خاندان جواهری

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

خاندان جواهری، خاندان علمی شیعی در قرن سیزدهم تا پانزدهم در عراق. سرسلسله این خاندان شیخ محمدحسن نجفی، فقیه مشهور امامی (متوفی ۱۲۶۶)، معروف به صاحب جواهر، است. به سبب اهمیت کتاب مشهور او جواهرالکلام، این خاندان به آل جواهری، آل صاحب جواهر و آل جواهرالکلام مشهور شدند آل محبوبه، ج۲، ص۹۹؛ خاقانی، ج۱۰، ص۱۳۹). تعداد زیادی از فرزندان و نوادگان صاحب جواهر از عالمان، فقیهان و ادیبان عصر خود بودند.

طبقه اول

طبقه اول را فرزندان صاحب جواهر تشکیل می‌دهند. وی هشت پسر داشت که عبارتند از:

۱) محمد، بزرگ‌ترین پسر صاحب جواهر، معروف به حُمَید(قبل از ۱۲۲۵-۱۲۵۰ق.) [۱]. فرزندان او، شیخ حسین و شیخ علی، از عالمان بودند.

۲) عبدالحسین، فرزند صاحب جواهر، از شاگردان پدرش و شیخ مرتضی انصاری، و نزد شیخ انصاری بسیار محترم بود. وی از فقیهان مشهور زمان خود به شمار می‌رفت و به مرجعیت رسید و مقلدانی داشت و در ۱۲۷۳ وفات کرد [۲]

۳) حسین، فرزند صاحب جواهر، ادیب و شاعری توانا و معروف بود. او در ۱۲۷۷ق یا ۱۲۸۰ وفات کرد و در مقبره خانوادگیشان به خاک سپرده شد. از او دیوان شعری برجای مانده است [۳].

۴) عبدعلی(۱۲۶۰-۱۳۱۶ق)[۴].

۵) باقر(قبل از ۱۲۶۰-۱۳۱۷ق)[۵].

۶) حسن(۱۲۶۶-۱۳۰۶ق) [۶] وی از شاگردان خاص آقارضا همدانی بود. [۷]. وی علاوه بر تدریس [۸] آثاری در فقه و اصول دارد. [۹].

۷)ابراهیم

۸) 'موسی
' از شرح احوال این دو پسر صاحب جواهر و فرزندان آنان اطلاعی در دست نیست.

طبقه دوم

  • حسین فرزند محمد، در حدود ۱۲۴۵ در نجف به دنیا آمد و نزد فقیهان بزرگ آن روزگار، شیخ مرتضی انصاری، سیدحسین کوهکمَری و سیدمحمدحسن شیرازی درس خواند. وی در ۱۲۹۰ درگذشت [۱۰]
  • علی فرزند محمد، مشهور به عَلّاوی. وی با از دست دادن پدرش در کودکی، تحت سرپرستی جدّش، صاحب جواهر، قرار گرفت و بسیار مورد اعتماد او بود [۱۱]. علی مدتی از درس شیخ انصاری بهره برد، ولی بیشتر نزد سیدحسین کوه‌کمری درس خواند و علاوه بر آنکه از او اجازه روایت داشت، شاگرد خاص و وصی او بود و تصدی امور او را پس از وفاتش برعهده گرفت. پس از اتمام تحصیلات، به تدریس فقه و از جمله کتاب جواهرالکلام جدّش پرداخت. عبداللّه مامَقانی (فقیه و رجالی، متوفی ۱۳۱۱ ش) از او اجازه روایت داشت [۱۲]. علاّوی علاوه بر تعلیم و تعلم، به اقامه جماعت نیز اشتغال داشت. وی کلامی نافذ داشت و در فیصله دادن به خصومات و دعاوی توانا و محل مراجعه و اعتماد مردم بود. وی در ۱۳۱۷ در نجف وفات کرد و در مقبره خاندان جواهری به خاک سپرده شد. از او تألیفاتی در فقه و اصول برجای مانده است [۱۳]. دو تن از فرزندان او، عباس و جواد، از عالمان معروف بودند.
  • احمد، فرزند عبدالحسین، از شاگردان عبدالحسین طُرَیحی، محمدحسین کاظمی و حاج آقارضا همدانی بود [۱۴]. محمد حسن کبَّه (فقیه و شاعر، متوفی ۱۳۳۶) از شاگردان اوست [۱۵]. وی در ۱۳۰۲ وفات کرد. دیوان شعر و چند رساله فقهی از او برجای مانده است [۱۶].
  • شریف فرزند عبدالحسین، فقه را نزد میرزای شیرازی، میرزاحسین خلیلی تهرانی و محمد حسین کاظمی فراگرفت و از کاظمی اجازه روایت داشت. او از شاگردان خاص شیخ محمد هادی تهرانی بود. در نجف به کار خطابه اشتغال داشت [۱۷]. او به هنگام سربازگیری اجباری حکومت عثمانی برای خدمت نظام، عراق را ترک کرد و به ایران آمد و چهار سال در بروجرد ماند و در آنجا از درس سیدمحمود طباطبایی (صاحب المَواهِبُ السِّنِیه، متوفی ۱۳۰۰) بهره برد. سپس به نجف بازگشت و در ۱۳۱۴ در آنجا وفات یافت و در مقبره خانوادگیشان به خاک سپرده شد [۱۸]. از وی دو اثر بر جای مانده است: مقتل ابی عبداللّه الحسین که در ۱۳۳۰ چاپ شده است [۱۹] و مُثیرُالاَحزان فی احوال الائمه الاثنَی عشر امناء الرحمن، در دو جلد، که بارها به چاپ رسیده است [۲۰]. شیخ شریف دو پسر به نامهای محسن و عبدالرسول داشت.
  • عبدالحسین فرزند عبدعلی در ۱۲۸۲ یا ۱۲۸۶ در نجف به دنیا آمد و فقه و اصول را نزد استادان مبرّز میرزاحسین خلیلی تهرانی، آخوند خراسانی، آقارضا همدانی و محمدطه نجف فراگرفت [۲۱]. وی ادیبی متبحر و شاعری توانا بود و نزد عالمان و ادیبان زمان مقبولیت بسیار داشت و مرجعی برای حل مسائل علمی و ادبی به شمار می‌رفت. او در ۱۳۳۵ در نجف وفات یافت و پس از تشییع باشکوهی در مقبره خانوادگیشان دفن گردید. در رثایش اشعار زیادی سرودند [۲۲].
  • صادق فرزند باقر، از شاگردان حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی، آخوند خراسانی، محمدحسین کاظمی و محمدطه نجف بود [۲۳]. وی از فقیهان بزرگ زمان خود به شمار می‌رفت و آیت اللّه سیدمحسن حکیم نزد او درس خوانده بود [۲۴]. شیخ صادق در ۱۳۲۹ وفات کرد [۲۵].
  • علی فرزند باقر در نجف به دنیا آمد و سرپرستی و تربیت او را برادر بزرگش، صادق، برعهده گرفت [۲۶]. وی فقه و اصول را نزد استادان حوزه فراگرفت و در علم رجال از دانش سیدمحمد هندی بهره برد. استادانش به رفعت علم و فضل و اجتهاد وی تصریح نموده‌اند [۲۷]. او از علوم غریبه نیز مطّلع بود[۲۸]. شیخ علی جواهری در نجف حلقه درس تشکیل داد و به سبب احاطه‌اش بر آرای فقیهان متقدم و متأخر، عمق تحقیق، تسلط در تدریس، شیوایی بیان و دقت نظر، از مشهورترین فقهای زمان خود شد و شاگردان فراوانی در حلقه درسش شرکت می‌کردند و برخی از او اجازه روایت نیز گرفتند [۲۹].

شیخ علی جواهری، پس از وفات میرزامحمدتقی شیرازی در ۱۳۳۸، یکی از مراجع تقلید شد و در پی رحلت شیخ الشریعه اصفهانی در ۱۳۳۹، از مراجع تقلید مشهور گشت و مقلدان فراوانی در عراق و دیگر بلاد اسلامی یافت [۳۰]. وی در ۱۳۴۰/ ۱۳۰۱ ش وفات کرد و در مقبره خانوادگیشان دفن شد. در سوک او مجالس متعددی برگزار و در رثایش اشعار بسیاری سروده شد [۳۱]. حاشیه بر عروةالوثقی از آثار اوست [۳۲].

  • عبدالصاحب فرزند حسن در ۱۳۰۰ در نجف متولد شد. وی به تحصیل علوم پرداخت و بیشترین استفاده علمی را از آقاضیاءالدین عراقی (متوفی ۱۳۲۱ ش) برد و از شاگردان خاص و مقرِّر درس او به شمار می‌رفت [۳۳]. وی در تدریس متون درسی فقه و اصول مهارت داشت [۳۴]. سیدضیاءالدین بن محمدعلی بحرالعلوم و جعفر آل محبوبه از شاگردان او بودند [۳۵]. عبدالصاحب در ۱۳۱۲ ش در نجف درگذشت [۳۶]. آثار او عبارت‌اند از: شرحِ تبصره المتعلمین علامه حلّی [۳۷]؛ الاشارات و الدلائل فی ما تقدم و تأخر من الوسائل، درباره تعیین مواردی در کتاب وسائل الشیعه که شیخ حرّعاملی با تعابیر «‌تقدم‌» و «‌تأخر‌» و مانند اینها و بدون ذکر نشانی به احادیث هم مضمون ارجاع داده است. این کتاب در ۱۳۵۶/ ۱۳۱۶ ش چاپ شد [۳۸]. تقریراتِ درس آقاضیاءالدین عراقی درباره مباحث الفاظ و ادله عقلی، و حاشیه بر بعضی کتابهای فقهی نیز از دیگر آثار اوست [۳۹].

طبقه سوم

  • احمد (فرزند حسین فرزند محمد)، از عالمان دینی به شمار می‌رفت. وی قبل از ۱۲۷۰ در نجف به دنیا آمد. دروس عالی فقه و اصول را نزد آخوند خراسانی و سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی خواند. سپس به ایران آمد و پس از هفت سال اقامت در تهران به نجف بازگشت. وی در ۱۳۴۰ ق / ۱۳۰۱ ش در نجف درگذشت [۴۰]
  • عباس (فرزند علی فرزند محمد) قبل از ۱۲۷۷ق در نجف به دنیا آمد و نزد بزرگانی چون شیخ انصاری، شیخ محمدحسین کاظمی، سیدمحمدحسن شیرازی و میرزاحبیب اللّه رشتی درس خواند. وی در فقه و اصول، حدیث، حکمت و فلسفه، ریاضیات و علوم طبیعی تبحر داشت و در ۱۳۱۹ وفات کرد. او آثاری در ریاضیات و علوم طبیعی دارد [۴۱].
  • جواد(فرزند علی فرزند محمد)، که در حدود ۱۲۷۷ در نجف به دنیا آمد از شاگردان شیخ عبداللّه مازندرانی و از عالمان بزرگ نجف به شمار می‌رفت. از کارهای او تعمیر و توسعه مسجد جدّش، صاحب جواهر، بود. وی در ۱۳۵۵/ ۱۳۱۵ ش درگذشت و، پس از تشییعی باشکوه، در مقبره خانوادگیشان به خاک سپرده شد [۴۲]. شیخ جواد، علاوه بر فعالیتهای علمی، به امور سیاسی نیز می‌پرداخت. وی از حامیان نهضت مشروطه در ایران بود [۴۳]. هنگام حمله انگلستان به عراق در ۱۳۳۲/ ۱۹۱۴ و تصرف بصره، او به همراه گروهی از مراجع و علما فتواهایی درباب وجوب جهاد با انگلیس و دفاع از سرزمینهای اسلامی صادر کرد و خود نیز در جنگ حضور یافت [۴۴]. همچنین در ۱۳۳۶، در جریان قیام مردم نجف در برابر انگلیسیان، جزو هیئتی بود که از سوی سیدمحمد کاظم طباطبایی یزدی، مأمور مذاکره با انگلیسیها شده بود [۴۵]. در ۱۳۰۳ ش نیز به نمایندگی از علمای عتبات، که در اعتراض به اقدامات و سیاستهای ملک فیصل (پادشاه عراق) و انگلیسیها به قم رفته بودند، نزد فیصل رفت تا زمینه بازگشت آنان را فراهم سازد[۴۶].
  • محمدحسن (فرزند احمد فرزند عبدالحسین)، در ۱۲۹۳ در نجف به دنیا آمد. نزد آخوند خراسانی و سید محمد کاظم طباطبایی یزدی درس خواند. وی از شاگردان خاص حاج آقارضا همدانی بود و از برخی استادانش نیز اجازه اجتهاد داشت. هوش و فطانت او را ستوده‌اند. او شعر نیز می‌سرود و در ۱۳۳۵ درگذشت [۴۷]. منظومه‌ای در علم کلام، به نام جواهرالکلام و نیز منظومه‌ای در اصول فقه از آثار اوست [۴۸].
  • محسن(فرزند شریف فرزند عبدالحسین)، فقیه و ادیب و شاعر بود. وی در ۱۲۹۵ در نجف به دنیا آمد. از میرزا حسین نائینی و شیخ الشریعه اصفهانی (متوفی ۱۳۳۹) مراتب بالای فقه و اصول را فراگرفت و از میرزای نائینی اجازه اجتهاد گرفت. وی حکمت و کلام را نیز آموخت [۴۹]. برخی از شاگردانش، عبداللّه بن محمدصالح قطیفی، سیدعلی وداعی، علی شرقی (متوفی ۱۳۸۴) و حسین قدیحی بودند [۵۰]. او پس از سفری به بحرین، به خوزستان رفت و در فَلاحیه (شادِگان) سکونت گزید و در آن شهر مقبولیت عام یافت. در جریان جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ـ ۱۹۱۸) و حمله انگلستان به عراق، شیخ محسن در کنار دیگر فقهای عراق، مانند سیدمحمد سعید حَبّوبی ، در جهاد با انگلیس شرکت کرد و مجروح شد. پس از شکست عراق، وی به نجف رفت و پس از مدتی به فلاحیه بازگشت. در ۱۳۰۸ ش به اهواز رفت و به تصدی امور دینی مردم پرداخت. در ۱۳۱۵ ش، به علت بیماری، بر بازگشت به نجف مصمم شد و در بصره وفات یافت. پیکرش را در مراسم باشکوهی تا نجف تشییع کردند و در مقبره خانوادگیشان به خاک سپردند [۵۱]. شیخ محسن جواهری شاعری توانا بوده و اشعار فراوانی سروده است [۵۲]. برخی از آثار او عبارت‌اند از:
  • الفَرائدُ الغَوالی علی شواهد الاَمالی، که شرحی است بر الامالی سیدمرتضی، و جلد ۱ـ۳ آن در سالهای ۱۹۶۶ ـ ۱۹۶۷ در نجف چاپ شده است؛
  • نَهْجُ السّداد فی شرح نجاه العباد؛ حاشیه بر کفایه الاصول؛
  • القلائد الدرر فی امامه الائمه الاثنی عشر؛ تصحیح و شرح دیوان ابن خیاط دمشقی (متوفی ۵۱۷)؛ شرحی بر الشهاب الثاقب، اثر منظوم سیدمحمدباقر طباطبایی حائری (متوفی ۱۳۳۱) درباره اثبات امامت علی (ع) و فرزندان ایشان [۵۳]؛ دیوان شعر که فرزندش، محمدحسن، آن را جمع آوری کرده است؛ و منظومه هایی در علم کلام، تجوید و فقه [۵۴].
  • عبدالرسول (فرزند شریف فرزند عبدالحسین)، در ۱۳۰۱ در نجف به دنیا آمد. فقه و اصول را از قاسم بن حَمود قَسّام، علی بن باقر جواهری، محمدکاظم طباطبایی یزدی، آخوند خراسانی، میرزا حسین نائینی و سیدابوتراب خوانساری فراگرفت [۵۵]. حسین بن مشکور حولاوی (متوفی ۱۳۴۷ ش)، محمدطاهربن عبداللّه آل راضی (متوفی ۱۳۵۹ ش) و سیدضیاءالدین بن محمدعلی بحرالعلوم از شاگردان او بودند [۵۶]. عبدالرسول در ۱۳۴۶ ش وفات کرد و در مقبره خانوادگیشان دفن شد [۵۷]. او کتاب اَنیس الموحدین ملامهدی نراقی (متوفی ۱۲۰۹) را از فارسی به عربی ترجمه کرده است [۵۸].
  • عبدالعزیز(فرزند عبدالحسین فرزند عبدعلی) در ۱۳۰۸/۱۲۶۹ ش در نجف به دنیا آمد. دروس مقدماتی را نزد پدرش خواند و فقه و اصول را از علمای نجف فراگرفت و به تحقیق و تألیف پرداخت، سپس در ایران سکونت گزید. وی به دانشهای گوناگون وقوف داشت و شعر نیز می‌سرود. عبدالعزیز در دانشگاه تهران تدریس می‌کرد و بیش از شصت سال ساکن تهران بود و در ۱۳۶۴ ش در این شهر درگذشت [۵۹]. برخی از تألیفات وی عبارت‌اند از: شرحِ کفایه الاصول، در سه جلد؛ ترجمه مقدمه ابن خلدون به فارسی؛ کتابخانه‌های ایران از ماقبل از اسلام تا عصر حاضر (تهران ۱۳۱۱ ش)؛ آثار الشیعه الامامیه، در بیست جلد، درباره ادوار سیاسی و ادبی، آثار ادبی، تاریخ بلاد و شرح حال افراد نامی شیعه از ابتدای شکل گیری آن تا عصر حاضر که مؤلف برای نگارش آن از کتابخانه‌های ایران، عراق و دیگر کشورها استفاده کرده است. جلد دوم و سوم این کتاب در ۱۳۰۳ ش و ۱۳۰۷ ش در تهران چاپ شده است. جلد چهارم آن را علی جواهرالکلام (از نوادگان دختری صاحب جواهر، متوفی ۱۳۵۵ ش) به فارسی ترجمه کرده که در ۱۳۰۸ ش در تهران به چاپ رسیده است [۶۰]. از دیگر آثار اوست: جواهرالا´ثار، در شش جلد به عربی، که ترجمه منظوم مثنوی مولوی است، جلد اول و دوم آن در ۱۳۳۶ ش و ۱۳۳۷ ش در تهران چاپ شده است؛ تاریخ طهران و ری، در دو جلد (جلد اول چاپ ۱۳۲۵ ش در تهران)؛ دائرةالمعارف الشیعه الامامیه الاثْنَی عَشَریه، که در آن به اَعلام، خاندانها، کتابها و نیز مسائلی که امامیه با فرقه‌های دیگر در آن اختلاف نظر دارند، پرداخته است و شش جلد از آن در فاصله سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۹ ش در تهران چاپ شده است؛ فهرست نسخ خطی کتابخانه معارف (دو جلد، تهران ۱۳۱۳ـ۱۳۱۴ ش) و دیوان شعر [۶۱]. همچنین مقالات بسیاری از عبدالعزیز در نشریات مصر و بیروت به چاپ رسیده است [۶۲].

طبقه چهارم

  • یحیی(فرزند احمد فرزند حسین فرزند محمد) از شاگردان آیت اللّه سیدابوالقاسم خوئی (متوفی ۱۳۷۱ ش) بود و پس از سالها تحصیل و تدریس در ۱۳۵۹ ش در نجف درگذشت. شرح بر کفایه الاصول و چند رساله فقهی از آثار اوست [۶۳].
  • علی(فرزند احمد فرزند حسین فرزند محمد) در ۱۲۸۳ ش در نجف به دنیا آمد. پس از گذراندن دوره مقدماتی علوم دینی نزد پدرش، دروس عالی فقه و اصول را تا ۱۳۱۲ ش نزد عبدالحسین حِلّی، میرزاحسین نائینی، آقاضیاءالدین عراقی و سیدابوالحسن اصفهانی آموخت [۶۴]. وی در این مدت، علاوه بر تحصیل و تدریس، به خوزستان سفر می‌کرد و مجالس تبلیغ و ارشاد برپا می‌داشت [۶۵]. شیخ علی جواهری در ۱۳۱۳ ش، به قصد زیارت مرقد امام رضا علیه‌السلام، از نجف به ایران آمد و سپس به توصیه آیت اللّه حاج آقاحسین بروجردی، که در آن زمان در بروجرد بود، در آن شهر ماندگار شد و علاوه بر بهره بردن از درس وی و شیخ علی محمد بروجردی، خود به تدریس فقه و اصول پرداخت. پس از عزیمت آیت اللّه بروجردی به قم، اداره مدرسه علمیه نوربخش بروجرد را برعهده گرفت. وی از میرزای نائینی، سیدابوالحسن اصفهانی، سیدعبدالهادی شیرازی، سیدحسین بروجردی و سید ابوالقاسم خوئی تصدیق اجتهاد داشت و در سرودن اشعار عربی توانا و مسلط بود [۶۶]. او در ۱۳۷۴ ش در بروجرد وفات کرد و در همانجا به خاک سپرده شد [۶۷]. برخی آثارش عبارت‌اند از: صَک الاَمان فی اعمال شهر رمضان؛ جواهرالعلوم فی الفقه المنظوم، که نظم عربی کتاب عروه الوثقی اثر سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی است؛ تقریرات درس فقه آیت اللّه بروجردی؛ دیوان شعر؛ و رَشَحاتُ الفیوض فی علم العروض [۶۸].
  • هادی(فرزند عباس فرزند علی فرزند محمد) از شاگردان پدرش بود و رساله‌ای در شرح حال او نگاشت. شیخ هادی تا پایان عمر (۱۳۱۳ ش) به تدریس و تحقیق مشغول بود [۶۹]. فرزند او، عبدالامیر، نیز عالمی فاضل و صاحب کتابخانه‌ای غنی از نسخه‌های خطی بود. آقابزرگ طهرانی در تألیف الذریعه و طبقات اعلام الشیعه از این کتابخانه بسیار بهره برده است (عبدالحسین جواهری، ص۱۶؛ نیز رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۱۰، ص۱۹، ج۱۲، ص۸۴، ج۱۳، ص۹۸، ۳۰۹، ج۱۸، ص۳۱). وی در ۱۳۵۴ ش / ۱۹۷۵ در بغداد وفات کرد و در مقبره خانوادگی دفن شد. دلیل الادیب (در ادبیات عربی) از آثار اوست (عبدالحسین جواهرکلام، مصاحبه مورخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۵).
  • محمدحسن (فرزند محسن فرزند شریف فرزند عبدالحسین) در ۱۳۲۷ در نجف به دنیا آمد. ابتدا نزد پدر و عمویش درس خواند و سپس نزد محمدرضا آل یاسین، سیدعبدالهادی شیرازی، سیدمحسن طباطبایی حکیم، شیخ عبدالحسین حلّی و سیدابوالقاسم خوئی به تحصیل پرداخت.وی در ادبیات تبحر داشت و شعر نیز می‌سرود [۷۰]. محمدحسن جواهری خطیب بود و در خوزستان اقامت می‌کرد و مجالس وعظ برپا می‌داشت. وی هنگام رواج مکتبهای الحادی در عراق، برای مقابله با آن، با تعدادی از همفکران خود، در تأسیس جماعةالعلماء فی النجف الاشرف همکاری کرد. در ۱۳۵۹ ش به ایران تبعید شد و در قم سکونت گزید. محمدحسن جواهری در ۱۴۰۸ در قم درگذشت و در صحن حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد [۷۱]. از جمله آثار اوست: شرح قصیده ابن عبدون الحضرمی در سه جلد؛ دیوان شعر؛ تصحیح بشاره المصطفی لشیعه المرتضی، اثر عمادالدین محمدبن ابوالقاسم طبری (متوفی ح ۵۵۴)، که در ۱۳۶۹/ ۱۳۲۹ ش در نجف چاپ شده است؛ و حاشیه بر الفرائد الغوالی فی شرح شواهد الامالی، نوشته پدرش، که هشت جلد آن چاپ شده و هشت جلد دیگر آن مخطوط است [۷۲].
  • محمدتقی(فرزند عبدالرسول فرزند شریف فرزند عبدالحسین)در ۱۳۰۱ ش به دنیا آمد. نزد پدر خود، میرزاباقر زنجانی، سیدمحسن حکیم و سیدابوالقاسم خوئی درس خواند. وی که امام جماعتِ مسجد جواهری نجف بود، از سوی حکومت بعث عراق دستگیر شد و در ۱۳۵۹ ش به شهادت رسید. تألیفات او عبارت‌اند از: مدارک العروه الوثقی؛ غایه المأمول فی علم الاصول؛ درر الجواهر (دیوان شعر)؛ منظومةٌ فی فروع العلم الاجمالی؛ و رسالاتی در فقه و اصول [۷۳].

طبقه پنجم

  • عبدالامیر(فرزند هادی فرزند عباس فرزند علی فرزند محمد) عالمی فاضل و صاحب کتابخانه‌ای غنی از نسخه‌های خطی بود. آقابزرگ طهرانی در تألیف الذریعه و طبقات اعلام الشیعه از این کتابخانه بسیار بهره برده است [۷۴]. وی در ۱۳۵۴ ش / ۱۹۷۵ در بغداد وفات کرد و در مقبره خانوادگی دفن شد. دلیل الادیب (در ادبیات عربی) از آثار اوست [۷۵].

پانویس

  1. آل محبوبه، ج۲، ص۱۰۹ـ۱۱۰؛ خاقانی، همانجا؛ عبدالحسین جواهر کلام، مصاحبه مورخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۵
  2. آل محبوبه، ج۲، ص۱۱۵؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: الکرام البرره، قسم ۲، ص۷۰۹؛ انصاری، ص۳۲۳ـ۳۲۴
  3. آل محبوبه، ج۲، ص۱۰۷؛ برای نمونه اشعار او رجوع کنید به خاقانی، ج۳، ص۱۷۵ـ ۱۷۸
  4. خاقانی، ج۱۰، ص۱۳۹؛ عبدالحسین جواهری، ص۲۳؛ عبدالحسین جواهرکلام، مصاحبه مورخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۵
  5. آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۲، ص۸۶۲؛ عبدالحسین جواهرکلام، مصاحبه مورخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۵
  6. رجوع کنید به حرزالدین، ج۱، ص۲۴۷؛ آل محبوبه، ج۲، ص۱۰۴؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۱، ص۳۹۳
  7. آل محبوبه، ج۲، ص۱۰۵
  8. حرزالدین، ج۱، ص۲۴۷؛ آل محبوبه، ج۲، ص۱۰۵
  9. آل محبوبه، ج۲، ص۱۰۵
  10. رجوع کنید به آل محبوبه، ج۲، ص۱۰۶، ۱۳۶؛ عبدالحسین جواهری، ص۹؛ عبدالحسین جواهرکلام، مصاحبه مورخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۵
  11. حرزالدین، ج۲، ص۱۱۷؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۴، ص۱۵۱۹
  12. مامقانی، ص۲۱۰؛ حرزالدین، ج۲، ص۱۱۷ـ ۱۱۸؛ آل محبوبه، ج۲، ص۱۲۲ـ۱۲۳
  13. حرزالدین، ج۲، ص۱۱۸؛ آل محبوبه، ج۲، ص۱۲۳؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۴، ص۱۵۲۰
  14. امینی ۱۴۱۳، ج۱، ص۳۶۵؛ عبدالحسین جواهری، ص۳
  15. آل محبوبه، ج۲، ص۱۰۱
  16. آل محبوبه، ج۲، ص۱۰۰؛ امینی، ج۱، ص۳۶۵
  17. حرزالدین، ج۱، ص۳۶۱ـ۳۶۲؛ آل محبوبه، ج۲، ص۱۱۰؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۲، ص۸۳۶ ـ۸۳۷
  18. حرزالدین، ج۱، ص۳۶۲؛ آل محبوبه، ج۲، ص۱۱۰ـ ۱۱۱
  19. آقا بزرگ طهرانی، الذریعه، ج۲۲، ص۲۵.
  20. رجوع کنید به آستان قدس رضوی. کتابخانه، ج۵، ص۳۱۲؛ عواد، ۱۹۶۹، ج۲، ص۹۰؛ امینی، ۱۳۸۵، ص۳۰۰؛ مشار، ج۳، ستون ۴۲۱
  21. آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۳، ص۱۰۴۷
  22. آل محبوبه، ج۲، ص۱۱۲ ـ ۱۱۳؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۳، ص۱۰۴۷؛ خاقانی، ج۵، ص۱۶۵ـ۱۶۷؛ برای نمونه نثر و شعر او رجوع کنید به خاقانی، ج۵، ص۱۶۷ـ ۱۹۸
  23. آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۲، ص۸۶۲
  24. آل محبوبه، ج۲، ص۱۱۱؛ محسن امین، ج۹، ص۵۶
  25. آل محبوبه؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۲، ص۸۶۲
  26. آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۲، ص۸۶۲
  27. آل محبوبه، ج۲، ص۱۲۱؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۴، ص۱۳۵۰
  28. آل محبوبه، ج۲، ص۱۲۱؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۴، ص۱۳۵۰
  29. حرزالدین، ج۲، ص۷۱ـ۷۲، ۲۴۶ـ۲۴۷؛ آل محبوبه، ج۲، ص۱۲۰، ۲۷۰، ۲۷۶، ج۳، ص۳۶۶؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۱، ص۳۵۱، ۴۳۱، قسم ۴، ص۱۳۵۰؛ محسن امین، ج۵، ص۲۸۴، ج۶، ص۱۳۱، ج۹، ص۵۶، ۳۳۱؛ مرعشی نجفی، ص۱۰۵ـ۱۰۶
  30. آل محبوبه، ج۲، ص۱۲۰؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۴، ص۱۳۵۰؛ خاقانی، ج۱۰، ص۱۴۱
  31. رجوع کنید به حرزالدین، ج۲، ص۱۳۰؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۴، ص۱۳۵۱
  32. رجوع کنید به حرزالدین، ج۲، ص۱۳۰؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۴، ص۱۳۵۱
  33. آل محبوبه، ج۲، ص۱۱۷؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۳، ص۱۱۲۸؛ آستان قدس رضوی. کتابخانه، ج۵، ص۲۲۶
  34. مشار، ج۳، ستون ۸۵۸
  35. بحرالعلوم، ج۱، ص۱۷۹؛ آل محبوبه، آل محبوبه، ج۲، ص۱۱۷
  36. آل محبوبه، ج۲، ص۱۱۸؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۳، ص۱۱۲۹
  37. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۱۳، ص۱۳۵
  38. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۲، ص۹۵؛ عواد، ۱۹۶۹، ج۲، ص۲۸۰؛ آستان قدس رضوی. کتابخانه، ج۵، ص۲۲۶ـ۲۲۷
  39. آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۳، ص۱۱۲۹
  40. عبدالحسین جواهری، ص۲؛ عبدالحسین جواهرکلام، مصاحبه مورخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۵
  41. آل محبوبه، ج۲، ص۱۱۲؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۳، ص۱۰۰۷؛ امینی، ۱۴۱۳، ج۱، ص۳۶۸؛ عبدالحسین جواهرکلام، مصاحبه مورخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۵
  42. آل محبوبه، ج۲، ص۱۰۲ـ ۱۰۳؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۱، ص۳۳۵؛ عبدالحسین جواهرکلام، مصاحبه مورخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۵
  43. اسدی، ص۵۸ـ۵۹؛ خاقانی، ج۱۰، ص۱۴۲
  44. رجوع کنید به جبوری، ص۴۹ـ۵۰، ۶۲، ۷۱، ۷۸، ۲۴۹ـ۲۵۰، ۲۵۳، ۳۷۷ـ ۳۷۸
  45. رجوع کنید به اسدی، ص۲۷۰ ـ ۲۷۱، ۲۹۴ـ۲۹۵، ۲۹۷، ۳۶۹
  46. حائری، ص۱۸۲ـ۱۸۳
  47. آل محبوبه، ج۲، ص۱۲۶ـ ۱۲۸؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ۱، ص۳۸۰؛ عبدالحسین جواهری، ص۳۲ـ ۳۳
  48. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۱، ص۴۹۳، ج۵، ص۲۷۵
  49. آل محبوبه، ج۲، ص۱۲۴ـ ۱۲۵
  50. محسن جواهری، ج۱، مقدمه محمدحسن جواهری، ص«‌ف »؛ خاقانی، ج۷، ص۲۴۰
  51. خاقانی، ج۷، ص۲۴۰ـ۲۴۲؛ آل محبوبه، ج۲، ص۱۲۴
  52. برای نمونه اشعار او رجوع کنید به خاقانی، ج۷، ص۲۴۳ـ ۲۵۵
  53. محسن جواهری، ج۱، مقدمه محمد حسن جواهری، ص«‌ق ـ ر »؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۱، ص۴۶۲؛ امینی، ۱۳۸۵، ص۱۷۴؛ عواد، ۱۹۹۹، ج۱، ص۵۴۳؛ حسن امین، ج۵، ص۲۹۹
  54. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۱، ص۴۶۸، ج۹، قسم ۳، ص۹۷۶، ج۲۳، ص۱۵ـ۱۶، ۱۲۵، ج۲۶، ص۳۶
  55. آل محبوبه، ج۲، ص۱۱۶ـ۱۱۷، ج۳، ص۸۹ ـ۹۰
  56. حرزالدین، ج۱، ص۳۱۲، پانویس ۱، ج۳، ص۹، پانویس ۱؛ بحرالعلوم، ج۱، ص۱۷۹
  57. عبدالحسین جواهری، ص۲۰
  58. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۲، ص۴۶۶
  59. خاقانی، ج۵، ص۴۴۷؛ عبدالحسین جواهری، ص۲۱ـ۲۳؛ حسن امین، ج۳، ص۱۳۳؛ برای نمونه اشعار او رجوع کنید به خاقانی، ج۵، ص۴۴۹ـ۴۶۶
  60. آقا بزرگ طهرانی، الذریعه، ج۱، ص۸، ج۱۷، ص۲۷۳؛ مشار، ج۳، ستون ۸۶۵، ۸۶۶؛ عبدالعزیز جواهرکلام، ص۱ـ۳
  61. رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۹، قسم ۳، ص۶۸۹، ج۱۶، ص۳۸۸؛ مشار، ج۳، ستون ۸۶۵ ـ۸۶۶؛ عواد، ۱۹۶۹، ج۲، ص۲۸۵؛ عبدالحسین جواهری، ص۲۲؛ برای دیگر آثار رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۹، قسم ۱، ص۲۲۹؛ عبدالعزیز جواهرکلام، ص۳؛ مشار، ج۳، ستون ۸۶۵
  62. عبدالعزیز جواهرکلام، مصاحبه مورخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۵؛ حسن امین، ج۳، ص۱۳۳
  63. امینی، ۱۴۱۳، ج۱، ص۳۷۵ـ۳۷۶؛ عبدالحسین جواهری، ص۴۷
  64. خاقانی، ج۶، ص۴۲۵؛ انصاری قمی، ص۱۱۲
  65. انصاری قمی، ص۱۱۲
  66. عبدالحسین جواهری، ص۲۵؛ انصاری قمی، ص۱۱۲ـ۱۱۳؛ خاقانی، ج۶، ص۴۲۶ـ۴۲۹؛ برای نمونه اشعار او رجوع کنید به خاقانی، ج۶، ص۴۳۰ـ۴۳۵
  67. انصاری قمی، ص۱۱۳
  68. رجوع کنید به انصاری قمی، ص۱۱۳؛ عبدالحسین جواهری، ص۲۶
  69. آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر؛ امینی، ۱۴۱۳، ج۱، ص۳۶۸؛ عبدالحسین جواهری، ص۴۵
  70. عبدالحسین جواهری، ص۳۷ـ ۳۸؛ عبدالحسین جواهر کلام، ج۳، ص۲۰۰
  71. عبدالحسین جواهرکلام، مصاحبه مورخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۵
  72. امینی، ۱۳۸۵، ص۱۰۷؛ عبدالحسین جواهرکلام، مصاحبه مورخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۵
  73. امینی، ۱۴۱۳، ج۱، ص۳۷۴؛ عبدالحسین جواهری، ص۳۲؛ غروی، ج۲، ص۵۵۷
  74. عبدالحسین جواهری، ص۱۶؛ نیز رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۱۰، ص۱۹، ج۱۲، ص۸۴، ج۱۳، ص۹۸، ۳۰۹، ج۱۸، ص۳۱
  75. عبدالحسین جواهرکلام، مصاحبه مورخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۵

منابع

  • آستان قدس رضوی. کتابخانه، فهرست کتابخانه آستانه قدس رضوی، ج۵، مشهد ۱۳۲۹ ش؛
  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه: الکرام البرره، مشهد ۱۴۰۴؛
  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی؛ نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، مشهد ۱۴۰۴؛
  • جعفربن باقر آل محبوبه، ماضی النجف و حاضرها، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶؛
  • حسن اسدی، ثوره النجف علی الانگلیز، او، الشراره الاولی لثوره العشرین، بغداد ۱۹۷۵؛
  • حسن امین، مستدرکات اعیان الشیعه، بیروت ۱۴۰۸ـ ۱۴۱۶/۱۹۸۷ـ۱۹۹۶؛
  • محسن امین؛ محمدهادی امینی، معجم المطبوعات النجفیه: منذ دخول الطباعه الی نجف حتی الان، نجف ۱۳۸۵/ ۱۹۶۶؛
  • محسن امین، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، نجف ۱۴۱۳/۱۹۹۲؛
  • مرتضی انصاری، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری قدس سره، قم ۱۳۷۳ ش؛
  • ناصرالدین انصاری قمی، «‌درگذشت آیت اللّه حاج شیخ علی جواهری »، آینه پژوهش، سال ۶، ش ۱ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۷۴)؛
  • محمدمهدی بن مرتضی بحرالعلوم، رجال السید بحرالعلوم، المعروف بالفوائد الرجالیه، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ ش؛
  • کامل سلمان جبوری، النجف الاشرف و حرکه الجهاد: عام ۱۳۳۲ـ۱۳۳۳ ه / ۱۹۱۴ م، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲؛
  • عبدالحسین جواهرکلام، تربت پاکان قم، قم ۱۳۸۲ـ ۱۳۸۳ش؛
  • عبدالعزیز جواهرکلام، کتابخانه‌های ایران: از ماقبل از اسلام تا عصر حاضر، تهران ۱۳۱۱ ش؛
  • عبدالحسین جواهری، «‌النجم الزاهر فی اعلام آل الجواهر »، (جزوه تکثیر شده)؛
  • محسن جواهری، الفرائد الغوالی علی شواهد الامالی السیدالمرتضی، ج۱، چاپ محمدحسن جواهری، نجف: مطبعه الآداب، [بی تا.]؛
  • عبدالهادی حائری، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، تهران ۱۳۶۴ ش؛
  • محمد حرزالدین، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، قم ۱۴۰۵؛
  • علی خاقانی، شعراء الغری، نجف ۱۳۷۳/۱۹۵۴، چاپ افست قم ۱۴۰۸؛
  • کورکیس عواد، الذخائر الشرقیه، چاپ جلیل عطیه، بیروت ۱۹۹۹؛
  • کورکیس عواد، معجم المؤلفین العراقیین فی القرنین التاسع عشر و العشرین، بغداد ۱۹۶۹؛
  • محمد غروی، مع علماء النجف الاشرف، بیروت ۱۴۲۰/۱۹۹۹؛
  • عبداللّه مامقانی، مخزن المعانی فی ترجمه المحقق المامقانی، چاپ محمدرضا مامقانی، قم ۱۴۲۳؛
  • شهاب الدین مرعشی نجفی، الاجازه الکبیره، او، الطریق و المحجّه لثمره المهجه، اعداد و تنظیم محمد سمامی حائری، قم ۱۴۱۴؛
  • خانبابا مشار، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران ۱۳۴۰ـ۱۳۴۴ ش.

پیوند به بیرون