جزیرة العرب

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

جزیرة ‌العرب یا شبه جزیره عربستان پهناورترین شبه‌جزیره جهان‌، واقع در جنوب‌غربی آسیا. این شبه جزیره میان آب‌های خلیج فارس، دریاهای عمان و عرب در مشرق‌، اقیانوس هند و خلیج عدن در جنوب و دریای سرخ در مغرب قرار دارد و به‌سبب محاصره با دریاها و رودها ــ از جمله فرات در قسمت شمالی آن ــ که شبه‌جزیره را تقریباً به‌صورت جزیره در آورده است، اکثر جغرافیانویسان و مورخان قدیم و جدید آن را جزیرة ‌العرب خوانده‌اند.

جزیرة ‌العرب مشتمل بر كشورهای عربستان سعودی و یمن در جنوب‌، عمان و امارات متحده در مشرق‌، کویت در شمال و قطر در ساحل جنوبی خلیج‌فارس است.‌

بنابر روایات دینی، نخستین‌بار یکتاپرستی در زمان حضرت ابراهیم در جزیرةالعرب ترویج شد و آیین توحید در حجاز و به‌ویژه مکه رواج یافت. جزیرة ‌العرب خاستگاه دین اسلام است و پیامبر اکرم(ص) دعوت خویش را در این منطقه از جهان آغاز کرد.

مکان

جزیرة ‌العرب میان آب‌های خلیج فارس، دریاهای عمان و عرب در مشرق‌، اقیانوس هند و خلیج عدن در جنوب و دریای سرخ در مغرب قرار دارد. به‌سبب جریان رودها، از جمله فرات در قسمت شمالی این سرزمین، که شبه‌جزیره را تقریباً به‌صورت جزیره در آورده است، اکثر جغرافیانویسان و مورخان قدیم و جدید آن را جزیرة ‌العرب نامیده‌اند.[۱]

جزیرة العرب در عصر نبوت؛ منبع تصویر: اطلس تاریخ اسلام، ص۶۱

اختلاف درباره حد شمالی

حد شمالی آن مورد اختلاف است‌:

فرات

به‌نظر ابن‌حائک و یاقوت، این سرزمین از شمال هم با آب محصور است و به همین دلیل آنجا را جزیره نامیده‌اند. آنها فرات را مرز شمالی جزیره ‌العرب ذکر کرده و نوشته‌اند فرات از سرزمین روم سرچشمه می‌گیرد و در منطقه قِنَّسرین جریان می‌یابد و به جزیره و سواد عراق می‌رسد و سپس در ناحیه بصره و اُبُلَّه به دریا می‌پیوندد و تا آبادان ادامه می‌یابد و بدین‌ترتیب مرز شمالی جزیرة العرب را تشکیل می‌دهد.[۲]

خطی فرضی از غزه تا خلیج فارس

در گزارش‌هایی، شمال جزیرة ‌العرب به صورت خطی فرضی ذکر شده که از شهر غَزّه در فلسطین آغاز می‌شود و پس از عبور از دمشق و فرات‌، به خلیج فارس منتهی می‌گردد[۳] یا به صورت خطی فرضی در شمال سوریه و عراق است که با امتداد آن‌، هلال خصیب بخشی از جزیرة ‌العرب می‌شود.[۴] کحّاله نیز حدشمالی جزیرة ‌العرب را شهر رَقّه در سوریه دانسته است.‌[۵]

خطی فرضی از خلیج عَقَبه تا مصبّ اروندرود

همچنین‌، مرز شمالی جزیره ‌العرب را ــ که بخش اصلی شبه‌جزیره را شامل می‌شود می‌توان خط فرضی دیگری دانست که از خلیج عَقَبه تا مصبّ اروندرود در خلیج فارس امتداد دارد.[۶] در این قسمت بخشهایی از کشورهای اردن و عراق قرار می‌گیرد. همچنین گاهی شبه‌جزیره سینا نیز جزو جزیرة ‌العرب و در قسمت شمالی آن ذکر می‌شود.[۷]

کشورهای جزیرة العرب

جزیرة ‌العرب مشتمل است بر این كشورها: عربستان سعودی و یمن در جنوب‌، عمان و امارات متحده عربی در مشرق‌، کویت در شمال و قطر در ساحل جنوبی خلیج‌فارس.‌[۸]

کشور فعلی بحرین از نظر طبیعی جزو جزیره ‌العرب نیست‌؛ با این‌حال‌، در منابع گاهی جایی به نام بحرین بخشی از آن معرفی شده است‌[۹] که با بحرین کنونی متفاوت است‌.

مساحت

تعیین مساحت دقیق جزیره ‌العرب‌، با توجه به‌تفاوت‌های مرز شمالی‌آن‌، اندكی‌مشكل‌است‌، با این‌حال مساحت ۰۰۰، ۵۹۰، ۲ كیلومترمربع برای این سرزمین‌، كه حدود ۴۵ درصد آن را كشور عربستان سعودی دربرگرفته‌، پذیرفتنی‌است‌.[۱۰]

مهم‌ترین شهرها

ریاض، مکه، مدینه، جدّه، طائف، ظهران، صنعا، عدن، مسقط، دبی، ابوظبی، کویت و دوحه مهم‌ترین شهرهای کنونی جزیرة ‌العرب‌اند. راه‌هایی که این شهرها را به‌هم مرتبط می‌کنند، مهم‌ترین جاده‌های جزیرة ‌العرب به‌شمار می‌روند.

راه‌های مهم تجارتی در جزیرةالعرب پیش از اسلام؛ منبع تصویر: اطلس تاریخ اسلام، ص۶۵

راه‌های بین شهرها

  • جاده‌های ریاض ـ کویت‌، ریاض ـ دوحه که از شهر سَلْوی می‌گذرد؛
  • ریاض ـ مکه‌، ریاض ـ مدینه‌، مکه ـ مدینه‌، مسقط ـ عدن که از سراسر جنوب جزیرة ‌العرب می‌گذرد؛
  • عدن مکه که هم از ساحل غربی و هم از نواحی کوهستانی می‌گذرد.

برخی از این راهها منطبق بر راههای قدیمی و کاروان‌رو دوره جاهلیت و پس از اسلام است که در منابع قدیم به آنها اشاره شده است‌.

  • راههای مَعْدِن نَقرَه ـ مکه‌؛
  • بغداد ـ مکه که بیش از ۲۷۵ فرسخ بود و از بیابان عبور می‌کرد؛
  • مکه ـ مدینه که بیشتر مورد استفاده کاروان‌ها و تجار شمال و جنوب جزیرة ‌العرب بود؛
  • راههای یمن ـ مکه‌، بصره ـ مکه‌؛
  • یمامه ـ مکه‌، عمان ـ مکه که از سواحل عبور می‌کرد؛
  • دمشق ـ مکه و بصره ـ یمامه معروف‌ترین مسیرهای جزیرة ‌العرب به‌شمار می‌رفتند و برای دسترسی مردم به مکه‌، که مرکز دینی و تجاری جزیرة ‌العرب بود، اهمیت فراوان داشتند.[۱۱]

جغرافیانویسان سده‌های اولیه اسلامی‌، مانند ابن‌فقیه‌[۱۲]و یعقوبی‌[۱۳] و ابن‌رُسته،[۱۴] به تفصیل و با ذکر مسافات و منازلِ واقع در مسیر، درباره این راه‌ها گزارش داده‌اند.[۱۵]

آب و هوا

آب و هوای جزیرة ‌العرب خشک و صحرایی (با تبخیر زیاد) است و به‌جز قسمت کوهستانی مشرق و جنوب‌غربی (به‌ویژه مغرب یمن‌)، که بارش سالانه آنجا گاهی به بیش از ۴۰۰ میلیمتر می‌رسد، در بقیه قسمت‌های جزیرة ‌العرب‌، میانگین بارش سالانه عمدتاً کمتر از ۱۰۰ میلیمتر است‌.[۱۶] عواملی مانند موقعیت جغرافیایی‌، ناهمواریها، دوری از دریا یا نزدیکی به آن و بادها، در اختلاف آب و هوای مناطق مختلف آن در طول سال تأثیر گذاشته است‌.

دما و تبخیر زیاد و رطوبت و بارش اندک در جزیرة ‌العرب سبب کم‌آبی‌، پوشش گیاهی ضعیف و زراعتِ اندک شده که برای مقابله با آن و تأمین آب‌، به ویژه آب آشامیدنی‌، علاوه بر احداث سدها، در شهرهای ساحلی آب شور دریاها به آب شیرین تبدیل و به قسمت‌های داخلی جزیره ‌العرب منتقل گردیده است‌. در عربستان سعودی بیشتر آب آشامیدنی شهرهای ریاض، مکه و مدینه با همین روش‌، به‌ترتیب از طریق شهرهای دَمّام‌، جُبیل‌، شُعَیبیه‌،(بندرگاه قدیمی مکه‌) وینْبُع‌، تأمین می‌شود.[۱۷]

پوشش گیاهی

پوشش گیاهی در جزیرة ‌العرب اندک است و در آن‌، تنها گیاهان مقاوم در برابر خشکی رشد و نمو دارند. خرما، بخور، تاک‌، حنا و بوته‌های صحرایی از مهم‌ترین گونه‌های گیاهی جزیره ‌العرب به شمار می‌آیند. از جمله حیوانات آنجا، علاوه بر شتر که تقریباً در سراسر جزیره ‌العرب بومی شمرده می‌شود، اسب عربی‌، الاغ‌، غزال‌، گرگ‌، شغال و انواع پرندگان است.‌[۱۸]

تقسیمات آب و هوایی

جزیرة ‌العرب را به‌طور کلی می‌توان به سه بخش آب و هوایی تقسیم کرد:

  1. فلات داخلی‌. شامل آن قسمت از مناطق داخلی جزیرة ‌العرب است که میان ارتفاعات غربی در مغرب و سواحل شرقی در مشرق واقع شده است‌. از خصوصیات آب و هوایی این بخش‌، تابستان‌های گرم و خشک و زمستانهای سرد و مرطوب است‌. میانگین دمای سالانه در قسمت شمالی‌، بر اساس اطلاعات ایستگاه هواشناسی شهر حائل ۲۲، میزان بارش ۱۲۱ میلیمتر و رطوبت نسبی ۳۰% است‌. در قسمت مرکزی‌، در ایستگاه ریاض میانگین دمای سالانه ۶ر۲۴، میزان بارش ۸۰ میلیمتر و رطوبت نسبی ۳۵% و در قسمت جنوبی در ایستگاه سُلَیل میانگین دمای سالانه ۲ر۲۶، میزان بارش ۳۶ میلیمتر و رطوبت نسبی ۲۷% ذکر شده است‌.[۱۹]
  2. سواحل‌. آب و هوای این بخش با اقلیم داخل کشور تفاوت دارد، ولی وجود پستی‌ها و بلندی‌ها و تأثیر موقعیت جغرافیایی موجب شده که آب و هوای سواحل غربی با سواحل شرقی‌، و حتی آب و هوای نیمه شمالی و جنوبی سواحل غربی مختلف باشد که علت آن دوری سواحل از خط استوا یا نزدیکی آنها به خط استواست‌. میانگین دمای سالانه در سواحل شرقی ۲۵ و در شمال سواحل غربی ۲۲ است و در جنوب سواحل غربی به ۲۸ می‌رسد. میزان بارش سالانه نیز در سواحل شرقی ۸۰ میلیمتر و در ساحل غربی ۵۰ میلیمتر است‌.[۲۰]
  3. نواحی کوهستانی‌. این اقلیم شامل ارتفاعات مغرب و جنوب جزیرة ‌العرب است که با افزایش ارتفاع‌، از دمای هوای آن کاسته می‌شود. میانگین بارش سالانه در ارتفاعات جنوب‌غربی ۲۵۰ میلیمتر و در ارتفاعات شمال ۵۰ میلیمتر است‌.[۲۱]

جزیرة العرب پیش از اسلام

در نوشته‌های یونانیان باستان

جزیرة ‌العرب در نوشته‌های یونانیان باستان به سه قسمت تقسیم شده بود: بلاد سنگی در شمال‌، بلاد سعیده یا عربستان خوشبخت که شامل سرزمینهای خوش آب و هوا به‌ویژه در جنوب بود، و بلاد صحرایی در بخشهای داخلی جزیرة ‌العرب‌.[۲۲]

در تقسیم‌بندی بخشهای چهارگانه آباد زمین‌، که ابن‌خرداذبه‌[۲۳] آن را ذکر کرده‌، جزیرة ‌العرب جزو بخش اِتْیوفیا بوده و در اقالیم هفت‌گانه‌، جنوب جزیرة ‌العرب (شامل نواحی ظفار، عمان‌، حضرموت‌، نجران‌، عدن و صنعا) در اقلیم اول و بقیه جزیرة ‌العرب (مانند یمامه‌، بحرین و حجاز) در اقلیم دوم بوده است‌.[۲۴]

خاستگاه نژاد سامی

جزیرة ‌العرب از نخستین سکونتگاههای بشری و خاستگاه نژاد سامی شمرده می‌شود و اقوامی که بعدها در جزیرة ‌العرب یا بین النهرین تمدن‌هایی برجا گذاشته‌اند، در آنجا نشو و نما یافته‌اند.[۲۵]

تشکیل حکومت‌های قبیله‌ای

تاریخ کهن جزیرة ‌العرب را می‌توان با تشکیل حکومتهای قومی و قبیله‌ای مرتبط دانست‌. شاید قدیم‌ترین حکومتهای قومی تشکیل شده در جزیرة ‌العرب مربوط باشد به قوم عاد که در جنوب جزیره العرب می‌زیستند، قوم ثمود که میان حجاز و شام بودند و قوم سبأ که ساکن جنوب جزیرة ‌العرب بودند. درباره این اقوام در قرآن کریم مطالبی آمده است‌.[۲۶]

عرب بائده و باقیه

سه قوم مذکور (عاد، ثمود و سبأ) و نیز قبایل معروف دیگر مانند عَمالِقه که در بخشهای جنوبی و غربی جزیرة ‌العرب به‌سر می‌بردند، مَدْین‌، طَسْم‌، جَدیس‌، عبدضَخم که در طائف بودند و اَمیم که میان نواحی یمامه و شَحر زندگی می‌کردند، از جمله قبایل کهن عرب بودند که در جزیرة ‌العرب حکومت‌های قبیله‌ای داشتند.[۲۷]

اینان از قبایل عرب بائده یا از بین رفته‌[۲۸] بودند و در بررسی‌های قوم عرب اهمیت بسیار دارند. قبایل جُرْهُم اول در یمن، جرهم دوم در مکه‌، خزاعه در حجاز، قُضاعه در تهامه‌، لَخْم و جذام و غسانیان هر سه در مغرب جزیرة ‌العرب‌، کنْده در مرکز، اوس و خزرج در یثرب از دیگر قبایل مهم و معروف عرب‌اند که در جزیرة ‌العرب حکومت‌های قبیله‌ای داشتند و با نام قبایل عرب باقیه شناسانده می‌شوند.[۲۹]

مهاجرت از جزیرة ‌العرب

در تاریخ پیش از میلاد و نخستین سده‌های میلادی جزیره ‌العرب‌، مهاجرت برخی قبایل به شام و بین‌النهرین یکی از تحولات مهم به‌شمار می‌آید و از آن به دوره مهاجرت از جزیرة ‌العرب یاد می‌شود. مهاجرت اکدیها و آشوریها در حدود ۳۵۰۰ق م به بین‌النهرین که تمدن‌های مهمی در آنجا پدید آوردند، کوچ کنعانیان و عَموریان از مشرق جزیرة ‌العرب به شام در حدود ۲۵۰۰ق.م‌، مهاجرت آرامی‌ها از نواحی غربی جزیرة ‌العرب به شام و کوچ بخشی از قبیله نَبَطی به شام در حدود ۵۰۰ق.م از جمله مهاجرت‌های این دوره بوده است‌.[۳۰]

تنوخیان نیز از قبایل جزیرة ‌العرب به‌شمار می‌آیند که با مهاجرت به شمال‌، حکومت مستقلی تشکیل دادند. علاوه بر اینها، دو قبیله معروف قحطان که در یمن زندگی می‌کردند و عدنان که با مهاجرت از جزیرة ‌العرب به بین‌النهرین شمالی‌، حکومتهای ربیعه و مُضَر را تشکیل دادند، در میان قبایل جزیرة ‌العرب اهمیت بسیار داشتند.[۳۱]

پیشینۀ دینی

حضرت ابراهیم

از لحاظ دینی‌، در جزیرة ‌العرب‌، نخستین‌بار یکتاپرستی در زمان حضرت ابراهیم ترویج شد که بر اثر آن یکتاپرستی در حجاز و به‌ویژه مکه رواج یافت.‌[۳۲]

یهودیان

پس از حضرت ابراهیم‌، یهودیان در سه دوره وارد جزیرة ‌العرب شدند و به نشر یکتاپرستی پرداختند:

  • مهاجرت قبیله شمعون از فلسطین به شمال حجاز در زمان داوود پیامبر؛
  • کوچ یهودیان به حجاز در پی فتوحات بابلیان و آشوریان در سرزمین شام‌؛
  • کوچ سایر یهودیان در سده اول میلادی به جزیرة ‌العرب و سکونت آنان در کنار دیگر یهودیان.[۳۳]

ورود مسیحیان

در سده‌های بعد، مبلّغان مسیحی دین خود را در جزیرة ‌العرب‌، به‌ویژه در یمن و نجران، رواج دادند. گسترش مسیحیت و سکونت پیروان این دین در سرزمینهای مجاور یهودیان و نیز در کنار بت‌پرستان بدوی‌، ترکیب دینی جدیدی در جزیرة ‌العرب در سده‌های پس از میلاد پدید آورده بود که بعضاً به درگیری می‌انجامید. مثلاً، ذونواس‌[۳۴] پس از آنکه در حدود ۵۲۱ میلادی یهودی شد، با مسیحیان نجران جنگید و بسیاری از آنان را کشت‌. وی سپس در جنوب جزیرة ‌العرب به تبلیغ یهودیت پرداخت و در صورت نپذیرفتن مردم‌، آنان را می‌کشت‌. این اقدامات سریعاً به لشکرکشی حبشی‌ها به جزیرة ‌العرب و تصرف بخش‌هایی از حجاز، تهامه و یمن و نیز پایان دادن به حکومت ذونواس انجامید.[۳۵]

دوره جاهلیت

نوشتار اصلی: دوره جاهلیت

در تاریخ پیش از اسلام جزیرة ‌العرب‌، دوره جاهلیت (به خصوص سده منتهی به ظهور اسلام) و وضع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی عرب در این دوره اهمیت بسیار دارد.

این دوره که نامش چهار بار با ملامت در قرآن آمده است،[۳۶] در واقع زمان فترت جزیرة ‌العرب در زمینه‌های اجتماعی‌، اخلاقی‌، دینی و شیوه زندگی بود و اعراب در این دوره به قبیله و خویشاوندی تعصب داشته، به آداب و رسوم بدوی بسیار پایبند بودند.

فقدان وحدت سیاسی

در دوره جاهلیت‌، جزیرة ‌العرب از وحدت سیاسی یا مذهبی برخوردار نبود و چند حکومت نیرومند و تأثیرگذار[۳۷] هریک به نوعی بر بخش‌هایی از آن مسلط بودند. حکومت‌های داخلی جزیرة ‌العرب نیز ــ به‌جز در جنوب که به‌صورت پادشاهی اداره می‌شد[۳۸] همچنان به‌صورت قبیله‌ای بود و دولت کنده از مهم‌ترین و نیرومندترین آنها در مرکز جزیرة ‌العرب به‌شمار می‌رفت‌.[۳۹]

قریش در حجاز و به‌ویژه مکه سرآمد بقیه قبایل بود. برای این قبیله بازرگانی و بت‌پرستی مهم‌تر از هر امر دیگری بود و بر اساس سوره قریش در قرآن کریم‌،[۴۰] آنان دو کوچ تجاری تابستانه به شام و عراق و زمستانه به یمن و حبشه داشتند. نبطی‌ها نیز با گسترش قلمروشان در جنوب شام‌، بخشی از شمال‌غربی جزیرة ‌العرب را در اختیار داشتند.[۴۱]

ایام العرب

در جزیرة ‌العرب در دوره جاهلیت و نیز پس از ورود اسلام، جنگ‌های عمده‌ای روی داد که به‌سبب اهمیت آنها، برخی از این جنگها به ایام عرب معروف شدند. این جنگها به دلایلی چون اختلافات قبیله‌ای‌، دستیابی به آب و چراگاه یا خونخواهی و انتقام صورت می‌گرفت‌.[۴۲] برخی مؤلفان ــ از جمله اصفهانی که عدد ایام عرب در دوره جاهلیت را ۷۰۰، ۱ مورد ذکر کرده است‌[۴۳] به تحقیق در ایام عرب پرداخته و درباره آن گزارش‌های مفصّلی داده‌اند.[۴۴]

برخی از معروف‌ترین ایام عرب در دوره جاهلی عبارت بودند از: بَسوس‌، بُعاث‌، جَبَله‌، برگرفته از نام جنگ جبله که در آن قبیله تمیم و متحدانش از قبایل عامربن صَعْصَعه شکست خوردند؛ و یوم فِجار، برگرفته از نام جنگ فجار که میان قریش و کنانه و برخی از قبایل قیس‌بن عیلام (از گروه‌های بزرگ شمال جزیره ‌العرب‌) در سال سی‌ام زندگی حضرت محمد (ص) روی داد.[۴۵]

جزیرة العرب پس از اسلام

در زمان پیامبر اسلام

جزیرة ‌العرب خاستگاه دین اسلام است‌. نخستین تبلیغ برای دین اسلام در جزیرة ‌العرب و در مکه صورت گرفت. سپس، پیامبر دعوت خود را عمومیت بخشید و شهرهای مجاور مکه‌، مانند طائف‌، و دیگر قبایل جزیرة ‌العرب را به اسلام فراخواند. اوس و خزرج از جمله این قبایل بودند که در زمان حج، دعوت پیامبر را پذیرفتند. این امر نقطه عطفی در گسترش دین اسلام در جزیرة ‌العرب به‌شمار می‌رود، زیرا مسلمانان مکه که قریش آنان را تهدید می‌کردند، با هجرت به یثرب (محل سکونت اوس و خزرج‌)، به تثبیت و تبلیغ دین اسلام پرداختند.

در زمان حضور پیامبر در مدینه‌، قریش و یهودیان جزیرة ‌العرب به مخالفت با اسلام ادامه دادند و سال‌ها برای مقابله با آن کوشیدند که منجر به غزواتی چون بدر، احد، بنی‌قَینُقاع، بنی‌نضیر، خیبر و خندق شد.[۴۶] به‌سبب اهمیت این غزوات‌، برخی از آنها و نیز دیگر جنگهای صدر اسلام به عنوان ایام عرب در اسلام شناسانده شدند.[۴۷]

در زمان حیات پیامبر بود که بسیاری از تعصبات دوره جاهلی اعراب و آداب و رسوم خرافی و شرک‌آلود از بین رفت و امت اسلام‌، مبتنی بر مناسبات اسلامی و نه روابط سببی و نسبی و قبیله‌ای‌، شکل گرفت‌. مکه و مدینه نیز همچنان به عنوان مهم‌ترین مراکز دینی‌، فرهنگی و تجاری جزیرة ‌العرب جایگاه ویژه‌ای داشتند.

در زمان خلفا

پس از وفات پیامبر(ص) در صفر سال یازدهم‌، عده‌ای از اهالی جزیرة ‌العرب‌، به‌ویژه در نواحی شرقی عمان و یمامه و بحرین‌، مرتد شدند و ابوبکر (حکومت: ۱۱ـ۱۳ق)، طی نبردهایی معروف به رِدَّه، آنان را سرکوب کرد؛[۵۱]ابوبکر، در زمان حکومتش‌، برای هریک از نواحی جزیرة ‌العرب (مانند مکه‌، طائف‌، یمامه و بحرین‌) امیرانی منصوب کرد[۵۲] و سپس متوجه شام و بین‌النهرین شد. توجه ابوبکر به فتح سرزمین‌های شمالی جزیرة ‌العرب‌[۵۳] نشان می‌دهد که ساکنان بیشتر نواحی جزیرة ‌العرب در زمان وی مسلمان شده بودند و اقلیتها تهدیدی به شمار نمی‌آمدند.

در زمان عمر خطّاب (حکومت: ۱۳ـ۲۳ق) ــ که مسلمانان‌، عراق و شام و بیشتر مناطق ایران را فتح کرده بودند-[۵۴] به‌سبب فتنه‌های غیرمسلمانان‌، مقرر شد هیچ‌کس در جزیرة ‌العرب دینی به‌جز اسلام نداشته باشد. از این‌رو، تمام پیمان‌ها با ادیان دیگر از بین رفت و یهودیان خیبر به شام و مسیحیان نجران به عراق و شام منتقل شدند.[۵۵] عُمَر پنج والی را حاکم مناطق جزیرة ‌العرب کرد: زیاد بن لبید در بعضی قسمت‌های یمن‌، ابوهُرَیرْه در عمان‌، نافع بن حارث در مکه‌، یعلی بن مَنیه تمیمی در صنعا و حارث بن ابی العاص ثقفی در بحرین حکومت داشتند.[۵۶] در زمان خلافت امام علی (ع) (۳۵ـ۴۰ق)، برخی از صحابیان پس از پیمان‌شکنی به بصره رفتند. این امر به همراه فتنه‌های معاویه در دمشق موجب آشفتگی سیاسی در شام و عراق شد و از این‌رو امام علی، در رجب سال ۳۶ق، مرکز خلافت را از مدینه به کوفه در عراق منتقل کرد که نخستین انتقال مرکز حکومت به خارج از جزیرة ‌العرب به شمار می‌آید. پس از شهادت حضرت علی و بازگشت امام حسن (ع) به مدینه‌، جزیرة ‌العرب مجدداً کانون حکومت اسلامی شد.[۵۷]

دوره امویان

در دوره امویان (۴۱ـ۱۳۲)، با انتخاب دمشق به عنوان مرکز سیاسی بنی‌امیه و استقرار حکام اموی در آنجا، نقش سیاسی جزیره ‌العرب و به‌ویژه حجاز کاهش یافت‌، با این حال خلفای اموی به جزیرة ‌العرب توجه بسیار داشتند و با انتخاب امیرانی از بنی‌امیه برای نواحی مختلف آن‌، در پی تسلط کامل بر جزیرة ‌العرب بودند. برای نمونه‌، در زمان معاویه (متوفی‌۶۰)، ولیدبن عُتبه ‌بن ابوسفیان به حکومت مدینه و یحیی‌بن حکیم‌بن صَفْوان بنی‌امیه به حکومت مکه منصوب شدند یا در زمان ولیدبن عبدالملک (حک : ۸۶ ۹۶)، عمربن عبدالعزیزبن مروان در سالهای ۸۷ تا ۹۳ والی مدینه بود.[۵۸]

از رویدادهای مهم جزیرة ‌العرب در دوره اموی‌، رفتن بزرگان اِباضیه، که از خوارج بودند،[۵۹] به نواحی شرقی جزیرة ‌العرب و بصره و انتشار عقاید آنان در آنجا بود که پس از جدا شدنشان از عبداللّه بن زبیر در سال ۶۴ روی داد.[۶۰] در همین دوره‌، عبداللّه‌بن زبیر در حجاز قیام کرد که با بیعت اهالی حجاز و تهامه همراه شد. این قیام‌، با لشکرکشی حجاج بن یوسف ثقفی (حاکم اموی‌) به مکه‌، در سال ۷۳ پایان یافت‌.[۶۱] به‌جز وی‌، ابویحیی عبداللّه‌بن یحیی‌بن عمربن اسود کندی‌، از قاضیان اهل حضرموت‌، در ۱۲۸ شورش کرد و به اتفاق فرستادگان اباضی‌، بخشی از جنوب جزیرة ‌العرب را تصرف کرد و صنعا را به پایتختی خود برگزید. اینان در ۱۲۹ به فرماندهی ابوحمزه خارجی‌، از اباضیان بصره‌، مکه را بدون خونریزی‌، و در ۱۳۰ مدینه را پس از جنگ سختی در قُدَید تصرف کردند، اما در نهایت سرکوب شدند.[۶۲]

جزیرة العرب3.jpg

دوره عباسیان

در دوره عباسیان (۱۳۲ـ۶۵۶)، که مرکزیت سیاسی از دمشق به بغداد منتقل شد، جزیرة ‌العرب با آنکه مدتی در اختیار آنان بود، با تحولات گوناگونی روبه‌رو شد. تحولاتی که در حجاز و یمن و قسمتی از مشرق جزیره ‌العرب‌، که کانون توجه عباسیان بود، روی داد اهمیت بیشتری داشته است‌. در ۱۳۴، حکام عباسی اباضیان را که در عمان حکومت مستقلی تشکیل داده بودند، سرکوب کردند و امام آنان را کشتند.[۶۳] با این‌حال‌، اباضیه مجدداً در سده‌های بعد بر عمان مسلط شدند[۶۴] و این تسلط قرنها تداوم یافت‌. در ۱۴۵، عده‌ای از علویان به سرپرستی محمدبن عبداللّه‌بن حسن‌بن حسن‌بن علی‌، ملقب به نفس زکیه‌، در مدینه بر ضد ابوجعفر منصور عباسی قیام کردند که از مهم‌ترین قیامهای سده دوم جزیرة ‌العرب به شمار می‌رود.[۶۵] خروج عبدالرحمان احمد در یمن در سال ۲۰۷ و خروج قرمطیان در مشرق جزیرة ‌العرب در ۲۸۶ از مهم‌ترین رویدادهای جزیرة ‌العرب در سده سوم است‌. قرمطیان ابتدا بر بحرین مسلط شدند و حکومت مستقلی تشکیل دادند، سپس در قرن چهارم‌، مکه و بیشتر جزیرة ‌العرب را تصرف کردند، به‌طوری که تنها بخشی از حجاز که در اختیار فاطمیان (حک : ۲۹۷ـ۵۶۷) بود و یمن که بنی‌زیاد در آن بودند، از سیطره آنان خارج بود.[۶۶] مغرب جزیرة ‌العرب را در سده‌های چهارم تا ششم فاطمیان تصرف و اداره کردند.[۶۷] در یمن‌، بنی‌زیاد از اوایل سده سوم حکومتی مستقل به مرکزیت زَبید تشکیل دادند که تا ۴۰۷ ادامه یافت‌. پس از آنان‌، بنونَجاح از ۴۱۲ تا اواسط سده ششم بر جنوب‌غربی جزیرة ‌العرب مسلط شدند.[۶۸] پس از بنونجاح‌، بنومهدی (از ۵۵۳ تا ۵۶۹) حکومت مستقلی در یمن داشتند که ایوبیان آن را از بین بردند. ایوبیان تا اواسط سده هفتم در بخشی از جزیرة ‌العرب باقی ماندند، اما در نهایت بنورسول‌، که تا ۸۵۸ یا ۸۵۹ در یمن حکومت کردند، آنان را به‌ویژه در شهرهای تَعِزّ و زبید سرکوب کردند. پس از بنورسول‌، طاهریان تا ۹۲۲ بر آنجا مسلط شدند.[۶۹] وضع شهر مکه در دوره عباسیان به گونه دیگر بود؛ این شهر را، که تا سال ۳۵۸ مرکز امارتی تابع بغداد بود و نماینده عباسیان بر آن حکومت می‌کرد، از این سال به بعد، حدود هزار سال‌، شرفای مکه اداره کردند.[۷۰]

پس از عباسیان

از لحاظ سیاسی‌، مغرب جزیرة ‌العرب و به خصوص حجاز، پس از دوره عباسیان‌، همچنان کانون توجه حکام و دولت‌ها به‌شمار می‌رفت‌. این قسمت تقریباً از نیمه سده هفتم تا ۷۸۴ در دست حکام مملوکی مصر و پس از آن تا ۹۲۲ در اختیار چرکسهای مصری ــ که حکام محلی یمن نیز از آنان پیروی می‌کردند بود.[۷۱] در ۹۱۷، پرتغالی‌ها بخشی از جنوب و مشرق جزیره ‌العرب را تصرف کردند.[۷۲] در ۹۲۲ و ۹۲۳ عثمانیها با نفوذ در سواحل شرقی جزیره ‌العرب از یک سو و نفوذ در سراسر سواحل غربی که تا باب‌المندب در جنوب امتداد می‌یافت از سوی دیگر، بیشتر جزیره ‌العرب‌، به‌ویژه مناطق مهم آن شامل احساء و یمن و حجاز، را ضمیمه قلمرو خود کردند.[۷۳] در سده‌های بعد، قلمرو عثمانی‌ها در جزیره ‌العرب تا روی کار آمدن وهابیان گسترش یافت‌.

ظهور وهابیت

از اواسط سده دوازدهم به بعد، محمد بن عبدالوهاب (مؤسس مذهب وهابی‌، متوفی ۱۲۰۶) و پیروانش به نشر و تثبیت عقاید خود در جزیرة ‌العرب پرداختند. ابتدا، محمد بن سعود، حکمران شهر دِرعیه در مشرق جزیره ‌العرب‌، و اهالی درعیه و سپس مردم وادی حنیفه و اهالی نجد از محمدبن عبدالوهاب پیروی کردند و بدین‌ترتیب‌، وهابیان بر قسمتی از مشرق جزیره ‌العرب مسلط شدند.[۷۴] به‌دنبال آن‌، وهابیان که با تهدید و جنگ و کشتار به انتشار عقاید خود می‌پرداختند، قلمرو خود را گسترش دادند، به‌طوری که تا ۱۲۱۸، به‌جز مکه و مدینه و جدّه و بخشی از سواحل غربی‌، تقریباً سراسر جزیره ‌العرب را تصرف کردند.[۷۵] هجوم وهابیها به حدی بود که به‌جز یمن‌، که از اوایل سده یازدهم تا اواسط سده سیزدهم در اختیار زیدیه و تقریباً در آرامش بود،[۷۶] بسیاری از نواحی جزیره ‌العرب در سده سیزدهم محل درگیری‌های متعدد میان وهابیان و عثمانی‌ها یا حکام محلی شد. برای مثال‌، وهابیان با شرفای مکه در سالهای ۱۲۰۵ تا ۱۲۲۰ بیش از پنجاه بار جنگیدند[۷۷] یا محمدعلی پاشا و ابراهیم‌پاشا از سال ۱۲۲۶ تا ۱۲۳۴ بارها در قسمت‌های مختلف جزیرة ‌العرب با وهابی‌ها مقابله کردند و محمدعلی پاشا ضمن آن که در سال ۱۲۲۸ مکه و مدینه را در اختیار گرفت‌، مدتی بر حجاز امارت داشت‌.[۷۸]

ایجاد کشور عربستان سعودی

نوشتار اصلی: عربستان سعودی

سعودی‌ها ابتدا نجد و احساء و سپس شمال جزیره ‌العرب (مناطق جبل شَمَّر، حائل و تیماء) و پس از آن عسیر، حجاز و ربع‌الخالی را تصرف و سرانجام در ۱۳۱۱ ش‌/۱۹۳۲ کشور عربستان سعودی را ایجاد کردند.

پس از تشکیل کشور عربستان سعودی و افزایش قدرت سعودی‌ها در مناطق داخلی جزیرة ‌العرب‌، مرزهای جدیدی در این سرزمین ایجاد شد (مانند مرز عربستان سعودی و یمن که پس از پیمان طائف در ۱۳۱۵ ش‌/ ۱۹۳۶ تثبیت شد)[۷۹] و به‌تدریج کشورهای کنونی جزیرة ‌العرب شکل گرفتند.

پانویس

  1. برای نمونه ر.ک: ابن‌حائک‌، ۱۴۰۳؛ حمزه‌، ۱۳۸۸؛ وهبه‌، ۱۳۷۵؛ کحّاله‌، ۱۳۸۴
  2. ابن‌حائک‌، ۱۴۰۳، ص۸۴؛ یاقوت حموی‌، ذیل مادّه‌
  3. ر.ک: اصمعی‌، مقدمه آل‌یاسین‌، ص ک‌
  4. ر.ک: قدوره‌، ص۱۱
  5. ص ۶، نیز ر.ک: ص۵، پانویس ۱
  6. جوادعلی‌، ج ۱، ص۱۴۳؛ برای اطلاع بیشتر درباره حدود جزیرة ‌العرب رجوع کنید به کحّاله‌، ص۵ ۷؛ حمزه‌، ص۱۱ـ۱۳
  7. جوادعلی‌، ج ۱، ص۱۴۴
  8. گیتاشناسی نوین کشورها، ص۱۱۹، ۲۹۹، ۳۰۱، ۳۲۸، ۳۵۹، ۴۷۳
  9. ر.ک: یاقوت حموی‌، ذیل مادّه‌؛ قدوره‌، ص۱۳
  10. ر.ک: فرهنگ جدید جغرافیایی وبستر، ذیل "Arabian Peninsula"
  11. ر.ک: ابن‌خرداذبه‌، ص۱۲۵ـ۱۳۲، ۱۳۴ـ۱۳۶، ۱۴۶ـ ۱۵۱
  12. ص ۲۲
  13. البلدان‌، ص۳۱۱ـ۳۱۲، ۳۱۷
  14. ص ۱۷۷ـ ۱۸۴
  15. نیز ر.ک: جوادعلی‌، ج ۷، ص۳۳۱ـ ۳۶۴؛ مهران‌، ص۱۳۳ـ۱۳۶
  16. برای مثال ر.ک: اطلس المملکة العربیة السعودیة، ص۴۸
  17. ر.ک: اطلس المملکة العربیة السعودیة، ص‌۸۰
  18. قدوره‌، ص۱۲ـ۱۳؛ قلقشندی‌، ج ۴، ص۲۴۷ـ۲۴۸، ج ۵، ص۱۶؛ حتّی‌، ص۱۸ـ۲۰؛ برای اطلاع بیشتر درباره پوشش گیاهی و جانوران جزیرة ‌العرب رجوع کنید به کحّاله‌، ص۲۵ـ۲۶؛ برّو، ص۳۵ـ۳۷؛ درباره جغرافیای طبیعی جزیرة ‌العرب رجوع کنید به د. اسلام‌، چاپ دوم‌، ج ۱، ص۵۳۴ - ۵۳۹
  19. احیدب‌، ص‌۵۳۱
  20. احیدب‌، ص۵۳۲؛ نیز رجوع کنید به واین‌، ص۱۷۳ـ۱۷۴
  21. احیدب‌، ص۵۳۵ ۵۳۶
  22. جوادعلی‌، ج ۱، ص۱۶۳ـ۱۶۷؛ کحّاله‌، ص۳۹
  23. ص ۱۵۵
  24. ابن‌رسته‌، ص۹۶؛ مقدسی‌، ص۵۹ـ۶۰؛ ابن‌خلدون‌، ج ۱، ص۱۰۴ـ۱۰۵
  25. ر.ک: دینوری‌، ص۳؛ حتّی‌، ص۳ـ۴
  26. مثلاً درباره قوم عاد رجوع کنید به اعراف‌: ۶۵ـ۷۲، هود: ۵۰ـ۶۰؛ در باره ثمود رجوع کنید به اعراف‌: ۷۳ـ۸۴، هود: ۶۱ ۶۸؛ در باره سبأ رجوع کنید به سبأ: ۱۵ـ ۱۹
  27. ر.ک: دینوری‌، همانجا؛ طبری‌، ج ۱، ص۶۲۶؛ بکری‌، ج ۱، ص۱۴۸ـ ۱۵۰)
  28. در مقابل عرب باقیه که اخلافشان تا امروز باقی مانده‌اند
  29. در باره عرب بائده و باقیه رجوع کنید به ابن‌سعید مغربی‌، ج ۱، ص۴۵ـ۸۴؛ سعد زغلول‌، ص۱۰۷ـ ۲۰۰؛ مهران‌، ص۱۵۵ـ۱۹۴
  30. ابوخلیل‌، ۱۴۲۳ الف‌، ص۵؛ حتّی‌، ص‌۱۰ـ۱۱
  31. دینوری‌، ص۷؛ حمزه‌، ص۲۴۸ـ۲۴۹
  32. ر.ک: طبری‌، ج ۱، ص۳۰۹
  33. حمزه‌، ص۲۵۸ـ۲۵۹
  34. پادشاه حِمْیری جنوب جزیرة ‌العرب‌؛ حک : ۵۱۵ـ۵۲۵ میلادی‌
  35. ابن‌حبیب‌، ص۳۶۸؛ ابن‌حائک‌، ۱۹۳۱، ج ۸، ص۲۹۴؛ دینوری‌، ص۶۱ـ۶۳
  36. مثلاً: آل‌عمران‌: ۱۵۴؛ مائده‌: ۵۰
  37. مانند روم در شمال‌، ایران در شمال و مشرق‌، و حبشه در مغرب‌
  38. ر.ک: دینوری‌، ص۶۲ـ۶۳؛ یعقوبی‌، تاریخ‌، ج ۱، ص۱۹۵ـ۲۰۵
  39. شامی‌، ص۴۷، ۵۴
  40. ر.ک: طبرسی‌، ج‌۱۰، ص۸۲۹
  41. ر.ک: ابوخلیل‌، ۱۴۲۳ الف‌، ص۲۵، ۱۴۲۳ ب‌، ص۱۵۷
  42. جوادعلی‌، ج ۴، ص۲۱۴؛ ضیف‌، ص۶۱ـ۶۲
  43. به نقل آلوسی‌، ج ۲، ص۶۸
  44. ر.ک: جادالمولی و دیگران‌؛ ابوعبیده‌، جاهای متعدد؛ آلوسی‌، ج ۲، ص۶۸ـ۷۵؛ سعد زغلول‌، ص۳۱۱ـ۳۱۹
  45. ر.ک: یعقوبی‌، تاریخ‌، ج ۲، ص۱۵ـ ۱۶؛ ابن‌اثیر، ج ۱، ص۵۸۳ - ۵۸۵
  46. ر.ک: طبری‌، ج ۳، ص۱۵۲ـ۱۵۴
  47. ر.ک: جادالمولی و دیگران‌، صک‌؛ ابراهیم و بجاوی‌، ص۴۷۹ـ۴۸۱
  48. ابن‌قتیبه‌، ص۹۶)
  49. بلاذری‌، ص۹۳، ۱۰۳
  50. همان‌، ص۹۲ـ۹۳، ۱۱۸ـ۱۱۹
  51. ر.ک: به بلاذری‌، ص۱۳۱ـ۱۴۹؛ یعقوبی‌، تاریخ‌، ج ۲، ص۱۳۱ـ۱۳۲؛ ر.ک:ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص۳۴۹ـ۳۸۳
  52. ر.ک: یعقوبی‌، تاریخ‌، ج ۲، ص۱۳۱ـ۱۳۲؛ باوزیر، ص۹۶
  53. ر.ک: بلاذری‌، ص۱۴۹ به بعد
  54. ر.ک: یعقوبی‌، تاریخ‌، ج ۲، ص۱۳۹ـ ۱۶۱
  55. یعقوبی‌، تاریخ‌، ج ۲، ص۱۵۵؛ حتّی‌، ص۱۶۹
  56. یعقوبی‌، تاریخ‌، ج ۲، ص۱۶۱
  57. ر.ک: دینوری‌، ص۱۴۳ـ۱۴۴، ۲۱۶ـ ۲۱۸؛ یعقوبی‌، تاریخ‌، ج ۲، ص۱۷۸ـ۱۸۲
  58. دینوری‌، ص۲۲۷، ۳۲۶؛ ابن‌اثیر، ج ۴، ص۵۲۶ - ۵۲۷
  59. ر.ک: ابن‌رسته‌، ص۲۱۷
  60. ابن‌اثیر، ج ۴، ص۱۶۵ـ ۱۶۸
  61. دینوری‌، ص۲۶۴؛ ابن‌اثیر، ج ۴، ص۳۴۸ـ ۳۵۹
  62. طبری‌، ج ۷، ص۳۴۸، ۳۷۴ـ۳۷۵، ۳۹۳ـ۳۹۵
  63. ر.ک: طبری‌، ج ۷، ص۴۶۲ـ۴۶۴
  64. ر.ک: به ابن‌اثیر، ج ۹، ص۵۶۵
  65. دینوری‌، ص۳۸۵؛ ابن‌اثیر، ج ۵، ص۵۲۹-۵۴۳، ۵۵۳- ۵۵۵
  66. ابن‌اثیر، ج ۶، ص۳۸۱، ج ۷، ص۴۹۳ـ۴۹۵، ج ۸، ص۲۰۷؛ صبری‌پاشا، ص۱۰۸ـ۱۱۰؛ ابوخلیل‌، ۱۴۲۳ الف‌، ص۵۶ - ۵۷
  67. صبری‌پاشا، ص۵۹
  68. صبری‌پاشا، ص۱۰۳ـ۱۰۴
  69. صبری‌پاشا، ص۵۹، ۱۰۴ـ۱۰۶؛ ابوخلیل‌، ۱۴۲۳ الف‌، ص‌۶۰ـ۶۱؛ د. اسلام‌، ج ۱، ص۵۵۳
  70. وهبه‌، ص۱۴۸؛ د. اسلام‌، ج ۱، ص۵۵۲
  71. صبری‌پاشا، ص‌۶۰ـ۶۱؛ ابوخلیل‌، ۱۴۲۳ الف‌، ص‌۱۱۰
  72. صبری‌پاشا، ص۱۰۶؛ ابوخلیل‌، ۱۴۲۳ الف‌، ص‌۱۱۰
  73. حمزه‌، ص۳۰۳؛ صبری‌پاشا، ص۱۱۱، مقدمه متولی و مرسی‌، ص۱۶، ۱۸ـ۲۰؛ ابوخلیل‌، ۱۴۲۳ الف‌، ص۱۱۵، ۱۱۸
  74. عثمان‌بن عبداللّه‌، ج ۱، ص۱۱ـ۱۵؛ امین‌، ص۳ـ۶
  75. صبری‌پاشا، ص۱۱۲ـ۱۱۷؛ الاطلس التاریخی للمملکة العربیة السعودیة، ص۵۴ -۵۷
  76. ر.ک: حداد، ج ۲، ص۲۱۵ـ۲۳۵
  77. امین‌، ص‌۱۰
  78. عثمان‌بن عبداللّه‌، ج ۱، ص‌۱۶۰ـ۱۶۳؛ مختار، ج ۱، ص۱۱۸ـ۱۸۷؛ صبری‌پاشا، ص۱۱۶
  79. ر.ک: د. اسلام‌، ج ۱، ص۵۳۹

منابع

  • قرآن‌؛
  • محمود شکری آلوسی‌، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب‌، چاپ محمد بهجه اثری‌، بیروت [? ۱۳۱۴ ]؛
  • محمدابوالفضل ابراهیم و علی محمد بجاوی‌، ایام العرب فی الاسلام‌، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛
  • ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۳۸۵ – ۱۳۸۶ / ۱۹۶۵ – ۱۹۶۶، چاپ افست ۱۳۹۹ – ۱۴۰۲ / ۱۹۷۹ – ۱۹۸۲؛
  • ابن‌حائک‌، الاکلیل‌، ج ۸، چاپ انستاس ماری کرملی‌، بغداد ۱۹۳۱؛
  • ابن‌حائک، صفة جزیرة العرب‌، چاپ محمدبن علی أکوع‌، صنعا ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
  • ابن‌حبیب‌، کتاب المحبّر، چاپ ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دکن ۱۳۶۱/۱۹۴۲، چاپ افست بیروت [ بی‌تا. ]؛
  • ابن حوقل، کتاب صورة الارض، چاپ کرامرس، لیدن ۱۹۳۸ – ۱۹۳۹، ۲ج، چاپ افست ۱۹۶۷، ۲ج در یک مجلد؛
  • ابن خرداذبه، کتاب المسالک و الممالک، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۸۹، چاپ افست ۱۹۶۷؛
  • ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، المسمّی بدیوان المبتدا و الخبر، چاپ خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت ۱۴۰۸ / ۱۹۸۸؛
  • ابن رسته، کتاب الاعلاق النفیسة، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۸۲، چاپ افست ۱۹۶۷؛
  • ابن‌سعید مغربی‌، نشوة الطرب فی‌تاریخ جاهلیة العرب‌، چاپ نصرت عبدالرحمان‌، عمان ۱۴۰۲/۱۹۸۲؛
  • ابن‌فقیه‌؛ ابن‌قتیبه‌، المعارف، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛
  • شوقی ابوخلیل‌، اطلس التاریخ العربی الاسلامی‌، بیروت ۱۴۲۳ الف‌؛
  • شوقی ابوخلیل‌، اطلس القرآن‌: اماکن‌، اقوام‌، اعلام‌، بیروت ۱۴۲۳ ب‌؛
  • معمربن مثنی ابوعبیده‌، کتاب ایام‌العرب قبل‌الاسلام‌، چاپ عادل جاسم بیاتی‌، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛
  • ابراهیم احیدب‌، «المناخ»، در الموسوعة الجغرافیة للعالم الاسلامی‌، ج ۳، قسم ۱، ریاض‌: وزارة التعالیم العالی‌، ۱۴۱۹/ ۱۹۹۹؛
  • ابراهیم بن محمد اصطخری، کتاب مسالک الممالک، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۷۰، چاپ افست ۱۹۲۷، ۱۹۶۷؛
  • حسن‌بن عبداللّه اصفهانی‌، بلاد العرب‌، چاپ حمد جاسر و صالح‌علی‌، ریاض ۱۳۸۸/۱۹۶۸؛
  • عبدالملک‌بن قریب اصمعی‌، تاریخ العرب قبل الاسلام‌، چاپ محمدحسن آل‌یاسین‌، بغداد ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹؛
  • الاطلس التاریخی للمملکة العربیة السعودیة ریاض‌: دارة الملک عبدالعزیز، ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛
  • اطلس المملکة العربیة السعودیة، ریاض‌: وزارة التعلیم العالی‌، ۱۴۲۰/۲۰۰۰؛
  • سعید افغانی‌، اسواق العرب فی الجاهلیة و الاسلام‌، قاهره ۱۴۱۳/۱۹۹۳؛
  • محسن امین‌، کشف الارتیاب‌، تهران ۱۳۴۷؛
  • سعید عوض باوزیر، معالم تاریخ الجزیرة العربیة، عدن ۱۳۸۵/۱۹۶۶؛
  • توفیق برّو، تاریخ العرب القدیم‌، دمشق ۱۹۸۲، چاپ افست ۱۹۸۸؛
  • عبداللّه‌بن عبدالعزیز بکری‌، کتاب المسالک و الممالک‌، چاپ ادریان فان لیوفن و اندری فری‌، تونس ۱۹۹۲؛
  • احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، چاپ عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع، بیروت ۱۴۰۷ / ۱۹۸۷؛
  • ژان‌ژاک بربی‌، جزیرة ‌العرب‌، ترجمة نجدة هاجر و سعید غز، قاهره ۱۴۲۱/۲۰۰۱؛
  • محمداحمد جادالمولی‌، علی‌محمد بجاوی‌، و محمدابوالفضل ابراهیم‌، ایام العرب فی الجاهلیة، [ دمشق ] ۱۳۶۱/۱۹۴۲؛
  • عبداللّه جرافی یمنی‌، المقطتف فی تاریخ الیمن‌، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛
  • جوادعلی‌، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام‌، بیروت ۱۹۷۶ـ ۱۹۷۸؛
  • محمدیحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی‌، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶؛
  • حدود العالم من المشرق الی المغرب، چاپ منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۰ش، ۱۳۶۲ش؛
  • ابراهیم‌بن اسحاق حربی‌، کتاب المناسک و اماکن طرق الحج و معالم الجزیرة، چاپ حمد جاسر، ریاض ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛
  • فؤاد حمزه‌، قلب جزیرة ‌العرب‌، ریاض ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸؛
  • یوسف قزما خوری‌، «جزیره ‌العرب‌: معادنها، حیوانها، اثمارها، نباتها، کما ذکرها الجغرافیون العرب»، الابحاث‌، ج ۲۱،ش ۱ (مارس ۱۹۶۸)؛
  • برهان‌الدین دلّو، جزیرة ‌العرب قبل الاسلام‌: التاریخ الاقتصادی‌، الاجتماعی‌، الثقافی و السیاسی‌، بیروت ۱۹۸۹؛
  • محمدبن ابی‌طالب دمشقی‌، کتاب نخبة ‌الدهر فی عجائب البر و البحر، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛
  • احمدبن داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، چاپ عبدالمنعم عامر، مصر [ ۱۳۷۹/۱۹۵۹ ]، چاپ افست بغداد [ بی‌تا. ]؛
  • الرحلات الی شبه‌الجزیرة العربیة، ریاض‌: دارة ‌الملک عبدالعزیز، ۱۴۲۴؛
  • جرجی زیدان‌، العرب قبل الاسلام‌، بیروت‌: منشوراتدار مکتبة الحیاة، [ بی‌تا. ]؛
  • سعدزغلول عبدالحمید، فی تاریخ العرب قبل الاسلام‌، بیروت ۱۹۷۶؛
  • میشل شاتولوس‌، «تاریخچه مختصر نفت در شبه‌جزیره عربستان»، در شبه‌جزیره عربستان در عصر حاضر، زیر نظر پل بون آنفان‌، ترجمه اسداللّه علوی‌، ج ۱، مشهد ۱۳۷۸ ش‌؛
  • فاطمه قدوره شامی‌، تطور تاریخ العرب‌: السیاسی و الحضاری‌، من العصر الجاهلی الی العصر الاموی‌، بیروت ۱۹۹۷؛
  • ایوب صبری‌پاشا، مرآة جزیرة ‌العرب‌، ترجمه و تعلیق احمد فؤاد متولی و صفصافی احمد مرسی‌، قاهره ۱۴۱۹/۱۹۹۹؛
  • شوقی ضیف‌، العصر الجاهلی‌، قاهره [ ۱۹۷۷ ]؛
  • محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت ۱۳۹۰ – ۱۳۹۴ / ۱۹۷۱ – ۱۹۷۴، ۲۰ ج؛
  • فضل بن حسن الطبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸ / ۱۹۸۸، ۱۰ جلد در ۵ مجلد؛
  • محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷، ۱۱ ج؛
  • عبدالعزیز صالح‌، تاریخ شبه‌الجزیرة العربیة فی عصورها القدیمة‌، قاهره ۱۹۸۸؛
  • عثمان‌بن عبداللّه‌، عنوان المجد فی تاریخ نجد، ریاض‌: مکتبة الریاض الحدیثة‌، [ بی‌تا. ]؛
  • فیلیپ فارژ، «وضعیت جمعیتی کشورهای شبه‌جزیره عربستان»، در شبه‌جزیره عربستان در عصر حاضر، همان‌؛ زاهیه قدوره‌، شبه‌الجزیرة العربیة : کیاناتها السیاسیة‌، بیروت‌: دارالنهضة العربیة‌، [ بی‌تا. ]؛
  • قلقشندی‌؛ عمررضا کحّاله‌، جغرافیه شبه جزیرة ‌العرب‌، چاپ احمدعلی‌، مکه ۱۳۸۴/۱۹۶۴؛
  • گیتاشناسی نوین کشورها، گردآوری و ترجمه ‌عباس جعفری‌، تهران‌: گیتاشناسی‌، ۱۳۸۲ ش‌؛
  • صلاح‌الدین مختار، تاریخ المملکة العربیة السعودیة فی ماضیها و حاضرها، بیروت‌: دارمکتبة الحیاة، [ بی‌تا. ]؛
  • علی بن حسین مسعودی، کتاب التنبیه و الاشراف، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۸۴، چاپ افست ۱۹۶۷؛
  • محمد بن احمد مقدسی، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۷۷، چاپ افست ۱۹۶۷؛
  • موسوعة اسماء الاماکن فی المملکة العربیة السعودیة، ریاض‌: داره ‌الملک عبدالعزیز، ۱۴۲۴/۲۰۰۳؛
  • محمد بیومی مهران‌، دراسات فی تاریخ العرب القدیم، اسکندریه‌: دارالمعرفة الجامعیة، [بی‌تا. ]؛
  • ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی‌، چاپ محمد دبیرسیاقی‌، تهران ۱۳۶۳ ش‌؛
  • محمد مبروک نافع‌، عصر ماقبل الاسلام، مصر ۱۹۵۲؛
  • پیتر واین‌، تراث عمان‌، لندن ۱۹۹۵؛
  • حافظ وهبه‌، جزیرة ‌العرب فی القرن العشرین‌، قاهره [? ۱۳۷۵/۱۹۵۶]؛
  • یاقوت حموی، کتاب معجم البلدان، چاپ فردیناند ووستفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶ – ۱۸۷۳، ۶ ج، چاپ افست تهران ۱۹۶۵؛
  • احمد بن اسحاق یعقوبی، کتاب البلدان، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۸۲، چاپ افست ۱۹۶۷؛
  • احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت:‌دار صادر، [بی‌تا.]، ۲ ج، چاپ افست قم [بی‌تا.]؛
  • John Lewis Burckhardt, Travels in Arabia, London [1829?], repr. Beirut 1972; El2, s.v. "A l- ـ Arab-Djazirat al- ـ Arab" (by G. Rentz);
  • Philip Hitti, History of the Arabs: from the earliest times to the present, London 1985; Carsten Niebuhr, Beschrebung von Arabien, Graz 1969;
  • Webster's new geographical dictionary, Springfield, Mass. 1988.

پیوند به بیرون