افغانستان

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
افغانستان
موقعیت جغرافیایی افغانستان.png
اطلاعات عمومی
دین رسمی اسلام
جمعیت کل ۳۲ میلیون نفر (۱۳۹۸ش)
مساحت ۶۵۲،۸۶۴ کیلومتر مربع
حکومت جمهوری اسلامی
پایتخت کابل
ادیان(درصد) اسلام
زبان رسمی فارسی و پشتو
اسلام
پیشینه اسلام سال ۳۷ قمری
آمار شیعیان
درصد به جمعیت کشور ۲۵٪تا ۳۰٪
احزاب و گروه‌های شیعی
احزاب حزب وحدت اسلامی، حزب حرکت اسلامی
فرق شیعه امامیه و اسماعیلیه
اقوام هزاره، قزلباش، هراتی، بلوچ، پشتون و تاجیک
مراکز شیعی
زیارتگاه‌ها زیارت سخی (کابل)، روضه سخی(مزار شریف)، یحیی‌بن‌زید (سرپل)
مناطق شیعه‌نشین هزارستان، کابل، مزار شریف و هرات

افغانستان، کشوری آسیایی با اکثریت مسلمان و دارای نظام جمهوری اسلامی است. چین، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، ایران و پاکستان همسایگان این کشور هستند. کابل پایتخت افغانستان و قندهار، هرات، مزار شریف و جلال‌آباد بزرگترین شهرهای این کشور است. بلخ و هرات در شمال و غرب افغانستان، دو شهر مشهور خراسان قدیم بوده‌اند. در بخش‌های مختلف افغانستان امروزی، تا نیمه قرن ۱۴ خورشیدی (بیستم میلادی) امیران طاهریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان، سلجوقیان، ایلخانیان، تیموریان، بابُریان و دُرانی حکومت می‌کردند.

دین رسمی افغانستان اسلام است. مذهب حنفی (اهل‌سنت) در اکثریت و شیعیان امامیه و اسماعیلیه در اقلیت هستند. درصد شیعیان در این کشور، بین ۲۵٪ تا ۳۰٪ برآورد شده است. در قانون اساسی مصوب سال ۱۳۸۲ش، برای اولین بار، مذهب شیعه در افغانستان به رسمیت شناخته شد. هزاره بزرگترین قوم شیعه و قزلباش‌ها، سادات، هراتی‌ها و گروه‌هایی از بلوچ‌ها، تاجیک‌ها و پشتون‌ها دیگر اقوام شیعه هستند. رواج تشیع در سرزمین افغانستان از زمان صدر اسلام بوده و گسترش آن در دوره بنی‌عباس و با مهاجرت علویان به خراسان، و سپس همزمان با ایلخانان و صفویه اتفاق افتاده است. از زمان حکومت عبدالرحمان (۱۲۷۹-۱۲۵۸ش) که شیعیان بخصوص هزاره‌ها به سختی سرکوب و کشتار شده، و خودمختاری آنان سلب شد، تا سقوط طالبان در ۱۳۸۰ش و برپایی نظام جدید شیعیان مورد تهدید و سرکوب بوده‌اند. اکنون اوضاع شیعیان به بهبودی نسبی رسیده، گرچه عده‌ای سیاست حکومت جدید را خالی از تبعیض نسبت به شیعیان نمی‌دانند. شیعیان در افغانستان چندین حزب، گروه اجتماعی، نهاد و مرکز دینی، حوزوی و دانشگاهی، رسانه، نمایندگان پارلمانی و افراد ارشد حکومتی دارند.

جغرافیا

افغانستان و همسایگان

افغانستان کشوری در جنوب آسیای میانه است و به دریا راه ندارد. این کشور از شمال با تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان، از شمال شرق با چین، از شرق و جنوب با پاکستان و در غرب با ایران همسایه است.[۱] مساحت افغانستان در منابع مختلف از ۶۲۰ تا ۷۰۰ هزار کیلومتر مربع تخمین زده شده است.[۲]

حدود نیمی از افغانستان را رشته‌کوه‌ها و ارتفاعات پوشانده است. بالاترین نقطه کشور، قله نوشاخ (بدخشان) در رشته‌کوه هندوکش در بدخشان، ۷۴۹۲ متر و پایین‌ترین نقطه در جوزجان در امتداد جنوبی رودخانه آمو، ۲۵۸متر بالاتر از سطح دریا قرار دارد. ارتفاعات از شمال شرقی بدخشان (پامیر) به سمت مرکز افغانستان،هزارستان، با کاهش ارتفاع کشیده شده است. در اطراف این کوه‌ها، دره‌های باریک و عمیق و سپس دامنه کم شیب و دشت‌ها و بیابان‌ها قرار دارد.[۳] تقریباً تمام رودهای مهم افغانستان از ارتفاعات مرکزی سرچشمه می گیرند و به سمت مناطق مرزی پیش رفته‌اند. بزرگترین گستره آبی متعلق به رودهای کابل، هلمند، هری‌رود و آمو دریا است.[۴] [یادداشت ۱] با توجه به ناهمواری‌ها، افغانستان آب و هوای قاره‌ای دارد.[۵] در ارتفاعات شمال شرقی و مرکزی، زمستان با میانگین دمای ۱۵- سانتی‌گراد، و در جنوب و جنوب غربی (زابل،قندهار و هلمند)، شرق (ننگرهار) و دشت‌های ترکستان در شمال، تابستان‌ با درجه حرارت متوسط ۳۵ سانتی‌گراد است.[۶]

تاریخ

داریوش اول (۴۸۶-۵۲۲پ.م) و اسکندر (۳۲۳-۳۳۶پ.م) اولین کسانی بودند که از افغانستان به عنوان دروازه ورود به هند استفاده کردند. کوشانیان تا قرن ۴ میلادی بر این سرزمین حکومت کردند. فاتحان اسلامی در سده اول خورشیدی وارد این کشور شدند. پس از این، هرات و بلخ به دو شهر مهم در منطقه تاریخی خراسان تبدیل شدند. چنگیز و تیمور در قرن‌های ۶و۷ش این کشور را تصرف کردند.[۷] در بخش‌های مختلف افغانستان امروزی پس از ورود مسلمانان تا اواخر قرن سیزده قمری (نوزده میلادی)، طاهریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان، سلجوقیان، ایلخانیان، تیموریان، بابُریان (گورکانی) و دُرانی حکومت می‌کردند.[۸] بلخ، هرات، بامیان، تخار و فراه مشهورترین شهرهای باستانی افغانستان هستند.

در قرن نوزده میلادی، افغانستان در رقابت بین امپراتوری بریتانیا و تزار روسیه به منظور کنترل آسیای مرکزی و هند به میدان جنگ یا میدان بازی بزرگ تبدیل شد.[۹] مرزهای امروزی افغانستان در این زمان بوجود آمد.[۱۰] شاه افغانستان، امان‌الله پس از موافقت‌نامه استقلال با انگلیس (۱۲۹۸ش/۱۹۱۹م)، تلاش کرد یک‌سری اصلاحات ساختاری در جامعه و دولت افغانستان ایجاد کند.[۱۱]

در سه دهه آخر قرن بیستم، جامعه افغانستان دچار جنگ داخلی شد که به وسیله حمله نظامی و اشغال این کشور (۱۳۶۷-۱۳۵۸ش) توسط اتحاد جماهیر شوروی به‌وجود آمده بود.[۱۲] پس از سقوط دولت کمونیستی و نیز، حکومت مجاهدین (۱۳۷۴-۱۳۷۱ش)، گروه طالبان یک حکومت مذهبی (۱۳۸۰-۱۳۷۴ش) را تأسیس کرد.[۱۳] رژیم طالبان در دی (جدی) ۱۳۸۰ش پس از یک اقدام نظامی القاعده، گروه همکارش علیه ایالات متحده، توسط نیروهای این کشور سقوط کرد. پس از آن، نیروهای ضد طالبان به یک دوره دولت انتقالی، تدوین قانون اساسی جدید و ایجاد نظام سیاسی انتخابی توافق کردند.[۱۴]

مردم و دین

نشان رسمی حکومت افغانستان

جمعیت ساکن در افغانستان (بدون محاسبه مقیم خارج) در سال ۱۳۹۸ش حدود ۳۲،۲۲۵،۵۶۰ نفر برآورد شده است.[۱۵] اقوام متعددی در افغانستان زندگی می‌کنند که در قانون اساسی، به تعدادی از آن اشاره شده است: پشتون[یادداشت ۲]، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، پشه‌یی، نورستانی، ایماق، قزلباش و براهوی.[۱۶] دری (فارسی) و پشتو دو زبان و خط رسمی افغانستان است.[یادداشت ۳] زبان‌های ترکی (ازبکی و ترکمنی و قرقیزی) و دراویدی (براهوی) نیز در بخش‌هایی از افغانستان رایج است.[۱۷] قانون اساسی، حق خواندن و نوشتن و نشر رسانه را برای زبان‌های رایج دیگر محترم شمرده است.

اسلام دین رسمی افغانستان است که در ماده دوم قانون اساسی ثبت شده است.[۱۸] در ماده بعدی آمده که «در افغانستان هیچ قانون نمی‌تواند مخالف معتقدات واحکام دیـــن اسلام باشد.»[۱۹] مبدأ تقويم کشور بر هجرت پيغمبر اکرم (ص) استوار است.[۲۰] در نشان رسمی افغانستان نیز اجزای اسلامی وجود دارد. [یادداشت ۴] دین مردم افغانستان پیش از ظهور اسلام، بودایی و نیز زرتشتی بوده است. اکنون پیروان مذهب حنفی (سنی) در اکثریت و پیروان مذهب شیعه در اقلیت هستند. هم‌چنین پیروان گروه‌های صوفی و نیز عقاید سلفیه در این کشور وجود دارند؛[یادداشت ۵] اما آمارهای دقیقی درباره تعداد پیروان ادیان و مذاهب مختلف در افغانستان وجود ندارد.

اولین بار در ماده ۱۳۱ قانون اساسی افغانستان مصوب ۱۳۸۲ش، حقوق اقلیت شیعه به رسمیت شناخته شد:

محاکم برای اهل تشیع، در قضایای مربوط به احوال شخصیه،‌ احکام مذهب تشیع را مطابق به احکام قانون تطبیق می‌نمایند. در ساير دعاوی نیز اگر در این قانون اساسی و قوانین دیگر حکمی موجود نباشد، محاکم قضيه را مطابق به احکام اين مذهب حل و فصل می نمایند.

بیشتر شیعیان افغانستان، معتقد به مذهب شیعه امامیه هستند. شیعیان اسماعیلی نیز در مناطقی از افغانستان حضور دارند. آمار دقیق از پیروان مذاهب در افغانستان وجود ندارد. درصد شیعیان بین ۲۵٪ تا ۳۰٪ برآورد شده است.[۲۱] اکثریت شیعیان افغانستان از قوم هزاره‌ هستند. قزلباش‌ها، سادات و گروه‌هایی از هراتی‌ها، تاجیک‌ها، بلوچ‌ها، ترکمن‌ها و پشتون‌ها، دیگر اقوام و طوایف شیعه افغانستان را تشکیل میدهند.[۲۲]

نظام سیاست و اقتصاد

در بهمن/حوت ۱۳۸۳ش قانون اساسی جدید افغانستان تصویب شد. در این قانون، رییس جمهور بالاترین مقام سیاسی است که به همراه دو معاون با رای مستقیم مردم، به مدت ۵ سال انتخاب می‌شود.[۲۳] هم‌چنین ساختار قانون‌گذاری افغانستان متشکل از دو مجلس شورا است: مجلس نمایندگان و مجلس سنا. نمایندگان هر ۵ سال از طریق رای مستقیم، و اعضای سنا یا از طریق رییس جمهور و یا از بین اعضای شوراهای شهری و ولایتی برگزیده می‌شوند.[۲۴] ساختار قضایی افغانستان را استره محکمه(دادگاه عالی)، محاکم استیناف، و محاکم ابتدایی تشکیل می‌دهند.[۲۵] وزارت ارشاد، حج و اوقاف، مسئول نظارت بر امور دینی مانند حج، اوقاف، مساجد، امامان مساجد و فعالیت مدارس مذهبی است.[۲۶]

نظام کنونی اقتصاد افغانستان، اقتصاد بازار است. کشاورزی و دامپروری نیمه سنتی، نیمی از تولید ناخالص داخلی و بخش بزرگ صادرات این کشور را تشکیل می‌دهند اما بخشی از مواد غذایی افغانستان نیز وارد می‌شود. بخش خدمات با گسترش شهرها بویژه کابل، در حال افزایش سهم خود در اقتصاد است. با کاهش سرمایه‌گذاری، سهم صنعت کوچکتر شده است. در چند سال اخیر، دولت افغانستان تلاش کرده که با افزایش مالیات و کمک به افزایش صادرات، بودجه خود را بدست آورد.[یادداشت ۶] پایین بودن بهره‌وری و تولید داخلی، بالا بودن نرخ فقر و بیکاری و هم‌چنین فساد اقتصادی، همراه با ناامنی، چالش‌های اصلی اقتصاد این کشور است.[۲۷]

ورود اسلام به افغانستان

مسجد ۹ گنبد در بلخ، قدیمی‌ترین مسجد باقی‌مانده در افغانستان

مسلمانان از دو سو وارد افغانستان شدند؛ ابتدا از سوی هرات و مرو در غرب و شمال[۲۸] و دیگری بعدها از طریق سیستان در جنوب.[۲۹]

سقوط ساسانیان و فتح خراسان

اولین ارتباط مردم افغانستان کنونی با مسلمانان در جریان تعقیب و گریز یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی بود.[۳۰] در سال‌های ۲۸تا۳۳ق (۶۶۲-۶۴۲م)، هم‌زمان با خلافت عمر و عثمان و تصرف بخش بزرگی از سرزمین‌های تحت سلطه ساسانی توسط مسلمانان، یزدگرد سوم، به مناطق بلخ و تخار در شمال افغانستان کنونی گریخت.[۳۱] مسلمانان در تعقیب او به فرماندهی احنف بن قیس، نیشابور، سرخس و ابیورد را تصرف کرده و با حاکمان مرو، هرات و بلخ در برابر گرفتن جزیه به صلح رسیدند.[۳۲] و برخی مناطق را نیز با زور تصرف کردند.[۳۳]
یعقوب لیث صفاری، در نیمه دوم قرن۳ق نیمه شرقی افغانستان فعلی یعنی غزنی و کابل را فتح کرد.[۳۴]

اولین شیعیان

برخی از مورخین اعتقاد دارند رواج اسلام در افغانستان در هر دو مذهب آن یعنی تسنن و تشیع هم‌زمان بوده است.[۳۵] اینان معتقدند شیعیان هزاره (غور) با نامه‌ای از طرف امام علی که توسط خواهرزاده ایشان و والی خراسان، جعدة بن هبیره آورده شد، مسلمان شدند و پس از شهادت امام، از عمل به دستور معاویه برای لعن امام علی خودداری کردند.[۳۶] عده‌ای نیز رواج تشیع را در افغانستان به دوران بنی‌عباس و مهاجرت علویان ارتباط می دهند.[۳۷] بنابر نظر رشیدالدین فضل‌الله، در زمان ایلخانیان تشیع غازان خان، فرزند بزرگ هلاکوخان، به همراه برادرش اولجایتو و فرزندش ابوسعید، باعث رواج تشیع در افغانستان شد.[۳۸] آرمین ومبری (۱۹۱۳-۱۸۳۲م) بیان کرده که مذهب شیعه در دوران صفویه و در پادشاهی شاه عباس که متولد هرات بود، وارد افغانستان شده است.[۳۹]

پراکندگی شیعیان

استان‌های افغانستان در آخرین تقسیمات

شیعیان امامیه افغانستان تا پیش از سرکوب و کشتار توسط عبدالرحمن در اواخر قرن ۱۳شمسی، در چند مکان مشخص و نه پراکنده زندگی می‌کردند. قزلباش‌ها در کابل و غزنی و قندهار، هزاره‌ها در هزاره‌جات و مزار شریف، و هراتی‌ها در هرات. پس از سیاست‌های خصمانه عبدالرحمان در برابر شیعیان بخصوص هزاره‌ها، آنان در بیشتر نقاط افغانستان و نیز کشورهای همسایه پراکنده شدند. اکنون شیعیان در چهار ولایت دایکندی، میدان، غزنی و بامیان و ده‌ها شهر اکثریت دارند، و بصورت اقلیت‌های بزرگ و کوچک در همه ولایات زندگی می‌کنند.

هزارستان

نوشتار اصلی: هزارستان

هزارستان یا هزاره‌ستان یا هزاره‌جات، منطقه وسیع مرکزی افغانستان است که ولایات بامیان و دایکُندی بخشی از آن است و همچنین بیشتر مساحت ولایات میدان، غَزنی، سَر پُل، غور و پَروان را در برمی‌گیرد. اکثریت ساکنان هزاره‌جات، شیعه‌مذهب و از قوم هزاره هستند.

اسماعیلیان

اسماعیلیان افغانستان بیشتر در ولایت‌های بدخشان و بغلان ساکن بوده و نیز در کابل، بامیان، میدان، نورستان، پروان و سمنگان حضور دارند.[۴۰] پیروان این مذهب، حدود ۳٪ جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند. اسماعیلیه افغانستان از شاخه نزاری این مذهب است.[۴۱] بیشتر اسماعیلیان افغانستان از اقوام هزاره و تاجیک هستند. بنیاد آقاخان، رهبر اسماعیلیه، در افغانستان فعالیت دارد. مشهورترین خانواده اسماعیلیان افغانستان، نادری است. سید منصور نادری، ریاست اسماعیلیه افغانستان و رهبری حزب پیوند ملی را نیز در دست دارد که اعضای اصلی آن از اسماعیلیان می باشد.[۴۲] برخی از اعضای خانواده نادری نیز در دولت و پارلمان حضور دارند.

جایگاه شیعیان

معاویه در سال ۴۷ قمری دستور حمله به غوریان (ساکنان هزاره‌جات کنونی) را به اتهام ارتداد صادر کرد؛ چرا که آنها از دستور معاویه در سب امام علی (ع) پیروی نکردند. با آمدن داعیان بنی‌عباس در خراسان، گروهی از شیعیان با آنان همکاری کردند.

پس از انتقال حکومت بنی‌عباس از مرو به بغداد توسط مامون؛ به ترتیب طاهریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان بر خراسان یا بخشهای دیگر افغانستان مسلط شدند. در دوره سامانیان، غزنویان و سلجوقی که از بنی‌عباس اطاعت می‌کردند، فشارهایی بر شیعیان وارد شد و تعدادی از شیعیان به اتهام ارتداد و تکفیر کشته شدند.[۴۳]

ظهور ایلخانان مغول پس از سقوط بنی‌عباس، تمایلات شیعی آنها و همچنین بیطرفی مذهبی، موجب شد شیعیان از آزادی مذهبی برخوردار باشند. تیموریان هم گرچه سنی‌مذهب بودند، اما بیطرفی مذهبی پیشه کردند و شیعیان را در اجرای مراسم مذهبی خود آزاد گذاشتند. بابُریان هم که نیمی از افغانستان را زیر سلطه داشتند، اهل تسامح مذهبی بودند.[۴۴]

با روی کار آمدن حکومت صفویه، بخش‌های مهمی از افغانستان فعلی از هرات تا قندهار زیر سلطه حکومت صفویه قرار گرفت و شیعیان در آزادی کامل زندگی کردند. با این حال اما سخت‌گیری حاکمان صفوی بر اهل سنت، پیامدهای ناگواری پس از سقوط صفویان بر جای گذاشت و زمینه تنش‌های قومی و فشار بر شیعیان و هزاره‌ها را فراهم کرد.[۴۵]

هزارستان یا غورستان که مرکز تجمع اصلی شیعیان افغانستان است، پس از عصر صفویه تا آغاز حکومت عبدالرحمان خان، ناحیه‌ای مستقل بوده[۴۶]، اما در همین دوره، شیعیان در دیگر نقاط افغانستان شاهد موارد بسیاری از قتل عام‌ها، تصرف سرزمین‌های خود و حملات متعدد بودند. از جمله میرویس خان اولین پادشاه پس از صفویه، با فتوای تکفیر شیعیان، دست به کشتار هزاره‌های قندهار زد. احمدشاه دُرانی، سپاه عظیمی برای تصرف ارزگان و دایکندی به راه انداخت. شیعیان کابل هم در سال ۱۲۱۹ق شاهد اینگونه اقدامات بودند و عده فراوانی از قزلباشان، خانه و دارایی خود را از دست داده و به هزاره‌جات پناه بردند. [۴۷]

عبدالرحمان

عبدالرحمان، امیر افغانستان (۱۲۷۹-۱۲۵۸ش) تلاش‌هایی را برای نابود کردن حکومت‌های محلی و تصرف سرزمین آنان در جهت گسترش قلمروی خود انجام داد. مردم هزارستان که به تدریج و بدون شورش و درگیری، حاضر به اطاعت از حکومت وی و پرداخت مالیات شدند، با رفتارهای ناپسند و ظالمانه ماموران دولتی، در ۱۲۷۰ش دست به قیام زدند.[۴۸] عبدالرحمان در مقابل این قیام که از ارزگان آغاز شد، ارتش تازه‌تاسیس خود را به جنگ هزاره‌جات فرستاد. او برای سرکوب بیشتر هزاره‌ها، فتوای تکفیر شیعیان را از برخی روحانیان سنی بدست آورد و توانست افراد بیشتری را به جنگ با هزاره‌ها بفرستد.[۴۹]

بنابر آمارها، بیش از نیمی از مردم ساکنان هزارستان کشته شدند که شامل ۲۱۰۰ تن از افراد بانفوذ و روحانیان شیعه می‌شد.[۵۰] تعدادی از هزاره‌ها به بردگی گرفته شدند و اعدام‌های خودسرانه تا چند سال ادامه داشت.[۵۱] مصادره و غصب زمین‌های کشاورزی و چراگاه‌های هزاره‌ها، نابودی صنایع دستی و تولید اسلحه و منع نگهداری اسب و نیز مقرر شدن مالیات‌های جدید برای شیعیان هزاره‌جات، از پیامدهای این تهاجم ذکر شده است.[۵۲] علاوه بر این، برپایی مراسم مذهبی از جمله سوگواری برای امام حسین (ع) و شهدای کربلا ممنوع شد و نمازهای جماعت و احکام شرعی در هزاره‌جات بر اساس مذهب حنفی به مردم آموزش داده می‌شد.[۵۳]

پس از سقوط سلطنت

در ۱۳۵۱ش محمدظاهر، آخرین شاه افغانستان، برکنار شد و سلطنت در این کشور به اتمام رسید. کمونیستها در اردیبهشت(ثور) ۱۳۵۷ش با کودتا به سرکار امدند و یکسال بعد در دی(جدی) ۱۳۵۸ش نیروهای شوروی به افغانستان آمدند.[۵۴] دولت کمونیسیتی شدت رفتار بیشتری در رابطه با ملایان، روحانیان، تحصیل‌کردگان غیرسازمانی و اقلیت‌های هزاره و قزلباش -که شیعه بودند- از خود نشان داد.[۵۵]بر این اساس، مردم هزاره و قزلباش، در اکثر موارد پس از دستگیری مستقیما کشته می‌شدند.[۵۶] یکسال پس از کودتای کمونیستی در کابل، در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ش، شیعیان هزاره به رهبری محمدحسین صادقی نیلی و همکاری روحانیان دیگر در دایکندی قیام کردند و منطقه هزارستان تصرف شد.[۵۷] پس از مدتی، در داخل هزارستان و در ایران، گروه‌های جهادی شیعه با عنوان احزاب مجاهدین بوجود آمد. قیام سراسری در مناطق مرکزی افغانستان باعث شد دولت کمونیستی قوای خود را از آنجا خارج کند. اندکی بعد، قیام و آزادسازی مناطق به سراسر افغانستان گسترش یافت.[۵۸]

دولت مجاهدین

پس از ورود مجاهدین به کابل، و از ۱۳۷۱ش حزب وحدت اسلامی از سوی گروه‌های مختلف مانند حزب اتحاد اسلامی به رهبری عبدالرسول سیاف (وابسته به عربستان)، حزب اسلامی به ریاست گلبدین حکمتیار، جمعیت اسلامی زیر فرمان برهان‌الدین ربانی و شورای نظار تحت فرمان احمدشاه مسعود مورد تهاجم قرار گرفت که به نبردهای ویرانگری انجامید.[۵۹] حزب حرکت اسلامی نیز تلاش داشت که برخی از پایگاه‌های حزب وحدت را تصرف کند. در یکی از این درگیری‌ها،‌ منطقه شیعه‌نشین افشار در غرب کابل که در کنترل حزب وحدت اسلامی بود، با آتش سنگین اتحاد اسلامی و شورای نظار و همراهی حزب حرکت اسلامی در هم کوبیده شد و هزاران منزل مسکونی مردم ویران شد و بسیاری از غیرنظامیان تیرباران شدند.[۶۰] [یادداشت ۷]

حکومت طالبان

نوشتار اصلی: طالبان

اولین برخورد جدی طالبان با شیعیان در زمان نزدیک شدن به کابل رخ داد. کشته‌شدن عبدالعلی مزاری، دبیرکل حزب وحدت اسلامی و افراد همراهش توسط طالبان، شوک شدیدی به شیعیان بخصوص هزاره‌ها وارد کرد.[۶۲] طالبان سپس در ۱۳۷۶ش با تصرف مزار شریف در شمال افغانستان، با قیام هزاره‌ها و به تدریج همه مردم شهر روبرو شد و صدها نیروی طالب کشته شد. سپس منطقه هزارستان، مورد محاصره و تحریم طالبان واقع شد. کمبود غذا و گرسنگی، فشار و تلفات بسیاری در این منطقه بدنبال داشت. [۶۳] یک سال و چند ماه بعد طالبان دوباره به مزار شریف حمله کرد و دست به قتل عام هزاره‌ها زد. روایت‌های دل‌خراشی از رفتار غیرانسانی طالبان با اسرا نقل شده است.[۶۴] در بهار ۱۳۷۸ش طالبان پس از تصرف بامیان، تعدادی از شیعیان آن را قتل عام کرد. بطور کلی تا سقوط حکومت طالبان در آبان(عقرب) ۱۳۸۰ش/نوامبر ۲۰۰۱م، شیعیان بخصوص هزاره‌ها تحت فشار، تهدید، محرومیت و سرکوب بودند. [۶۵]

نظام جدید سیاسی

پس از سقوط طالبان، در کنفرانس شهر بُن (آذر/قوس ۱۳۸۰ش) که زیرنظر سازمان ملل برای توافق و تعیین مسیر سیاسی افغانستان برگزار شد، نمایندگانی از احزاب شیعه حضور داشتند.[۶۶] گرچه در این اجلاس، قدرت بر مبنای قومیت توزیع شد ولی احترام به مذاهب و آزادی‌های آنان تاکید شد.[۶۷] هم‌چنین در قانون اساسی فعلی افغانستان، در کنار توجه به عدم تبعیض مذهبی و قومی، حقوق مذهبی شیعیان به رسمیت شناخته شده و نام اقوام شیعه مانند هزاره و قزلباش درج گردیده است.[۶۸] هم‌اکنون شیعیان مراکز و فعالیت‌های مذهبی، علمی و فرهنگی خود را دارند. برخی رسانه‌های تلویزیونی و نشریه نیز توسط شیعیان اداره می‌گردد. سَروَر دانش، معاون دوم کنونی رییس جمهور افغانستان و اندکی از وزیران، تعدادی از معاونان و کارمندان ارشد دولت و بخشی از نمایندگان مجلس افغانستان شیعه هستند.[۶۹]

احزاب و گروه‌های فعال

این حزب در تابستان ۱۳۶۸ش، از ترکیب اکثر گروه‌های جهادی شیعه افغانستان در هزارستان بوجود آمد. عبدالعلی مزاری، مشهورترین دبیرکل این حزب، پس از سرنگونی دولت نجیب‌الله در ۱۳۷۱ش، توانست با ورود به کابل و استقرار در مناطق شیعه نشین، موقعیت این حزب را به عنوان قوی‌ترین حزب شیعی استحکام بخشد. در دوره دولت مجاهدین، نیروها، هواداران و پایگاه‌های این حزب، مورد حمله شدید نیروهای احمدشاه مسعود، و نیز، نیروهای حزب اتحاد اسلامی به رهبری سیاف (وابسته به عربستان) قرار گرفت. پس از شهادت مزاری توسط طالبان، این حزب به سه شاخه تجزیه شد. اینک این حزب نمایندگانی از مناطق شیعه‌نشین بویژه هزارستان در پارلمان و دولت دارد. هم‌چنین تاکنون یکی از دو معاون رییس جمهور افغانستان، از حزب وحدت اسلامی انتخاب شده است. سرور دانش، محمدکریم خلیلی و محمد محقق از سران مشهور این حزب هستند.

حزب حرکت اسلامی توسط شیخ آصف محسنی و گروهی از روحانیون در قم در ۱۳۵۸ش تاسیس شد. ابتدای دهه هفتاد، فعالیت این حزب به کویته پاکستان منتقل شد. آصف محسنی در دولت مجاهدین، در کنار احمدشاه مسعود قرار گرفت. در زمان حکومت طالبان، این گروه به دو شاخه تجزیه شد.

شورای علمای شیعه افغانستان، تشکلی از روحانیان شیعه افغانستان است که در سال ۱۳۸۲ش آغاز به کار کرد. تصویب قانون احوال شخصیه براساس فقه شیعه در سال ۱۳۸۸ش[۷۰] و بنیان‌گذاری شورای اخوت اسلامی میان شیعیان و اهل سنت[۷۱] جزو فعالیت‌های این شورا است.[۷۲]

در کنار این نهادها، احزاب دیگری نیز وجود دارند که تعداد اعضاء و دامنه فعالیت آنان محدودتر است: حزب ملت، حزب اقتدار ملی، حزب انسجام ملی، حزب اعتدال

زیارت‌گاه‌ها و امام‌زاده‌های افغانستان

  • زیارت‌گاه سخی یا «سخی‌جان» در مزار شریف، که به «سخی شاه مردان» هم مشهور است، و آن را منسوب به امام علی (ع) می‌دانند. ابتدای هر سال، در نوروز علم بزرگی در این مکان برافراشته می‌شود که به «جهنده سخی» معروف است. در این مراسم، مردمان بسیاری از جمله مقامات ارشد سیاسی شرکت دارند.[۷۳]
  • مرقد یحیی بن زید، فرزند زید فرزند امام سجاد (ع) در سرپل افغانستان، که در قیام علیه بنی‌امیه در جوزجان در ۱۲۵ق شهید شد. زیارت او مشهور به «زیارت امام خُرد» است.[۷۴]
  • زیارتگاه سخی: زیارت‌گاهی در منطقه کارته سخی کابل که بخاطر داستان حضور امام علی در آن، و نیز به دلیل آنکه خرقه‌ای منسوب به پیامبر اکرم (ص) در آن چند روز نگهداری شده، محل احترام و زیارت مردم شیعه و سنی است.[۷۵]
  • مقبره قاسم بن جعفر و عبدالله بن معاویه در هرات، معروف به زیارت شاهزادگان[۷۶]
  • زیارت‌گاه «خرقه مبارک» در قندهار، مکانی است که عبای منسوب به پیامبر در آن نگهداری می‌شود.[۷۷]
  • در برخی مناطق افغانستان مانند هزارستان مرقدهایی منسوب به سادات وجود دارد که مورد احترام مردم محلی هستند.

پانویس

  1. دانشنامه آریانا
  2. دانشنامه آریانا
  3. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  4. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  5. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  6. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  7. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  8. سایت historyfiles، صفحه «AsiaArachosia»
  9. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  10. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  11. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  12. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  13. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  14. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  15. «بر-آورد-نفوس-کشور-سال-۱۳۹۸»، سایت اداره مرکزی امار افغانستان
  16. ماده چهار، متن قانون اساسی افغانستان، سایت وزارت عدلیه
  17. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  18. متن قانون اساسی افغانستان، سایت وزارت عدلیه
  19. متن قانون اساسی افغانستان، سایت وزارت عدلیه
  20. متن قانون اساسی افغانستان، سایت وزارت عدلیه
  21. بختیاری، شیعیان افغانستان، ۱۳۸۵ش، ص ۷.
  22. بختیاری، شیعیان افغانستان، ۱۳۸۵ش، ص ۶.
  23. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  24. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  25. «ساختار نظام قضایی»، سایت استره محکمه افغانستان
  26. «وزارت ارشاد، حج و اوقاف»، سایت ریاست دفتر ریاست جمهوری افغانستان
  27. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  28. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۶۷.
  29. مستوفی، تاریخ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۳۷۱.
  30. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۹۲ش، ص۱۵۱-۱۴۱.
  31. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۹۲ش، ص۱۵۱-۱۴۱.
  32. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۹۲ش، ص۱۵۱-۱۴۱.
  33. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۹۲ش، ص۱۵۱-۱۴۱.
  34. گزارش تشیع در افغانستان، ص ۲۵۰
  35. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۱۱۶.
  36. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۱۱۷.
  37. دائرة المعارف تشیع، ج ۲، ۶۵۲.
  38. گزارش تشیع در افغانستان، ص ۲۵۵.
  39. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۷۸ش، ص ۱۱۰.
  40. شفق خواتی، اسماعیلیه در افغانستان، ۱۳۸۲ش، ص۵۲-۶۸.
  41. شفق خواتی، اسماعیلیه در افغانستان، ۱۳۸۲ش، ص۵۲-۶۸.
  42. شفق خواتی، اسماعیلیه در افغانستان، ۱۳۸۲ش، ص۵۲-۶۸.
  43. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  44. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  45. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  46. ناصری، طریقه تشیع و قله‌های تعصب در افغانستان، ص ۷۲ و ۷۳.
  47. ارزگانی، خشونت‌های مذهبی از طریق دولت‌ها.
  48. گزارش تشیع در افغانستان، ص ۲۶۱.
  49. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  50. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  51. گزارش تشیع در افغانستان، ص ۲۶۲
  52. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  53. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  54. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۱
  55. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۲
  56. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۳
  57. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۷
  58. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۷
  59. شیعیان افغانستان، ص ۲۱۲
  60. شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ص ۲۸۵
  61. کابل پرس
  62. نظری، «مقاومت شیعیان در برابر طالبان در چارچوب تحلیل گفتمان»، ص۱۱۶-۱۱۹
  63. نظری، «مقاومت شیعیان در برابر طالبان در چارچوب تحلیل گفتمان»، ص۱۲۱-۱۲۲
  64. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ۱۳۹۲ش، ص۴۳۲
  65. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ۱۳۹۲ش، ص ۴۳۳.
  66. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ۱۳۹۲ش، ص۴۳و۴۴.
  67. بختیاری، شیعیان افغانستان، ۱۳۸۵ش، ص۲۱۶.
  68. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ۱۳۹۲ش، ص ۴۴.
  69. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ۱۳۹۲ش، ص۴۳و۴۴.
  70. انصاری، «در سوگ آیت‌الله»
  71. انصاری، «در سوگ آیت‌الله»
  72. «نقش شورای علمای شیعه در تثبیت معارف اهل بیت در افغانستان»
  73. طاووسی مسرور، ماهنامه زمانه، ش۳۱و۳۲، ص۷۸و۷۹.
  74. طاووسی مسرور، ماهنامه زمانه، ش۳۱و۳۲، ص۷۸و۷۹.
  75. طاووسی مسرور، ماهنامه زمانه، ش۳۱و۳۲، ص۷۸و۷۹.
  76. بختیاری، شیعیان افغانستان، ص ۳۸۰.
  77. بختیاری، شیعیان افغانستان، ص ۳۸۱.
  1. رود کابل به پاکستان رفته و جریان اصلی رود سند (ایندوس) را تا اقیانوس هند تشکیل می‌دهد.
  2. نام افغانستان برگرفته از افغان، نام مشهور پشتون‌ها است
  3. اکثر حروف زبان پشتو همان حروف فارسی است و چند حرف تغییر شکل یافته
  4. نشان ملی افغانستان عبارت از محراب و منبر به رنگ سفید است که در دو گـوشه آن دو بیرق و در وسط آن در قسمت فوقانی،‌ کلمه مبارک لااله‌الاالله، محمد رسول‌الله و الله‌اکبر و اشعه خورشيد در حال طلوع و در قسمت تحتانی آن تاريخ ١٢٩٨ هجری شمسی و کلمه افغانستان، جا داشته و از دو طرف با خوشه‌های گندم احاطه شده است.
  5. منظور از گروه‌های سلفیه، پیروان ابن‌تیمیه و پیروان دیوبندیه است
  6. فعلا نصف بودجه توسط کمک‌های خارجی عمدتا امریکا تامین می‌شود.
  7. گزارش «پروژه عدالت افغانستان»، فاجعه افشار را قتل عام و تجاوز جنسی دسته‌جمعی خوانده است.[۶۱]

منابع

  • بختیاری، محمدعزیز؛ شیعیان افغانستان، قم، انتشارات شیعه شناسی، ۱۳۸۵ش.
  • موسوی، سیدعسکر، هزاره‌های افغانستان، ترجمه:اسدالله شفایی، قم، نشر اشک یاس، ۱۳۸۶ش.
  • محقق ارزگانی، قربان‌علی؛ بررسی ریشه های تاریخی تشیع در افغانستان، قم، آشیانه مهر، اول، ۱۳۹۱ش.
  • بهمنی قاجار، محمدعلی، جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان در افغانستان، تهران، موسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور، ۱۳۹۲ش.
  • بینش، محمدوحید، محمد حسین خلوصی، فاروق انصاری، آشنایی با مسلمانان جهان؛ شیعیان افغانستان، تهران، مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور، ۱۳۹۰ش.
  • غبار، میرغلام محمد، افغانستان در مسیر تاریخ، تهران، نشر عرفان، ۱۳۹۲ش.
  • غلام سخی ارزگانی، شمه‌ای خشونت‌ها، کشتارها و اعمار کله‌منارها در زمان امیر عبدالرحمن خان - ۵.
  • دانشنامه آریانا

پیوند به بیرون