واقعه فخ: تفاوت میان نسخهها
←تکنگاریها: اصلاح ارقام |
|||
| خط ۹۳: | خط ۹۳: | ||
== تکنگاریها == | == تکنگاریها == | ||
* «أخبار فخ» نوشته احمد بن سهل رازی؛ این کتاب قدیمیترین اثر مستقل (قرن چهارم) در موضوع واقعه فخ است.<ref>سلیمانزاده افشار، «اخبار فخ؛ به روایت احمد بن سهل و ابوالفرج اصفهانی»، ص۹۱.</ref> گفته شده در این اثر اسناد و مدارکی وجود دارد که در منابع | برخی از کتابهایی که با موضوع واقعه فخ نوشته شده عبارتند از: | ||
*«ماهیت قیام شهید فخ» به قلم ابوفاضل رضوی اردکانی؛ نویسنده در | * «أخبار فخ» نوشته احمد بن سهل رازی؛ این کتاب قدیمیترین اثر مستقل (قرن چهارم) در موضوع واقعه فخ است.<ref>سلیمانزاده افشار، «اخبار فخ؛ به روایت احمد بن سهل و ابوالفرج اصفهانی»، ص۹۱.</ref> گفته شده در این اثر اسناد و مدارکی وجود دارد که در منابع قدیمی دیگر نیست.<ref>سلیمانزاده افشار، «اخبار فخ؛ به روایت احمد بن سهل و ابوالفرج اصفهانی»، ص۹۱.</ref> این کتاب را انتشارات دار الغرب الاسلامی بیروت در سال ۱۹۹۵م با تحقیق دکتر ماهر جرّار در ۳۹۸ صفحه منتشر کرده است.<ref>رازی، اخبار فخ، تحقیق ماهر جرّار، ۱۹۹۵م.</ref> | ||
*«بطل فخ» نوشته محمدهادی الامینی؛ این اثر در سال ۱۳۸۸ق به کوشش انتشارات المطبعة الحیدریة در نجف و در ۲۰۶ صفحه منتشر | *«ماهیت قیام شهید فخ» به قلم ابوفاضل رضوی اردکانی؛ نویسنده در یازده فصل، شخصیت [[صاحب فخ|حسین بن علی]] و چیستی و چگونگی قیام او را بررسی کرده است.<ref>رضوی اردکانی، ماهیت قیام شهید فخ، ۱۳۷۵ش.</ref> این کتاب را انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی در سال ۱۳۷۵ش در ۲۸۰ صفحه منتشر کرده است.<ref>رضوی اردکانی، ماهیت قیام شهید فخ، ۱۳۷۵ش.</ref> | ||
*«بطل فخ» نوشته محمدهادی الامینی؛ این اثر در سال ۱۳۸۸ق به کوشش انتشارات المطبعة الحیدریة در [[نجف]] و در ۲۰۶ صفحه منتشر شده است.<ref>الامینی، بطل فخ، ۱۳۸۸ق.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۲۱ مهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۶:۱۰
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲ توسط کاربر:Alikhani برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
دامنه کوه فخ در مکه، محل دفن تعدادی از شهدای واقعه فخ | |
| زمان | ۸ ذیالحجه (روز ترویه) سال ۱۶۹ هجری |
|---|---|
| مکان | منطقه فخ در نزدیکی مکه |
| نتیجه | شکست قیام |
| علت جنگ | ستم عباسیان بر علویان |
| جنگندگان | |
| طرفین جنگ | یاران حسین صاحب فخ سپاه عباسی |
| فرماندهان | |
| فرماندهان جنگ | حسین بن علی محمد بن سلیمان |
| تلفات | |
| خسارات | کشته شدن حسین و بسیاری از یارانش و اسیر شدن تعدادی دیگر |
قیام شهید فَخّ یا واقعه فخّ از قیامهای علویان علیه عباسیان است که در ذیالحجه سال ۱۶۹ هجری به رهبری حسین بن علی معروف به صاحب فخ از نوادگان امام حسن(ع) در مدینه شکل گرفت و به کشته شدن او و بیشتر یارانش انجامید. از آنجا که این قیام در منطقه فخ در نزدیکی مکه رخ داد به قیام فخ یا قیام صاحب فخ مشهور شدهاست.
بنابر منابع روایی، امام کاظم(ع) ضمن خودداری از شرکت در این قیام، از عدم توفیق آن خبر داده بود. در روایتی از امام جواد(ع) آمدهاست که پس از واقعه طف جنایتی بزرگتر از واقعه فخ نبود.[۱]
اهمیت و جایگاه
بخشی از تائیه که در آن به واقعه فخ اشاره شده است:نسخ
ای فاطمه! ای دختر بهترین خلق خدا! برخیز و بر ستارههای آسمانی که بر زمین افتادهاند، گریه کن.
قبرهایی در کوفه و مدینه و قبری در فخ که درود و سلام من بر ایشان باد.
حادثهٔ فخ از تلخترین حوادث تاریخ تشیع معرفی شده و روایتهایی از پیامبر و امامان شیعه[۲] گواه بر این ادعا دانسته شده است.[۳] چنانکه طبق روایت امام جواد(ع) پس از واقعه کربلا، این حادثه بزرگترین ابتلای اهلبیت(ع) بوده است.[۴] بر اساس روایتی که اَبوالفَرَجِ اِصفَهانی نقل کرده است، پیامبر(ص) و امام صادق(ع) از کشته شدن حسین بن علی در فخ پیشگویی کرده و از بهشتی بودن او خبر دادهاند.[۵] گفته شده است امام کاظم(ع) با گریه بر شهدای فخ، از خداوند برای قاتلان آنها مرگ و عذاب شدید درخواست میکرد.[۶] همچنین امام کاظم کفالت ایتام و اطفال و بیوگانِ علویانی را که در فخ به شهادت رسیدند، بر عهده گرفت.[۷] واقعه فخ در اشعار شاعران متعددی انعکاس یافته است که از آن جمله میتوان به شعر تائیه سروده دعبل خزاعی اشاره کرد.[۸]
رهبر قیام
حسین بن علی معروف به صاحب فَخّ، از پدر و مادر از نوادگان امام حسن(ع) بود.[۹] پدرش، علی (معروف به علیِ نیکو و بزرگوار) و مادرش، زینب (دختر عبدالله محض) بود که به دلیل عبادت فراوانشان، به زوج صالح شهرت داشتند.[۱۰] صاحب فخ را فردی شجاع و کریم معرفی کرده[۱۱]، در سخاوتش روایتهای مختلفی بیان کردهاند.[۱۲] شیخ طوسی وی را در زمرۀ اصحاب امام صادق(ع) برمیشمارد.[۱۳] صاحب فخ در ذیالحجه سال ۱۶۹ق در ۴۱ سالگی درگذشت.[۱۴]
موضعگیری امام کاظم در برابر قیام
بر اساس روایتی که کلینی در کتاب کافی نقل کرده است، هنگامی که صاحب فخ قیام کرد، امام کاظم را به بیعت فراخواند، اما امام با ردّ بیعت، از او خواست وی را به بیعت وادار نکند و او نیز چنان کرد.[۱۵] عبدالله مامقانی معتقد است درخواست بیعت صاحب فخ از امام کاظم، صوری بوده است تا در صورت موفقیت، امر خلافت را به او واگذار کند؛ ازاینرو امام از روی تَقیّه، حسین را از قیام منع کرد، ولی در باطن از اقدام او راضی بود، همچنان که پس از شهادتش برای او طلب رحمت کرد.[۱۶]
در گزارش ابوالفرج اصفهانی آمده است که حسین برای قیام با امام کاظم(ع) مشورت کرد و قیام با دستور امام انجام شده است.[۱۷] همچنین مطابق آنچه سید ابنطاووس از عالمان شیعه در قرن هفتم هجری نقل کرده، هادی عباسی قیام حسین را مستند به دستور امام کاظم دانسته است.[۱۸] ولی بر اساس روایتی در کتاب کافی، یحیی بن عبدالله در نامهای به امام کاظم، از ندادن پاسخ مثبت امام به مشورت آنها در قیام فخ، گلایه کرده است.[۱۹]
به گفته احمد بن ابراهیم حسنی و احمد بن سهل دو تن از تاریخنگاران زیدی مذهب در قرن چهارم هجری، امام کاظم(ع) هنگام واقعه فخ، برای انجام حج در مکه بوده است.[۲۰] به گزارش این دو، موسی بن عیسی، یکی از عوامل دستگاه خلافت عباسی هنگام جنگ، امام را احضار کرد و امام به آنجا رفت و تا پایان کارزار همراه وی ماند.[۲۱] بر اساس این گزارش، پس از کارزار، هنگامی که امام به سرزمین منا رفت، سرهای بریده شده را نزد او آوردند.[۲۲] مطابق نقل ابوالفرج اصفهانی، امام کاظم با دیدن سر حسین بن علی آیه استرجاع را قرائت کرد و با ذکر خوبیهایش، او را فردی درستکار معرفی کرد.[۲۳]
علامه مجلسی اگر چه شخصیت او را ستوده، اما معتقد است نکوهشهایی هم در شخصیت او مطرح شده است.[۲۴] برخی پژوهشگران بر این باورند اگرچه روایتهایی در تأیید شخصیت صاحب فخ وجود دارد، اما آنها دلیلی بر تأیید قیام او از سوی امامان شیعه نیست.[۲۵] رسول جعفریان تاریخپژوه قرن ۱۵ هجری نیز اگرچه قیام فخ را در ردیف سالمترین قیامهای علویان بر ضد عباسیان دانسته، اما معتقد است ما چنین یقینی نداریم که این قیام به دستور امام کاظم (ع) بوده است؛ بلکه میتوان گفت شیعیان امامی با این قیامها موافقتی نداشتند، چرا که در این مسئله با آنان درگیر بودند و میان آنان اختلافاتی پدید آمد.[۲۶]
زمینههای قیام
به گفته یعقوبی وقتی هادی عباسی در سال ۱۶۹ق به حکومت رسید، فشار بر علویان را شدت داده، در تعقیب طالبیان اصرار ورزید.[۲۷] او به ایجاد رعب و وحشت علیه علویها پرداخت و مقرّریها و بخششهایی را که پدرش مهدی عباسی به آنان داده بود، همه را قطع کرد.[۲۸] وی همچنین به مأمورانش در نقاط مختلف دستور داد که آنان را دستگیر کرده، نزدش بفرستند.[۲۹]
هادی همچنین یکی از نوادگان عمر بن خطاب به نام عبدالعزیز بن عبدالله را به فرمانداری مدینه گماشت[۳۰] که او نیز با طالبیان بدرفتاری کرده، هر روز علویها را به دارالاماره احضار میکرد.[۳۱] به دستور عبدالعزیز هر یک از علویان میبایست برای حضور یک یا چند نفر از بستگان خود کفیل میشدند و در صورت عدم حضور، آنان را توبیخ و تهدید میکرد.[۳۲]
از برخی گزارشها استفاده کردهاند که شهید فخ از زمان حکومت مهدی عباسی در فکر قیام بوده است[۳۳]؛ چرا که بر اساس گزارش رازی، نزدیک به سی هزار نفر از شهرهای مختلف با حسین بیعت کرده، با او عهد کردند که در موسم حج در عرفات قیام کنند.[۳۴] آنان همچنین در نامههایی، افراد مورد اعتمادشان در خراسان و ناحیههای دیگر را از تصمیم خود باخبر کردند.[۳۵] پس از تهدیدهای فرماندار مدینه و دستگیری تعدادی از یاران حسین، آنها تصمیم گرفتند قیام را زودتر آغاز کنند.[۳۶]
آغاز قیام در مدینه
حسین فخی در ذیالقعده سال ۱۶۹ق در مدینه قیام کرد.[۳۷] حسین با تعدادی از همراهانش هنگام نماز صبح با شعار «أحَد، أحَد» وارد مسجدالنبی شدند و مؤذن را واداشتند تا اذان را همانند شیعیان (همراه با «حیّ علی خیر العمل») بگوید.[۳۸] فرماندار مدینه با شنیدن اذان شیعیان، وحشت کرد و از مدینه گریخت.[۳۹] مردم نماز را به امامت حسین خواندند و پس از نماز، حسین بن علی خطبهای خواند و مردم را به بیعت با خود فراخواند تا مردم بر اساس کتاب خدا، سنت رسول خدا و «الرضا من آل محمد» (یعنی فرد مورد رضایت از آل محمد) با او بیعت کنند.[۴۰] البته گزارشهایی از همراهی نکردن مردم مدینه با آنها حکایت دارد.[۴۱]
تلاش عوامل حکومت در مدینه برای مقابله با حسین فخی نتیجهای نداشت و به شکست و کشته شدن تعدادی از آنها انجامید.[۴۲] آنان همچنین از مبارک ترکی (از فرماندهان دستگاه خلافت) که به قصد رفتن به حج، وارد مدینه شده بود کمک خواستند[۴۳]، اما مطابق نقل ابوالفرج اصفهانی، مبارک که به جنگ با حسین تمایل نداشت، در پیامی مخفیانه از حسین خواست به او شبیخون بزنند تا او به فرار کردن ناگزیر شود.[۴۴] حسین نیز چنان کرد و مبارک به سوی مکه گریخت.[۴۵] بدین ترتیب شهر مدینه در اختیار حسین قرار گرفت و بنا بر نقل طبری، تسلط بر مدینه تنها یازده روز طول کشید.[۴۶] شهید فخ فردی به نام دِنیار (دِرباس[۴۷]) خُزاعی را والی مدینه کرد و خود همراه با سیصد نفر از یارانش[۴۸] در ۲۴ ذیالقعده سمت مکه حرکت کرد.[۴۹]
جنگ فخ
هادی عباسی برخی از بزرگان حکومت را که به حج رفته بودند، به رویارویی با حسین امر کرد و فرماندهی جنگ را بر عهده محمد بن سلیمان گذاشت.[۵۰] عباسیان با سپاهی چهار هزار نفری در ۸ ذیالحجه (روز ترویه) در محلی به نام «فخ» با سپاه حسین رو در روی هم قرار گرفتند.[۵۱] فرمانده عباسی به حسین امان داد، اما حسین نپذیرفت و در نبردی که درگرفت، حسین و عده زیادی از یارانش به شهادت رسیدند.[۵۲] همچنین گروهی از یاران حسین اسیر شدند و برخی دیگر گریختند.[۵۳] بنیالعباس تعدادی از اسیرها را کشتند[۵۴] و تعدادی از آنها همراه با سرهای شهدا به بغداد نزد هادی عباسی فرستاده شدند.[۵۵] هادی سر حسین را برای مدتی از پل بغداد آویزان کرد و سپس آن را به خراسان فرستاد.[۵۶] پیکر کشتگان تا سه روز بر زمین بود و درندگان و پرندگان از آنها میخوردند.[۵۷]
بر خلاف قول مشهور که این واقعه را برای روز هشتم ذیالحجه سال ۱۶۹ق گزارش کردهاند[۵۸]، در برخی منابع این واقعه برای روز هفتم ذیالحجه[۵۹] و در بعضی دیگر برای روز عرفه (روز نهم ذیالحجه) سال ۱۶۷ق گزارش شده است.[۶۰] مطابق گزارش بیهقی در لباب الانساب، پس از درگذشت صاحب فخ، امام کاظم بر پیکرش نماز خواند.[۶۱]
پیامدها
پس از قیام صاحب فخ، عمری والی مدینه، خانهها و نخلستانهای حسین و جمعی از خاندان وی را به آتش کشید و بخش دیگری از نخلستانها و اموالشان را مصادره کرد.[۶۲] موسی بن عیسی، از عاملان بنیالعباس نیز به مدینه رفت و با احضار اهالی شهر به مسجد، آنان را واداشت تا از طالبیان و حسین و یارانش در ملأ عام بدگویی کنند.[۶۳]
دربارهٔ واکنش هادی عباسی به واقعه فخ، گزارشهای متناقضی وجود دارد.[۶۴] بر اساس گزارش رازی، هنگامی که قاسم بن محمد بن عبدالله را اسیر کرده، نزد هادی بردند، هادی دستور داد تمام اعضای بدنش را با ارّه تکهتکه کنند.[۶۵] چنانکه با دستور او سر تعدادی از اسیرها را از تن جدا شد.[۶۶] در مقابل، گزارشهای دیگری نیز وجود دارد که او با برخی قاتلان واقعه فخ برخورد کرد و دستور داد اموال آنها مصادره شود.[۶۷] چنانکه بر اساس روایت دیگری، هادی عباسی با دیدن سرهای شهدای فخ گریست و محروم ساختن قاتلان از پاداش را کمترین مجازات آنها دانست.[۶۸] برخی نویسندگان بر این باورند که هادی عباسی به دلیل آرام کردن مخالفان و از بین بردن التهاب جامعه، در مواضعی خود را ناراحت جلوه داده است.[۶۹]
فرزندان عبدالله محض، یعنی سلیمان، ادریس و یحیی، در این واقعه حضور فعال داشتند.[۷۰] سلیمان بن عبدالله و حسن بن محمد بن عبدالله محض در این واقعه کشته شدند.[۷۱] ادریس بن عبدالله در واقعه فخ زنده ماند و به مغرب گریخت و در آنجا دولت ادریسیان را پایهگذاری کرد.[۷۲] یحیی بن عبدالله نیز در جنگ فخ زنده ماند و به دیلم گریخت.[۷۳] هارون الرشید با نوشتن اماننامهای وی را به بغداد فراخواند، اما او را در بغداد زندانی کرد و سرانجام در همانجا درگذشت.[۷۴]
علت شکست

برخی پژوهشگران امور ذیل را از عوامل شکست قیام صاحب فخ دانستهاند:
- قیام پیش از موعد و قبل از آمادهسازی نیرو؛
- همراهی نکردن برخی از بزرگان علوی؛
- پیمانشکنی تعدادی از یاران؛
- قیام در ایام حج، به جهت اشتغال مردم مکه و مدینه به امور اقتصادی؛
- همراهی نکردن بزرگان مکه؛
- همراهی نکردن مردم مدینه؛
- مناسب نبودن فضای حجاز برای قیام.[۷۵]
منطقه فخ
منطقه فخ یا محله شهدای مکه، در ورودی شمالی مکه و در چهار کیلومتری مسجد الحرام قرار دارد.[۷۶] به گفته پژوهشگران، قبر شهدای فخ در محله شهدای مکه، در دو بخش قرار دارد.[۷۷] بخشی از شهدای فخ در محل محصوری دفن شدهاند که تابلوی «مقبرة عبدالله بن عمر رقم ۲» بر دیوار آن قرار دارد؛ قبر تعداد دیگری نیز روبهروی آن محل، در دامنه کوهِ فخ («جبل البرود» یا «جبل الشهید»[۷۸]) واقع است.[۷۹] در کنار کوه فخ، منطقه همواری به نام «ذیطوی» وجود دارد که گفته شده محل تشکیل جلسات قبیله قریش در واقعه صلح حدیبیه بوده است.[۸۰]
تکنگاریها
برخی از کتابهایی که با موضوع واقعه فخ نوشته شده عبارتند از:
- «أخبار فخ» نوشته احمد بن سهل رازی؛ این کتاب قدیمیترین اثر مستقل (قرن چهارم) در موضوع واقعه فخ است.[۸۱] گفته شده در این اثر اسناد و مدارکی وجود دارد که در منابع قدیمی دیگر نیست.[۸۲] این کتاب را انتشارات دار الغرب الاسلامی بیروت در سال ۱۹۹۵م با تحقیق دکتر ماهر جرّار در ۳۹۸ صفحه منتشر کرده است.[۸۳]
- «ماهیت قیام شهید فخ» به قلم ابوفاضل رضوی اردکانی؛ نویسنده در یازده فصل، شخصیت حسین بن علی و چیستی و چگونگی قیام او را بررسی کرده است.[۸۴] این کتاب را انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی در سال ۱۳۷۵ش در ۲۸۰ صفحه منتشر کرده است.[۸۵]
- «بطل فخ» نوشته محمدهادی الامینی؛ این اثر در سال ۱۳۸۸ق به کوشش انتشارات المطبعة الحیدریة در نجف و در ۲۰۶ صفحه منتشر شده است.[۸۶]
جستارهای وابسته
پانویس
منابع
- ابناثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵م.
- ابنخلدون، عبدالرحمن بن محمد، العبر: تاریخ ابنخلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۶۳ش.
- ابنسعد، محمد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۰/۱۹۹۰ق.
- ابنعنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، قم، انتشارات انصاریان، ۱۳۸۳ش.
- اربلی، علی بن ابیالفتح، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج۳، بیروت، دار الأضواء، بیتا (نسخه موجود در لوح فشرده مکتبة اهل البیت (ع)، نسخه دوم، ۱۴۳۳ق).
- ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، ۱۴۱۹ق.
- «از قیام فخ و شهدای آن در مکه چه میدانید؟ تصاویر»، سایت حوزه نمایندگی ولی فقیه در حج و زیارت، تاریخ درج مطلب: ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ش، تاریخ بازدید: ۱۳ مهر ۱۳۹۹ش.
- امینی، محمدهادی، بطل فخ، بیروت، ۱۹۹۳م.
- جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم، انصاریان، ۱۳۸۷ش.
- چوبین، حسین، دعبل خزاعی: شاعر امام رضا (ع)، دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی دزفول، ۱۳۷۷ش.
- ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۱۱ق.
- رازی، احمد بن سهل، اخبار فخ و خبر یحیی بن عبدالله و اخیه ادریس بن عبدالله، تحقیق ماهر جرّار، بیروت، دار الغرب الإسلامی، ۱۹۹۵م.
- رضوی اردکانی، سید ابوفاضل، ماهیت قیام شهید فخ، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.
- زرکلی، خیرالدین، الأعلام، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ پانزدهم، ۲۰۰۲م.
- شبر، جواد، أدب الطف أو شعراء الحسین علیهالسلام من القرن الأول الهجری حتی القرن الرابع عشر، بیروت، دار المرتضی.
- شریفی، محسن، «ائمه و قیامهای شیعی»، در فصلنامه طلوع، ش۱۷، بهار ۱۳۸۵.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، مؤسسه الاعلمی، ۱۴۰۳ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، اسلامیة، ۱۳۶۲ش.
- مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، قم، موسسة آل البیت (ع) لإحیاء التراث.
- مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق و تصحیح شارپ پلا، بیروت، منشورات الجامعة اللبنانیه، ۱۹۶۵–۱۹۷۹م.
- یعقوبی، احمد بن ابییعقوب، تاریخ یعقوبی، بیروت، دار صادر، [بیتا].
پیوند به بیرون
- ↑ ابیعنبه، عمدة الطالب، ۱۳۸۳ش، ص۱۶۴.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۶۶–۳۶۷؛ حسنی، المصابیح، ۱۴۲۳ق، ص۴۶۳-۴۶۴.
- ↑ گلستانی و میرابوالقاسمی، «صاحب فخ»، ص۱۱۲.
- ↑ بخاری، سرّ السلسلة العلویة، ۱۹۶۳م، ص۱۴-۱۵.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ۱۴۰۸ق، ص۳۶۶-۳۶۷.
- ↑ امینی، بطل فخ، ۱۳۸۸ق، ص۱۳۹.
- ↑ امینی، بطل فخ، ۱۳۸۸ق، ص۱۳۹.
- ↑ الإربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۱۲۳۷.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، دار المعرفه، ص۳۶۴.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ۱۴۰۸ق، ص۳۶۴؛ المُحَلِّی، الحَدائِق الوَرْدیّة، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۱۷
- ↑ ابناثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۶، ص۹۴؛ هارونی، الافادة فی تاریخ الأئمة السادة، ۱۳۸۷ش، ص۲۶.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۳۶۸-۳۷۱.
- ↑ طوسی، الرجال، ص۱۸۲.
- ↑ هارونی، الافادة فی تاریخ الأئمة السادة، ۱۳۸۷ش، ص۲۶-۲۸.
- ↑ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۶۶.
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، قم، ج۲۲، ص۲۸۵-۲۸۷.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۸۳.
- ↑ سید ابنطاووس، مهج الدعوات، ۱۴۱۱ق، ص۲۱۸.
- ↑ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۶۶-۳۶۷.
- ↑ رازی، اخبار فخ، تحقیق ماهر جرّار، ۱۹۹۵م، ص۲۹۸؛ حسنی، المصابیح، ۱۴۲۳ق، ص۴۸۲.
- ↑ رازی، اخبار فخ، تحقیق ماهر جرّار، ۱۹۹۵م، ص۲۹۸؛ حسنی، المصابیح، ۱۴۲۳ق، ص۴۸۲.
- ↑ رازی، اخبار فخ، تحقیق ماهر جرّار، ۱۹۹۵م، ص۲۹۸؛ حسنی، المصابیح، ۱۴۲۳ق، ص۴۸۲.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۸۰.
- ↑ مجلسی، الوجیزة فی الرجال، ص۶۴.
- ↑ شریفی، «ائمه و قیامهای شیعی»، ص۸۹-۹۰.
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۷ش، ص۳۸۹.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۴۰۴.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۴۰۴.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۴۰۴.
- ↑ ابناثیر، الکامل، ۱۹۶۵م، ج۶، ص۹۰.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۲.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۲–۳۷۴.
- ↑ رازی، اخبار فخ، تحقیق ماهر جرّار، ۱۹۹۵م، ص۵۲
- ↑ رازی، اخبار فخ، تحقیق ماهر جرّار، ۱۹۹۵م، ص۱۴۲ و ۲۸۴.
- ↑ رازی، اخبار فخ، تحقیق ماهر جرّار، ۱۹۹۵م، ص۲۸۴.
- ↑ الهیزاده، جنبش حسنیان، ۱۳۸۵ش، ص۲۰۴؛ پیشوایی، سیره پیشوایان، ۱۳۹۷ش، ص۴۴۳.
- ↑ حسنی، المصابیح، ۱۴۲۳ق، ص۴۶۶؛ هارونی، الافادة فی تاریخ الأئمة السادة، ۱۳۸۷ش، ص۲۶؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۵.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۵.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۵.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۸.
- ↑ حسنی، المصابیح، ۱۴۲۳ق، ص۴۷۴؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۴-۱۹۵.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۴.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۴–۱۹۵.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۷.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۷.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۵.
- ↑ رازی، اخبار فخ، تحقیق ماهر جرّار، ۱۹۹۵م، ص۱۴۲.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۷.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۵.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۶.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۲۶.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۵–۲۰۰؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۷–۳۷۹.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۵–۲۰۰؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۷–۳۷۹.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۲۷.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۸۰.
- ↑ بغدادی، المحبر، ۱۴۲۱ق، ص۴۴۸.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۲۷.
- ↑ گلستانی و میرابوالقاسمی، «صاحب فخ»، ص۱۱۱.
- ↑ بغدادی، المحبر، ۱۴۲۱ق، ص۶۵.
- ↑ بیهقی، لباب الانساب، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۳۲۹.
- ↑ بیهقی، لباب الانساب، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۴۱۲.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۸۲؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۲۰۰.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۸۱.
- ↑ لیثی، جهاد الشیعة فی العصر العباسی الاول، ۱۴۲۸ق، ص۳۶۱.
- ↑ رازی، اخبار فخ، ۱۹۹۵م، ص۱۵۹–۱۶۰.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۸۰.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۸.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۲۷.
- ↑ لیثی، جهاد الشیعة فی العصر العباسی الاول، ۱۴۲۸ق، ص۳۶۱.
- ↑ گلستانی و میرابوالقاسمی، «صاحب فخ»، ص۱۱۲.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۶۵.
- ↑ ابنخلدون، تاریخ ابنخلدون، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۱۶-۱۷.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۹۰.
- ↑ ابنخلدون، تاریخ ابنخلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۷۴.
- ↑ لیثی، جهاد الشیعة فی العصر العباسی الاول، ۱۴۲۸ق، ص۳۶۵-۳۶۸؛ الهیزاده، جنبش حسنیان، ۱۳۸۵ش، ص۲۰۹.
- ↑ «از قیام فخ و شهدای آن در مکه چه میدانید؟ تصاویر»، سایت حوزه نمایندگی ولی فقیه در حج و زیارت.
- ↑ اللحیانی، «حي الشهداء أرض معركة فخ التاريخية»؛ «از قیام فخ و شهدای آن در مکه چه میدانید؟ تصاویر»، سایت حوزه نمایندگی ولی فقیه در حج و زیارت.
- ↑ اللحیانی، «حي الشهداء أرض معركة فخ التاريخية».
- ↑ «از قیام فخ و شهدای آن در مکه چه میدانید؟ تصاویر»، سایت حوزه نمایندگی ولی فقیه در حج و زیارت.
- ↑ «از قیام فخ و شهدای آن در مکه چه میدانید؟ تصاویر»، سایت حوزه نمایندگی ولی فقیه در حج و زیارت.
- ↑ سلیمانزاده افشار، «اخبار فخ؛ به روایت احمد بن سهل و ابوالفرج اصفهانی»، ص۹۱.
- ↑ سلیمانزاده افشار، «اخبار فخ؛ به روایت احمد بن سهل و ابوالفرج اصفهانی»، ص۹۱.
- ↑ رازی، اخبار فخ، تحقیق ماهر جرّار، ۱۹۹۵م.
- ↑ رضوی اردکانی، ماهیت قیام شهید فخ، ۱۳۷۵ش.
- ↑ رضوی اردکانی، ماهیت قیام شهید فخ، ۱۳۷۵ش.
- ↑ الامینی، بطل فخ، ۱۳۸۸ق.