سوره حاقه شصتونهمین سورهقرآن و از سورههای مکی است که در جزء ۲۹ جای گرفته است.[۱] این سوره در ترتیب نزول، هفتادوهشتمین سورهای است که بر پیامبر(ص)نازل شده است.[۲] سوره حاقه ۵۲ آیه، ۲۶۱ کلمه و ۱۱۳۳ حرف دارد و از سورههای مُفَصَّلات بهشمار میرود.[۳] نام این سوره از واژه «الْحَاقَّةُ» در سه آیه نخست گرفته شده است. حاقه به معنای امر حتمی و تحققیافتنی است که در این سوره به روز قیامت اشاره دارد.[۴]
تاکید بر حقانیت و عظمت قرآن و یادآوری قیامت از موضوعات سوره حاقه دانسته شده است.[۵] این سوره به سرنوشت امتهای گذشته که قیامت را انکار میکردند، از جمله قوم عاد، قوم ثمود و فرعون، و نیز احوال قیامت و تقسیم مردم به دو گروه اصحاب یمین و اصحاب شمال میپردازد.[۶]
از آیات مشهور سوره حاقه میتوان به آیه ۱۲ و آیات ۴۴ تا ۴۶ اشاره کرد که به موضوعات فضیلت امام علی(ع) و صداقتپیامبر(ص) در ابلاغ وحی میپردازند. در روایتی آمده است که پیامبر(ص) پس از نزول آیه ۱۲، تعبیر «أُذُنٌ واعِیَةٌ؛ گوشی شنوا و نگهدارنده» را به گوش امام علی(ع) تفسیر کرد.[۷] از امیرالمؤمنین(ع) نیز نقل شده است که خود را مصداق گوش شنوا در این آیه دانسته است.[۸] برخی مفسراناهلسنت نیز این آیه را درباره امام علی(ع) دانستهاند.[۹] آیات ۴۴ تا ۴۶ نیز بر صداقت پیامبر(ص) در ابلاغ وحی دلالت دارند.[۱۰] در روایتی نزول این آیات پس از انکار حدیث غدیر از سوی فردی از قبیله بنیعدی گزارش شده است.[۱۱]
﴿و ما به راستی میدانیم که از [میان] شما تکذیبکنندگانی هستند ٤٩﴾
﴿وَإِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكَافِرِينَ ٥٠﴾
﴿و آن واقعاً بر کافران حسرتی است ٥٠﴾
﴿وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ ٥١﴾
﴿و این [قرآن] بیشبهه حقیقتی یقینی است ٥١﴾
﴿فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ٥٢﴾
﴿پس به [پاس] نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی ٥٢﴾
﴿آن رخ دهنده ١ چیست آن رخ دهنده ٢ و چه دانی که آن رخ دهنده چیست ٣ ثمود و عاد آن حادثه کوبنده را تکذیب کردند ٤ اما ثمود به [سزای] سرکشی [خود] به هلاکت رسیدند ٥ و اما عاد به [وسیله] تندبادی توفنده سرکش هلاک شدند ٦ [که خدا] آن را هفتشب و هشت روز پیاپی بر آنان بگماشت در آن [مدت] مردم را فرو افتاده میدیدی گویی آنها تنههای نخلهای میان تهیاند ٧ آیا از آنان کسی را بر جای میبینی ٨ و فرعون و کسانی که پیش از او بودند و [مردم] شهرهای سرنگون شده [سدوم و عاموره] مرتکب خطا شدند ٩ و از امر فرستاده پروردگارشان سرپیچی کردند و [خدا هم] آنان را به گرفتنی سخت فرو گرفت ١٠ ما چون آب طغیان کرد شما را بر کشتیسوار نمودیم ١١ تا آن را برای شما [مایه] تذکری گردانیم و گوشهای شنوا آن را نگاه دارد ١٢ پس آنگاه که در صور یک بار دمیده شود ١٣ و زمین و کوهها از جای خود برداشته شوند و هر دوی آنها با یک تکان ریز ریز گردند ١٤ پس آن روز است که واقعه [آنچنانی] وقوع یابد ١٥ و آسمان از هم بشکافد و در آن روز است که آن از هم گسسته باشد ١٦ و فرشتگان در اطراف [آسمان]اند و عرش پروردگارت را آن روز هشت [فرشته] بر سر خود برمیدارند ١٧ در آن روز شما [به پیشگاه خدا] عرضه میشوید [و] پوشیدهای از شما پوشیده نمیماند ١٨ اما کسی که کارنامهاش به دست راستش داده شود گوید بیایید و کتابم را بخوانید ١٩ من یقین داشتم که به حساب خود میرسم ٢٠ پس او در یک زندگی خوش است ٢١ در بهشتی برین ٢٢ [که] میوههایش در دسترس است ٢٣ بخورید و بنوشید گواراتان باد به [پاداش] آنچه در روزهای گذشته انجام دادید ٢٤ و اما کسی که کارنامهاش به دست چپش داده شود گوید ای کاش کتابم را دریافت نکرده بودم ٢٥ و از حساب خود خبردار نشده بودم ٢٦ ای کاش آن [مرگ] کار را تمام میکرد ٢٧ مال من مرا سودی نبخشید ٢٨ قدرت من از [کف] من برفت ٢٩ [گویند] بگیرید او را و در غل کشید ٣٠ آنگاه میان آتشش اندازید ٣١ پس در زنجیری که درازی آن هفتاد گز است وی را در بند کشید ٣٢ چرا که او به خدای بزرگ نمیگروید ٣٣ و به اطعام مسکین تشویق نمیکرد ٣٤ پس امروز او را در اینجا حمایتگری نیست ٣٥ و خوراکی جز چرکابه ندارد ٣٦ که آن را جز خطاکاران نمیخورند ٣٧ پس نه [چنان است که میپندارید] سوگند یاد میکنم به آنچه میبینید ٣٨ و آنچه نمیبینید ٣٩ که [قرآن] قطعاً گفتار فرستادهای بزرگوار است ٤٠ و آن گفتار شاعری نیست [که] کمتر [به آن] ایمان دارید ٤١ و نه گفتار کاهنی [که] کمتر [از آن] پند میگیرید ٤٢ [پیام] فرودآمدهای است از جانب پروردگار جهانیان ٤٣ و اگر [او] پارهای گفتهها بر ما بسته بود ٤٤ دست راستش را سخت میگرفتیم ٤٥ سپس رگ قلبش را پاره میکردیم ٤٦ و هیچیک از شما مانع از [عذاب] او نمیشد ٤٧ و در حقیقت [قرآن] تذکاری برای پرهیزگاران است ٤٨ و ما به راستی میدانیم که از [میان] شما تکذیبکنندگانی هستند ٤٩ و آن واقعاً بر کافران حسرتی است ٥٠ و این [قرآن] بیشبهه حقیقتی یقینی است ٥١ پس به [پاس] نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی ٥٢﴾