پرش به محتوا

مذاهب چهارگانه اهل سنت

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از مذاهب اربعه)

اهل سنت و جماعت

مذاهب چهارگانه اهل سنت اشاره به چهار مذهب فقهی حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی است که در قرون دوم و سوم هجری شکل گرفتند. مذهب حنفی پیروان ابوحنیفه، مالکی پیروان مالک بن انس، شافعی پیروان محمد بن ادریس شافعی و حنبلی پیروان احمد بن حنبل هستند.

به گفته محققان، در نیمه دوم قرن چهارم هجری، گرایش فقیهان به شرح آثار گذشتگان منجر به ظهور فرقه‌های جدیدی شد، اما در قرن هفتم هجری، بَیبَرس بُندُقداری، حاکم مصر و شام، این چهار مذهب را به‌عنوان مذاهب رسمی اعلام کرد و قضات و مدرسانی از هر یک منصوب نمود و سایر مذاهب را نامعتبر اعلام نمود.

پژوهشگران معتقدند حکومت‌ها با حمایت از مذاهب چهارگانه و محدود کردن طرفداران سایر مذاهب، و همچنین تربیت شاگردان و ثبت آراء، نقش مهمی در انحصار این مذاهب داشتند. پس از این انحصار، باب اجتهاد در میان اهل سنت بسته شد و تقلید اجباری گردید، هرچند این رویکرد توسط برخی از جمله شیخ محمود شلتوت به چالش کشیده شده است.

مذاهب فقهی اهل سنت

به گفته پژوهشگران فقهی، اهل سنت از حدود قرن هفتم[۱] تا عصر حاضر پیرو چهار مذهب فقهی بوده[۲] و معتقدند هر مسلمانی باید در احکام دینی به یکی از مذاهب چهارگانه ملتزم بوده و از آنها تقلید کند.[۳]

فقهای چهارگانه اهل سنت
فقهای چهارگانه اهل سنت
ابوحنیفه
مالک بن انس
محمد بن ادریس شافعی
احمد بن حنبل

مذهب حنفی

حنفی مذهب پیروان فقهی ابوحنیفه (۸۰-۱۵۰ق) است.[۴] ابوحنیفه، پیشوای فقهایی دانسته شده است که در کنار قرآن و سنت پیامبر(ص)، از عقل و قیاس نیز برای بدست آوردن احکام شرعی استفاده می‌کردند.[۵] ابوحنیفه معتقد بود برای فتوا دادن، نباید فقط به روایاتِ ضعیف و غیرقابل اطمینان اکتفا کرد، بلکه باید از عقل و قیاس نیز بهره گرفت.[۶]

مذهب مالکی

مذهب مالکی، راه و روشی است که پیروان مالک بن انس (۹۳-۱۷۹ق) از او آموختند.[۷] قرآن، سنت، روش مردم مدینه، توجه به صلاح جامعه، دیدگاه یاران پیامبر(ص) و انتخاب حکمی که از نظر عقلی یا عرفی بهتر و مناسب‌تر به نظر می‌رسد، از منابع فقهی مذهب مالکی دانسته شده است.[۸] فقه مالکی نماینده فقه حدیث‌گرای مدینه (مکتبی که در مدینه رواج داشت و بسیار به روایات و سنت پیامبر(ص) اهمیت می‌داد) دانسته می‌شود که پایبندی بسیاری به ظواهر قرآن دارد.[۹]

مذهب شافعی

شافعی مذهب پیروان محمد بن ادریس شافعی (۱۵۰-۲۰۴ق) است. فقه شافعی بر پایه حدیث بنا شده است، به نحوی که برخی فقه شافعی را فقهی حدیث‌مدار دانسته‌اند.[۱۰] شافعی از برخی روش‌های اصحاب رأی (کسانی که بیشتر به استنباط و نظر شخصی تکیه می‌کردند) نیز استفاده می‌کرد. او توانست با ترکیب این دو روش (حدیث و رأی)، راه میانه را در پیش بگیرد.[۱۱] شیعیان، پیروان مذهب شافعی را به مذهب شیعه امامیه نزدیک‌تر می‌دانند.[۱۲]

مذهب حنبلی

مذهب پیروان احمد بن حنبل (۱۶۴-۲۴۱ق) است. احمد پیرو فقه حدیثی بود[۱۳] و از رأی و قیاس پرهیز می‌کرد.[۱۴] فقه حنبلی بیش از مذاهب دیگر به ظاهر احادیث و اقوال صحابه گرایش داشت و نماینده شاخص اندیشه حدیث‌گرا در فقه اهل سنت است.[۱۵]

تاریخچه اختلافات فقهی و شکل‌گیری مذاهب

پس از رحلت پیامبر اسلام(ص)، شیعیان برای مسائل فقهی به امام علی(ع) مراجعه می‌کردند، درحالی‌که دیگران به صحابه پیامبر(ص) رجوع می‌کردند[۱۶] و هر صحابی براساس شنیده‌ها و استنباط خود از سخنان پیامبر(ص) پاسخ می‌دادند.[۱۷]

اختلافات فقهی صحابه در دوره تابعان افزایش یافت. دور شدن از دوران پیامبر، اختلاف در نقل سنت نبوی، تردید در اعتبار آراء صحابه به‌عنوان منبع قابل اعتماد، و در نهایت اختلاف نظر درباره حجیت اجتهاد و حدود آن، منجر به شکل‌گیری مذاهب مختلف فقهی در میان اهل سنت شد.[۱۸]

در پایان سده اول هجری، این تفکر رایج بود که اتفاق نظر فقیهان مطلوب نیست و باعث محدودیت مردم می‌شود؛ لذا اختلاف نظر میان فقیهان را عاملی برای آزادی مکلفان می‌دانستند.[۱۹] در همین راستا، عمر بن عبدالعزیز از اجبار مردم به پیروی از یک مذهب واحد خودداری کرد.[۲۰]

روند شکل‌گیری و تثبیت مذاهب فقهی چهارگانه اهل سنت

به گفته محققان، در نیمه دوم قرن چهارم هجری قمری، فقیهان به تقلید از گذشتگان خود گرایش پیدا کردند و هر کدام به شرح و تفسیر آرای یک مجتهد خاص پرداختند.[۲۱] این امر منجر به ظهور فرقه‌های مختلف و تعصبات شد که اختلافات زیادی در جامعه اسلامی به وجود آورد، تا حدی که ازدواج یا اقتدا به امام جماعت از فرقه‌های دیگر جایز شمرده نمی‌شد.[۲۲] در نهایت، حاکمان مسلمان به این نتیجه رسیدند که مذاهب فقهی را محدود کنند. در سال ۶۳۳[۲۳] یا ۶۶۳[۲۴] و یا ۶۶۵ق،[۲۵] بَیبَرس بُندُقداری، حاکم مصر و شام،[۲۶] چهار قاضی رسمی از مذاهب چهارگانه در قاهره منصوب کرد و سایر مذاهب را نامعتبر اعلام نمود.[۲۷] این اقدام پس از مدتی در مناطق دیگر نیز اجرا شد و مذاهب چهارگانه به صورت رسمی مورد حمایت حکومت‌ها قرار گرفتند[۲۸] و در جامعه اهل سنت تثبیت شدند.[۲۹]

مطهری، نویسنده و متفکر شیعه، معتقد است که تا قرن هفتم هجری قمری حق اجتهاد در میان اهل سنت محفوظ بود، اما در این قرن با دلایل تاریخی، این حق از علما سلب و آن‌ها مجبور به تبعیت از علمای قرون دوم و سوم هجری شدند که این امر منجر به مسئله حصر مذاهب فقهی به چهار مذهب معروف شد.[۳۰]

فرقه‌های نابود شده

علاوه‌بر مذاهب فقهی تثبیت شده، فرقه‌های دیگری نیز وجود داشتند که به‌دلیل محدودیت‌های حکومتی از بین رفتند. از جمله پیروان این فقیهان می‌توان به اوزاعی (۸۸-۱۵۷ق) که مکتب فقهی‌اش در شام رواج داشت،[۳۱] سفیان ثوری (۹۷-۱۶۱ق) که پیروانش در مناطق مختلف پراکنده بودند[۳۲] و داوود ظاهری (۲۰۱-۲۷۱ق)[۳۳] اشاره کرد که طرفداران مذهبش، داوودیه، در قرن چهارم هجری به‌عنوان چهارمین مذهب اصلی اهل سنت شناخته می‌شد.[۳۴]

محمد بن جریر طبری (۲۲۴-۳۱۰ق) نیز از جمله فقیهانی بود که مذهبش از بین رفت.[۳۵] همچنین، سعید بن مسیب و سالم بن عبدالله در مدینه، عطاء بن ابی‌رباح در مکه، طاووس بن کیسان در یمن[۳۶] و حسن بصری در بصره از دیگر فقیهانی بودند که مذاهبشان منقرض شد.[۳۷]

برخی معتقدند از بین رفتن این مذاهب نه به دلیل ضعف آن‌ها در برابر چهار مذهب رسمی، بلکه به دلیل عدم حمایت حکومت‌ها و طرد آنان توسط حاکمان بوده است.[۳۸]

عوامل انحصار در مذاهب چهارگانه

مورخان و محققان عواملی را در تثبیت مذاهب چهارگانه فقهی در میان اهل سنت برشمرده‌اند:

  • نقش حکومت: حاکمان اسلامی نقش مهمی در ترویج و تثبیت مذاهب چهارگانه فقهی ایفا کردند. به‌عنوان مثال، هارون الرشید با انتصاب ابویوسف حنفی به‌عنوان قاضی و اولویت دادن به قضات حنفی، به گسترش مذهب حنفی کمک کرد.[۳۹] در اندلس و مغرب، مذهب مالکی مورد حمایت حکومت قرار گرفت[۴۰] و عبدالسلام بن سعید در آفریقا نقش فعالی در ترویج آن داشت.[۴۱] همچنین در دوره‌ای، مذهب شافعی در شام رسمیت یافت.[۴۲] این تثبیت و رسمیت یافتن ابتدا در مصر آغاز شد[۴۳] و سپس به مناطق دیگر گسترش یافت.[۴۴] حاکمان با تأسیس مدارس مختص این مذاهب، به ترویج آن‌ها پرداختند و در مقابل، پیروان مذاهب دیگر با محدودیت‌هایی از جمله نامعتبر بودن شهادتشان در دادگاه‌ها و ممنوعیت فعالیت‌های مذهبی و علمی مواجه شدند.[۴۵]
  • تربیت شاگردان، طرفداران متعصب و کتابت و نگارش آراء: پیشوایان این مذاهب شاگردانی تربیت کردند که افکار و نظرات استادان خود را ترویج کرده و به‌عنوان احکام اسلامی تثبیت نمودند.[۴۶] حتی فقهای بعدی نیز بر جواز پیروی از این چهار مذهب و عدم جواز پیروی از مذاهب دیگر فتوا دادند.[۴۷] همچنین گفته شده وجود طرفداران پرشمار و تعصبات آن‌ها نیز در تثبیت این مذاهب نقش داشته است.[۴۸] همچنین، توجه به نوشتن و ثبت نظرات فقهی باعث حفظ این مذاهب شد و این امر با حمایت حاکمان به گسترش آن‌ها کمک کرد.[۴۹]

اهل سنت و مسئله اجتهاد

پس از تثبیت مذاهب چهارگانه اهل سنت، اجتهاد در میان آنان متوقف شد[۵۰] و این باور رایج شد که تنها باید از این چهار مذهب تقلید کرد[۵۱] و علم به شریعت پیامبر(ص) تنها از طریق آن‌ها میسر است.[۵۲] بااین‌حال گفته شده این انحصارطلبی توسط برخی افراد و گروه‌ها به چالش کشیده شده است.[۵۳] شیخ محمود شلتوت، رئیس دانشگاه الازهر، این دیدگاه را نادرست دانسته و پیروی از مذهب جعفری (شیعه امامیه) و سایر مکاتب فقهی که احکامشان به درستی مدون شده را برای هر مسلمانی جایز شمرده است. او همچنین اعلام کرد که پیروان مذاهب چهارگانه می‌توانند آزادانه به مکاتب فقهی دیگر منتقل شوند.[۵۴]

فقه سلفی

ابن‌تیمیه، از فقیهان قرن هشتم هجری و از مبلغان سلفی‌گری، بر باز بودن باب اجتهاد تأکید داشت.[۵۵] احمد پاکتچی، پژوهشگر علوم قرآن و حدیث، ابن‌تیمیه را فقیهی در چارچوب مذهب حنبلی می‌داند که در برخی مسائل از مواضع مشهور این مذهب عدول کرده است.[۵۶] محمد بن عبدالوهاب، فقیه قرن سیزدهم هجری، و مفتیان وهابی پیرو او، معتقدند که باید همانند سلف صالح (اسلاف نیکوکار)، مستقیماً به کتاب و سنت مراجعه کرد و با توجه به آیات و روایات، به اجتهاد پرداخت.[۵۷]

پانویس

  1. المقریزی، الخطط المقریزیه، ۱۹۹۷م، ج۳، ص۳۹۰.
  2. «صحة المذاهب الأربعة وتاریخ نشأتها»
  3. پاکتچی، «اندیشه‌های فقهی در سده‌های متاخر»، ص۴۵۵.
  4. گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۱۳۹۲ش، ص۸۳.
  5. گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۱۳۹۲ش، ص۸۳.
  6. پاکتچی، «اندیشه‌های فقهی در سده‌های ۲و۳»، ص۴۴۴.
  7. گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۱۳۹۲ش، ص۸۴.
  8. گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۱۳۹۲ش، ص۸۴.
  9. پاکتچی، «اندیشه‌های فقهی در سده‌های ۲و۳ق»، ص۴۴۵.
  10. پاکتچی، «اندیشه‌های فقهی در سده‌های ۲و۳»، ص۴۴۶.
  11. ابراهیم بن علی وزیر، الامام الشافعی، ۲۰۰۰م، ص۱۷۸.
  12. برفی، «بررسی علل همگرایی و ناهمگرایی دو مذهب شافعی و حنفی با شیعه امامیه»
  13. امامی، «جدال تعبد و تعقل در فهم شریعت»، ص۱۸۹.
  14. شهرستانی، وضوء النبی(ص)، ۱۴۱۶ق، ج‌۱، ص۴۰۷.
  15. امامی، «جدال تعبد و تعقل در فهم شریعت»، ص۱۸۹.
  16. مدیرشانه‌چی، تاریخ فقه مذاهب اسلامی، ۱۳۸۹ش، ص۱۹.
  17. کمال بن السید، صحیح فقه السنة وأدلته وتوضیح مذاهب الأئمة»، ۲۰۰۳م، ج۱، ص۱۹.
  18. پاکتچی، «اسلام، اندیشه‌های فقهی در سده نخست» ص۴۴۰-۴۴۱.
  19. پاکتچی، «اسلام، اندیشه‌های فقهی در سده نخست» ص۴۴۱.
  20. پاکتچی، «اسلام، اندیشه‌های فقهی در سده نخست» ص۴۴۱.
  21. گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۱۳۹۲ش، ص۹۶.
  22. کمال بن السید، صحیح فقه السنة وأدلته وتوضیح مذاهب الأئمة، ۲۰۰۳م، ج۱، ص۱۹.
  23. ذهبی، تاریخ ‏الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج۴۹، ص۲۱.
  24. کاشف الغطاء، أدوار علم الفقه و أطواره، ۱۳۹۹ق، ص۲۱۴.
  25. المقریزی، الخطط المقریزیه، ۱۹۹۷م، ج۳، ص۳۹۰.
  26. «كیف ولماذا أصبحت المذاهب أربعة عند أهل السنة؟»
  27. المقریزی، الخطط المقریزیه، ۱۹۹۷م، ج۳، ص۳۹۰.
  28. حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ۲۰۱۰م، ج۲، ص۱۳۹.
  29. حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ۲۰۱۰م، ج۲، ص۱۳۸.
  30. مطهری، ختم نبوت، نشرصدرا، صص۹۹-۱۰۰.
  31. مدیرشانه‌چی، تاریخ فقه مذاهب اسلامی، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۲-۲۰۳.
  32. مدیرشانه‌چی، تاریخ فقه مذاهب اسلامی، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۹.
  33. مدیرشانه‌چی، تاریخ فقه مذاهب اسلامی، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۴.
  34. مقدسی، احسن‏ التقاسیم، ۱۹۹۱م، ص۳۷.
  35. مدیرشانه‌چی، تاریخ فقه مذاهب اسلامی، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۷.
  36. کمال بن السید، صحیح فقه السنة وأدلته وتوضیح مذاهب الأئمة»، ۲۰۰۳م، ج۱، ص۲۱.
  37. تیمور، نظرة تاریخیة فی حدوث المذاهب الفقهیة الأربعة، ۱۹۹۰م، ج۱، ص۴۷.
  38. «كیف ولماذا أصبحت المذاهب أربعة عند أهل السنة؟»
  39. جناتی، «ادوار اجتهاد»، ص۴۶.
  40. گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۱۳۹۲ش، ص۹۷.
  41. فیروز آبادی، طبقات الفقها، ۱۹۷۰م، ص۱۵۷؛ جناتی، «ادوار اجتهاد»، ص۴۷.
  42. گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۱۳۹۲ش، ص۹۷.
  43. ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱۳، ص۲۴۶.
  44. «كیف ولماذا أصبحت المذاهب أربعة عند أهل السنة؟»
  45. المقریزی، الخطط المقریزیه، ۱۹۹۷م، ج۳، ص۳۹۰.
  46. گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۱۳۹۲ش، ص۹۶.
  47. المقریزی، الخطط المقریزیه، ۱۹۹۷م، ج۳، ص۳۹۰.
  48. جناتی، «ادوار اجتهاد»، ص۴۵.
  49. «كیف ولماذا أصبحت المذاهب أربعة عند أهل السنة؟»
  50. جناتی، «ادوار اجتهاد»، ص۴۵.
  51. محیطی، «تطور فقه سلفیه از پیدایش تا عصر حاضر»، ص۸۷.
  52. محیطی، «تطور فقه سلفیه از پیدایش تا عصر حاضر»، ص۸۷.
  53. برای نمونه: حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ۲۰۱۰م، ج۲، ص۱۴۹.
  54. سلهب، الشیخ محمود شلتوت، ۲۰۰۸م، ص۱۵۴.
  55. پاکتچی، «اندیشه‌های فقهی در سده‌های متاخر»، ص۴۵۵.
  56. پاکتچی، «اندیشه‌های فقهی در سده‌های متاخر»، ص۴۵۵.
  57. محیطی، «تطور فقه سلفیه از پیدایش تا عصر حاضر»، ص۹۵.

منابع

  • ابراهیم بن علی وزیر، الامام الشافعی، واشنگتن، منشورات کتاب، ۲۰۰۰م.
  • ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • امامی، مسعود، «جدال تعبد و تعقل در فهم شریعت»، مجله فقه اهل‌بیت(ع)، شماره۴۶، تابستان ۱۳۸۵ش.
  • برفی، محمد، «بررسی علل همگرایی و ناهمگرایی دو مذهب شافعی و حنفی با شیعه امامیه»، سایت روزنامه رسالت، شماره ۶۹۴۲، تاریخ درج مطلب: ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ش، تاریخ بازدید: ۱۵مهر۱۳۹۸ش.
  • پاکتچی، «اندیشه‌های فقهی در سده نخست»، «مدخل اسلام» دایره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۷ش.
  • پاکتچی، «اندیشه‌های فقهی در سده‌های ۲و۳»، «مدخل اسلام» دایره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۷ش.
  • تیمور، احمد بن اسماعیل، نظرة تاریخیة فی حدوث المذاهب الفقهیة الأربعة، بیروت، دارالقادری، ۱۹۹۰م.
  • جناتی، محمد ابراهیم، «ادوار اجتهاد»، مجله کیهان اندیشه، شماره ۴۱،‌ فروردین و اردیبهشت ۱۳۷۱ش.
  • حیدر، اسد، الامام الصادق و المذاهب الاربعة، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۲۲ق.
  • ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، تحقیق: تدمری، عمر عبد السلام، دار الکتاب العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
  • شهرستانی، سیدعلی، وضوء النبی(ص)، مشهد، مؤسسة جوادالأئمة(ع) للطباعة و النشر، چاپ دوم، ۱۴۱۶ق.
  • فیروز آبادی شیرازی، ابراهیم بن علی، طبقات الفقها، تحقیق: احسان عباس، الناشر: دار الرائد العربي، بيروت - لبنان، ۱۹۷۰م.
  • «صحة المذاهب الأربعة وتاریخ نشأتها»، سایت رسمی بن باز، تاریخ بازدید:۱۵مهر۱۳۹۸ش.
  • کاشف الغطاء، علی بن محمد نجفی، أدوار علم الفقه و أطواره، بیروت، دارالزهراء، ۱۳۹۹ق،
  • کمال بن السید، صحیح فقه السنة وأدلته وتوضیح مذاهب الأئمة، تعلیقه: عبدالعزیز بن باز، ناصرالدین الألبانی، محمد بن صالح العثیمین، قاهره، المكتبة التوفیقیة، ۲۰۰۳م.
  • «كیف ولماذا أصبحت المذاهب أربعة عند أهل السنة؟»، تاریخ بازدید: ۱۵ مهر ۱۳۹۸ش.
  • گرجی، ابوالقاسم،‌ تاریخ فقه و فقها، تهران، سمت،‌ ۱۳۹۲ش.
  • محیطی، مجتبی، «تطور فقه سلفیه از پیدایش تا عصر حاضر»، مجله سراج منیر، شماره۳۰.
  • مطهری، مرتضی، ختم نبوت، تهران، نشر صدرا، بی تا.
  • مقدسی، محمد بن احمد، احسن‏ التقاسیم، قاهره، مدبولی، ۱۹۹۱م.
  • المقریزی، احمد بن علی، الخطط المقریزیه، تحقیق: مدیحه الشرقاوی، قاهره، مکتبه مدبولی، ۱۹۹۷م.