱۷-۴۱۸

منابع

  • ابن ابی‌داوود، عبدالله ‌بن ‌سلیمان، المصاحف، قاهره، ۱۳۵۵ ق.
  • ابن ابی شیبه، ابوبکر، المصنف،بمبئی، ۱۴۰۳ ق/۱۹۸۳م.
  • ابن اثیر، عزالدین، الکامل.
  • ابن اثیر، مجدالدین جامع الاصول، به کوشش محمد حامد فقی، قاهره، ۱۳۸۳ ق/۱۹۶۳م.
  • ابن بابویه، محمدبن علی، التوحید، به کوشش هاشم حسینی تهرانی، تهران،۱۳۸۷ ق/۱۹۶۷م.
  • همو، الخصال، به کوشش علی‌اکبر غفاری، قم، ۱۳۶۲ ش.
  • همو، فقیه من لا یحضره الفقیه، به کوشش حسن موسوی خرسان، نجف، ۱۳۷۶ ق/۱۹۵۷م؛
  • ابن برکه، عبدالل بن محمد، الجامع، به کوشش عیسی یحیی بارونی، مسقط، ۱۳۹۱ ق/ ۱۹۱۷م.
  • ابن بزاز، محمدبن محمد، «مناقب ابی حنیفه» ذیل مناقب ابی حنیفه (نک:هم، مکی).
  • ابن جزری، محمدبن محمد، غایه النهایه، به کوشش گ. برگشترسر، قاهره، ۱۳۵۱ ق/۱۹۳۲م.
  • ابن جعفر، محمد، الجامع، به کوشش عبدالمنعم عامره، قاهره، ۱۹۱۸م.
  • ابن حبان، محمد، کتاب المجرحین، به کوشش محمود ابراهیم زاید، حلب، ۱۳۹۶ ق/۱۹۷۶م.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، بلوغ المرام، به کوشش محمد حامد فقی، قاهره، ۱۳۵۲ ق.
  • همو، لسان المیزان، حیدر آباد دکن، ۱۳۲۹ ق.
  • ابن خلکان، وفیات الاعیان.
  • ابن رستم طبری، محمدبن جریر، المسترشد، کتابخانة حیدریه.
  • ابن سعد، محمد، کتاب الطبقات الکبیر، به کوشش زاخاو و دیگران، لیدن، ۱۹۰۴ـ۱۹۱۵م.
  • ابن شاهین، عمربن احمد، تاریخ اسماء الثقات، به کوشش عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت، ۱۴۰۶ ق/۱۹۸۶م.
  • ابن شهرآشوب، محمدبن علی، مثالب النواصب، عکس نسخة خطی کتابخانة ناصریة لکهنو، موجود در کتابخانة مرکز.
  • همو، معالم العلماء، نجف، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۱م.
  • همو، مناقب آل ابی طالب، قم، چاپخانة علمیه.
  • ابن طاووس، علی‌بن موسی، الطرائف، قم، ۱۴۰۰ ق.
  • ابن طقطقی، محمدبن علی، الفخری فی الآداب السلطانیه، به کوشش در نبورگ، شالون، ۱۸۹۴م.
  • ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الانتقا، من فضائل الثلاثه الائمه الفقهاء، بیروت، دارالکتب العلمیه.
  • ابن عدی، عبدالله، الکامل فی ضعفاء الرجال، بیروت، ۱۹۸۵م.
  • ابن عساکر، علی بن حسن، تبیین کذب المفتری، بیروت، ۱۴۰۴ ق/۱۹۸۴م.
  • ابن عمرانی، محمدبن علی، الانباء فی تاریخ الخلفاء، به کوشش قاسم سامرایی، لیدن، ۱۹۷۳م.
  • ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، تأویل مختلف الحدیث، بیروت، دارالجیل.
  • همو، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
  • ابن قطلوبغا، قاسم بن عبدالله، تاج التراجم، بغداد، ۱۹۶۲م.
  • ابن کرامة جشمی، محسن بن محمد، «شرح العیون» ، فضل الاعتزال و طبقات المعتزله، به کوشش فؤاد سید، تونس، ۱۳۹۳ ق/۱۹۷۴م.
  • ابن ماجه، محمدبن یزید، سنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالبلقی، قاهره، ۱۹۵۲-۱۹۵۳م.
  • ابن منذر، محمدبن ابراهیم، الاشراف علی مذاهب اهل العلم، به کوشش محمد نجیب سراج‌الدین، قطر، ۱۴۰۶ ق/۱۹۶۸م.
  • ابن نجیم، زین‌الدین، الاشباه والنظائر، به کوشش محمد مطیع حافظ، دمشق، ۱۶۰۳ ق/۱۹۸۳م.
  • ابن‌ندیم، الفهرست.
  • ابن هبیره، یحیی بن محمد، الافصاح، به کوشش محمد راغب طباخ، حلب، ۱۳۶۶ ق/۱۹۴۷م.
  • ابواسحاق شیرازی، ابراهیم بن علی، طبقات الفقهاء، به کوشش خلیل میس، بیروت، دارالقلم.
  • ابوبکر خوارزمی، «رساله کتب الی جماعه الشیعه بنیسابور» ، ضمن من ادب التشیع بالخوارزم، به کوشش صادق آیینه‌وند، تهران، ۱۳۶۸ ش.
  • ابوالحسین بصری، محمدبن علی، المعتمد فی اصول الفقه، به کوشش محمد حمیدالله و دیگران، دمشق، ۱۳۸۴ ق/ ۱۹۶۴م.
  • ابوحیان توحیدی، علی بن محمد، البصائر و الذخائر، به کوشش ابراهیم کیلانی، دمشق، مکتبه اطلس.
  • ابوداوود سجستانی، سلیمان ابن اشعث، سنن، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره، داراحیاء السنه النبویه.
  • ابوزرعة دمشقی، عبدالرحمن بن عمرو، تاریخ به کوشش شکرالله قوجانی، دمشق، ۱۴۰۰ ق/۱۹۸۰م.
  • ابوزهره، محمد، ابوحنیفه، قاهره، ۱۹۵۵م؛ همو، الامام زید، قاهره، ۱۹۵۹م.
  • ابوطالب هارونی، یحیی بن حسین، «الافاده» ، اخبار الائمه الزیدیه، به کوشش مادلونگ، بیروت، ۱۹۸۷م.
  • ابوعبداللع علوی، محمدبن علی، الجامع الکافی، نسخة خطی کتابخانة آمبروزیانا، شم ۴۲۴.
  • ابوعبید، قاسم ابن سلان، الاموال، به کوشش عبدالامیر علی مهنا، بیروت، ۱۹۸۸م.
  • ابوالعلاء معری، رساله الغفران، به کوشش عائشه بنت الشاطی، قاهره، دارالمعارف.
  • همو، «سقط الزند» ، ضمن شروح سقط الزند، قاهره، ۱۳۸۳ ق/۱۹۶۴م.
  • ابوعمرودانی، عثمان بن سعید، التیسیر فی القراءات السبع، به کوشش اتوپرتسل، استانبول، ۱۹۳۰م.
  • ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بولاق، ۱۲۸۵ ق.
  • همو، مقاتل الطالبین، نجف، ۱۳۸۵ ق/۱۹۶۵م.
  • ابوالقاسم بلخی، عبدالله بن احمد، «المقالات» ، فضل الاعتزال و طبقات المعتزله، به کوشش فؤاد سید، تونس، ۱۳۹۳ ق/۱۹۷۴م.
  • ابواللیث سمرقندی، نصربن‌محمد، «بستان العارفین» ، در هامش تنبیه الغافلین، دهلی، کتابخانة اشاعه الاسلام.
  • همو، «عقیده» ، به کوشش جوینبول (نک: مل، جوینبول).
  • ابوالمعالی، محمدبن حسین، بیان الادیان، به کوشش هاشم رضی، تهران، ۱۳۴۲ ش.
  • ابونعیم اصفهانی،احمدبن عبدالله، حیله الاولیاء قاهره، ۱۳۵۱ ق/ ۱۹۳۲م.
  • ابویوسف، یعقوب بن ابراهیم، الآثار، به کوشش ابوالوفا، قاهره، ۱۳۵۵ ق.
  • همو، «اختلاف ابی حنیفه و ابن ابی لیلی» ، ضمن کتاب الام شافعی، ج ۷، بیروت دارالمعرفه.
  • همو، الخراج، بیروت، ۱۳۹۹ ق/۱۹۷۹م.
  • احمدبن حنبل، العلل بیروت و معرفه الرجال، به کوشش وصی الله عباس، بیروت/ریاض، ۱۴۰۷ ق.
  • اسفراینی، طاهربن محمد، التبصیر فی‌الدین، به کوشش محمد زاهد کوثری، قاهره، ۱۳۷۴ ق/۱۹۵۵م.
  • اشعری، ابوالحسن، «الابانه» ، الرسائل السبعه فی العقائد، حیدر آباد دکن، ۱۴۰۰ ق/ ۱۹۸۰م.
  • همو، المع، به کوشش ریچارد جوزف مکارتی، بیروت، ۱۹۵۳م.
  • همو، مقالات الاسلامیین، به کوشش هلموت ریتر، ویسبادن، ۱۴۰۰ ق/۱۹۸۰م؛
  • اشعری، سعدبن عبدالله، المقالات و الفرق، به کوشش محمد جواد مشکور، تهران، ۱۳۶۱ ش.
  • اوزجندی، فخرالدین، «فتاوی» ، در هامش الفتاوی النهدیه، قاهره، ۱۳۲۳ ق.
  • الایضاح، منسوب به فضل بن شاذان، بیروت، ۱۴۰۲ ق/۱۹۸۲م.
  • بخاری، محمدبن اسماعیل، التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۸ ق/ ۱۹۷۸م.
  • بزودی، علی بن محمد ، اصول الفقه ، در هامش کشف الاسرار (نک:علاءالدین بخاری).
  • بسوی ،یعقوب بن سفیان ،المعرفهوالتاریخ ،به کوشش اکرم ضیاءعمری ،بعداد،۱۹۷۵-۱۹۷۶م.
  • بصری، عبدالله بن سالم، «الامداد» ، ضمن رسائل خمسه اساتید، حیدرآباددکن، ۱۳۲۸ق /۱۹۱۰م.
  • بعلی، عبدالباقی، ریاض اهل الجنة، به کوشش محمد یاسین فادانی، دمشق ،۱۴۰۵ ق /۱۹۸۵م.
  • بغدادی، عبدالقاهربن طاهر، الفرق بین الفرق، به کوشش محمد زاهد کوثری ،قاهره ،۱۳۶۷ق/۱۹۴۸م.
  • بلاذری، احمدبن یحیی ،اناسب الاشراف، به کوشش محمد باقر محمودی ، بیروت ، ۱۳۹۷ ق/۱۹۷۷ م.
  • بیهقی ، ابوبکر احمد بن حسین ، الاسماء و اصفات ،بیروت ، دارالکتب العلمیه.
  • همو، «رساله ای در فضل ابوالحسن اشعری» ضمن تبیین کذب المفتری (نک:هم، ابن عساکر).
  • بیهقی ،علی بن زید ، تاریخ بیهق ،حیدرآباد دکن،۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.
  • پاکتچی ،احمد،الاراءالفقهیه والاصولیه للشریف الرضی ، تهران ،۱۴۰۶ق.
  • تبصرةالعوام ،منسوب به مرتضی بن داعی ،به کوشش عباس اقبال ،تهران ،۱۳۶۴ش.
  • ترمذی محمد بن عیس ،سسن به کوشش احمد محمد شاکر و دیگران ،قاهره ،۱۳۵۷ ق/۱۹۳۸ م به بعد.
  • ترمسی ،محمد محفوظ ،کفایة المستفید، به کوشش محمد یاسین فادانی ،بیروت ،۱۴۰۸ق/۱۹۸۷م.
  • جاحظ،عمروبن بحر،الحیوان ،به کوشش عبدالسلامهارون ،قاهره ،۱۳۵۷ق.
  • همو، «فضل هاشم علی عبدشمس» ضمن رسائل الجاحظ، به کوشش حسن سندوبی ،قاهره ،۱۳۵۲ق/۱۹۳۳م.
  • جرجانی ،علی بن محمد ،التعریفات ،قاهره ۱۳۰۶ق.
  • جصاص ،احمد بن علی ،احکام القرآن ،بیروت،۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
  • حاجی خلیفه،کشف.
  • حکیم سمرقندی ،اسماعیل بن محمد ،السوادالاعظم،ترجمه کهن فارسی ،به کوشش عبدالحی حبیبی ،تهران ،۱۳۴۸ش.
  • خضری،محمد ،اصول الفقه ، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
  • خطیب بغدادی ،احمد بن علی ،تاریخ بغداد،قاهره ،۱۳۴۹ق.
  • خلیفه بن خیاط ،الطبقات ،به کوشش سهیل زکار،دمشق ۱۹۶۶م.
  • خوارزمی ،ابوالمویدمحمد بن محمود ،جامع مساتید ابی حنیفه ،حیدرآباددکن ،۱۳۳۲ق.
  • خوارزمی ،قاسم بن حسین ، «ضرام السقط» ضمن شروح سقط الزند، قاهره ،۱۳۸۳ ق /۱۹۶۴.
  • خوارزمی ،محمد بن احمد ،مفاتیح العوم ،به کوشش فان فلوتن ،لیدن ،۱۸۹۵م،دارمی،عبدالله بن عبدالرحمن ،سنن ،دمشق ۱۳۴۹ق.
  • دارمی ،عثامان بن سعید ،الردعلی بشر المریسی،به کوشش محمد حامد فقی ،بیروت ،دارالکتب العلمیه.
  • درجینی ،احمد بن سعید،طبقات المشائخ بالمغرب ،به کوشش ابراهیم طلای،قسنطینه ،۱۳۹۴ق/۱۹۷۴ م: دفتر کتبخانه الحاج سلیم آغا،استانبول ،۱۳۱۰ق.
  • ذهبی ،محمد بن احمد، سیراعلام التبلاء،به کوشش شعیب ارنووط و دیگران ،بیروت ،۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
  • العبر،به کوشش محمد سعید زغلول ،بیروت ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
  • «رساله الامام الهادی (ع) الی اهل الاهواز» نسخه ابن شعبه ،ضمن تحف العقول ،به کوشش علی اکبر غفاری ،تهران ۱۳۷۶ق؛
  • همان ، نسخه طبرسی (نک:هم،طبرسی).
  • زمخشری،محمود بن عمر،الکشاف ،قاهره ،۱۳۶۶ق/۱۹۴۷م.
  • سبکی ،عبدالوهاب بن علی،السیف المشهورفی شرح عقیده ابی منصور،به کوشش مصطفی صائم یپرم ،استانبول،۱۹۸۹ن.
  • همو،طبقات الشانعیه الکبری،به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو،قاهره ،۱۳۸۳ق/۱۹۶۴م.
  • سرخسی،محمد بن احمد ،اصول ،به کوشش ابوالوفاافقانی ،حیدرآبادکن،۱۳۷۲ق.
  • همو،المبسوط ،قاهره ،مطبعه الاستقامه.
  • سمعانی ،عبدالکریم بن محمد،التحبیرفی المعحم الکبیر،به کوشش منیره ناجی سالم ،بغداد،۱۳۹۵ق/۱۹۷۵م.
  • سید مرتضی ،علی ابن حسین ،الانتصار،نجف ۱۳۹۱ق/۱۹۷۱م.
  • همو،الفریعة الی اصول الشریعة ،به کوشش ابوالقاسم گرجی ،تهران ،۱۳۶۳ش؛
  • همو،الفصول المختاره ،نجف ، کتابخانه حیدریه.
  • سیوری ،مقدادبن عبدالله ،کنزالعرفان،به کوشش محمد باقر بهبودی ،تهران ،۱۳۸۴ق.
  • شافعی ،محمد بن ادریس ، «اختلاف علی (ع) و ابن مسعود» ضمن کتاب الام ،ج ۷،بیروت ،دارالمعرفه.
  • همو،الرساله ،به کوشش احمد محمد شاکر،قاهره ،۱۳۵۸ق/۱۹۳۹م.
  • «شرح الفقه الاکر» مسوب به ابومنصور ماتریدی ،الرسائل السبعه فی العقائد،حیدرآباددکن ۱۴۰۰ ق /۱۹۸۰ م.
  • شماخی،احمد بن سیعد السیر،به کوشش احمد بن سعود سیایی ،مسقط، ۱۴۰۷ق /۱۹۸۷م.
  • شوکانی ،محمد بن علی ، «اتحاف الاکابر» ضمن رسائل خمسه اساتید ،حیدرآباددکن،۱۳۲۸ق/۱۹۱۰م.
  • شهرستانی ،محمد بن عبدالکریم ،الملل والنحل ، به کوشش محمد بن فتح الله بدران ،قاهره ،۱۳۷۵ق/۱۹۵۶م.
  • صابونی ،احمد بن محمود ،البدایه من الکفایه ،به کوشش فتح الله خلیف ، مصر،۱۹۶۹م.
  • صریفینی ،ابراهیم بن محمد ،تاریخ نیسابور (منتخب السیاق عبدالغافرفارسی) ،به کوشش محمد کاظم محمودی ،ضم ،۱۴۰۳ق.
  • صفی الدین بلخی ،عبدالله بن عمر،فضائل بلخ،ترجمه محمد بن محمد حسینی بلخی ، به کوشش عبدالحی حبیبی ، تهران ،۱۳۵۰ش .
  • صنعانی ،عبدالرزاق ،المصنف ،به کوشش حبیب الرحمن اعظمی ، بیروت ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
  • صیمری ،حسین بن علی ،اخبارابی هنیفه واصحابه ،بیروت ،۱۴۰۵ق /۱۹۸۵م.
  • طبرسی ،احمد بن علی ،الاحتجاج ،به کوشش محمد باقر موسوی خرسان ،بیروت ،۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
  • طبری ،محمد بن جریراختلاف القهاء،بیروت ،دارالکتب العلمیه.
  • همو،تاریخ ؛همو، «المنتخب من کتاب ذیل المذیل» همراه تاریخ طبری ،ج۱۱.
  • طحاری ،احمد بن محمد ،اختلاف القهاء،به کوشش محمد صغیر حسن معصومی ،اسلام آباد،۱۳۹۱ق.
  • همو، العقیدة الطحاویه، بیروت ۱۴۰۸ق /۱۹۸۸م.
  • طوسی ،محمد بن حسن ،الاستبصار ، به کوشش حسن موسوی خرسان ،نجف ۱۳۷۵ ق.
  • همو، تمهید الاصول، به کوشش عبدالمحسن مشکوة الدینی ،تهران ،۱۳۶۲ش.
  • همو،تهذیب الاحکام ، به کوشش حسن موسوی خرسان ،نجف ،۱۳۷۹ق.
  • همو،رجال، نجف ،۱۳۸۰ق/۱۹۶۱م.
  • همو،الفهرست ،نجف، کتابخانه مرتضویه.
  • ظاهریه ،خطی.
  • العالم و المتعلم، به کوشش محمد رواس قله جی و عبدالوهاب هندی ندوی، حلب ،۱۳۹۲ق/۱۹۷۲ م.
  • عبادی ،محمد بن احمد ،طبقات الفقهاءالشافعیه به کوشش گوستاویتستام،لیدن ،۱۹۶۴م.
  • عبدالله بن احمد بن حنبل ،السنه ،به کوشش محمد بن سعید قحطانی ،ریاض ،۱۴۰۶ق /۱۹۸۶م.
  • عبدالقادر قرشی ،الجواهرالمضیه ،حیدرآباددکن ،۱۳۳۲ق.
  • عنبی ،ابونصر «التاریخ الیمینی» ضمن الفتح الوهبی منینی ،قاهره ،۱۲۸۶ق؛
  • عجلی،احمد بن عبدالله ،تاریخ الثقات ، به کوشش عبدالمعطی قلمجی ،بیروت ،۱۴۰۵ق /۱۹۸۴م.
  • عطار نیشابوری ،فریدالدین ،تذکره الاولیاء،به کوشش محمد استعلامی ،تهران ،۱۳۶۳ش؛
  • عقیلی ، محمد بن عمرو ، کتاب الضعفاءالکبیر،به کوشش عبدالمعطی امین قلمجی،بیروت،۱۴۰۴ق ۱۹۸۴م.
  • علاءالدین بخاری ،عبدالغزیزبن احمد ،کشف الاسرار،استانبول ۱۳۰۸ق.
  • العیون و الحدائق، به کوشش دخویه ،لیدن ،۱۸۷۱م؛غزالی ،محمدابن محمد ،المنخول من تعلیقات الاصول ، به کوشش محمد حسن هیتو ، دمشق ،۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
  • غنیمی ،عبدالغنی ،اللباب فی شرح الکتاب ، به کوشش محمد محیی الدین عبدالحمید،قاهره ،۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
  • فصیح خوافی ،مجمل فصیحی ، به کوشش محمود فرخ ، مشهد ،۱۳۳۹ ش.
  • «الفقه الاکبر (۱)» منسوب به ابو حنیفه ،ضمن «شرح الفقه الاکبر» (نک:هم).
  • الفقه الاکبر (۲) ، منسوب به همو،قاهره ،مکتبه محمد علی صبیح واولاده:
  • «الفقه الاکبر (۳)» منسوب به شافعی ، همراه با الفقه الاکبر (۲) (نک:هم).
  • قاضی عبدالجبار ،فضل الاعتزال ،به کوشش فوادسید ،تونس ،۱۳۹۳ق /۱۹۷۴م.
  • قاضی عیاض ،ترتیب المدارک ، به کوشش احمد بکیرمحمود،بیروت /طرابلس ۱۳۸۷ق /۱۹۶۷م.
  • قاضی نعمان مغربی ،دعائم الاسلام ،به کوشش آصف فیضی،قاهره،۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
  • قدوری ،احمدبن محمد «مختصر» ،همراه بااللباب (نک: هم،غنیمی).
  • قرآن کریم قرطبی ،محمد بن احمد ،الجامع لاحکام القرآن ،قاهره ۱۳۷۲ق/۱۹۵۲م.
  • قزوینی رازی عبدالجلیل ، نقض، به کوشش جلال الدین محدث،تهران،۱۳۵۸ش.
  • قلقشندی،احمد بن علی ،صبح الاعشی ،قاهره ،۱۳۸۳ق /۱۹۶۳م.
  • کتانی ،عبدالحی بن عبدالکبیر،فهرس الفهارس والاثبات ، به کوشش احسان عباس ، بیروت ۱۴۰۲ق /۱۹۸۲م.
  • کتانی ،محمد بن جعفر الرساله المستطرفه ، استنابول ، ۱۹۸۶ م.
  • کراجکی ،محمد بن علی، کنزالفوائد، تبریز، ۱۳۲۲ ق.
  • کشی، محمد، معرفه الرجال، اختیار طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ۱۳۴۸ ش.
  • کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، ۱۳۹۱ ق.
  • کندی، محمدبن یوسف، الولاه و کتاب القضاه، به کوشش روون گست، بیروت، ۱۹۰۸م.
  • کورانی، ابراهیم بن حسن، «الامم لا یقاظ الهمم» ، ضون رسائل خمسه اسانید، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۸ ق/ ۱۹۱۰ م.
  • لکنهوی، محمد عبدالحی، الفوائد البهیه، قاهره، ۱۳۲۴ق/۱۹۰۶م.

ماتریدی، محمدبن محمد، التوحید، به کوشش فتح الله خلیف، بیروت، ۱۹۸۶ م.

  • همو، «عقیده ». ضمن السیف المشهور (نک: هم، سبکی).
  • مالک بن انس، الموطأ، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۳۷۰ ق/۱۹۵۱ م.
  • «المبانی» ، مقدمتان فی علوم القرآن، به کوشش آرتور جفری، قاهره، ۱۹۵۴م.
  • مجمل التواریخ و القصص، به کوشش ملک الشعراء بهار، تهرا، ۱۳۱۸ ق؛
  • محلی، حمیدبن احمد، «الحدائق الوردیه» ، اخبار الائمه الزیدیه، به کوشش مادلونگ، بیروت، ۱۹۸۷ م.
  • محمدبن حسن شیبانی، الاصل، حیدرآباد دکن، ۱۳۸۹ ق/۱۹۶۹م.
  • همو، الحجه علی اهل المدینه، به کوشش مهدی حسن کیلانی، حیدرآباد دکن، ۱۳۸۵ ق/۱۹۶۵ م.
  • مرغینانی، علی بن عبدالجلیل، «الهدایه» ، همراه با شرح فتح القدیر، قاهره، ۱۳۱۹ ق.
  • مروزی، محمدبن نصر، اختلاف العلماء، به کوشش صبحی سامرایی، بیروت، ۱۴۰۶ ق/۱۹۸۶م.
  • مزی، یوسف بن عبدالرحمن، تهذیب الکمال، نسخة خطی کتابخانة احمد ثالث، شم ۲۸۴۸.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ۱۳۸۵ ق/۱۹۶۶م.
  • مسند اید بن علی، بیروت، ۱۹۶۶م.
  • مفید، محمدبن محمد، الاختصاص، به کوشش علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه المدرسین.
  • همو،امالی، به کوشش استادولی و غفاری، قم، ۱۴۰۳ ق.
  • همو، «المسائل الصانیه» ، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
  • مقدسی، محمدبن احمد، احسن التقاسیم، بیروت، ۱۴۰۸ ق/۱۹۸۷ م.
  • مکی، موفق ابن احمد، مناقب ابی حنیفه، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۱ ق.
  • ملاحسین رومی، «الجوهره المنیفه» ، الرسائل السبعه فی العقائد، حیدرآباد دکن، ۱۴۰۰ ق/ ۱۹۸۰ م.
  • ملا علی قاری، شرح الفقه الاکبر، بیروت، ۱۴۰۴ ق/۱۹۸۴ م.
  • منتخب‌الدین رازی، علی‌بن عبیدالله، الاربعون حدیثاً، قم، ۱۴۰۷ ق.
  • ناشیء اکبر، عبدالله بن محمد، مسائل الامامه، به کوشش یوزف فان اس، بیروت، ۱۹۷۱ م.
  • نجاشی، احمدبن علی، رجال، به کوشش موسی شیبری زنجانی، قم، ۱۴۰۷ ق.
  • نسایی، احمد بن شعیب، قاهره، ۱۳۴۸ ق.
  • نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، نجف، ۱۳۵۵ ق/ ۱۹۳۶م.
  • نووی، یحیی بن شرف، تهذیب الاسماء و اللغات، قاهره، ۱۹۲۷ م.
  • «الوصیه» ، منسوب به ابوحنیفه، همراه با «الجوهره المنیفه» (نک: هم، ملاحسین رومی).
  • هجویری، علی بن عثمان، کشف المحجوب، به کوشش و النتین ژوکوفسکی، لنینگراد، ۱۳۴۴ ق/ ۱۹۲۶ م.
  • یاقوت، المشترکه وضعاً و المفترق صقماً، به کوشش ف، ووسنفلد، گوتینگن، ۱۸۴۶ م.
  • یحیی بن معین، معرفه الرجال، به کوشش محمد کامل قصار، دمشق، ۱۴۰۵ ق/۱۹۸۵ م.
  • رستگار، پرویز، بررسی سخن پیشوای حنفیان؛ لولاالسنتان لهک النعمان، دو فصلنامه حدیث‌پژوهی، سال سوم، شماره پنجم بهار و تابستان، ۱۳۹۰ش.
  • آلوسی، نعمان بن محمود، مختصر تحفة الاثناعشریه، مطبع سلفیه، قاهره، ۱۳۸۷ش.
  • ابن حجر هیثمی، احمد بن محمد، الصواعق المحرقه، تهران.
  • ذهبی، شمس‌الدین، داراحیاء، التراث العربی، بیروت.
  • مزی، ابوالحجاج، تهذیب الکمال، تحقیق: بشار عواد معروف، مؤسسه الرساله، بیروت،۱۴۱۳ق-۱۹۹۲م.
  • قرمانی، احمد بن یوسف، اخبار الدول، عالم الکتب، بیروت، ۱۴۱۲ق.
  • دهلوی، شاه عبدالعزیز؛ مختصـر التحفـۀ الاثنـی عشـریه؛ ریـاض: الرئاسـۀ العامـۀ لادارات البحوث العلمیۀ و الافتاء و الدعوۀ و الارشاد، ۱۴۰۴۰ق.
  • شعکه، مصطفی، الائمه الاربعه، درالکتب البنانی، ۱۴۰۳ق.
  • ابوزهره، محمد، ابوحنیفه، درالفکر العربی، بی‌تا.
  • ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، داراحیاء الکتب العربیه، ۱۹۶۲ق.
  • ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه فی معرفة الائمة علیهم السلام، دارالحدیث، ۱۴۲۲ق.
  • قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة لذو القربی، اسوه، قم، ۱۴۲۲ق.

پیوند به بیرون