خطبه جهاد امام علی(ع)
خطبه ۲۷ نهج البلاغه- نسخه خطی قرن هفتم هجری | |
| اطلاعات روایت | |
|---|---|
| صادره از | امام علی(ع) |
| راوی اصلی | ابی عبد الرحمن السُّلَمِی |
| راویان | علی بن عباس، مسعده بن صدقه، ابن ابی لیلی، هشام بن علی، محمد بن زکریا الجوهری |
| منابع شیعه | کافی، معانی الاخبار |
| منابع سنی | الکامل، البیان و التبیین، اخبار الطِوال |
| احادیث مشهور | |
| حدیث سلسلةالذهب • حدیث ثقلین • حدیث کساء • مقبوله عمر بن حنظلة • حدیث قرب نوافل • حدیث معراج • حدیث ولایت • حدیث وصایت • حدیث جنود عقل و جهل • حدیث شجره | |
خطبه ۲۷ نهجالبلاغه معروف به خطبه جهاد، از سخنان امام علی(ع) است که با هدف تشویق مردم به جهاد در پی حمله سپاه معاویه به شهر مرزی انبار ایراد شده است. بنا بر شماری از منابع تاریخی و حدیثی، این خطبه بهصورت شفاهی برای مردم کوفه ایراد شده است، اما برخی مورخان آن را نامهای مکتوب میدانند که پس از نماز جمعه قرائت شده است.
سید عبدالزهراء خطیب نویسنده کتاب مصادر نهجالبلاغه، برای این خطبه ده منبع پیش از زمان سید رضی معرفی کرده است.
این خطبه در سال ۳۸ق ایراد شده است.
جایگاه و اهمیت
خطبه ۲۷ نهجالبلاغه به خطبه جهاد امام علی(ع) معروف است.[۱] این خطبه با هدف تشویق مردم به جهاد در راه خدا ایراد شده است.[۲] ابنابیالحدید شارح نهجالبلاغه آن را از مشهورترین خطبههای امام علی(ع) دانسته که در آثار شماری عالمان نقلد شده نقل شده است.[۳] جوادی آملی در شرح نهجالبلاغه، معتقد است، این خطبه، بخشی از خطبه مبسوطی است که در کتاب تمام نهج البلاغه بهعنوان خطبه ۶۰ آمده است.[۴]
خطبه ۲۷ نهجالبلاغه در سال ۳۸ق[۵] پس از خبر حمله سپاه معاویه به شهر انبار (شهری مرزی در عراق) و شهادت حَسان بن حَسان (کارگزار امام) و سستی مردم در مقابله با مهاجمان ایراد شده است.[۶]
به گفته جوادی آملی، پس از این خطبه، امام علی(ع) بیش از سی هزار نفر را تحت فرماندهی سرداران خود سازماندهی کرد و برای بازگشت به صفین اعزام نمود.[۷]
خطبه ۲۷ از جهات مختلفی مانند اصول و موازین شورانگیزی،[۸] بلاغت (سجع)،[۹] مفاهیم نظامی (تخلف از جهاد)،[۱۰] مورد بررسی پژوهشگران قرار گرفته است.
صدور خطبه
این خطبه در منابع مختلف شیعه و سنی بهعنوان خطبه شفاهی نقل شده است؛[۱۱] با این حال، برخی مورخان از جمله دینوری و بَلاذُری آن را نامه مکتوبی دانستهاند که امام علی(ع) برای قرائت پس از نماز جمعه به فردی سپرده است.[۱۲] در انساب الاشراف علت نگارش نامه، بیماری امام(ع) ذکر شده است.[۱۳]
خطبه در منابع دیگر
سید عبدالزهراء خطیب نویسنده مصادر نهج البلاغه، ده منبع برای خطبه ۲۷ نهجالبلاغه ذکر کرده است که عالمان قبل از سید رضی آن را نقل کردهاند.[۱۴] این خطبه پیش از سید رضی، در منابع شیعه همچون مانند الکافی[۱۵] و معانی الاخبار[۱۶] و منابع اهلسنت، مانند الغارات،[۱۷] اخبار الطِوال،[۱۸] انساب الاشراف[۱۹] و الدلائل في غريب الحديث[۲۰] نقل شده است. همچنین برخی ادیبان و مفسران قبل از سید رضی مانند جاحظ (درگذشت: ۲۵۵ق) در البیان و التبیین،[۲۱] مُبرَّد (درگذشت: ۲۸۵ق) در الكامل،[۲۲] عاصمی (تولد: ۳۷۸ق) در العسل المصفی[۲۳] آن را بهصورت تقطیعشده نقل کردهاند.
سند خطبه در معانی الاخبار[۲۴] بهصورت تقطیعشده و در الکافی بهصورت کامل به واسطه ابیعبدالرحمن السُّلَمِی[۲۵] نقل شده است.
تأثیر خطبه در شکلگیری خطابههای جهادی
به گفته ابنابیالحدید، این خطبه الگویی برای دیگر خطیبان در ارائه خطبههای جنگ دانسته شده است.[۲۶] همچنین گفته شده، ابننُباته که در ایراد خطبههای جهادی سرآمد بود،[۲۷] در خطبه خود از خطبه ۲۷ نهجالبلاغه کپیبرداری کرده است.[۲۸]
محتوای کلی خطبه
در خطبه ۲۷ نهج البلاغه با تبیین جایگاه و اهمیت جهاد به پیامدهای ترک جهاد برای امتها اشاره شده است[۲۹] و از سستی و نافرمانی کوفیان در برابر دعوت به جهاد انتقاد شده است.[۳۰] همچنین به حمله سپاه معاویه به فرماندهی سفیان غامدی به شهر انبار اشاره شده و از تجاوز، ویرانگری و شهادت حسان بن حسان، نماینده امام(ع) در آن منطقه، به کوفیان خبر داده شده است.[۳۱] در بخش پایانی خطبه، امام علی(ع) با لحنی تند همراه با نفرین ضمن اشاره به سابقه نظامی خود، اتهام ناتوانی در جنگ را رد کرده و بر شایستگی خویش در رهبری دفاع و جهاد اشاره دارد.[۳۲]
متن و ترجمه
| متن خطبه | ترجمه |
| أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَی وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِیقَةُ. فَمَنْ تَرَکَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُیِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَةِ وَ ضُرِبَ عَلَی قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْیِیعِ الْجِهَادِ وَ سِیمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصَفَ | پس از ستایش پروردگار، جهاد در راه خدا، دری از درهای بهشت است، که خدا آن را به روی دوستان مخصوص خود گشوده است.
جهاد، لباس تقوا، و زره محکم، و سپر مطمئن خداوند است، کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند، خدا لباس ذلّت و خواری بر او می پوشاند، و دچار بلا و مصیبت می شود و کوچک و ذلیل می گردد، دل او در پرده گمراهی مانده و حق از او روی می گرداند، به جهت ترک جهاد، به خواری محکوم و از عدالت محروم است |
| أَلَا وَ إِنِّی قَدْ دَعَوْتُکُمْ إِلَی قِتَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَیْلًا وَ نَهَاراً وَ سِرّاً وَ إِعْلَاناً وَ قُلْتُ لَکُمُ اغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ یَغْزُوکُمْ. فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا فَتَوَاکَلْتُمْ وَ تَخَاذَلْتُمْ حَتَّی شُنَّتْ عَلَیْکُمُ الْغَارَاتُ وَ مُلِکَتْ عَلَیْکُمُ الْأَوْطَانُ.
|
آگاه باشید من شب و روز، پنهان و آشکار، شما را به مبارزه با شامیان دعوت کردم و گفتم پیش از آن که آنها با شما بجنگند با آنان نبرد کنید، به خدا سوگند، هر ملّتی که درون خانه خود مورد هجوم قرار گیرد، ذلیل خواهد شد.
امّا شما سستی به خرج دادید، و خواری و ذلّت پذیرفتید، تا آنجا که دشمن پی در پی به شما حمله کرد و سر زمین های شما را تصرّف نمود |
| وَ هَذَا أَخُو غَامِدٍ قَدْ وَرَدَتْ خَیْلُهُ الْأَنْبَارَ وَ قَدْ قَتَلَ حَسَّانَ بْنَ حَسَّانَ الْبَکْرِیَّ وَ أَزَالَ خَیْلَکُمْ عَنْ مَسَالِحِهَا وَ لَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ کَانَ یَدْخُلُ عَلَی الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ وَ الْأُخْرَی الْمُعَاهِدَةِ، فَیَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلُبَهَا وَ قَلَائِدَهَا وَ رُعُثَهَا مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلَّا بِالاسْتِرْجَاعِ وَ الِاسْتِرْحَامِ، ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِینَ مَا نَالَ رَجُلًا مِنْهُمْ کَلْمٌ وَ لَا أُرِیقَ لَهُمْ دَمٌ. فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا کَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ کَانَ بِهِ عِنْدِی جَدِیراً
|
و اینک، فرمانده معاویه، (مرد غامدی) با لشکرش وارد شهر انبار شده و فرماندار من، «حسّان بن حسّان بکری» را کشته و سربازان شما را از مواضع مرزی بیرون رانده است.
به من خبر رسیده که مردی از لشکر شام به خانه زنی مسلمان و زنی غیر مسلمان که در پناه حکومت اسلام بوده وارد شده، و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره های آنها را به غارت برده، در حالی که هیچ وسیله ای برای دفاع، جز گریه و التماس کردن، نداشته اند. لشکریان شام با غنیمت فراوان رفتند بدون این که حتّی یک نفر آنان، زخمی بردارد، و یا قطره خونی از او ریخته شود، اگر برای این حادثه تلخ، مسلمانی از روی تأسّف بمیرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است. |
| فَیَا عَجَباً عَجَباً، وَ اللَّهِ یُمِیتُ الْقَلْبَ وَ یَجْلِبُ الْهَمَّ مِنَ اجْتِمَاعِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ عَلَی بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِکُمْ عَنْ حَقِّکُمْ، فَقُبْحاً لَکُمْ وَ تَرَحاً حِینَ صِرْتُمْ غَرَضاً یُرْمَی یُغَارُ عَلَیْکُمْ وَ لَا تُغِیرُونَ وَ تُغْزَوْنَ وَ لَا تَغْزُونَ وَ یُعْصَی اللَّهُ وَ تَرْضَوْنَ. فَإِذَا أَمَرْتُکُمْ بِالسَّیْرِ إِلَیْهِمْ فِی أَیَّامِ الْحَرِّ قُلْتُمْ هَذِهِ حَمَارَّةُ الْقَیْظِ أَمْهِلْنَا یُسَبَّخْ عَنَّا الْحَرُّ وَ إِذَا أَمَرْتُکُمْ بِالسَّیْرِ إِلَیْهِمْ فِی الشِّتَاءِ قُلْتُمْ هَذِهِ صَبَارَّةُ الْقُرِّ أَمْهِلْنَا یَنْسَلِخْ عَنَّا الْبَرْدُ. کُلُّ هَذَا فِرَاراً مِنَ الْحَرِّ وَ الْقُرِّ فَإِذَا کُنْتُمْ مِنَ الْحَرِّ وَ الْقُرِّ تَفِرُّونَ، فَأَنْتُمْ وَ اللَّهِ مِنَ السَّیْفِ أَفَرُّ
|
شگفتا شگفتا، به خدا سوگند، این واقعیّت قلب انسان را می میراند و دچار غم و اندوه می کند که شامیان در باطل خود وحدت دارند، و شما در حق خود متفرّقید.
زشت باد روی شما و از اندوه رهایی نیابید که آماج تیر بلا شدید. به شما حمله می کنند، شما حمله نمی کنید با شما می جنگند، شما نمی جنگید این گونه معصیت خدا می شود و شما رضایت می دهید. وقتی در تابستان فرمان حرکت به سوی دشمن می دهم، می گویید هوا گرم است، مهلت ده تا سوز گرما بگذرد، و آنگاه که در زمستان فرمان جنگ می دهم، می گویید هوا خیلی سرد است بگذار سرما برود. همه این بهانه ها برای فرار از سرما و گرما بود. وقتی شما از گرما و سرما فرار می کنید، به خدا سوگند که از شمشیر بیشتر گریزانید. |
| یَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ، حُلُومُ الْأَطْفَالِ وَ عُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَالِ. لَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَرَکُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْکُمْ مَعْرِفَةً وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً. قَاتَلَکُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَأْتُمْ قَلْبِی قَیْحاً وَ شَحَنْتُمْ صَدْرِی غَیْظاً وَ جَرَّعْتُمُونِی نُغَبَ التَّهْمَامِ أَنْفَاساً وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَیَّ رَأْیِی بِالْعِصْیَانِ وَ الْخِذْلَانِ حَتَّی لَقَدْ قَالَتْ قُرَیْشٌ إِنَّ ابْنَ أَبِی طَالِبٍ رَجُلٌ شُجَاعٌ وَ لَکِنْ لَا عِلْمَ لَهُ بِالْحَرْبِ. لِلَّهِ أَبُوهُمْ! وَ هَلْ أَحَدٌ مِنْهُمْ أَشَدُّ لَهَا مِرَاساً وَ أَقْدَمُ فِیهَا مَقَاماً مِنِّی؟ لَقَدْ نَهَضْتُ فِیهَا وَ مَا بَلَغْتُ الْعِشْرِینَ وَ هَا أَنَا ذَا قَدْ ذَرَّفْتُ عَلَی السِّتِّینَ وَ لَکِنْ لَا رَأْیَ لِمَنْ لَا یُطَاعُ
|
ای مرد نمایان نامرد ای کودک صفتان بی خرد که عقل های شما به عروسان پرده نشین شباهت دارد.
چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمی دیدم و هرگز نمی شناختم. شناسایی شما -سوگند به خدا- که جز پشیمانی حاصلی نداشت، و اندوهی غم بار سر انجام آن شد. خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پر خون، و سینه ام از خشم شما مالامال است. کاسه های غم و اندوه را، جرعه جرعه به من نوشاندید، و با نافرمانی و ذلّت پذیری، رأی و تدبیر مرا تباه کردید، تا آنجا که قریش در حق من گفت: «بی تردید پسر ابی طالب مردی دلیر است ولی دانش نظامی ندارد». خدا پدرشان را مزد دهد، آیا یکی از آنها تجربه های جنگی سخت و دشوار مرا دارد، یا در پیکار توانست از من پیشی بگیرد؟ هنوز بیست سال نداشتم، که در میدان نبرد حاضر بودم، هم اکنون که از شصت سال گذشته ام. امّا دریغ، آن کس که فرمانش را اجرا نکنند، رأیی نخواهد داشت. |
پانویس
- ↑ آقایی و تقیپور، «تاثیرپذیری ابننباته فارقی از خطبه جهاد امام علی(ع) با محوریت تضمین» ص۴۱؛ مطهری، یادداشتهای استاد مطهری، ۱۳۷۸ش، ص۲۰۳.
- ↑ وثیقی میمندی و دیگران، «اصول و موازین شورانگیزی در خطبه جهاد نهج البلاغه»، ص۱۲۳.
- ↑ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۷۵.
- ↑ جوادی آملی، سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی (تحریر نهجالبلاغه)، ۱۳۹۸ش، ج۲، ص۲۹۷.
- ↑ جوادی آملی، سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی (تحریر نهجالبلاغه)، ۱۳۹۸ش، ج۲، ص۲۹۷.
- ↑ المبرد، محمد بن یزید، الکامل فی اللغه و الادب، السعودیه، ج۱، ص۶۷؛ جوادی آملی، سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی (تحریر نهجالبلاغه)، ۱۳۹۸ش، ج۲، ص۲۹۷.
- ↑ جوادی آملی، سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی (تحریر نهجالبلاغه)، ۱۳۹۸ش، ج۲، ص۲۹۷.
- ↑ وثیقی میمندی و دیگران، «اصول و موازین شورانگیزی در خطبه جهاد نهج البلاغه»، ص۱۲۳ - ۱۴۱.
- ↑ بکری شیخ، البلاغة العربیة فی ثوبها الجدید، ۱۹۸۷م، ص۱۲۴.
- ↑ زمانی، بحوث حول النظام العسکری فی الاسلام، ۱۴۱۱ق، ص۱۲۱.
- ↑ ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۲؛ نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۲۷، ص۶۸.
- ↑ دینوری، اخبار الطوال، ۱۳۷۳ش، ص۲۱۱.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۴۴۲.
- ↑ حسینی خطیب، مصادر نهجالبلاغه و اسانیده، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۱۵.
- ↑ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۴.
- ↑ شیخ صدوق، معانی الأخبار، ۱۴۰۳ق، ص۳۰۹.
- ↑ ثقفی، الغارات، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۳۲۸.
- ↑ دینوری، اخبار الطوال، ۱۳۷۳ش، ص۲۱۱.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۴۴۲.
- ↑ سرقسطی، الدلائل في غريب الحديث، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۶۴۵.
- ↑ جاحظ، البیان و التبیین، ۲۰۰۲م، ج۲، ص۳۶.
- ↑ المبرد، محمد بن یزید، الکامل فی اللغه و الادب، السعودیه، ج۱، ص۶۷.
- ↑ عاصمی، العسل المصفی، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۹۹.
- ↑ شیخ صدوق، معانی الأخبار، ۱۴۰۳ق، ص۳۰۹.
- ↑ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۴.
- ↑ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۸۰.
- ↑ شادمنامن و دیگران، «تاثیرپذیری ابننباته فارقی از خطبه جهاد امام علی(ع) با محوریت تضمین» ص۴۸.
- ↑ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۷۶.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۱۳۳.
- ↑ جوادی آملی، سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی (تحریر نهجالبلاغه)، ۱۳۹۸ش، ج۲، ص۲۹۸.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۱۳۳.
- ↑ جوادی آملی، سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی (تحریر نهجالبلاغه)، ۱۳۹۸ش، ج۲، ص۳۳۴ و ۳۳۵.
منابع
- ابن میثم، میثم بن علی، شرح نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر الکتاب، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
- ابن ابیالحدید، عبدالحمید بن هبةالله، شرح نهجالبلاغه، تصحیح، محمد ابوالفضل ابراهیم، قم، کتابخانه عمومی آیتالله مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
- المبرد، محمد بن یزید، الکامل فی اللغه و الادب، محقق: عبدالحمید هنداوی، عربستان، المملکه العربیه السعودیه، بیتا.
- بکری شیخ، امین، البلاغة العربیة فی ثوبها الجدید، بیروت، دار العلم للملامین، ۱۹۸۷م.
- بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق: سیهل زکار و ریاض الزرکلی، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
- ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، محقق: عبدالزهراء حسینی، بیجا، دار الکتاب الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
- جاحظ، عمرو بن بحر، البیان و التبیین، محقق: علی بو ملحم، بیروت، دار و مکتبه الهلال، ۲۰۰۲م.
- جوادی آملی، عبدالله، سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی (تحریر نهجالبلاغه)، قم، اسراء، چاپ اول، ۱۳۹۸ش.
- حسینی خطیب، سید عبدالزهراء، مصادر نهج البلاغه و اسانیده، بیروت، دار الزهراء، چاپ چهارم، ۱۴۰۹ق.
- دینوری، احمد بن داود، اخبار الطِوال، محقق: محمد عبدالمنعم عامر و جمال الدین شیال، قم، منشورات الشریف الرضی، چاپ اول، ۱۳۷۳ش.
- زمانی، احمد، بحوث حول النظام العسکری فی الاسلام، بیروت، الدار الاسلامیه، ۱۴۱۱ق.
- سرقسطی، محمدقاسم بن ثابت، الدلایل فی غریب الحدیث، محقق: محمد بن عبدالله قناص، عربستان، مکتبه العبیکان، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- سید رضی، محمد بن حسین، نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، قم، مؤسسة دار الهجرة، چاپ اول، ۱۴۹۷ق.
- شادمنامن، محمدرضا و دیگران، «تاثیرپذیری ابن نباته فارقی از خطبه جهاد امام علی(ع) با محوریت تضمین (با تکیه بر شرح ابن ابیالحدید)»، فصلنامه نهج البلاغه، سال نهم، شماره ۳۳، بهار ۱۴۰۰ش.
- عاصمی، احمد بن محمد، العسل المصفی، مصحح: محمدباقر محمودی، قم، مجمع احیای فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، تهران، صدرا، ۱۳۷۸ش.
- وثیقی میمندی و دیگران، «اصول و موازین شورانگیزی در خطبه جهاد نهج البلاغه»، پژوهشهای نهج البلاغه، سال شانزدهم، شماره ۵۵، زمستان ۱۳۹۶.