از موضوعات سوره حشر میتوان به ماجرای شکست و تبعید یهودیان بنینضیر، احکام تقسیم اموال و غنایم، افشای پیمانشکنی و خیانت منافقان و ستایش فداکاریهای مهاجران اشاره کرد. این سوره با تسبیح الهی آغاز میشود و با همین موضوع پایان مییابد و در آیات پایانی، اسماء و صفات خداوند بیان شده است. علامه طباطباییآیات ۱۸ تا ۲۴ را از آیات غُرر دانسته و بر موضوعاتی مانند تقوا،مراقبه، محاسبه نفس و یاد خدا در این آیات تأکید کرده است. در روایات، برای قرائت سوره حشر فضیلتهایی مانند طلب مغفرت موجودات برای قاری و برخورداری از پاداش شهادت در صورت مرگ در همان روز یا شب بیان شده است. همچنین، قرائت این سوره همراه با سوره الرحمن در عصر و خواندن آیات پایانی آن هنگام خواب توصیه شده است.
معرفی
سوره حشر به این مناسبت نامگذاری شده است که در آیه دوم آن از حَشر، یعنی آوارگی انبوهی از یهودیان پیمانشکن بنینضیر، سخن گفته شده است. ازاینرو، «بنینضیر» نیز از نامهای این سوره است.[۱]
پس از هجرتپیامبر(ص) به مدینه، میان او و قبایل یهودی آن شهر، از جمله بنینضیر، بنیقریظه و بنیقینقاع، پیمان صلح بسته شد؛ اما یهودیان با اقداماتی آن را نقض کردند. از جمله این اقدامات، اتحاد کعب بن اشرف با ابوسفیان برای مقابله با پیامبر(ص) پس از جنگ احد، تلاش عمرو بن جحاش از قبیله بنینضیر برای ترور پیامبر(ص) و سرودن اشعار هجوآمیز علیه او بود.[۸] در پی این اقدامات، سپاه مسلمانان قلعه بنینضیر را چند روز محاصره کرد و با قطع و سوزاندن نخلهای اطراف آن، یهودیان را به تسلیم واداشت.[۹] در نتیجه، بنینضیر بدون جنگ و خونریزی مدینه را ترک کردند و بخشی از اموال خود را با خود بردند. گروهی از آنان به «اَذرَعات» در شام، عدهای به خیبر و گروهی دیگر به «حیره» رفتند.[۱۰]
علامه طباطباییآیات ۱۸ تا ۲۴ سوره حشر را از آیات غُرر دانسته است. به گفته او، این آیات بر آمادگی برای لقاءالله از طریق مراقبه و محاسبه تأکید دارند و عظمت خداوند را با بیان اسماء و صفات الهی یادآور میشوند. از دیگر محورهای این آیات میتوان به تقوا، ذکر خدا، یادآوری جایگاه قرآن، تفاوت حال بهشتیان و دوزخیان در یاد خدا و بیان یازده اسم الهی مرتبط با ربوبیت، مالکیت، الوهیت و معبودیت خداوند اشاره کرد.[۱۱]
از پیامبر(ص)روایت شده است که با قرائت سوره حشر، بهشت، جهنم، عرش، کرسی، حجابهای آن، آسمانهای هفتگانه، زمینهای هفتگانه، هوا، بادها، پرندگان، درختان، کوهها، خورشید، ماه و فرشتگان بر قاری درود میفرستند و برای او طلب مغفرت میکنند و اگر قاری در همان روز یا شب از دنیا برود، شهید محسوب میشود.[۱۲] از امام صادق(ع) نیز نقل شده است که هر کس در ساعات عصر سوره الرحمن و سوره حشر را قرائت کند، خداوند فرشتهای را مأمور مراقبت از او تا صبح میکند.[۱۳] همچنین، برخی عارفان قرائت آیات پایانی سوره حشر، از «لَوْ أَنْزَلْنَا» تا پایان سوره، را هنگام خواب توصیه کردهاند.[۱۴]
﴿اوست کسی که از میان اهل کتاب کسانی را که کفر ورزیدند در نخستین اخراج [از مدینه] بیرون کرد گمان نمیکردید که بیرون روند و خودشان گمان داشتند که دژهایشان در برابر خدا مانع آنها خواهد بود و[لی] خدا از آنجایی که تصور نمیکردند بر آنان درآمد و در دلهایشان بیم افکند [به طوری که] خود به دستخود و دست مؤمنان خانههای خود را خراب میکردند پس ای دیدهوران عبرت گیرید ٢﴾
﴿و آنچه را خدا از آنان به رسم غنیمت عاید پیامبر خود گردانید [شما برای تصاحب آن] اسب یا شتری بر آن نتاختید ولی خدا فرستادگانش را بر هر که بخواهد چیره میگرداند و خدا بر هر کاری تواناست ٦﴾
﴿آنچه خدا از [دارایی] ساکنان آن قریهها عاید پیامبرش گردانید از آن خدا و از آن پیامبر [او] و متعلق به خویشاوندان نزدیک [وی] و یتیمان و بینوایان و درراهماندگان است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه را فرستاده [او] به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را بازداشت بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سختکیفر است ٧﴾
﴿[این غنایم نخست] اختصاص به بینوایان مهاجری دارد که از دیارشان و اموالشان رانده شدند خواستار فضل خدا و خشنودی [او] میباشند و خدا و پیامبرش را یاری میکنند اینان همان مردم درست کردارند ٨﴾
﴿و [نیز] کسانی که قبل از [مهاجران] در [مدینه] جای گرفته و ایمان آوردهاند هر کس را که به سوی آنان کوچ کرده دوست دارند و نسبت به آنچه به ایشان داده شده است در دلهایشان حسدی نمییابند و هر چند در خودشان احتیاجی [مبرم] باشد آنها را بر خودشان مقدم میدارند و هر کس از خست نفس خود مصون ماند ایشانند که رستگارانند ٩﴾
﴿و [نیز] کسانی که بعد از آنان [=مهاجران و انصار] آمدهاند [و] میگویند پروردگارا بر ما و بر آن برادرانمان که در ایمان آوردن بر ما پیشی گرفتند ببخشای و در دلهایمان نسبت به کسانی که ایمان آوردهاند [هیچ گونه] کینهای مگذار پروردگارا راستی که تو رئوف و مهربانی ١٠﴾
﴿مگر کسانی را که به نفاق برخاستند ندیدی که به برادران اهل کتاب خود که از در کفر درآمده بودند میگفتند اگر اخراج شدید حتماً با شما بیرون خواهیم آمد و بر علیه شما هرگز از کسی فرمان نخواهیم برد و اگر با شما جنگیدند حتماً شما را یاری خواهیم کرد و خدا گواهی میدهد که قطعاً آنان دروغگویانند ١١﴾
﴿اگر [یهود] اخراج شوند آنها با ایشان بیرون نخواهند رفت و اگر با آنان جنگیده شود [منافقان] آنها را یاری نخواهند کرد و اگر یاریشان کنند حتماً [در جنگ] پشتخواهند کرد و [دیگر] یاری نیابند ١٢﴾
﴿[آنان به صورت] دسته جمعی جز در قریههایی که دارای استحکاماتند یا از پشت دیوارها با شما نخواهند جنگید جنگشان میان خودشان سخت است آنان را متحد میپنداری و[لی] دلهایشان پراکنده است زیرا آنان مردمانیاند که نمیاندیشند ١٤﴾
﴿ای کسانی که ایمان آوردهاید از خدا پروا دارید و هر کسی باید بنگرد که برای فردا[ی خود] از پیش چه فرستاده است و [باز] از خدا بترسید در حقیقتخدا به آنچه میکنید آگاه است ١٨﴾
﴿اگر این قرآن را بر کوهی فرومیفرستادیم یقیناً آن [کوه] را از بیم خدا فروتن [و] از همپاشیده میدیدی و این م ث لها را برای مردم میزنیم باشد که آنان بیندیشند ٢١﴾
﴿اوستخدای خالق نوساز صورتگر [که] بهترین نامها [و صفات] از آن اوست آنچه در آسمانها و زمین است [جمله] تسبیح او میگویند و او عزیز حکیم است ٢٤﴾
﴿آنچه در آسمانها و در زمین است تسبیحگوی خدای هستند و اوستشکستناپذیر سنجیدهکار ١ اوست کسی که از میان اهل کتاب کسانی را که کفر ورزیدند در نخستین اخراج [از مدینه] بیرون کرد گمان نمیکردید که بیرون روند و خودشان گمان داشتند که دژهایشان در برابر خدا مانع آنها خواهد بود و[لی] خدا از آنجایی که تصور نمیکردند بر آنان درآمد و در دلهایشان بیم افکند [به طوری که] خود به دستخود و دست مؤمنان خانههای خود را خراب میکردند پس ای دیدهوران عبرت گیرید ٢ و اگر خدا این جلای وطن را بر آنان مقرر نکرده بود قطعاً آنها را در دنیا عذاب میکرد و در آخرت [هم] عذاب آتش داشتند ٣ این [عقوبت] برای آن بود که آنها با خدا و پیامبرش درافتادند و هر کس با خدا درافتد [بداند که] خدا سختکیفر است ٤ آنچه درختخرما بریدید یا آنها را [دست نخورده] بر ریشههایشان بر جای نهادید به فرمان خدا بود تا نافرمانان را خوار گرداند ٥ و آنچه را خدا از آنان به رسم غنیمت عاید پیامبر خود گردانید [شما برای تصاحب آن] اسب یا شتری بر آن نتاختید ولی خدا فرستادگانش را بر هر که بخواهد چیره میگرداند و خدا بر هر کاری تواناست ٦ آنچه خدا از [دارایی] ساکنان آن قریهها عاید پیامبرش گردانید از آن خدا و از آن پیامبر [او] و متعلق به خویشاوندان نزدیک [وی] و یتیمان و بینوایان و درراهماندگان است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه را فرستاده [او] به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را بازداشت بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سختکیفر است ٧ [این غنایم نخست] اختصاص به بینوایان مهاجری دارد که از دیارشان و اموالشان رانده شدند خواستار فضل خدا و خشنودی [او] میباشند و خدا و پیامبرش را یاری میکنند اینان همان مردم درست کردارند ٨ و [نیز] کسانی که قبل از [مهاجران] در [مدینه] جای گرفته و ایمان آوردهاند هر کس را که به سوی آنان کوچ کرده دوست دارند و نسبت به آنچه به ایشان داده شده است در دلهایشان حسدی نمییابند و هر چند در خودشان احتیاجی [مبرم] باشد آنها را بر خودشان مقدم میدارند و هر کس از خست نفس خود مصون ماند ایشانند که رستگارانند ٩ و [نیز] کسانی که بعد از آنان [=مهاجران و انصار] آمدهاند [و] میگویند پروردگارا بر ما و بر آن برادرانمان که در ایمان آوردن بر ما پیشی گرفتند ببخشای و در دلهایمان نسبت به کسانی که ایمان آوردهاند [هیچ گونه] کینهای مگذار پروردگارا راستی که تو رئوف و مهربانی ١٠ مگر کسانی را که به نفاق برخاستند ندیدی که به برادران اهل کتاب خود که از در کفر درآمده بودند میگفتند اگر اخراج شدید حتماً با شما بیرون خواهیم آمد و بر علیه شما هرگز از کسی فرمان نخواهیم برد و اگر با شما جنگیدند حتماً شما را یاری خواهیم کرد و خدا گواهی میدهد که قطعاً آنان دروغگویانند ١١ اگر [یهود] اخراج شوند آنها با ایشان بیرون نخواهند رفت و اگر با آنان جنگیده شود [منافقان] آنها را یاری نخواهند کرد و اگر یاریشان کنند حتماً [در جنگ] پشتخواهند کرد و [دیگر] یاری نیابند ١٢ شما قطعاً در دلهای آنان بیش از خدا مایه هراسید چرا که آنان مردمانیاند که نمیفهمند ١٣ [آنان به صورت] دسته جمعی جز در قریههایی که دارای استحکاماتند یا از پشت دیوارها با شما نخواهند جنگید جنگشان میان خودشان سخت است آنان را متحد میپنداری و[لی] دلهایشان پراکنده است زیرا آنان مردمانیاند که نمیاندیشند ١٤ درست مانند همان کسانی که اخیراً [در واقعه بدر] سزای کار [بد] خود را چشیدند و آنان را عذاب دردناکی خواهد بود ١٥ چون حکایتشیطان که به انسان گفت کافر شو و چون [وی] کافر شد گفت من از تو بیزارم زیرا من از خدا پروردگار جهانیان میترسم ١٦ و فرجام هردوشان آن است که هر دو در آتش جاوید میمانند و سزای ستمگران این است ١٧ ای کسانی که ایمان آوردهاید از خدا پروا دارید و هر کسی باید بنگرد که برای فردا[ی خود] از پیش چه فرستاده است و [باز] از خدا بترسید در حقیقتخدا به آنچه میکنید آگاه است ١٨ و چون کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشی کرد آنان همان نافرمانانند ١٩ دوزخیان با بهشتیان یکسان نیستند بهشتیانند که کامیابانند ٢٠ اگر این قرآن را بر کوهی فرومیفرستادیم یقیناً آن [کوه] را از بیم خدا فروتن [و] از همپاشیده میدیدی و این م ث لها را برای مردم میزنیم باشد که آنان بیندیشند ٢١ اوستخدایی که غیر از او معبودی نیست داننده غیب و آشکار است اوست رحمتگر مهربان ٢٢ اوستخدایی که جز او معبودی نیست همان فرمانروای پاک سلامت[بخش و] مؤمن [به حقیقتحقه خود که] نگهبان عزیز جبار [و] متکبر [است] پاک استخدا از آنچه [با او] شریک میگردانند ٢٣ اوستخدای خالق نوساز صورتگر [که] بهترین نامها [و صفات] از آن اوست آنچه در آسمانها و زمین است [جمله] تسبیح او میگویند و او عزیز حکیم است ٢٤﴾