انجمن حجتیه
![]() | ||
| ||
اطلاعات کلی | ||
---|---|---|
تأسیس | ۱۳۳۲ش | |
بنیانگذار | شیخ محمود حلبی | |
رویکرد | علمی، آموزشی، غیرسیاسی | |
اهداف | مبارزه با بهائیت و فراهم کردن زمینه ظهور امام عصر، انجام فعالیتهای علمی و آموزشی و خدمات مفید اجتماعی، و با الهام از تعالیم اسلام و مذهب شیعه جعفری | |
وظایف | پرورش استعداد، تربیت انسانهای لایق و کاردان و مقید به تقوی و ایمان و اصلاح جهات مادی و معنوی جامعه | |
سایر |
انجمن حجتیه با نام کامل انجمن خیریه حجتیه مهدویه تشکیلاتی با هدف مبارزه با بهائیت و ترویج مهدویت در سال ۱۳۳۲ش توسط محمود حلبی تأسیس شد.
انجمن حجتیه در ابتدای تأسیس مورد تأیید و حمایت برخی از مراجع تقلید قرار گرفت، اما به دلیل رویکرد غیرسیاسی و عدم همراهی با مبارزات انقلابی، مورد انتقاد آنان قرار گرفت و در سال ۱۳۶۲ش تعطیل شد.
زمینه شکلگیری

شیخ محمود حلبی، بنیانگذار انجمن حجتیه، در دهه ۲۰ شمسی قرن چهاردهم شمسی، همزمان با گسترش فعالیتهای فرقه بهائیت، به مبارزه با این فرقه پرداخت. برخی معتقدند اقدامات او پس از آن آغاز شد که سید عباس علوی و ابوالفضل گلپایگانی، از دوستان طلبهاش، به بهائیت گروید.[۱] همچنین گفته میشود حلبی در سال ۱۳۳۲ش، پس از رویایی با امام مهدی(عج)، به فکر تأسیس انجمن حجتیه افتاده است.[۲]
تأسیس انجمن حجتیه
حلبی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، و به دلیل سرخوردگی از مسائل سیاسیِ مشهد،[۳] مشهد را ترک کرد و به تهران رفت. در سال ۱۳۳۲ش، انجمنی ضد بهائیت را در تهران تشکیل داد که در سال ۱۳۳۶ش به نام انجمن حجتیه مهدویه تغییر یافت.[۴] ازاینرو به انجمن حجتیه، انجمن ضد بهائیت نیز گفته میشود.[۵]
هزینههای انجمن از طریق وجوهات شرعیه و کمکهای مردمی تأمین میشد. حلبی در تبلیغات خود کمتر از روحانیون استفاده میکرد تا شأن آنان حفظ شود.[۶]
اساسنامه انجمن
انجمن حجتیه با اساسنامهای رسمی فعالیت خود را آغاز کرد. اهداف آن شامل فعالیتهای علمی، آموزشی، خدمات اجتماعی، تربیت افراد لایق و دفاع علمی از اسلام و مذهب شیعه بود. روشهای تبلیغی آن شامل برگزاری کنفرانسها، چاپ نشریات، تأسیس کلاسهای آموزشی و ایجاد کتابخانهها و مراکز درمانی بود.[۷]
بنیانگذار
بنیانگذار انجمن حجتیه، محمود ذاکرزاده تولایی، مشهور به محمود حلبی (۱۲۷۹ یا ۱۲۸۰ش-۱۳۷۶ش)، از خطبای مشهد بود.[۸] وی ادبیات عرب را نزد ادیب نیشابوری، دروس خارج فقه و اصول را نزد شیخ محمد نهاوندی و آقاحسین قمی آموخت و متون فلسفی را از حکیم آقابزرگ فراگرفت. او در اخلاق و عرفان نیز نزد حسنعلی نخودکی اصفهانی شاگردی کرد.[۹] گفته شده شیخ محمود با اینکه به فلسفه علاقه داشت و فلسفه خوانده بود؛ اما به تدریج به میرزا مهدی اصفهانی، بنیانگذار مکتب معارفی مشهد، گرایش پیدا کرد و با شاگردی نزد میرزا مهدی، دست از فلسفه کشید و به آن مکتب پیوست.[۱۰] برخی معتقدند که انجمن حجتیه از مکتب تفکیک پدید آمده است.[۱۱] حلبی را از فعالان نهضت ملی شدن نفت شمردهاند که در فعالیتهای سیاسی مشهد ناکام ماند.[۱۲] به گفته رسول جعفریان، حلبی در جریان شکستی که در انتخابات مجلس هجدهم خورد، از فعالیت سیاسی رویگردان شد؛ دو سال بعد به تهران رفت و به کار تبلیغ دین پرداخت.[۱۳]
برخی حلبی را در تأسیس انجمن حجتیه تحتتأثیر میرزا مهدی اصفهانی و بعضی متأثر از شیخ احمد شاهرودی (۱۲۸۱-۱۳۵۰ق) صاحب کتاب «الحق المبین» دانستهاند.[۱۴]
ساختار و مدیریت انجمن
انجمن حجتیه زیر نظر محمود حلبی به عنوان رئیس هیئت مدیره و چهار عضو دیگر اداره میشد. برخی از اعضای هیئت مدیره شامل سید رضا رسول، سید حسین سجادی و محمدتقی تاجر بودند. این انجمن در تهران و برخی شهرهای دیگر مانند کاشان، مشهد، بابل و سمنان فعالیت داشت.[۱۵]
انجمن حجتیه دارای کمیتههای آموزش، تحقیق و پژوهش، نگارش، بحث و مناظره، ارتباط با خارج، و کنفرانسها بود. این کمیتهها به ترتیب مسئول آموزش اعضا، جمعآوری اطلاعات درباره بهائیان، نوشتن مطالب ضد بهائیت، برگزاری جلسات مناظره، فعالیت در خارج از کشور، و سازماندهی کنفرانسها بودند.[۱۶]
جذب نیروی انجمن از طریق مدرسه علوی انجام میشد این مدرسه زیر نظر علیاصغر کرباسچیان بود و به دلیل مدیریت مذهبی و سنتی، مورد اعتماد خانوادههای مذهبی تهران بود. اگرچه برخی انتساب کرباسچیان به انجمن را رد کردهاند.[۱۷]
موضع برخی از عالمان شیعه درباره انجمن حجتیه
دیروز حجتیهایها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات، تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابیتر از انقلابیون شدهاند! ولایتیهای دیروز که در سکوت و تحجّر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریختهاند، در عمل پشت پیامبر و اهلبیت عصمت و طهارت را شکستهاند و عنوان ولایت برایشان جز تکسّب و تعیّش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را میخورند!.[۱۸]
مراجع تقلید و عالمان شیعه درباره اندیشهها و مواضع انجمن حجتیه دیدگاههای مختلفی ارائه کردهاند که برخی از آنان چنین است:
- آیتالله بروجردی: اولین مرجع تقلیدی شمرده شده که انجمن حجتیه را تأیید کرد و برای شیخ محمود حلبی جلساتی در نقد بهائیت ترتیب داد.[۱۹]
- مراجع تقلیدی همچون آیتالله گلپایگانی، آیتالله مرعشی نجفی، سید محمدهادی میلانی و سید عبدالله شیرازی از فعالیتهای انجمن در مبارزه با بهائیت و ترویج فرهنگ مهدویت تقدیر کردند و در این راه به آنان اجازه استفاده از وجوهات شرعیه دادند.[۲۰]
- امام خمینی: در مهر ۱۳۴۹ش، در پاسخ به استفتائی درباره فعالیت انجمن در مبارزه با بهائیت، استفاده از وجوهات شرعیه برای انجمن را اجازه داد؛[۲۱] اما پس از آشکار شدن ماهیت انجمن، اجازه خود را لغو کرد.[۲۲] وی در ۱۳۵۰ش در پاسخ به نامهای، جلسات انجمن و محمود حلبی را دارای ضرر و زیان دانست و نوشت: «از وقتى مطلع شدهام، تأييدى از او نكردهام و ان شاء اللَّه تعالى نمىكنم».[۲۳] خمینی در برخی از سخنرانیهای خود باورهای انجمن را نقد کرد.[۲۴]
- آیتالله خامنهای معتقد بود انجمن حجتیه طیف گستردهای از افراد انقلابی و غیرانقلابی را دربرمیگیرد؛ همچنان که در میان اعضای آن، افرادی مؤمن و انقلابی و معتقد به ولایت فقیه وجود دارد؛ افراد کجفهم، بیاعتقاد و بدبین و منفی نیز هست.[۲۵]
- مرتضی مطهری نیز از برخی فعالیتهای انجمن و شیخ محمود حلبی در ترویج مهدویت تمجید کرده است.[۲۶] مطهری، ذیل مطلبی با عنوان «انتظار ویرانگر» میگوید برداشت گروهی از مردم از قیام امام مهدی(عج) این است گسترش ظلم و گناه و فساد مقدمه قیام مهدوی است و ترویج ظلم و فساد زمینه تسریع در امر ظهور و بهترین شکل انتظار است. وی این نوع انتظار را نوعی اباحیگری و منجر به تعطیلی حدود و مقررات اسلامی میداند. از نظر مطهری، این نوع برداشت با آموزههای قرآنی و اسلام ناسازگار است.[۲۷] عبدالحسین خسروپناه، در تحلیل مطلب مطهری گفته است که این تفکر نادرست به صورت سازماندهی شده در انجمن حجتیه وجود نداشت و رهبران انجمن حجتیه نیز با چنین تفکری مخالف بودند؛ اما این تفکر در لایههای زیرین انجمن و برخی از اعضای آن وجود داشت.[۲۸]
رویکرد غیرسیاسی انجمن حجتیه
از جمله اندیشههای انجمن حجتیه جدایی دین از سیاست شمرده شده است.[۲۹] گفته شده در تبصره دوم اساسنامه انجمن تصریح شده است که انجمن به هیچ وجه نباید در امور سیاسی دخالت کند.[۳۰] بنا به گفته علیاکبر پرورش، از اعضای جداشده انجمن حجتیه، این تشکل به اعضای خود اجازه فعالیت سیاسی نمیداد و از آنان تعهد مکتوب میگرفت که در امور سیاسی دخالت نکنند.[۳۱] فعالیت سیاسی اعضا منجر به اخراج آنان میشد.[۳۲] شیخ محمود حلبی، بنیانگذار انجمن، معتقد بود که مبارزه مسلحانه با رژیم پهلوی بیفایده است و به جای آن بر فعالیتهای فرهنگی و ایدئولوژیک تأکید داشت.[۳۳] این رویکرد باعث شد که انجمن با نهضت اسلامی امام خمینی همراهی نکند و از مرجعیت آیتالله خویی حمایت کند. گفته شده تبصره دوم اساسنامه انجمن باعث شد انقلابیون انجمن و اعضای آن را به داشتن مواضع غیرانقلابی یا ضدانقلابی متهم کنند.[۳۴] از نظر رسول جعفریان، عدم مداخله انجمن در سیاست و انقلابی نبودن که از ویژگیهای انجمن بود، ضرورتاً به معنای اعتقاد به جدایی دین از سیاست نبود.[۳۵]
این رویکرد باعث شد که بعدها اصطلاح «حجتیهای» به کسانی اطلاق شود که به جدایی دین از سیاست معتقد بودند.[۳۶] همچنین به دلیل عدم مشارکت در مبارزات سیاسی علیه حکومت پهلوی، مورد انتقاد انقلابیون قرار گرفت.
واکنش اعضا به انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ش، برخی از اعضای انجمن که از مقلدان امام خمینی بودند، از انجمن جدا شدند و با انقلاب همراهی کردند. برخی از آنان حتی در جنگ ایران و عراق مشارکت داشتند. با این حال، برخی دیگر از اعضای انجمن، دیدگاه انتقادی خود نسبت به جمهوری اسلامی را حفظ کردند.[۳۷] به گفته رسول جعفریان، نیروهای انجمن پس از انقلاب اسلامی، به دو دسته تقسیم شدند: دسته اول: افرادی مانند علیاکبر پرورش و غلامحسین حقانی به انقلاب پیوستند؛ دسته دوم: نسبت به انقلاب بیتفاوت ماندند و دسته سوم: به انتقاد از انقلاب پرداخته و از مخالفان آن شدند.[۳۸]
ارتباط انجمن حجتیه با ساواک
رهبران انجمن حجتیه، به ویژه شیخ محمود حلبی، ارتباطاتی با ساواک داشتند. برخی این ارتباطات را تلاشی برای جلوگیری از تعطیلی انجمن و ادامه فعالیتهای فرهنگی آن میدانند. نامههای مبادلهشده بین حلبی و ساواک نشاندهنده روابط حسنه بین آنهاست.[۳۹][۴۰] با این حال، برخی تحلیلها حاکی از آن است که ساواک به طور متناوب هم انجمن حجتیه و هم بهائیان را تحت فشار قرار میداد تا موازنهای بین این دو گروه ایجاد کند.[۴۱]
وضعیت انجمن حجتیه پس از انقلاب
تغییر رویکرد انجمن حجتیه پس از انقلاب
پس از انقلاب اسلامی ایران، انجمن حجتیه رویکرد خود را تغییر داد و به جای مبارزه با بهائیت، به نقد مارکسیسم پرداخت. محمود حلبی پس از واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، به مشارکت در تظاهرات ضد حکومت پهلوی توصیه کرد، اگرچه برخی اعضا با این رویکرد مخالف بودند. انجمن در نشریه انتظار از انقلاب حمایت کرد و در تدوین پیشنویس قانون اساسی مشارکت داشت. حلبی همچنین بیانیهای در تأیید قانون اساسی صادر کرد، اما خود در انتخابات مجلس خبرگان موفق نشد.[۴۲]
رسول جعفریان گفته است جهتگیری انجمن پس از انقلاب به سمت هواداری از آن پیش رفت تا جایی که حلبی کاندیدای مجلس خبرگان قانون اساسی شد که البته انتخاب نشد.[۴۳] همچنین انجمن پس از انقلاب، نشریهای با نام انتظار منتشر کرد که در آن نیز از انقلاب طرفداری میکرد.[۴۴]
اعضای هیئت مدیره و فعالیتها
پس از انقلاب، اعضای هیئت مدیره انجمن شامل محمود حلبی، محمد صالحی آذری، سید حسین سجادی و دیگران بودند. آنها جلسات منظمی در منازل شخصی یا حسینیهها برگزار میکردند.[۴۵] یکی از مراکز معروف انجمن در مشهد، حسینیهای در روستای جاهشک بود که توسط هواداران انجمن ساخته شده بود.[۴۶]
موضعگیری امام خمینی و تعطیلی انجمن
از سال ۱۳۶۰، مخالفتها با انجمن حجتیه توسط سازمان مجاهدین انقلاب و حزب توده آغاز شد.[۴۷] امام خمینی در سخنرانیای در ۲۱ تیر ۱۳۶۲ش گفت: «یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب مگر برای چی میآید؟ حضرت صاحب میآید معصیت را بردارد، ما معصیت کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات [کجرویها] را بردارید».[۴۸] هرچند در این جملات، تصریحی به انجمن حجتیه نشده، اما آن را مربوط به انجمن حجتیه دانستهاند.[۴۹] انجمن، پس از این سخنرانی، در ۱ مرداد ۱۳۶۲ش با انتشار بیانیهای، تعطیلی فعالیتهای خود را اعلام کرد و تأکید کرد که هیچکس مجاز به فعالیت تحت عنوان انجمن نیست.[۵۰]
فعالیت مجدد
پس از اعلام تعطیلی انجمن در مرداد ۱۳۶۲ش، انجمن فعالیتهای خود را ادامه داد. انجمن، حرکتی جدید آغاز کرد که به وحدت شیعه و سنی آسیب میزد. این تشکل با هدف دفاع از امامت امام علی(ع)، به اهانت به خلفای سهگانه و نقد اهل سنت پرداخت و همچنان بر جدایی دین از سیاست تأکید داشت.[۵۱] در مهر ۱۳۸۹ش، وزیر اطلاعات وقت ایران، خطر انجمن را گوشزد کرد[۵۲] و گفت انجمن حجتیه در فتنه ۱۳۸۸ش در ایران، همراه با بهائیت فعال بوده است.[۵۳]
رهبری انجمن
رهبری انجمن تا پایان عمر با محمود حلبی بود، اما در سالهای پایانی عمر او، سید حسن افتخارزاده (۱۳۲۱-۱۴۰۳ش) مسئولیتهای اجرایی آن را بر عهده گرفت. افتخارزاده نظریه جدایی دین از سیاست را رد کرد و آن را عقیده رسمی انجمن ندانست. او همچنین نظریه "جهان باید پر از ظلم باشد تا امام مهدی بیاید" را رد کرد و زعامت انجمن را به خود نسبت نداد. وی تأکید داشت که نظر مراجع تقلید در مسائل اجتماعی و حکومتی، اصل است. [۵۴]
انتقادات به انجمن
در دهه ۷۰ و ۸۰، مخالفان انجمن به انتشار نقدهای خود ادامه دادند. در سال ۱۳۸۱ نیز موجی جدید از انتقادات علیه انجمن شکل گرفت و پس از پیروزی محمود احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ش در ایران، این موضوع توسط آیتالله توسلی از اعضای بیت امام خمینی مطرح شد.[۵۵]
آثار درباره انجمن
کتابهای متعددی پیرامون انجمن حجتیه نگارش و منتشر شده است که برخی از آنها از این قرار است:
- در شناخت حزب قاعدین زمان (موسوم به انجمن حجتیه)؛ اثر عمادالدین باقی در سال ۱۳۶۲ش در نقد انجمن حجتیه نوشته شده است.[۵۶]
- ولایتیهای بیولایت اثر محمدرضا اخگری که در سال ۱۳۶۷[۵۷] یا ۱۳۶۸ش در نقد انجمن در تهران به چاپ رسید.[۵۸]
- «انجمن حجتیه نسلی مأیوس از حرکت و انقلاب» مجموعه مقالاتی از لطفالله میثمی در نشریه راه مجاهد که در سال ۱۳۶۸ش به صورت کتاب در نقد انجمن منتشر شد.[۵۹]
- حقایقی پیرامون انجمن حجتیه نوشته رضا اکبری آهنگر. این کتاب درباره تاریخچه و اندیشههای انجمن حجتیه به همراه متن مناظره نویسنده با یکی از اعضای انجمن، از سوی انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.[۶۰]
- «جریانشناسی فکری - فرهنگی انجمن حجتیه» اثر مرتضی شیرودی و عبدالله نوریگلجائی. این اثر ضمن بازشناسی باورها و عملکرد انجمن حجتیه در دوران پهلوی دوم و پس از انقلاب اسلامی، به نقد آن در برداشت از آموزههای شیعه پرداخته است.[۶۱]
- جریانشناسی انجمن حجتیه، نوشته سیدضیاءالدین علیانسب و سلمان علوینیک، انتشارات زلال کوثر، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
«پوستین وارونه» مستندی ۹۰ دقیقهای به کارگردانی محمدمهدی خالقی است که به بررسی کارنامه و دیدگاههای «انجمن حجتیه» و «مدرسه علوی» پرداخته است.[۶۲]
پانویس
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ۱۳۹۰ش، ص۴۷۸؛ پناهی، سیاستگریزی و ترویج جدایی دین از سیاست، روزنامه جمهوری اسلامی، ۸۱/۸/۹.
- ↑ زاهد زاهدانی، بهائیت در ایران،۱۳۸۸ش، ص۲۴۸؛ علیانسب و علوینیک، جریان شناسی انجمن حجتیه، ص۱۸.
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۳۰.
- ↑ علیانسب و علوینیک، جریان شناسی انجمن حجتیه، ص۱۶.
- ↑ زاهد زاهدانی، بهائیت در ایران،۱۳۸۸ش، ص۲۴۸.
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ص۴۸۹.
- ↑ سبحانى، درآمدى بر جريان شناسى انديشه اجتماعى دينى در ايران معاصر، دفتر تبلیغات اسلامی، نشریه نقد و نظر، ج۴۵، ص۱۰.
- ↑ نوذری، تاریخ احزاب سیاسی در ایران، ۱۳۸۰ش، ص۱۴۰.
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۲۷.
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۲۷.
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی فکری ایران معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۲۵.
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ۱۳۹۰ش، ص۴۷۸.
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۲۸.
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۲۸.
- ↑ آرشیو مرکز اسناد، پرونده شیخ محمود حلبی، کد ۱۶۱۵.
- ↑ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با جواد مادرشاهی، جلسه سوم؛ باقی، ۱۳۶۲، ص۱۸۶.
- ↑ خاطرات علی اکبر محتشمیپور، ۱۳۷۶، ص۷۷ تا ۷۹.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۲۱، ص۲۸۱.
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ۱۳۹۰ش، ص۵۰۳.
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ۱۳۹۰ش، ص۵۰۷ و ۵۰۸.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۲۹۹.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۳۰۰.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۳۵۷..
- ↑ نگاه کنید به: امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۲۱، ص۲۸۱.
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ۱۳۹۰ش، ص۵۰۹و۵۱۰.
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ۱۳۹۰ش، ص۵۰۷.
- ↑ مطهری، قیام و انقلاب مهدی، ۱۴۰۲ش، ص۵۸و۵۹.
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ۱۳۹۰ش، ص۵۰۸و۵۰۹.
- ↑ سلیمیان، فرهنگنامه مهدویت، ۱۳۸۸ش، ص۸۸.
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۳۱؛ سلیمیان، فرهنگنامه مهدویت، ۱۳۸۸ش، ص۸۸.
- ↑ خسروپناه، جریان شناسی ضد فرهنگها، ص۴۹۶؛ عماد باقی، ۱۳۶۲، ص ۱۷۵.
- ↑ عماد باقی، ۱۳۶۲، ص۱۲۷.
- ↑ باقی، ۱۳۶۲، ص۴۳
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۳۱.
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۴۰
- ↑ سبحانى، درآمدى بر جريان شناسى انديشه اجتماعى دينى در ايران معاصر، دفتر تبلیغات اسلامی، نشریه نقد و نظر، ج۴۵، ص۱۰.
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ص۵۲۷.
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۳۴.
- ↑ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده شیخ محمود واعظ حلبی، نامه ۴۵/۱/۲۰ شماره ۶۵۷/۸/۶۸۹۱.
- ↑ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده شیخ محمود واعظ حلبی، نامه ۴۵/۱/۲۸، شماره ۵/۴۵۷.
- ↑ باقی، ۱۳۶۲، ص ۳۵.
- ↑ خسروپناه، جریان شناسی ضد فرهنگها، ص ۴۹۰.
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۳۴.
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۳۴.
- ↑ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد ۵۳۲۷، تاریخ ۶۰/۱۱/۲۹ شماره ۵۹-۱۳.
- ↑ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده آیت الله ابوالقاسم خویی، شماره بازیابی ۹۶۴، ص ۱۰۱، تاریخ گزارش ۱ /۸ /۱۳۶۳.
- ↑ گفتگوی دکتر افتخارزاده درگروه علوم سیاسی دفتر تبلیغات مورخ ۱۳۸۷/۱/۲۸.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۱۷، ص۵۳۴.
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۳۷؛ خسروپناه، جریان شناسی ضد فرهنگها، ۱۳۹۰ش، ص۴۹۲.
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ۱۳۹۰ش، ص۴۹۲؛ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۳۷.
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ۱۳۹۰ش، ص۴۹۲.
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۴۲.
- ↑ «وزیر اطلاعات پشت پرده فتنههای پس از انقلاب تا کنون را فاش کرد»، خبرگزاری جمهوری اسلامی.
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ۱۳۹۰ش، ص۴۹۲.
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ۱۳۹۰ش، ص۴۹۵؛ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۴۱.
- ↑ پارسا، «ماجرای کتاب «در شناخت حزب قاعدین زمان» در گفتوگو با عمادالدین باقی»، گاهنامه شهروند.
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۴۱.
- ↑ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ۱۳۹۰ش، ص۴۹۴.
- ↑ جعفریان، جریانها سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۵۴۱؛ خسروپناه، جریانشناسی ضد فرهنگها، ۱۳۹۰ش، ص۴۹۴.
- ↑ «حقایقی پیرامون انجمن حجتیه، کتاب شد»، خبرگزاری مهر.
- ↑ «جریانشناسی فکری-فرهنگی انجمن حجتیه»، وبسایت خانه کتاب و ادبیات ایران.
- ↑ «تیزر مستند پوستین وارونه»، سایت خبری تریبون.
منابع
- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده آیت الله ابوالقاسم خویی، شماره بازیابی ۹۶۴، ص ۱۰۱، تاریخ گزارش ۱ /۸ /۱۳۶۳ش.
- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد ۵۳۲۷، تاریخ ۱۳۶۰/۱۱/۲۹، شماره ۵۹-۱۳.
- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با جواد مادرشاهی، جلسه سوم.
- آرشیو مرکز اسناد، پرونده شیخ محمود حلبی، کد ۱۶۱۵.
- امام خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش.
- پناهی، حسن، «سیاست گریزی و ترویج جدایی دین از سیاست»، روزنامه جمهوری اسلامی، ۹ /۸ /۱۳۸۱ش.
- جعفریان، رسول، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران؛ از روی کارآمدن محمدرضا شاه تا پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۲۰-۱۳۵۷)، تهران، نشر علم، ۱۳۹۰ش.
- خاطرات علی اکبر محتشمیپور، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.
- خسروپناه، عبدالحسین، جریانشناسی ضدفرهنگها، قم، تعلیم و تربیت اسلامی، چاپ پنجم، ۱۳۹۰ش.
- روزنامه اطلاعات، تاریخ ۶ بهمن ۱۳۶۰ش.
- زاهدزاهدانی، سید سعید، بهائیت در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ چهارم، ۱۳۸۸ش.
- سبحانی، محمدتقی، درآمدى بر جريان شناسى انديشه اجتماعى دينى در ايران معاصر، در نشریه نقد و نظر، ج۴۵، ص۱۰.
- کرمیپور، حمید، خاطرات ابوالقاسم خزعلی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲ش.
- گفتگوی دکتر افتخارزاده درگروه علوم سیاسی دفتر تبلیغات، مورخ ۱۳۸۷/۱/۲۸ش.
- مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، تهران، انتشارات صدرا، چاپ شصت و چهارم، ۱۴۰۲ش.
- نوذری، عزت الله، تاریخ احزاب سیاسی در ایران، شیراز، نوید شیراز، ۱۳۸۰ش.
پیوند به بیرون