پرش به محتوا

حکومت (اصول فقه)

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از حکومت)

حُکومَت در اصول فقه، روشی برای جمع میان ادله متعارض است که دلیل حاکم، دلیل محکوم را تفسیر و دامنه آن را تغییر می‌دهد. به‌عنوان مثال، حدیث «طواف خانه خدا نماز است» (دلیل حاکم) با حدیث «مسلمانان هنگام نماز وضو بگیرند» (دلیل محکوم) جمع می‌شود و وضو برای طواف نیز شرط می‌گردد. این روش نیازمند امکان جمع ادله و می‌تواند بین ادله اجتهادی، فقاهی یا ترکیبی رخ دهد.

حکومت از طریق چهار روش، تعارض میان ادله را برطرف می‌کند: توسعه یا تضییق موضوع دلیل محکوم مانند شمول خمر بر فقاع؛ توسعه یا تضییق محمول آن مانند نفی حرج بر وجوب روزه یا سرایت احکام نماز به طواف. این روش‌ها با تغییر دامنه یا حکم دلیل محکوم، تعارض را رفع می‌کنند.

تفاوت حکومت با ورود در آن است که حکومت با تفسیر، دامنه دلیل دیگر را تغییر می‌دهد، اما ورود با اخراج حقیقی، مانع نوبت رسیدن دلیل دوم می‌شود، مانند رابطه امارات و اصول عملیه. در تفاوت حکومت و تخصیص نیز گفته شده است که هر دو ممکن است نتیجه محدودکننده داشته باشند، اما حکومت فقط بین دلایل شرعی کاربرد دارد، درحالی‌که تخصیص شامل موارد تعبدی و غیرتعبدی می‌شود.

چیستی و جایگاه

حکومت، روشی در اصول فقه برای جمع میان ادله متعارض است[۱] که در آن یک دلیل (حاکم) با تفسیر موضوع یا محمول دلیل دیگر (محکوم)، دامنه آن را تغییر می‌دهد.[۲] برای مثال در حدیثی آمده مسلمانان هنگام نماز وضو بگیرند و در حدیثی دیگر آمده: «الطوافُ بالبیت صلاةٌ» یعنی طواف خانه خدا نیز همانند نماز است؛ در این جا دلیل دوم با توسعهٔ موضوعِ دلیل اول، طواف خانه خدا را از مصادیق نماز به‌حساب آورده و وضو را برای آن شرط می‌کند؛ و در نهایت تعارض ابتدایی میان این دو دلیل از بین می‌رود.[۳]

گفته شده حکومت نیازمند امکان جمع میان ادله (تعارض غیر مستقر) است[۴] و می‌تواند بین ادله اجتهادی، فقاهی یا ترکیبی از آن‌ها رخ دهد.[۵] شیخ انصاری به‌عنوان منسجم‌کننده نظریه حکومت شناخته می‌شود، اگرچه پیش از او نیز این روش به کار می‌رفته است.[۶]

در کنار حکومت، روش‌هایی مانند ورود، تخصیص و تخصص نیز برای حل تعارض ادله به کار می‌روند.[۷] از حکومت در بخش تعادل و تراجیح کتب اصولی بحث شده است.[۸] از مفهوم حکومت در شرح و تفسیر برخی قوانین مدنی استفاده شده است؛ مثلاً مادّه ۱۰۴۵ قانون مدنی ایران، ازدواج با خویشاوندان نَسَبی را ممنوع کرده و مادّه ۱۰۴۶ بر مادّه قبلی حاکم شده و خویشاوندی رِضاعی را از حیث ازدواج در حکم قرابت نَسَبی قلمداد نموده، یعنی، دامنه قرابت نَسَبی را گسترش داده است.[۹]

کارکرد حکومت

حکومت با چهار روش تعارض میان ادله را از بین می‌برد:

  1. توسعهٔ موضوعِ دلیل محکوم: با گسترش دامنه شمول یک دلیل، موارد جدیدی به آن اضافه می‌شود. مثال: حرام بودن خمر از آیه ۹۰ سوره مائده، با روایتی که «فُقّاع» را مصداق خمر می‌داند، دامنه موضوع «خمر» را گسترش داده و فُقّاع را نیز شامل می‌شود.[۱۰]
  2. تضییقِ موضوعِ دلیلِ محکوم: با محدود کردن دامنه شمول یک دلیل، موارد کمتری از آن مستثنی می‌شود. مثال: اگر دلیلی ربا را حرام بداند و دلیل دیگری ربا را در روابط خاصی (مانند زن و شوهر) جایز شمارد، موضوع ربا در دلیل اول محدودتر می‌شود.[۱۱]
  3. تضییقِ محمولِ دلیلِ محکوم: با محدود کردن حکم یک دلیل، موارد خاصی از شمول آن خارج می‌شود. مثال: احکام ثانویه مانند «نفی حرج» یا «نفی ضرر» می‌توانند وجوب روزه را در شرایط خاصی مانند ضرر داشتن روزه برای فرد محدود کنند.[۱۲]
  4. توسعهٔ محمولِ دلیلِ محکوم: حاکم، حکم دلیل محکوم را با قرار دادن امری در جایگاه امری دیگر، به مصادیق جدیدی گسترش می‌دهد. مثال: «الطواف صلاة» احکام نماز را به طواف سرایت می‌دهد و یا یا «لُحْمَةُ الرَّضَاعِ کَلُحْمَةِ النَّسَبِ» (حرمت و احکام ناشی از رضاع (شیر خوردن) مانند حرمت و احکام ناشی از نسب (رابطه خونی) است)؛ که احکام نسب را به رضاع گسترش می‌دهد. این روش با توسعه موضوع، متفاوت است و حکم دلیل اول را به موضوعی جدید اما مشابه اعمال می‌کند.[۱۳]

تفاوت حکومت با ورود و تخصیص

حکومت در برابر ورود: در حکومت، دلیل حاکم به تفسیر دلیل محکوم می‌پردازد، اما در ورود، دلیل وارد به‌طور کامل دلیل مورود را کنار می‌زند و مانع اعمال آن می‌شود؛[۱۴] مانند تقدم امارات شرعی بر اصول عملیه.[۱۵]

حکومت در برابر تخصیص: حکومت معمولاً میان دلایل شرعی متعارض به کار می‌رود و نتیجه آن اگر محدودکننده باشد، شبیه تخصیص است؛ تخصیص اما به معنای خارج کردن جزئی از حکم کلی است و شامل موارد تعبدی و غیرتعبدی می‌شود.[۱۶]

پانویس

  1. لطفی، «حکومت و ورود»، ص۷۹۹.
  2. لطفی، «حکومت و ورود»، ص۷۹۹و۸۰۰.
  3. سبحانی، الموجز، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۴۰۱.
  4. سبحانی، الموجز، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۳۹۹و۴۰۰.
  5. طباطبایی یزدی، التعارض، ۱۴۲۶ق، ص۵۷.
  6. مخلصی،‌ «نوآوری‌های شیخ انصاری در دانش اصول»، ص۷۸.
  7. سبحانی، الموجز، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۳۹۹.
  8. برای نمونه نگاه کنید به: سبحانی، الموجز، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۳۹۹.
  9. لطفی، «حکومت و ورود»، ص۸۰۰.
  10. «درس خارج اصول آیت الله سبحانی»، وبگاه مدرسهٔ فقاهت.
  11. «درس خارج اصول آیت الله سبحانی»، وبگاه مدرسهٔ فقاهت.
  12. «درس خارج اصول آیت الله سبحانی»، وبگاه مدرسهٔ فقاهت.
  13. مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۰ش، ج۲، ص۱۹۷.
  14. خویی، اجود التقریرات، ۱۳۶۸ش، ج۲، ص۵۱۱؛ مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۰ش، ج۲، ج۱۹۴-۱۹۷.
  15. سبحانی، الموجز، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۴۰۰.
  16. آشتیانی، بحر الفوائد فی شرح الفرائد، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۱۸۳؛ مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۰ش، ج۲، ص۱۹۵و۱۹۶.

منابع

  • «درس خارج اصول آیت الله سبحانی»، وبگاه مدرسهٔ فقاهت،‌ تاریخ درج مطلب:‌ ۲۸آبان۱۴۰۱ش، تاریخ بازدید: ۲۹فرودین۱۴۰۳ش.
  • آشتیانی، محمدحسن، بحر الفوائد فی شرح الفرائد، کتابخانه عمومی آیت‌الله‌مرعشی نجفی(ره)، قم، ۱۴۰۳ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم، اجود التقریرات، کتابفروشی مصطفوی، قم، ۱۳۶۸ش.
  • خمینی، سید روح‌الله، الرسائل، اسماعیلیان، قم، ۱۴۱۰ق.
  • سبحانی، جعفر، الموجز فی اصول الفقه، مؤسسة الإمام الصادق علیه‌السلام، قم، ۱۴۲۰ق.
  • طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، التعارض، بی‌جا، ۱۴۲۶ق.
  • لطفی،‌ اسدالله، حکومت و ورود، در دانشنامه جهان اسلام، ج۱۳، تهران، موسسه فرهنگی هنری کتاب مرجع، ۱۳۸۸ش.
  • مخلصی، عباس، نوآوری‌های شیخ انصاری در دانش اصول، در مجله فقه، شماره۱، ۱۳۷۳ش.
  • مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بی‌تا.
  • مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، قم، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، ۱۳۷۰ش.