حجیت ظن
حجیت ظن، به این معناست که بتوان بر اساس «ظن» بهعنوان دلیلی معتبر عمل کرد؛ بهگونهای که اگر مطابق واقع باشد، عمل صحیح و اگر خطا باشد، فرد معذور باشد. ظن حالتی است که در آن، احتمال درستی یک نظر از احتمال نادرستی آن بیشتر است، اما به یقین نمیرسد.
حجیت ظن از مباحث مهم علم اصول فقه است؛ زیرا بسیاری از احکام شرعی از طریق ادلهای به دست میآیند که یقینآور نیستند. اصل اولیه نزد اصولیان این است که ظن بهخودیخود حجت نیست و برای معتبر دانستن آن باید دلیل عقلی یا شرعی وجود داشته باشد.
اصولیان ظنی که برای حجیت آن دلیل قطعی شرعی و عقلی وجود داشته باشد را «ظن خاص» نامیدهاند. مانند خبر واحد و ظواهر الفاظ. در مقابل آن، «ظن مطلق» وجود دارد که دلیلی خاص بر اعتبار نیست و حجیت آن در چارچوب دلیل انسداد بررسی میشود. ظن همچنین به شخصی، یعنی مختص یک فرد، و نوعی، یعنی مورد اعتنای عموم مردم، تقسیم میشود.
در اعتقادات بنیادین، مانند توحید، نبوت و معاد، بیشتر عالمان معتقدند صرف ظن کافی نیست؛ زیرا هدف، شناخت حقیقت و دستیابی به اعتقادی موجه است. بنابراین، حجیت ظن در احکام فقهی لزوماً به معنای حجیت آن در اصول اعتقادی نیست.
مفهومشناسی
از نظر اصولیان، منظور از حجیت ظن، درست بودن تمسک به ظن برای دستیابی به حکم واقعی شرعی در جایی است که دسترسی به واقع وجود ندارد که لازمهاش این است که اگر مطابق واقع باشد، نباید با آن مخالفت شود و چنانچه با واقع مطابق نباشد، عمل به آن عذرآور و موجب مصونیت از عقاب اخروی است[۱]
ظن، در مقابل قطع، حالتی است که در آن، احتمال یک طرف بر احتمال طرف دیگر برتری دارد، اما این برتری به حد یقین نمیرسد.[۲]
جایگاه و اهمیت
از آنجا که بیشتر ادلهای که فقها برای استنباط حکم شرعی بدان استناد میکنند ظنیاند و در بسیاری از مسائل فقهی، دستیابی به علم و یقین امکانپذیر نیست، بررسی اعتبار ظن و شرایط حجیت آن اهمیت فراوانی مییابد؛ زیرا فقیه برای استنباط حکم شرعی باید بداند در چه مواردی میتواند به ظن حاصل از ادلهای مانند خبر واحد، ظهورات الفاظ و سایر امارات معتبر استناد کند.[۳]
بنابراین، بحث از ظن و حجیت آن نهتنها از مباحث محوری علم اصول فقه به شمار میرود، بلکه تأثیر مستقیمی بر فرایند استنباط احکام شرعی و چگونگی دستیابی به وظیفه عملی مکلفان دارد.[۴] لذا اصولیان در کنار مبحث قطع و شک در مسائل علم اصول، بخش مفصلی را به بحث درباره ظن و حجیت و اقسام و مصادیق آن که در طریق استنباط حکم شرعی قرار میگیرند، اختصاص دادهاند.[۵]
اصل اولی در حجیت ظن
از نظر اصولیان اصل اولی درباره ظن این است که ذاتاً حجت نیست و باید حجیت خود را از جای دیگری دریافت کند.[۶] بهگفته مکارم شیرازی در کتاب انوار الاصول، این مسئله مورد اجماع و اتفاق عقلاء است.[۷] همچنین برای اثبات آن به برخی آیات مانند آیه ۳۶ سوره یونس و آیه ۲۸ سوره نجم، استناد شده که از پیروی کردن از ظن و گمان نهی کردهاند.[۸]
اصولیان بر این باورند که برخی ظنون به واسطه دلیل عقلی و دلیل شرعی از دایره شمول حرمت عمل به ظن خارج شدهاند،[۹] با این حال بهگفته ملااحمد نراقی در کتاب عوائد الایام، گروهی از اخباریها بر این باورند که هیچ ظنی از شمول اصل اولیه که همان حرمت است خارج نشده و اساساً ظن حجیت ندارد.[۱۰]
مراحل بحث از حجیت ظن
اصولیان درباره مسئله حجیت ظن در دو مرحله بحث میکنند:[۱۱]
امکان تعبد به ظن
منظور از امکان تعبد به ظن این است که هرگاه مکلف بخواهد عملی را براساس یکی از ظنون مثل خبر واحد انجام بدهد، بتواند به شارع نسبت بدهد و بگوید چون که شارع دستور داده است، پس مکلف بدون چون و چرا، در مقام عبودیت به آن عمل میکند.[۱۲] بهگفته شیخ انصاری، دیدگاه مشهور این است که تعبد به ظن و عمل براساس آن ممکن است و حجیت دارد.[۱۳] با این حال، عالمانی مانند ابن قبه رازی با آن مخالفت کردهاند.[۱۴]
وقوع تعبد به ظن
پس از اثبات امکان حجیت یا تعبد به ظن این مسئله مطرح میشود که آیا شارع به برخی از ظنها حجیت داده است یا خیر.[۱۵] اصولیان بر این باورند که شارع به برخی از ظنون حجیت داده و آنها را از اصل کلی حرمت عمل به ظن خارج کرده است که به آنها «ظن خاص» گفته میشود. بنابراین، منظور از ظن خاص، هر ظنی است که برای حجیت آن دلیل قطعی از راه عقل و نقل اقامه شده است.[۱۶] مانند ظن حاصل از خبر واحد عادل یا ثقه یا ظنی که از راه شهرت به دست میآید.[۱۷]
غیر از خبر واحد، اموری مانند ظواهر کتاب، شهرت فتوایی، اجماع منقول به خبر واحد و قول لغوی از جمله ظنونیاند که جزو ظنون خاص به شمار رفته و شارع به آنها حجیت داده است.[۱۸]
اقسام ظن
غیر از ظن خاص که حجیت آن بهواسطه دلیل قطعی عقلی و نقلی بهدست میآید، اصولیان اقسام دیگری برای ظن بیان کردهاند:[۱۹]
ظن مطلق
ظن مطلق، در مقابل ظن خاص، ظنی است که دلیل خاصی از عقل و نقل بر حجیت آن اقامه نشده است و اعتبارش صرفاً از راه دلیل انسداد به دست میآید که به آن ظن انسدادی نیز گفته میشود.[۲۰]
برپایه دلیل انسداد: ۱) اجمالاً میدانیم که احکام واقعی بسیاری در شریعت وجود دارد که مکلفان باید به آن عمل کنند؛ ۲) باب علم یا دسترسی به قطع و یقین نسبت به بسیاری از این احکام شرعی مسدود است؛ ۳) باب علمی یا دسترسی به راههای معتبر شرعی نیز برای شناخت احکام، کافی نیست؛ ۴) از طرفی نمیتوان در همه احکام احتیاط کرد و از طرفی دیگر نمیتوان از عمل به احکام شرعی دست کشید؛ ۵) بنابراین عقل بهطور مستقل حکم میکند که باید به هر ظنی که برای حجیت آن دلیل شرعی خاصی ارائه نشده و یا به عبارتی دیگر، به مطلق ظن عمل نمود، پس مطلق ظن حجیت پیدا میکند.[۲۱]
ظن شخصی و ظن نوعی
ظن شخصی آن نوع ظنی است که تنها برای شخص حاصل میشود، در مقابل، ظن نوعی ظنی است که برای نوع عقلاء و بیشتر مردم پدید میآید. مانند ظنی که از راههای معتبر مثل خبر واحد عادل، شهرت و اجماع منقول به خبر واحد به دست میآید.[۲۲] از نظر اصولیان، حجیت ظن نوعی به سبب همین اعتنایی است که نوع مردم به آن دارند و به آن ترتیب اثر میدهند.[۲۳]
ادله حجیت ظن
اصولیان برای اثبات حجیت ظن و استناد به آن در استنباط حکم شرعی ادلهای بیان کردهاند که برخی از آنها به شرح زیر است:
- مخالفت با حکم الزامی شرعی، موجب ضرر و احتمال استحقاق عقاب است؛ بنابراین، اگر مجتهد به حکمی ظن پیدا کند، از مخالفت با آن نیز احتمال ضرر میدهد، از آنجا که دفع ضرر مظنون به حکم عقل واجب است، مجتهد باید از مخالفت با حکمی که به آن ظن دارد، اجتناب کند، پس ظن حجت است؛ زیرا اگر حجیت نداشته باشد، وجوب دفع ضرر مظنون و لزوم پرهیز از مخالفت آن توجیهی نخواهد داشت.[۲۴]
- هرگاه انسان میان دو احتمال متقابل، یعنی ظن و وهم، قرار گیرد، ظن احتمال قویتر و وهم احتمال ضعیفتر است؛ اگر به ظن عمل نکند و جانب وهم را بگیرد، در واقع مرجوح را بر راجح ترجیح داده است و از آنجا که ترجیح مرجوح بر راجح از نظر عقل قبیح است، عمل به ظن لازم و حجیت آن اثبات میشود.[۲۵]
حجیت ظن در اعتقادات
بیشتر عالمان معتقدند که در اصول اعتقادی، مانند توحید، نبوت و معاد، نمیتوان صرفاً به ظن و گمان تکیه کرد؛ بلکه اعتقاد باید بر پایه علم و یقین یا معرفتی باشد که برای شخص اطمینان معتبر فراهم کند.[۲۶]
از نظر این عالمان، ظن تنها در مسائل فقهی که با عمل مکلف مرتبط است حجیت دارد که با تعبد و عمل به آن، مکلف از تحیر در مقام عمل خارج میشود؛ ولی در اصول اعتقادی چون هدف اصلی شناخت و اعتقاد به واقع است، نتیجه عملی در پی ندارد.[۲۷]
پانویس
- ↑ جمعی از نویسندگان، فرهنگنامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۴۰۴؛ هاشمی گلپایگانی، خلاصة الاصول، ۱۴۴۱ق، ج۲، ص۱۴۰.
- ↑ مشکینی، اصطلاحات الاصول، ۱۳۷۱ش، ص۱۶۱.
- ↑ آخوند خراسانی، کفایة الاصول، ۱۴۳۱ق، ج۲، ص۶۶؛ مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۵-۹؛ خویی، مصباح الاصول،۱۴۱۷ق، ج۱، ص۸۸.
- ↑ آخوند خراسانی، کفایة الاصول، ۱۴۳۱ق، ج۲، ص۶۶؛ مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۵-۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۲۵ و ۱۰۵.
- ↑ مکارم شیرازی، انوار الاصول، ۱۴۲۸ق، ج۲، ص۲۹۵.
- ↑ مکارم شیرازی، انوار الاصول، ۱۴۲۸ق، ج۲، ص۲۹۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۱۷.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به مکارم شیرازی، انوار الاصول، ۱۴۲۸ق، ج۲، ص۲۹۵-۲۹۶.
- ↑ نراقی، عوائد الایام، ۱۴۱۷ق، ص۳۵۵.
- ↑ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۱۰۵؛ سبحانی، الموجز فی اصول الفقه، ۱۴۲۹ق، ص۱۵۴.
- ↑ فرجزاده فسائی، شرح الموجز فی اصول الفقه، ۱۳۹۳ش، ج۲، ص۱۳۹.
- ↑ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۱۰۵.
- ↑ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۱۰۵.
- ↑ فرجزاده فسائی، شرح الموجز فی اصول الفقه، ۱۳۹۳ش، ج۲، ص۱۳۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۲۹؛ مشکینی، اصطلاحات الاصول، ۱۳۷۱ش، ص۱۶۲.
- ↑ مشکینی، اصطلاحات الاصول، ۱۳۷۱ش، ص۱۶۲؛ جمعی از نویسندگان، فرهنگنامه اصول، ۱۳۸۹ش، ص۵۵۲.
- ↑ سبحانی، الموجز فی اصول الفقه، ۱۴۲۹ق، ص۱۵۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۲۹؛ مشکینی، اصطلاحات الاصول، ۱۳۷۱ش، ص۱۶۱.
- ↑ مشکینی، اصطلاحات الاصول، ۱۳۷۱ش، ص۱۶۲.
- ↑ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق،ج۱، ص۵۲۸؛ مشکینی، اصطلاحات الاصول، ۱۳۷۱ش، ص۱۶۲.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فرهنگنامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۵۵۵.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فرهنگنامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۵۵۵.
- ↑ آخوند خراسانی، کفایة الاصول، ۱۴۳۱ق، ج۲، ص۸۸.
- ↑ آخوند خراسانی، کفایة الاصول، ۱۴۳۱ق، ج۲، ص۹۱.
- ↑ غروی اصفهانی، نهایة الدرایة،۱۴۱۴ق، ج۳، ص۳۹۹-۴۰۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۰، ص۳۵۱.
- ↑ غروی اصفهانی، نهایة الدرایة ، ۱۴۱۴ق،ج۳، ص۳۹۹-۴۰۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۰، ص۳۵۱.
منابع
- آخوند خراسانی، محمدکاظم، کفایة الاصول، قم، مجمع الفکر الاسلامی، ۱۴۳۱ق.
- خویی، سید ابوالقاسم، مصباح الاصول، قم، انتشارات داوری، ۱۴۱۷ق.
- جمعی از نویسندگان، فرهنگنامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.
- سبحانی، جعفر، الموجز فی اصول الفقه، قم، مؤسسة الإمام الصادق علیهالسلام، ۱۴۲۹ق.
- شیخ انصاری، مرتضی، فرائد الاصول، مجمع الفکر الاسلامی، ۱۴۱۹ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، قم، انتشارات اسماعیلیان، ۱۳۶۳ش.
- غروی اصفهانی، شیخ محمدحسین، نهایة الدرایة فی شرح الکفایة، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۴ق.
- فرجزاده فسائی، مجید، شرح الموجز فی اصول الفقه، قم، دار التفسیر، ۱۳۹۳ش.
- مشکینی، علیاکبر، اصطلاحات الاصول، قم، نشر الهادی، ۱۳۷۱ش.
- مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، قم، انتشارات اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، قم، مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع)، ۱۴۲۸ق.
- نراقی، ملااحمد، عوائد الایام، قم، مركز الأبحاث و الدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.
- هاشمی گلپایگانی، سیدهاشم، خلاصة الاصول، قم، انتشارات اسماعیلیان، چاپ اول، ۱۴۴۱ق.