پرش به محتوا

بتریه

از ویکی شیعه
اطلاعات کلی
سال تأسیسقرن دوم هجری قمری
گستره جغرافیاییکوفه
اطلاعات دینی
از فرقه‌هایشیعه
باورهاضمن پذیرش افضلیت امام علی(ع) معتقد به خلافت ابوبکر و عمر، انکار رجعت
رهبران/امامانکثیرالنَّواء، حسن بن صالح بن حی، سالم بن ابی‌حفصه، حکم بن عتیبه، سلمة بن کهیل و ثابت حداد


بُتریه یا بَتْریّه (اَبْتَریّه)، از فرقه‌های منسوب به زیدیه است که صالحیه نیز نامیده می‌شود. بتریه با اینکه امام علی(ع) را برتر از دیگران می‌دانستند، ولی خلافت ابوبکر و عمر را مشروع می‌دانستند؛ چرا که معتقد بودند، امام علی(ع) به اختیار خود با آنان بیعت کرده است. با این حال، آنان با عثمان، طلحه و زبیر رابطه خوبی نداشتند و آنها را نکوهش می‌کردند. بتریه معتقد بودند، منصب امامت به شخص خاصی که از جانب خدا انتخاب شده باشد، اختصاص ندارد، بلکه برگزیدگان امت می‌توانند هر یک از فرزندان امام حسن(ع) یا امام حسین(ع) را که به انجام امر به معروف و نهی از منکر قیام کند، به این منصب برگزینند.

بتریه در برخی باورها به اهل‌سنت نزدیک بودند و عصمت، رجعت و علم ویژه امام را انکار می‌کردند. شهرستانی نویسنده کتاب المِلل و النَّحَل نیز آنان را در اصول پیرو معتزله و در فروع عمدتاً پیرو ابوحنیفه دانسته است. رهبران این فرقه، مانند کثیر النواء، حسن بن صالح بن حیّ و سالم بن ابی‌حفصه، در مناسبات فکری و اجتماعی کوفه اثرگذار بودند.

شکل‌گیری و گسترش بتریه

(بَتْرِیَّه، أَبْتَرِیَّه) از فرقه‌های منسوب به زیدیه[۱] که آنها را صالحیه[۲] (منسوب به حسن بن صالح از شخصیت‌های برجسته این گروه)[۳] نیز می‌خواندند. از پیروان بتریه می‌توان به کَثِیرُ النَّواء، حسن بن صالح بن حیّ، سالم بن ابی‌حَفْصَةَ، حَکَمُ بْنُ عُتَیْبَةَ، سَلَمَةُ بْنُ کُهَیل و ثابت حَدَّاد اشاره کرد.[۴]با این حال، بر اساس روایتی که از رجال کشی، نقل شده، زید بن علی برخی از سران بتریه را نکوهش کرده و از آنان بیزاری جسته است؛[۵] ازاین‌رو، برخی محققان در انتساب بتریه به زیدیه تردید کرده‌اند.[۶] برخی پژوهشگران دیگر نیز با استناد به برخی روایات و نقل‌های تاریخی، شکل‌گیری جریان بتریه را پیش از قیام زید بن علی دانسته‌اند.[۷] در مقابل، گفته شده بتریه پس از قیام زید بن علی و کشته‌شدن او، امامت زید را پذیرفتند و به جریان زیدیه پیوستند.[۸]

برخی پژوهشگران با بررسی شخصیت‌های مهم این فرقه، بتریه را بخشی از جریان حدیثی کوفه دانستند که در طول عمر کوتاهشان نقش فعال و اثرگذاری در مناسبات فکری و فرهنگی داستند.[۹] به گفته آنان، عالمان و فقیهان این فرقه با برخورداری از شهرت، زهد و تواضع، در گسترش بتریه و تقویت جایگاه اجتماعی آن نقش مهمی داشتند؛[۱۰] به‌گونه‌ای که شمار قابل توجهی از مردم کوفه به این فرقه گرایش یافتند.[۱۱] به گفته برخی پژوهش‌گران، میانه‌روی آنها در باورهای شیعه و سنی موجب شد، آنان جایگاه ویژه‌ای بیابند.[۱۲] چنان‌که گفته شده، بسیاری از روایات شیعیان درباره منزلت امام علی(ع) و نیز بسیاری از روایات اهل‌سنت درباره منزلت ابوبکر و عمر را راویان بتری نقل کرده‌اند.[۱۳]

حضور امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در مدینه و دوری آنها از پیروان‌شان موجب شد برخی شیعیان نص‌گرا، برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های خود به رهبران بتریه مراجعه کنند؛ چرا که آنان در کوفه جایگاه علمی و اجتماعی داشتند.[۱۴] عالمان بتریه نیز از ارتباط خود با امامان شیعه به سود خود بهره می‌بردند و گاه سخنان جعلی را به آنان نسبت می‌دادند که به گسترش اندیشه بتریه و کم‌رنگ‌شدن اندیشه امام باقر(ع) و امام صادق(ع) می‌انجامید.[۱۵] از سوی دیگر، بزرگان بتریه به یکسان بودن مقام پیشوایان امامیه معتقد نبودند و جایگاه علمی امام صادق(ع) را به اندازه جایگاه پدرشان نمی‌دانستند ازاین‌رو، ارتباط گسترده‌ای که میان امام باقر(ع) و سالم بن ابی‌حفصه (از بزرگان بتریه) وجود داشت، در دوره امام صادق(ع) قطع شد.[۱۶]

درباره نامگذاری این فرقه به بتریه دیدگاه‌های مختلفی ذکر شده است؛ مثلا گفته شده «ابتر» لقب کَثِیرُ النَّواء بود؛[۱۷] و یا گفته شده، زید بن علی(ع) پیروان این گروه را به‌سبب گسستن امر اهل‌بیت(ع)، «بتریه» نامیده است.[۱۸]

سیره صادقین(ع) در تعامل با بتریه

برخی پژوهشگران معتقدند، امامان شیعه با پیروان بتریه مقابله می‌کردند[۱۹] و از شبهات مختلف بتریه در موضوعات مختلف[۲۰] پاسخ می‌دادند.[۲۱] آنان گاهی از اندیشه‌های بتریه پاسخ‌های مستدل ارائه داده[۲۲] و گاهی با هدف جلوگیری از اختلاف و تنش[۲۳] از گفت‌وگو با آنان پرهیز می‌نمودند.[۲۴] با این حال گفته شده، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در مواضعی نیز با تقیه با آنان رفتار می‌کردند.[۲۵] به گفته توحیدی‌نیا، پژوهشگر، سیره این دو امام(ع)

عقاید

بتریه از جریان‌های شیعی متمایل به اهل‌سنت دانسته شده‌اند که با وجود اعتقاد به برتری امام علی(ع)، خلافت ابوبکر و عمر را نیز مشروع می‌شمردند.[۲۶] به باور آنان، امام علی(ع) با رضایت و اختیار خود با آن دو بیعت کرد و حکومت را به آنان واگذار نمود؛ ازاین‌رو، خلافتشان مشروع بود.[۲۷] در مقابل، آنان عثمان، طلحه و زبیر را نکوهش کرده،[۲۸] درباره مؤمن یا کافرشمردن عثمان توقف کرده بودند.[۲۹] برخی محققان با استناد به روایتی از کافی[۳۰] به تأثیر اندیشه مرجئه بر بتریه اشاره کرده و آنها را مرجئۀ شیعه نامیده‌اند.[۳۱] به گفته برخی محققان، بتری‌ها با پذیرش هم‌زمان ولایت اهل‌بیت(ع) و ولایت دشمنان آنان به بهانه وحدت اسلامی، مکتب و آرمان اهل‌بیت(ع) را که بر دو اصل ولایت و برائت استوار است، ناقص و ناتمام کرده و اصل برائت را کنار گذاشته‌اند.[۳۲] به گفته برخی محققان، بتریه از نخستین گروه‌هایی بودند که حق ائمه(ع) را کاهش دادند.[۳۳] بتریه علاوه بر محدود دانستن علم امام(ع)، عصمت امام(ع) را نیز انکار می‌کردند.[۳۴]

در اندیشه بتریه، امامت به فردی معین که از سوی خداوند یا پیامبر(ص) تعیین شده باشد، اختصاص نداشت؛ بلکه برگزیدگان امت از راه شورا امام را انتخاب می‌کردند.[۳۵] آنان معتقد بودند هر یک از فرزندان امام حسن(ع) یا امام حسین(ع) که عالم، زاهد و شجاع باشد[۳۶] و برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کند، شایستگی امامت دارد.[۳۷] برخی از آنان زیبایی چهره را نیز از شرایط امامت می‌دانستند.[۳۸] به اعتقاد آنان در صورت وجود هم‌زمان دو فرد واجد شرایط برای امامت، بر اساس افضیلت، زاهدتر بودن و در صورت تساوی در این دو خصلت، به استواری رأی و توانایی اداره امور، یکی بر دیگری مقدم می‌شد.[۳۹] آنان درباره جواز امامت هم‌زمان چند نفر نیز اختلاف داشتند؛ برخی آن را جایز نمی‌دانستند و گروهی دیگر، وجود دو یا چند امام را در شهرهای نزدیک به یکدیگر مجاز می‌شمردند.[۴۰]

بتریه امامت فرد مفضول (کسی که در فضیلت از فرد دیگری پایین‌تر است) را در این شرایط جایز می‌دانستند: مصلحت امت، حفظ وحدت و جلوگیری از اختلاف و خون‌ریزی؛[۴۱] البته با این شرط که شخص مفضول نیز از دانش و فضیلت برخوردار باشد یا به انجام رفتارهای ناپسند و اعمال شبهه‌دار معروف نباشد.[۴۲] انکار رجعت از دیگر دیدگاه‌های منسوب به بتریه است.[۴۳]

شهرستانی نویسنده المِلل و النَّحَل بتریه زمان خود را در اصول پیرو معتزله و در فروع عمدتاً پیرو ابوحنیفه دانسته و به موافقت آنان با شافعی و شیعه در برخی مسائل اشاره کرده است.[۴۴] جواز نوشیدن نَبیذ (شراب ساخته‌شدن از خرما) و خوردن مارماهی از دیدگاه‌های فقهی منسوب به بتریه است.[۴۵]

رهبران بتریه

کثیرالنواء، حسن بن صالح بن حیّ و سالم بن ابی‌حفصه از رهیران بتریه به‌شمار آمده‌اند.

حسن بن صالح بن حی

حسن بن صالح بن حیّ (۱۰۰-۱۶۸ق) از فقیهان، متکلمان[۴۶] و از عالمان زیدیه و سران بُتریّه بود.[۴۷] او با اینکه با چهار امام شیعه هم‌دوران بود، اما تنها از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) روایت نقل کرده است.[۴۸] عالمان علم رجال، درباره اعتماد به روایات او اختلاف نظر دارند؛ برخی او را ثقه[۴۹] و برخی دیگر ضعیف دانسته‌اند.[۵۰] به گفته مورخان، او به همراه عیسی بن زید بن علی بر ضد مهدی عباسی قیام کرد،[۵۱] و هفت سال به‌صورت پنهانی زندگی کرد.[۵۲] گفته شده، شهرت و اهمیت این فرقه نتیجه مبارزات و اندیشه حسن بن صالح است.[۵۳]

کثیرالنواء

کثیر بن قاروند یا کاروند، معروف به کثیر النوّاء از دیگر رهبران بتریه است[۵۴] که از سرگذشت او گزارش زیادی وجود ندارد.[۵۵] کشّی از رجال‌شناسان شیعه با استناد به سخنی از امام باقر(ع)، با تطبیق با آیه ۷ سوره بقره بر کثیر النَّوَّاء او را از گمراهانی شمرده که دیگران را نیز گمراه کرده‌ است.[۵۶] همچنین در روایتی آمده است که امام صادق(ع) از کثیر النَّوَّاء بیزاری جسته است.[۵۷] در گزارشی دیگر، وی را در شمار دروغ‌گویان، تکذیب‌کنندگان و کافرانی قرار داده که مشمول لعن الهی است.[۵۸] به گفته برخی پژوهشگران، کثیر النواء به تخریب امامیه اقدام می‌کرد و آنها را به‌عنوان گمراهان از اسلام یاد کرده که اسلام را به بیراهه می‌برند.[۵۹] در برخی منابع رجالی، نام او را در شمار روایان از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) قرار گرفته است.[۶۰]

سلمة بن کهیل

سَلَمه بن کُهَیل از محدثان و فقهای کوفه و از پیروان بَتریّه بود که با زید بن علی بیعت کرد، اما با قیام وی مخالفت داشت. او را در شمار راویان امام سجاد(ع)[۶۱] و امام باقر(ع)[۶۲] و امام صادق(ع)[۶۳] نیز برشمرده‌اند. گفته شده در منابع سنی مذهب، ۲۵۰ حدیث از وی نقل شده است.[۶۴] عالمان علم رجال شیعه، درباره اعتماد به روایات او دیدگاه یکسانی ندارند، برخی به روایات او اعتماد کرده،[۶۵] برخی دیگر به نکوهش او پرداخته‌اند.[۶۶]

بتریه در زمان ظهور

در برخی روایات، از انحراف بتریه[۶۷] و رویارویی آنان با امام زمان(ع) هنگام ظهور سخن گفته شده است. در یکی از این روایات، از جنگ امام زمان(ع) با گروهی از بتریه در کوفه و کشته‌شدن آنان خبر داده شده است.[۶۸] برخی پژوهشگران، با استناد به روایات، بتریه را جریانی فکری دانسته‌اند که ملاک اصلی انتساب به آن، برائت نجستن از دشمنان اهل‌بیت(ع) است، نه لزوماً ارتباط تشکیلاتی با بتریه عصر زید شهید.[۶۹] بر این اساس، ممکن است برخی افراد در عصر ظهور، با وجود بیزاری از غاصبان خلافت، به‌دلیل همراهی با سفیانی و برائت نجستن از او، بتریه شمرده شوند.[۷۰]

پانویس

  1. ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۲۲ و ۲۲۳.
  2. ↑ مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۵ش، ص۹.
  3. ↑ جلالی‌‌مقدم، «ابتریه»، ص۳۵۶.
  4. ↑ نوبختی، فرق الشیعة، ۱۴۳۹ق، ص۹۱.
  5. ↑ کشی، رجال کشی، ۱۴۰۹ق، ص۲۳۶.
  6. ↑ زریاب، «بتریه»، ص۲۳۲.
  7. ↑ رضوی و کاجی، «بتریه و اندیشه تقصیر»، ص۱۵۲؛ زریاب، «بتریه»، ص۲۳۲.
  8. ↑ زریاب، «بتریه»، ص۲۳۳.
  9. ↑ توحیدی‌نیا، «واکاوی چگونگی تعامل امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با فرقه بتریه»، ص۱۲۶.
  10. ↑ توحیدی‌نیا، «واکاوی چگونگی تعامل امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با فرقه بتریه»، ص۱۲۸.
  11. ↑ توحیدی‌نیا، «واکاوی چگونگی تعامل امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با فرقه بتریه»، ص۱۲۹.
  12. ↑ جلالی‌مقدم، «ابتریه»، ص۳۵۶.
  13. ↑ توحیدی‌نیا، «واکاوی چگونگی تعامل امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با فرقه بتریه»، ص۱۲۸.
  14. ↑ توحیدی‌نیا، «واکاوی چگونگی تعامل امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با فرقه بتریه»، ص۱۳۲.
  15. ↑ توحیدی‌نیا، «واکاوی چگونگی تعامل امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با فرقه بتریه»، ص۱۲۹.
  16. ↑ توحیدی‌نیا، «واکاوی چگونگی تعامل امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با فرقه بتریه»، ص۱۳۱.
  17. ↑ اشعری، مقالات الإسلاميين واختلاف المصلين، ۱۴۰۰ق، ص۶۸.
  18. ↑ کشی، رجال الكشی، ۱۴۰۹ق، ص۲۳۶.
  19. ↑ توحیدی‌نیا، «واکاوی چگونگی تعامل امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با فرقه بتریه»، ص۱۳۴ و ۱۳۷.
  20. ↑ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۷۰.
  21. ↑ توحیدی‌نیا، «واکاوی چگونگی تعامل امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با فرقه بتریه»، ص۱۳۷.
  22. ↑ طبرسی، مکارم الاخلاق، ۱۴۱۲ق، ص۱۱۶.
  23. ↑ توحیدی‌نیا، «واکاوی چگونگی تعامل امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با فرقه بتریه»، ص۱۳۴.
  24. ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۳۲.
  25. ↑ توحیدی‌نیا، «واکاوی چگونگی تعامل امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با فرقه بتریه»، ص۱۳۶.
  26. ↑ زریاب، «بتریه»، ص۲۳۳.
  27. ↑ نوبختی، فرق الشیعة، ۱۴۳۹ق، ص۴۰.
  28. ↑ نوبختی، فرق الشیعة، ۱۴۳۹ق، ص۹۱.
  29. ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۷.
  30. ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۸۵.
  31. ↑ رضوی و کاجی، «بتریه و اندیشه تقصیر»، ص۱۵۲ و ۱۵۶.
  32. ↑ کورانی، دجال البصرة أحمد إسماعيل كويطع، دار المحجة البيضاء، ص۸۱.
  33. ↑ رضوی و کاجی، «بتریه و اندیشه تقصیر»، ص۱۴۷.
  34. ↑ رضوی و کاجی، «بتریه و اندیشه تقصیر»، ص۱۵۲ و ۱۵۳.
  35. ↑ حمیری، الحور العین، ۱۹۴۸م، ص۱۵۱.
  36. ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۸.
  37. ↑ نوبختی، فرق الشیعة، ۱۴۳۹ق، ص۹۱.
  38. ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۸.
  39. ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۸ و ۱۸۹.
  40. ↑ حمیری، الحور العین، ۱۹۴۸م، ص۱۵۱.
  41. ↑ حمیری، الحور العین، ۱۹۴۸م، ص۱۵۱.
  42. ↑ حمیری، الحور العین، ۱۹۴۸م، ص۱۵۱.
  43. ↑ اشعری، مقالات الإسلاميين واختلاف المصلين، ۱۴۰۰ق، ص۶۹.
  44. ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۹.
  45. ↑ مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۵ش، ص۱۰.
  46. ↑ جلالی‌مقدم، مسعود، «ابتریه»، ص۳۵۷.
  47. ↑ شیخ طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۸۱ش، ص۱۱۳؛ ابن‌ندیم، الفهرست، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۲۱.
  48. ↑ جوادی آملی، رجال تفسیری، ۱۳۹۹ش، ص۵۴۰.
  49. ↑ امین، أعيان الشيعة، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۱۲۱.
  50. ↑ علامه حلی، خلاصة الأقوال، ۱۴۱۷ق، ص۳۳۷.
  51. ↑ سبحانی تبریزی، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۳۱.
  52. ↑ جلالی‌مقدم، «ابتریه»، ص۳۵۷.
  53. ↑ جلالی‌مقدم، «ابتریه»، ص۳۵۷.
  54. ↑ شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۷، ص۵۵۹.
  55. ↑ جلالی‌‌مقدم، «ابتریه»، ص۳۵۷.
  56. ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۵۰۹.
  57. ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۵۰۹.
  58. ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۴۹۶.
  59. ↑ توحیدی‌نیا، «واکاوی چگونگی تعامل امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با فرقه بتریه»، ص۱۳۲.
  60. ↑ شیخ طوسی، رجال الطوسی، ۱۴۲۷ق، ص۱۴۴ و ۲۷۴.
  61. ↑ شیخ طوسی، رجال الطوسی، ۱۴۲۷ق، ص۱۱۴.
  62. ↑ شیخ طوسی، رجال الطوسی، ۱۴۲۷ق، ص۱۱۴ و ۱۳۶.
  63. ↑ شیخ طوسی، رجال الطوسی، ۱۴۲۷ق، ص۲۱۹.
  64. ↑ ذهبی، تاريخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۱۲۰؛ حافظ مزی، تهذيب الكمال، ۱۴۰۰ق، ج۱۱، ص۳۱۵.
  65. ↑ علامه حلی، رجال العلامة، ۱۴۰۲ق، ص۱۹۲؛ ابن‌داود حلی، کتاب الرجال، ۱۳۹۲ق، ص۱۰۵.
  66. ↑ ابن‌داود حلی، کتاب الرجال، ۱۳۹۲ق، ص۲۴۷.
  67. ↑ شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ۱۴۱۳ق، ج‏۴، ص۵۴۴.
  68. ↑ شیخ مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۸۴؛  طبری، دلائل الإمامة، ۱۴۱۳ق، ص۴۵۵.
  69. ↑ «بتریة عصر الظهور فی مواجهة الاصلاح العالمی»، ص۱۲ و ۱۳.
  70. ↑ «بتریة عصر الظهور فی مواجهة الاصلاح العالمی»، ص۱۲.

منابع

  • ابن‌داود حلی، حسن بن علی، کتاب الرجال، تحقیق سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف، المعطبة الحیدریة، ۱۳۹۲ق.
  • ابن‌ندیم، محد بن اسحاق، الفهرست، تحقیق رمضان ابراهیم، بیروت، دار المعرفة، چاپ دوم، ۱۴۱۷ق.
  • اشعری، ابوالحسن، مقالات الإسلاميين واختلاف المصلين، آلمان - ویسبادن، فرانتس شتاینر، چاپ سوم، ۱۴۰۰ق.
  • امین، محسن، أعيان الشيعة، تحقیق حسن امین، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
  • «بتریة عصر الظهور فی مواجهة الاصلاح العالمی»، مجله الانتظار (عراق)، شماره ۱۴، ۱۴۴۵ق.
  • توحیدی‌نیا، روح الله، «واکاوی چگونگی تعامل امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با فرقه بتریه» ، فصلنامه تاریخ اسلام، سال پانزدهم، شماره ۲ (مسلسل ۵۸)، تابستان ۱۳۹۳ش.
  • جلالی‌مقدم، مسعود، «ابتریه»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۲، تهران، ۱۳۷۴ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری، قم، اسراء، چاپ اول، ۱۳۹۹ش.
  • حافظ مزی، يوسف بن عبد الرحمن، تهذيب الكمال في أسماء الرجال، تحقیق بشار عواد معروف، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، ۱۴۰۰ق.
  • حمیری، نشوان بن سیعد، الحور العین، محقق: مصطفی کمال، قاهره، مکتبة الخانجی، ۱۹۴۸م.
  • ذهبی، محمد بن احمد، تاريخ الإسلام و وفيات المشاهير و الأعلام، بیروت، دار الكتاب العربي، ۱۴۰۹ق.
  • رضوی، رسول و قاسم کاجی، «بتریه و اندیشه تقصیر»، فصلنامه فلسفه و الاهیات، سال بیست و یکم، شماره۲، تابستان ۱۳۹۵ش.
  • زریاب، عباس، «بتریه» در دانشنامه جهان اسلام، ج۲، تهران، بنیاد دایرة المعارف اسلامی، ۱۳۷۵ش.
  • سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، قم مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
  • شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم، جامعة المدرسین، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، محقق: علی حسن فاعور و امیر علی مهنا، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۱۵ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، تصحیح: علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن الحسن، رجال الطوسی، مصحح: جواد قيومى اصفهانى، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجامعة المدرسین، چاپ سوم، ۱۴۲۷ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم، موسسة النشر الاسلامی، چاپ سوم، ۱۳۸۱ش.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، مصحح: مؤسسة آل البیت(ع)، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، الشریف الرضی، چاپ چهارم، ۱۴۱۲ق.
  • طبری، محمد بن جریر، دلائل الإمامة، تحقیق: قسم الدراسات الإسلامیة مؤسسة البعثة، قم، مؤسسة البعثة، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، خلاصة الأقوال فی معرفة الرجال، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، شیراز، مرکز حافظ شناسی، ۱۴۱۷ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال العلامة الحلي، تصحیح محمد صادق بحر العلوم، قم، الشريف الرضي، ۱۴۰۲ق.
  • کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفة الرجال، تحقیق محمد بن الحسن طوسی و تصحیح حسن مصطفوی، مشهد، مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، ۱۴۰۹ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح، علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران،‌ دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • کورانی، علی، دجال البصرة أحمد إسماعيل كويطع، المسمى نفسه الإمام أحمد الحسن، بی‌جا، دار المحجة البيضاء، بی‌تا.
  • مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵ش.
  • نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعة، محقق: محمدکاظم موسوی، کربلا، مجمع‌ الاما‌م‌ الحسین‌ علیه‌السلام‌ العلمی‌ لتحقیق‌ التراث‌ اهل‌ البیت‌ علیهم‌السلام، ۱۴۳۹ق.