مقاله قابل قبول
پیوند کم
رده ناقص
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ارزیابی نشده
نیازمند خلاصه‌سازی

علویان (ترکیه)

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
علویان ترکیه
پراکندگی علویان ترکیه.jpg
نقشه پراکندگی جمعیتی علویان ترکیه
اطلاعات کلی
قدمت همزمان با حمله مغول
گستره جغرافیایی ترکیه، کشوره‌های حوزه بالکان،‌ آلمان
شهرهای مهم تونجلی، توکات، سیواس (شرق ترکیه)
حوادث مهم قتل‌عام آنان توسط عثمانی در دوره صفویه
علل پیدایش حمله مغول و مهاجرت به ترکیه
نام‌های دیگر علویان آناتولی
اطلاعات دینی
از شاخه‌های شیعه اثناعشری
باورها اختلاف درباره غالی بودن آنها
آئین‌ها برگزاری مراسم تاسوعا و عاشورا، آیین جم
وضعیت کنونی
وضعیت فعال
تعداد پیروان حدود ۲۳ میلیون نفر
عزاداری شیعیان جعفری و علوی در روز عاشورا؛ استانبول میدان هالکالی

علویان ترکیه یا علویان آناتولی، یکی از گروه‌های منسوب به شیعه در ترکیه که از حیث اعتقادات، شیعه اثنی عشری‌اند، اما به سبب تأثیرپذیری از عقاید باطنی و فاصله‌گرفتن از فقه جعفری، در مرحله عمل از اثنی عشری دور افتاده‎‏اند. بر اساس برخی نظریه‌ها، نام علوی حدود ۲۵۰ سال پیش توسط عثمانی‎ها بر علویان ترکیه نهاده شد تا آنان را از شیعیان جدا کنند. به سبب آنکه خاستگاه علویان در آناتولی (نام تاریخی قسمت آسیایی ترکیه) بوده است، در برخی موارد به آنان علویان آناتولی نیز گفته می‎شود. بر اساس برخی آمارها علویان حدود ۳۰ درصد جمعیت ترکیه را تشکیل می‎دهند.

ماهیت علویان

در برخی منابع، علویان ترکیه اینگونه تعریف شده است: «علوی کسی است که کلمه لااله الا الله، محمد رسول الله، علیاً ولی الله را به صورت قلبی، قولی و عملی تصدیق کرده و عملش را به مقتضای این کلمه انجام می‎دهد». در تعریفی که یکی از نویسندگان علوی از علویان ترکیه نموده آمده است: «کسی که محکم از حبل الله (قرآن کریم) و چهارده معصوم تمسک کند و از نور محمد(ص) و علی(ع) بهره برد و کلمه لااله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله را تصدیق کرده، عملش را به مقتضای این کلمه انجام دهد».

تاریخچه علویان

گزارش های تاریخی، پیشینه علویان آناتولی را به دو دوره تقسیم کردند: دوره پیش از حکومت عثمانی و دوره پس از امپراطوری عثمانی.

علویان آناتولی پیش از حکومت عثمانی

پس از حمله مغول، ترکمن‌های ساکن در آسیای میانه به آناتولی (ترکیه امروزی) هجرت کردند که در میان آنان پیروان اهل‌بیت و علی (ع) نیز بودند. آنان که آگاهی چندانی از شریعت و فقه اسلام نداشتند، با اثرپذیری از تصوفی که در آن سرزمین رواج داشت، بکتاشی گری و علوی‌گری امروز ترکیه را بنیان نهادند.

این گروه بیشتر شامل مهاجرانی می‎شد که پیش از مهاجرتشان به اراضی آناتولی، در خراسان ایران سکونت داشتند. در مقابل، گروه دیگری نیز از ترک‌های آسیای میانه بودند که به آناتولی هجرت کردند. این گروه با عباسیان روابط نزدیکی داشتند و به همین سبب، مذهب اهل‎سنت در بین آنان رواج پیدا کرد.از سوی دیگر پس از فروپاشی حکومت آل بویه، جمعی از علویانی که در حکومت ایشان می‌زیستند، از قرن ۱۰ میلادی به بعد به سوریه و جمعی دیگر نیز به سواحل دریای مدیترانه مهاجرت کردند. علویان که در دوره کنونی در شهرهای آنتاکیا، آدانا، مرسین و دیگر سواحل دریای مدیترانه زندگی می‎کنند، از نسل همان علویانی هستند که پس از دوره آل بویه به سوریه مهاجرت کرده بودند که به آنان علویان سوریه گفته می‎شود.[۱]

علویان در دوره حکومت عثمانی

عثمانی‎ها برای تقویت حکومت خود و برای وحدت بخشیدن به جامعه‎ای که از اقوام متنوع و مذاهب متعددی تشکیل شده بود، به رهبران صوفی که از نفوذ بالایی در میان مردم برخوردار بودند، متوسل شدند.[۲] در همین راستا آنان روابط گرمی با پیروان علویان بکتاشیه و دراویش این فرقه که در آن دوره تنها مکتب صوفی‏‎گرایانه‎ای بیش نبود، برقرار کردند. این روابط به گونه‎ای بود که طبق برخی گزارش‎ها، هسته اصلی ارتش عثمانی‎ با نام قشون «ینی‎چری»، در سال ۱۳۶۳ میلادی در خانقاه بکتاشیه بنیان نهاده شد.[۳][۴]

از سوی دیگر گروهی از علویان غیر بکتاشی به طریقت شیخ صفی الدین اردبیلی ـ که در قرن ۱۳ میلادی در اردبیل شکل گرفته بود ـ علاقه‎مند شدند. این علاقه تا بدانجا رسید که در قرن ۱۵ میلادی مذهب علوی در آناتولی به شدت رواج یافت. گسترش علوی‎گری در قلمرو حکومت عثمانی همزمان با ظهور صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی در تبریز، زنگ خطری برای دولت عثمانی بود. به این دلیل که علویان آناتولی به سبب ارتباط قلبی با شیخ صفی‎الدین اردبیلی و صفویان، رؤیای تشکیل دولت علوی را در سر می‎گذراندند. این رؤیا با اعلام حکومت صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی توسط شاه اسماعیل صفوی در تبریز به حقیقت به پیوست.[۵]


بایزید دوم سلطان وقت عثمانی در ابتدا برای کاهش نفوذ و محبوبیت شاه اسماعیل و دراویش اردبیل در میان مردم، سیاست تطمیع و تهدید را در پیش گرفت؛ از یک سو برای جذب آنان به احیاء خانقاه‎ها و مقابر بزرگان اهل سنت پرداخت و از سویی دیگر علویانی را که برای زیارت شیخ صفی‎الدین اردبیلی به ایران می‎رفتند، مجازات نموده و آنان را به کرن و مدان (یونان) تبعید می‎کرد. حکومت عثمانی با این اقدامات نشان داد که دولتی سنی مذهب است.[۶]


بایزید دوم در راستای سیاست سنی‎گرایی، از گسترش طریقت بکتاشیه با محوریت بالم سلطان برای جلوگیری از نفوذ صفویان حمایت کرد. بدین منظور در سال ۱۴۹۲میلادی بالم سلطان را از آلبانی به شهر نَوشهر، محل زندگی و دفن حاج بکتاش ولی آورد و قبه‎ای بر فراز قبر حاج بکتاش ولی ساخت و در کنار آن خانقاهی برای بالم سلطان بنا کرد.[۷] با این سیاست عثمانی‎ها، بکتاشی‎هایی که شاخه پرجمعیت علویان بودند، تا سال ۱۸۰۰ میلادی زیر نظر و با کمک‎های دولت عثمانی به راحتی زندگی کردند و در مقابل شاخه‎ای از علویان که پیرو مکتب صفی الدین اردبیلی بوده و به شاه اسماعیل صفوی به عنوان رهبر دینی می‎نگریستند، همیشه در ظلم و تبعید بودند.[نیازمند منبع]


فشارهای دولت عثمانی علیه این شاخه از علویان در دوره سلطان سلیم همزمان با جنگ چالدران میان عثمانی‎ها و صفویان در سال ۱۵۱۴ میلادی که به شکست صفویان منجر شد، به اوج خود رسید. برخی از گزارش‎ها از صدور فتوای شیخ‎الاسلام ابن‎کمال پاشا، فقیه عثمانی و نظریه‎پرداز جنگ مذهبی چالدران، علیه علویان و به دنبال آن قتل‎عام ۴۰ هزار علوی، پیش از برپایی جنگ توسط دولت عثمانی خبر داده‎اند که فارغ از صحت و سقم آمار آن، نشان از برخورد شدید سلطان عثمانی نسبت به علویان دارد.[۸]

گزارش‎های تاریخی از وخامت اوضاع علویان غیربکتاشی پس از شکست حکومت صفوی تا دوره سقوط دولت عثمانی، خبر داده‎اند. طبق گزارش‎های نویسندگان علوی، عثمانی‎ها با فتوای افراطی و ضد‎ شیعی ابن کمال پاشا علویانِ غیر بکتاشی یا قزلباش‎ها کافر، رافضی و زندیق خوانده شدند.[۹]


وخامت اوضاع به حدی بود که حتی به دست گرفتن قرآن برای علویان ممنوع بود و کسی که به علوی قرآن می‎فروخت، گناه بزرگی مرتکب می‎شد. علویان برای گرفتن قرآن از دوستان مسیحی و یهودی خود می‎خواستند که برای آنان قرآن بیاورند. آنان از برگزاری مراسم عبادی و هرگونه اجتماع دینی در مسجد، خانقاه و هرجای دیگر منع شده و در صورت برپایی آن تبعید یا کشته می‎شدند. این گروه شیعی نمی‎توانستند به مدارس رفته یا محل‎های مشخصی را برای تعلیم و انتقال آموزه‎های دینی به نسل بعد تأسیس کنند. همچنین فرار آنان به مناطق صعب الوصول کوهستانی و جنگلی و در سکونت در آن مناطق از ترس قتل‎عام شدن، امکان ارتباط فرهنگی آنان با مراکز شیعی را غیر ممکن کرده بود.

این مسأله موجب شد وجود عالمان دینی در میان آنان اندک شده و عموم علویان از دانش دینی بهره کافی نداشته باشند در نتیجه آنان به باطنی‌گری و آموزش سینه به سینه روی‎ آوردند. در نتیجه این اقدامات، جایگاه اجتماعی و اقتصادی علویان ضعیف شد و از نظر فرهنگی نیز فشارهای عثمانی‎ها، انزوای قهری علویان غیربکتاشی را به مدت چند قرن و تا تأسیس حکومت جمهوری در ترکیه به دنبال داشت.[۱۰]

ساختار نژادی

علویان ترکیه از لحاظ نژادی به سه گروه تقسیم می‎شوند که عبارتند از ترکمن‌ها، کردها و زازاها.

ترکمن

بیشترین نژاد علویان را ترکمن‎ها به خود اختصاص داده‎اند. ترکمن‎ها شاخه‎ای از نژاد ترک هستند که به لحاظ تاریخی به آنها اغوز می‎گویند. اغوزهایی که از نیمه دوم قرن دهم میلادی به اسلام گرویند، ترکمن نامیده شدند اما آن دسته از آنان که مسلمان نشدند، همچنان به اغوز شهرت دارند.[۱۱] ترکمن‎ها خود سه دسته‎اند:

  • چینی‎ها

این گروه منسوب به شاخه‎ اوچ‎ اوک (به معنای سه تیر) اوغوزها هستند. در کتاب ولایت نامه حاج بکتاش ولی یکی از شخصیت‎های تاریخی علویان، از این گروه سخن به میان آمده است. چینی‎ها در دوران اولیه تسلط سلجوقیان بر آناتولی به این مناطق کوچ کردند. آنها از سوی دولت سلجوقی به عنوان حاکمان مناطق مرزی منصوب شدند. این گروه در اواخر قرن سیزدهم میلادی به دلیل هم عقیده بودن با صفویه و قرابت شدید و هم عقیده بودن با آنان به قزلباش معروف شدند. قزلباش لقبی بود که به سربازان صفویه اطلاق می‎شد. بسیاری از چینی‎ها امروزه در شهرهای گرسون، تیره بولو، گورلو و واقفی کبیر واقع در استان ترابزون در شمال ترکیه زندگی می‎کنند. آنان تحت تأثیر بزرگان اهل سنت و والیان این مناطق، علوی‎گری را رها کرده و به اهل‎سنت گرایش پیدا کردند. البته عده‎ای از چینی‎هایی که در استان بالکسیر واقع در شمال غربی ترکیه زندگی می‎کنند، هویت علوی خود را حفظ کردند.[۱۲]

  • تَخْتَچی‎ها

این گروه از ترکمن‎ها امروزه در مناطق وسیعی از جنوب تا جنوب غربی ترکیه، از ماراش تا کوه‎های توروس و از انتهای کوه‎های توروس تا جنوب دریای اژه (دریایی در امتداد شمال غربی تا جنوب غربی ترکیه) زندگی می‎کنند. تختچی‎ها را می‎توان در مناطق جنگلی شهرهای آدانا، ماراش، ایچل، بوردور، اسپارتا، دنیزلی، موغلا، آیدین، ازمیر، بالیکسر، و تراکیا(بخش اروپایی ترکیه) مشاهده کرد.[۱۳]

  • بیدی‎ها

این گروه از شاخه بوزوک ترکمن‎ها هستند که در تأسیس حکومت صفوی سهیم بودند. در دوران کنونی، علویانی که در میانه آناتولی زندگی می‎کنند، به بیدی‎ها منسوب هستند. شهرهای آنکارا، توکات، کرشهیر، قیصری، نوشهیر و توابع آن محل سکونت این دسته از علویان ترکمن است.[۱۴]

کردها

برخی محققان استانبولی معتقدند، یک سوم کردهای ساکن در ترکیه، علوی هستند. کردهای علوی به صورت پراکنده در شهرهای بینگول، تونجلی، ارزنجان، سیواس، یوزگات، الازغ، مالاتیا، قهرمان ماراش و قیصری زندگی می‎کنند.[۱۵]

زازاها

زازاها یکی از نژاد علویان را تشکیل می‎دهند. زبان آنها شباهت زیادی به زبان کردی و حتی لری دارد. تقریبا نیمی از زازاها سنی و نیمی دیگر علوی هستند. زازاهای علوی در مناطقی از کوه‎های مونزور در شمال ترکیه، مرکز شهر ارزنجان و شهر ارزروم زندگی می‎کنند.[۱۶]

علویان نصیریه (عرب‎ها)

در ترکیه گروهی دیگر از علویان وجود دارند که دارای نژاد عرب هستند. آنها در جنوب ترکیه و در مناطق مرزی با سوریه در شهرهای حاتای و آدانا زندگی می‎کنند. این گروه همان علویان سوریه یا نصیریه هستند و ارتباطی با علویان ترکیه که به علویان آناتولی نیز مشهورند ندارند.[۱۷] علویان عرب‎ نسبت به علویان ترکیه از جمعیت کمتری برخوردارند. برگزاری مراسم عید غدیر در شهر حاتای با حضور هزاران نفر، به عنوان یکی از مهم‎ترین و باشکوه‎ترین مراسم علویان به شمار می‎رود. در این مراسم مفتی‎های اهل سنت و مسئولان دولتی نیز شرکت می‎کنند.[۱۸]

جمعیت و پراکندگی جمعیتی علویان ترکیه

با وجود آنکه هر ده سال یک‎بار در ترکیه سرشماری صورت می‎گیرد، اما به سبب آنکه در سرشماری مذهب، وابستگی دینی و قومی افراد پرسیده نمی‎شود، آمار رسمی و دقیقی درباره جمعیت دقیق علویان ترکیه و درصد جمعیت آنان نسبت به کشور ترکیه وجود دارد. از این رو آمارهای متفاوتی از ناحیه علویان و دیگر شیعه‎پژوهان ارائه می‎شود. برخی آمار علویان را ۳۰ درصد جمعیت کل ترکیه تخمین می‎زنند.[۱۹]

رضا زلیوت از نویسندگان علوی مدعی آن است، یک سوم جمعیت ترکیه را علویان تشکیل داده‎اند. عزالدین دوغان، رئیس اوقاف جمع، معتقد است جمعیت آنان ۲۵ میلیون نفر است. برخی از محققان خارجی نیز بین ده تا بیست درصد را برآورد کرده‎‌اند.[۲۰] فرانسوا توال در کتاب ژئوپلتیک شیعه آمار علویان را در زمانی که جمعیت کل ترکیه ۶۲ میلیون نفر بود، شانزده میلیون نفر اعلام کرده است.[۲۱]

مجمع جهانی اهل بیت (ع) نیز در گزارشی جمیعت علویان را ۲۵ درصد ذکر کرده است.[۲۲] با این وجود دونمز نویسنده کتاب علویان ترکیه اعلام کرده پس از سفرهای متعدد به مناطق علوی نشین ترکیه و ملاقات با بزرگان و شخصیت‎های علوی به این حدس رسیده است که جمعیت علویان ترکیه در حدود ۲۳ میلیون نفر است.[۲۳]

نتایج بررسی دونمز درباره جمعیت علویان ترکیه بر اساس آمار رسمی سال ۱۹۸۵ میلادی که جمعیت ترکیه ۵۰ میلیون نفر اعلام شده بود به صورت جدولی در زیر آمده است.

نام شهر جمعیت کل درصد علویان جمعیت تخمینی علویان نام شهر جمعیت کل درصد علویان جمعیت تخمینی علویان
تونجلی ۱۵۱۹۰۶ ۱۰۰٪ ۱۵۱۹۰۶ سیواس ۷۷۲۲۰۹ ۷۰٪ ۵۴۰۵۴۶
توکات ۶۷۹۰۷۱ ۷۰٪ ۴۷۵۳۴۹ قهرمان ماراش ۸۴۰۴۷۲ ۶۰٪ ۵۰۴۲۸۳
چوروم ۵۹۹۲۰۴ ۶۰٪ ۳۵۹۵۲۲ اسکی شهیر</