خاندان حویزی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

خاندان حویزی، خاندانی از عالمان و حاکمان مشعشعی حویزه/ هویزه در دوره صفوی که نسب آن به احمد، فرزند امام موسی کاظم(ع)، مشهور به شاهچراغ، می‌رسد. مطلب بن حیدر، خلف بن مطّلب و سیدعلی خان موسوی از اشخاص بارز این خاندان می‌باشند.

نسب

نسب این خاندان به احمد، فرزند امام موسی کاظم(ع)، مشهور به شاهچراغ، می‌رسد.[۱]

مطلب (عبدالمطلّب) بن حیدر

از زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست. ظاهراً وی از کودکی با مبانی اعتقادی سید محمد بن فلاح، پایه گذار مشعشعیان، مخالف بود، هرچند آشکارا آن را ابراز نمی‌داشت.[۲] مطّلب با اجازه پدرش نزد یکی از علما رفت و عقاید و احکام صحیح شیعی را از او فراگرفت و برادران و خانواده‌اش در این راه او را همراهی کردند، به طوری که در میان مشعشعیان به این مسلک شناخته شدند.[۳]

مطّلب فردی دانشمند و دانش‌دوست بود تا جایی که گفته شده است شرحی که کمال الدین محمد بن حسن استرآبادی بر فصول خواجه نصیر نوشت به مطّلب تقدیم کرد.[۴]

اصلاح مشعشعیان

مطّلب در زمان حکومت پسرش، مبارک (حکومت: ۹۹۸ـ۱۰۲۵ق)، حاکم دورق شد و با همکاری او و شیخ عبداللطیف بن علی بن ابی جامع، عالم و فقیه شیعی و شاگرد شیخ بهائی،[۵] به تعدیل باورهای غلوآمیز مشعشعیان پرداخت.[۶]

البته این وضع جدید اعتقادی با شرایط جدید سیاسی و روی کار آمدن شاه عباس اول صفوی (حکومت: ۹۹۶ـ۱۰۳۸ق) و اصلاحات سیاسی، نظامی، و دیوانی وی در ایران همسو بوده است. از جمله اینکه مبارک نخستین حاکم مشعشعی است که به توصیه شیخ بهائی از شاه عباس لقب خان و عنوان والی دریافت کرد.[۷] ازاینرو، تحول و تعدیل باورها و سنّت‌های غالی‌گری مشعشعیان را متأثر از تحولات سیاسی آن دوره دانسته‌اند.

این تحول تا بدانجا پیش رفت که به تدریج لقب مشعشعی، که یادآور بدعت دوران قبل بود، به فراموشی سپرده شد و فقط لقب موسوی متداول گردید.[۸] مطلب در ۱۰۱۹ق درگذشت.[۹]

خَلَف بن مطّلب

تاریخ ولادت خلف معلوم نیست. وی از پانزده سالگی در مدرسه نوبنیاد شیخ عبداللطیف در دورق به تحصیل علوم دینی پرداخت.[۱۰] خلف در جوانی و در زمان حکومت برادرش، یاور او بود و در جنگ‌ها او را همراهی می‌کرد. با این حال، مبارک به بهانه‌ای از او نزد پدر شکایت برد و اجازه گرفت تا او را گوشمالی دهد و با این دستاویز او را، نابینا کرد[۱۱] و احتمالا به همین سبب وی عمر خود را وقف آموزش علوم دینی کرد.

آثار

خلف از معاصران شیخ بهائی بود[۱۲] و در شاخه‌های مختلف علوم دینی تألیفاتی داشت که مهمترین آنها عبارتند از:[۱۳]

  1. سیف الشیعة، در انتقاد از دشمنان شیعه؛
  2. برهان الشیعة، در اثبات امامت، مشتمل بر چهل برهان عقلی و نقلی؛
  3. الحجة البالغة، در کلام و نیز اثبات امامت بر مبنای نصوص قرآنی و احادیث نبوی وارد شده در منابع شیعه و اهل سنّت؛
  4. سفینة النجاة فی فضائل الائمة الهداة؛
  5. فخرالشیعة، در فضائل امام علی و اهل بیت علیهم السلام؛
  6. المودة فی القربی، در فضائل حضرت زهرا و ائمه علیهم السلام و اثبات امامت و نیز تاریخ حیات آنان و احتجاج بر مخالفانی چون زیدیه، کیسانیه و واقفه؛
  7. النهج القویم، مشتمل بر سخنان امام علی علیه‌السلام که در نهج البلاغة نیامده است؛
  8. مظهر الغرائب، در شرح دعای عرفه امام حسین (ع) که پس از ملاقات با میرزا محمد استرآبادی (متوفی ۱۰۲۸ق) در حج و به تشویق وی آن را نگاشت؛
  9. البلاغ المبین، شامل احادیث قدسی و سخنان و مواعظ انبیا، ائمه، اولیا و مشایخ؛ حق الیقین، در احادیث اهل بیت علیهم السلام در تأیید سلوک و طریقت.

گرایش‌های صوفیانه

در کنار مقام علمی خلف، از ذوق شعری و ادبی او نیز یاد شده و دیوان شعری به وی نسبت داده شده است.[۱۴] ظاهراً او گرایش‌های صوفیانه نیز داشته[۱۵] و شاید به همین سبب ریاضت‌پیشه کرده، کم می‌خورده، لباس خشن می‌پوشید و در غالب روزهای سال روزه‌دار بود.[۱۶] با اینهمه به گفته پسرش، سیدعلی خان، وی در طریقت موافق شریعت رفتار می‌کرد و از شطحیات صوفیه و اقوال آنها درخصوص حلول و اتحاد به دور بود.[۱۷]

هجرت به کهگیلویه

سیدخلف پس از نابینایی، با خانواده‌اش به کهگیلویه رفت و امام‌قلی خان، حاکم کهگیلویه، اراضی آنجا را به او داد. از علاقه او به امر عمران و آبادی قریه‌ها و احیای اراضی و آبیاری یاد کرده‌اند.[۱۸] خلف آباد، از قصبه‌های مهم مشعشعیان، به ابتکار او آباد شد و احتمالا از او نام گرفت. وی در ۱۰۷۰ یا ۱۰۷۴ق درگذشت.[۱۹]

سیدعلی خان موسوی

به نوشته ضامن بن شَدقَم[۲۰] سیدعلی خان در ۱۰۱۸ق متولد شد. وی نخست نزد شیخ عبداللطیف به یادگیری علوم دینی پرداخت.[۲۱] سپس در اصفهان به تحصیل ادامه داد و آنگاه به زادگاهش بازگشت.[۲۲] وی از شیخ علی، نوه شهید ثانی اجازه‌ای داشته[۲۳] که علامه مجلسی[۲۴] آن را در کتاب اجازات خود نقل کرده است. همچنین حسین بن محیی الدین، نوه شیخ عبداللطیف جامعی، از سیدعلی خان روایت کرده است.[۲۵]

ولایت بر حویزه

او نزد پدرش در خلف آباد می‌زیست تا اینکه در سال ۱۰۶۰ق، پس از فرمانروایی ناموفق سید برکه مشعشعی بر حویزه (۱۰۵۳ـ۱۰۶۰ق)، به فرمان شاه عباس دوم صفوی به جای او نشست.[۲۶] او مردی نیک و کم‌آزار وصف شده که خشونت معمول حکمرانان در او کمتر بوده است.[۲۷]

جنگ با برادر

برادرش جوداللّه از مخالفان او بود که با یاری عرب‌های آل فضول به نبرد با برادر برخاست. سیدعلی خان به توصیه پدر به جنگ با برادر مصمم شد و جوداللّه در جریان جنگ کشته شد. این خبر سیدخلف را، که خود سیدعلی را به جنگ ترغیب کرده بود، بسیار ناراحت کرد و بدین سبب به خلف آباد بازگشت و تا آخر عمر از آنجا خارج نشد.[۲۸]

برکناری از ولایت و ولایت مجدد

در ۱۰۷۴ق سیدعلی خان در آشفتگی‌های ناشی از درگیری با قبایل عرب منطقه راه به جایی نبُرد و گروهی از قبایل عرب، پسرش، سیدحسین، را بر او شوراندند و به جای او نشاندند. وضع نابسامان خوزستان، موجب نگرانی حکومت صفوی گردید و منوچهرخان، حاکم لرستان، مأمور ساماندهی آنجا شد. او سیدعلی خان را روانه اصفهان کرد و خود به حکمرانی پرداخت، اما پس از مدتی به ناتوانی در حکومت بر آن منطقه اعتراف کرد.[۲۹]

سیدعلی خان پس از چهار سال اقامت در اصفهان، بار دیگر به فرمان شاه صفوی، به حکومت حویزه منصوب شد[۳۰] و ظاهراً تا زمان مرگ در این منصب بود.

حضور سید نعمت الله در خوزستان

یکی از حوادث مهم در دوران والیگری سیدعلی خان حمله عثمانی به بصره و پراکندگی مردم بصره و جزایر بود. سید نعمت اللّه جزایری، فقیه و محدّث نامور شیعی، گزارش تفصیلی حادثه مذکور را آورده است. وی به همین سبب در ۱۰۷۹ق به حویزه مهاجرت کرد. علی رغم خواست سیدعلی خان، که مایل بود سیدنعمت اللّه در حویزه بماند، وی به شوشتر رفت و در همانجا سکنا گزید.[۳۱]

هرچند ارتباط او با سیدعلی خان همچنان ادامه داشت، زیرا به گفته نعمت اللّه جزایری[۳۲] سیدعلی هر سال برای او نامه می‌نوشت و او را نزد خود فرا می‌خواند. ظاهراً نعمت اللّه جزایری در اواخر عمر سیدعلی خان، دوباره با وی ملاقاتی داشته است.[۳۳]

آثار

سیدعلی خان عالمی فاضل بود و همچون پدرش به تصوف گرایش داشت.[۳۴] از او تألیفات متعددی در زمینه‌های مختلف دینی به جای ماند، از جمله:[۳۵]

  1. النور المبین، در اثبات نص بر وصایت امام علی(ع)؛
  2. منتخب التفاسیر، شامل تحلیل آرای تفسیری برخی از مفسران قرآن از شیعه و اهل سنّت از ابتدای قرآن تا سوره الرحمن؛
  3. خیرالمقال، شامل ۰۰۰، ۶۳ بیت در شرح قصایدی که در مدح پیامبر(ص) و اهل بیت سروده بود؛
  4. نکت البیان، کشکولی شامل تفسیر آیات قرآن، شرح احادیث مشکل، حکمت‌های انبیا و اولیا و مسائل ادبی

به گفته افندی اصفهانی،[۳۶] بسیاری از مطالب علمی کتاب‌های سیدنعمت اللّه جزایری از آثار سیدعلی خان گرفته شده است. او همچنین اهل شعر و ادب بود و در کهولت اشعار بسیاری از حفظ داشت،[۳۷] چنانکه دو دیوان شعر، یکی به عربی به نام خیر جلیس و نعم انیس و دیگری به فارسی، به او نسبت داده شده است.[۳۸]

او منتخبی از آثار خود[۳۹] و کتابی در پاسخ به اعتراضات جرجانی به حدیث غدیر[۴۰] برای شیخ علی، نوه شهید ثانی، که در اصفهان ساکن بود، هدیه فرستاد.

درگذشت

تاریخ وفات سیدعلی خان را ۱۰۸۸ق گفته‌اند.[۴۱] این تاریخ باتوجه به اینکه افندی اصفهانی[۴۲] زمان فراغت وی از کتابت تفسیر قرآن را ۱۰۸۷ق ذکر کرده است،[۴۳] درست می‌نماید.[۴۴]

فرزندان

سیدعلی خان سیزده پسر داشت.[۴۵] سه تن از فرزندانش (حیدر، عبداللّه، فرج اللّه) پس از پدر به فرمان شاه صفوی در حویزه به حکمرانی پرداختند.[۴۶] به گفته آقا بزرگ طهرانی،[۴۷] کتابی به نام الذخیرة فی العُقبی فی مَوَدّة ذَوی القُربی درباره نسب سیدعلی خان نوشته شده است.

پانویس

  1. افندی اصفهانی، ج۴، ص۷۷.
  2. رجوع کنید به همان، ج۲، ص۲۴۱ـ۲۴۲
  3. رجوع کنید به افندی اصفهانی، ج۲، ص۲۴۲.
  4. رجوع کنید به نوری، ج۲، ص۱۷۱ـ۱۷۲؛ کسروی، ص۸۱؛ قس آقابزرگ طهرانی، ج۱۳، ص۳۸۳ که به سبب فاصله زمانی زیاد میان پایان تألیف کتاب و فوت مطّلب، در این باره تردید کرده است.
  5. رجوع کنید به حرّعاملی، قسم ۱، ص۱۱۱.
  6. رجوع کنید به افندی اصفهانی، ج۲، ص۲۴۲ـ۲۴۳؛ کسروی، ص۸۱ـ۸۲.
  7. کسروی، ص۸۲؛ شُبَّر، ۱۳۸۵، ص۱۰۲.
  8. رجوع کنید به رنجبر، ص۳۵۱.
  9. شبّر، ص۲۸۵.
  10. حویزی، ص۳۵۶؛ شبّر، ۱۳۸۵، ص۲۳۵.
  11. کسروی، ص۸۰ـ۸۱؛ نیز رجوع کنید به ضامن بن شَدَقم، ج۲، قسم ۲، ص۲۴۱؛ افندی اصفهانی، ج۲، ص۲۴۳.
  12. افندی اصفهانی، ج۴، ص۷۷.
  13. رجوع کنید به افندی اصفهانی، ج۲، ص۲۴۳ـ۲۴۵؛ خوانساری، ج۳، ص۲۶۳ـ۲۶۵؛ برای دیگر آثار منتسب به وی رجوع کنید به حرّعاملی، ج۲، ص۱۱۱؛ افندی اصفهانی، ج۲، ص۲۴۳ـ۲۴۵؛ خوانساری، ج۳، ص۲۶۳ـ۲۶۵؛ آقابزرگ طهرانی، ج۱، ص۱۱۶ـ۱۱۷، ج۳، ص۹۷، ۱۴۱، ج۶، ص۲۵۸، ۲۶۱، ج۷، ص۳۸، ۴۰، ۲۸۵، ج۸، ص۱۴۶، ۱۸۲، ۲۶۲.
  14. حرّعاملی، ج۲، ص۱۱۱؛ افندی اصفهانی، ج۲، ص۲۳۹.
  15. رجوع کنید به افندی اصفهانی، ج۲، ص۲۳۹، ج۴، ص۷۷؛ خوانساری، ج۳، ص۲۶۵.
  16. افندی اصفهانی، ج۲، ص۲۴۷؛ خوانساری، ج۳، ص۲۶۵.
  17. رجوع کنید به افندی اصفهانی، ج۲، ص۲۴۳.
  18. رجوع کنید به حویزی، ص۳۵۶؛ افندی اصفهانی، ج۲، ص۲۴۵ـ۲۴۶؛ کسروی، ص۹۱.
  19. رجوع کنید به افندی اصفهانی، ج۲، ص۲۴۰؛ شبّر، ص۲۳۳.
  20. ضامن بن شدقم، ج۲، قسم ۲، ص۲۴۱.
  21. افندی اصفهانی، ج۴، ص۷۷.
  22. ضامن بن شدقم، ج۲، قسم ۲، ص۲۴۱.
  23. آقابزرگ طهرانی، ج۱۱، ص۲۳؛ نیز رجوع کنید به نوری، ج۲، ص۱۷۳.
  24. مجلسی، ج ۱۰۲، ص۱۸۴.
  25. نوری، ج۲، ص۱۶۶.
  26. رجوع کنید به محمد میرک حسینی، ص۴۳۴؛ کسروی، ص۹۱ـ ۹۲.
  27. کسروی، ص۹۲.
  28. رجوع کنید به ضامن بن شدقم، ج۲، قسم ۲، ص۲۴۶؛ حویزی، ص۸۵ـ۸۶؛ کسروی، ص۹۲.
  29. رجوع کنید به حویزی، ص۸۷؛ محمد میرک حسینی، ص۴۴۰ـ ۴۴۱؛ کسروی، ص۹۲ـ۹۳.
  30. کسروی، ص۹۳.
  31. رجوع کنید به حویزی، ص۲۶ـ۲۷؛ نعمت اللّه بن عبداللّه جزایری، ج۴، ص۳۱۹؛ عبداللّه بن نورالدین جزایری، ص۷۳ـ۷۴؛ شوشتری، ص۱۰۱.
  32. جزایری، ج ۳، ص۱۷۰.
  33. رجوع کنید به قمی، ج۱، ص۲۹۱، پانویس ۱.
  34. افندی اصفهانی، ج۴، ص۷۷.
  35. حرّعاملی، قسم ۲، ص۱۸۷؛ افندی اصفهانی، ج۴، ص۷۹ـ۸۰؛ خوانساری، ج۳، ص۲۶۶ـ۲۶۷؛ نیز رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ج۷، ص۲۸۵، ج۲۲، ص۳۸۶، ج۲۴، ص۳۰۳ـ۳۰۴، ۳۷۶.
  36. افندی اصفهانی،ج ۴، ص۸۰.
  37. نعمت اللّه جزایری، ج ۳، ص۱۷۰.
  38. حرّعاملی، قسم ۲، ص۱۸۷؛ مدنی، ص۵۳۷؛ آقابزرگ طهرانی، ج۹، قسم ۳، ص۷۵۵؛ برای نمونه‌ای از اشعار او رجوع کنید به افندی اصفهانی، ج۴، ص۷۸؛ شبّر، ۱۳۸۵، ص۱۴۰ـ۱۵۰.
  39. افندی اصفهانی، ج۴، ص۷۹؛ آقابزرگ طهرانی، ج۱۳، ص۱۸۷، ج۲۰، ص۱۰۷.
  40. آقابزرگ طهرانی، ج۵، ص۱۷۵.
  41. رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ج۵، ص۱۷۵، ج۷، ص۲۸۵؛ کسروی، ص۱۱۲؛ شبّر، ۱۳۸۵، ص۱۴۱؛ قس د. اسلام، ذیل "Musha`sha`": 1092.
  42. افندی اصفهانی، ج ۴، ص۸۰.
  43. نیز رجوع کنید به نوری، ج۲، ص۱۶۷ـ ۱۶۸.
  44. قس جزایری، همانجا: ۱۰۵۲ یا ۱۰۵۸.
  45. ضامن بن شدقم، ج۲، قسم ۲، ص۲۴۴؛ برای اطلاع از فرزندان و اعقاب سیدعلیخان ـرجوع کنید به همان، ج۲، قسم ۲، ص۲۴۴ـ۲۴۵.
  46. رجوع کنید به شبّر، ۱۳۹۲، ص۱۴۲ـ۱۴۳؛ رنجبر، ص۳۲۵ـ۳۳۲.
  47. آقابزرگ طهرانی، ج۱۰، ص۱۱.


منابع

  • آقابزرگ طهرانی؛
  • عبداللّه بن عیسی افندی اصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، چاپ احمد حسینی، قم، ۱۴۰۱ق.
  • عبداللّه بن نورالدین جزایری، الاجازة الکبیرة، چاپ محمد سمامی حائری، قم، ۱۴۰۹ق.
  • نعمت اللّه بن عبداللّه جزایری، الانوارالنعمانیة، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
  • محمد بن حسن حرّعاملی، املالآمل، چاپ احمد حسینی، بغداد [۱۳۸۵]، چاپ افست قم، ۱۳۶۲ش.
  • علی بن خلف حویزی، تاریخ مشعشعیان، نسخه خطی کتابخانه مدرسه عالی شهید مطهری، ش ۱۵۱۳.
  • خوانساری.
  • محمدعلی رنجبر، مشعشعیان: ماهیت فکری ـ اجتماعی و فرایند تحولات تاریخی، تهران، ۱۳۸۲ش.
  • جاسم حسن شُبَّر، تاریخ المشعشعیین و تراجم اعلامهم، نجف ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
  • همو، مؤسس الدولة المشعشعیة و اعقابه فی عربستان و خارجها، نجف ۱۳۹۲/۱۹۷۲.
  • عبداللطیف بن ابیطالب شوشتری، تحفةالعالم، و، ذیلالتحفه، چاپ صمد موحد، تهران، ۱۳۶۳ش.
  • ضامن بن شَدقَم، تحفةالازهار و زلال الانهار فی نسب ابناء الائمة الاطهار، چاپ کامل سلمان جبوری، تهران، ۱۳۷۸ش.
  • عباس قمی، فوائدالرضویه: زندگانی علمای مذهب شیعه، تهران [۱۳۲۷ش]؛
  • احمد کسروی، مشعشعیان، تهران ۱۳۵۶ش؛ مجلسی؛ محمد میرکحسینی، ریاض الفردوس خانی، چاپ ایرج افشار و فرشته صرافان، تهران، ۱۳۸۵ش.
  • علی خان بن احمد مدنی، سلافة العصر فی محاسن الشعراء بکل مصر، مصر ۱۳۲۴، چاپ افست تهران، بی‌تا.
  • حسین بن محمدتقی نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، قم، ۱۴۱۵ـ۱۴۲۰ق.

منبع لاتین

  • EI2, s.v. "Muashsh a" (by P. Luft.

پیوند به بیرون