پرش به محتوا

دحیه کلبی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Emadmohseny
جزبدون خلاصۀ ویرایش
imported>Emadmohseny
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۶: خط ۵۶:


==وفات و محل دفن==
==وفات و محل دفن==
دحیه کلبی در سال 60 وفات کرد.<ref>الكامل،ج‏4،ص:44</ref>
بنا بر نقلی دحیه کلبی در سال48ق <ref>ابن قتيبة، ص364و365</ref> و بنا بر نقل دیگر در سال 60ق وفات کرد.<ref>الكامل،ج‏4،ص:44</ref>


در محل دفن وی اختلاف است. مکانهایی که در به عنوان محل دفن وی در منابع ذکر شده عبارتند از:
در محل دفن وی اختلاف است. مکانهایی که در به عنوان محل دفن وی در منابع ذکر شده عبارتند از:

نسخهٔ ‏۱۳ اوت ۲۰۱۵، ساعت ۰۹:۳۴

دحیه کلبی
مشخصات فردی
نام کاملدحیة بن خلیفه کلبی
مشخصات دینی
زمان اسلام آوردنپیش از جنگ بدر
حضور در جنگ‌هاجنگ احد و جنگ‌های پس از آن
دیگر فعالیت‌هامأمور رساندن نامۀ پیامبر (ص) و ابلاغ رسالت ایشان به فرمانروای روم شرقی


دحیة بن خلیفه کلبی، معروف به دحیه کلبی، صحابی مشهور پیامبر اکرم(ص). وی پیش از جنگ بدر اسلام آورد و در جنگ احد و نبردهای پس از آن حضور داشت.

دحیه در سال ششم هجری، مأمور رساندن نامۀ پیامبر (ص) و ابلاغ رسالت ایشان به فرمانروای روم شرقی شد. همچنین وی مأمور رساندن نامه‌ای دیگر از پیامبر اکرم به اسقفی مسیحی شد.

دحیه صورت زیبایی داشت و در برخی نقل‌ها آمده است که جبرئیل گاهی به صورت او بر پیامبر(ص) ظاهر می‌شد. تمثل جبرئیل به صورت دحیه پرسش‌هایی میان متکلمان مسلمان برانگیخته است. سید مرتضی در ضمن جوابات المسائل المصریات به برخی از این پرسش‌ها پاسخ گفته است. عارفان مسلمان ظهور جبرئیل در صورت دحیۀ کلبی را نمونه‌ای از ظهور و تجلی موجوداتی دانسته‌اند که در جهان مادی صورتی ندارند.

او پس از رحلت پیامبر به شام مهاجرت کرد و در روستای مِزّه سکونت گزید.

معرفی

دِحیة بن خلیفه کلبی، معروف به دحیه کلبی، صحابی مشهور پیامبر (ص)بود. بر اساس سلسله نسبی که برای او در منابع ذکر شده است، نسب وی به زیداللات می‌رسد.[۱] ابن عبدالبرّ[۲] و ابن عساکر[۳] او را از تیره کلب بن وَبَره از قُضاعه معرفی کرده‌اند.

طبق مجمع البحرین وی برادر رضاعی پیامبر اسلام(ص) بوده است.[۴] برخی گفته اند پیامبر(ص) خواهر دحیه به نام شراف را عقد کرد ولی قبل از شب زفاف شراف از دنیا رفت. [۵] اطلاع خاصی دربارۀ زندگی وی در منابع ذکر نشده جز آن که به گفتۀ حمدالله مستوفی[۶] وی بیشتر از ۶۰ سال زیسته است. دحیه پیش از جنگ بدر اسلام آورده است.[۷] وی در این جنگ حاضر نشد،[۸] اما در جنگ احد و نبردهای پس از آن حضور داشت.[۹]

نامه پیامبر

دحیه در سال ششم مأمور رساندن نامۀ پیامبر (ص) و ابلاغ رسالت ایشان به فرمانروای روم شرقی شد.[۱۰] به نوشتۀ ابن سعد[۱۱] پیامبر اکرم فرمان داده بود که دحیه نامۀ ایشان را به بزرگِ شهر، بُصرﱝ و او نامه را به قیصر برساند. ابن سعد[۱۲] سپس بدون تفصیل افزوده که این دیدار در شهر حِمص روی داده و نامۀ پیامبر به قیصر رسیده است. دحیه در راه بازگشت، گرفتار راهزنانی شد که هدایای قیصر را ربودند.[۱۳]

همچنین وی مأمور رساندن نامه‌ای دیگر از پیامبر به اسقفی مسیحی شده بود.[۱۴]

پس از پیامبر

دحیه پس از رحلت پیامبر به شام مهاجرت کرد و در روستای مِزّه سکونت گزید.[۱۵]

ابن عبدربّه[۱۶] گزارشی نقل کرده که نشان دهندۀ انحراف دحیه از علی علیه‌السلام و سرسپردگی او به معاویه است.

تمثل جبرئیل به صورت دحیه

منابع به رخسار نیکوی دحیه اشاره کرده‌اند و بنا بر گزارشی، پیامبر او را در زیبایی به جبرئیل مانند کرده است.[۱۷] همچنین در برخی نقل‌ها آمده است که جبرئیل گاهی به صورت دحیۀ کلبی بر پیامبر ظاهر می‌شد.[۱۸]

تمثل جبرئیل به صورت دحیه پرسش هایی میان متکلمان مسلمان برانگیخته است. سید مرتضی (درگذشت ۴۳۶ق) در ضمن جوابات المسائل المصریات به برخی از این پرسش‌ها پاسخ گفته است.[۱۹] عارفان مسلمان ظهور جبرئیل در صورت دحیۀ کلبی را نمونه‌ای از ظهور و تجلی موجوداتی دانسته‌اند که در جهان مادی صورتی ندارند. [۲۰]

نسل دحیه

به گفته ابن ابن کثیر از دحیه فرزندی نماند. [۲۱] اما به نوشتۀ ابن عساکر، گروهی که در منطقه بقاع در نزدیکی دمشق سکونت داشتند، خود را از نسل دحیه معرفی می‌کرده‌اند.[۲۲] برخی گفته‎اند در عصر خلافت یزید بن ولید یکی از نوادگان وی والی عراق شد [۲۳] و به گفته ابن اثیر نام وی عبد العزيز بن هارون بن عبد الله بن دحيه كلبى بود.[۲۴]

وفات و محل دفن

بنا بر نقلی دحیه کلبی در سال48ق [۲۵] و بنا بر نقل دیگر در سال 60ق وفات کرد.[۲۶]

در محل دفن وی اختلاف است. مکانهایی که در به عنوان محل دفن وی در منابع ذکر شده عبارتند از:

  • روستای شجره در فلسطین:که در این مکان علاوه بر قبر دحیه، یکی از پیامبران به نام صدیق بن صالح نیز مدفون می باشد. [۲۷] البته از عبارت یاقوت حموی مشخص است است که با تردید این مکان را بیان می کند
  • مزه مکانی نزدیک دمشق:[۲۸] یاقوت حموی این مکان را نیز با تردید بیان نموده‌است. [۲۹]
  • مصر [۳۰]
  • داراب: بقعه‌ای در شهر داراب فارس به دحیه کلبی منسوب است، به گفته احمد بن علی کاتب (م سده نهم)در کتاب تاریخ جدید یزد این بقعه در سال 815ق آباد بوده و رونق داشته‌است.[۳۱]

برای اثبات انتساب این بقعه به دحیه دو کتاب نوشته شده‌است.

  1. تاریخچه آرامگاه دحیه کلبی در دارابجرد نوشته محمد حسنی که توسط مجمع ذخائراسلامی قم سال 1393ش در 94 صفحه چاپ شده‌است.
  2. سيمای داراب شهر امام حسن مجتبی علیه السلام و دحیه کلبی انصاری در گستره تاريخ، نوشته محمدجعفر بلاغی که توسط انتشارات بلاغی قم چاپ شده‌است.

پانویس

  1. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۴۹؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، قسم۲، ص۴۶۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۷، ص۲۰۱، ۲۰۵ - ۲۰۶
  2. ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، قسم۲، ص۴۶۱
  3. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۷، ص۲۰۱، ۲۰۵ - ۲۰۶
  4. الطریحی، مجمع البحرین، ج1، ص136، ماده دحا.
  5. الاستيعاب،ج‏4،ص:1868
  6. حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، ص۲۲۵
  7. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۴۹ - ۲۵۰
  8. ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، قسم۲، ص۴۶۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۷، ص۲۰۵
  9. ابن سعد، الطبقات الکبری،ج۴، ص۲۵۱؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، قسم۲، ص۴۶۱
  10. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۹، ج۴، ص۲۵۱؛ برای متن نامه و منابع آن: ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۷، ص۲۰۹؛ احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۲، ص۳۹۰ - ۳۹۲
  11. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۵۱
  12. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۵۱
  13. واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۵ – ۵۵۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۸۸
  14. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۷۶
  15. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۷، ص۲۰۱ – ۲۰۲؛ مزّی، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۸، ص۴۷۵؛ قس ابن حِبّان، کتاب الشقات، ج۳، ص۱۱۸ و ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۷، ص۲۰۶ که از اقامت وی در مصر خبر داده‌اند.
  16. ابن عبدالربه، العقد الفرید، ج۲، ص۳۰۶ - ۳۰۷
  17. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۵۰؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، قسم۲، ص۴۶۲، مزّی، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۸، ص۴۷۴
  18. صنعانی، المصنّف، ج۵، ص۳۷۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۸۸، ج۴، ص۲۵۰؛ ابن طاووس، الیقین، ص۱۲۹– ۱۳۰، ۱۴۷ – ۱۴۸، ۱۶۲– ۱۶۳، ۲۱۹
  19. علم الهدی، رسائل الشریف المرتضی، ج۴، ص۲۵ - ۲۶
  20. ابن عربی، الفتوحات المکیة، سفر۲، ص۲۷۳ – ۲۷۵؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۱۰۱.
  21. البدايةوالنهاية،ج‏13،ص:66
  22. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۷، ص۲۰۶
  23. تاريخ‏الطبري/ترجمه،ج‏10،ص:4398
  24. الكامل/ترجمه،ج‏14،ص:207
  25. ابن قتيبة، ص364و365
  26. الكامل،ج‏4،ص:44
  27. معجم‏البلدان،ج‏3،ص:325
  28. الاشارات الى معرفة الزيارات، ص: 20
  29. معجم‏البلدان،ج‏5،ص:122
  30. معجم‏البلدان،ج‏5،ص:143
  31. تاریخ جدید یزد، ص178

منابع

این مقاله از جلد۱۷ دانشنامه جهان اسلام گرفته شده است.

  • ابن اثیر، عز الدين على(م 630)، كامل تاريخ بزرگ اسلام و ايران، ترجمه ابو القاسم حالت و عباس خليلى، تهران، مؤسسه مطبوعاتى علمى، 1371ش.
  • ابن حِبّان، کتاب الشقات، حیدرآباد، دکن ۱۳۹۳ – ۱۴۰۳ / ۱۹۷۳ – ۱۹۸۳، چاپ افست بیروت [بی تا].
  • ابن حجر عسقلانی، کتاب الاصابة فی تمییز الصحابة، مصر ۱۳۲۸، چاپ افست بیروت [بی تا].
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۰۵ / ۱۹۸۵.
  • ابن طاووس، الیقین باختصاص مولانا علی علیه‌السلام بإمرة المؤمنین، چاپ محمدباقر و محمدصادق انصاری، قم ۱۴۱۳.
  • ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره ۱۳۸۰ / ۱۹۶۰.
  • ابن عبدربّه، کتاب العقد الفرید، چاپ احمد امین، احمد زین و ابراهیم ابیاری، ج۲، قاهره ۱۳۸۹ / ۱۹۶۹.
  • ابن عربی، الفتوحات المکیة، سفر۲، چاپ عثمان یحیی، قاهره ۱۴۰۵ / ۱۹۸۵.
  • ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵ – ۱۴۲۱ / ۱۹۹۵ – ۲۰۰۱.
  • سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داوود، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره [بی تا]، چاپ افست بیروت [بی تا].
  • علی احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، تهران ۱۴۱۹.
  • محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغة، چاپ عبدالله درویش، قاهره[بی تا].
  • احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، بیروت ۱۴۲۴ / ۲۰۰۳.
  • اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح؛ تاج اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷.
  • الطریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تهران: مرتضوی، 1362ش (نسخه موجود در لوح فشرده مکتبه اهل البیت(ع)، نسخه دوم).
  • طبری، محمد بن جرير طبرى (م 310)، تاريخ طبرى، ترجمه ابو القاسم پاينده، تهران، اساطير، چ پنجم، 1375ش.
  • حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، چاپ عبدالحسین نوائی، تهران ۱۳۳۹ش، ۱۳۶۲ش.
  • کاتب یزدی، احمد بن حسین بن علی کاتب یزدی، تاریخ جدید یزد، به کوشش ایرج افشار، امیر کبیر، فرهنگ ایران زمین، 1357ش.
  • عبدالرزاق بن همام صنعانی، المصنّف، چاپ حبیب الرحمان اعظمی، بیروت ۱۴۰۳ / ۱۹۸۳.
  • محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ / ۱۹۶۲ - ۱۹۶۷.
  • علی بن حسین علم الهدی، رسائل الشریف المرتضی، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۰۵ – ۱۴۱۰.
  • داوود بن محمود قیصری، شرح فصوص الحکم، چاپ جلال الدین آشتیانی، تهران ۱۳۷۵ش.
  • یوسف بن عبدالرحمان مِزّی، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ۱۴۲۲ / ۲۰۰۲.
  • محمد بن عمر واقدی، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.
  • یاقوت حموی، کتاب معجم البلدان، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ، ۱۸۶۶ – ۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵.