ماریه دختر شمعون

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از ماریه قبطیه)
پرش به: ناوبری، جستجو
ماریه قبطیه
ماریه دختر شمعون
درگذشت محرم سال ۱۶ هجری
آرامگاه بقیع
محل زندگی مصر، مدینه
نقش‌های برجسته همسر پیامبر(ص)
لقب ام المؤمنین
دین اسلام
خویشاوندان پیامبر اسلام(ص)

ماریه دختر شمعون (درگذشت: ۱۶ق) معروف به ماریه قبطیه، از همسران پیامبر(ص) که ابراهیم از او زاده شد. مقوقس، حاکم مصر و اسکندریه در پاسخ به نامه پیامبر، او را به همراه هدایایی برای پیامبر فرستاد. در میان همسران پیامبر، غیر از حضرت خدیجه، ماریه تنها زنی بود که از پیامبر صاحب فرزند شد.

قبل از ازدواج با پیامبر

ماریه دختر شمعون در روستای «حفن» در یکی از مناطق «انصنا» در مصر به دنیا آمد. در سال هفتم هجری، رسول خدا(ص) حاطب بن ابی بلتعه را به همراه نامه‌ای به سوی مقوقس حاکم مصر و اسکندریه فرستاد تا او را به اسلام دعوت کند.[۱] مقوقس در پاسخ به دعوت پیامبر (ص) ماریه را که از دختران ملوک مصر بود به همراه خواهرش «سیرین»[۲] و به نقلی «شیرین»[۳] و همچنین هدایای بسیار، برای رسول خدا(ص) فرستاد. مقوقس همراه این هدایا نامه‌ای نیز برای پیامبر نوشت که در بخشی از آن آمده است: «من فرستاده تو را اکرام کردم و به سوی تو، دو کنیز فرستادم که در سرزمین عظیم قبط، دارای منزلت هستند.»[۴] روایت شده که حاطب بن ابی بلتعه در بین راه اسلام را بر آن دو عرضه کرد و آنان مسلمان شدند.[۵]

ازدواج با پیامبر

پس از ورود به مدینه، رسول خدا (ص) ماریه را برای خود برگزید و سیرین را به حسان بن ثابت بخشید.[۶] نخستین منزل ام المؤمنین ماریه، خانه حارثة بن نعمان بود. او یک سال در این منزل سکونت داشت.

شایستگی‌های ماریه و توجه پیامبر به او، حسادت برخی از زنان پیامبر، بخصوص عایشه و حفصه را برانگیخت.[نیازمند منبع]

ماریه، زنی پاک،[۷] دیندار و از زنان صالح، نیکوکار، شایسته و مورد توجه و علاقه پیامبر (ص) بود[۸] و مورخان و سیره‌نگاران او را به حسن دینش ستوده­‌اند.[۹] پیامبر (ص) در بیان علاقه خود به او فرمود: آنگاه که مصر را فتح کردید، با آنان به خوبی برخورد کنید، چون من داماد آنان هستم».[۱۰]

نزول آیاتی از سوره تحریم

روزی حفصه در روز مخصوص خود نزد پیامبر (ص) رفت و از ایشان اجازه خواست جهت کاری نزد پدرش برود. حضرت به او اجازه داد. پس از رفتن حفصه، آن حضرت ماریه را به خود طلبیدند. وقتی حفصه به خانه برگشت، در بسته بود و بیرون در نشست. وقتی حفصه پیامبر را با ماریه دید ناراحت شد و با پیامبر درشتی کرد. رسول خدا (ص) برای رضایت او، ماریه را بر خود حرام کرد.[۱۱]

در این هنگام آیات اول سوره تحریم نازل شد:

«یا أَیهَا النَّبِی لِمَ تُحَرِّ‌مُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَک تَبْتَغِی مَرْ‌ضَاتَ أَزْوَاجِک ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّ‌حِیمٌ»
«ای پیامبر، چرا برای خشنودی همسرانت، آنچه را خدا برای تو حلال گردانیده حرام می‌کنی؟ خدا[ست که‌] آمرزنده مهربان است.»[۱۲]

در نهایت، ماریه نزد رسول خدا(ص) ماند، اما توجه پیامبر به وی همچنان ناراحتی برخی زنان پیامبر (ص) را در پی داشت. این وضعیت با اعلان بارداری ماریه تشدید شد. از این رو پیامبر خدا (ص) ماریه را از مدینه خارج و در بخش بالای مدینه در نخلستان کوچکی به نام عالیه که در غزوه بنی نضیر به ایشان رسیده بود (و امروزه به مشربه‌ ام ابراهیم معروف است) مسکن داد و برای دیدنش به آنجا می‌رفت.[۱۳]

اکنون این محل به صورت قبرستانی مخروبه است و قبر نجمه مادر امام رضا(ع) و جمعی از امام‌زادگان و دوستداران اهل بیت (ع) در آنجاست. از آنجا که ایرانیان گاهی برای زیارت به آنجا می‌رفتند در سال‌های اخیر دیوارهای بلندی بر گرد آن ساخته شده و اجازه بازدید از آن را نمی‌دهند.[۱۴]

تولد ابراهیم

نوشتار اصلی: ابراهیم پسر پیامبر

گفته‌اند که ماریه تنها زنی جز خدیجه بود که برای پیامبر اکرم(ص) فرزند آورد.[۱۵] مدتی پس از استقرار ماریه در منزل جدید، ابراهیم فرزند رسول­ خدا (ص) در ذیحجه سال هشتم هجری به دنیا آمد و جبرئیل نازل ­شد و حضرت را با عنوان «اباابراهیم» سلام ­داد.[۱۶] نقل است که بعد از تولد ابراهیم، پیامبر شاد شد و او را به عایشه نشان داد و فرمود: «ببین چقدر این بچه شبیه من است!»[۱۷]

ابراهیم در ۱۸ رجب سال دهم هجری، در سن ۱۸ ماهگی از دنیا رفت و در بقیع دفن شد. پیامبر(ص) در غم او اندوهگین شد و فرمود: «این غم، اشک را جاری می‌کند و قلب را اندوهناک؛ و من چیزی نمی‌گویم که باعث خشم پرورگار گردد.»

ماجرای افک

نوشتار اصلی: حادثه افک

ماجرای افک به ماجرایی در تاریخ صدر اسلام گفته می‌شود که بخشی از آیات سوره نور (آیات ۱۱ تا ۲۶) بدان اشاره دارد. برخی از روایاتی که درباره شان نزول این آیات نقل شده، مصداق آیات را عایشه می‌داند و بنا بر برخی دیگر از روایات، فردی که به او تهمت زده شد، ماریه قبطیه بود.

درگذشت

ماریه، پنج سال بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) در محرم سال ۱۶ هجری درگذشت و در بقیع دفن شد.[۱۸]

پانویس

  1. الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷
  2. تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۱۷.
  3. انساب الاشراف، ج۱،ص۴۴۹.
  4. طبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۰.
  5. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۹
  6. تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۱۷
  7. تاریخ طبری، ج۳، ص۲۲.
  8. البدایه و النهایه، ج۷، ص۷۴.
  9. الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷.
  10. معجم البلدان، ج۵، ص۱۳۸.
  11. الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۸۲
  12. تحریم، ۱
  13. طبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷
  14. پایگاه اطلاع رسانی حوزه
  15. الاستیعاب،ج۱،ص:۵۰.
  16. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۰
  17. نک: انساب الاشراف، ج۱،ص۴۵۰.
  18. تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۱۸

منابع

  • ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطاء، بیروت،‌ دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰م.
  • ابن کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق: سهیل زکار وریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶م.
  • حموی، یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دارصادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵م.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت،‌ دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۷۸ق.