وهب بن عبدالله بن مسلمه

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از وهب بن عبدالله مسلمه)
پرش به: ناوبری، جستجو
اطلاعات یاران امامان
نام کامل: وهب بن عبداللـه بن مَسْلمه
لقب: وهب الخیر
ولادت: مدینه
وفات: ۷۴ق ، کوفه
از یاران: پیامبر (ص)، امیرالمؤمنین علی (ع)
فعالیت‌های اجتماعی: مسئولیت اداره شرطه و بیت المال در کوفه، مرجع فقه و حدیث پس از درگذشت صحابه کهنسال پیامبر (ص)

وهب بن عبداللـه بن مَسْلمه مشهور به اَبوجُحَیْفه، از طایفه بنی سُوائة بن عامر بن صَعصَعه (در حدود ۷۴ق)، از صحابه پیامبر(ص) و یاران امام علی (ع) بود. وی به هنگام رحلت پیامبر (ص) به بلوغ نرسیده بود. امام علی(ع) در زمان خلافت خود مسئولیت اداره شرطه و بیت المال را برعهده او نهاد و لقب «وهب الخیر» را به وی داد. او در جنگ نهروان در رکاب آن حضرت شرکت کرد. روایاتی در باب اذان، استقبال قبله و نیز اثبات امامت ائمه دوازده‌گانه از طریق اهل‌سنت، از وی نقل شده است. او پس از درگذشت اصحاب کهنسال پیامبر (ص)، در کوفه مرجع فقه و حدیث شد.

نسب، ولادت و درگذشت

در برخی منابع نام پدر او جابر یا وهب نیز آمده است.[۱]

اگرچه تاریخی درباره ولادت او داده نشده است، ولی به تصریح ابن سعد[۲] که برخی از رجال‌شناسان روایت او را تأیید می‌کنند[۳] ابوجحیفه به هنگام رحلت پیامبر(ص) به بلوغ نرسیده بود. وی علاوه بر آنچه از پیامبر(ص) دیده و شنیده و سال‌ها بعد به عنوان خاطرات کودکی آنها را باز گفته است، از اصحاب رسول اکرم(ص) چون حضرت علی(ع) و براء بن عازب نیز حدیث روایت کرده است.[۴]

وفات ابوجحیفه در اثنای امارت بشر در کوفه واقع شد[۵] و برخی چون ابن حبان[۶] وفات او را دقیقاً در ۷۴ق دانسته‌اند.[۷]

هجرت به کوفه

ابوجحیفه پس از پیامبر(ص) مدت زیادی در مدینه نماند و در پی آبادانی شهر کوفه که از ۱۷ق آغاز شد، همراه خاندان بنی سوائة راهی کوفه گشت و آنجا را به عنوان وطن برگزید.[۸]

در عصر حضرت علی(ع)

چنانکه روایت شده است، پس از ورود امام علی(ع) به عراق در ۳۶ق، ابوجحیفه در شمار یاران او درآمد و از وی لقب وهب الخیر گرفت.[۹] از نویسندگان امامی، برقی[۱۰] او را در شمار یاران خاص حضرت علی(ع) قرار داده و طوسی نیز[۱۱] بدون هیچ توضیحی وی را در زمره اصحاب آن حضرت آورده است.

گفته‌اند که امیرالمومنین(ع) او را به اداره شرطه (پاسبانان) کوفه منصوب کرد و امور بیت المال را به وی سپرد.[۱۲] به گفته خطیب بغدادی[۱۳] ابوجحیفه در جنگ نهروان در رکاب علی(ع) بود و به همراه او به مداین رفت. همچنین ابن اثیر[۱۴] نقل کرده که او در دیگر جنگ‌های آن حضرت نیز شرکت داشت.

مرجعیت فقهی و حدیثی

با درگذشت اصحاب کهنسال پیامبر(ص)، ابوجحیفه در کوفه مرجع فقه و حدیث شد، چنانکه یعقوبی[۱۵] او را از فقهای دوره عبدالملک بن مروان (حک‍ومت ۶۵-۸۶ق) شمرده است.

روایات وی

از ابوجحیفه احادیث چندانی روایت نشده است. بر پایه شمارشی که نووی[۱۶] به دست داده است، مجموع روایات او از پیامبر(ص) در کتب معتبر حدیث از جمله صحاح سته بالغ بر ۴۵ حدیث بوده که از آن میان ۷ مورد در صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل شده است.[۱۷] دو مورد از روایات ابوجحیفه در فقه مورد توجه بیشتری قرار گرفته و در باب اذان و استقبال قبله بدان استناد شده است.[۱۸]

یکی از روایات ابوجحیفه که به ویژه از دیدگاه امامیه حایز اهمیت است و در اثبات امامان دوازدهگانه از طریق روایات اهل سنت بدان استناد می‌شود، حدیث نص پیامبر(ص) بر وجود دوازده خلیفه پس از اوست.[۱۹]

علاوه بر احادیثی که ابوجحیفه از پیامبر(ص) و اصحاب آن حضرت روایت کرده،‌گاه برخی حکایات تاریخی نیز نقل کرده که از آن جمله می‌توان روایات نصر بن مزاحم[۲۰] از طریق اجلح بن عبداللـه کندی را یاد کرد.

راویان وی

گفته‌اند کسانی چون پسرش عون، عامر شعبی، علی بن اقمر، ابواسحاق سبیعی، سلمة بن کهیل، حکم بن عتیبه و اسماعیل بن ابی خالد از او حدیث روایت کرده‌اند.[۲۱]

پذیرفتن هدیه از بشر بن مروان

از ۴۰ق تا کشته شدن مصعب بن زبیر در ۷۱ق، کوفه درگیر فتنه‌های گوناگونی بود که نقش ابوجحیفه و موضع او در جریان آن سال‌ها در هاله‌ای از تاریکی است. او در اواخر عمر، به هنگام امارت بشر بن مروان اموی بر عراق (۷۱-۷۵ق)، برخلاف تنی چند از عالمان کوفه، هدیه ارسال شده از جانب بشر را بدون مخالفت پذیرفت.[۲۲]

پانویس

  1. نک: جمهرة انساب العرب، ص۲۷۳؛ الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۶۱.
  2. الطبقات الکبیر، ج۶، ص۴۲.
  3. نک‍: تاریخ الکبیر، ج۴ (۲)، ص۱۶۲؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۹۶؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۱۸۱.
  4. نک‍: الجمع بین الرجال الصحیحین، ج۲، ص۵۴۰.
  5. نک‍: الطبقات الکبیر، ج۶، ص۴۲؛ تاریخ (خلیفه)، ج۱، ص۳۴۹.
  6. مشاهیر علماء الامصار، ص۴۶.
  7. برای اقوال دیگر، نک: تاریخ الاسلام، ج۳، ص۲۱۹.
  8. نک‍: تاریخ الکبیر، ج۴ (۲)، ص۱۶۲؛ الجرح و التعدیل، ج۴ (۲)، ص۲۲.
  9. اسدالغابة، ج۵، ص۹۶ و ص۱۵۷.
  10. کتاب الرجال، ص۵.
  11. رجال طوسی، ص۶۱.
  12. اسدالغابة، ج۵، ص۹۶ و ص۱۵۷.
  13. تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۹.
  14. اسدالغابة، ج۵، ص۱۵۷.
  15. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۸۲.
  16. تهذیب الاسماء و اللغات، ج۱ (۲)، ص۲۰۲.
  17. برای متن احادیث، نک‍: صحیح بخاری، ج۱، ص۵۵، جاهای مختلف؛ صحیح مسلم، ج۱، ص۳۶۰، جاهای مختلف؛ مسند احمد، ج۴، ص۳۰۷-۳۰۹؛ نیز تحفة الاشراف، ج۹، ص۶۹-۱۰۳.
  18. نک: تهذیب الاسماء و اللغات، ج۱ (۲)، ص۲۰۱-۲۰۲.
  19. نک‍: الغیبة، ص۷۸؛ تقریب المعارف، ص۱۷۵؛ اعلام الوری، ص۳۶۳؛ المناقب، ج۱، ص۲۹۱.
  20. وقعة صفین، ص۱۴۱، ص۴۶۲.
  21. نک‍: الجرح و التعدیل، ج۴ (۲)، ص۲۲؛ الجمع بین الرجال الصحیحین، ج۲، ص۵۴۰-۵۴۱.
  22. انساب الاشراف، ج۵، ص۱۷۰.

منابع

  • ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۳ق/۱۹۵۳م.
  • ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابة، قاهره، ۱۲۸۰ق.
  • ابن حبان، محمد، مشاهیر علماء الامصار، به کوشش فلایشهامر، قاهره، ۱۳۷۹ق/۱۹۵۹م.
  • ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  • ابن سعد، محمد، کتاب الطبقات الکبیر، به کوشش سترستن، لیدن، ۱۹۰۹م.
  • ابن شهر آشوب، محمدبن علی، المناقب، قم، چاپخانه علمیه.
  • ابن عبدالبر، یوسف بن عبداللـه، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.
  • ابن قیسرانی، محمد بن طاهر، الجمع بین الرجال الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۳ق.
  • ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم، تقریب المعارف، به کوشش رضا استادی، قم، ۱۴۰۴ق.
  • ابونعیم اصفهانی، احمدبن عبداللـه، ذکر اخبار اصبهان، به کوشش ددرینگ، لیدن، ۱۹۳۱م.
  • احمدبن حنبل، مسند، قاهره، ۱۳۱۳ق.
  • بخاری، محمدبن اسماعیل، تاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۸ق/۱۹۷۸م.
  • همو، صحیح، استانبول، ۱۳۱۵ق.
  • برقی، احمدبن ابی عبداللـه، کتاب الرجال، تهران، ۱۳۴۲ش.
  • بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، به کوشش محمد حمیداللـه، قاهره، ۱۹۵۹م.
  • همو، همان، ج۵، به کوشش گویتین، بیت المقدس، ۱۹۳۶م.
  • حاکم نیشابوری، محمدبن عبداللـه، المستدرک علی الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۳۴ق.
  • خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ۱۳۴۹ق.
  • خلیفه بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۷م.
  • ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ الاسلام، قاهره، ۱۳۶۸ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، بیروت، ۱۳۹۹ق.
  • طبری، تاریخ.
  • طوسی، محمد ابن حسن، رجال، به کوشش محمد کاظم کتبی، نجف، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۱م.
  • مزی، یوسف ابن عبدالرحمن، تحفة الاشراف، بمبئی، ۱۳۹۷ق/۱۹۷۷م.
  • مسلم بن حجاج، صحیح، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۳۷۴ق/۱۹۵۴م.
  • نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق.
  • نعمانی، محمدبن ابراهیم، الغیبة، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • نووی، یحیی بن شرف، تهذیب الاسماء و اللغات، قاهره، اداره الطباعة المنیریة.
  • هیثمی، علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد، قاهره، ۱۳۵۳ق.
  • یعقوبی، احمد ابن اسحاق، تاریخ، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.

پیوند به بیرون