جابر بن حیان

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
جابر بن حیان
زادروز ۱۰۳یا ۱۰۴ق.
درگذشت ۲۰۰ق.
آرامگاه طوس
محل زندگی کوفه و بغداد
نقش‌های برجسته کیمیا، منجم، فیلسوف، ریاضیدان، طب، موسیقی،
دین اسلام
مذهب شیعه
سوریه در سال ۱۹۹۷م جهت بزرگداشت جابربن حیان دانشمند بزرگ ایرانی قطعه تمبری منتشر کرد.
در سال ۱۹۸۷م این قطعه تمبر در بزرگداشت جابر بن حیان دانشمند بزرگ ایرانی از سوی اردن منتشر شد.

جابر بْن حَیّان کوفی، دانشمند شیعی قرن دوم هجری قمری که مجموعه بزرگی از آثار علمی در کیمیا، فلسفه، طب، ریاضیات، نجوم و موسیقی به او نسبت داده شده است؛ هرچند شهرت او به سبب کیمیا است. آثار منسوب به او چارچوبی شیعی دارد. جابر کیمیا را علمی الهی و برترین علم می‌داند که سالک باید بعد از خواندن ریاضی و فلسفه به آن دست يابد.

منابع متعددی در وجود شخصیتی با این نام تردید کرده‌اند؛ چنان‌که نام او در منابع متقدم رجالی شیعه ذکر نشده است. در مقابل، شماری از تاریخ‌نگاران و زندگی‌نگاران، از جمله ابن خَلَّکان، ابن ندیم، ابن طاووس، صَفَدی، سید محسن امین و صدیق حسن خان جابر را از شاگردان امام جعفر صادق(ع) دانسته‌اند.

شخصیت جابر

وجودِ شخصیتِ تاریخی جابر بن حیان یکی از موضوعات تاریخ و تاریخ علم در قرن اخیر به شمار می‌آید و پژوهشگرانی چون هنری ارنست استیپلتون، یولیوس روسکا، پل کراوس، فؤاد سزگین و سیدحسین نصر در رد یا تأیید آن استدلال‌هایی کرده‌اند.

اولین گمانه‌زنی‌ها در مورد وجود او، دست کم به قرن چهارم باز می‌گردد. نام او اولین بار در تعلیقات ابوسلیمان منطقی سجستانی (متوفی ۳۷۰ یا ۳۹۰) آمده است. ابوسلیمان که بزرگِ حلقه‌ای علمی در بغداد بود، در اینکه جابر مؤلف مجموعه آثاری باشد که به او نسبت داده‌اند، تردید کرده و گفته است مؤلف واقعی آن مجموعه را می‌شناسد و او حسن بن نَکَد موصلی است.

در همان دوره، ابن ندیم با تألیف الفهرست در سال ۳۷۷، تلاش کرد تشکیکاتی را که در آن زمان در مورد جابر وجود داشت، برطرف کند؛[۱] اما شبهه در مورد وجود جابر همچنان ادامه یافت.[۲] در آثار کیمیایی ابن اُمَیل (متوفی ح ۳۵۰) و ابن وحشیه (قرن چهارم)، از آثار جابر نام برده شده است.[۳] ابن ندیم کنیه ابوعبدالله را برای جابر ذکر کرده و رازی در آثار کیمیایی‌اش از او با عنوان «استاد ما، ابوموسی» یاد کرده است.[۴]

زادگاه

در منابع شرح حال و غیر آن، که جابر را معرفی کرده‌اند، گاه او را کوفی[۵] و گاه اَزْدی خوانده‌اند زیرا بنا بر برخی گزارش‌ها، جابر از قبیله ازد در کوفه بوده است.[۶] گاهی نیز به سبب گرایش او به تصوف، او را صوفی خوانده‌اند.[۷] ابن خلکان (متوفی ۶۸۱) نیز او را طَرسوسی خوانده است.[۸]

بیشتر منابع، سال تولد جابر را ۱۰۳ یا ۱۰۴ق دانسته‌اند.[۹] بر اساس برخی منابع، جابر در کوفه و بغداد می‌زیسته، اما درباره زمان اقامت وی در این شهرها اطلاعی در دست نیست.[نیازمند منبع]

زندگانی

ابن ندیم[۱۰] در گزارشی عجیب، از قول شخصی ثقه به نشانی خانه جابر در بغداد و کشف آزمایشگاه او در کوفه در زمان عزالدوله دیلمی (حکومت:۳۵۶ـ۳۶۷) اشاره کرده است که پس از بررسی این محل، هاونی در آنجا پیدا شده است و گویا در آن قطعه‌ای طلا به وزن دویست رطل وجود داشته است. طبق نوشته ابن ندیم، جابر به سبب مناسب بودن آب و هوای کوفه، در این شهر به کار اکسیر می‌پرداخته است. وی با برمکیان در ارتباط بوده و احتمالاً برای جعفر برمکی (متوفی ۱۸۷)، کتابی درباره صناعت فاخر کیمیا نگاشته بوده است. او در این کتاب آزمایش‌های عجیبی را درباره یک روش بسیار پیشرفتۀ کیمیاگری وصف کرده است.

درگذشت

در سال ۱۸۸ق، با افول برمکیان در زمان هارون عباسی، جابر زندگی مخفیانه‌اش را در کوفه ادامه داد. طبق روایتی، او تا زمان خلافت مأمون (حکومت:۱۹۸ـ ۲۱۸) زنده بوده است. در روایتی دیگر، او در سال ۲۰۰ در شهر طوس درگذشت در حالی که کتاب الرّحمة را زیر بالین داشت.[۱۱]

شاگرد امام صادق(ع)

درباره این مطلب که آیا جابر شاگرد امام جعفر صادق(ع) بوده یا نه، بحث‌های بسیاری شده است. در مهم‌ترین منابع رجالی شیعی، از قبیل رجال النجاشی و رجال الطوسی (هر دو تألیف شده در قرن پنجم)، در میان اصحابِ امام جعفر صادق(ع) هیچ ذکری از فردی به نام جابربن حیان به میان نیامده است اما شماری از مؤلفان، از جمله ابن خَلَّکان،[۱۲] ابن ندیم،[۱۳] ابن طاووس (متوفی ۶۴۴ق)[۱۴]، صَفَدی (متوفی ۷۶۴ق)،[۱۵] امین (متوفی ۱۳۳۱ش)[۱۶] و صدیق حسن خان (متوفی ۱۳۰۷)،[۱۷] جابر را از شاگردان امام جعفر صادق(ع) دانسته‌اند.

در رساله‌های منسوب به جابر تصریح شده که کل آثار وی زیر نظر امام ششم(ع)، نوشته شده که به عقیده برخی پژوهشگران از نظر زمانی کاملاً غیرممکن است.[نیازمند منبع]

آثار

تشکیک در تالیفات جابر

پل کراوس، شرق شناس اتریشی (۱۹۰۴ـ ۱۹۴۴)، بر اساس پژوهش‌هایش بیش از همه در وجود شخصیت تاریخی جابر و اصالت آثار منسوب به او تشکیک کرد. به نظر کراوس[۱۸] اصطلاحاتی که در آثار جابر وجود دارند، همان اصطلاحاتی هستند که در مکتب حنین بن اسحاق (متوفی ۱۹۴ـ ۲۶۰) به وجود آمدند، لذا مجموعه آثار منسوب به جابر نباید پیش از پایان قرن سوم پدید آمده باشد. همچنین (کراوس) [۱۹] این نوشته ابوسلیمان سجستانی را که گفته شخصی به نام حسن بن النَکَد موصلی مجموعه آثار جابر را نگاشته و آنها را به جابر نسبت داده، شاهد اصلی بر اصالت نداشتن مجموعه آثار جابر دانسته است. سزگین[۲۰] این دلیل را ناکافی خوانده و نوشته است از اظهارات سجستانی این نکته برمی‌آید که موصلی آثار چندی تألیف کرده و آنها را به جابر نسبت داده است؛ چرا که در زمان او جابر شخصیتی مطرح بوده و آثارش طالبان بسیاری داشته است.[۲۱]

در هر حال، چه همانند کراوس مجموعه آثار جابر را مجموعه‌ای از نوشته‌های دیگران بدانیم که به او منسوب شده است و چه مانند سزگین صاحب و مؤلف واقعی این آثار را جابر بدانیم، در سرزمین‌های اسلامی از حیث تعداد، مجموعه‌ای وسیع و حتی حیرت انگیز از آثاری که نویسنده آنها جابربن حیان دانسته شده است، وجود دارد، و بسیاری از کتاب شناسان و فهرست نویسان و دانشمندان اسلامی به تفصیل یا اجمال از مجموعه آثار جابر یاد کرده‌اند.

تعداد آثار

ابن ندیم[۲۲] از جابر نقل کرده که سیصد کتاب در موضوع فلسفه، ۱۳۰۰ کتاب در موضوع حِیل و ۱۳۰۰ کتاب در صنایع مجموعه و آلات حرب (ماشینهای مکانیکی و جنگ افزارها) تألیف کرده است. بر این اساس، عبداللّه نعمه، نویسنده معاصر،[۲۳] تعداد تألیفات جابر را بیش از ۳۹۰۰ عنوان دانسته است. ابن ندیم[۲۴] از فهرست موضوعی آثار جابر یاد کرده است. این فهرست موضوعی ـ که چند بخشی است ـ شامل مجموعه ۱۱۲ کتاب،[۲۵] هفتاد کتاب، دَه کتاب افزوده شده به مجموعه هفتاد کتاب، بیست کتاب و هفده کتاب است.[۲۶] در ادامه، ابن ندیم[۲۷] از مجموعه چند کتاب در پزشکی و کیمیا، سی کتاب که خود جابر نامی بر آنها ننهاده، دو کتاب بزرگ در طب و نیز مجموعه آثار طبی جابر که تعداد آنها به پانصد جلد می‌رسیده، یاد کرده است.

اندیشه‌های جابر در مورد کیمیا

کیمیا، سلطان تمام علوم محسوب می‌شده است؛ دانش شاهانه‌ای که علوم دیگر از آن نشات می‌گیرند و بدان باز می‌گردند. ظاهراً هدف غایی کیمیاگری درک عمق حکمتی است که خداوند با آن جهان هستی را آفرید و تمام پدیده‌های طبیعی را سامان داد. به تعبیر جابر، کیمیا تمام فلسفه (اَلْفلسفةُ کُلُّها) است و سالکی که موفق به کشف اسرار آن شود، به علوم دینی یا دنیوی دیگر نیازی ندارد.

آرایی که در آثار منسوب به جابر می‌یابیم، چند وجهی است. کیهان شناسی او که مبتنی بر نظریه صدور فیض از منبع الهی است، آنگونه که در کتاب التصریف شرح داده،[۲۸] ملهم از مکتب نوافلاطونی است. جابر در این کتاب مبنای حرکت و هماهنگی و ترکیب‌های گوناگون چهار عنصر را شرح داده است. طبیعت شناسی جابر بر مبنای ترکیب چهار عنصر ارسطو (آب، آتش، خاک و باد) است، با این تمایز که وی طبایع چهارگانه اصلی (گرمی، سردی، خشکی و تری) را ریشه این عناصر دانسته است که به طور مستقل وجود دارند. بدین طریق وی می‌توانسته است امکان استحاله جوهری را توجیه کند. کیمیاگر در هر مادّه‌ای می‌تواند بر میزان هر «طبعی» بیفزاید، از آن بکاهد یا حتی آن را حذف کند. او می‌تواند به فلز سرد و خشکی چون سرب، گرمی و تری بیفزاید و فلزی کاملاً جدید مانند طلا به دست آورد.

در آرای جابر این امر قطعی است که وی وجود جوهرهای ثابت (ذوات) را مسلّم نمی‌دانسته است. در حیات طبیعی (از جمله حیات مواد معدنی)، همه چیز طی جنبشی فراگیر در حال تغییر است؛ تحولی جهانی از اجسامی سخت و متراکم به کالبدهایی سبک‌تر، ظریف‌تر و روحانی‌تر. کیمیاگر به منظور ارتقا یا تسریع این سیر جهانی در آن سهیم می‌شود.

چارچوب شیعی اندیشه‌های جابر

جابر در چارچوب تفکر شیعی می‌اندیشیده و به نظر او کیمیا علمی الهی بوده که خداوند به پیامبران و امامان خود عرضه کرده است. جابر، حضرت آدم و موسی و عیسی علیهم السلام و فلاسفه و حکمای یونان همچون فیثاغورس، افلاطون و آپولونیوس تیانایی را امامان عصر خود می‌دانست. طی دوره اسلامی، این عطیه الهی (علم کیمیا) به طور عمده به امامان سپرده شد و در واقع آثار جابر در موارد متعدد، مشتمل است بر نقل قولهایی از متون مربوط به علم کیمیا و خطبة البیان منسوب به امام علی(ع) و نیز دارای ارجاعات بسیار به حکمت کیمیای امام جعفر صادق.

به رغم فحوای شیعی نوشته‌های منسوب به جابر، این نظریه کراوس که مؤلفان، اسماعیلی مذهب بوده‌اند، پذیرفتنی به نظر نمی‌رسد. اول به دلیل موضع آشکار اتخاذ شده در کتاب الخمسین در مورد جانشینی موسی پسر امام جعفر صادق(ع) به جای او[۲۹] و دوم به دلیل این اعتقاد افراطی جابر یا گروهی از شیعیان مبنی بر تقدم و برتری حروف (برگرفته از نام بزرگان دین) بر یکدیگر، مثل عین (در علی) بر میم (در محمد)، آنگونه که در کتاب الماجد[۳۰] شرح داده شده است.

راه کسب دانش از دیدگاه جابر

آنگونه که در آثار منسوب به جابر آمده، راه دستیابی به دانش راه یگانه‌ای است. سالک ابتدا باید ریاضیات، منطق، فلسفه و پزشکی بخواند تا برای مطالعه کیمیا به خوبی آماده شود. سپس باید در آزمایشگاهش برای یافتن اکسیر اعظم یا حَجَرالفلاسفه تلاش کند. همچنین می‌تواند از مشاهدات حاصل از عملیات کیمیاگری خود به عنوان راهنما استفاده کند. اگر این عملیات با موفقیت پیش برود، معلوم می‌شود وی در صراط مستقیم به سوی دستیابی به علم الاهی نهفته در کتاب طبیعت، به خصوص دنیای معدنی‌ها، گام برمی‌دارد.

علاوه بر این، هنگامی که سالک در حال کار است، خود نیز در حال تبدیل شدن است. به عقیده جابر، انسان همان است که می‌داند. اگر وی اسرار روح را که زندگی می‌بخشد و خلق می‌کند و موجب دگرگونی موجودات می‌شود، درک کند، خودِ وی نیز روحانی شده است. کیمیاگر در پایان جستجویش در صراط مستقیم به سوی دستیابی به حجرالفلاسفه سیر می‌کند و به تعبیر جابر «امام همین است».[۳۱] بنابراین، سالکی که نمی‌تواند امام زمان خویش را ملاقات کند، با کیمیاگری و از طریق دانش امام، به او دست می‌یابد. در این مرحله، کیمیاگر به «شخص روحانی» تبدیل شده که مرتبه‌ای از سلسله مراتب روحانی نوع بشر است.

جابر این سلوک را در رساله‌ای کوتاه اما مهم با عنوان کتاب الماجد شرح داده که طریق بنیادی و انقلابی به سوی علم الهی است.[۳۲] سالک در حین کیمیاگری ـ که همواره با تحول خود فرد نیز همراه است ـ مرید امام می‌شود و طی پیشرفتهایی که حاصل می‌کند به انسان جدیدی بدل می‌گردد. ظاهراً تلاش در جهت خلق یک «انسان بزرگ» والاترین هدف کیمیاگر است.

نام امام زمان(عج) در آثار جابر

اهمیت تاریخ در نظر جابر یا مؤلفان آثار منسوب به جابر در چند نوشته جلوه گر شده است. در این رساله‌ها، پس از امام موسی کاظم(ع) نام هیچ امام دیگری ذکر نشده است اما ظاهراً ظهور حضرت قائم(عج) را به انتشار علوم سرّی ربط می‌دهند. مؤلف در کتاب البیان[۳۳] اظهار داشته که زمان افشای اسرار نزدیک است، حضرت قائم تمام علوم را آشکار و عیان خواهد کرد[۳۴] و انسانیت به طور کامل و جدید نمود خواهد یافت.

جابر در کتاب اخراج ما فی القوّةِ الی الفِعل[۳۵] گفته است که تاریخ بشر قابل قیاس با کیمیاگری عظیمی است که هدف آن رسیدن از نقص (انسان صغیر) به کمال (انسان کبیر) است. در اینجا کیمیا صرفاً نمادین نیست بلکه وسیله‌ای مادّی است که موجب این تحول نوع بشر می‌شود.

پیر لوری[۳۶] نویسنده مقاله در دانشنامه جهان اسلام نتیجه می‌گیرد مجموعه آثار جابر نه فقط شامل مجموعه‌ای از نظرپردازی‌های علمی و عقیدتی است، بلکه همچنین حاوی طرحی «خیالی» برای تکامل بشریت است.

پانویس

  1. ر.ک:ابن ندیم، ص۴۲۰.
  2. ر.ک:صفدی، ۱۴۱۱، ج۱، ص۲۵.
  3. ر.ک: د.اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه‍.
  4. ابن ندیم، ص۴۲۰ـ ۴۲۱.
  5. ابن ندیم، ص۴۲۰ـ ۴۲۱، قفطی، ص۱۶۰.
  6. ر.ک:هولمیارد، ص۶۶.
  7. ر.ک:ابن صاعد اندلسی، ص۲۳۳؛ ابن خلّکان، ج۱، ص۳۲۷.
  8. ابن خلّکان، ج۱، ص۳۲۷.
  9. ر.ک:هولمیارد، ص۶۶.
  10. ابن ندیم، ص۴۲۰ـ ۴۲۱.
  11. ر.ک:هولمیارد، ص۶۶.
  12. ابن خلّکان، ج۱، ص۳۲۷.
  13. ابن ندیم، ص۴۲۰ـ ۴۲۱.
  14. ابن طاووس، ص۱۴۶.
  15. الوافی بالوفیات، ج۱۱، ص۳۴.
  16. امین، ج۴، ص۳۰.
  17. صدیق خان، ج۲، ص۴۶۲.
  18. ر.ک:د. اسلام، چاپ اول، تکمله، ذیل مادّه‍.
  19. کرواس، ج۱، صLXIII
  20. سزگین ج۴، ص۲۱۹.
  21. ر.ک:سزگین، ج۴، ص۱۷۵ـ ۲۲۹.
  22. ابن ندیم ص۴۲۲ـ۴۲۳.
  23. عبداللّه نعمه ص۲۴۵.
  24. ابن ندیم ص۴۲۱ـ ۴۲۳.
  25. ابن ندیم، ص۴۲۱ نام تمامی آنها را برشمرده.
  26. ر.ک:ابن ندیم، ص۴۲۱ـ۴۲۲.
  27. ابن ندیم ص۴۲۲ـ۴۲۳.
  28. ر.ک:جابربن حیان، مختار رسائل جابربن حیان، ص۳۹۲ـ۴۲۴.
  29. ر.ک:جابربن حیان، مختار رسائل جابربن حیان، ص۴۹۹ـ۵۰۰.
  30. ر.ک:جابربن حیان، مختار رسائل جابربن حیان، ص۱۱۵ـ ۱۲۵.
  31. ر.ک:جابربن حیان، ۱۸۹۳، ص۹۲.
  32. ر.ک:کوربن، فصل ۳.
  33. ر.ک:جابربن حیان، ۱۹۲۸، ص۱۱ـ۱۲.
  34. ر.ک:لوری، ۲۰۰۰، ص۸۰ ـ۸۱، ۸۶ ـ۹۰.
  35. ر.ک:جابربن حیان، ۱۳۵۴، ص۷۱ـ۷۲؛ لوری، ۱۹۸۹، ص۱۱۱ـ۱۱۳.
  36. pierre lory.

منابع

  • ابن خلّکان.
  • ابن صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الامم : تاریخ جهانی علوم و دانشمندان تا قرن پنجم هجری، چاپ غلامرضا جمشیدنژاد اول، تهران ۱۳۷۶ ش.
  • ابن طاووس، فرج المهموم فی تاریخ علماء النجوم، نجف ۱۳۶۸، چاپ افست قم ۱۳۶۳ش ؛
  • امین.
  • جابربن حیان، مختار رسائل جابربن حیان، چاپ پ. کراوس، قاهره ۱۳۵۴/۱۹۳۵.
  • صدیق حسن خان، ابجدالعلوم، ج ۲، بیروت ۱۳۹۵.
  • خلیل بن ایبک صفدی، الغیث المسجم فی شرح لامیة العجم، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۰؛
  • خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات، ویسبادن ۱۹۶۲.
  • علی بن یوسف قفطی، تاریخ الحکماء، و هو مختصرالزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبار العلماء باخبار الحکماء، چاپ یولیوس لیپرت، لایپزیگ ۱۹۰۳.
  • ابن ندیم.
  • محمدتقی دانش پژوه، فهرست کتابخانة اهدائی آقای سیدمحمد مشکوة به کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران، ج ۳، بخش ۲، تهران ۱۳۳۵ ش.
  • یوسف الیان سرکیس، معجم المطبوعات العربیة و المعرّبة، قاهره ۱۳۴۶/۱۹۲۸، چاپ افست قم ۱۴۱۰.
  • محمدعیسی صالحیه، المعجم الشامل للتراث العربی المطبوع، ج ۲،قاهره ۱۹۹۳.
  • خانبابا مشار، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران ۱۳۴۰ـ۱۳۴۴ ش.
  • اسماعیل مظهر، «جابربن حیان»، المقتطف، ج ۶۸،ش ۵ (شوال ۱۳۴۴)،ش ۶ (ذیقعده ۱۳۴۴).
  • احمد منزوی، فهرستوارة کتابهای فارسی، تهران ۱۳۷۴ ش.
  • عبداللّه نعمه، فلاسفة الشیعه: حیاتهم و آراؤهم، قم ۱۹۸۷.
  • Henry Corbin, L , alchimie comme art hi ratique , Paris 2003;
  • Dictionary of scientific biography , ed. Charles Coulston Gillispie, New York: Charles Scribner , s Sons, 1981, s.v. "Jabir ibn Hayya n" (by M. Plessner);
  • EI 2 , s.v. "Dja ¦bir B. H ¤ayya n" (by P. Kraus and M. Plessner);

Eric

  • John Holmyard, Alchemy , Middlesex, Engl. 1957;
  • Jabir ibn Hayyan, The Arabic works of Jabir ibn Hayyan , ed. Eric John Holmyard, Paris 1928;
  • idem, La chimie au moyen age , vol. 3: L , alchimie arabe , ed. Marcelin Berthelot and Olivier Houdas, Paris 1893;
  • idem, Dix traitإs d , alchimie, Les dix premiers traits du Livre des Soixante-dix , Prsents, traduits de l , arabe et commentإs par Pierre Lory, [Paris] 1996;
  • Paul Kraus, Le corpus des crits ja biriens , Cairo 1943;
  • idem, Ja bir ibn H ayya n: contribution ب l , histoire des ides scientifiques dans l , islam, Ja bir et la science grecque , Paris 1986;
  • Pierre Lory, Alchimie et mystique en terre d , islam , Paris 1989;
  • idem, "Eschatologie alchimique chez Ja bir ibn H ¤ayya n", Revue des mondes musulmans et de la Mediterrane , no. 91-94 (2000);
  • Hossien Nasr, Science and civilization in Islam , Cambridge 1968;
  • Syed Nomanul Haq, Name, natures and things: the alchemist Jabir ibn Hayyan and his book of stones , Dordrecht 1994;
  • Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden 1967-1984.
  • Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur , Leiden 1943-1949, Supplementband , 1937-1942;
  • EI 1 , suppl., s.v. "Djabir B.Haiyan" (by P. Kraus);
  • Eric John Holmyard, "Jabir ibn Hayyan", in Proceeding of the Royal Society of Medicine , vol.16, London 1923;
  • Paul Kraus, Jabir ibn Hayyan: contribution l , histoire des ides scientifiques dans l , Islam , Cairo 1942-1943;
  • Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden 1967-1984;
  • Moritz Steinschneider, Die europischen bersetzungen aus dem Arabischen bis Mitte des 17. Jahrhunderts , Graz 1956.

پیوند به بیرون