واجب تخییری

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

واجب تخییری گونه‌ای از واجبات است که مکلف بین انجام چند چیز اختیار دارد، مانند کفاره روزه. در مقابل آن «واجب تعیینی» قرار دارد. بخش عمده واجبات، واجب تعیینی‌اند و واجبات تخییری بیش‌تر در احکام مربوط به کفّارات و مجازات‌ها دیده می‌شود.

تعریف اصطلاحی

در منابع اصول فقه، «وجوب» از جهت متعلَّق آن دو حالت دارد:[۱]

  • اگر وجوب به مورد معین و بدون جایگزینی مانند نماز تعلق گرفته باشد آن را «واجب تعیینی» نامیده‌اند.[۲]
  • اگر به یکی از چند چیز تعلق گرفته باشد که مکلف به اختیار و انتخاب خود یکی را انجام دهد آن را «واجب تخییری» گویند، مانند کفاره روزه که شخص باید بین «آزاد کردن یک بنده» یا «دو ماه روزه گرفتن» یا «سیر کردن شصت فقیر» یکی را انتخاب کند.[۳]

برخی واجبات تخییری

بخش عمده واجبات، واجب تعیینی‌اند. برخی از واجبات تخییری عبارتند از:

  • کفاره روزه (آزاد کردن یک بنده • دو ماه روزه گرفتن • سیر کردن شصت فقیر)[۴]
  • کفاره کندن موی سر در حال احرام یا وارد ساختن جراحت به صورت خود به هنگام وقوع مصیبت، برای زنان[۵]
  • کفّاره شکستن سوگند (سیر کردن ده فقیر • پوشانیدن ده برهنه • آزادسازی بنده)[۶]
  • کفّاره ایلاء (اطعام ۱۰ مسکین یا لباس پوشاندن به آنان • آزادسازی یک برده • سه روز روزه‌گرفتن)[۷]
  • مجازات محاربه (قتل: به دار آویختن یا قطع دست راست و پای چپ • تبعید)[۸]
  • تخییر در شکسته یا تمام‌خواندن نماز در چهار مکان (مکه یا مسجد الحرام، مدینه یا مسجد نبوی، حائر امام حسین(ع)، مسجد کوفه[۹]
  • تخییر در خواندن سوره حمد یا تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نمازها.[۱۰]

در عصر غیبت امام دوازدهم(ع) نیز شمار زیادی از فقهای امامیه قائل به تخییر بین نماز جمعه و نماز ظهر در روز جمعه‌اند.[۱۱]

پانویس

  1. فخررازی، المحصول، ۱۹۹۷م، ج۲، ص۱۵۹
  2. فرهنگ‌نامه اصول فقه
  3. شیخ بهائی، زبدة الاصول، ۱۳۰۶، ج۱، ص۵۱
  4. طباطبائی، ریاض المسائل، ۱۴۲۱ق، ج۱۲، ص۴۲۰
  5. طباطبائی، ریاض المسائل، ۱۴۲۱ق، ج۱۲، ص۴۳۶
  6. طباطبائی، ریاض المسائل، ۱۴۲۱ق، ج۱۲، ص۴۲۷
  7. طباطبائی، ریاض المسائل، ۱۴۲۱ق، ج۱۲، ص۴۷۵
  8. نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۴۱، ص۵۷۳
  9. طباطبائی، ریاض المسائل، ۱۴۲۱ق، ج۴، ص۳۷۴
  10. رساله توضیح المسائل مراجع، مسئله ۱۰۰۵
  11. توضیح المسائل (المحشی للإمام الخمینی)، ۱۴۲۴ق، ج‌۱، ص۴۰۵

منابع