ضروری دین

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

ضروری دین، به آن دسته از احکام و عقایدی گفته می‌شود که برای همه مسلمانان کاملا واضح و بدیهی است که جزء اسلام هستند. انکار ضروری دین، مستلزم تکذیب پیامبر(ص) و یکی از عوامل ارتداد است. وجوب نماز، روزه، حج و زکات از این جمله‌اند.

تاریخچه

تعبیر ضروری دین در قرآن و متون قدیمی فقهی نیامده، اما روایتی از امام موسی کاظم(ع)، دربردارنده مفهوم ضروری دین است.[۱]

اصطلاح ضروری دین، واژه تازه‌ای است که بعد از محقق حلی (۶۰۲-۶۷۶ق) وارد فقه شده است.[۲] معدودی از فقها و متکلمان از جمله شیخ طوسی، فیاض لاهیجی، علامه مجلسی، مقدس اردبیلی و محمدرضا مظفر در آثار خود به این مسئله پرداخته و آن را تعریف کرده‌اند.[۳]

مفهوم‌شناسی

در تعداد معدودی از منابع فقهی می‌توان تعریف روشنی از ضروری دین یافت. شیخ طوسی در کتاب الاقتصاد، ضروری دین را اموری می‌داند که واضح‌بودن آن به‌اندازه روشنی و وضوح قضیه «یک بزرگ‌تر از دو نیست» و «وجب کوچک‌تر از ذراع است» باشد.[۴]

معیارهایی از قبیل واضح و همه فهم بودن، بدیهی‌بودن که انکارش راهی جز تکفیر باقی نمی‌گذارد[۵] و آنچه هر مسلمانی آن را می‌شناسد، از سوی برخی از فقها برای ضروری دین ارائه شده است.[۶]

مقدس اردبیلی در مجمع الفائدة والبرهان ضروری دین را اموری معرفی می‌کند که یقینا در اسلام باشند، حتی اگر با استدلال و برهان ثابت شده باشد.[۷]

ضروریات دین

در آثار و منابع فقهی، ضروری دین بیشتر در موضوعاتی از قبیل ارتداد و انکار ضروری دین طرح شده و کمتر به مصادیق آن اشاره شده است. مواردی از قبیل وجوب نماز[۸] روزه،[۹] و زکات[۱۰] و همچنین حرمت نزدیکی با حائض،[۱۱] یا حرمت خروج بر امام[۱۲] در منابع مختلف بیان شده است.

گردآوری و شمارش موارد ضروری دین، تقریبا ناممکن است؛ چرا که فقها هیچ‌گاه در صدد بیان همه موارد آن نبوده‌اند.،[۱۳] برخی از فقها مواردی را ضروری دین دانسته‌اند که ضروری بودن‌شان مورد اتفاق نیست یا از سوی بسیاری از فقها به آن تصریح نشده است؛ اذان و اقامه[۱۴] استحباب مسجد رفتن،[۱۵][۱۶] وجوب وضو،[۱۷] و حتی اعتبار استصحاب[۱۸] برخی از مواردی است که از سوی برخی از فقها ضروری دین قلمداد شده است.

انکار ضروری دین

به اعتقاد علمای شیعه و سنی، انکار ضروری دین اسلام، موجب کفر است.[۱۹]

در ارتداد کسی که ضروری دین را انکار می‌کند، اختلافی بین فقها نیست، اما بین فقها اختلاف است که آیا انکار ضروری دین به خودی خود موجب ارتداد است، یا چون انکار ضروری دین مستلزم تکذیب پیامبر(ص) و رسالت اوست، موجب ارتداد و کفر می‌شود؟ در این باره چهار قول را می‌توان در بین فقها یافت:

  1. انکار ضروری دین به خودی خود سبب مستقل کفر است و انکار ضروری دین، همانند انکار خدا و رسالت پیامبر، سبب تامّ کفر است؛ هر چند ناشی از شبهه باشد یا مستلزم تکذیب پیامبر نباشد. برخی این قول را به علامه حلی نسبت داده‌اند.[۲۰]
  2. انکار ضروری دین به شرطی موجب ارتداد می‌شود که مستلزم تکذیب پیامبر و رسالت او، و حاکی از انکار از روی عناد باشد. بنابراین اگر کسی از روی جهل مرکب حکمی را با اعتقاد به اینکه جزء شریعت نیست انکار کند، مرتد نیست. با این حال باید قرائنی دالّ بر شبهه و جهل مرکب در فرد انکارکننده دیده شود.[۲۱] سید مرتضی، ملاهادی سبزواری، سید بحرالعلوم، آیت‌الله خویی و امام خمینی، از قائلان این نظریه دانسته شده‌اند. به ادعای برخی، مشهور فقهایی که به مسئله منکر ضروری پرداخته‌اند و حتی برخی از کسانی که نظریه اول را پذیرفته‌اند، صورت شبهه را استثنا کرده‌اند.[۲۲]
  3. منکر ضروری دین اگر در سرزمین اسلامی متولد شده و تا دوره جوانی در همان جا زندگی کرده و ضروریات اسلام را دانسته باشد و پس از آن انکار کند، کافر است. اما اگر منکر ضروری دین، از سرزمین‌های دور از اسلام است، به گونه‌ای که احتمال مخفی ماندن ضرورت بر او پذیرفتنی است، انکار ضروری دین موجب کفر او نمی‌شود. این نظریه از صاحب جواهر دانسته شده است.[۲۳]
  4. منکر ضروری دین به شرطی مرتد است که شبهه‌دار مقصر باشد، وگرنه اگر غیرمقصر باشد، مرتد نیست. این نظریه، از آن شیخ انصاری دانسته شده است. او تصریح می‌کند که اگر کسی عقاید ضروری را انکار کند، بی‌هیچ قید و شرطی کافر است، اگر یکی از احکام ضروری دین را انکار کند و جاهل مقصر باشد، باز هم کافر است، اما اگر یکی از احکام ضروری دین را از روی جهل ناشی از قصور انکار کند، کافر نمی‌شود.[۲۴]

پانویس

  1. علیرضا روحانی، ضروریات دین (۱)..
  2. علیرضا روحانی، ضروریات دین (۱)..
  3. علیرضا روحانی، ضروریات دین (۱)..
  4. علیرضا روحانی، ضروریات دین (۱)..
  5. علیرضا روحانی، ضروریات دین (۱)..
  6. علیرضا روحانی، ضروریات دین (۱)..
  7. علیرضا روحانی، ضروریات دین (۱).
  8. وزیری‌فرد، «بررسی انکار ضروری دین و آثار آن در فقه»، در دو فصلنامه علامه، شماره ۳۹، بهار و تابستان ۱۳۹۱ش، ص۱۸۳.
  9. مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۱۳، ص۳۱۴.
  10. علامه حلی، منتهی المطلب، ج۸، ص۱۲.
  11. شهید ثانی، روض الجنان، ج۱، ص۲۱۱.
  12. مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة، ج۷، ص۵۲۴.
  13. علیرضا روحانی، ضروریات دین (۲)، فرهنگ جهاد، شماره ۳۳ و ۳۴.
  14. نجفی، جواهر الکلام، ج۹، ص۵.
  15. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۷۳
  16. نجفی، جواهر الکلام، ج۱۵، ص۶۵.
  17. موسوی عاملی، مدارک الاحکام فی شرح شرائع الاسلام، ج۱، ص، ۹.
  18. شیخ انصاری، الحاشیة علی استصحاب القوانین، ص۷۵.
  19. علامه مجلسی، حق الیقین، ص۵۵۹.
  20. علیرضا روحانی، ضروریات دین (۳)، فصلنامه فرهنگ جهاد، شماره ۳۶، تابستان ۱۳۸۳.
  21. روحانی، ضروریات دین (۳)، فصلنامه فرهنگ جهاد، شماره ۳۶، تابستان ۱۳۸۳.
  22. روحانی، ضروریات دین (۴)، فصلنامه فرهنگ جهاد، شماره ۳۷.
  23. روحانی، ضروریات دین (۴)، فصلنامه فرهنگ جهاد، شماره ۳۷.
  24. علیرضا روحانی، ضروریات دین (۴)، فصلنامه فرهنگ جهاد، شماره ۳۷.

منابع