صفوان بن مهران جمال

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
صفوان بن مهران
اطلاعات یاران امامان
نام کامل: ابومحمد صَفوان بن مهران بن مغیره اسدی کاهلی
لقب: جمّال
خویشاوندان
سرشناس:
جد ابوعبدالله صفوانی
محل زندگی: کوفه
از یاران: امام صادق(ع)،امام کاظم(ع)
آثار: کتابی در حدیث

صَفوان بن مهران بن مغیره اسدی کاهلیراوی از امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) که نامش در سلسله اسناد روایات، زیارات و ادعیه‌ای مانند زیارت اربعین، زیارت وارث و دعای علقمه وجود دارد. صفوان به جهت اینکه شترانی داشت و آنها را اجاره می‌داد، به جمّال معروف بود.

زندگی‌نامه

درباره تاریخ و مکان ولادتش اطلاع چندانی در دست نیست. او را از بزرگان قرن دوم هجری و از اصحاب امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) به‌شمار آورده‌اند[۱] و به اعتبار اینکه وی را کوفی گفته‌اند، ممکن است در کوفه متولد شده باشد.

صفوان بارها امام صادق(ع) را از مدینه به کوفه آورد و با آن حضرت به زیارت تربت امیرالمؤمنین(ع) رفت و از مکان قبر امام علی(ع) که در آن زمان مخفی بود، خبر داشت.[۲] بنابر نقل ابن قولویه در کتاب کامل الزیارات، صفوان ۲۰ سال به زیارت آرامگاه امام علی (ع) می‌رفت و نماز خود را در آنجا به جا می‌آورد.[۳]

همچنین وی جد ابوعبدالله صفوانی است که در محضر سیف الدوله حمدانی با قاضیِ موصل درباره امامت مباهله کرد. چون قاضی از مجلس برخاست تب کرد و دستش که در مباهله کشیده بود، سیاه شد و ورم کرد و روز دیگر هلاک شد.[۴]

از نگاه بزرگان

عرضه عقاید بر امام صادق(ع)

او عقایدش را به شرح زیر محضر امام صادق(ع) عرضه کرد و امام وی را دعا کرد.

علامه مجلسی از صفوان جمال روایت کرده که گفت:
«عقاید خود را به امام صادق(ع) چنین عرضه کردم: شهادت می‌دهم که نیست خدایی جز خدای یگانه و شریکی ندارد و شهادت می‌دهم که محمد(ص) رسول خدا و حُجّت بر خَلق است و پس از او، علی امیرالمؤمنین (ع) حجت بر خلق است. حضرت فرمود: خدا تو را رحمت کند. سپس عرض کردم: پس از او، حسن بن علی (ع) حجت بر خلق است. حضرت فرمود: رحمک الله. عرض کردم: پس از او، حسین بن علی (ع) حجت بر خلق است. فرمود: خدا تو را رحمت کند. سپس عرض کردم: پس از او، علی بن الحسین(ع) حجت بر خلق است و پس از او، محمد بن علی(ع) حجت خداست بر خلق، و بعد از او، شما حجت بر خلقید. حضرت فرمود: خدا تو را رحمت کند».[۸]

کرایه دادن شترها به هارون

از جملهٔ روایات مهمی که درباره صفوان آمده و حکایت از ایمان و اطاعتش از ائمه دارد، روایتی است که ماجرای کرایه‌دادن شترها به هارون عباسی را نقل می‌کند:

صفوان شتر زیادی داشت که از کرایه دادن آنها، معیشت و زندگی خود را می‌گذراند و از همین جهت به او "جمال" می‌گفتند. روزی خدمت حضرت امام کاظم(ع) رسید. آن حضرت به او فرمود: همه چیز تو خوب و نیکو است جز یک چیز! سؤال کرد: فدایت شوم آن چیست؟ امام فرمودند: اینکه شتران خود را به این مرد (یعنی هارون خلیفه وقت) کرایه می‌دهی. صفوان گفت: من از روی حرص و سیری و لهو چنین کاری نمی‌کنم. چون او به راه حج می‌رود، شتران خود را به او کرایه می‌دهم. خودم هم خدمت او را نمی‌کنم و همراهش نمی‌روم، بلکه غلام خود را همراه او می‌فرستم. امام فرمودند: آیا از او کرایه طلب داری؟ گفت آری. امام فرمود: آیا دوست داری او باقی باشد تا کرایه تو به تو برسد؟ صفوان گفت: آری. حضرت فرمودند: کسی که دوست داشته باشد بقای آنها را، از آنان خواهد بود و هر کس از آنان (دشمنان خدا) باشد، جایگاهش جهنم خواهد بود.
صفوان جمال بعد از این گفتگو با امام کاظم(ع)، تمامی شتران خود را فروخت. وقتی این خبر به هارون رسید، او را خواست و به او گفت: به من گزارش داده‌اند که تو شترهای خود را فروخته‌ای، چرا این کار را کردی؟ او گفت: چون پیر و ناتوان شده‌ام و غلامانم از عهده این کار برنمی‌آیند. هارون گفت: هرگز! می‌دانم که تو به اشاره موسی بن جعفر(ع) شتران خود را فروختی، اگر حق مصاحبت تو با من نبود، ترا می‌کشتم.[۹]

اصلاح قبر امیرالمؤمنین (ع)

صفوان خود نقل میکند در یکی از سفرها در خدمت امام صادق (ع) بودم. ایشان مکانی را به من نشان دادند که فرمودند که این جا قبر جدّم امیرالمؤمنین (ع) است. سپس به من چند درهم داد و من قبر مطهر را اصلاح و سر و سامان دادم.[۱۰]

روایت حدیث

وی از راویان حدیث در قرن دوم هجری شناخته می‌شود که در سلسله اِسناد حدود ۷۱ روایت آمده است. وی روایت‌های خود را از دو امام، امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) نقل می‌کند. جمعی از راویان حدیث نیز چون احمد بن محمد بن ابی نصر و معدان بن مسلم از او حدیث گرفته‌اند. زیارت وارث[۱۱] و زیارت اربعین[۱۲] و دعای علقمه[۱۳] از جمله روایات صفوان است. دو برادر او به نام‌های حسین و مسکین از محدثان شیعه بوده‌اند و همچنین ابوعبدالله صفوانی هم از نوادگان اوست.

از جمله روایات معروف صفوان، روایت تصریح امام صادق(ع) بر امامت امام کاظم(ع) است که صفوان بن مهران آن را نقل کرده است و از راویان این حدیث به شمار می‌رود.[۱۴]

همچنین وی کتابی داشته که روایاتی از ائمه اهل بیت در موضوع احکام و تاریخ و جنگ‌ها و غزوات و... در آن بوده است. نجاشی با سه واسطه و شیخ طوسی با چهار واسطه، کتاب او را روایت کرده‌اند.[۱۵]

پانویس

  1. رجال الطوسی، ص۲۲۰ - رجال نجاشی، ص۱۴۰و رجال کشی، ص۳۷۳
  2. حلی، فرحة الغری، ص۸۵
  3. ابن قولویه، کامل الزّیارة، ص۳۴، باب ۹، ح۱۲.
  4. رجال کشی، ص۳۹۳.
  5. مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۱۶
  6. خلاصة الأقوال: ۱۷۱
  7. رجال النجاشی ص۱۹۸ حدیث۵۲۵.
  8. بحارالانوار، ج ۴۷، ص۳۳۶.
  9. رجال الکشّی، ج۲، ص۷۴۰، ح۸۲۸.
  10. وسائل الشیعة، ج۱۴، ص۳۹۳
  11. بحارالانوار، ج۹۸، ص۱۹۷
  12. بحارالانوار، ج۹۸، ص۳۳۱.
  13. بحارالانوار، ج۹۸، ص۲۹۶.
  14. مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۱۶
  15. فهرست طوسی، ص۱۷۱ - رجال نجاشی، ص۱۴۰

منابع

  • ابن قولویه، کامل الزّیارات، به تحقیق عبدالحسین امینی، نجف اشرف: دار المرتضوية، ۱۳۵۶ش.
  • حلی، عبدالکریم بن احمد، فرحة الغری، به تحقیق آل شبیب الموسوی.
  • شیخ حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشيعة، قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ۱۴۰۹ ق، چ اول.

پیوند به بیرون