هفت‌آسمان

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

هفت‌آسمان، واژه‌ای در قرآن که بر وجود آسمان‌های هفت‌گانه دلالت می‌کند. ادیان دیگر همچون یهود و مسیحیت هم از هفت‌آسمان سخن گفته‌اند. این مفهوم هفت بار به‌صورت صریح و ده بار به اشاره در قرآن به‌کار رفته است. مسلمانان دیدگاه‌های مختلفی در خصوص مراد قرآن از هفت‌آسمان مطرح کرده‌اند؛ از جمله آسمان‌های هفت‌گانه، هفت‌ آسمان از آسمان‌های نُه‌گانه بطلمیوس است، هفت سیاره از سیارات منظومه شمسی است و امور معنوی همچون قرب الهی است.

هفت‌آسمان در ادیان

در ادیانی چون یهود و مسیحیت و اسلام از آسمان‌های هفت‌گانه سخن به میان آمده است.[۱] قرآن هفت بار به صورت صریح و دو بار به‌کنایه از آسمان‌های هفت‌گانه یاد کرده است؛[۲] از جمله در سوره‌های بقره (آیه ۲۹)، اسراء (آیه ۴۴)، مؤمنون (آیه ۸۶)، فُصِّلت (آیه ۱۲)، ملك (آیه ۳)، نوح(آیه ۱۵) و طلاق (آیه ۱۲). در سوره طلاق آمده است:‌ «اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْ‌ضِ مِثْلَهُنَّ» (خدا همان كسى است كه هفت آسمان و همانند آنها هفت زمين آفريد.)[۳]

زمین‌های هفت‌گانه

بر خلاف واژه «سَماء» (آسمان) که در قرآن به صورت جمع هم به کار رفته است، واژه «ارض» (زمین) تنها به صورت مفرد آمده است. همچنین قرآن تنها از هفت‌آسمان سخن گفته و به تعداد زمین‌ها تصریح نکرده است؛ با این همه روایات شمار زمین‌ها را نیز هفت دانسته‌اند.

دیدگاه‌های مسلمانان

بحث از اینکه مراد از آسمان‌های هفت‌گانه چیست، پیشینه درازی میان مسلمانان دارد.[۴] عالمان مسلمانان دیدگاه‌های فراوان و متنوعی درباره آن مطرح کرده‌اند.[۵] برخی از آنها کوشیده‌اند مسئله هفت‌آسمان را با نظریه‌های علمی زمان خود هماهنگ کنند.[۶] برخی از نظریه‌ها عبارتند از:

  • شمار آسمان‌ها نُه تا است و کرسی و عرش آسمان‌های هشتم و نهم‌اند. علامه مجلسی و ملاهادی سبزواری و کم‌وبیش ابن سینا چنین نظری داشته‌اند. این نظریه به منظور هماهنگ‌کردن مسئله هفت‌آسمان با نظریه افلاک نه‌گانه بطلمیوس مطرح شد.[۷]
  • هفت‌آسمان همان سیارات هفت‌گانه است. زمانی که این نظریه ارائه شد، هنوز اورانوس و نپتون و پلوتو (پلوتون) کشف نشده بود. این نظریه دیدگاه فخر رازی بود.[۸]
  • هفت‌آسمان‌ مدارهای سیارات هفت‌گانه‌اند.[۹]
  • مراد از هفت‌آسمان لایه‌های هفت‌گانه اتمسفر اطراف زمین است. نويسنده كتاب «راز آسمانهای هفت‌گانه» چنین دیدگاهی داشته است.[۱۰]
  • هفت‌آسمان مادی هستند؛ اما همه سیارات، ستارگان و کهکشان‌ها آسمان اول‌اند و شش آسمان دیگر خارج از دسترس دانش بشری است. نویسندگان تفسیر نمونه این نظریه را پذیرفته‌اند.[۱۱]
  • مراد از هفت‌آسمان آسمان‌های مادی نیست؛ بلکه مراد از آنها امور معنوی چون قرب الهی است. این دیدگاه را علامه طباطبایی در المیزان مطرح کرده است. البته وی وجود آسمان‌های مادی را رد نکرده است.[۱۲]
  • عدد هفت در قرآن در زمینه آسمان‌ها به معنای کثرت به کار رفته است. بنابراین مراد قرآن از هفت‌آسمان وجود آسمان‌های بسیار است.[۱۳]
  • مراد از هفت‌آسمان آسمان‌های مادی است که به گفته قرآن در آغاز یکی بوده و از گاز (به تعبیر قرآن از دخان) پدید آمده است.[۱۴]

آفرینش هفت‌آسمان در شش روز

در هفت آیه از قرآن آمده است که خداوند آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفریده است[۱۵] در سوره ق آمده است:‌ «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما في سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ»[۱۶] (و در حقيقت، آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس ماندگى نكرديم).[۱۷]

بنا بر روایتی، امام باقر(ع) این پرسش را مطرح می‌کند که هنگامی که هنوز آسمان‌ها خلق نشده‌اند، زمانی هم وجود نداشته است. چگونه خداوند می‌گوید آنها را در شش روز آفریده است. سپس پاسخ می‌دهد که آسمانی به نام «فلک اَعلیٰ» وجود دارد که زمان برپایه آن بیان شده است.[۱۸]

علت آفرینش تدریجی

برطبق حدیثی از امام رضا(ع) خداوند قدرت آفرینش آنی آسمان‌ها و زمین را داشته است؛ علت خلقت تدریجی این بوده است که فرشتگان آفرینش تک‌تک موجودات را به ترتیب ببینند و از حدوث آنها به وجود خدا استدلال کنند.[۱۹]

هفت‌آسمان و کرسی الهی

ریاض السالکین به نقل از منابع روایی اهل سنت، نوشته است: پیامبر(ص) نسبت هفت‌آسمان و کُرسی را در بزرگی مانند انگشتر و بیابان دانسته است.[۲۰]

ملکوت آسمان‌ها و زمین

قرآن در سوره انعام آیه ۷۵ از نشان دادن ملکوت آسمان‌ها و زمین به حضرت ابراهیم(ع) سخن گفته است. روایات مراد آیه را از آسمان‌ها همان هفت‌آسمان دانسته‌اند. طبق حدیثی از امام باقر، منظور آیه این است که خداوند آسمان‌ها و زمین‌های هفت‌گانه و مخلوقات موجود در آنها را به حضرت ابراهیم نشان داده است. بنابر این روایت، این اتفاق برای پیامبر اسلام(ص) هم روی داده است.[۲۱]

پانویس

  1. رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۵، ص۱۲۶، ۱۲۷.
  2. رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۵، ص۱۲۶.
  3. قرآن، سوره طلاق، آیه ۱۲، ترجمه فولادوند.
  4. رضایی صفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن،۱۳۸۸ش، ج۵، ص۱۲۷.
  5. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۱۶۶.
  6. مصباح یزدی، معارف قرآن، ۱۳۷۸ش، ص۲۳۱.
  7. رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۵، ص۱۲۷، ۱۲۸.
  8. رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۵، ص۱۲۸، ۱۲۹.
  9. رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۵، ص۱۲۹.
  10. رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن،۱۳۸۸ش، ج۵، ص۱۳۰.
  11. نک مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۱۶۷.
  12. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۲۴۷.
  13. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۱۶۶، ۱۶۷.
  14. مصباح یزدی، معارف قرآن، ۱۳۷۸ش، ص۲۳۵.
  15. سوره اعراف، آیه ۵۴، سوره یونس، آیه ۳، سورهود، آیه ۷، سوره فرقان، آیه ۵۹، سوره سجد۰، آیه ۴، سوره ق، آیه ۳۸، سوره حدید، آیه ۴
  16. سوره ق، آیه ۳۸.
  17. ترجمه فولادوند.
  18. فیض کاشانی، تفسیر صافی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۰۴.
  19. فیض کاشانی، نوادر الاخبار، ۱۳۷۱ش، ص۸۵، ۸۶.
  20. سیدعلی‌خان کبیر، رياض السالكين، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۳۴۹.
  21. عروسی هویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۷۳۴.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه محمدمهدی فولادوند.
  • رضايی اصفهانی، محمدعلی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، رشت، کتاب مبین، چاپ پنجم، ۱۳۸۸ش.
  • عروسى حويزى، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلين، تحقیق و تصحیح سیدهاشم رسولى محلاتى، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۵.‏
  • فيض كاشانى، محمدمحسن بن شاه‌مرتضى، تفسیر الصافی، تحقیق و تصحیح حسین اعلمی، تهران، مكتبه الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
  • فيض كاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى‏، نوادر الأخبار فيما يتعلق بأصول الدين، تحقیق و تصحیح مهدی انصاری قمی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى‏، چاپ اول، ۱۳۷۱ش‏.
  • كبير، مدنی شیرازی، سيدعلى‌خان بن احمد، ریاض السالكین فی شرح صحیفة سید الساجدين، تحقیق محسن حسینی امینی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • مصباح يزدى، محمدتقى، معارف قرآن، قم، انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، ۱۳۷۸ش.
  • مكارم شيرازى، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
  • طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.