مقاله قابل قبول
شناسه ارزیابی نشده
نارسا
عدم جامعیت

عالم ذر

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

عالَم ذَرّ یا عالم اَلَسْت یا عالم قالوا بَلیٰ یکی از جهان‌های آفرینش که در قرآن و روایات به آن اشاره شده است. بنا بر عقیده اندیشمندان اسلامی، این عالم مربوط به دوران پیش از خلقت آدم و یا همزمان با خلقت اوست. در عالم ذر تمام انسان‌هایی که قرار بوده تا روز قیامت به دنیا بیایند، به صورت «ذرّه» و به تعبیر بعضی از روایات به شکل مورچه در آنجا ظاهر شدند.

در عالم ذر، از همه «ذرات» پیمانی بر توحید و ربوبیت خدا و نبوت پیامبران از جمله پیامبر اسلام(ص) و ولایت اوصیا، از جمله ولایت امیر المؤمنین(ع) گرفته شد و سپس آن افراد که به صورت ذره بوده از بین رفتند و یا به جایگاه اولی خود بازگشتند. دیدگاه‌های دیگری نیز در مورد این عالم ارائه شده است.

مفهوم شناسی

  • ذریه: این لغت در اصل به معنی" فرزندان کوچک و کم سن و سال" است، ولی غالبا به همه فرزندان گفته می‌شود، گاهی به معنی مفرد و گاهی به معنی جمع استعمال می‌گردد اما در اصل معنی جمعی دارد.
  • موطن پیمان: در مورد محل گرفتن پیمان، بین اندیشمندان اختلاف نظر وجود دارد:
    • برخی موطن آن را در عالم ارواح می‌دانند.
    • شماری دیگر، عالم ملکوت را موطن آن می‌شمارند.
    • برخی نیز موطن آن را در دنیا می‌دانند.[۱]
  • مخاطبان: در مورد مخاطب این خطاب الهی (اَلَستُ بِرَبِّکُم) بین اندیشمندان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد:
    • همه انسانها: بر اساس روایات اهل بیت(ع) در عالم ذرّ، ولایت اولیای الهی به خلایق عرضه شده و همه بندگان نسبت به ولایت ایشان معرفت دارند.[۲]
    • همه مخلوقات نه فقط انسان‌ها.[۳]
    • ملائکه نه انسان‌ها.[۴]
  • هدف از پیمان: دو هدف برای گرفتن این پیمان ذکر شده است که عبارت است از:
    • اتمام حجت خدا بر بندگان تا در رستاخیز نگویند: ما از موضوع شناخت خدا بی‌خبر بودیم و لذا کافر شدیم؛أَنْ تَقُولُوا یوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلینَ؛[۱۲]
    • اتمام حجت بر انسانها تا در رستاخیز نگویند: پدران ما بت پرست بودند و ما هم فرزندان همان پدران هستیم و چاره‌ای جز تبعیت از آنها نداشتیم: «أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَکَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ کُنَّا ذُرِّیةً مِنْ بَعْدِهِمْ»[۱۳][۱۴]

دیدگاه‌های مختلف در مورد عالم ذر

بسیاری از دانشمندان مسلمان معتقدند خداوند معرفت خود را در وجود انسان قرار داده است و همه انسان‌ها با چنین معرفتی پا به عرصه وجود می‌گذارند و همین معرفت برای سعادت وی لازم و ضروری است.[۱۵]

آرای گوناگونی درباره تفسیر آیه میثاق ارائه شده است که به طورکلی مهمترین آنها را می‌توان به چهار دسته تقسیم کرد:

میثاقی حقیقی از همه فرزندان آدم

محدثان اسلامی براساس فهم برخی از روایات، بر این باورند که خداوند به هنگام آفرینش حضرت آدم (ع)، تمام فرزندان آینده او را به صورت موجوداتِ ریز درآورد و به آنان گفت: "اَلستُ بربّکم" آنان گفتند "بلی" سپس همگی را به صُلب و پشت آدم بازگردانید. آنان هنگام خطاب الهی دارای عقل و شعور کافی بودند و سخن خدا را شنیدند و پاسخ او را گفتند. این پیمان به این خاطر از آنان گرفته شد که راه عذر در روز رستاخیز را روی آنان ببندد.[۱۶]

بیشتر دانشمندانی که گرایش تفسیر قرآن به روایات دارند، در تفسیر آیه میثاق نیز به روایات ناظر به آن توجه کرده‌اند؛ روایاتی که دلالت دارند بر اینکه همه انسان‌ها در عالم ذر از پشت آدم به صورت ذراتی بیرون آمدند و خداوند بر ربوبیت خود از ایشان پیمان گرفت.[۱۷]

از سوی محققان اسلامی، اشکالاتی بر این نظر وارد شده است.[۱۸]

فطرت توحیدی

گروهی از مفسران معتقدند باید مضمون آیه را به معنای توحید فطری[۱۹] حمل نمود. به عقیده این افراد، خدا انسانها را از پشت پدران و رحم مادران بیرون آورد و آفرینش آنها را با خصوصیاتی ترکیب داد که پیوسته پروردگار خود را بشناسند و نیاز خود را به او احساس کنند. هنگامی که انسانها به نیاز خود به خدا توجه پیدا کردند و خود را غرق در نیاز دیدند، گویی به آنان گفته می‌شود: من خدای شما نیستم؟ آنان می‌گویند: بله گواهی می‌دهیم که خدای ما هستی.[۲۰]

برخی نیز در توضیح گفته‌اند که خداوند هنگام خروج فرزندان آدم به صورت نطفه از صلب پدران به رحم مادران که ذراتی بیش نیستند، فطرت توحیدی را با وجود آنان آمیخته است و گفت وگوی خدا با انسان به زبان تکوین بوده است.[۲۱]

ملکوت عالَم

علامه طباطبایی دیدگاه خاصی دارد و معتقد است که این جریان مربوط به عالم ملکوت است که واقعیت این عالم و ورای آن است. در این عالم که ورای هر زمان و مکان است، همه انسان‌ها و موجودات در محضر خداوند حاضرند و هیچ موجودی غایب نیست. در چنین فضایی، گویی همه فرزندان آدم یک جا از پشت پدران گرفته شده، گرد هم جمع آمده‌اند و در برابر خدا حضور دارند. در این حالت هر انسانی خود را به صورت علم حضوری درمی‌یابد و یافته‌اش گواهی روشن بر وجود خدا و خداوندگاری او است. اما با قرار گرفتن انسان‌ها در گردونه زمان و تحولات و حوادث جهان و روزگار، آدمی را چنان مشغول و از خود بی‌خود می‌کند که از آن علم حضوری که به آفریدگار خود داشت، غافل می‌گردد.[۲۲]

نظریه نمادین

گروه دیگری از دانشمندان، زبان آیه را زبانی نمادین و تمثیلی دانسته‌اند؛ به این صورت که خداوند با فرستادن انبیا و اعطای نعمت عقل به انسان‌ها در همین دنیا، از ایشان بر ربوبیت خود پیمان گرفته است.[۲۳]

عالم ذر در آیات

بیش از ده آیه در سوره‌های قرآن آمده است که گفته شده به عالم ذر اشاره دارد. این آیات عبارتند از:

  • سوره اعراف، آیه ۱۷۲: این آیه مهم‌ترین و صریح‌ترین آیات است:

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّک مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کنَّا عَنْ هذا غافِلِینَ* أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَک آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ کنَّا ذُرِّیةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِکنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ* وَ کذلِک نُفَصِّلُ الْآیاتِ وَ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ (ترجمه: و به یاد آور هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنها را بر گرفت و ایشان را بر خود گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند:آری، (و فرشته‌ها نیز گفتند ما هم) گواهی می‌دهیم که مبادا روز قیامت بگویید ما از این(پیمان) غافل بودیم* یا بگویید پدران ما پیش از ما مشرک شدند و ما هم از آنها بودیم (که به ناچار از آنان پیروی کردیم) آیا ما را به خاطرآنچه اهل باطل انجام دادند به هلاکت می‌رسانی* و این چنین آیات را شرح می‌دهیم شاید به سوی حق بازگرداند)

  • سوره تغابن، آیه ۲: هُوَ الَّذی خَلَقَکمْ فَمِنْکمْ کافِرٌ وَ مِنْکمْ مُؤْمِن (ترجمه: او کسی است که شما را آفرید، گروهی از شما کافر و گروهی مؤمنید.)
  • سوره یونس، آیه۷۴: فَما کانُوا لِیؤْمِنُوا بِما کذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ (ترجمه: به چیزی که از پیش آن را تکذیب کرده بودند ایمان نیاوردند)
  • سوره نجم، آیه۵۶: هذا نَذیرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولی (ترجمه: این (پیامبر)بیم دهنده‌ای از بیم دهندگان پیشین است)
  • سوره انعام، آیه۱۱۰: وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ کما لَمْ یؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فی طُغْیانِهِمْ یعْمَهُون (ترجمه: و ما دل‌ها و چشم‌های آنان را واژگون می‌کنیم (و ایمان نمی‌آورند) همان گونه که در بار اول به آن ایمان نیاوردند)
  • سوره رعد، آیه۲۰: الَّذینَ یوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا ینْقُضُونَ الْمیثاق (ترجمه: کسانی که به عهد خدا وفا می‌کنند و پیمان را نمی‌شکنند)
  • سوره حج، آیه۵: یا أَیهَا النَّاسُ إِنْ کنْتُمْ فی رَیبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناکمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیرِ مُخَلَّقَة (ترجمه: ‌ای مردم! اگر در رستاخیز شک دارید، ما شما را از خاک آفریدیم، آنگاه از نطفه و سپس از خون بسته شده، و پس از آن از مضغه(چیزی نظیر گوشت جویده شده)که برخی دارای خلقت و شکل است و برخی این گونه نیست.)
  • سوره روم، آیه۳۰: فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها (ترجمه: سرشت الهی که خداوند انسان‌ها را بر آن آفرید)
  • سوه واقعه، آیه۱۰-۱۱: وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ (ترجمه: سبقت گیرندگان مقدمند، آنها مقربانند)
  • سوره بقره، آیه۱۳۸: صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَة (ترجمه: رنگ خدایی (بپذیرید)و چه کسی است که رنگی بهتر از رنگ خدا دارد)
  • سوره انعام، آیه۱۵۸: لا ینْفَعُ نَفْساً إیمانُها لَمْ تَکنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ (ترجمه: ایمان آوردن کسی که از قبل ایمان نیاورده است سودی ندارد)


عالم ذر در روایات اسلامی

روایات فراوانی در منابع مختلف اسلامی در کتب شیعه و اهل سنت در زمینه «عالم ذر» نقل شده است. در تفسیر برهان ۳۷ روایت و در تفسیر نورالثقلین ۳۰ روایت در ذیل آیات فوق نقل شده است. اگر روایات را با دقت تجزیه و تحلیل کنیم و اسناد و محتوای آنها را بررسی کنیم مشخص می‌شود که این روایات، غالبا از طریق‌های متعدد است نه اینکه روایات متعددی در کار باشد.[۲۴]

این روایات به مباحث متعددی اشاره دارد که در ادامه به آنها پرداخته می‌شود:

  • برخی روایات دلالت بر درک قلبی بندگان در عالم ذر دارد و اینکه اگر چنین درکی نبود، کسی خالق و رازقش را نمی‌شناخت.[۲۵]
  • برخی دیگر خروج ذریه بنی آدم از پشت آدم(ع) در عالم ذر را بیان، و آنها را به ذره تشبیه می‌کنند.[۲۶]
  • گروهی بر فراموشی محل گرفتن میثاق دلالت دارند و اینکه روزی همه آن محل را به یاد می‌آورند.[۲۷]
  • بعضی اقرار و شهادت را به ملائکه نسبت می‌دهند، نه انسان‌ها[۲۸]
  • شماری محل نام‌گذاری حضرت علی(ع) به امیرالمؤمنین را عالم ذر معرفی می‌کنند.[۲۹]
  • برخی نیز به میثاق حجر الاسود و حمل میثاق نامه توسط او تأکید می‌ورزند.[۳۰]
  • گروهی از روایات نیز بر گرفتن عهد و میثاق از همه مخلوقات دلالت دارد، نه فقط انسان‌ها. [۳۱]
  • روایاتی نیز بر یکی بودن میثاق و فطرت دلالت دارد.[۳۲]
  • روایاتی هم بر یکی بودن عالم میثاق و طینت دلالت دارند که این روایات بر وجود تکلیف در عالم ذر نیز دلالت می‌کنند.[۳۳]
  • روایاتی یکی بودن عالم میثاق و عالم ظلال را می‌رسانند.[۳۴]
  • روایاتی نیز علاوه بر ربوبیت خدا، بر رسالت پیامبر(ع) و ولایت اهل بیت(ع) دلالت می‌کنند.[۳۵]
  • برخی از این منابع همچون کافی و بصائر بر میثاق پیامبران اولوالعزم برای یاری کردن امام مهدی دلالت دارند. برخی نیز سبقت داشتن میثاق پیامبر و اهل بیت(ع) را می‌رسانند.[۳۶]

کتاب شناسی

بحث از عالم ذر و عهد الست، همواره یکی از مباحث کلیدی در آثار حدیثی و تفسیری عالمان اسلامی بوده است. به غیر از آثاری که به صورت غیر اختصاصی به بحث از عالم ذر پرداخته است، از آثار زیر میتوان به عنوان جدیدترین نوشته‌ّها در مورد این عالم یاد کرد.

عنوان نویسنده زبان محل چاپ ناشر سال چاپ
سیر تکاملی انسان ازعالم ذر تا قیامت براساس قرآن وسنت‌ طاهره محسنی فارسی تهران جام جم ۱۳۸۳
عالم ذر فاطمه چناری فارسی تهران ناس ۱۳۸۴
عالم ذر محمد علی سلیمانی فارسی تهران مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینی ۱۳۸۴
عالم ذر: آغاز شگفت انگیز زندگی انسان محمد رضا اکبری فارسی قم مسجد جمکران ۱۳۸۷
عالم ذر از دیدگاه عالمان شیعه مرضیه اسحاقی فارسی تهران اراده ۱۳۹۴
روابط، ارتباطات و تعاملات انسان؛ عالم ذر حسین صدری نیا فارسی -- سایه روشن ۱۳۹۰
عالم ذر و ارواح سید طاهر خلف زاده فارسی اهواز معتبر ۱۳۹۲
سد المفر علی منکر عالم الذر سید علی رضوی عربی بیروت ‌دار العلم ۱۴۳۳ق

پانویس

  1. تبیین و بررسی دیدگاه علامه طباطبایی درباره عالم ذر در تفسیر آیه میثاق، ص۵۹
  2. کافی، ج۱، ص۴۱۳.
  3. برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۴۲؛ کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۴
  4. صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۱۱۸
  5. بحارالانوار، ج۳، ص۲۷۶.
  6. فطرت، مطهری، ص۲۷.
  7. اعراف / ۱۷۲.
  8. اعراف / ۱۷۲.
  9. کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۳۳ و ۴۱۲؛ قمی، تفسیر، ج۱، ص۲۴۶-۲۴۷.
  10. البرهان، ج۳، ص۲۳۸ ـ ۲۳۹ و جهت مطالعة بیشتر ر. ک: التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۶ ـ ۳۰؛ روض الجنان و روح الجنان، ج۹، ص۵ ـ ۱۰؛ منشور جاوید، ج۲، ص۶۱ ـ ۸۲.
  11. کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۲؛ صدوق، علل، ص۱۲۹؛ صفار، بصائر، ج۱، ص۸۳ و ۸۶
  12. سوره اعراف، ۱۷۲
  13. اعراف، آیه۱۷۳
  14. تفسیر نمونه، ج۷، ص۳-۵
  15. رجوع کنید به: ریاحی مهر، عوامل و آثار سعادت انسان از منظر قرآن، ص۴۶-۱۱۲
  16. طبرسی، مجمع‌البیان، ج‌۵، ص۳۹۰؛ فخر رازی، تفسیر کبیر
  17. قمی، تفسیر قمی، ج۱، ص۲۴۸؛ کوفی، تفسیر فرات کوفی، ص۱۴۵؛ بحرانی، البرهان، ج۲، ص۶۰۵-۶۱۵
  18. طوسی، تفسیر تبیان، ج‌۵، ص۲۸؛ طبرسی، مجمع‌البیان، ج۴، ص۳۹۰
  19. «توحید فطری است»؛ یعنی انسان نسبت به توحید، بی‌اقتضا و خنثی نیست. در سرشت انسان، تقاضایی وجود دارد که توحید و معارف دینی، پاسخ گوی آن است. پیامبران الهی چیزی را بر انسان عرضه کرده‌اند که بشر به حسب طبیعت خود در جست وجوی آن است.[۱]
  20. مجمع‌البیان، ج‌۴، ص۳۹۱؛ تفسیر ظلال القرآن، ج‌۹، ص۵۹ - ۵۸؛ تفسیر رازی، ج‌۱۵، ص۵۳.
  21. مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۷، ص۶
  22. تفسیر المیزان،ج‌۸، ص۴۵۵
  23. مفید، تفسیر القرآن المجید، ص۲۲۱- ۲۶۶؛ طبرسی، جوامع الجامع، ج۱، ص۴۸۲
  24. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج‌۷، ص:۳-۱۰
  25. عیاشی، تفسیر، ج۲، ص۳۹-۴۰؛ برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۴۱؛ صفار، بصائر الدرجات، ج۱، ص۷۱-۷۲؛ صدوق، التوحید، ص۳۳۰؛ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۱۱۸
  26. کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۳؛ صفار، بصائر، ج۱، ص۷۰-۷۱
  27. صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۱۱۸؛ قمی، تفسیر قمی، ج۱، ص۲۴۸
  28. صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۱۱۸
  29. کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۱۲
  30. طوسی، الامالی، ص۴۷۷؛ عیاشی، تفسیر، ج۲، ص۳۸؛ صدوق، علل الشرایع، ج۲، ص۴۲۵
  31. برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۴۲؛ کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۴
  32. صدوق، التوحید، ص۳۲۹؛ کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۲
  33. ر.ک. کلینی، الکافی، ج۲، ص۶ و ص۷؛ صفار، بصائر، ج۱، ص۷۰و۸۰-۸۱
  34. صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۸۴-۸۵ و ۱۱۸؛ کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۳۶؛ صفار، بصائر، ج۱، ص۷۰ و ۸۰-۸۱
  35. کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۳۳ و ۴۱۲؛ قمی، تفسیر، ج۱، ص۲۴۶-۲۴۷.
  36. کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۲؛ صدوق، علل، ص۱۲۹؛ صفار، بصائر، ج۱، ص۸۳ و ۸۶

منابع

  • بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعثت، ۱۴۱۶ق.
  • برقی، احمدبن محمدبن خالد، المحاسن، قم،‌ دار الکتب الإسلامیة، چ دوم، ۱۳۷۱ق.
  • رازی، ابوالفتوح، روض الجنان و روح الجنان، تصحیح یاحقی، چاپ دوم، آستان قدس.
  • ریاحی مهر، باقر، عوامل و آثار سعادت انسان از منظر قرآن، پایان نامه کارشناسی ارشد، مدرسی معارف اسلامی، قم، دانشگاه معارف، ۱۳۹۲ش.
  • سبحانی، جعفر، منشور جاوید قرآن، قم، مؤسسه امام صادق(علیه‌السلام)، چ سوم، ۱۳۷۳ش.
  • صدوق، محمدبن علی، علل الشرائع، قم، کتاب فروشی داوری، ۱۳۸۵ش.
  • صدوق، محمدبن علی، التوحید، تحقیق هاشم حسینی، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۹۸ق.
  • صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّی الله علیهم، تحقیق محسن بن عباسعلی کوچه باغی، قم، کتابخانه آیة الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، تهران، قم، دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه، ۱۳۷۷ش.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، مؤسسه اعلمی.
  • طوسی، محمد بن حسن، الأمالی، مؤسسة البعثة، قم،‌دار الثقافة، ۱۴۱۴ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القران، شیخ طوسی، چاپ اول، مکتب اعلام، قم.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی، تهران، المطبعة العلمیة، ۱۳۸۰ق.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، تفسیر کبیر، بیروت، داراحیاءالتراث.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق طیب موسوی جزائری، قم،‌ دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، چ چهارم، تهران،‌ دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
  • کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، تهران، مؤسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، چاپ دوم، بیروت، مؤسسه الوفاء.
  • مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ش.
  • مطهری، مرتضی، فطرت، تهران، صدرا، ۱۳۶۹ش.
  • مفید، محمدبن محمد، تفسیر القرآن المجید، قم، بوستان کتاب، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران،‌ دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۴ش.