حسن بصری
| متکلم، مفسر و محدث اهلسنت | |
آرامگاه حسن بصری در بصره | |
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | حسن بن ابوالحسن یسار |
| لقب | امام التابعین، سیدالتابعین، شیخ الاسلام |
| نسب | انصاری |
| تاریخ تولد | ۲۱ق؛ درباره تاریخ تولد او اختلاف است |
| زادگاه | مدینه |
| محل زندگی | مدینه، بصره و مدتی خراسان |
| تاریخ وفات | ۱ رجب سال ۱۱۰ق |
| محل دفن | بصره |
| شهر وفات | بصره |
| خویشاوندان سرشناس | یسار (پدر) • خَیرَة (مادر) • سعید بن یسار (برادر) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | انس بن مالک • جابر بن عبدالله انصاری • حذیفه یمانی • عبدالله بن عباس • حِطّان بن عبدالله • عمران بن حصین • احنف بن قیس • ابوهریره • سمرة بن جندب |
| شاگردان | واصل بن عطاء • مالک بن دینار • ثابت بنانی • ایوب سختیانی • فرقد سبخی • عبدالواحد بن زید • غیلان دمشقی • معبد جهنی • قتاده سدوسی • عمرو بن عبید |
| محل تحصیل | مدینه |
| گرایش کلامی | درباره گرایش کلامی او اختلاف است؛ معتزلی، شیعی، مرجئه و اشعری دانسته شده است |
| ارتباط با تشیع | نقل روایاتی در تأیید برخی آموزههای شیعه؛ از جمله نفی رؤیت خدا، شفاعت، مهدویت و امامت ائمه اهلبیت |
| تألیفات | شروط الامامة • الاسماء الادریسیة • کتاب الاخلاص • نزول القرآن • کتاب تفسیرالقرآن • نامه به عبدالملک بن مروان درباره قدریه • رسالهای فارسی درباره قضا و قدر |
| فعالیتهای اجتماعی-سیاسی | |
| سیاسی | مناسبات با عمر بن عبدالعزیز • مخالفت با حجاج بن یوسف ثقفی و برخی کارگزاران اموی • مخالفت با شورشهای مسلحانه علیه حکومت |
| اجتماعی | حلقه درس و وعظ در بصره • اهتمام به زهد و محاسبه نفس • توجه به امور مسلمانان |
| شناخته شده برای | از عالمان و زاهدان مشهور تابعین • تفسیر قرآن • روایت حدیث از صحابه • فقه و فتوا • وعظ و خطابه • جایگاه در تصوف |
حسن بَصْری، با نام اصلی حسن بن ابوالحسن یسار، از عالمان، مفسران، محدثان، فقیهان و واعظان سدههای نخست هجری بود. به گزارش مورخان، حسن در نوجوانی قرآن را حفظ کرد و پس از مهاجرت از مدینه به بصره، به تحصیل و روایت حدیث پرداخت. شرححالنویسان حسن را از تابعیان پُرروایت دانستهاند که با شمار زیادی از صحابه ارتباط داشت. از استادان او انس بن مالک، ابنعباس، جابر بن عبدالله و عمران بن حصین نام برده شده است. در تفسیر، از قرآن، حدیث، اقوال صحابه و تابعین بهره میگرفت. براساس منابع، مواعظ او بر تقوا، زهد، اخلاق، نقد دنیاگرایی و نکوهش ستمگران تأکید داشت.
درباره گرایش کلامی و مذهبی حسن بصری اتفاق نظر وجود ندارد و او را به جریانهای مختلفی مانند معتزله، مرجئه و شیعه نسبت دادهاند. منابع درباره رابطه او با امام علی(ع) و اهلبیت(ع) نیز گزارشهای متفاوتی ارائه کردهاند. در میان اهلسنت، عموماً از او بهعنوان عالمی ثقه و برجسته یاد شده، هرچند درباره تدلیس و ارسال روایاتش بحث شده است. در میان عالمان شیعه نیز ارزیابیها دوگانه است؛ برخی او را نکوهیده و برخی دیگر از علم، تقوا و روایاتش دفاع کردهاند.
حسن بصری در سال ۱۱۰ق در بصره درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد.
زندگی و خاندان
براساس گزارش منابع، حسن بصری در مدینه به دنیا آمد و در وادیالقری پرورش یافت.[۱] درباره تاریخ تولد او اختلاف است؛ برخی ولادتش را در زمان حیات پیامبر(ص) دانستهاند، اما بر پایه گزارشهای دیگر، وی هنگام قتل عثمان در سال ۳۵ق، چهارده سال داشته است.[۲] پدرش، یسار یا فیروز، اهل میسان و مسیحی بود که در یکی از فتوحات اسلامی به اسارت درآمد و پس از آزادی در شمار موالی قرار گرفت. او در مدینه با یکی از انصار پیوند ولاء (حمایت متقابل) داشت و ازاینرو حسن را «انصاری» خواندهاند.[۳] مادرش، خَیره مشهور به امالحسن، نیز در فتح میسان اسیر شد و پس از آزادی با امسلمه یا فرد دیگری پیوند ولاء یافت. وی به آموزش قرآن و وعظ زنان میپرداخت و حسن و برادرش سعید نیز از او روایت کردهاند. برخی منابع، تربیت حسن و گرایش او به وعظ و قصهگویی را متأثر از مادرش دانستهاند.[۴]
از القاب حسن بصری «امامالتابعین»، «سیدالتابعین» و «شیخالاسلام» و از کنیههای او «ابوسعید»، «ابومحمد» و «ابوعلی» ذکر شده است.[۵] به گفته برخی منابع، وی در دوازده یا چهاردهسالگی قرآن را حفظ کرد و با شأن نزول و تأویل آیات آشنایی داشت. حسن در شانزدهسالگی، در سال دوم خلافت امام علی(ع)، همراه خانواده به بصره رفت. بعدها با زنی ایرانیالاصل ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شد.[۶]
حسن بصری در ۱ رجب سال ۱۱۰ق[۷] در بصره درگذشت[۸] و همانجا به خاک سپرده شد. منابع از شناختهشدن آرامگاه او از سدههای نخست خبر دادهاند.[۹]
استادان، روایات و جایگاه حدیثی
شرححالنویسان، حسن بصری را از تابعیانی دانستهاند که با شمار زیادی از صحابه ارتباط داشت؛ برخی منابع شمار صحابهای را که وی درک کرده حدود ۳۰۰ تن و شمار حاضران در جنگ بدر را که با آنان مصاحبت داشته، ۷۰ تن ذکر کردهاند.[۱۰]
اَنَس بن مالِک، جابِر بن عَبدُالله، حُذَیفِه یَمانی، عَبدُالله بن عَبّاس، حَطّان بن عَبدُالله، عِمران بن حُصَین و اَحنَف بن قَیس از استادان حسن نام برده شده است.[۱۱] برخی منابع نیز از فراگیری حدیث او از ابوهریره و سمره بن جندب یاد کردهاند، هرچند درباره سماع مستقیم وی از ابوهریره اختلاف وجود دارد.[۱۲]
روایات حسن درباره سنت پیامبر(ص) و سخنان امام علی(ع) و امام حسن(ع) در شماری از منابع حدیثی شیعه و اهلسنت نقل شده است.[۱۳] در برخی نقلها، سخنان منسوب به امام علی(ع) از طریق حسن بدون ذکر نام آن حضرت آمده و از تعابیری مانند «فقد قیل»، «ابوزینب» و یا «یکی از صالحان» استفاده شده است. برخی پژوهشگران این شیوه را متأثر از شرایط سیاسی یا نحوه انتقال روایت دانستهاند.[۱۴] در ارزیابی حدیثی حسن نیز برخی رجالشناسان اهلسنت به تدلیس، ارسال و نقل حدیث به معنا در روایات او اشاره کردهاند[۱۵] و در مقابل، شماری از پژوهشگران از اعتبار روایات وی دفاع کردهاند.[۱۶]
مواضع سیاسی و اجتماعی
به گفته مورخان، حسن بصری بیشتر عمر خود را در دوره امویان گذراند. در سال ۴۳ق، در دستگاه ربیع بن زیاد حارثی، والی خراسان، به کتابت و منشیگری پرداخت[۱۷] و بنابر برخی منابع، در شماری از جنگهای مسلمانان با دشمنان خارجی نیز شرکت کرد.[۱۸] بعدها با عمر بن عبدالعزیز رابطهای مبتنی بر خیرخواهی داشت و دوازده نامه درباره عدالت، زهد و پرهیز از دنیا برای او نوشت و مدتی نیز منصب قضا را بر عهده گرفت.[۱۹]
در مقابل، منابع متعددی از مخالفت حسن با برخی خلفا و کارگزاران ستمگر، بهویژه حجاج بن یوسف ثقفی، سخن گفتهاند. در عین حال، منابع او را مخالف شورش مسلحانه علیه حکومت دانستهاند[۲۰] و درباره رفتار وی با حاکمان نیز گزارشهایی از تقیه وجود دارد.[۲۱] به گفته محققان، این رویکرد در گزارشهای مربوط به قیام عبدالرحمان بن محمد بن اشعث نیز بازتاب یافته است: برخی منابع از همراهی حسن با این قیام سخن گفتهاند،[۲۲] درحالیکه گزارشهای دیگری حاکی از آن است که وی مردم را از پیوستن به سپاه اشعث بازمیداشت.[۲۳] همچنین نقل شده است که یاران خود را از پیوستن به قیام یَزید بن مُهَلَّب، نهی میکرد.[۲۴]
به گزارش منابع، در مسائل مالی نیز حسن دریافت مقرری از بیت المال و پذیرش هدایای حاکمان را، با رعایت شرایطی، جایز میدانست. بااینحال، گزارش شده است که بخش زیادی از مقرری خود را به دیگران میبخشید[۲۵] و گاه در پی مخالفت با حاکمان، مقرری او قطع میشد.[۲۶]
روش تفسیری و آرای فقهی
به گزارش پژوهشگران، حسن بصری در تفسیر از قرآن، احادیث نبوی و قدسی، اقوال صحابه و سخنان تابعین بهره میگرفت. از جمله منابع تفسیری گزارششده برای او، سخنان امام علی(ع)، ابنعباس و ابنمسعود است.[۲۷] همچنین گفته شده برخی اسرائیلیات و اقوال اهل کتاب در تفاسیر منسوب به او دیده میشود.[۲۸] به گفته پژوهشگران، اقوال تفسیری حسن در شماری از منابع تفسیری مانند تفسیر طبری[۲۹] و تفسیر ابنکثیر[۳۰] و آثار صوفیه همچون إِحْیاءُ عُلُومِ الدِّین[۳۱] و الرِّسالَةُ القُشَیْرِیَّة[۳۲] نیز نقل شده است. در روش قرآنشناسی، برخی دیدگاههای او درباره نسخ آیات و نیز برخی قرائتهای منسوب به وی مورد نقد قرار گرفته است.[۳۳]
حسن بصری از فقیهان و مفتیان برجسته زمان خود دانسته شده[۳۴] و آرای فقهی منسوب به وی در آثاری مستقل گردآوری شده است.[۳۵] از جمله این آرا، عدم جواز وضو با نبیذ، جواز حج تمتع، عدم حبس بدهکار ناتوان از پرداخت دین، جواز طلاق زن در صورت ناتوانی شوهر در تأمین هزینه زندگی، پایان عده با تولد یا سقط جنین و منع کشتن اسیران غیرمسلمان و آزادی آنان یا دریافت فدیه است.[۳۶]
وعظ و خطابه
براساس منابع، حسن بصری در دوره رواج نابسامانیهای اجتماعی، از طریق وعظ و خطابه به نقد رفتارهای نادرست میپرداخت و پایبندی عملی او به مواعظش از عوامل تأثیرگذاری سخنانش دانسته شده است.[۳۷] با وجود ایرانیتبار بودن، در فصاحت عربی مهارت داشت و حتی حجاج، با وجود مخالفت با او، وی را از تواناترین خطیبان دانسته است.[۳۸] مواعظ حسن در زمان حیات و پس از آن گردآوری شد[۳۹] و موضوعاتی چون مکارم اخلاق، تقوا، نقد حاکمان و ثروتمندان ستمگر و دفاع از حقوق مردم را دربرمیگرفت.[۴۰]
حلقه علمی و شیوه سلوک
به گفته مورخان، حسن در مسجد بصره حلقه درسی داشت و در آن درباره حدیث، فقه، عقاید و علوم قرآنی بحث میکرد.[۴۱] همچنین در خانه او مجلسی برای گفتوگو درباره زهد، عبادت و معارف باطنی تشکیل میشد.[۴۲] شماری از عالمان و زاهدان، از جمله مالک بن دینار، ثابت بنانی، ایوب سختیانی، فرقد سبخی، عبدالواحد بن زید، واصل بن عطاء، حبیب عجمی، غیلان دمشقی، معبد جهنی، محمد بن واسع، قتاده سدوسی و عمرو بن عبید در شمار حاضران یا شاگردان این مجالس معرفی شدهاند.[۴۳]
در توصیف شیوه سلوک حسن، بر محاسبه نفس، حزن، استفاده از نعمتهای حلال، پرهیز از افراط در زهد و تجملگرایی، دوری از غنا و ثروتاندوزی و توجه به وظایف اجتماعی تأکید شده است. او همچنین رابطه مرید و مرادی، تظاهر به شوریدگی، غلو درباره بزرگان و ارتزاق از راه دین را نکوهش میکرد. در برخی گزارشها نیز عبادت خدا بدون توجه به پاداش و کیفر، مطلوب او دانسته شده است.[۴۴]
مکتب فکری و دیدگاههای کلامی
درباره مکتب فکری و مواضع کلامی حسن بصری اتفاقنظر وجود ندارد و در منابع، او به معتزله، شیعه، مرجئه یا اشاعره منسوب شده است.[۴۵] ابنابیالعوجاء نیز حسن را گاه متمایل به قدریه و گاه جبریه دانسته است.[۴۶] برخی پژوهشگران، از جمله عبدالرحمان بدوی، با استناد به خودداری حسن از پاسخ به پرسش حجاج درباره امام علی(ع) و عثمان، او را از بنیانگذاران مرجئه دانستهاند؛ در مقابل، گزارشهایی از نکوهش معاویه، یزید و حجاج از سوی حسن و مخالفت او با برخی مبانی مرجئه درباره ایمان وجود دارد.[۴۷] همچنین گزارش شده است که حسن در پی تهدید، از مخالفت آشکار با دیدگاه رایج درباره قدر خودداری کرده است.[۴۸]
رابطه با امام علی(ع) و اهلبیت(ع)
درباره ارتباط حسن بصری با امام علی(ع) گزارشهای متفاوتی وجود دارد. بسیاری از سلسلههای صوفیه، از جمله سهروردیه، طیفوریه، مولویه و چشتیه، حسن را در شجره طریقت خود قرار داده و برخی طریق خود را از او به امام علی(ع) رساندهاند؛ در این منابع، حسن از شاگردان و تربیتیافتگان امام علی(ع) معرفی شده و حتی دریافت خرقه و تلقین کلمه توحید از آن حضرت به او نسبت داده شده است.[۴۹] در مقابل، ابنخلدون و شاه ولیالله دهلوی ارتباط طریقتی حسن با امام علی(ع) را نپذیرفتهاند.[۵۰] برخی پژوهشگران نیز با توجه به تعارض این گزارشها، از اثبات یا نفی قطعی این ارتباط پرهیز کردهاند.[۵۱]
درباره موضع حسن نسبت به امامان شیعه نیز گزارشهای متعارضی نقل شده است. برخی روایات، مواضعی منفی از او نسبت به امام علی(ع) در جریان جنگ جمل گزارش کرده و عدم حضورش در کربلا را نیز به مخالفت با امام حسین(ع) نسبت دادهاند؛[۵۲] بااینحال، گزارشهای مربوط به جنگ جمل بهدلیل ضعف سند و ناسازگاری با سن حسن در سال ۳۶ق، از نظر تاریخی پذیرفتنی دانسته نشدهاند.[۵۳] درباره عدم حضور او در کربلا نیز احتمال داده شده است که محاصره راهها و بیاطلاعی از حرکت امام حسین(ع) علت آن بوده باشد. همچنین گزارش شده است که حسن پس از شنیدن خبر شهادت امام حسین(ع) گریست و قاتلان او را نکوهش کرد.[۵۴]
در مقابل، روایاتی از حسن در تأیید برخی آموزههای اعتقادی و فقهی شیعه، از جمله نفی رؤیت خدا، شفاعت، مهدویت، امامت و شمار امامان اهلبیت(ع)، نقد قیاس، تقیه، معراج پیامبر(ص)، نکوهش برخی خلفا، جواز متعه و تقدیس بزرگان شیعه همچون سلمان و عمار یاسر نقل شده است. در برخی از این روایات، امام علی(ع) «ربانی این امت»، برترین فرد امت و نخستین مؤمن و نمازگزار معرفی شده و برتری اهلبیت(ع) او پس از وی و نقش ولایت علی(ع) و اهلبیت(ع) در عبور از صراط مورد تأکید قرار گرفته است.[۵۵]
آثار
درباره آثار حسن بصری گزارشهای متفاوتی وجود دارد. ذهبی از باقیماندن نوشتههایی حاوی دانش او خبر داده، در حالی که به گفته ابن سعد، حسن همه کتابهای خود جز یکی را سوزاند.[۵۶] بااینحال، آثاری به او منسوب شده است؛ از جمله نامهای به عبدالملک بن مروان در رد قدریه، رسالهای فارسی درباره قضا و قدر، «شروط الامامة»، «الاسماء الادریسیة»، «کتاب الاخلاص»، «نزول القرآن» و «کتاب تفسیر القرآن». درباره نسبت میان «کتاب تفسیر القرآن» و «نزول القرآن» نیز دیدگاههای مختلفی مطرح شده است.[۵۷]
ارزیابی رجالی
- رجالشناسان شیعه: در میان چهار منبع متقدم رجال شیعه، نام حسن بصری تنها در «اختیار معرفة الرجال» آمده و در آن، سخنانی منسوب به فضل بن شاذان در نکوهش او نقل شده است.[۵۸] به گفته خویی، مستند رجالشناسان متأخر شیعه نیز همین گزارش است؛ بااینحال، درباره اعتبار آن، بهویژه وثاقت علی بن محمد بن قتیبه، اشکال شده است.[۵۹] شماری از عالمان شیعه، از جمله فیض کاشانی،[۶۰] محمدباقر مجلسی،[۶۱] محمدطاهر قمی[۶۲] و آقا محمدعلی کرمانشاهی،[۶۳] حسن را مذموم دانسته و برخی گرایشهای صوفیانه و گزارشهای تاریخی را از زمینههای این داوری شمردهاند؛ در این منابع، اتهاماتی مانند ترویج رهبانیت، ریاست قدریه، نفاق و دشمنی با امام علی(ع) نیز به او نسبت داده شده است. در مقابل، شیخ صدوق در «امالی» از حسن روایت کرده و سخنانی در فضیلت امام علی(ع) از او نقل کرده است.[۶۴] شریف مرتضی نیز حسن را کثیرالعلم، بلیغالمواعظ و پیشوا دانسته و از مواضع او در برابر حجاج یاد کرده است.[۶۵] شیخ طوسی نیز روش تفسیری حسن را «ممدوح» دانسته است.[۶۶] قاضی نورالله شوشتری[۶۷] و فتحالله کاشانی[۶۸] نیز از حسن به نیکی یاد کرده و برخی رفتارهای او را ناشی از تقیه دانستهاند. محمدهادی معرفت نیز اتهامات واردشده به حسن را مردود شمرده است.[۶۹] افزونبر این، محمدباقر خوانساری،[۷۰] علی علیاری تبریزی[۷۱] و عبدالله مامقانی[۷۲] با استناد به روایتی از سلیم بن قیس،[۷۳] احتمال دادهاند که حسن در اواخر عمر پشیمان شده، توبه کرده و به مذهب شیعه گرایش یافته باشد.
- رجالشناسان اهلسنت: ابنسعد حسن بصری را «جامع»، «ثقه» و «حجت» معرفی کرده، هرچند روایات مرسل او را حجت ندانسته است.[۷۴] ذهبی نیز او را امام، شیخالاسلام، حافظ و علامه دانسته، اما به تدلیس او اشاره کرده است.[۷۵] در برخی منابع دیگر نیز از علم، زهد، عبادت و ورع او ستایش شده است.[۷۶]
پانویس
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۵۷؛ ذهبی، تاریخ الاسلام ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۵۶۴.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۵۷؛ عطار، تذکرةالاولیاء، ۱۳۷۸ش، ص۳۰؛ وکیع، اخبارالقضاة، بیروت، ج۲، ص۳-۶؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۱۲، ص۳۰۶.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۵۷؛ وکیع، اخبارالقضاة، بیروت،ج۲، ص۴ـ۵؛ ذهبی، تاریخ الاسلام ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۵۶۴.
- ↑ وکیع، اخبارالقضاة، بیروت، ج۲، ص۳-۵؛ ابونعیم اصفهانی، حلیةالاولیاء و طبقات الاصفیاء، ۱۹۶۷م، ج۲، ص۱۴۷؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۸، ص۴۷۶؛ ابنحجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۵۰ـ۲۵۱.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ذهبی، تاریخ الاسلام ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۴۸.
- ↑ ذهبی، تاریخ الاسلام ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۵۶۴.
- ↑ قمی، وقایع الایام، ۱۳۸۹ش، ص۴۳۵.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۷۷.
- ↑ مقدسی، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، ۱۸۷۷م، ص۱۳۰؛ ناجی و مبارک، من مشاهیر اعلام البصره، بصره ۱۹۸۳م، ص۳۰۱.
- ↑ ابنمرتضی، کتاب طبقات المعتزلة، ۱۳۸۰ق، ص۲۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۵۷؛صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۱۲، ص۳۰۶؛ ابنحجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۴۶.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۵۷ـ۱۵۸؛ ذهبی، سیراعلام النبلاء،، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۵۶۷ـ۵۶۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابونعیم اصفهانی، حلیةالاولیاء و طبقات الاصفیاء، ۱۹۶۷م، ج۲، ص۱۵۶؛ ابنجوزی، آداب الحسن البصری و زهره و موعظه، ۱۴۲۶ق، ص۳۰، ۷۵ـ۷۶؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۴۲۱.
- ↑ ابنجوزی، آداب الحسن البصری و زهره و موعظه، ۱۴۲۶ق، ص۴۳؛ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۲، ص۱۴۴؛ مامقانی، تنقیحالمقال، ۱۴۲۳ق، ج۱۹، ص۱۰.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۵۸؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۱۲، ص۳۰۶؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۵۷۲و۵۸۳و ۵۸۸.
- ↑ حُصَری، حیاةالحسن البصری و مسیرته العلمیة، ۲۰۰۲م، ص۲۷۰؛ قلعهجی، موسوعة فقه الحسن البصری، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۸.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۴۰۷ق. ص۳۹۴؛ وکیع، اخبارالقضاة، بیروت، ج۲، ص۱۴؛ امین، الغدیر، ۱۹۷۷م، ج۶، ص۴۵۸.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۵۷، ۱۷۵؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۵۷۲و۵۷۸.
- ↑ ابونعیم اصفهانی، حلیةالاولیاء و طبقات الاصفیاء، ۱۹۶۷م، ج۲، ص۱۳۴ـ۱۴۰؛ بدوی، تاریخ التصوف الاسلامی، ۱۹۷۸م، ص۱۵۴ـ۱۵۶.
- ↑ ابنجوزی، کتاب الرد علی المتعصب العنید، ۱۴۰۳ق، ص۶۴و۷۲و۱۱۶؛ بدوی، تاریخ التصوف الاسلامی، ۱۹۷۸م، ص۱۵۴.
- ↑ بصری، تفسیر الحسن البصری، ۱۹۹۲م، ج۱، ص۲۰۷.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۷۸؛ ابنندیم، کتاب الفهرست، ۱۳۵۰ش، ص۲۰۲.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۶۴.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۷۸؛ ابناثیر، النهایة، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۱۹۸.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۷۱.
- ↑ خن، الحسن بن یسار البصری، ۱۴۱۶ق، ص۲۶۱؛ حصری، حیاة الحسن البصری، ۲۰۰۲م، ص۱۸۴.
- ↑ ثبوت، حسن بصری: گنجینه دار علم و عرفان (زندگینامه و سخنان و آراء)، ۱۳۸۶ش. ص۷۴.
- ↑ ثبوت، حسن بصری: گنجینه دار علم و عرفان (زندگینامه و سخنان و آراء)، ۱۳۸۶ش. ص۷۴.
- ↑ طبری، جامع البیان، ۱۳۷۳ق، ج۱۲، ص۳۹۹ـ۴۰۰.
- ↑ ابنکثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۲۴۳.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۶، ۴۸، ۱۰۱.
- ↑ قشیری، الرسالةالقشیریة، ۱۴۰۸ق، ص۴۴۶.
- ↑ ثبوت، حسن بصری: گنجینه دار علم و عرفان (زندگینامه و سخنان و آراء)، ۱۳۸۶ش، ص۷۵ـ۷۶؛ جاحظ، البیان و التبیین، ۱۳۶۷ق، ج۲، ص۲۱۹.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۶۲، ۱۶۵.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۶۲، ۱۶۵؛ خن، الحسن بن یسار البصری، ۱۴۱۶ق، ص۲۱۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: قلعهجی، موسوعة فقه الحسن البصری، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۱۲، ۳۱۸؛ خن، الحسن بن یسار البصری، ۱۴۱۶ق، ص۲۷۱، ۲۷۷و۲۱۵ـ۲۹۴.
- ↑ ابونعیم اصفهانی، حلیةالاولیاء و طبقات الاصفیاء، ۱۹۶۷م، ج۲، ص۱۴۷؛ ابنجوزی، آداب الحسن البصری و زهره و موعظه، ۱۴۲۶ق، ص۳۰.
- ↑ جاحظ، البیان و التبیین، ۱۳۶۷ق، ج۱، ص۱۶۳و۳۵۴و۳۹۸؛ بدوی، تاریخ التصوف الاسلامی، ۱۹۷۸م، ص۱۶۰.
- ↑ بدوی، تاریخ التصوف الاسلامی، ۱۹۷۸م، ص۱۵۹.
- ↑ ابنجوزی، آداب الحسن البصری و زهره و موعظه، ۱۴۲۶ق، ص۱۰۷؛ بدوی، تاریخ التصوف الاسلامی، ۱۹۷۸م، ص۱۶۳.
- ↑ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۵۷۹.
- ↑ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۵۷۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابوطالب مکی، قوت القلوب، ۱۹۹۵م، ج۱، ص۳۰۷؛ ابونعیم اصفهانی، حلیةالاولیاء و طبقات الاصفیاء، ۱۹۶۷م، ج۲، ص۳۵۴؛ ابنخلّکان، وفیات الاعیان، ۱۹۶۸م، ج۴، ص۸۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۷۱ـ۱۷۳؛ جاحظ، البیان و التبیین، ۱۳۶۷ق، ج۳، ص۱۲۰؛ ابونعیم اصفهانی، حلیةالاولیاء و طبقات الاصفیاء، ۱۹۶۷م، ج۲، ص۱۳۲ـ۱۳۳، ۱۵۱ـ۱۵۲.
- ↑ ابنشهرآشوب، متشابه القرآن و مختلفه، ۱۳۲۸ش، ج۲، ص۵۶؛ ابنجوزی، آداب الحسن البصری و زهره و موعظه، ۱۴۲۶ق، ص۱۳۰؛ ذهبی، تاریخ الاسلام ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۵۸۰؛ بدوی، تاریخ التصوف الاسلامی، ۱۹۷۸م، ص۱۸۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۱۹۷؛ شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۲۵۳؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱ق، ج۱، ص۳۱۵ـ۳۱۸؛ ابنطاووس، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۲۲؛ ملاصدرا، تفسیرالقرآن الکریم، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۲۵.
- ↑ بدوی، تاریخ التصوف الاسلامی، ۱۹۷۸م، ص۱۸۲؛ ابنجوزی، آداب الحسن البصری و زهره و موعظه، ۱۴۲۶ق، ص۷۳، ۱۰۸ـ۱۰۹؛ سبط ابنجوزی، تذکرةالخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۱۹۹؛ ابنکثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۱۳۰.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۶۷؛ استرآبادی، فرق و طبقات المعتزلة، ۱۹۷۲م، ص۳۷.
- ↑ عطار، تذکرةالاولیاء، ۱۳۷۸ش، ص۳۱؛ افلاکی، مناقب العارفین، ۱۹۶۱م، ج۲، ص۹۹۸؛ کرمانی، تذکره در مناقب حضرت شاه نعمة الله ولی، ۱۳۶۱ش، ص۵۵؛ معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، ۱۳۴۵ش، ج۲، ص۵۹، ۱۰۷، ۱۵۱، ۳۰۵؛ منزوی، فهرست مشترک نسخههای خطی فارسی پاکستان، ۱۳۶۲ش، ج۱۱، ص۹۹۷.
- ↑ ابنخلدون، تاریخ ابن خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۴۰۳؛ شاه ولیالله دهلوی، قرةالعینین فی تفضیل الشیخین، ۱۳۱۰ق، ص۲۴۱.
- ↑ ثبوت، حسن بصری: گنجینه دار علم و عرفان (زندگینامه و سخنان و آراء)، ۱۳۸۶ش. ص۳۷۸ـ۳۸۴.
- ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۴۰۲ـ۴۰۴؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۳، ص۳۳.
- ↑ هلال عامری، کتاب سُلیم بن قیس الهلالی، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۵۵۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: عاصمی، العَسَل ُالمُصَفّی، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۷۴ـ۳۷۵؛ قندوزی، ینابیع المَودَّةِ، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۴۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: حسن بصری، ، تفسیر الحسن البصری، قاهره ۱۹۹۲م، ج۱، ص۲۰۷؛ ابنسیار المنقری، وقعة صفین، ۱۳۸۲ش، ص۳۲۳؛ مفید، خلاصةالایجاز فی المتعة، ۱۴۱۳ق، ص۲۱؛ شیخ طوسی، التبیان، بیروت، ج۱۰، ص۱۹۹؛ شهرستانی، کتاب الملل و النحل، ۱۳۷۵ق، ج۱، ص۵۱؛ حمیری، الحورالعین، ۱۹۷۲م، ص۲۵۶؛ ابنشهرآشوب، متشابه القرآن و مختلفه، ۱۳۲۸ش، ج۲، ص۵۶؛ ابنجوزی، آداب الحسن البصری و زهره و موعظه، ۱۴۲۶ق، ص۱۳۰؛ محلی، محاسن الازهار فی مناقب امام الابرار، ۱۴۲۲ق، ص۳۸۵؛ ذهبی، سیراعلام النبلاء، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۵۶۸؛ خن، الحسن بن یسار البصری، ۱۴۱۶ق، ص۱۲۲؛ منتجبالدین رازی، الاربعون ۱۴۰۸ق، ص۴۶؛ ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۹۵ـ۹۶.
- ↑ ذهبی، تاریخ الاسلام ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۵۸۴؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۷۵.
- ↑ ابنندیم، کتاب الفهرست، ۱۳۵۰ش، ص۳۶و۴۰و۲۰۲؛ شوشتری، مجالس المؤمنین، ۱۳۵۴ش، ج۲، ص۳۸؛ منزوی، منزوی،فهرست مشترک نسخههای خطی فارسی پاکستان، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۹۹۸ و ج۳، ص۱۷۵۴و ج۶، ص۲۰۹ و ج۱۰، ص۴۳ـ۴۴.
- ↑ کشی، اختیار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۹۷ـ۹۸.
- ↑ خویی، ج۴، ص۲۷۲؛ ج۱۲، ص۱۶۰؛ ج۱۳، ص۲۹۴ـ۲۹۵
- ↑ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۸۷.
- ↑ مجلسی، عین الحیاة، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۵۹ـ۴۶۰.
- ↑ قمی، تحفة الاخیار، ۱۳۶۹ش، ص۱۴۶ـ۱۵۰.
- ↑ کرمانشاهی، خیراتیه در ابطال طریقه صوفیه، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۶۷.
- ↑ شیخ صدوق، الامالی، ۱۴۰۰ق، ص۳۵۲ـ۳۵۳.
- ↑ سید مرتضی، امالی المرتضی، ۱۳۷۳ق، قسم۱، ص۱۵۳و۱۶۱ـ۱۶۲.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، بیروت، ج۱، ص۶؛ ر.ک: کریمان، ج۲، ص۴۴ـ۴۶
- ↑ شوشتری، مجالس المؤمنین، ۱۳۵۴ش، ج۲، ص۷.
- ↑ کاشانی، منهج الصادقین، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۳۳۹ـ۳۴۰، ۴۶۹، ۴۹۹، ۵۰۲ـ۵۰۳.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۳۷۱ـ۳۸۵.
- ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۳، ص۳۴.
- ↑ علیاری، بهجة الآمال، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۷۱.
- ↑ مامقانی، تنقیخ المقال، ۱۴۲۳ق، ج۱۹، ص۱۳ـ۱۶.
- ↑ هلالی عامری، کتاب سُلیم بن قیس الهلالی، ۱۳۸۴ش. ج۲، ص۵۵۸ـ۵۵۹.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۱۵۷.
- ↑ ذهبی، تذکرة الحفاظ، ۱۳۷۷ق، ج۱، ص۷۰ـ۷۱.
- ↑ ابنکثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۸۷.
منابع
- ابوطالب مکی، محمد بن علی، قوت القلوب، بیروت، چاپ سعید نسیب مکارم، ۱۹۹۵م.
- ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیةالاولیاء و طبقات الاصفیاء، بیروت، چاپ محمدامین خانجی،۱۹۶۷م.
- ابنأبیالحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، قاهره، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷ق.
- ابناثیر، علی بن محمد جزری، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۵م.
- ابناثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، قاهره، چاپ طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی، ۱۳۸۳ـ ۱۳۸۵ق.
- ابنجوزی، عبدالرحمن بن علی، آداب الحسن البصری و زهره و موعظه، محقق: سلیمانمسلم حرش، بیروت، دار النوادر، ۱۴۲۶ق.
- ابنجوزی، عبدالرحمن بن علی، کتاب الرد علی المتعصب العنید، چاپ کاظم محمودی، بینا، ۱۴۰۳ق.
- ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، بیروت، چاپ صدقی جمیل عطار، ۱۴۱۵ق.
- ابنخلدون، عبد الرحمان بن محمد، تاریخ ابنخلدون، بیروت، چاپ خلیل شحاده و سهیل زکار، ۱۴۰۸ق.
- ابنخلکان، احمد بن محمد، وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، بیروت، دار الفکر، ۱۹۶۸م.
- ابنسعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق: احسان عباس، بیروت، دارصادر ۱۹۶۸م.
- ابنشهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، متشابه القرآن و مختلفه، تهران، بینا، ۱۳۲۸ش.
- ابنطاووس، علی بن موسی، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، بیروت، چاپ علی عاشور، ۱۴۲۰ق.
- ابنکثیر دمشقی، اسماعیل بن عمرو، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: محمد حسین شمس الدین، بیروت، دار الکتب العلمیة، منشورات محمدعلی بیضون، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
- ابنکثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
- ابنمرتضی، احمد بن یحیی، کتاب طبقات المعتزلة، بیروت، چاپ سوزانا دیوالد ـ ویلتسر، ۱۳۸۰ق.
- ابنندیم، محمد بن اسحاق، کتاب الفهرست، چاپ محمدرضا تجدد، تهران ۱۳۵۰ش.
- ابنسیار المنقری، نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق- ۱۹۶۲م.
- استرآبادی، عبدالجبار بن احمد، فرق و طبقات المعتزله، اسکندریه، چاپ علی سامی، نشار و عصام الدین محمدعلی، دار المطبوعات الجامعیة، ۱۹۷۲م.
- افلاکی، احمد بن اخی، مناقب العارفین، آنکارا، چاپ تحسین یازیجی، ۱۹۵۹ـ۱۹۶۱م.
- امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، بیروت، ج۲، ۱۹۷۷م، ج۸، ۱۹۶۷م.
- بدوی، عبدالرحمان، تاریخ التصوف الاسلامی من البدایة حتی نهایة القرن الثانی، کویت، بینا، ۱۹۷۸م.
- بصری، حسن، تفسیر الحسن البصری، قاهره، جمع و توثیق و دراسة محمد عبدالرحیم، ۱۹۹۲م.
- بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، بیروت، چاپ عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع، ۱۴۰۷ق.
- ثبوت، اکبر، حسن بصری؛ گنجینه دار علم و عرفان (زندگینامه و سخنان و آراء)، تهران، بینا، ۱۳۸۶ش.
- حمیری، نشوان بن سعید، الحورالعین، چاپ کمال مصطفی، تهران، چاپ افست ۱۹۷۲م.
- حُصَری، روضة جمال، حیاةالحسن البصری و مسیرته العلمیة، دمشق، بینا، ۲۰۰۲م.
- خن، مصطفی سعید، الحسن بن یسار البصری الحکیم الواعظ الزاهد العالم، دمشق، بینا، ۱۴۱۶ق.
- خوانساری، محمدباقر بن زین العابدین، روضات الجنان فی احوال العلماء و السادات، قم، چاپ اسدالله اسماعیلیان، ۱۳۹۰ق.
- ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبد السلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۱۰ق.
- ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، بیروت، چاپ شعیب ارنؤوط و دیگران، ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹ق.
- ذهبی، محمد بن احمد، کتاب تذکرةالحفاظ، حیدرآباد، دکن ۱۳۷۶ـ۱۳۷۷ق.
- سبط ابنجوزی، تذکرةالخواص من الامة بذکر خصائص الائمة، قم، چاپ حسین تقی زاده، ۱۴۲۶ق.
- سید مرتضی، علی بن حسین، امالی المرتضی: غررالفوائد و دررالقلائد، قاهره، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، ۱۳۷۳ق.
- شاه ولی اللّه دهلوی، احمد بن عبدالرحیم، قرةالعینین فی تفضیل الشیخین، پیشاور، بینا، ۱۳۱۰ق.
- شوشتری، نوراللّه بن شریف الدین، مجالس المؤمنین، تهران، بینا، ۱۳۵۴ش.
- شهرستانی، محمدبن عبدالکریم، کتاب الملل و النحل، قاهره، چاپ محمدبن فتح اللّه بدران، ۱۳۷۵ق.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، اَلاَمالی، بیروت، بینا، ۱۴۰۰ق.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، اَلتّوحید، تحقیق و تصحیح هاشم حسینی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، اَلتّوحید، تحقیق و تصحیح هاشم حسینی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، اَلتِّبیان فی تفسیرِ القرآن، تحقیق احمد قصیر عاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- شیخ مفید، محمد بن محمد، اَلاِرشاد فی معرفةِ حُجَجِ اللهِ علی العباد، تحقیق و تصحیح مؤسسه آلالبیت، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
- شیخ مفید، محمد بن محمد، خلاصةالایجاز فی المتعة، قم، چاپ علی اکبر زمانی نژاد، ۱۴۱۳ق.
- صفدی، خلیل بن ابیک. الوافی بالوفیات، به کوشش دوروتیاکر افولسکی، بیروت، دار النشر فرانز شتاینر، ۱۴۰۱ق /۱۹۸۱م.
- طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، تحقیق و تصحیح محمدباقر خرسان، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
- طبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویلای القرآن، مصر، بینا، ۱۳۷۳ق.
- عاصمی، احمد بن محمد، العَسَلُ المُصَفّی فی تهذیب زَین الفَتی فی شرح سورة هل اتی، تحقیق: محمدباقر محمودی، قم، بینا، ۱۴۱۸ق.
- عطار، محمد بن ابراهیم، تذکرةالاولیاء، تهران، چاپ محمد استعلامی، ۱۳۷۸ش.
- علیاری تبریزی، علی بن عبدالله، بهجة الآمال فی شرح زبدة المقال، تهران، چاپ هدایةاللّه مسترحمی، ۱۳۶۳ش.
- غزالی، محمد بن محمد، إحیاء علوم الدین، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۱۲ق.
- فیض کاشانی، محمدبن شاه مرتضی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، بیروت، چاپ علی اکبر غفاری، ۱۴۰۳ق.
- قشیری، عبدالکریم بن هوازن، الرسالةالقشیریة، بیروت، چاپ معروف زریق و علی عبدالحمید بلطه جی، ۱۴۰۸ق.
- قلعهجی، محمدرواس، موسوعة فقه الحسن البصری، بیروت، ۱۴۰۹ق.
- قمی، عباس، وقایع الأیام (فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام)، قم، نشر نور مطاف، ۱۳۸۹ش.
- قمی، محمدطاهر بن محمدحسین، تحفة الاخیار: بحثی در پیرامون آراء و عقاید صوفیه، قم، چاپ داود الهامی، ۱۳۶۹ش.
- قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المَودَّةِ لِذَوی القُربی، چاپ علی جمال اشرف حسینی، قم، بینا، ۱۴۱۶ق.
- کرمانشاهی، آقامحمدعلی، خیراتیه در ابطال طریقه صوفیه، قم، چاپ مهدی رجائی، ۱۴۱۲ق.
- کرمانی، عبدالرزاق، تذکره در مناقب حضرت شاه نعمة الله ولی، در مجموعه در ترجمه احوال شاه نعمت الله ولی کرمانی، چاپ ژان اوبن، تهران: انجمن ایرانشناسی فرانسه در تهران، ۱۳۶۱ش.
- کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفةالرجال، (تلخیص) محمدبن حسن طوسی، مشهد، چاپ حسن مصطفوی، ۱۳۴۸ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، قم، چاپ محیی الدین مامقانی، ۱۴۲۳ق.
- مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، عین الحیات، قم، چاپ مهدی رجایی، ۱۳۸۲ش.
- مجلسی، محمدباقر، بِحارُ الاَنوارِ الجامعةُ لِدُرَرِ اَخبارِ الاَئمةِ الاَطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
- معرفت، محمدهادی، التفسیر و المفسرون، مشهد، الجامعة الرضویة للعلوم الإسلامیة، ۱۴۱۸ق.
- معصوم علیشاه، محمدمعصوم بن زین العابدین، طرائق الحقائق، تهران، چاپ محمدجعفر محجوب، ۱۳۳۹ـ ۱۳۴۵ش.
- مقدسی، محمد بن احمد، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۷۷م.
- ملاصدرا، محمد بن ابراهیم، تفسیرالقرآن الکریم، قم، چاپ محمد خواجوی، ۱۳۸۰ش.
- منتجب الدین رازی، علی بن عبیدالله، الاربعون حدیثآ عن اربعین شیخاً من اربعین صحابیاً فی فضائل الامام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهالسلام، قم، بینا، ۱۴۰۸ق.
- منزوی، احمد، فهرست مشترک نسخههای خطی فارسی پاکستان، اسلام آباد، بینا، ۱۳۶۲ـ ۱۳۷۰ش.
- مُحَلِّی، حُمیدبن احمد، محاسن الازهار فی مناقب امام الابرار و والد الائمة الاطهار الامام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهالسلام، قم، چاپ محمدباقر محمودی، ۱۴۲۲ق.
- ناجی، عبدالجبار و عبدالحسین مبارک، من مشاهیر اعلام البصره، بصره، بینا، ۱۹۸۳م.
- وکیع، محمد بن خلف، اخبارالقضاة، بیروت، عالم الکتب، بیتا.
- هلالی عامری، سلیم بن قیس، کتاب سُلیم بن قیس الهلالی، قم، چاپ محمدباقر انصاری زنجانی، ۱۳۸۴ش.
- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۵ق.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دانشنامه جهان اسلام
- دائرة المعارف بزرگ اسلامی