اعاده حیثیت
اِعاده حیثیت بهمعنای بازگرداندن آبرو، اعتبار و حقوق از دسترفتهٔ فرد پس از یک اتهام، محکومیت یا رفتار نادرست است، بهگونهای که بتواند مانند گذشته در جامعه زندگی کند.[۱]
به گفته برخی محققان، اعاده حیثیت گاه در پی لطمه دیگران به آبروی فرد و گاه به دلیل ازدسترفتن اعتبار شخص بر اثر رفتار خودش مطرح میشود.[۲] از جمله مواردی که موجب ازبینرفتن حیثیت و اعتبار افراد بهوسیله دیگران میشود، میتوان به توهین، افترا، قذف، اتهام ناروا، هتک حرمت و اشتباه یا تقصیر قاضی اشاره کرد.[۳] در این موارد، بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران، برای حفظ کرامت و شخصیت انسان، این آسیب باید جبران گردد.[۴] بنا به ماده ۸ قانون مسئولیت مدنی، کسی که به حیثیت، آبرو یا اعتبار دیگری زیان وارد آورد، مسئول جبران آن است[۵] و بر پایه ماده ۲۰۱ قانون مجازات اسلامی، به مجازاتهای تعزیری محکوم میگردد.[۶]
برخی پژوهشگران برای اثبات مشروعیت و لزوم بازگرداندن آبرو و حیثیت افراد به آیات قرآن، روایات، عقل و سیره عقلا استناد کردهاند. آنان معتقدند از برخی آیات قرآن میتوان جواز بازگرداندن حیثیت فردی را که به ناحق مورد اتهام یا هتک حرمت قرار گرفته استنباط کرد.[۷] برای نمونه، در تفسیر آیات ۵۰ و ۵۱ سوره یوسف آمده است که حضرت یوسف(ع) پس از دریافت خبر آزادی، پیش از خروج از زندان خواستار بررسی اتهام واردشده به خود شد تا بیگناهیاش آشکار گردد[۸] و حیثیتش بازگردد.[۹] همچنین از روایات متواتر مربوط به حرمت آبروی مؤمن و ممنوعیت غیبت، تهمت و دشنام، چنین برداشت کردهاند که در صورت آسیبدیدن آبرو و جایگاه اجتماعی افراد، جبران آن لازم است.[۱۰] این پژوهشگران با استناد به حکم عقل و سیره عقلا نیز بر این باورند که همانگونه که زیانهای مالی باید جبران شود، آسیبهای معنوی و حیثیتی نیز باید از سوی عامل آن جبران گردد.[۱۱]
در برخی موارد نیز ازبینرفتن حیثیت و اعتبار، نتیجه رفتار و جرم خود فرد است و شخص با ارتكاب جرمى باعث شود كه آبرو و اعتبارى كه در جامعه دارد از بين برود. در چنین وضعیتی گفته میشود پس از تحمل مجازات، باید زمینه بازگشت او به زندگی عادی و حضور دوباره در جامعه فراهم شود؛ زیرا محرومماندن فرد از پذیرش اجتماعی، آثار منفی گستردهای برای او، خانوادهاش و جامعه به همراه دارد.[۱۲] برخی پژوهشگران توبه را یکی از مهمترین راههای بازسازی شخصیت اخلاقی و دینی فرد دانستهاند.[۱۳] توبه در اعاده حیثیت خاص از این جهت نقش دارد که میتواند شخصیت اخلاقی و دینیِ آسیبدیدهی فرد را بازسازی کند و او را از وضعیتی که بر اثر گناه، خطا یا رفتار ناپسند پدید آمده، به موقعیتی شایستهتر بازگرداند.[۱۴]
پانویس
- ↑ سلطانی، «مبانی فقهی نهاد اعاده حیثیت»، ص۸۴.
- ↑ سلطانی، «مبانی فقهی نهاد اعاده حیثیت»، ص۸۵.
- ↑ سلطانی، «مبانی فقهی نهاد اعاده حیثیت»، ص۸۵.
- ↑ سلطانی، «مبانی فقهی نهاد اعاده حیثیت»، ص۸۵.
- ↑ «قانون مسئولیت مدنی»، سایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.
- ↑ «قانون مجازات اسلامی»، سایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.
- ↑ سلطانی، «مبانی فقهی نهاد اعاده حیثیت»، ص۸۷.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار إحیاء التراث العربی، ج۶، ص۱۵۲-۱۵۵.
- ↑ سلطانی، «مبانی فقهی نهاد اعاده حیثیت»، ص۸۷.
- ↑ سلطانی، «مبانی فقهی نهاد اعاده حیثیت»، ص۹۵.
- ↑ سلطانی، «مبانی فقهی نهاد اعاده حیثیت»، ص۹۶.
- ↑ سلطانی، «مبانی فقهی نهاد اعاده حیثیت»، ص۹۹.
- ↑ جوادی و دیگران، «اعاده حیثیت در حقوق، فقه و اخلاق اسلامی»، ص۲۵.
- ↑ سلطانی، «مبانی فقهی نهاد اعاده حیثیت»، ص۱۰۰.
منابع
- جوادی، محمدحسن و سید مهدی قریشی و بهزاد بالازاده، «اعاده حیثیت در حقوق، فقه و اخلاق اسلامی»، پژوهشهای اخلاقی، شماره ۲، زمستان ۱۳۹۶ش.
- سلطانی، عباسعلی، «مبانی فقهی نهاد اعاده حیثیت»، مطالعات فقه و حقوق اسلامی، شماره ۶، آبان ۱۳۹۱ش.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بیتا.
- «قانون مسئولیت مدنی»، سایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، تاریخ بازدید: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ش.
- «قانون مجازات اسلامی»، سایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، تاریخ بازدید: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ش.