مقاله قابل قبول
بدون ناوبری
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
نارسا
نیازمند خلاصه‌سازی

صحیح البخاری (کتاب)

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از صحیح بخاری)
پرش به: ناوبری، جستجو
صحیح بخاری
صحیح بخاری.jpg
اطلاعات کتاب
نویسنده: ابو عبدالله محمد بن اسماعیل بخاری
موضوع: حدیث

اَلْجامعُ الْمُسْنَد الصّحیح الْمُخْتَصَر مِنْ اُمور رَسول اللّه(ص) وَ سُنَنه و اَیّامِه معروف به صحیح البخاری، کتابی‌ تألیف ابوعبدالله محمد بن اسماعیل بخاری (۱۹۴ ۲۵۶ق)، معتبرترین کتاب روایی اهل سنت و یکی از شش کتاب موسوم به صحاح سته.

صحیح بخاری در ۹۷ کتاب و ۳۴۵۰ باب تدوین شده و تعداد احادیث آن با احتساب احادیث مکرّر به گفتهٔ ابن صلاح ۷۲۷۵ حدیث و با حذف مکرّرات، چهار هزار حدیث است.

به نظر بخاری، مجامع حدیثی مدوّنِ عصر او، بر احادیث صحیح و غیرصحیح مشتمل بود، ازاین‌رو تصمیم گرفت که احادیث صحیح را در کتابی گرد آورد. مشوق اصلی او در این کار استادش اسحاق بن ابراهیم حنظلی معروف به ابن راهویه بوده است.[۱]

مؤلف

مهم‌ترین کتاب‌های حدیثی
شیعه
سنی

ابوعبدالله محمد بن اسماعیل بخاری در ۱۳ شوال ۱۹۴ هجری قمری در شهر بخارا واقع در ازبکستان امروزی متولد گردید و در روستای خَرتَنگ در نزدیکی سمرقند در سال ۲۵۶ هجری قمری وفات نمود. پدرش اسماعیل بن ابراهیم، یکی از دانشمندان حدیث آن زمان بود که در دوران جوانی بخاری از دنیا رفت. بخاری چهار بار از بخارا اخراج شد. در یکی از آن‌ها پس از صدور فتوای محرمیت دو کودک در صورت نوشیدن از شیر یک گوسفند، مردم و علمای شهر علیه او شوریدند و از شهر اخراجش کردند.[۲]

بار دیگر پس از بیان عقیده‌اش دربارهٔ قرآن، عالم بزرگ اهل سنت محمد بن یحیی الذهلی او را ابتدا از نیشابور اخراج کرد و سپس از امیر بخارا خواست تا بخاری را از آنجا هم اخراج کند و دربارهٔ بخاری گفت: مَنْ ذهَبَ بَعْدَ هذا إلی مُحمد بن اسماعیل البُخاری فاتّهمُوهُ: هرکس بعد از این (اظهارات غلط) به سمت اسماعیل بخاری برود، او را متهم بدانید.[۳]

جد پدریش (مغیره) توسط حاکم بخارا، مسلمان شده و در آنجا ساکن شد. در سن ۱۶ سالگی به مکه مسافرت نمود و علم حدیث را فرا گرفت. سپس مصر و دیگر کشورهای اسلامی را برای جمع حدیث طی کرد، و چون به بخارا بازگشت ششصد هزار حدیث باخود آورد و فقط ۷۲۷۵ حدیث را معتبر دانسته در تألیف مشهور خود موسوم به صحیح بخاری جای داد.

ویژگی‌های کتاب

بخاری برای تألیف این کتاب شانزده سال وقت صرف کرد و احادیث آن را از میان ششصد هزار حدیثی که جمع آوری کرده بود برگزید[۴]. این کتاب از مجامع حدیثی اهل سنت می‌باشد. اصطلاح مجامع حدیثی به کتاب‌هایی گفته می‌شود که جامع موضوعات عقیدتی و فقهی باشند و این ویژگی در صحیح بخاری نیز موجود است.

صحیح بخاری در ۹۷ کتاب و ۳۴۵۰ باب تدوین شده و تعداد احادیث آن با احتساب احادیث مکرّر به گفتهٔ ابن صلاح ۷۲۷۵ حدیث و با حذف موارد تکراری به گفتهٔ او و نَوَوی حدود ۴۰۰۰ حدیث، اما به عقیدهٔ ابن حَجَر ۲۷۶۱ حدیث است.[۵] به علاوه تعداد احادیث صحیح بخاری در روایات مختلف، متفاوت است؛ مثلاً روایت فِرَبْری سیصد حدیث از روایت ابراهیم بن معقِل نسفی زیادتر دارد و نیز تعداد احادیث آن در روایت نَسفی از روایت حماد بن شاکر نَسَوی صد عدد کمتر است.[۶]

شرط بخاری

بخاری برای انتخاب حدیث صحیح معیاری داشته که به «شرط بخاری» معروف شده است. برطبق آن، او حدیثی را صحیح می‌داند که محدثان بزرگ نسبت به وثاقت فرد فردِ سلسلهٔ راویان آن تا یک صحابی مشهور اتفاق نظر داشته باشند و سند آن نیز متصل و غیرمقطوع باشد.[۷] براین اساس، بخاری برای گزینش حدیث صحیح، اتصال سند، اتقان و وثاقتِ رجال و نیز نبودن اشکال و ضعف در متن یا سند حدیث (عدم علل) را مراعات می‌کرده است. از تقسیم بندی احادیث کتاب در سخن ابن حجر[۸] می‌توان دریافت که شرط مزبور دربارهٔ همهٔ احادیث آن رعایت نشده و وی برخی از احادیث را که با شرط او منطبق نیست، هرچند با لفظ و تعبیری متفاوت و متمایز، آورده است.[۹]

بخاری بسیاری از احادیث را که با شرط او منطبق بودند ولی با مذهب او هماهنگ نبودند نیاورده و حاکم نیشابوری در کتاب المستدرک علی الصحیحین تلاش کرده روایاتی که با شرط بخاری یا مسلم منطبق بوده ولی آن‌ها نقل نکرده‌اند را جمع آوری کند.

فصل بندی

صحیح بخاری بیشتر مطابق با کتاب‌های فقهی فصل بندی و تنظیم شده ولی مطالب و ابواب دیگری نیز درآن وجود دارد؛ ازجمله دربارهٔ آغاز خلقت، بهشت و دوزخ، پیامبران و به ویژه پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم و تفسیر قرآن.

از ویژگی‌های این کتاب، عناوین ابواب (=تراجم ابواب) آن است که به نوعی بیان استنباط بخاری از احادیث بوده است[۱۰] و چون این عناوین بیشتر بر تفسیر، تبیین و تأویل احادیث مشکل و مجمل مشتمل است، آن‌ها را بیانگر فقه بخاری دانسته‌اند.[۱۱] بخاری دراین کتاب فراتر از یک محدّث صرف، و به صورت یک فقیه ظاهر شده است و به همین دلیل برخی از احادیث را برحسب بابی که در نظر داشته، تکرار یا تقطیع کرده و همراه با آن، نکات فقهی، حُکمی و آیات الاحکام آورده است و حتی در برخی ابواب این کتاب، هیچ آیه یا حدیثی ذکر نکرده که همین نشان دهنده این است که وی دربارهٔ آن موضوع، طبق شرایط خود حدیثی نیافته است.[۱۲]

احادیث معلق

از دیگر ویژگی‌های صحیح بخاری، وجود احادیث «معلَّق» در آن است. مراد از تعلیق، حذف یک یا چند نفر از ابتدای سند حدیث است.

ابن حجر دربارهٔ احادیث موقوف (احادیثی که بدون اسناد به پیامبر اکرم(ص)، از صحابی روایت شود) می‌گوید که بخاری این احادیث را، که مشتمل بر فتاوی صحابه و تابعین و تفاسیر آیات است، برای زمینه سازی و قبولاندن انتخاب خود در موارد اختلاف آورده است هرچند این احادیث، شرطی که خودش برای انتخاب روایات قبول کرده را نداشته باشد.

بنابراین، مقصود اصلی از تدوین این کتاب، گردآوری احادیثی است که به نظر بخاری صحیح و مستند باشند (البته با مذهب او هم منافات نداشته باشند) و احادیث معلّق و موقوف به منظور استشهاد و تفسیر نقاط مبهم و مجمل در احادیث مزبور آمده است.[۱۳] ابن حجر در نوشته‌ای با عنوان «تعلیق التعلیق» با برشمردن آن گروه از احادیث مرفوع و موقوف که در صحیح بخاری به صورت معلّق آمده، با کمک گرفتن از آثار بخاری یا دیگران، به تکمیل سند این احادیث اقدام کرده است.[۱۴]

جایگاه کتاب در بین اهل سنت

بخاری چون کتابِ خود را به پایان رساند، آن را به بزرگان و ائمهٔ حدیث اهل سنت، مانند احمد بن حنبل، علی بن مَدینی و یحیی بن معین، عرضه داشت و آنها به صحّت و درستی آن، جز چهار حدیث، شهادت دادند.[۱۵]

صحیح بخاری نزد علمای اهل سنّت اهمیت و اعتبار خاصی دارد؛ اهل سنت دراین امر اتّفاق نظر دارند که صحیح‌ترین کتاب پس از قرآن مجید، صحیح بخاری و پس از آن صحیح مسلم است.[۱۶] با اینهمه شافعی و برخی دیگر، عنوان «اصحّ الکتب» را به «المُوَطَّأ» مالک بن انس داده‌اند و آن را «اصل اول» و صحیح بخاری را «اصل دوم» نامیده‌اند. ابن حجر[۱۷] در توجیه سخن شافعی گفته که وی هنگامی این حرف را زده که از صحیح بخاری و صحیح مسلم خبری نبوده است. در هر صورت، در میان اهل سنت هیچ کتابی به شهرت صحیح بخاری نیست و دربارهٔ آن گاه چنان غلو کرده‌اند که آن را در ردیف قرآن دانسته‌اند.[۱۸] به گفتهٔ وجدی[۱۹] بعضی به افرادی پول می‌دادند تا احادیث این کتاب را همچون قرآن برای جلب برکات و خیرات آسمانی بخوانند. مقبولیت و اعتبار صحیح بخاری از کثرت شروح و تعلیقات و حواشی آن نیز نمایان است.

شرح‌های بخاری

مطابق مقدمه صحیح بخاری (چاپ مکه ۱۳۷۶) تاکنون تعداد ۵۹ شرح (تمام یا ناتمام) بر صحیح بخاری نوشته شده که یازده شرح از آن‌ها چاپ شده است. به علاوه، ۲۹ تن بر آن پاورقی، و شانزده تن مقدمه نوشته‌اند و پانزده تن آن را خلاصه کرده‌اند. این کتاب به زبانهای مختلف ترجمه شده است. از جمله شروحِ مشهور آن عبارت است از:

۱) شرح امام ابو سلیمان احمد بن محمد بن ابراهیم بن خَطّاب البستی الخطابی (متوفی ۳۳۸) با نامِ اعلام السنن؛[۲۰]

۲) فتح الباری شرح صحیح البخاری نوشتهٔ حافظ شهاب الدین ابن حجر عسقلانی (متوفی ۸۵۲) علمای حدیث آن را بهترین شرح کتاب دانسته‌اند؛[۲۱]

۳) عمدة القاری فی شرح البخاری تألیفِ محمود بن احمد عینی (متوفی ۸۵۵)؛

۴) ارشاد السّاری فی شرح البخاری از احمد بن محمد بن ابی بکر قسطلانی (متوفی ۹۲۳)؛

نقدها

صحیح بخاری را هاله‌ای از قداست فراگرفته و کمتر کسی جسارت به خرج داده و در صحّت احادیث آن و خدشه در سند و راویان احادیثش تردید کرده است. تا جایی که به گفتهٔ ابوالحسن مقدّسی، هر یک از راویان احادیثِ صحیحین (= صحیح بخاری و صحیح مسلم) از هرگونه عیب ونقص و انتقاد مبراست.[۲۲] از اینرو بسیاری از حافظان، تمامی احادیث آن را بدون تأمل پذیرفته‌اند و حتی تسلیم کامل در برابر احادیث مزبور را از اصول ایمان و ارکان اسلام دانسته‌اند.[۲۳] ذهبی هنگام ذکر برخی احادیث آن می‌گوید: اگر هیبت صحیح بخاری نبود، می‌گفتم که این احادیث ساختگی است.[۲۴] به گفتهٔ امام الحرمین اگر کسی قسم بخورد که تمامی احادیث صحیحین مطابق با واقع و کلام رسول خداست، قسم او درست است و کفّاره‌ای بر او نیست.[۲۵]

با وجود این، بعضی از بزرگان حدیث از اهل سنت، از جمله حافظ دارِقُطْنی، اقدام به نقد آن نموده‌اند و این عقیده را که احادیث آن صحیح‌ترین احادیث به شمار می‌رود، مورد مناقشه قرار داده‌اند.[۲۶] به گفتهٔ ابن حجر، حفّاظ، ۱۱۰ حدیثِ صحیحین را نقد کرده‌اند که ۳۲ حدیث را هردو و ۷۸ حدیث را تنها بخاری نقل کرده است. همچنین حدود هشتاد تن از رجال احادیثِ صحیح بخاری غیر قابل اعتماد معرفی شده‌اند.[۲۷] البته به نظر محمد رشید رضا، احادیث قابل انتقاد و ایراد در این کتاب بیشتر از این تعداد است.[۲۸]. بخش مهمی از این انتقادات، از جمله بیشتر اشکالات دارقطنی، متوجه رجال اسناد بخاری است.

نقل نکردن روایت از امامان شیعه و اصحاب ایشان

بخاری با امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) معاصر بوده است، امّا در کتاب وی حتی یک حدیث از این دو امام نقل نشده است. بخاری حتی از فرزندان و اصحاب امامان اهل بیت علیهم السلام نیز به ندرت حدیث نقل می‌کند، در حالی که علما و محدّثین بزرگی در میان آن‌ها بوده است.

او احادیثی را که بایستی مطابق شرط او نقل شوند، تنها به این دلیل که امامان شیعه یا اصحاب آن‌ها در میان راویان بوده‌اند، نقل نکرده است و تنها احادیث معدودی از امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی و امام سجاد و امام باقر علیهم السّلام روایت کرده است. البته در مقابل، روایاتی از خوارج و نواصب از قبیل عکرمه، عمران بن حطان و عروه نقل کرده، در حالی که حتی بسیاری از محدثان اهل سنّت آنان را جرح و تضعیف کرده‌اند.[۲۹][۳۰][۳۱][۳۲]

جالب این است که روایتی که از امام سجاد(ع) نقل کرده در مذمت امیرالمؤمنین علی(ع) است.[۳۳]

او از ابوهریره که کمتر از سه سال پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را درک کرده بود ۴۴۶ حدیث، از عبدالله بن عمر ۲۷۰ حدیث، از عایشه ۲۴۲ حدیث ؛ و از ابوموسی اشعری ۵۷ حدیث و از انس بن مالک بیش از ۲۰۰ حدیث نقل کرده، ولی از علی علیه‌السلام که باب مدینة العلم بوده و از پیش از اسلام تا رحلت پیامبر در کنار او بوده و به تعبیر قرآن نَفس پیامبر است تنها ۱۹ حدیث و از حضرت زهرا دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تنها یک حدیث نقل کرده است.[۳۴]

تقطیع و تکرار بسیار احادیث

از دیگر ویژگی‌های صحیح بخاری، که برخی آن را نشانهٔ ضعف کتاب شمرده‌اند، تقطیع یا تکرارِ تعداد بسیاری از احادیث آن است. به نوشتهٔ ابن حجر عسقلانی[۳۵] علت اینکه برخی از علمای مغرب و ابوعلی نیشابوری، صحیح مسلم را بر صحیح بخاری ترجیح داده‌اند همین امر و نیز دقت مسلم در ثبت الفاظ احادیث بوده، زیرا مسلم احادیث را تقطیع نمی‌کرده است.[۳۶]

عدم اهتمام در نقل الفاظ احادیث

وی به نقل الفاظ احادیث مقید نبوده و در برخی موارد، احادیث را نقل به معنی کرده است[۳۷]. ابورَیه در این باره به روایاتی استناد کرده که نشان می‌دهد بخاری در مجالس شنیدن حدیث، آن را نمی‌نوشته و به حافظهٔ خود متکی بوده است و از قول ابن حجر می‌گوید که گاه بخاری یک حدیث را با سندی واحد ولی با دو لفظ نقل کرده است.[۳۸]

عدم صحت متن برخی احادیث

برخی از احادیث صحیح بخاری از نظر صحّت متن در معرض مناقشه و تضعیف قرار گرفته است. به گفتهٔ محمد رشید رضا[۳۹] در مفهوم بسیاری از احادیث این کتاب اشکالات ونیز تعارضاتی با احادیث دیگر دیده می‌شود و با آنکه ابن حجر در رفع آن کوشیده، بعضی از توجیهات وی رضایت بخش نیست. به گفتهٔ او هرچند اثبات وجود احادیث ساختگی در میان احادیث مُسنَد کتاب مشکل و نپذیرفتنی است، احادیثی در آن وجود دارد که برخی قرائن جعلی بودن در آن دیده می‌شود؛ مانند حدیث سحر شدن پیامبر(ص)، که دانشمندانی چون جَصّاص و شیخ محمد عَبدُه آن را مردود دانسته‌اند و همینطور احادیث دیگر. برخی از شافعیان و دیگر مذاهب اهل سنت بعضی از احادیث صحیحین را که در کتاب‌هایی مانند الانتصار ابن جوزی آمده، قابل استناد ندانسته‌اند.[۴۰]

اشاره به برخی روایات صحیح بخاری

با وجود اینکه صحیح بخاری در نزد اکثر اهل سنت برترین کتاب پس از قرآن است، روایاتی نیز در آن دیده می‌شود که قابل دفاع نیست. برای نمونه:

  • در حدیثی از پیامبر نقل می‌کند: اگر مگس در ظرف یکی از شما افتاد باید تمام بدن مگس را در آن فرو برد. به علّت آنکه در یکی از دو بال آن درد است و در دیگری شفا.[۴۱]
  • پیامبر(ص) در آغاز وحی نبوتش را باور نمی‌کرد تا اینکه ورقة بن نوفل مسیحی به او می‌گوید که واقعا پیامبر شده است.[۴۲]
  • پیامبر بعضی از آیات را فراموش کرده و از قرآن جا انداخته بود تا اینکه با قرائت یکی از مسلمانان آن‌ها را به یاد می‌آورد.[۴۳]
  • حضرت ابراهیم(ع) در قیامت از او درخواست شفاعت می‌شود و او می‌گوید من سه بار دروغ گفته‌ام!! برای شفاعت نزد فرد دیگری بروید.[۴۴]
  • میمونی را به خاطر زنا کردن سنگسار کردند.[۴۵]
  • خداوند ملک الموت را برای قبض روح حضرت موسی(ع) می‌فرستد و جناب موسی به صورت او سیلی می‌زند!![۴۶]
  • مورچه‌ای یکی از انبیاء الهی را گاز می‌گیرد و آن پیامبر دستور می‌دهد همه آن مورچه‌ها را بسوزانند، خداوند به خاطر این کار او را ملامت می‌کند.[۴۷] در سنن ترمذی این پیامبر حضرت موسی معرفی شده است.
  • بخاری حدیثی را در کتاب التفسیر و کتاب الجنائز نقل کرده است. مضمون حدیث چنین است: وقتی عبدالله بن اُبی از دنیا رفت، فرزندش به خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله رسید و از ایشان درخواست کرد که بر جنازه پدرش نماز بخواند. عمر به پیامبر اکرم(ص) اعتراض کرد که چرا بر جنازه این شخص نماز می‌خوانید؟ رسول خدا(ص) فرمود: خداوند مرا مخیر کرده و فرموده است: «اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعینَ مَرَّةً فَلَنْ یغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ» (توبه/ ۸۰) در این هنگام آیه زیر نازل شد: «وَ لا تُصَلِّ عَلی أَحَد مِنْهُمْ ماتَ أَبَدًا وَلا تَقُمْ عَلی قَبْرِهِ» (توبه/۸۵). بر اساس این حدیث خداوند، پیامبرش را در مقابل عمر مغلوب کرده است! از این روی با این که بخاری این حدیث را در چند موضع از کتاب خویش آورده است، علمایی چون ابوبکر باقلانی، امام الحرمین جوینی، ابو حامد غزالی، امام داوودی و دیگران با خدشه در سند حدیث به بطلان آن تصریح کرده‌اند.[۴۸][۴۹]

پانویس

  1. خطیب بغدادی، ج ۲، ص۸؛ابن حجر عسقلانی، ۱۴۰۸، ص۵
  2. المبسوط، ج ۵، ص۱۳۹، کتاب النکاح، باب الرضاع
  3. سیر اعلام النبلاء، ج۱۰، ص۱۱۳
  4. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۴۹۰.
  5. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۴۶۵، ۴۷۸.
  6. حاجی خلیفه، ج ۱، ستون ۵۴۵
  7. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۷.
  8. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۶.
  9. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۳۴۶.
  10. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۶.
  11. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۱۱
  12. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۶
  13. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۱۶، ۳۴۴-۳۴۵
  14. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۱۷۷۱
  15. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۴۹۱
  16. حاجی خلیفه، ج ۱، ستون ۵۴۱؛ قسطلانی، ج ۱، ص۱۹؛ ابن حجر هیتمی، ص۹؛ نَوَوی، ج ۱، ص۱۲۰
  17. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۸
  18. حیدر، ج ۱، جزء ۱، ص۷۸
  19. ج ۳، ص۴۸۲
  20. کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، ج ۱، ستون ۵۴۵
  21. رجوع کنید به صالح، ص۳۹۷
  22. قسطلانی، ج ۱، ص۲۱
  23. ابوریه، ص۳۰۵
  24. ابن حجر عسقلانی، ۱۴۰۴، ج ۸، ص۱۴۶
  25. نووی، ج ۱، ص۱۲۷
  26. ابوریه، ص۳۱۲-۳۱۳
  27. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۹
  28. تفسیر المنار،ج ۱۰، ص۶۷۱
  29. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۴۲۴۴۳۲
  30. الاصابة فی تمییزالصحابة، ج ۳، ص۱۷۸-۱۸۰
  31. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۵، ص۹۳
  32. روضات الجنّات خوانساری، ج ۷، ص۲۷۹۲۸۰
  33. صحیح بخاری، باب فی الارادة و المشیة، ج۹، ص۱۳۷
  34. علم حدیث، ص۳۵۲ ۳۵۳
  35. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۱۰
  36. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۱۲۱۳
  37. ابوریه، ص۳۰۰
  38. ابوریه، ص۳۰۰
  39. ابوریه، ص۳۰۲ به نقل از المنار
  40. ابوریه، ص۳۰۶
  41. إِذَا وَقَعَ الذُّبَابُ فِی إِنَاءِ أَحَدِکمْ فَلْیغْمِسْهُ کلَّهُ، ثُمَّ لِیطْرَحْهُ، فَإِنَّ فِی أَحَدِ جَنَاحَیهِ شِفَاءً، وَفِی الآخَرِ دَاءً صحیح البخاری، باب اذا وقع الذباب فی الاناء، ج۷، ص۱۴۰
  42. صحیح بخاری، باب کان بدء الوحی، ج۱، ص۷
  43. صحیح بخاری، باب و قول الله و صل علیهم، ج۸، ص۷۳
  44. صحیح بخاری،باب ذریة من حملنا مع نوح، ج۶، ص۸۴
  45. صحیح بخاری، ج۴، ص۲۳۸، باب بنیان الکعبه، باب القسامة فی الجاهلیه
  46. أُرْسِلَ مَلَک المَوْتِ إِلَی مُوسَی عَلَیهِمَا السَّلاَمُ، فَلَمَّا جَاءَهُ صَکهُ، فَرَجَعَ إِلَی رَبِّهِ صحیح بخاری، باب وفات موسی، ج۴، ص۱۵۷
  47. قَرَصَتْ نَمْلَةٌ نَبِیا مِنَ الأَنْبِیاءِ، فَأَمَرَ بِقَرْیةِ النَّمْلِ، فَأُحْرِقَتْ، فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیهِ: أَنْ قَرَصَتْک نَمْلَةٌ أَحْرَقْتَ أُمَّةً مِنَ الأُمَمِ تُسَبِّحُ صحیح بخاری، باب اذا حرق المشرک،ج۴، ص۶۲
  48. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۸ / ۲۵۵ ۲۵۶
  49. عمدة القاری: ۱۸ / ۲۷۴

منابع

  • قرآن کریم
  • ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۳۸۵-۱۳۸۷/۱۹۶۵-۱۹۶۷؛
  • ابن ابی یعلی، طبقات الحنابلة، بیروت (بی تا.)؛
  • ابن تیمیه، منهاج السنة، مصر ۱۳۳۱؛
  • ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقة، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵؛
  • ابن حجرعسقلانی، الاصابة فی تمییزالصحابة، مصر ۱۳۲۸؛
  • ابن حجرعسقلانی، تهذیب التهذیب، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛
  • ابن حجرعسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، بیروت، ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
  • ابن خلدون، مقدمة ابن خلدون، بغداد (بی تا.)؛
  • ابن خلکان، وفیات الاعیان، قم ۱۳۶۴ ش؛
  • ابن شهرآشوب، المناقب آل ابی طالب، بیروت ۱۴۰۵؛
  • ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، بیروت (بی تا.)؛
  • احمدبن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، بیروت (بی تا.)؛
  • احمدبن محمد قسطلانی، ارشادالساری فی شرح البخاری، بولاق ۱۳۰۵؛
  • اسد حیدر، الامام الصادق والمذاهب الاربعة، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
  • السرخسی الحنفی، شمس الدین ابوبکر محمد بن أبی سهل (متوفای۴۸۳ه)، المبسوط،‌دار المعرفة – بیروت.
  • خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات، ج ۲، چاپ س. دیدرینغ، ویسبادن ۱۳۹۴/۱۹۷۴؛
  • شمس الدین أبو عبد الله الذهبی (المتوفی: ۷۴۸ه)، سیر اعلام النبلاء،دار الحدیث- القاهرة،۱۴۲۷ه
  • صبحی صالح، علوم الحدیث، بیروت ۱۹۶۵؛
  • عبدالحسین امینی، الغدیر فی الکتاب و السنّة والادب، ج ۹، بیروت ۱۳۹۷/۱۹۷۷؛
  • عبدالوهاب بن علی سبکی، طبقات الشافعیة الکبری، مصر (بی تا.)؛
  • مالک بن انس، اَلمُوَطَّأ، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛
  • محمد فرید وجدی، دائرة معارف القرن الرابع عشر/ العشرین، بیروت (بی تا.)؛
  • محمدباقربن زین العابدین خوانساری، روضات الجنّات فی احوال العلماء والسادات، قم ۱۳۹۰-۱۳۹۲؛
  • محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
  • محمدبن احمد ذهبی، تذکرة الحفّاظ، بیروت ۱۹۵۶؛
  • محمّد بن اسماعیل، بخاری (م ۲۵۶)، صحیح البخاری، تحقیق: محمد زهیر بن ناصر،‌دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق
  • محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، مقدمة محمدمنیر دمشقی، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛
  • محمدبن جعفر کتانی، الرسالة المستطرفة، قاهره (بی تا.)؛
  • محمدرشید رضا، تفسیرالمنار، مصر ۱۳۶۷؛
  • محمدصادق نجمی، سیری در صحیحین، قم ۱۳۵۱ ش؛
  • محمود ابوریه، اضواء علی السنة المحمّدیة، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷)؛
  • مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛
  • هاشم معروف حسنی، دراسات فی الحدیث و المحدثین، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸؛
  • یاقوت حموی، معجم البلدان، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵.
  • یحیی بن شرف نَوَوی، شرح صحیح مسلم، ج ۱، چاپ خلیل میس، بیروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷؛

پیوند به بیرون