آیت‌الله

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

آیَتُ اللّه، یا آیة الله (به معنای نشانه خداوند)، عنوانی برای نشان دادن جایگاه علمی فقیهان طراز اول و دوم شیعه. استفاده از آیت‌الله به عنوان لقبی برای فقهای درجه اول، از اوایل قرن چهاردهم رواج یافت. . پیش از آن لقب آیت الله برای علامه حلی به کار رفته بود. پس از تشکیل حوزه علمیه قم به وسیله شیخ عبدالکریم حائری‌ و مرکزیت یافتن آن‌، شماری از فقهای بزرگ که در آن گرد آمدند، آیت الله لقب یافتند.

آیت الله و آیت الله العظمی

عنوان آیت الله به معنای نشانه خدا و آیت الله العظمی به معنی نشانه بزرگ خدا، در فرهنگ امروز شیعیان به ویژه ایران برای فقیهان مشهور به خصوص کسانی که به مرجعیت رسیده‌اند به کار می‌رود. [۱]

تاریخچه

لقب آیت الله را نخستین بار شهید ثانی در قرن ۱۰ و برای توصیف شهید اول (م ۷۸۶ق) به کار گرفته است. [۲] پس از او این عنوان در اجازه نامه‌های روایی دوران صفویه به کار رفته است. بر اساس اجازاتی که مجلسی در بحار الانوار جمع‌آوری کرده است شرف الدین شولستانی[۳]، شیخ بهایی[۴] و مجلسی‌ اول[۵]، در اجازه نامه‌هایی که برای شاگردان خود نوشته‌اند، از علامه حلی به عنوان «آیت الله فی العالمین» یاد کرده‌اند. در همین دوران ابوالقاسم جرفادقانی (قرن ۱۱ق) همین تعبیر را برای شیخ صدوق(م ۳۸۱ق) به کار برده است.[۶]

پیش از دوران صفویه القابی مانند ثِقَةُ الاسلام، حُجَّةُ الاسلام و نیز آیت‌الله برای بزرگداشت چند فرد خاص به کار می‌رفت. و تا قرن‌ها نیز مختص به همان افراد باقی ماند. در قرن چهارم قمری عنوان ثقة الاسلام برای محمدبن یعقوب کلینی‌ و در قرن هفتم عنوان محقق برای جعفر بن حسن حلی به کار رفت.

تا قرن چهاردهم قمری کاربرد عنوان آیت الله برای فقها مرسوم نبوده است. در اوایل این قرن، حاج میرزا حسین نوری‌ (۱۲۵۴-۱۳۲۰ق‌) این عنوان را برای سید محمد مهدی بحرالعلوم‌ به کار برد [۷]. مورخان عصر مشروطه‌ نیز این عنوان را برای آخوند خراسانی، حسین خلیلی تهرانی، شیخ عبدالله مازندرانی و دیگران به کار برده‌اند.[۸] به گفته لغت‌نامه دهخدا عنوان آیت الله در دوره مشروطه برای سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبائی سنگلجی که از رهبران مشروطه بودند به کار می‌رفت. [۹] به نوشته متینی لقب آیت الله بعد از مشروطه برای عالمان بزرگ استفاده می‌شد ولی ضابطه مشخصی نداشت.[۱۰]

چند دهه بعد شیخ عباس قمی (م ۱۳۵۹ق) از عبارت آیت الله برای شیخ مرتضی انصاری‌، شیخ حسین نجف‌ [۱۱] ، سید محمدحسن شیرازی[۱۲] و بحر العلوم [۱۳]نیز استفاده کرد. به جز این افراد او در موارد فراوانی در کتاب خود، الکنی و الالقاب از تعبیر آیت الله برای علامه حلی استفاده کرده است. [۱۴]

بمتینی در مقاله خود درباره تاریخچه القاب روحانیون با بررسی القاب به کاررفته برای روحانیان معرفی شده در کتاب گنجینه دانشمندان چنین نتیجه می‌گیرد که سکونت حاج شیخ عبدالکریم حائری در قم و شکل‌گیری حوزه علمیه در این شهر زمینه‌ساز استفاده گسترده از لقب آیت الله برای مجتهدان شده است.[۱۵] و این عنوان تحول یافته اکنون برای مجتهدان بسیار مورد احترام که دارای پیروانی هستند به کار می‌رود.[۱۶]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. انوري، فرهنگ سخن، ج۱،ص۱۹۵. متینی، بحثی درباره سابقه تاریخی القاب، ص۵۶۱
  2. مجلسی، بحار الانوار، ج۱۰۵، ص۱۳۵
  3. مجلسی، بحار الانوار، ج۱۰۷، ص۳۶
  4. مجلسی، بحار الانوار، ج۱۰۶، ص۱۴۶
  5. مجلسی، بحار الانوار، ج۱۰۷، ص۷۹
  6. مجلسی، بحار الانوار، ج۱۰۷، ص۱۰۰
  7. نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، ج۲، ص۴۴
  8. نراقی‌، کاشان در جنبش مشروطه ایران، ص۴۶-۴۷؛ ناظم الاسلام‌ کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ص۸۸؛ کسروی‌، تاریخ مشروطه ایران، ج۲، ص۳۷۱
  9. دهخدا، لغت‌نامه، ج۱، ص۲۶۳ و ۲۶۵
  10. متینی، بحثی درباره سابقه تاریخی القاب، ص۵۸۴
  11. قمی، الکنی و الالقاب، ج۲، ص۳۹۷
  12. قمی، الکنی و الالقاب، ج۳، ص۲۲۴
  13. قمی، الکنی و الالقاب، ج۳، ص۱۵۸
  14. به عنوان نمونه رک: قمی، الکنی و الالقاب، ج۲، صص۹۰، ۲۹۱،و ج۳، ص۱۵۴
  15. متینی، بحثی درباره سابقه تاریخی القاب، ص۵۸۴-۵۸۷
  16. ربانی خوراسگانی، نهاد مرجعیت شیعه، ص۱۳۰

منابع

  • انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، انتشارات سخن، تهران، ۱۳۹۰ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت نامه دهخدا. انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۷۷ش.
  • ربانی خوراسگانی، علی، نهاد مرجعیت شیعه و نقش آن در تحولات اجتماعی ایران معاصر، مندرج در فصلنامه شیعه شناسی، سال سوم، شماره ۱۰، تابستان ۱۳۸۴ش.
  • قمی‌، عباس‌، الکنی و القاب‌، مکتبة الصدر، تهران‌، ۱۴۰۹ق.
  • کسروی‌، احمد، تاریخ مشروطه ایران‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش.
  • متینی‌، جلال‌، «بحثی درباره سابقه تاریخی القاب و عناوین علما در مذهب شیعه‌»، در فصلنامه ایران نامه‌، س ۱، شم ۴، تابستان ۱۳۶۲ش‌.
  • مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌،
  • ناظم الاسلام کرمانی‌، محمد، تاریخ بیداری ایرانیان‌، به کوشش علی‌اکبر سعیدی سیرجانی‌، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
  • نراقی‌، حسن‌، کاشان در جنبش مشروطه ایران‌، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
  • نوری، حسین‌، خاتمة المستدرک در مستدرک الوسائل، مؤسسة آل البیت، قم، ۱۴۰۸ق‌.

پیوند به بیرون