مقاله ضعیف
پیوند کم
بدون عکس
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع مردود
استناد ناقص
جانبدارانه
نارسا
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی

عربستان سعودی

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از عربستان)
پرش به: ناوبری، جستجو
پادشاهی عربستان سعودی
نقشه کشور عربستان.png
اطلاعات عمومی
دین رسمی اسلام
جمعیت کل ۲۸.۵۷۱.۷۷۰ نقر (۲۰۱۷ میلادی)
مساحت ۲.۱۴۹.۶۹۰ کیلومتر مربع
واحد پول ریال سعودی
پایتخت ریاض
شهرهای مهم مکه، مدینه
ادیان(درصد) اسلام (۸۵-۹۰ درصد سنی و ۱۰-۱۵ درصد شیعه)
اسلام
پیشینه اسلام صدر اسلام
آمار شیعیان
جمعیت حدود ۳ میلیون نفر
درصد به جمعیت کشور ۱۰-۱۵ درصد
احزاب و گروه‌های شیعی
احزاب حزب الله عربستان، الحرکة الاصلاحیه
فرق امامیه، اسماعیلیه، زیدیه
مراکز شیعی
مناطق شیعه‌نشین احساء،‌ قطیف، مدینه، نخاوله
شخصیت‌های شیعی
مذهبی محمد علی عمری، عبدالهادی فضلی
سیاسی نمر باقر النمر

عربستان سعودی بزرگترین کشور غرب آسیا و زادگاه دین اسلام. این کشور که بخش عمده شبه جزیره عربستان را در بر گرفته ‌است، از شمال غرب با اردن، از شمال و شمال شرق با عراق، از شرق با کویت، قطر، بحرین و امارات متحده عربی، از جنوب شرق با عمان و از جنوب با یمن همسایه است. بیشتر ساکنان این کشور سنی مذهب هستند و شیعیان به صورت اقلیت در این کشور زندگی می‌کنند. شیعیان در این کشور به سبب سیاست‌های خاص مذهبی حکومت سعودی در شرایط سختی به سر می‌برند و علی‌رغم همه تلاش‌های صورت گرفته هنوز وضع آنان بهبودی نیافته است.

موقعیت جغرافیایی

عربستان بزرگترین کشور در منطقه استراتژیک خاورمیانه است. مساحت این کشور حدود ۸۵ درصد شبه جزیره عربستان را تشکیل می‌دهد. این کشور از غرب و شرق به دریای سرخ و خلیج‌فارس مرتبط است و از شمال غرب با اردن، از شمال و شمال شرق با عراق، از شرق با کویت، قطر، بحرین و امارات متحده عربی، از جنوب شرق با عمان و از جنوب با یمن همسایه است.[نیازمند منبع]

عربستان‌ سعودی ۲ میلیون و ۱۴۹ هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و جمعیتی بالغ بر ۲۸.۵۷۱.۷۷۰ نفر دارد. [۱]

تاریخچه

عربستان احتمالاً محل اولیه‌ زندگی سامی‌ها بوده‌است که از ۴ هزار سال پیش از میلاد مسیح به میان‌ رودان و فلسطین کوچ نمودند و بعدها به آشوری‌ها، بابلی‌ها، کنعانی‌ها و آمور‌ی‌ها معروف شدند. دوران باستان –در هزار سال اول پیش از میلاد– فرمانروایی منائیان در بخش عسیر و در جنوب حجاز، در درازای کرانۀ دریای سرخ برقرار شده بود. در سدۀ یکم پیش از میلاد، منائیان از مرکز تجارت خود در ددان (الاولی) دست کشیدند. منائیان یک مرکز تجاری در بخش شمال مدائن ایجاد نمودند. در بخش خاوری، کشور دیلمون جای داشت که به ظاهر یک مرکز سیاسی – فرهنگی واقع در کرانۀ خلیج فارس بود. برخی این محل را همان جزیره بحرین دانسته‌اند. اگرچه بخش‌هایی از سرزمین اصلی نیز بخشی آن بوده‌است و با زمین‌های درونی که اکنون عربستان سعودی نامیده می‌شود، روابط بازرگانی داشته‌است.[۲]

کشور عربستان در دوران اسلامی تحت حاکمیت حکومت‌های اسلامی بوده است. این کشور از سال ۱۷۴۴ تحت سلطه حکومت سعودی قرار گرفت و هرچند طی دو مرحله، حکومت از دست آل سعود خارج شد اما از سال ۱۹۰۲ که دوره سوم حکومت آل سعود با تصرف ریاض توسط ملک عبدالعزیز بن عبدالرحمان شروع شد، این دوره همچنان ادامه دارد.[۳]

دین و مذهب

اکثر جمعیت عربستان مسلمان و بر مذهب حنبلی‌ و بخشی از مردم بر مذهب شیعه هستند. تعداد اندکی مسیحی، یهودی، بودایی، هندو و سیک نیز در این کشور سکونت دارند.[۴]

پراکندگی شیعیان

در عربستان شیعیان اثنی‌عشری، اسماعیلی و زیدی سکونت دارند. آمار دقیقی از تعداد شیعیان در دست نیست. منابع مختلف تعداد شیعیان را در این کشور حدود دو میلیون نفر ذکر کرده‌اند که بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از جمعیت عربستان را تشکیل می‌دهند.[۵]

تا پیش از به قدرت رسیدن سعودی‌ها، موسسات مهم دینی شیعیان از جمله مساجد و حسینیه‌ها همچنان زنده و فعال بودند و شیعیان تا آن زمان، آشکارا مراسم عبادی خود را برگزار می‌کردند و در حوزه‌های علمیه محلی، به فراگیری علوم دینی می‌پرداختند. این پویایی تا دهه ۴۰ میلادی قرن گذشته به‌اندازه‌ای بود که قطیف را نجف کوچک می‌خواندند.[۶]

شیعیان اثنی عشری عمدتاً در استان‌های شرقی و مدینه و شیعیان زیدی و اسماعیلی در جنوب عربستان و در مناطق مرزی با یمن سکونت دارند.

شیعیان اثنی عشری

نوشتار‌های اصلی: احساء، قطیف، مدینه و نخاوله

اکثر شیعیان عربستان اثنی عشری هستند و بیشتر آنها در منطقه شرقی بویژه استان‌های احساء و قطیف حضور دارند. در دیگر مناطق مانند دمام و مدینه نیز شیعیان حضور دارند.

  • استان احساء:استان احساء وسعت زیادی دارد و پهنه آن تا مرز قطر ادامه دارد. بافت کلی ساکنان این منطقه شیعی است و قدمت آن به ابتدای قرن اول ه‍.ق برمی‌گردد. در زمان حکمرانی سلسله آل بویه، دیگر مردم این منطقه نیز به مذهب تشیع گرویدند. در آن زمان این منطقه جزء خاک عربستان نبوده است. در قرن گذشته و پس از این که وهابیت، این ناحیه را به طور کلی اشغال کرد، این منطقه ضمیمه عربستان سعودی شد. در هفوف، مبرز و بسیاری از روستاهای این منطقه شیعیان سکونت دارند.
  • استان قطیف:در این استان چندین شهر شیعه‌نشین وجود دارد که عبارتند از:
  1. شهر قطیف: این شهر مرکز استان قطیف است و بیشتر جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌دهند. تشیع در این شهر از دیرباز وجود داشته است. ابن بطوطه می‌نویسد:«قطیف شهر بزرگی است که بیشتر ساکنان آن از شیعیان است وآنان شیعه بودن خود را با ذکر اشهد ان علیا ولی الله و حی علی خیر العمل اعلام می‌کنند.» در این شهر طوایف شیعی زیادی زندگی‌ می‌کنند. مهم‌ترین خاندان‌های شیعی در این شهر عبارتند از: ابوذیب، بحارنه، حبشی، آل خنیزی، صفار، عمران، آل عبدلجبار
  2. سیهات:سیهات یکی از مهم‌ترین شهرهای منطقه به شمار می‌رود. تمامی ساکنان این شهر شیعه و بیشتر خانواده‌های سیهات از اعراب اصیل و قبایل خوالد، عجمان، هواجر و سبیلاع هستند. در این شهر چندین حسینیه نیز هست. حسینیه الحسین،حسینیه السالم، الکبیش، شاخور، حسینیه الخلیفه، حسینیه الراشد، حسینه السیهاتی، حسینیه المطوع، حسینیه الناصر و شهاب مهم‌ترین حسینیه‌های این منطقه هستند.
  3. صفوی: صفوی شهری تاریخی و قدیمی در کنار قلعه جاوان است که مملو از آثار باستانی است. این شهر در شمال قطیف و با فاصله‌اندکی از بندر رأس تنوره(سکوی نفتی معروف) قرار گرفته است. تمامی ساکنان این شهر شیعه‌اند.
  4. تاروت: تاروت جزیره‌ای است معروف که گنجینه‌های باارزشی از آثار باستانی در آن جای دارد. اکثر ساکنان این جزیره و روستاهای آن شیعه هستند.
  5. عوامیه: عوامیه شهری است در شمال قطیف که بر خرابه‌های شهر زاره ساخته شده است. این ناحیه در گذشته مرکز منطقه به شمار می‌رفت. قرامطه زاره را ویران کرده آن را به آتش کشیدند. تمام ساکنان این منطقه شیعه هستند. مردم آن در مبارزه و شجاعت زبانزد بوده و همیشه به تنهایی در برابر یورش‌های حکومت سعودی مقاومت کرده‌اند. اکثر طوایف این شهر از قبایل نجد هستند که به این منطقه مهاجرت کرده‌اند وبا این مهاجرت شیعه شده‌اند. برخی از طوایف مهم ساکن در این منطقه عبارتند از: آل نمر، آل زاهر، آل ابی المکارم و آل فرج
  6. آجام: آجام در گذشته نه چندان دور، بیرون از محدوده قطیف قرار داشت و بیشتر با صحرا و بادیه‌نشنیان در ارتباط بود. با این‌که همه اهالی آن شیعه و متمدن هستند اما به سبب ارتباط با صحرا و طوایف بادیه‌نشین شیعیان این منطقه را بدو الشیعه نامیده‌اند. اکثر ساکنان آجام اهل سه طایفه آل ناصر، آل مرزوق و آل سنان هستند. این طوایف قحطانی الاصل هستند و از قرن‌ها پیش از شمال یمن به این منطقه هجرت کرده‌اند.
  7. دیگر شهرهای شیعه‌نشین استان قطیف عبارتند از: قدیح،ام حمام، حبش، جارودیه، خویلدیه، توبی، حله محیش، ملاحه، شویکه، بحاری، عنک
  • استان مدینه: در اواسط قرن چهارم هجری به تدریج خاندانی از نسل امام حسین(ع) در مدینه به قدرت رسیدند و به عنوان «اشراف» قرنها در این ناحیه حکومت کردند که در برخی ادوار امامی مذهب یا زیدی مذهب بودند. در قرن پنجم و ششم نیز شهر مدینه زیر نفوذ تشیع قرار داشت که از یک سو ناشی از سیطره دولت فاطمیان و از سوی دیگر مدیون فعالیت عالمان شیعه عراقی در حجاز بود. سادات حسینی مدینه تا اواخر قرن یازدهم مستقل بودند اما از سال ۱۰۹۹ به دستور دولت عثمانی، مدینه زیر نظر مکه در آمد. با این حال برخی از آنها از جمله طوایف «هواشم» همچنان بر تشیع امامی استوار بودند.[۷] شیعیان مدینه در حی الروضه، باب کومه، قبا، قربان، حی العوالی سکونت دارند. برخی روستاهای مدینه مانند وادی الفرع، سویرقیه، ینبع النخل و مهدالذهب نیز محل سکونت شیعیان است. امروزه در این شهر چهار گروه شیعه جعفری ساکن هستند:
  1. نخاوله: نخاوله بزرگترین گروه امامی در مدینه هستند.
  2. اشراف: پس از نخاوله، تعداد اشراف بیش از بقیه قبایل است.این قبیله از سادات بنی هاشم هستند و در شهرهای دیگری هم‌چون مکه، جده، طائف و شهرهای جنوبی عربستان ساکن هستند.
  3. قبیله‌های حرب و جهینه(حروب): برخی از افراد این دو قبیله هم‌چون بنی علی فرید شیعه هستند.
  4. مَشاهده:از عرب‌های اصیل هستند که در مکه و مدینه ساکن‌اند. تعدادشان از قبیله‌های قبلی کمتر است. نویسنده و محدث محمد بن عیسی مشهدی از طایفه آل مشهدی از این قبیله است.
  • سایر مناطق: شیعیان دوازده امامی در وادی فاطمه دارای جمعیت‌ بزرگی هستند. در حائل نیز که محل سکونت قبیله طی است تعدادی شیعه سکونت دارند. شیعیان در ریاض، قصیم، افلاح، حریق و جده نیز گروه‌های کوچکی تشکیل داده‌اند.

شیعیان اسماعیلی

گروه قابل ملاحظه‌ای از شیعیان اسماعیلی (حدود صد هزار نفر) در استان نجران و حومه آن (در منطقه مرزی نزدیک به یمن) ساکن‌اند.

شیعیان زیدی

زیدیان نیز به عنوان شاخه‌ای شیعی، در شهرهای جنوبی نجران، جده، ینبوع و عسیر سکونت دارند و وابستگی‌شان بیشتر به زیدیان یمنی است.

روحانیون شیعه

در مناطق شیعه نشین شخصیت‌های شیعی بسیاری حضور دارند که برخی از آنان به علت اقداماتشان برای احقاق حقوق شیعیان تحت تعقیب و محاکمه قرار گرفتند. برخی از این روحانیون عبارتند از:

  • شیخ نمر باقر النمر
نوشتار اصلی: نمر باقر النمر

نمر باقر النمر (زاده ۱۳۷۹ق) مشهور به شیخ نمر، عالم شیعه در عربستان است. شیخ نمر منتقد سیاست‌های حکومت سعودی بود و بارها بازداشت شد. او به اتهام محاربه، داشتن عقاید انحرافی، خودداری از تبعیت نسبت به حکومت، تشویق به سرنگونی نظام سیاسی، تشویق به ترور اتباع خارجی مستقر در کشور و... از تابستان ۲۰۱۲م به زندان افتاد و ۱ آذر ۱۳۹۳ش (۲۲ نوامبر ۲۰۱۴م)، محکوم به اعدام شد. صدور حکم اعدام برای شیخ نمر، واکنش‌ها و مخالفت‌های گسترده‌ای از سوی محافل حقوق بشری و شیعیان سراسر جهان در پی داشت. با وجود تمامی مخالفتها، سرانجام این روحانی در ۱۲ دی ۱۳۹۴ اعدام شد.

  • محمد علی عمری
نوشتار اصلی: محمد علی عمری

محمد علی عَمْری (۱۳۲۷-۱۴۴۷ ق) شخصیت‌ برجسته دینی اجتماعی شیعی در مدینه منوّره عربستان بود. گفته شده نسب او به عثمان بن سعید عمری نایب امام زمان(ع) می‌رسد. دامنه تاثیر دینی و اجتماعی او را تا شهرهای جده و مکه نیز دانسته‌اند. نفوذ او در میان شیعیان مدینه تا حدی بود که دولت عربستان او را عامل ارتباطی خود با جامعه شیعیان مدینه قرار داد. عمری به دفعات توسط حکومت آل سعود محکوم به زندان و اعدام شد و اعدامی نافرجام را نیز از سر گذراند. او نمایندگی مراجع تقلید شیعه در عربستان را به عهده داشت.

  • عبدالهادی فضلی
نوشتار اصلی: عبدالهادی فضلی

عبدالهادی فضلی متوفی ۱۴۳۴ه. ق،از شخصیت‌های تأثیرگذار در منطقه شرقی عربستان . او دارای تحصیلات جامع در علوم حوزوی و دانشگاهی و دارای شخصیت بارز در هر دو عرصه علمی بود. فضلی تالیفات فراوانی در زمینه‌های مختلف علوم اسلامی دارد. او از شخصیت شهید محمد باقر صدر متأثر بود و از حامیان انقلاب اسلامی ایران به شمار می‌رفت.

  • شیخ نزار آل اسماعیل: مدیر مدرسه امام مهدی(عج) وابسته به مرکز جهانی علوم اسلامی
  • شیخ حسن صفار

شیخ حسن موسی صفار در سال ۱۹۵۹.م در شهر قطیف در خانواده‌ای به دنیا آمد که از نظر اقتصادی، متوسط بود ولی به امور دینی و اجتماعی اهتمام داشت. پدر و جد پدری و مادری و نیز بعضی از عموها و نزدیکان وی عالم دینی و خطیب بودند.

وی دورن ابتدایی را در شهر قطیف گذراند و در سال ۱۹۷۰.م عازم نجف شد تا تحصیلات خود را در حوزه علمیه نجف ادامه دهد. او در آنجا به طور مستقیم با شخصیت‌های علمی و ادبی همچون اسد حیدر، شیخ باقر شریف‌القرشی، دکتر شیخ احمد وائلی و نیز با رویکردهایی مانند سرمایه‌داری و قومیت‌طلبی و تفکرات حزب بعثی آشنا شد.

وی پس از نامساعد شدن اوضاع عراق به حوزه علمیه قم رفت و یک‌سال در آنجا ماند و پس از آن در سال ۱۹۷۳.م رهسپار کویت شد و سه سال در آنجا زیست؛ سپس به قطیف بازگشت و به تلاش جدی تربیتی در میان طبقات جوان و فعالیت فرهنگی در میان طبقات اجتماعی اقدام کرد.

شیخ صفار تا عاشورای سال ۱۹۷۹.م در قطیف ماند و سپس به دنبال ماجراهایی که در ایام عاشورا در قطیف رخ داد، عازم ایران شد. وی پس از مدتی به سوریه رفت و مدت شش سال نیز در آنجا زندگی کرد. او و یارانش بیشتر به تربیت کادرهای فکری، سیاسی، مدیریتی و فعالیت اطلاع‌رسانی و فرهنگی از راه نشر کتاب، مجله‌، بیان احادیث، جلسات و تحرک سیاسی با شرح مسائل دینی برای طبقات مختلف توجه کردند. فعالیت حرکت اصلاحی بر اساس رهبری وی صورت گرفت.

تلاش شیخ صفار برای حل قضایا و مشکلات موجود همواره معطوف به اقناع حکومت عربستان بر زیانبار بودن جریان‌های افراطی سلفی و تشویق به جدایی از این گروه‌ها و در مقابل، استقبال از وحدت ملّی فارغ از هرگونه تمایز مذهبی و قومی بوده است. با وجود مشی تعاملی، وی بارها از مسئولان حکومتی عربستان به صراحت انتقاد کرده و آنها را به تبعیض نژادی علیه شیعیان متهم نموده است.

شیخ صفار آثار متعددی شامل کتاب و مقاله دارد که در آن از مسائلی مانند مذهب، ملت، حقوق انسان و تقریب بحث شده است. شیخ حسن صفار همچنین دارای اجازه‌نامه امور شرعیه و فعالیت تبلیغی از مراجع تقلیدی مثل سیستانی، گلپایگانی، شیرازی، محمد اسحاق فیاض و محمد مهدی شمس‌الدین است.

از دیگر روحانیون فعال سعودی می‌توان به سید هاشم الشخص، شیخ توفیق عامر، شیخ فیصل العوامی، سید السلیمان، شیخ مصطفی الموسی، شیخ محمد حسن الحبیب و شیخ عبدالکریم حبیل اشاره نمود.

جریانات و سازمان‌های شیعی

  • جنبش مبلغان طلایه‌دار در قطیف

این جنبش در دهه ۱۳۹۰ق (۱۹۷۰م) در کویت و با حمایت آیت‌ الله سید محمد شیرازی و متأثر از اندیشه‌های وی و به ریاست محمدتقی مدرسی کار خود را آغاز کرد. شاخه این جنبش در قطیف به رهبری شیخ صفار و شیخ توفیق السیف فعالیت خود را در منطقه قطیف آغاز کرد. آنها به پخش کتاب، نشریه و نوارهای صوتی آیت‌ الله شیرازی اقدام می‌نمودند و به دنبال ایجاد تغییرات در وضعیت شیعیان بودند.

  • سازمان انقلاب اسلامی

جنبش مبلغان طلایه‌دار در قطیف اندکی پس از آغاز فعالیت، کار خود را در قالب یک سازمان جدید به نام سازمان انقلاب اسلامی ادامه داد. این سازمان به جای حمایت از خشونت، خواستار تعلیم و آگاهی‌دادن به توده‌ها بود. این سازمان فعالیت خود را در سال ۱۳۹۵ق علنی کرد.

رهبران سازمان به سهم جوانان و زنان اعتقاد خاصی داشتند. رهبری این سازمان با شیخ صفار بود.

  • الحرکة الاصلاحیه

در سال ۱۴۰۸ق رهبری سازمان انقلاب اسلامی تصمیم گرفت تا پس از صدور فرمان عفو عمومی به‌وسیله پادشاه عربستان، بتدریج به کاهش تنش با رژیم سعودی اقدام کند. بدین ترتیب سازمان از یک گزینه افراطی و تهاجمی به دیدگاهی متعادل و مدرن تغییر جهت داد. این تغییر چند دلیل داشت که عبارت بودند از:

  1. تغییر شرایط اجتماعی به دلیل پایان یافتن جنگ اول خلیج فارس
  2. درک این نکته توسط رهبران سازمان مبنی بر این که شیعیان با توجه به جمعیتشان نمی‌توانند انقلابی موفق را به راه‌اندازند
  3. الگوگیری از نمونه ایران با واقعیت جامعه شیعی عربستان تناسب چندانی ندارد

شیخ حسن صفار و نیروهایش حتی برای این که سازمانش متهم به جانب‌داری از حکومت ایران علیه دولت سعودی نشود، تصمیم گرفتند از ایران خارج شوند. و بعد در سال ۱۴۱۲ق. سازمان انقلاب اسلامی برای حذف لحن انقلابی و مذهبی‌اش به «الحرکه الاصلاحیه» تغییر نام داد و فعالیت‌های خود را در قالب‌هایی مسالمت‌جویانه در داخل و خارج عربستان پی‌گیری نمود. نتیجه این اقدام و تغییرات شرایط منطقه‌ای این شد که دولت سعودی حاضر به گفت‌وگو با نمایندگان جنبش شد.

جنبش در این گفت‌گوها از دولت این موارد را درخواست کرد:

  1. به رسمیت شناختن مذهب تشیع در کنار مذاهب اهل سنت؛
  2. اجازه دادن به شیعیان برای بازسازی مرقد ائمة بقیع و ساخت مساجد؛
  3. آموزش دینی شیعی در مناطق شیعه‌نشین؛
  4. اجازه انتشار مجلات و جراید شیعی؛
  5. تأسیس دادگاه مستقل شیعی برای رسیدگی به دعاوی آنان براساس مذهب جعفری و‌....

دولت عربستان نیز وعده‌هایی داد و تا حدی از حجم فشارها بر شیعیان کاست اما بسیاری از این وعده‌ها تاکنون عملی نشده است.

  • حزب‌الله عربستان

این گروه در سال ۱۴۰۷ق به دست تنی چند از روحانیان مشهور، از جمله شیخ هاشم الشکوس، شیخ عبدالرحمن الجُبیل و عبدالجلیل الما، تأسیس شد. حزب‌الله نسبت به مذاکرات با دولت سعودی مخالفت شدیدی نشان داد و تأکید کرد که باورهای اصلی حزب در وهله اول آن است که حکومت سعودی نماینده همه جمعیت عربستان نیست؛ دوم: این حکومت واجد شرایط حکومت بر این کشور نیست؛ سوم: دولت سعودی، فاسد و دروغگوست و چهارم اینکه کل جمعیت عربستان، به‌ویژه شیعیان، باید با یکدیگر همکاری، و روابط خود را تقویت کنند و هوشیارانه برنامه‌های رژیم را زیر نظر بگیرند.

به اعتقاد گروه حزب‌الله حکومت به تعهداتش پای بند نخواهد بود و پیش از آنکه مخالفان از فشار خود بکاهند دولت باید حسن نیت خود را اثبات کند.

  • سنت‌گرایان

این گروه کوچک‌ترین گروه‌بندی سیاسی اسلامی شیعیان عربستان است. آنها متشکل از تعداد معدودی از روحانیان مستقل هستند که فاقد هرگونه سازمان دهی اصولی‌اند. جناح محافظه کار در واقع مجموعه‌ای از فتاوای مذهبی صادر شده از سوی سیدابوالقاسم خویی، مرجع عالی‌قدر شیعه در نجف، را دستاویز خود قرار داده بودند، اینها معتقدند که جامعه شیعی در کل باید از سیاست ملی دوری کند و فقط بر امور جامعه شیعی متمرکز گردد.

  • شیعیان لیبرال

شیعیان لیبرال سکولار، به همان میزان همتایان سنی خود، اقلیتی تقریباً کوچک در جامعه شیعی هستند. گرچه از میان آنها برخی همچون نبیل الخنیزی توجه‌های ملی و بین‌المللی را به خود جلب کرده‌اند، به‌طور کلی از نفوذ حاشیه‌ای برخوردارند.[۸]

فعالیت‌های شیعیان

شیعیان عربستان بویژه شیعیان ساکن در مناطق شرقی(احساء وقطیف) در طی دهه‌های گذشته مجموعه تلاش‌هایی، برای احقاق حقوق خود انجام داده‌اند که تاکنون به نتیجه مطلوب نرسیده است. بخشی از این اقدامات تشکیل سازمان‌ها و اقدامات فرهنگی و تبلیغی بوده است و بخشی دیگر اعتراضات خیابانی بوده است.

تظاهرات شیعیان علیه تبعیض‌های گسترده حکومت سعودی در مقاطعی بسیار چشمگیر بوده است. مهم‌ترین تظاهرات شیعیان در طول دوران حکومت سعودی عبارت است از:

  • سال ۱۹۴۸؛ در این سال شیعیان منطقه قطیف به رهبری محمد بن حسین الحرج دست به اعتراض زدند و خواستار جدایی از پادشاهی بودند که به آسانی در هم کوبیده شدند.
  • سال ۱۹۷۰؛ در پی برگزاری سلسله تظاهرات در منطقه، گارد ملی به قطیف فرستاده شد. آنان شهر را محاصره و مردم را سرکوب کردند.
  • سال ۱۹۷۸؛ در این سال شیعیان دست به تظاهرات زدند که با دخالت نیروهای امنیتی دستگیریها و تلفات گسترده‌ای به دنبال داشت.
  • سال ۱۹۷۹؛در روز عاشورای این سال، شیعیان مراسم روز عاشورا را که در عربستان سعودی ممنوع است، برگزار کردند. جمعیت که عکس‌های امام خمینی را در دست داشت، به سوی قطیف و احساء و دیگر آبادی‌های ایالت شرقی حرکت کردند. در درگیری‌های به وجود آمده با گارد ملی، ۳۶ تن از آنان کشته شدند. جمعیت، سه روز تمام در حال طغیان بود. آن‌ها علیه رژیم سلطنتی شعار دادند و از حکومت می‌خواستند به تبعیض علیه شیعیان پایان دهد. پس از بازداشت شدن صدها نفر، سرانجام آرامش در منطقه برقرار شد. دولت فقط چند تن از مقامات دولتی منطقه شرقیه را عزل کرد.ولی به خواسته واقعی آنان یعنی محرومیت زدایی از مناطق شرقیه و تقسیم عادلانه ثروت در این مناطق وقعی ننهاد.
  • ۱۹۸۰؛ هزاران نفر از شیعیان شهر قطیف در استان شرقی کشور، در یک راهپیمایی و تظاهرات شورشی و ضد دولتی شرکت کردند. ارتش سعودی این شهر را محاصره نمودند و کلیه تظاهرات کنندگان را به شدت سرکوب کرد و از پای درآورد.

از آن سال به بعد از حجم و میزان فعالیت‌های اعتراضی خیابانی کاسته شد تا این که در پی وقوعبیداری اسلامی سلسله اعتراض‌هایی از سوی شیعیان آغاز شد و حکومت عربستان نیز به مقابله برخاسته است. در این مدت گروه‌های سلفی نیز حملات خود را علیه شیعیان گسترش دادند. یکی از آخرین اقدامات گروه‌های سلفی منفجر کردن یکی از مساجد شیعیان در قدیح بود که طی آن حدود ۲۰ نفر کشته و ۱۰۰ نفر زخمی شدند.[۹]

اقدامات دولت سعودی در قبال شیعیان

دولت سعودی به خاطر سیاست‌های مذهبی خود رفتاری تبعیض آمیز علیه شیعیان در پی گرفته و انواع محدودیت‌ها را بر ضد شیعیان اتخاذ کرده است. برخی از محدودیت‌های اعمال شده در مورد شیعیان عبارت است از:

  1. دریافت مالیات‌های مختلف از کشاورزان، باغداران، ماهیگیران، نخل‌داران، کارگران، کاتبان و قضات دادگستری در صورتی که از شیعیان باشند.(این مشاغل برای اهل سنت مالیات ندارد)
  2. شیعیان موظف‌اند ۵-۸درصد از سود فروش حیوانات خود را به دولت بپردازند.
  3. غصب و تملک اراضی شیعیان
  4. اهمال‌کاری در ساخت زیربناهای رفاهی و شهری در مناطق محل سکونت شیعیان
  5. محروم بودن از آزادی‌های فردی و اجتماعی
  6. جلوگیری از استخدام و به‌کارگیری شیعیان در مصادر کلیدی و مشاغل امنیتی و سیاسی جامعه خویش
  7. منع انتخاب نمایندگان شیعه در مجالس مختلف کشور
  8. ممانعت از تشکیل احزاب و گروه‌های سیاسی
  9. اعمال فشار بر گروه‌ها واقشار مختلف بدون دلیل به سبب اتخاذ سیاست شیعی
  10. جلوگیری از ارتباط و تعامل شیعیان با سایر شیعیان منطقه و جهان
  11. و...[۱۰]

شیعیان در طول این سال‌ها هر چند کوشیده‌اند تا به خواسته‌های خود برسند و این محدودیت‌ها برطرف شوند اما تاکنون موفق نشده‌اند و علاوه بر محدودیت‌ها و فشارهای حکومت، مورد آزار و هجمه گروه‌های سلفی و افراطی تکفیری نیز هستند.

پانویس