نیشابور

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

نِیشابور یکی از شهرهای مهم تاریخ ایران پس از اسلام و محل اقامت امام رضا(ع) در سفر به مرو است. امام رضا(ع) حدیث سلسلةالذهب را در این شهر برای مردم خواندند. پس از سفر امام رضا(ع) به خراسان و اقامت در نیشابور و مرو، گروه‌های متعددی از علویان و شیعیان از عراق و حجاز وارد ایران شدند و در نیشابور سکونت کردند. علویان ساکن در نیشابور بیشتر از نسل فرزندان امام سجاد بودند در عین حال خاندان‌هایی از نسل فرزندان امام حسن(ع) و امام کاظم(ع) نیز در این منطقه حضور داشتند. حضور گسترده علویان در این شهر موجب شد دیوان نقابت برای رسیدگی به امور سادات از سوی خلیفه دائر شود.

فضل بن شاذان نیشابوری و اباصلت هروی دو تن از علمای شیعه نیشابور بود‌ه‌اند. قدمگاه امام رضا، مقبره بی‌بی شطیطه، امامزاده محمد محروق از اماکن زیارتی نیشابور است. در دوره معاصر نیشابور دومین شهر پرجمعیت استان خراسان رضوی و در میان دو شهر مشهد و سبزوار در شرق ایران واقع شده است.

موقعیت جغرافیایی

نیشابور دومین شهرستان پرجمعیت استان خراسان رضوی است. این شهر در ۱۲۷ کیلومتری غرب مشهد واقع شده است. از شمال و شمال غربی به قوچان و اسفراین، از جنوب به تربت حیدریه و کاشمر، از شرق به سبزوار و از غرب به مشهد منتهی می‌شود. مساحت این شهر ۳/۸۹۲۵ کیلومتر مربع[۱] و جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ش ۴۳۳۱۰۵ نفر است.[۲] از نظر جغرافیایی در موقعیت ۳۵ درجه و ۴۰ دقیقه تا ۳۶ درجه و۵۰ دقیقه عرض جغرافیایی و ۵۸ درجه و۱۵ دقیقه تا ۵۹ درجه و ۱۵ دقیقه طول جغرافیایی قرار دارد.

ورود اسلام

گسترش اسلام در این شهر در زمان خلافت عمر بن خطاب یا عثمان بن عفان شکل گرفت و در دوران حکومت امویان بارها مردم این شهر به شورش علیه حکومت مرکزی پرداختند. در زمان فرمانروایی ابومسلم خراسانی بر خراسان (۱۳۱ - ۱۳۷ق)، وی مسجد جامع باشکوهی در این شهر ساخت و باغی مخصوص به خود نیز در این شهر داشت. در دوران خلافت مأمون عباسی، این شهر به جهت حضور و اقامت چندماهه امام رضا(ع) در این شهر در سال ۲۰۰ق، مجددا مورد توجه قرار گرفت. در زمان حکومت‌های نیمه مستقل اسلامی در مناطق شرق جهان اسلام، این شهر از اهمیت بسزایی برخوردار بود و علمای بزرگی همچون عمر خیام، موفق نیشابوری، ابوالمعالی جوینی، محمد غزالی طوسی، حاکم نیشابوری معروف به ابن البیع، ابوالقاسم عبدالکریم شبستری، فخرالدین عبد العزیز کوفی، خواجه ابوبکر کرّامی، ابوعلی دقاق، ابوسعید ابوالخیر در این شهر زندگی می‌کردند.

رونق اقتصادی و سیاسی

نیشابور در سده‌های نخست اسلامی شهری بزرگ و مرکز ولایتی به همین نام بوده است. ولایت نیشابور مشتمل بر شهرهایی ریوند، خوجان، سبزوار، خسروجرد، آزادوار، اسفراین، ترشیز(کاشمر)، بوزجان‌، زوزن‌ و مالن بوده است.[۳]

نیشابور پس از فتح خراسان تا تأسیس حکومت طاهریان به عنوان یکی از ایالت‌ها و مراکز مهم خراسان بود و پس از مرو و بلخ در ردیف سومین شهر مهم خراسان قرار داشت. عوامل رونق سیاسی و اقتصادی نیشابور عبارتند از:

  • مرکز حکومت طاهریان: پس از روی‌کار آمدن طاهریان بر خراسان در ۲۰۶ق، نیشابور مرکز حکومت آنان قرار گرفت از این رو این شهر اهمیت خاصی پیدا کرد.
  • منابع آبی فراوان: نیشابور از ذخایر آب فراوان برخوردار بوده است که این مسأله در رونق کشاورزی و آبادانی شهرهای مختلف این ایالت نقش داشته است. بر اساس برخی از گزارش‌ها آب مجموع قنات‌های نیشابور با آب دجله برابر بوده است.[۴]
  • قرار داشتن در جاده ابریشم: نیشابور به سبب آنکه در مسیر جاده ابریشم قرار داشت، شهری‌ بازرگانی‌ بود و محل رفت‌ وآمد تجّار بود. بر همین اساس در قرن پنجم هجری، معاملات در جزیره‌العرب‌ با سکه‌های طلای نیشابور انجام می‌شد.[۵] اهمیت اقتصادی این منطقه موجب شد علویان ساکن در نیشابور نیز به تجارت و بازرگانی مشغول شوند.

پیشینه تشیع

بر اساس برخی منابع ورود تشیع به ایران و خراسان همزمان با فتوحات اسلامی در این منطقه بوده است. برخی منابع تاریخی به حضور شماری از صحابه و تابعینی که از شاگردان و وابستگان امام علی بودند یا با یاران ایشان ارتباط داشتند، نام برده‌اند که از جمله آن می‌توان به جعدة بن هبیره مخزومی (خواهرزاده امام علی)، ابوسعید حسن بصری، عبدالله بن صامت (برادرزاده ابوذر غفاری)، علقمة بن قیس نخعی و غیاث بن عبدالله اشاره کرد. پس از حاکم شدن حجاج ثقفی بر عراق در دوره امویان، فشار وی بر شیعیان و دوستداران علی(ع) و کشتار آنان موجب شد شماری از قبایل یمنی شیعه مقیم کوفه نظیر اشعریان راهی ایران شوند و در قم ساکن شدند. پس از مدتی برخی از آنان به خراسان مهاجرت کردند.[۶]

زمینه‌های گسترش تشیع

  • محبوبیت علویان: محبوبیت خاندان اهل بیت و علویان در میان ایرانیان به ویژه مردم خراسان فضای مناسبی را برای گسترش تشیع در این منطقه ایجاد کرد. قیام ابومسلم از مبلغان بنی‌عباس و یحیی بن زید علوی در خراسان علیه خلافت اموی گویای این مسأله است.[۷] بر اساس گزارش‌ها، مردم خراسان پس از کشته شدن یحیی در سال۱۲۵ق، هفت روز عزاداری کردند و در حمایت از علویان، فرزندان پسر به دنیا آمده در آن سال را به نام یحیی و پدرش زید بن علی نام‌گذاری کردند.[۸] پیش از کشته شدن یحیی نیز اهالی نیشابور از وی دعوت کرده بودند در نیشابور بماند، ولی یحیی نپذیرفت.[۹]
  • مهاجرت علویان به خراسان: در منابع تاریخی گزارش‌های متعددی درباره مهاجرت علویان به خراسان به ویژه نیشابور در سده‌های سوم تا ششم قمری وجود دارد. حضور خاندان‌های علوی در نیشابور یکی از عوامل گسترش تشیع در این منطقه است.
  • تأسیس دولت‌های شیعی: به اعتقاد برخی محققان ظهور دولت‌های شیعی نظیر علویان طبرستان، زیاریان و آل‌بویه در گسترش تشیع در خراسان و شهرهای وابسته به آن نقش داشته است.[۱۰]

علویان نیشابور

علویان نیشابور به خاندان علوی و ساداتی گفته می‌شود که از سده سوم هجری به بعد در منطقه خراسان به ویژه نیشابور ساکن شدند.

خاندان‌های علوی ساکن در نیشابور

خاندان‌های علوی نیشابور بیشتر از نسل حسین الاصغر و علی، فرزندان امام سجاد، بودند و بیشتر در قدمگاه و اردلان و فیشان (بوژان کنونی) سکونت داشتند. سادات سجادی از نسل علی بن امام زین العابدین، به خاندان زباره (آل‌زباره) مشهورند. برخی عالمان شیعی نیشابور از خاندان زباره بودند. به طور کلی خاندان علوی نیشابور را می‌توان به صورت زیر تقسیم کرد:

قبرستان اهل‌بیت

به سبب حضور گسترده خاندان علوی در نیشابور، قبرستانی متعلق به آنان وجود داشت که در گزارش‌های تاریخی نیشابور از آن با عنوان قبرستان اهل‌بیت(ع) یاد شده است. این قبرستان، زیارتگاه مردم نیشابور بوده است.[۱۱]

حضور امام رضا در نیشابور

در جریان سفر امام رضا به مرو، ایشان در ۲۰۰ق نیشابور اقامت کردند. مدت دقیق اقامت امام به صورت متفاوت گزارش شده است. برخی محققان بر این باورند از گزارش مفصل حاکم نیشابوری از وقایع نیشابور در دوره حضور امام می‌توان اطمینان حاصل کرد که حضور امام رضا(ع)در این شهر به صورت ورود از دروازه‌ای و خروج از دروازه دیگر نبوده، بلکه چند ماه در نیشابور اقامت داشته است.[۱۲] مهم‌ترین حوادثی که در مدت اقامت امام گزارش شده است عبارتند از:

  • استقبال مردم نیشابور از امام رضا: با ورود علی بن موسی(ع) به نیشابور بسیاری از مردم و علمای شهر از ایشان استقبال کردند. این استقبال در کتاب تاریخ نیشابور به صورت باشکوهی گزارش شده است.[۱۳] به اعتقاد برخی پژوهشگران، این استقبال گویای محبوبیت خاندان اهل بیت در میان مردم و گرایش اهالی نیشابور به فرهنگ شیعی بوده است.[۱۴]
  • اقامت امام رضا در منزل بانو پسنده: برخی افراد سرشناس نیشابور انتظار داشتند امام رضا پس از ورود به نیشابور در منزل آنان اقامت کند اما امام رضا در منزل ساده و محقر یکی از زنان سالخورده شیعه و دوستدار اهل بیت اقامت کرد. این زن به بانو پسنده یا پسندیده مشهور است و در غرب شهر نیشابور، در نزدیکی آرامگاه بی‌بی شطیطه مدفون است.[۱۵] شهرت وی به پسنده این بوده که علی بن موسی از میان خانه‌های بزرگ نیشابور، خانهٔ کوچک وی را پسندیده‌ بود. برخی از مورخین محل اقامت امام را محله قز در کوچه بلاس آباد (بلاش‌ آباد)‌ گفته‌اند.[۱۶]
  • زیارت قبر محمد محروق: یکی از اقدامات امام رضا در نیشابور زیارت قبر محمد محروق بود. محمد محروق در قیام ابن طباطبا به فرماندهی ابوالسرایا در ۱۹۹ق علیه مأمون عباسی شرکت کرد و پس از درگذشت ابن طباطبا رهبری قیام را برعهده گرفت.[۱۷] پس از شکست قیام محمد محروق به دستور مأمون از عراق به خراسان منتقل شد[۱۸] و توسط عوامل خلیفه در ۲۰۰ق در نیشابور بر اثر مسمومیت به شهادت رسید و در همانجا دفن شد.[۱۹] محمد محروق نوه زید بن علی است و در برخی منابع از او به عنوان امام زیدیه نام برده شده است.[۲۰] زیارت امام رضا از قبر محروق موجب شد مرقد او به عنوان یکی از زیارتگاه‌های شیعیان قرار بگیرد.[۲۱]
  • حمام امام رضا: در منابع تاریخی و روایی به ماجرای حمامی در نیشابور اشاره شده که به سبب خشک شدن یا کم شدن آب قنات نزدیک آن، حمام متروکه و غیرقابل استفاده بود. زمانی که امام رضا قصد حمام کردن داشتند قنات خشک شده که به کهلان معروف بود، از آب فراوان برخوردار شد. این حمام پس از این واقعه به حمام رضا(ع) معروف شد و مردم از آب قنات حمام جهت تبرک استفاده می‌کردند.[۲۲]
  • سخنرانی امام در مسجد: یکی از اقدامات امام رضا در دوره اقامت در نیشابور نشر احادیث نبوی و ارشاد مردم بوده است. در محله قز، محل اقامت امام، مسجدی وجود داشت که ایشان به آن مسجد می‌رفتند. بر اساس گزارش‌های تاریخی، در زمان سخنرانی‌ امام، چند هزار نفر با دوات و قلم سخنان امام را ثبت و ضبط می‌کردند.[۲۳]
  • ضیافتی برای امام: یکی از افراد سرشناس نیشابور به سبب حضور امام در این شهر ضیافتی برپا کرد. علی رغم آنکه صدر مجلس (بهترین مکان پذیرایی) را برای امام رضا آماده کرده بودند، ایشان در کنار مجلس، محلی که میهمانان عادی قرار داشتند، نشستند. این مسأله به سنتی تبدیل شد که جای بزرگان را در کنار مجلس قرار دهند نه صدر مجلس.[۲۴]
نقاشی که واقعه ثبت و ضبط حدیث سلسلة الذهب توسط ۲۴ هزار نفر از اهالی نیشابور را به تصویر کشیده است. این اثر هنری در سال ۱۳۸۰ش خلق شده است. امام رضا(ع) به اصرار برخی از علمای شهر، پرده کجاوه را کنار زدند تا مردم چهره ایشان را برای آخرین بار ببینند. پس از آن حدیث قدسی سلسلة الذهب را خواندند.
  • بدرقه امام:پس از آنکه مأمون دستور داد امام رضا را از نیشابور به مرو منتقل کنند،[۲۵] مردم نیشابور برای بدرقه ایشان آمدند. بر اساس منابع تاریخی زمانی مردم متوجه عزیمت امام شدند که ایشان از محل اقامت خود دور شده و در حال خروج از نیشابور بودند که این گویای بی‌اطلاعی مردم از سفر امام و خواست مأموران حکومتی بر مخفی بودن خروج ایشان است. با این حال جمعیت زیادی برای بدرقه ایشان حضور داشتند و علمای شهر در دو نوبت مرکب ایشان را برای شنیدن حدیث متوقف کردند. در مرحله اول امام رضا به اصرار علمایی نظیر احمد بن حرب، یاسین بن نضر و یحیی بن یحیی زمام[۲۶] این روایت را از پیامبر(ص) نقل کرد:«الایمان معرفة بالقلب و اقرار باللسان‌ و عمل‌ بالأرکان.»[۲۷]
  • حدیث سلسلة الذهب: امام رضا با اصرار ابوزرعه و محمد بن اسلم طوسی، دو تن از محدثان نامدار نیشابور، برای مرتبه دوم توقف کرده و در برابر مردم نیشابور حدیث قدسی مشهور به حدیث سلسلة الذهب را نقل کردند.[۲۸] بر اساس منابع تاریخی تنها محدثان شهر‌ و افرادی که‌ برای ثبت سخنان امام قلم‌ و دوات آورده بودند در حدود ۲۴ هزار نفر بودند.[۲۹]

سازمان نقابت

نوشتار اصلی: دیوان نقابت

مهاجرت گسترده علویان به سراسر قلمرو اسلامی موجب شد تا تشکیلاتی برای اداره امور سادات و علویان از سوی خلافت عباسی در نیمه نخست قرن سوم هجری تشکیل شود. به این تشکیلات دیوان نقابت گفته می‌شد. رئیس دیوان نقیب‌ النقبا نام داشت که از شخصیت­‌های مقبول سادت توسط خلیفه انتخاب می‌شد. در هر منطقه‌ای از قلمرو اسلامی نقیبانی به عنوان سرپرست نقابت آن منطقه فعالیت می‌کردند.[۳۰] نیشابور در برخی دوره‌ها مرکز دیوان نقابت بود و نقیب این شهر مسئولیت نقیب النقبا را برعهده داشت. نقیبان شهرهای بیهق، اسفراین، سرخس، نساء، سبزوار و طوس توسط او انتخاب می‌شدند.[۳۱] نقیب النقبای نیشابور از اواخر قرن‌ سوم‌ تا‌ اواخر قرن چهارم در اختیار سادات حسینی زباره از نوادگان امام سجاد بود اما از اواخر قرن چهارم تا نیمه قرن ششم هجری این منصب‌ در‌ اختیار سادات حسنی قرار گرفت و پس‌ از این دوره به سادات آل زباره بازگشت.[۳۲]

وظایف نقیب

  1. رسیدگی به امور ثبت ازدواج، ولادت و فوت علویان: این کار برای حفظ اصالت سادات و جلوگیری از ازدواج زن علوی‌ با‌ مرد‌ غیرعلوی صورت می‌گرفت.[۳۳]
  2. پیگیری امور مذهبی علویان: نقیبان مجالس‌ سخنرانی و موعظه برای علویان برگزار می‌کردند و آنها را به رعایت آداب اسلامی و اجتماعی فرا می‌خواندند‌ تا‌ حرمت خاندان‌ پیامبر حفظ شود.[۳۴]
  3. داوری‌ در منازعات علویان: برای کشیده نشدن درگیری میان علویان به دادگاه‌های عمومی، امور دادرسی و قضاوت و اجرای حکم توسط دیوان نقابت انجام می‌شد.[۳۵]
  4. رسیدگی به‌ موقوفات علویان و پرداخت سهم سادات: در گذشته موقوفاتی شامل زمین، آب و غیر آن، متعلّق به علویان وجود داشت که نقیبان پس از ارزیابی هزینه و درآمد آن، سود حاصله را میان علویان تقسیم‌ می‌کردند. همچنین سهم سادات(خمس) که از سوی شیعیان پرداخت می‌شد توسط نقیبان به سادات داده می‌شد.[۳۶]

وکلای ائمه در نیشابور

نوشتار اصلی: سازمان وکالت

به دنبال مهاجرت شیعیان و علویان به منطقه خراسان، شبکه وکالت ائمه در این منطقه نیز فعال شد. برخی منابع حضور وکلای امامان در نیشابور را از دوره امام رضا قطعی می‌دانند. شبکه وکالت در نیشابور تا پایان غیبت صغرا فعالیت داشته است. اسامی وکلای ائمه عبارت است از:

علما و اشخاص معروف شیعی

آرامگاه فضل بن شاذان نیشابوری در نیشابور

فضل بن شاذان نیشابوری

ابومحمد فضل بن شاذان بن خلیل اَزْدی نیشابوری (درگذشت ۲۶۰قمتکلم و فقیه امامی و از اصحاب امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) است.[۳۷] پدر او نیز از محدّثان امامیه به شمار می‌آمد.[۳۸] ابن شاذان در بغداد از مشایخی چون محمد بن ابی عمیر (وفات ۲۱۷ق) بهره برد و با حسن بن علی بن فضّال آشنا گردید.[۳۹] ابن شاذان سپس به کوفه رفت و در آنجا از مشایخی چون حسن بن محبوب، احمد بن محمد بن ابی نصر، صفوان بن یحیی و نصر بن مزاحم منقری بهره جست.[۴۰] وی سپس به نیشابور بازگشت؛ اما در زمان حکومت عبدالله بن طاهر بر خراسان، از نیشابور تبعید شد.[۴۱] وی سرانجام در اواخر ۲۵۹ق در بستر بیماری افتاد و در اوایل ۲۶۰ق درگذشت[۴۲] و مقبره وی هم اکنون در نیشابور باقی است.

اباصلت هروی

عبدالسلام بن صالح مشهور به خواجه اباصلت هِرَوی از یاران امام رضا، از محدثان و متکلمان شیعه است.[۴۳] او در جریان ورود امام رضا به خراسان به این منطقه آمد و از ملازمان امام شد. اباصلت از راویان حدیث سلسلةالذهب[۴۴] است. او کتابی درباره چگونگی شهادت امام رضا به دست مأمون تألیف کرده است.[۴۵]

اماکن مهم

شهر نیشابور یکی اماکن زیارتی متعددی وجود دارد که از مهم‌ترین آنها می‌توان به قدمگاه امام رضا(ع)، مقبره بی‌بی شطیطه و آرامگاه امام‌ز‌اده محروق اشاره کرد.

قدمگاه امام رضا

نوشتار اصلی: قدمگاه نیشابور

در جریان سفر امام رضا(ع) از مدینه به مرو برخی اماکنی که ایشان در آن قدم گذاشتند و یا از آن عبور کردند بعدها به عنوان قدمگاه مورد زیارت قرار گرفت. یکی از قدمگاه‌های معروف، در نیشابور قرار دارد. در گزارش‌ها آمده است قدمگاه نیشابور به دستور شاه عباس صفوی در ۱۰۲۰ق بازسازی شد.[۴۶] در این قدمگاه‌ نقش کف پای انسان بر روی قطعه سنگی دیده می‌شود که به باور عمومی جای پای امام رضا(ع) است.[۴۷]

مقبره بی‌بی شطیطه

نوشتار اصلی: بی‌بی شطیطیه

شطیطه نیشابوری معروف به بی‌بی شطیطه یکی از زنان شیعه نیشابور است که در دوره امامت امام صادق(ع) و اوئل دوره امامت امام موسی کاظم(ع) زندگی کرده است. بر اساس منابع روایی، از میان وجوهات شرعی که مردم نیشابور برای امام کاظم در مدینه فرستاده بودند تنها یک درهم و قطعه‌ای پارچه را که بی‌بی شطیطه به عنوان وجوهات داده بود از طرف امام دریافت شد و به سفارش امام کاظم بقیه وجوهات به مردم نیشابور برگردانده شد. امام موسی کاظم کیسه‌ای پول حاوی چهل درهم و قطعه‌ای پارچه از کفن خود برای بی‌بی شطیطه به محمد بن علی نیشابوری، نماینده مردم نیشابور، داد و از او خواست تا ضمن ابلاغ سلام امام به این زن، وعده دهد که برای قدردانی از بی‌بی شطیطه بر جسد او نماز بگزارد.[۴۸] او در حدود سال ۱۴۹ق از دنیا رفت. امروزه آرامگاه بی‌بی شطیطه در شمال غربی نیشابور یکی از اماکن زیارتی این شهر شمرده می‌شود.[۴۹]

نمایی از مسجد و مقبره امام‌زاده محمد محروق در نیشابور. تاریخچه بنا به دوره تیموریان برمی‌گردد.

امام‌زاده محمد محروق

نوشتار اصلی: محمد محروق

محمد بن‌ محمد بن زید مشهور به محروق نوه زید بن علی است که در قیام ابن‌طباطبا در سال ۱۹۹ق شرکت کرد. به دنبال درگذشت ابن‌طباطبا محمد محروق رهبر قیام شد.[۵۰] از این رو در برخی منابع از وی با لقب امام زیدیان یاد می‌شود.[۵۱] پس از شکست قیام در سال ۲۰۰ق[۵۲] به دستور حسن‌ بن‌ سهل والی عباسیان در بغداد به مرو مرکز خلافت مأمون اعزام شد[۵۳] و بنابر قولی در نیشابور[۵۴] به قتل رسید.[۵۵] در برخی گزارش‌ها بدون استناد به منبعی نقل شده است وی را در آتش سوزاندند از این رو به او محروق (به معنای سوزانده شده) گفته می‌شود اما در منابع معتبر نیشابور به نحوه مرگ او و سوزاندن وی اشاره‌ای نشده است.[۵۶] در محل قبر وی آرامگاه و مسجدی ساخته شد. در دوره کنونی این آرامگاه در نزدیکی مقبره خیام قرار دارد و یکی از اماکن زیارتی در نیشابور است.[۵۷]

پانویس

  1. ابرشهر، سایت اینترنتی دانشنامه نیشابور، تاریخ انتشار: ۱۳۸۵/۰۶/۰۸، تاریخ بازدید: ۱۳۹۶/۰۱/۱۱.
  2. سالنامه آماری استان خراسان رضوی، مرکز آمار ایران، ۱۳۹۱ش، ص۱۱۲.
  3. یاقوت حموی، معجم البلدان، بیروت، داراحیاءالتراث العربی، ج۲، ص۸.
  4. مقدسی، ۱۳۶۱ش، ج۲،ص۴۳۵.
  5. بیهقی، ابوالحسن، لباب‌ الانساب‌ و الاعقاب، ۱۴۱۰ق، ج‌۲، ص۴۹۹.
  6. امین عاملی، الشیعة فی مسارهم التاریخی،‌ ۱۴۲۶ق، ص۲۸۹; مظفر، تاریخ الشیعة، قم،‌ مکتبة‌ بصیرتی، ص۱۹۸؛ ابن أثیر،الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۳۷۴؛ مغنیه، الشیعة فی المیزان،‌ بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ص۶۵.
  7. جعفریان، تاریخ تشیع در ایران، ۱۳۸۵ش، ص۸۹-۹۹.
  8. مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، چاپ ۲، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۲۱۳.
  9. ابنعنبه، عمدةالطالب فی انساب آل‌ابی‌طالب، ۱۴۱۷ق، ص۲۴۰.
  10. دشتی، تاریخ تشیع در نیشابور از آغاز تا پایان قرن چهارم هجری۱، ۱۳۸۳ش، ص۸۲.
  11. حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ۱۳۳۷ش، ص۱۴۵.
  12. دشتی، تاریخ تشیع در نیشابور از آغاز تا پایان قرن چهارم هجری۲، ش۵، بهار۱۳۸۴ش، ص۱۰۵.
  13. حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، تلخیص: خلیفه نیشابوری، ۱۳۳۷ش، ص۱۳۱.
  14. دشتی، تاریخ تشیع در نیشابور، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۵.
  15. «بانو پسنده و سعادت میزبانی امام علی‌ بن موسی‌الرضا»، به کوشش ققنوس شرق، پایگاه اینترنتی ابرشهر: دانشنامه نیشابور، تاریخ درج: بهمن‌ماه ۱۳۸۵، تاریخ بازدید: ۱ دی ۱۳۹۵.
  16. حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ۱۳۳۷ش، ص۱۳۲.
  17. مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۳۹؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۵ق، ص۳۵۴؛ بلاذری، انساب‌ الاشراف، چاپ‌ دوم، ۱۴۲۴ق/۲۰۰۳م، ج۳، ص۴۵۹.
  18. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۵ق، ۳۵۵-۳۵۶ و ۳۶۴.
  19. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۵ق، ص۳۶۶.
  20. مروزی، الفخری فی أنساب الطالبیین، چاپ‌ اول، ۱۴۰۹ق،‌ ص۵۱.
  21. حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ۱۳۳۷ش، ص۱۴۴.
  22. حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، تلخیص: خلیفه نیشابوری، به کوشش بهمن کریمی، ۱۳۳۷ش، ص۱۳۲ و ۱۳۳؛شیخ‌ صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۴۵.
  23. حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ۱۳۳۷ش، ص۱۳۶.
  24. حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ۱۳۳۷ش، ص۱۳۳.
  25. حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ۱۳۳۷ش، ص۲۶.
  26. دشتی، تاریخ تشیع در نیشابور، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۰.
  27. اربلی،‌ کشف‌ الغمة‌ فی معرفة الأئمه، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵م، ج۳، ص۱۰۰.
  28. شیخ‌ صدوق، عیون اخبار الرضا، چاپ اول، ۱۳۷۸، ج۲، ص۱۴۴ و ۱۴۵.
  29. ابن‌صبّاغ‌ مالکی، الفصول المهمّة فی معرفة احوال الأئمة(علیهم‌ السلام)،‌ ۱۳۷۵ش، ص۲۵۳و۲۵۴؛اربلی،‌ کشف‌ الغمة‌ فی معرفة الأئمه، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵م، ج۳، ص۱۰۱.
  30. خالقی، دیوان نقابت، ۱۳۸۷ش، ص؟
  31. بیهقی، لباب‌ الانساب‌ و الاعقاب، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۶۳۰.
  32. ولوی / دشتی، نقش علویان در گسترش تشیع در نیشابور، ۱۳۹۰ش، ص۱۲۵ - ۱۲۹.
  33. قمی، تاریخ قم، ۱۳۶۱ش، ص۲۲۰.
  34. الهی زاده/ سیروسی، علویان خراسان و روابط درون گروهی و برون گروهی آنان، ۱۳۹۱ش.
  35. ماوردی، احکام السلطانیة و الولایات الدینیه، ۱۹۹۶م، ص۱۲۳.
  36. ماوردی، احکام السلطانیة و الولایات الدینیه، ۱۹۹۶م، ص۱۲۳.
  37. طوسی، الرجال، ۱۳۸۰ق، ص۴۲۰؛ طوسی، اختیار معرفه الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۵۴۲ -۵۴۳؛ طوسی، الرجال، ۱۳۸۰ق، ص۴۳۴.
  38. نک: نجاشی،الرجال، ۱۴۰۷ق، ص۳۰۶؛ طوسی، اختیار معرفه الرجال، ۱۳۴۸ش، جاهای مختلف
  39. نک: نجاشی،الرجال، ۱۴۰۷ق، ص۳۴؛ طوسی، اختیار معرفه الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۵۱۵، ۵۹۱ -۵۹۲
  40. نک: نجاشی،الرجال، ۱۴۰۷ق، ص۳۴؛ طوسی، اختیار معرفه الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۵۱۵، ۵۹۱ -۵۹۲؛ ابن شاذان، مختصر اثبات الرجعة، ص۲۰۸، ۲۰۹، ۲۱۳؛ طوسی، الغیبه، ۱۳۹۸ق، ص۲۷۱
  41. طوسی، اختیار معرفه الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۵۳۹ -۵۴۰
  42. نک: طوسی، اختیار معرفه الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۵۳۸، ۵۴۳
  43. شانه‌چی، «اباصلت هروی»، نامه آستان قدس، ۱۳۴۰ش، ص۵۶.
  44. شانه‌چی، «اباصلت هروی»، نامه آستان قدس، ۱۳۴۰ش، ص۵۹.
  45. نجاشی، رجال، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۱.
  46. ترکمانی، اسکندربیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۸۵۴.
  47. مولوی، آثار باستانی خراسان، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۳۱۹-۳۲۰.
  48. زیارتگاه بانو بی‌بی شطیطه (رحمه الله علیها)، پایگاه اینترنتی اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان نیشابور، تاریخ بازدید: ۲ بهمن ۱۳۹۵.
  49. آرمگاه بی‌بی شطیطه نیشابور نماد ولایت مداری مردم خطه شرق، باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ انتشار: ۰۷ شهریور ۱۳۹۲ش، تاریخ بازدید: ۲ بهمن ۱۳۹۵ش.
  50. مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۳۹.
  51. مروزی، الفخری فی أنساب الطالبیین، ۱۴۰۹ق، ص۵۱.
  52. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۵ق، ۳۵۵-۳۵۶‌ و ۳۶۴.
  53. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۵ق، ص۳۶۶‌.
  54. حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص۱۳۴.
  55. مروزی، الفخری فی أنساب الطالبیین، ص۵۱.
  56. دشتی، تاریخ تشیع در نیشابور از آغاز تا پایان قرن چهارم هجری (۲)، ۱۳۸۴ش، ش۵، ص۱۱۴.
  57. دشتی، تاریخ تشیع در نیشابور از آغاز تا پایان قرن چهارم هجری (۲)، ۱۳۸۴ش، ش۵،ص۱۰۹.

منابع

  • «بانو پسنده و سعادت میزبانی امام علی‌ بن موسی‌الرضا»، به کوشش ققنوس شرق، پایگاه اینترنتی ابرشهر: دانشنامه نیشابور، تاریخ درج: بهمن‌ماه ۱۳۸۵، تاریخ بازدید: ۱ دی ۱۳۹۵.
  • ابن‌أثیر، عزّالدین أبی الحسن علی بن محمد‌ شیبانی،‌ الکامل فی التاریخ، بیروت،‌دار صادر، ۱۳۸۵ق.
  • ابن‌صبّاغ‌ مالکی، علی بن محمد بن احمد، الفصول المهمّة فی معرفة احوال الأئمة(علیهم‌ السلام)،‌ تهران، انتشارات اعلمی، چاپ اول، ۱۳۷۵ش.
  • ابن عنبه،جمال‌الدین احمد‌ بن‌ علی الحسینی، عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، قم، مؤسسه انصاریان، ۱۴۱۷ق.
  • ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین اموی، مقاتل الطالبیین، قم،‌ منشورات رضی، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
  • اربلی،‌ ابی‌الحسن علی بن‌ عیسی‌، کشف‌ الغمة‌ فی معرفة الأئمه (علیهم السلام)، بیروت، دارالأضواء، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵م.
  • الهی زاده، محمد حسن/ سیروسی، راضیه، علویان خراسان و روابط درون گروهی و برون گروهی آنان طی قرون چهارم تا ششم هجری (مطالعه موردی ربع نیشابور)، مجله شیعه شناسی، سال دهم، ش۴۰، زمستان ۱۳۹۱ش.
  • امین عاملی، سید محسن، الشیعة فی مسارهم التاریخی،‌ با‌ مقدمه دکتر ابراهیم بیضون، تحقیق مؤسسه دائره‌المعارف الفقه الاسلامیه-مرکز الغدیرللدراسات الاسلامیه، قم، مؤسسه دائره‌المعارف الفقه الاسلامیه، ۱۴۲۶ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر،‌ انساب‌ الاشراف، تحقیق:‌ سهیل‌ ذکّار‌ و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ‌ دوم، ۱۴۲۴ق/۲۰۰۳م.
  • بیهقی، ابو الحسن، لباب‌ الانساب‌ و الاعقاب، تحقیق سید مهدی رجائی، قم، کتابخانه آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۱۰ق.
  • ترکمانی، اسکندربیک، تاریخ عالم آرای عباسی، تهران، امیرکبیر، چاپ سوم، ۱۳۸۲ش.
  • جعفریان، رسول، تاریخ تشیع در ایران از‌ آغاز‌ تا‌ طلوع دولت صفوی، قم، انصاریان، ۱۳۸۵ش.
  • حاکم نیشابوری، ابوعبدالله محمد بن عبدالله، تاریخ نیشابور، تلخیص: محمد بن حسن بن احمد (مشهور به خلیفه نیشابوری، به کوشش بهمن کریمی، تهران، کتابخانه ابن‌سینا،‌ ۱۳۳۷ش.
  • خالقی، محمدهادی، دیوان نقابت، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول ۱۳۸۷ش.
  • دشتی، محمد، تاریخ تشیع در نیشابور از آغاز تا پایان قرن چهارم هجری۲، تاریخ در آیینه پژوهش، قم، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، ش۵، بهار۱۳۸۴ش.
  • دشتی، محمد، تاریخ تشیع در نیشابور از آغاز تا پایان قرن چهارم هجری۱، تاریخ در آیینه پژوهش، قم، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، ش۴، بهار۱۳۸۳ش.
  • شانه‌چی، کاظم، «اباصلت هروی»، نامه آستان قدس، ش۶، خرداد ۱۳۴۰ش.
  • شیخ‌ صدوق، محمد بن علی بن بابویه قمی، عیون اخبار الرضا، قم، انتشارات شریف رضی، چاپ اول، ۱۳۷۸.
  • قمی، حسن بن محمّد، تاریخ قم، مترجم: حسن بن علی‌ قمی، تصحیح:‌ جلال الدین تهرانی، تهران، توس، ۱۳۶۱ش.
  • ماوردی، احکام السلطانیة و الولایات الدینیه، بیروت،‌دار الفکر، ۱۹۹۶م.
  • مروزی، ابوطالب اسماعیل بن حسین بن محمد، الفخری فی أنساب الطالبیین، تحقیق: سیدمهدی رجائی، قم، انتشارات کتابخانه آیة الله مرعشی، چاپ‌ اول، ۱۴۰۹ق.
  • مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، مروج الذهب، چاپ دوم: قم، دارالهجره، ۱۴۰۹ق.
  • مظفر، محمد حسین، تاریخ الشیعة، قم،‌ مکتبة‌ بصیرتی، بی‌تا.
  • مغنیه، محمد جواد، الشیعة فی المیزان، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، بی‌تا.
  • مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد،‌ ترجمه‌ محمد باقر ساعدی خراسانی، تحقیق: محمد باقر بهبودی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۷۶.
  • نجاشی، احمدبن علی، رجال، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
  • ولوی، علی‌محمد / دشتی، محمد، نقش علویان در گسترش تشیع در نیشابور، قم، مجله‌ شیعه شناسی، ش۳۵، پاییز ۱۳۹۰ش.
  • یاقوت حموی، معجم البلدان، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌تا.

پیوند به بیرون