لهو

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

لَهو، سرگرمی لذت‌بخش و غیر مهم در زندگی است که توجه انسان را به خود مشغول می‌سازد. به طوری که کارهای اصلی و مهم زندگی را فراموش می‌کند. از منظر مفسران قرآن و روایات، لهو، جلوی پیشرفت علمی و خوشبختی انسان را می‌گیرد. از منظر فقها، لهو، ممنوع و ناسالم است. عده‌ای دیگر از فقها معتقدند که بعضی از سرگرمی‌های لهوی باعث بی‌توجهی انسان به کارهای مهم و اصلی زندگی نمی‌شوند، بنابراین مجاز و سالم هستند.

مفهوم شناسی

لهو، در کتابهای لغت، مشغول شدنِ انسان به یک کارِ لذت‌بخش، تعریف شده است[۱] و در اصطلاح، رفتار یا سرگرمی غیر مهمِ در زندگی و لذت بخشی است که توجه انسان را به خود مشغول می‌سازد، به طوری که کارهای ضروری و مهم زندگی را فراموش می‌کند.[۲].

انواع لهو

از منظر مفسرانِ قرآن و روایات، همه رفتارها و سرگرمی‌های دنیا لهو هستند و آن را به دو نوع تقسیم کرده‌اند:

  1. لهو ممنوع: به رفتار و سرگرمی که جلوی پیشرفت علمی و خوشبختی انسان را بگیرد، لهو ناسالم و ممنوع می‌گویند؛ نظیر شرابخواری، قمار، دروغ یا بیهوده‌گویی[۳]
  2. لهو مجاز: بعضی از مفسرانِ روایات، معتقدند، از میان رفتارها و سرگرمی‌ها، آنهایی که جلوی پیشرفت او را نگیرند یا باعث تقویت روحیه فرد در انجام کارهای مهم زندگی شوند مجاز و سالم هستند؛ مانند بهره‌مندی از همسر یا دورهمی با دوستان.[۴]

مصادیق لهو

در قرآن و روایات، همچنین کتاب‌های پژوهشگران اسلامی، سحر،[۵] شعبده،[۶] رقص و کف و سوت،[۷] شراب خواری،[۸] مسافرت برای عیاشی،[۹] شعرسرایی برای زن نامَحرم،[۱۰]بازی[۱۱]ورزش و مسابقه،[۱۲]بیهوده گویی و موسیقی و آواز تحریک کننده،[۱۳]ازدواج، دورهمی و نماز شب[۱۴] از موارد لهو دانسته شده‌اند.

لهو در قرآن و روایات

در قرآن، واژه لهو ۹ بار و کلمات شبیه آن؛ مانند تُلهی، اَلها و لَها ۷ بار تکرار شده است[۱۵]. مفسران قرآن نوشته‌اند: لهو از منظر قرآن یک حالت قلبی و بد است[۱۶] و معتقدند که: رفتارهای دنیایی با هدف دنیایی این حالت را به وجود می‌آورند[۱۷] و از پیشرفت علمی و معنوی او جلو گیری می‌کنند؛ از قبیل بیهوده‌گویی، موسیقی و آواز رقص‌آور،[۱۸] فخر‌فروشی به زیادیِ (ثروت و فرزندان)[۱۹]، خیال‌پردازی و رویاپروری.[۲۰]در برخی از آیات، دو واژه لَغو و لَعِب همراه لهو گفته شده است،[۲۱] که از منظر مفسران، معنای هر سه کلمه مثل هم است و برخی از آنها معتقدند: که به خود رفتار و سرگرمی بی‌فایده، لغو و لعب گفته می‌شود و حالت بی توجهی را که بعد از آن دو به وجود می‌آید لهو می‌گویند[۲۲]. از نظر مفسران، دیدگاه منفی قرآن در خصوص لهو به دو صورت گفته شده است؛ در برخی از آیات، خدا، پیامبران و مؤمنین به عنوان کسانی معرفی شده‌اند که از رفتار یا سرگرمی لهوی دوری می‌کنند.[۲۳] و در برخی دیگر از آیات به صورت مستقیم، کسی که به سرگرمی یا رفتار لهوی مشغول است، سرزنش می‌شود.[۲۴] از منظر روایات نیز مشغول شدن به رفتار یا سرگرمی لهوی، جلوی یک کار جدی و مهم را می‌گیرد.[۲۵] البته بعضی از مفسران آیات و روایات، برخی از رفتارها و سرگرمیهای دنیا را خوب و سالم معرفی کرده‌اند، مانند همدمی با همسر و نماز شب[۲۶]

لهو در فقه

همه فقها به طور کلی هر رفتار و سرگرمی غیر مهمِ در زندگی را که باعث بی‌توجهی فرد به یک کار مهم شده و از پیشرفت علمی و خوشبختی او جلو گیری کند، لهو نامیده‌اند و آن را ممنوع و ناسالم می‌دانند؛ نظیر شراب‌خواری،آواز تحریک کننده و رقص‌آور بیهوده‌گویی و قمار.[۲۷] حتی آن را به صورت یک راهنمای قطعی برای حرام کردن هر نوع سرگرمی قرار داده‌اند.[۲۸] عده‌ای از فقها معتقدند: بعضی از رفتارهای غیر مهمِّ لهویی، وجود دارند که از پیشرفت دنیایی و آخرتی او جلوگیری نمی‌کنند اینها مباح و مجاز هستند؛ مانند بسیاری از سرگرمی‌ها و بازیهای دنیا یا حتی موسیقی و شادی در عروسی [۲۹]

آثار لهو بر انسان

از منظر روایات، مشغول شدن به یک رفتار لهوی در روحیه انسان، برای انجام یک کارِ مهمِّ زندگی، اثر گذار است. نوع مجاز و سالم آن می‌تواند در رسیدنِ فرد به موفقیت و پیشرفت، اثر گذار باشد. حتی از نشانه‌های یک فرد با ایمان است؛ از قبیل ازدواج و وقت گذاری با همسر، دورهمی با دوستان یا حتی مشغول شدن به عبادتهای مستحب[۳۰] و نوع ممنوع و ناسالم آن، می‌تواند باعث بی‌توجهی و سستی اراده برای انجام یک کار مهم و پرفایده گردد.[۳۱] حتی پژوهشگران معتقدند که برخی از مصادیق لهوی و ممنوع، مانند؛ موسیقی و آواز تحریک کننده و رقص‌آور و شرابخواری، برای سلامتیِ بدن از قبیل؛ مغز، گوش و پوست ضرر دارند[۳۲] و به اعتقاد آنها، به همین دلیل است که قرآن و روایات، نسبت به سرانجامِ مشغول شدنِ به لهو در آینده هشدار داده‌اند.[۳۳]برای درکِ بهترِ این آثار، به کتاب‌هایی مانند؛ "مناظره دکتر و پیر" و "بهشت جوانان" مراجعه شود.

پانویس

  1. ابن منظور، لسان العرب، ج۱۵ ص۲۵۸ و مصطفوی، التحقیق، ج۱۰، ص۲۷۳
  2. طوسی، التبیان، ج۴، ص۴۱۷ و طباطبایی، المیزان، 1413، ج۱۶، ص۲۱۳
  3. محمد حسین طباطبایی، تفسیرالمیزان، ج ۱۶ تفسیر ۶ لفمان
  4. محمد مهدی نراقی، مستندالشیعه،ج۲ ص۱۳۶ و عبدالواحد آمدی، غررالحکم، ج۲ ص۴۴۱
  5. مرتضی انصاری، المکاسب ج۱ ص۲۶۷
  6. مرتضی انصاری، المکاسب،ج۱ ص۱۰۲ و محمد حسن نجفی،جواهر الکلام،ج۲۲ ص۹۴
  7. مرتضی انصاری ج۱ ص۱۰۲
  8. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار،ج۷۶، ص۲۴۱.
  9. جعفر بن حسن حلی، المعتبر، ج۱ ص۴۷۱ و محمد بن حسن طوسی، التهذیب الاحکام، ج۱ص۵۶۷
  10. مرتضی انصاری،المکاسب ج۱ ص۱۷۸
  11. توبه/65 و انبیا/۲و۳
  12. انصاری، المکاسب، ج1، ص124 و طباطبایی،ریاض المسائل، ج۲، ص۴۱
  13. المیزان/ج۱۶ ص۲۱۴
  14. عبدالواحد آمدی، غررالحکم، ج۲ ص۴۴۱
  15. سایت الکتاب، ریشه لهو
  16. انبیا/۳
  17. حدید/۲۰
  18. محمد حسین طباطبایی،تفسیر المیزان،ج۱۶ تفسیر آیه ۶ لفمان
  19. حدید/20
  20. تکاثر/۱-۳ و حجر۳
  21. انعام/۳۲ و مومنون/۳
  22. زحیلی، 1401، ج17، 24 و انصاری، المکاسب، 1374، ج1، ص161
  23. انبیا/۱۹ و جمعه۱۱ و نور/۳۷
  24. لقمان/۶ و طباطبایی، محمد حسین، المیزان ج۱۵ ص۲۴۴،انتشارات اسلامی و انبیا/۳
  25. علی بن ابراهیم قمی، تقسیر القمی، ج۲ ص۸۸ و شیخ صدوق، معانی الاخبار، ج۲ ص۱۹۰ و عبدالواحد آمدی، غررالحکم، ص۴۶۱
  26. عبدالواحد آمدی، غررالحکم،ج۲ص۴۴۱
  27. مرتضی انصاری، المکاسب، ج۱ ص۶۶۱ و شیخ طوسی، المبسوط، ج۱ص۱۳۶و جعفربن سحن حلی، المعتبر،ج۲ و حسن بن یوسف حلی، قواتد الاحکام ج۱ص۳۲۵
  28. مرتضی انصاری، المکاسب،ج۲،ص۴۱-۴۴
  29. محمد مهدی نراقی، مستندالشیعه،ج۲ ص۱۳۶ و زین الدین عاملی،مسالک الافهام،ج۱ ص۳۷ و همان،ج۱۴ص۱۷۹ و قضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۷ص۲۸۳
  30. «لهو المؤمنین فی ثلاث: التمتع بالنساء و مفاهمه الاخوان، وصلاۀ اللیل»غررالحکم،ج ۲، ص۴۲۵، ح ۳۱۳۲
  31. عبدالواحد آمدی، غررالحکم ج۲ ص۴۴۱ و همان ج۱ ص۲۳۲ و همان ج۲ ص۴۶۱
  32. اسدالله محمدی نیا، بهشت جوانان ص۳۳۵
  33. لقمان/۶ و محمد حسین علامه طباطبایی، المیزان،ج۱۴ ص۳۳۶ و شیخ صدوق، معانی الاخبار، ج۲ ص۱۹

منابع