خاندان حکیم

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
خاندان حکیم(از سمت راست : سیدعبدالهادی، سیدابراهیم طباطبایی، سیدعبدالعزیز، سید محمد باقر، آیت الله سید محسن، سیدکاظم، سیدیوسف، سید محمد حسین، سید محمد رضا، سید عبدالصاحب، سید علاالدین)

خاندان حکیم، از خاندان‌های علمی و سیاسی شیعی در عراق. شاخص‌ترین فرد این خاندان سید محسن حکیم مرجع تقلید شیعیان است. وی در مقام مرجع تقلید شیعیان، به سیاست توجه ویژه‌ای داشت و در بسیاری از مسائل سیاسی روزگار خویش دخالت می‌کرد و فتوا می‌داد. فرزندان و نوادگان وی نیز در صحنه سیاسی عراق اثرگذار بوده‌اند. برخورد خشونت‌آمیز و همراه با قتل فرزندان افراد این خاندان در تاریخ سیاسی عراق بی‌سابقه است.

نسب خاندان حکیم

نسب خاندان حکیم به حسن مثنی، پسر امام حسن(ع) می‌رسد.[۱] در قرن یازدهم هجری، جد بزرگ این خاندان به نام سیدعلی حکیم، پسر سید مرادبن سیدشاه اسداللّه، طبیب ویژه شاه عباس اول صفوی (متوفی ۱۰۳۸) بود. سیدعلی به سبب دانش و فضیلتش مورد احترام همگان بود. کتاب المجرّبات‌الطبیة اثر اوست.[۲] در ۱۰۳۳، سیدعلی به همراه شاه‌عباس صفوی برای زیارت مرقد امیرمؤمنان(ع) به نجف رفت و با اصرار مردم آنجا برای طبابت در نجف سکونت گزید. از این زمان به سیدعلی حکیم شهرت یافت و فرزندانش نیز به همین نام مشهور شدند.[۳]

سیدمهدی حکیم

نوشتار اصلی: سید مهدی حکیم

بنابر منابع شرح حال[۴] در پنجمین نسل از خاندان سیدعلی حکیم، عالم بزرگی به نام سیدمهدی حکیم ظهور کرد که از عالمان بزرگ نجف بود. سیدمهدی حکیم تحصیلات حوزوی را در محضر استادانی مانند ملا علی خویی، محمد کاظم خراسانی، شیخ محمدحسین کاظمی، میرزا حسن شیرازی، ملا حسینقلی همدانی و شیخ محمد طه نجف به اتمام رساند و به درجه اجتهاد رسید.[۵] زمانی که شیخ موسی شراره عاملی، مرجع شیعیان در بنت جبیل لبنان، فوت کرد، اهالی آنجا به طور مکرر از آیت‌اللّه محمدحسین کاظمی تقاضا کردند تا سیدمهدی حکیم به دیار آنان عزیمت کند، از این‌رو سیدمهدی به عنوان عالم دین، عازم آن دیار شد.[۶] او در ۸ صفر ۱۳۱۲ درگذشت و در بنت‌جبیل به خاک سپرده شد. مهم‌ترین آثار به جامانده از او عبارت‌اند از:

  1. تحفةالعابدین، در نصایح و مواعظ؛
  2. معارف الاحکام در شرح شرایع‌الاسلام محقق حلی؛
  3. مبحث «حجیت قطع»، از منظومه الدُّرَةُ اَلمنظّمة اثر شیخ موسی شراره در اصول فقه؛
  4. رسالة التعادل و التراجیح.[۷]

فرزندان سیدمهدی حکیم

فرزند بزرگ سیدمهدی به نام سیدمحمود در ۱۲۹۸ در نجف به دنیا آمد. وی تحصیلات حوزوی خود را در این شهر زیرنظر علمایی مانند شیخ محمد طه نجف، حاج‌میرزا حسین خلیلی تهرانی، آخوند خراسانی، محمد سعید حبوبی، شیخ عبدالهادی شلیله، سید محمد کاظم طباطبائی یزدی و شیخ احمد آل‌کاشف‌الغطاء به پایان رساند و از استادان معروف فقه و اصول در حوزه نجف‌اشرف شد. سیدمحمود حکیم در ۱۳۷۵ از دنیا رفت از او آثاری به شکل حاشیه و تعلیقه بر کتابهای درسی فقه و اصول برجای‌ماند. پسرش سیدعبدالمجید عالم دین و از اساتید حوزه نجف بود که توسط عوامل بعثی در ۱۴ اسفند ۱۳۶۳ به شهادت رسید.[۸]

دیگر فرزند سیدمهدی که سیدهاشم نام داشت، در ۱۳۰۹ در بنت‌جبیل به دنیا آمد. تحصیلات حوزوی خود را در آنجا آغاز کرد، سپس برای ادامه تحصیل عازم نجف شد و زیر نظر استادان برادرش، سیدمحمود، پرورش یافت. سیدهاشم حکیم پس از آن به بنت‌جبیل بازگشت و به عنوان عالم دینی آن دیار به خدمات دینی و اجتماعی پرداخت. وی در ۲۸ بهمن ۱۳۳۴ در بنت‌جبیل از دنیا رفت. از او آثاری مانند: منتقی‌الاخبار، العقدالثمین و شذورالجواهر برجای مانده است. دو پسر او سیدعلی و سید مهدی در بنت جبیل ماندند و به تدریس علوم دینی و وعظ و ارشاد مردم پرداختند.[۹]

سیدمحسن حکیم

نوشتار اصلی: سید محسن حکیم

نامور‌ترین فرزند سیدمهدی و شاخص‌ترین فرد این خاندان، سید محسن حکیم مرجع تقلید شیعیان، است. وی، در مقام مرجع تقلید شیعیان، به سیاست توجه ویژه‌ای داشت و معتقد بود اگر سیاست را به معنای اصلاح امور بندگان خدا و تلاش برای ارتقای سطح زندگی آن‌ها در نظر بگیریم، رجال دین باید با تمام توان در این زمینه فعالیت نمایند. بر این اساس، وی در بسیاری از مسائل سیاسی روزگار خویش دخالت می‌کرد و فتوا می‌داد.[۱۰] فرزندان و نوادگان وی نیز به تبعیت از پدر، به ویژه با توجه به اوضاع سیاسی عراق، در صحنه سیاسی این کشور اثرگذار بوده‌اند. برخورد خشونت‌آمیز و همراه با قتل فرزندان افراد این خاندان در تاریخ سیاسی عراق بی‌سابقه است. سیدمحسن حکیم ده پسر و چهار دختر داشت. اسامی پسران وی چنین است: سیدیوسف، سیدمحمدرضا، سید محمدمهدی، سیدکاظم، سیدمحمدباقر، سیدعبدالهادی، سید عبدالصاحب، سیدعلاءالدین، سید عبدالعزیز، سیدمحمدحسین.[۱۱]

تأثیرگذار‌ترین شخصیت‌های سیاسی خاندان حکیم، در میان فرزندان سیدمحسن حکیم عبارت‌اند از:

سید یوسف حکیم

سید یوسف حکیم در ۱۳۲۷/۱۲۸۸ش در نجف به دنیا آمد. نزد پدرش و دیگر استادان حوزه درس خواند و سپس به تدریس و تألیف پرداخت. وی از اعضای اصلی «جمعیة مُنْتدی النشر» بود که با هدف اصلاح نظام درسی حوزه علمیه نجف در ۱۳۵۴/ ۱۳۱۴ش تأسیس شد. سیدیوسف عالمی باتقوا، فاضل و بهره‌مند از قریحه شعری بود.[۱۲]

مقبره خاندان حکیم در کنار کتابخانه آیت الله حکیم و مسجد هندی در نجف

وی پس از وفات پدرش از پذیرش پیشنهاد مرجعیت تقلید، با توجه به وجود استادان برجسته در حوزه نجف، امتناع کرد. او در حرم امام علی علیه‌السلام و مسجد هندی اقامه جماعت می‌نمود، اما پس از سخت‌گیریهای حکومت بر حوزه علمیه نجف خانه‌نشینی اختیار کرد و عزلت گزید. با این همه، حکومت بعثی عراق، برای مقابله با فعالیت‌های خاندان حکیم، او را نیز برای مدتی به زندان افکند. فشارهای روحی ناشی از به شهادت رسیدن تعداد زیادی‌از برادران، برادرزادگان، عموزادگان و نیز دو فرزندش (سیدکمال‌الدین، از مدرّسان حوزه نجف، سید عبدالوهاب) توسط رژیم بعث عراق در ۱۳۶۲ش، سبب بیماری وی در سال‌های آخر عمر شد. سید یوسف حکیم در رجب ۱۴۱۱/ ۱۳۶۹ش وفات کرد. برخی آثارش عبارت‌اند از: الخیارات، اَبحاثٌ فی التفسیر و بحث حول علم‌الاجمالی.[۱۳]

محمدمهدی حکیم

نوشتار اصلی: سید محمد مهدی حکیم

سید محمد مهدی حکیم (۱۳۱۴ش - ۱۳۶۶ش) از مبارزین و علمای عراق و پسر سوم سید محسن حکیم و از مؤسسان حزب‌ الدعوة الاسلامیة بود. سید محمدمهدی حکیم سه بار از سوءقصد نجات یافت، اما در ۲۷ دی ۱۳۶۶ که به دعوت جبهه اسلامی ملی سودان (الجبهة الاسلامیة القومیة) در این کشور حضور یافته بود، توسط عوامل بعثی به شهادت رسید.

محمد باقر حکیم

نوشتار اصلی: سید محمد باقر حکیم

سید محمدباقر حکیم (۱۳۱۸-۱۳۸۲) پنجمین فرزند سیدمحسن حکیم، از عالمان شیعه اهل عراق و رئیس و از بنیان‌گذران مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق بود. او از بنیانگذاران حزب الدعوة الاسلامیة نیز بود و سال‌ها با حزب بعث حاکم بر عراق مبارزه کرد. او بعد از آزادی از زندان مبارزه خود را از ایران دنبال کرد و در سال ۱۳۸۲ طی یک انفجار تروریستی در نجف به شهادت رسید.

عبدالهادی حکیم

سید عبدالهادی حکیم، فرزند سید محسن حکیم که در ۱۳۱۹ش در نجف به‌دنیا آمد. تحصیلات خود را در بغداد و سپس قاهره ادامه داد و در رشته شریعت اسلامی در ۱۳۵۶ش دکتری گرفت و در دانشکده اصول دین بغداد و دانشکده فقه (کلیةالفقه) نجف به تدریس مشغول شد. وی در ۱۴ اسفند ۱۳۶۳ توسط حکومت بعثی به شهادت رسید. آثاری از او بر جای مانده است.[۱۴] دو فرزندش سیدحسن و سیدحسین نیز در همان تاریخ دستگیر و شهید شدند.[۱۵]

عبدالصاحب حکیم

سید عبدالصاحب حکیم، دیگر فرزند سیدمحسن حکیم که در ۱۳۲۱ش در نجف به‌دنیا آمد. تحصیلات حوزوی را تحت نظر پدرش، سیدمحمدباقر حکیم، سیدمحمدباقر صدر و سپس سیدمحمد روحانی و سید ابوالقاسم خویی گذراند. در ۳۰سالگی به درجه اجتهاد رسید و به تدریس فقه و اصول و اخلاق پرداخت و تألیفاتی از خود برجای گذاشت. از جمله دو کتاب مُنْتَقی الاصول و المرتَقی الی‌الفقه‌الارْقی که هر دو تقریرات درس استادش سیدمحمد روحانی‌است و شرح کفایةالاصول. حکومت بعثی عراق، سیدعبدالصاحب حکیم را، در ۱۳۶۲ش به شهادت رساند.[۱۶]

علاءالدین حکیم

سید علاءالدین حکیم، دیگر فرزند سیدمحسن، در ۱۳۲۵ش در نجف به دنیا آمد و تحصیلات حوزوی خود را در آنجا به پایان رساند و سپس به تدریس مشغول شد. وی همچنین در اداره مدرسه دارالحکمه که پدرش آن را تأسیس کرده بود، فعالیت می‌نمود.[۱۷] وی در ۱۳۶۲ش به شهادت رسید.[۱۸]

محمدحسین حکیم

سید محمد حسین حکیم، یکی دیگر از فرزندان سیدمحسن حکیم در ۱۳۲۷ش در نجف به دنیا آمد و با تکمیل تحصیلات حوزوی، در حوزه نجف به تدریس پرداخت. او در ۱۳۶۲ش به شهادت رسید.[۱۹]

عبدالعزیز حکیم

نوشتار اصلی: سید عبدالعزیز حکیم

سید عبدالعزیز حکیم، دیگر فرزند سیدمحسن حکیم، پس از شهادت برادرش سیدمحمدباقر به ریاست مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق برگزیده شد و از فعالان عرصه سیاست در عراق بود. عبدالعزیز حکیم در روز چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۸ به علت ابتلای به سرطان ریه در تهران درگذشت و پس از تشییع در قم، برای خاک سپاری به نجف اشرف منتقل شد.[۲۰]

محمدسعید حکیم

سید محمد سعید حکیم، از مراجع کنونی نجف، از اعضای این خاندان و نوه دختری سیدمحسن حکیم است. وی نزد پدرش سیدمحمدعلی حکیم (داماد آیت‌اللّه حکیم و از علمای نجف) و سایر بزرگان حوزه نجف از جمله سیدمحسن حکیم، سید ابوالقاسم خویی و شیخ حسین حلّی درس خواند و سپس به تدریس، تألیف و اقامه جماعت در حرم امام علی(ع) پرداخت. وی مدت زیادی در زندان رژیم بعث عراق بود و پس از آزادی نیز تحت‌نظر حکومت قرار داشت. برخی آثارش، علاوه بر رساله‌های فتوایی، عبارت‌اند از: المحکَّم فی اصول الفقه؛ اصول‌العقیدة و فاجعةالطف: ابعادُ‌ها، ثمرات‌ها، توقیت‌ها.[۲۱]

افزون بر شهدای مذکور، بیش از ۲۵ تن دیگر از اعضای این خاندان، از جمله چند زن، شهید و شمار زیادی مفقودالاثر شده‌اند.

پانویس

  1. رجوع کنید به سراج، ص۲۱؛ عامری، ج ۱، ص۱۲۰
  2. امینی، ج ۱، ص۴۲۱۴۲۲؛ سراج، ص۲۱۲۲
  3. سراج، همانجا؛ امینی، ج ۱، ص۴۲۱؛ محمدحسین حرزالدین، ج ۲، ص۲۸۷۲۸۸
  4. برای نمونه رجوع کنید به حسینی‌اشکوری، ص۱۷، ۱۹
  5. عبیری، ص۳۰؛ امینی، ج ۱، ص۴۲۲
  6. محسن امین، ج ۱۰، ص۱۵۲؛ سراج، ص۲۳ ۲۴
  7. آقابزرگ طهرانی، ج ۳، ص۴۵۰، ج ۱۱، ص۳۱، ج ۱۳، ص۷۰۷۱، ج ۲۱، ص۱۸۹؛ محسن‌امین، همانجا
  8. محمد حرزالدین، ج ۳، ص۱۲۹۱۳۰، پانویس ۱؛ امینی، ج ۱، ص۴۲۲۴۲۳، ۴۲۹
  9. محمد حرزالدین، ج ۲، ص۱۹۲۱۹۳، پانویس ۲؛ امینی، ج ۱، ص۴۲۳، که تولد او را در نجف دانسته است
  10. عجلی، ص۱۱۳۱۱۶؛ علوی، ص۳۵۱۳۵۵
  11. سراج، ص۲۵؛ امینی، ج ۱، ص۴۲۳۴۲۴
  12. امینی، ج ۱، ص۴۲۵؛ بَهادلی، ص۳۱۲۳۱۴؛ غروی، ج ۲، ص۵۸۱
  13. امینی، همانجا؛ غروی، ج ۲، ص۳۰، ۵۱۶، ۵۸۱۵۸۲
  14. علوی، ص۳۸۲۳۸۳؛ حسن امین، ج ۱، ص۹۲؛ امینی، ج۱، ص۴۳۱
  15. غروی، ج ۲، ص۵۸۱
  16. حسن امین، ج ۱، ص۹۱؛ امینی، ج ۱، ص۴۳۲
  17. حسن امین، ج ۱، ص۹۲؛ احمد راسم نفیس، ص۳۵۳۶
  18. غروی، ج ۲، ص۵۱۴
  19. همانجا‌ها
  20. نگاهی به زندگینامه سید عبدالعزیز حکیم
  21. امینی، ج ۱، ص۴۲۹؛ عمرو، ص۱۴۳۱۴۶؛ غروی، ج ۲، ص۵۱۷، ۵۶۷

منابع

  • آقابزرگ طهرانی
  • عادل ادیب و حسین موسوی، حزب الدعوه اسلامی عراق: پیشینه تاریخی و اندیشه سیاسی، تهران، ۱۳۸۳ش.
  • احمد راسم نفیس، الشیعة فی العراق بین الجذور الراسخة و الواقع المتغیر: رویة شیعیة، قاهره، ۲۰۰۵م.
  • اسحاق نقاش، شیعةالعراق، قم، ۱۳۷۷ش.
  • حسن امین، مستدرکات اعیان‌الشیعة، بیروت، ۱۴۰۸-۱۴۱۶/ ۱۹۸۷-۱۹۹۶.
  • محسن امین؛ محمد هادی امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، نجف، ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
  • علی بَهادلی، الحوزة العلمیة فی‌النجف: معالم‌ها و حرکت‌ها الاصلاحیة، ۱۳۳۹-۱۴۰۱ه / ۱۹۲۰۱۹۸۰م، بیروت، ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
  • محمد حرزالدین، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، قم، ۱۴۰۵ق.
  • محمدحسین حرزالدین، تاریخ النجف الاشرف، هَذَّبه وزاد علیه عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، قم، ۱۳۸۵ش.
  • احمد حسینی اشکوری، الامام الحکیم السید محسن الطباطبائی، نجف، ۱۳۸۴ق.
  • محمد باقر حکیم، الاربعة عشر مناهج و رؤی، قم، ۱۴۲۵الف.
  • محمد باقر حکیم، الحکم الاسلامی بین النظرّیة و التطبیق، قم، ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
  • محمد باقر حکیم، الوحدة الاسلامیة من منظور الثقلین، قم، ۱۴۲۵ب.
  • صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق، ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
  • عادل رؤوف، عراق بلاقیادة: قراءة فی ازمة القیادة الاسلامیة الشیعیة فی العراق الحدیث، دمشق، ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
  • عدنان ابراهیم سراج، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹-۱۹۷۰م، بیروت، ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
  • ثامر عبدالحسن عامری، موسوعة انساب العشائر العراقیة: السادة العلویون، ج۱، بیروت، ۲۰۰۴م.
  • محمد عباسی، من زاخو الی کربلاء: قصة المؤامرة علی الثورة الشعبیة فی‌العراق، قاهره، ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
  • عباس عبیری، سیدمحسن حکیم: مرزبان حوزه نور، تهران، ۱۳۷۵ش.
  • شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، لندن، ۲۰۰۰م.
  • حسن علوی، الشیعة و الدولة القومیة فی‌العراق: ۱۹۱۴ ۱۹۹۰، قم، بی‌تا.
  • یوسف عمرو، علماء عرفتهم، بیروت، ۱۴۲۷/۲۰۰۶.
  • محمد غروی، مع علماء النجف الاشرف، بیروت، ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
  • فرهاد ابراهیم، الطائفیة و السیاسة فی العالم العربی: نموذج الشیعة فی العراق، قاهره، ۱۹۹۶م.

پیوند به بیرون