مناظره امام رضا با رأس الجالوت

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

مناظره امام رضا با رأس الجالوت از مناظره‌های معروف امام رضا(ع)در برخی موضوعات کلامی و اعتقادی است که در دربار مأمون عباسی شکل گرفت. در این مناظره، علی بن موسی الرضا(ع)، تمام دعاوی خود را بر اساس کتاب مقدس یهودیان مطرح فرمود و این امر موجب شگفتی حاضران در مجلس شد. در این مناظره امام رضا(ع) با استناد به کتاب مقدس، به اثبات نبوت حضرت محمد(ص) و عیسی(ع) و... پرداخت.

در یکی جلسات مناظره‌های تشکیل شده توسط مأمون، امام رضا(ع) رو به رأس الجالوت کرده فرمود: اکنون، من از تو پرسش کنم یا تو می‌پرسی؟

گفت: من می‌پرسم، و تنها جوابی را قبول می‌کنم که یا از تورات باشد یا از انجیل و یا از زبور داود، یا صحف ابراهیم و موسی.

امام فرمود: پاسخی را از من نپذیر مگر اینکه از تورات موسی یا انجیل عیسی و یا زبور داود باشد.

رأس الجالوت گفت: از کجا نبوّت محمّد را اثبات می‌کنی؟

امام فرمود: یهودی! موسی بن عمران، عیسی بن مریم، داود خلیفه خدا در زمین، به نبوّت او گواهی داده‌اند.

رأس الجالوت گفت: گفته موسی بن عمران را ثابت کن.

امام فرمود: مگر قبول نداری که موسی به بنی‌اسرائیل سفارش نموده و گفت: «پیامبری از برادران شما خواهد آمد، او را تصدیق کرده و از وی اطاعت نمائید»، حال اگر خویشاوندی بین اسرائیل (یعقوب) و اسماعیل و رابطه بین آن دو را از طرف ابراهیم علیه‌السلام می‌دانی، آیا قبول داری که بنی‌اسرائیل برادرانی غیر از فرزندان اسماعیل نداشتند؟

رأس الجالوت گفت: آری، این همان گفته حضرت موسی است و ما آن را ردّ نمی‌کنیم.

فرمود: آیا از برادران بنی‌اسرائیل پیامبری غیر از محمّد صلّی اللّٰه علیه و آله آمده؟

گفت: نه.

فرمود: آیا از نظر شما این مطلب صحیح نیست؟

گفت: آری صحیح است، ولی دوست دارم صحّت آن را از تورات برایم ثابت کنی.

امام فرمود: آیا منکر این مطلب هستی که تورات به شما می‌گوید: «نور از جانب طور سینا آمد و از کوه ساعیر بر ما درخشید و از کوه فاران بر ما آشکار گردید» ؟

رأس الجالوت گفت: با این کلمات آشنا هستم ولی تفسیر آن را نمی‌دانم.

امام فرمود: من برایت خواهم گفت. جمله «نور از جانب طور سینا آمده» اشاره به وحی خداوند است که در کوه طور سینا بر موسی علیه‌السلام نازل کرد، و جمله: «از کوه ساعیر بر ما درخشید» اشاره به کوهی است که خداوند در آن بر عیسی بن مریم علیهما السّلام وحی فرمود، و جمله «از کوه فاران بر ما آشکار گردید» اشاره به کوهی از کوههای مکّه است که فاصله‌اش تا مکّه یک یا دو روز می‌باشد، و شعیای پیامبر طبق گفته تو و دوستانت در تورات گفته است: «دو سوار را می‌بینم که زمین برایشان می‌درخشد، یکی از آنان سوار بر درازگوشی است و آن دیگری سوار بر شتر»، سوار بر درازگوش و سوار بر شتر کیستند؟

رأس الجالوت گفت: آنان را نمی‌شناسم، ایشان را معرّفی کن.

امام فرمود: آنکه بر درازگوش سوار است؛ عیسی است و آن شتر سوار محمّد صلّی اللّٰه علیه و آله، آیا این مطلب تورات را منکر هستی؟

گفت: نه، انکار نمی‌کنم.

امام علیه‌السلام پرسید: آیا حبقوق پیامبر را می‌شناسی؟

گفت: بله، می‌شناسم.

امام فرمود: حبقوق چنین گفته است-و کتاب شما نیز همین مطلب را می‌گوید-: خداوند از کوه فاران «بیان» آورد و آسمانها از تسبیح گفتن محمّد و امّتش پر شده است، سوارانش را بر دریا و خشکی سوار می‌کند-و کنایه از تسلّط امّت اوست بر دریا و خشکی-، بعد از خرابی بیت المقدس کتابی جدید برای ما می‌آورد-و منظور از کتاب فرقان است-آیا به این مطالب ایمان داری؟

رأس الجالوت گفت: این مطالب را حبقوق گفته است و ما منکر آن نیستیم.

امام فرمود: داود در زبورش-که تو نیز آن را می‌خوانی گفته است: «خداوندا! برپاکننده سنت بعد از فترت را مبعوث کن»، آیا پیامبری غیر از محمّد صلّی اللّٰه علیه و آله را می‌شناسی که بعد از دوران فترت، سنّت را احیاء و برپا کرده باشد؟!

رأس الجالوت گفت: این سخن داود است و آن را قبول دارم، منکر نیستم، ولی منظور او عیسی بوده است و روزگار عیسی همان دوران فترت است.

امام فرمود: تو نمی‌دانی و اشتباه می‌کنی، عیسی با سنّت تورات مخالفت نکرد بلکه موافق آن سنّت و روش بود تا آن هنگام که خداوند او را به نزد خود بالا برد، و در انجیل چنین آمده است: «پس زن نیکوکار می‌رود و فارقلیطا بعد از او خواهد آمد و او کسی است که سنگینی‌ها و سختی‌ها را آسان کرده و همه چیز را برایتان تفسیر می‌کند، و همان طور که من برای او شهادت می‌دهم او نیز برای من شهادت می‌دهد، من امثال را برای شما آوردم، او تأویل را برایتان خواهد آورد»، آیا به این مطلب در انجیل ایمان داری؟

گفت: بله، آن را انکار نمی‌کنم.

امام فرمود:‌ای رأس الجالوت، از تو درباره پیامبرت موسی بن عمران می‌پرسم.

گفت: بفرمائید.

فرمود: چه دلیلی بر نبوّت موسی هست؟

مرد یهودی گفت: معجزاتی آورد که انبیای پیشین نیاورده بودند.

امام فرمود: مثل چه چیز؟

گفت: مثل شکافتن دریا و تبدیل کردن عصا به مار و ضربه زدن به سنگ و روان شدن چند چشمه از آن، ید بیضاء و نیز آیات و نشانه‌هایی که دیگران قدرت بر آن نداشتند و ندارند.

امام فرمود: در مورد اینکه دلیل موسی بر حقّانیت دعوتش این بود که کاری کرد که دیگران نتوانستند انجام دهند، درست می‌گویی، حال، هر کس که ادّعای نبوّت کند سپس کاری انجام دهد که دیگران قادر به انجام آن نباشند آیا تصدیقش بر شما واجب نیست؟

گفت: نه، زیرا موسی به خاطر قرب و منزلتش نزد خداوند، نظیر نداشت و هر کس که ادّعای نبوّت کند، بر ما واجب نیست که به او ایمان بیاوریم، مگر اینکه معجزاتی مثل معجزات موسی داشته باشد.

امام فرمود: پس چگونه به انبیائی که قبل از موسی علیه‌السلام بودند ایمان دارید و حال آنکه آنان دریا را نشکافتند و از سنگ، دوازده چشمه ایجاد نکردند، و مثل موسی «ید بیضاء» نداشتند، و عصا را به مار تبدیل نکردند.

یهودی گفت: من که گفتم، هر گاه برای اثبات نبوّتشان معجزاتی بیاورند-هر چند غیر از معجزات موسی باشد-تصدیقشان واجب است.

امام فرمود: پس چرا به عیسی بن مریم ایمان نمی‌آوری؟ با اینکه او مرده زنده می‌کرد و افراد نابینا و مبتلا به پیسی را شفا می‌داد و از گل؛ پرنده‌ای گلی می‌ساخت و در آن می‌دمید و آن مجسّمۀ گلی به اذن خداوند به پرنده‌ای زنده تبدیل می‌شد؟

رأس الجالوت گفت: می‌گویند که او این کارها را انجام می‌داد، ولی ما ندیده‌ایم.

امام فرمود: آیا معجزات موسی را دیده‌ای؟ آیا اخبار این معجزات از طریق افراد قابل اطمینان به شما نرسیده است؟

گفت: بله، همین طور است.

امام فرمود: بسیار خوب، همچنین درباره معجزات عیسی اخبار متواتر برای شما نقل شده، پس چرا موسی را تصدیق کردید و به او ایمان آوردید ولی به عیسی ایمان نیاوردید؟

مرد یهودی جوابی نداد.

حضرت ادامه فرمودند: و همچنین است موضوع نبوّت محمّد صلّی اللّٰه علیه و آله و نیز هر پیامبر دیگری که از طرف خدا مبعوث شده باشد، و از جمله معجزات پیامبر ما این است که یتیمی بوده فقیر که چوپانی می‌کرد و اجرت می‌گرفت، دانشی نیاموخته بود و نزد معلّمی نیز آمد و شد نداشت و با همه این اوصاف، قرآنی آورد که قصص انبیاء علیهم السّلام و سرگذشت آنان را حرف به حرف در بردارد و اخبار گذشتگان و آیندگان را تا قیامت بازگو کرده است و از اسرار آنها و کارهایی که در خانه انجام می‌داند خبر می‌داد، و آیات و معجزات بی‌شماری ارائه دارد.

رأس الجالوت گفت: مسأله عیسی و محمّد از نظر ما به ثبوت نرسیده است و برای ما جائز نیست به آنچه که ثابت نشده است ایمان آوریم.

امام فرمود: پس شاهدی که برای عیسی و محمّد صلّی اللّٰه علیه و آله گواهی داد، شهادت باطل داده است؟

یهودی جوابی نداد.[۱]

پانویس

  1. طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، ج ۲، ترجمه بهراد جعفری، تهران: اسلامیه،  ۱۳۸۱ ، صص ۴۳۹-۴۴۶

منابع

  • طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، ج ۲، ترجمه بهراد جعفری، تهران: اسلامیه،  ۱۳۸۱ .


پیوند به بیرون