سوره نازعات هفتادونهمین سورهقرآن و از سورههای مکی است که در جزء سیام قرار دارد. این سوره به مناسبت آغازشدن با سوگند خداوند به «نازعات» به این نام خوانده شده است. نازعات به معنای فرشتگانی است که جانها را میگیرند.
سوره نازعات به توصیف قیامت، صحنههای هولانگیز آن و سرنوشت نیکوکاران و بدکاران میپردازد و به داستان حضرت موسی(ع) و سرنوشت فرعون اشاره میکند. این سوره در پایان بر نامعلومبودن زمان وقوع قیامت برای انسانها تأکید دارد و در آیه ۳۰ به مسئله دَحْوُ الْأرض (گسترش زمین) اشاره میکند.
در برخی روایات آمده است که نخستین مکان گسترشیافته از زمین، زمین مکه یا کعبه بوده است. همچنین، درباره فضیلت تلاوت این سوره از پیامبر(ص) نقل شده است که حسابرسی تلاوتکننده در قیامت به اندازه یک نماز واجب طول میکشد.
معرفی
سوره نازعات به مناسبت آغازشدن با سوگند خداوند به «نازعات» به این نام خوانده شده است.[۱] راغب اصفهانی، از ادیبان مسلمان در قرن پنجم قمری، نازعات را به معنای فرشتگانی دانسته است که جانها را میگیرند.[۲]مجلسی، از عالمان و محدثان شیعه در دوره صفوی، نیز سه احتمال درباره معنای نازعات نقل کرده است: فرشتگانی که جان انسانها را میگیرند یا مرگ که جانها را از بدن جدا میکند؛ ستارگان؛ و مجاهدانی که کمان میکشند یا افسار اسبان را مهار میکنند.[۳]
سوره نازعات مکی است و در ترتیب نزول، هشتاد و یکمین سوره نازلشده بر پیامبر(ص) و در چینش کنونی مصحف، هفتادونهمین سوره قرآن به شمار میرود.[۴] این سوره ۴۶ آیه، ۱۳۳ کلمه و ۵۵۳ حرف دارد و از سورههای مفصلات و دارای پنج سوگند پیاپی در آغاز است.[۵]علامه طباطبایی، مفسر شیعه، اختلاف مفسران درباره تفسیر پنج آیه آغازین را یادآور شده و تطبیق این آیات بر فرشتگان و کارهایشان در روایات را بیان برخی مصادیق دانسته است.[۶]
محتوا
مکارم شیرازی، از مفسران شیعه در قرن پانزدهم قمری، محتوای سوره را در شش محور دستهبندی کرده است: تأکید بر وقوع قیامت با سوگندهای متعدد؛ بیان صحنههای هولانگیز آن؛ اشاره به داستان موسی(ع) و فرعون و سرنوشت او؛ بیان نشانههای قدرت خداوند در آسمان و زمین و امکان معاد؛ شرح سرنوشت طغیانگران و پاداش نیکوکاران؛ و تأکید بر اینکه زمان دقیق وقوع قیامت معلوم نیست، هرچند وقوع آن نزدیک است.[۷]
در آیه ۳۰ سوره نازعات، به گستراندن زمین یا «دَحْوُ الْأَرْض» اشاره شده است. مکارم شیرازی، دحو الارض را بیرونآمدن خشکیهای زمین از زیر آب دانسته است.[۸] در برخی روایات و منابع کهن اسلامی نیز نقل شده است که زمین در آغاز زیر آب بود[۹] و سپس خشکیها از آب سر برآوردند و نخستین خشکی، زمین مکه یا کعبه بود.[۱۰] همچنین، در روایات و منابع فقهی، ۲۵ ذیالقعده روز دحو الارض معرفی شده و روزهگرفتن در آن مستحب دانسته شده است.[۱۱]
آیات مشهور
از آیات مشهور سوره نازعات میتوان به دو محور اشاره کرد:
آیات ۲۱ تا ۲۴؛ سرکشی فرعون و ادعای ربوبیت: علامه طباطبایی عبارت «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ» را بیانگر ادعای ربوبیت فرعون و برتریجویی او بر خدایان مورد پرستش قومش دانسته است؛ زیرا فرعون خود را تأمینکننده روزی و ساماندهنده امور زندگی آنان معرفی میکرد.[۱۲]طبرسی، از مفسران و عالمان شیعه در قرن ششم هجری قمری، نیز احتمال داده است که منظور فرعون، توانایی او بر آسیبرساندن به دیگران و ناتوانی دیگران از آسیبرساندن به او بوده باشد.[۱۳]
آیات ۳۷ تا ۴۱؛ سرنوشت دوزخیان و بهشتیان: علامه طباطبایی ترجیح دنیا بر آخرت و پیروی از هوای نفس را از آثار سرکشی در برابر خداوند و مهار نفس را از آثار ترس از مقام پروردگار دانسته است.[۱۴] مکارم شیرازی نیز خودبزرگبینی و شناختنداشتن از خداوند را از عوامل سرکشی و معرفت به خدا را زمینهساز مهار هوای نفس معرفی کرده است.[۱۵] همچنین، از امام صادق(ع) نقل شده است که آگاهی از نظارت خداوند بر گفتار و کردار انسان، او را از انجام کارهای زشت بازمیدارد.[۱۶]
در روایات، فضایل و خواصی برای قرائت سوره نازعات نقل شده است؛ از جمله اینکه حسابرسی تلاوتکننده این سوره در قیامت به اندازه یک نماز واجب طول میکشد و پس از آن وارد بهشت میشود.[۱۷] همچنین، مونسبودن این سوره برای تلاوتکننده در قبر و قیامت تا هنگام ورود به بهشت، از دیگر فضایل نقلشده برای آن است.[۱۸] در روایتی دیگر آمده است که تلاوتکننده سوره نازعات سیراب از دنیا میرود، سیراب برانگیخته میشود و سیراب وارد بهشت میگردد.[۱۹] همچنین، پنهانماندن از دید دشمن هنگام رویارویی، ایمنی از شر اشرار و دفع سم از بدن، از خواص دیگری است که برای قرائت این سوره نقل شده است.[۲۰]
﴿روزی که آن را میبینند گویی که آنان جز شبی یا روزی درنگ نکردهاند ٤٦﴾
﴿سوگند به فرشتگانی که [از کافران] به سختی جان ستانند ١ و به فرشتگانی که جان [مؤمنان] را به آرامی گیرند ٢ و به فرشتگانی که [در دریای بیمانند] شناکنان شناورند ٣ پس در پیشی گرفتن [در فرمان خدا] سبقتگیرندهاند ٤ و کار [بندگان] را تدبیر میکنند ٥ آن روز که لرزنده بلرزد ٦ و از پی آن لرزهای [دگر] افتد ٧ در آن روز دلهایی سخت هراسانند ٨ دیدگان آنها فرو افتاده ٩ گویند آیا [باز] ما به [مغاک] زمین برمیگردیم ١٠ آیا وقتی ما استخوانریزههای پوسیده شدیم [زندگی را از سر میگیریم] ١١ [و با خود] گویند در این صورت این برگشتی زیانآور است ١٢ و[لی] در حقیقت آن [بازگشت بسته به] یک فریاد است [و بس] ١٣ و بناگاه آنان در زمین هموار خواهند بود ١٤ آیا سرگذشت موسی بر تو آمد ١٥ آنگاه که پروردگارش او را در وادی مقدس طوی ندا درداد ١٦ به سوی فرعون برو که وی سر برداشته است ١٧ و بگو آیا سر آن داری که به پاکیزگی گرایی ١٨ و تو را به سوی پروردگارت راه نمایم تا پروا بداری ١٩ پس معجزه بزرگ [خود] را بدو نمود ٢٠ و[لی فرعون] تکذیب نمود و عصیان کرد ٢١ سپس پشت کرد [و] به کوشش برخاست ٢٢ و گروهی را فراهم آورد [و] ندا درداد ٢٣ و گفت پروردگار بزرگتر شما منم ٢٤ و خدا [هم] او را به کیفر دنیا و آخرت گرفتار کرد ٢٥ در حقیقت برای هر کس که [از خدا] بترسد در این [ماجرا] عبرتی است ٢٦ آیا آفرینش شما دشوارتر استیا آسمانی که [او] آن را برپا کرده است ٢٧ سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معین] درست کرد ٢٨ و شبش را تیره و روزش را آشکار گردانید ٢٩ و پس از آن زمین را با غلتانیدن گسترد ٣٠ آبش و چراگاهش را از آن بیرون آورد ٣١ و کوهها را لنگر آن گردانید ٣٢ [تا وسیله] استفاده برای شما و دامهایتان باشد ٣٣ پس آنگاه که آن هنگامه بزرگ دررسد ٣٤ [آن] روز است که انسان آنچه را که در پی آن کوشیده است به یاد آورد ٣٥ و جهنم برای هر که بیند آشکار گردد ٣٦ اما هر که طغیان کرد ٣٧ و زندگی پست دنیا را برگزید ٣٨ پس جایگاه او همان آتش است ٣٩ و اما کسی که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید و نفس خود را از هوس بازداشت ٤٠ پس جایگاه او همان بهشت است ٤١ دربارهٔ رستاخیز از تو میپرسند که فرارسیدنش چه وقت است ٤٢ تو را چه به گفتگو در آن ٤٣ علم آن با پروردگار تو است ٤٤ تو فقط کسی را که از آن میترسد هشدار میدهی ٤٥ روزی که آن را میبینند گویی که آنان جز شبی یا روزی درنگ نکردهاند ٤٦﴾
↑مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۶، ص۱۰۰ ـ ۱۰۱.
↑مرزوقی اصفهانی، کتاب الازمنة و الامکنة، ۱۴۱۷ق، ص۳۵.
↑ابنحیون، شرح الاخبار، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۷۷؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۴۱؛ فرات کوفی، تفسیر فرات، ۱۴۱۰ق، ص۱۸۵؛ فاکهی، أخبار مکة فی قدیم الدهر و حدیثه، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۲۹۵؛ قزوینی، آثار البلاد و اخبار العباد، ۱۹۹۸م، ص۱۱۴.