محمدتقی شیرازی

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از میرزا محمد تقی شیرازی)
پرش به: ناوبری، جستجو
محمد تقی شیرازی
محمد تقی شیرازی.jpg
اطلاعات فردی
نام کامل: میرزا محمد تقی شیرازی
لقب: میرزای کوچک • میرزای دوم
تاریخ تولد: ۱۲۵۶ق
زادگاه: شیراز
محل زندگی: ایران • کربلا • سامرا • کاظمین
تاریخ وفات: ۱۳۳۸ق
محل دفن: حرم امام حسین(ع)
شهر وفات: کربلا
اطلاعات علمی
استادان:

فاضل اردکانیسید علی تقی طباطبایی

میرزا حسن شیرازی
محل تحصیل: کربلاسامرا
تألیفات: حاشیه بر مکاسب • شرح الارجوزة الرضاعیة • رسالة الخلل • القصاید الفاخره فی مدح العتره الطاهره • رسالة صلاة الجمعه • دیوان شعر
سایر: مرجع تقلید • سرودن شعر
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسی: رهبری نهضت استقلال‌طلبی عراق
صدور فتاوای مختلف در این نهضت
اجتماعی: زعامت حوزه علمیه سامرا و حوزه علمیه کربلا

میرزا محمدتقی شیرازی(۱۲۵۶-۱۳۳۸ق)، معروف به میرزای دوم یا میرزای کوچک، از مراجع تقلید و رهبر سیاسی نهضت استقلال‌طلبی عراق در قرن سیزدهم و چهاردهم قمری. از معروف‌ترین اقدامات وی صدور فتوا با مضمون وجوب نبرد با انگلیسی‌ها است.

تحصیل و مرجعیت

محمدتقی، فرزند میرزا محب علی، نوه میرزا محمدعلی و برادرزاده میرزا حبیب الله(قا آنی)، شاعر معروف دوره ناصری است.[۱] او در ۱۲۵۶ق در شیراز به دنیا آمد، و در ۱۲۷۱ق در کربلا اقامت گزید.[۲]

شیرازی در درس زین العابدین مازندرانی،[۳] فاضل اردکانی و سید علی تقی طباطبایی حاضر شد. در ۱۲۹۱ق با هم‌مباحثه خود سید محمد فشارکی اصفهانی، به همراه میرزا حسن شیرازی معروف به میرزای اول، یا میرزای بزرگ به سامرا رفت و در درس میرزا شرکت کرد. در همان زمان از جانب میرزا حسن شیرازی برای گروهی از شاگردان میرزا، به شیوه و روش وی درس می‌گفت.[۴]

پس از درگذشت میرزای بزرگ در ۱۳۱۲ق، متصدی اداره حوزه علمیه سامرا و تدریس آن شد. وی تا صفر ۱۳۳۶ق در سامرا اقامت داشت و سپس به کاظمین رفت و مدتی بعد به کربلا رفت و تا پایان عمر در آنجا به تألیف، تدریس و تربیت شاگردان پرداخت.[۵]

شاگردان

از جمله شاگردان

پس از درگذشت سید کاظم یزدی در ۱۳۳۷ق مرجعیت شیعیان به او رسید.

فتاوای جهاد

فتوای میرزای دوم
«چون در این ایام عفت فرجام هجوم کفار بر ممالک اسلامیه عیناً مشهود و بر احدی مستور نیست، پس بر کافه مسلمین لازم و واجب است که کمر حمایت از اسلام را محکم بسته، در مقصد اتحاد و دفاع از استیلا کفار و اعادی دین مالاً و روحاً و نفساً ساعی و جاهد باشند تا این که بیضه اسلام و ممالک اسلامیه از غلبه کفار، محروس و مشاهد مشرفه و اذان و اقامه و نحو آن‌ها که از شعایر اسلام است مبدل به کنایس و نواقیس و نحو آنها که از عالیم عبده اوثان است نگردد»

در ۱۳۲۹ق پس از تجاوز نیروهای روس به شمال ایران و کشتار آزادی‌خواهان، فتوایی در لزوم مقابله با متجاوزان روس صادر کرد.[۷] در آغاز جنگ جهانی اول در ۱۳۳۲ق/۱۹۱۴م که متفقین به دولت عثمانی اعلام جنگ دادند، وی نیز همانند دیگر علما و مراجع بزرگ عراق بر ضد تجاوزات متفقین به سرزمین‌های عثمانی، اعلام جهاد داد.

مهاجرت میرزا محمدتقی شیرازی به کربلا، موجب هماهنگی عملی بین علمای کربلا و نجف و تماس با عشایر و سازماندهی و آمادگی برای مقاومت در برابر اشغالگران گردید.[۸]

پس از اشغال فاو توسط نیروهای نظامی انگلیسی که مقدمه اشغال عراق بود، میرزامحمدتقی در سامرا سه فتوای جهادی دیگر صادر کرد و عموم عشایر و آحاد مسلمانان را بر ضد اشغالگران انگلیسی دعوت نمود و فرزندش شیخ محمدرضا را به نیابت از خود جهت پیوستن به مبارزین و همراهی آنها در جبهه‌های جنگ، به کاظمین فرستاد.[۹]

تأسیس سازمان جمعیت اسلامی

فتوای میرزای کوچک

«هیچ مسلمانی حق ندارد، غیرمسلمان را به فرمانروایی و حاکمیت بر مسلمین انتخاب کند»
تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۸۱

پس از پایان جنگ جهانی اول و اشغال عراق از سوی نیروهای انگلیسی (۱۳۳۶ق) قرار شد تا زیر نظر انگلستان، انتخاباتی صورت گیرد تا حاکم دست نشانده‌ای برای آن کشور انتخاب شود. این امر با مخالفت مراجع و علمای شیعه عراق مواجه شد. در کربلا شیخ محمدرضا، فرزند میرزا محمد تقی شیرازی، سازمانی به نام «جمعیت اسلامی» ایجاد کرد که روحانیون سرشناسی چون سید هبه الدین شهرستانی، عبدالکریم عواد، حسین قزوینی و... در آن شرکت داشتند. هدف این گروه مبارزه با سرپرستی انگلستان و آزادسازی عراق بود. در آن هنگام میرزای شیرازی در راستای این حرکت، فتوایی در ۲۰ ربیع‌الاول ۱۳۳۷ق صادر کرد.[۱۰]

نامه‌ها

میرزا به گسترش طرح مسأله استقلال عراق و مقاومت در برابر اشغال آن سرزمین توسط انگلیس در عرصه عربی و بین‌المللی نیز پرداخت.[۱۱]

  • وی به همراه تعدادی از علما نامه‌ای برای شریف حسین، حاکم حجاز ارسال کرد و از او خواست تا از جنبش استقلال طلبی مردم عراق حمایت کند.[۱۲]
  • نامه دیگری نیز به امیر فیصل در دمشق فرستاد که در آن علاوه بر تقاضای حمایت از خواست مردم عراق، درخواست کرد تا از طریق رسانه‌های آزاد در سراسر جهان و گفتگو با دولتمردان اروپا و امریکا، خبر تجاوز و اشغال عراق را منتشر کند.[۱۳]
  • در نامه‌ای که به همراه شیخ الشریعه اصفهانی به رئیس جمهور وقت امریکا نوشت، تمایل مردم عراق را به انتخاب دولت جدید و مستقل عربی اسلامی و انتخاب پادشاهی مسلمان، مقید به مجلس شورای ملی به اطلاع او رساند.[۱۴]
  • مدت کوتاهی پس از آغاز فعالیت جمعیت اسلامی، انگلستان تصمیم به دستگیری و تبعید اعضای فعال آن گرفت و در ذیقعده ۱۳۳۷ق شش تن از سران آن جمعیت بازداشت و از آنجا به بغداد فرستاد تا به هندوستان تبعید شوند. میرزای شیرازی پس از آگاهی از این حادثه، نامه‌ای برای «آرنولد ویلسون» حاکم انگلیسی عراق نوشت و ضمن اعتراض به تبعید آن عده، درخواست آزادی آنان را نمود. ویلسون در پاسخ، تبعید آنان را توجیه کرد و وقتی نامه وی به میرزا رسید، بسیار افسرده شد و اعلام داشت که به ایران مهاجرت می‌کند تا از آنجا فتوای جهاد بر ضد انگلستان صادر نماید. چون این خبر منتشر شد نامه‌های بسیاری مبنی بر همراهی با میرزا برای مهاجرت به ایران از نجف، کاظمین و دیگر شهرها ارسال گردید. این اقدامات باعث شد که تبعیدشدگان در کمتر از چهار ماه به وطن خویش بازگردانده شوند.[۱۵]

فتوای تحریم استخدام در اداره قیومیت انگلیس

میرزای شیرازی در پاسخ به نامه جعفر ابوالتمن
«از بابت اتحاد کلمه مردم بغداد و خیزش علما و بزرگان و رؤسای آن دیار به منظور مطالبه حقوق مشروعة ملت و اهداف مقدسش شادمان گشتیم. خداوند کوشش تو و برادران و نزدیکانت را پاداش دهد و آرزوی ما و علمایی را که به جمع شما شتافتند و به واجبات اسلامی خویش قیام کردند، برآورده سازد»
آقا بزرگ، نقباء البشر، ج۱، ص۲۶۳

۱۳۳۸ ق/ ۱۹۲۰ دوران جدیدی از تلاش، جهت توسعه دامنه مقاومت و آمادگی مقابله فراگیر علیه اشغالگری انگلیس آغاز شد. میرزای شیرازی به عنوان اولین گام، طی فتوایی در ۹ جمادی الثانی ۱۳۳۸ق اول مارس ۱۹۲۰ استخدام در اداره قیومت انگلیس را برای مسلمانان تحریم کرد و به دنبال آن تعداد زیادی از کارکنان آنجا استعفا دادند و این روند به مرور زمان افزایش یافت.[۱۶]

اندکی پیش از آن به درخواست میرزا در اواخر جمادی الاخر ۱۳۳۸ق نشستی محرمانه در شهر نجف با حضور شمار زیادی از علما و رؤسای عشایر و رهبران فرات میانه تشکیل شد که طی آن قرار شد، حمله‌ای سراسر توسط نیروهای مردمی بر ضد اشغالگران انگلیسی آغاز شود.[۱۷]

در ۱۵ شعبان ۱۳۳۸ برابر با ۳ مه۱۹۲۰ اجتماع بسیار محرمانه‌ای در منزل میرزای شیرازی به ریاست وی تشکیل شد. اجتماع کنندگان بعد از بحث و گفتگوی فراوان در مورد اتخاذ یک طرح و خط مشی ثابت و فراهم نمودن شرایط انقلاب فراگیر علیه انگلیس، تصمیم گرفتند و در پایان با حضور میرزا، به قرآن کریم سوگند یاد کردند که آماده پاسخگویی به ندای دین و میهن خود و اطاعت از رهنمودهای رهبرشان باشند.[۱۸]

به دنبال پاره‌ای تحرکات انقلابیون مسلمان در بغداد، «بالفور» حاکم انگلیسی آن شهر چند تن از رهبران مهم این جنبش را احضار کرد و به شدت مورد توبیخ و تهدید قرار داد. جعفر ابوالتمن، از رهبران مزبور نامه‌ای به میرزای شیرازی نوشت و از او یاری طلبید.

پیام برای مردم عراق

پیام میرزای شیرازی به مردم عراق
«بدانید که برادران شما در بغداد و کاظمین به برگزاری اجتماع و تظاهرات مسالمت آمیز اتفاق نظر پیدا کرده‌اند. جماعتی بسیار با رعایت امنیت و آرامش به تظاهرات مذکور اقدام ورزیده‌اند. هدف آنان از این کار، مطالبه حقوق مشروعه خویش است که انشاءالله برقراری حکومت اسلامی و استقلال عراق را در پی خواهد داشت. این هدف بدین صورت محقق می‌شود که هر ن احیه‌ای گروهی را برای مطالبه حق خویش به پایتخت عراق یعنی بغداد اعزام کند. در حالی که همگان وحدت کلمه دارند. بر شما بلکه بر تمامی مسلمانان است که در آغاز این حرکت شریف، با یکدیگر اتفاق داشته باشید و از اخلال در امنیت و مخالفت و مشاجره با یکدیگر بپرهیزید. چون تفرقه به مقاصد شما ضرر می‌زند و حقوقتان را که اینک زمان دستیابی به آن است، ضایع می‌کند…»
تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۹۸، ۲۸۸

همچنین پس از توسعه دامنه مبارزه در بغداد و به دنبال کشته شدن یکی از تظاهرکنندگان به دست نیروهای اشغالگر انگلیس، میرزای شیرازی در ۱۰ رمضان ۱۳۳۸/ ۲۹ مه ۱۹۲۰ پیامی برای مردم عراق فرستاد.[۱۹]

حزب «حرس الاستقلال» پس از دستیابی به نامه عمومی آن را در تیراژ وسیعی به چاپ رساند و در بغداد، کاظمین و دیگر نقاط عراق توزیع کرد. در ۱۰ رمضان ۱۳۳۸ق پانزده تن از بزرگان بغداد به نمایندگی اهالی آن شهر برای مذاکره با ویلسون (حاکم انگلیسی عراق) درباره حقوق مشروع خویش نزد وی رفتند. در پی آن، شخصیت‌های معروف کربلا و نجف نیز به چنین اقدامی دست زدند. میرزای شیرازی هنگامی که از این موضوع با خبر شد، نامه‌هایی به این نمایندگان نوشت و در آن توصیه کرد که در مطالبه حقوق مردم عراق، واهمه‌ای به خود راه ندهند.

تبعید فرزندش

به رغم این اقدام، استعمارگران تصمیم به بازداشت سران حرکت‌های ضد انگلیسی و در رأس آنان شیخ محمدرضا، فرزند میرزای شیرازی گرفتند که آنها را رهبری کننده این تحرکات در فرات وسطی می‌دانستند. «میجر بولی» فرماندار انگلیسی حله مأمور این کار شد. وی با اعزام قوای بسیار، شهر و راه‌های ورودی آن را محاصره کرد و برای توجیه اقدام خود نامه‌ای به میرزا شیرازی نوشت و هدف از این کار را حفظ امنیت و دستگیری اشراری که قصد فساد، غارت اموال و ایجاد رعب و وحشت دارند، ذکر نمود. میرزا پس از دریافت نامه، نامه‌ای به خط شیخ مهدی خالصی در پاسخ حاکم انگلیسی حله نوشت.[۲۰]

میرزای شیرازی در پاسخ به نامه میجر بولی
«به حاکم سیاسی حله میجر بولی که خداوند هدایتش کند. نامه شما را خواندیم و از مضمون آن دچار شگفتی زیادی شدیم. زیرا فراخوانی نیروهای نظامی برای مقابله با افرادی که حقوق حیاتی و مشروع خویش را مطالبه می‌کنند،‌غیر معقول است و به هیچ وجه با اصول عدل و منطق همخوانی ندارد… هم اکنون می‌خواهم تا این پیام را به شما برسانم که توسل به نیروهای نظامی برای سرکوبی خواسته‌های مردم، مخالف عدل و اداره کشور است و چنانچه این بار نیز از گفتگو با ما سرباز زنید، توصیه من به مردم مبنی بر رعایت آرامش از ریشه ملغی می‌شود و من، مردم و تصمیماتی را که می‌گیرند به حال خود رها می‌کنم. در این صورت مسئولیت همه پیامدهای سوء بر عهده تو و یارانت خواهد بود»
تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۲۹۲

با این وجود استعمارگران انگلیسی در صدد مرعوب کردن مردم برآمدند و شیخ محمدرضا و یازده تن از همفکران و فعالان انقلاب را دستگیر و به جزیره «هنگام» تبعید کردند. اما تبعید آنها شور و هیجان بیشتری در میان مردم به وجود آورد و آتش انقلاب شعله ور گردید و خشم مردم فرات وسطی را برانگیخت.

فتوای تاریخی

به گفته خالصی زاده: نامه‌هایی از رؤسای قبایل به دست ما رسید که نوشته بودند انگلستان لشکری را برای دستگیری آنان فرستاده است و چاره‌ای جز مقاومت و یا تسلیم نمانده است، لذا از آیت الله میرزای شیرازی کسب تکلیف کرده بودند. میرزا به من دستور داد این پاسخ را که خلاصه‌اش از این قرار است به آنان بنگارم:

«من برای استقلال عراق، فرزند و کلیه کسانی را که در نزدم عزیز و گرامی بودند، فدا کردم. اینک آماده‌ام که جان خود را که همه دارایی من است فدا کنم. اما شما! چنانچه انگلستان بر غصب حقوقتان اصرار دارد و به جنگ و مقابله با شما برخاسته است، واجب است با تمام قدرت از خود دفاع کنید و تن در دادن و تسلیم شدن در مقابل آنان حرام است».

پس از انتشار نامه میرزای شیرازی، میان عشایر و انگلیسی‌ها جنگ سختی درگرفت.

فتوای تاریخی میرزای دوم
«مطالبة حقوق بر عراقیان واجب است و بر آنان واجب است در ضمن درخواست‌های خویش رعایت آرامش و امنیت را بنمایند و در صورتی که انگلستان از پذیرش درخواست‌هایشان خودداری ورزد، جایز است به قوه دفاعی متوسل شوند»
آقا بزرگ، نقباء البشر، ج۱، ص۲۶۳

میرزا شرایط را برای آغاز رویارویی سراسری انقلاب علیه اشغالگران آماده یافت، لذا در پاسخ استفاتاهایی مبنی بر استفاده از اسلحه در قبال اشغالگران فتوای دفاعیه را صادر نمود.[۲۱] همچنین طی فتوایی که برای تمام مسلمانان فرستاد، آنها را به مقاومت در برابر انگلیسی‌ها و بیرون راندشان از سرزمین‌های اسلامی دعوت کرد.[۲۲]

نظارت بر اداره کربلا

پس از آزادی کربلا به دست انقلابیون در ۲۹ شوال ۱۳۳۸ق اهالی شهر به منزل میرزا محمدتقی شیرازی رفتند و درباره نحوه اداره شهر با وی مذاکره کردند. در پی آن مقرر شد شهر توسط دو مجلس اداره شود: شورای عالی جنگ و انجمن علمی. اهداف مجلس انجمن علمی رسیدگی به امور دینی و ترویج آن، و حکمیت در منازعات داخلی شهر و عشایر بود. این مجلس متشکل از سید هبه الدین شهرستانی، سید ابوالقاسم کاشانی، میرزا احمد خراسانی، سید حسین قزوینی و میرزا عبدالحسین شیرازی (فرزند میرزای شیرازی) بود. مأموریت مجلس ملی، گرفتن مالیات از مردم، تعیین مسئولان نظامی و اداری و برقراری امنیت در شهر و راه‌های اطراف و مانند آن بود. اعضای این مجلس هفده تن بودند، آیت الله شیرازی وظیفه نظارت بر دو مجلس را بر عهده داشت.[۲۳]

درگذشت

وی در ۱۳ ذی‌الحجه ۱۳۳۸ق[۲۴] در هشتاد سالگی در کربلا درگذشت.[۲۵] بر اساس برخی از منابع وی مسموم شد و در اثر مسمومیت به شهادت رسید.[۲۶] و پس از آنکه شیخ الشریعه اصفهانی بر او نماز خواند، در یکی از حجره‌های زاویه جنوبی حرم امام حسین دفن گردید.[۲۷] البته صاحب ریحانة الادب درگذشت او را در نجف و در ۶۸ سالگی ذکر کرده است.[۲۸] به مناسبت درگذشت او مجالس ختم متعددی در بیشتر شهرهای شیعه‌نشین برگزار و تعطیل عمومی اعلام شد. شعرا و ادبا نیز در مرگ او قصاید متعددی سرودند.[۲۹][۳۰]

آثار

مطالعه بیشتر

  • میرزا محمد تقی شیرازی سروش استقلال، محمد اصغری، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۳ش.

پانویس

  1. ریحانة الادب، ج۶، ص۶۵
  2. نقباء البشر، ج۱، ص۲۶۱،۲۶۳
  3. حرزالدین، معارف‌الرجال، ج۱، ص۲۳۳.
  4. نقباء البشر، ج۱، ص۲۶۱
  5. نقباء البشر، ج۱، ص۲۶۱
  6. اصغری نژاد، گلشن ابرار، ج۱، ص۴۵۳
  7. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۲۶
  8. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۷۶
  9. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۴۲-۱۴۳
  10. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۸۱؛الحسنی، عبدالرزاق، العراق فی دوری الاحتلال و الانتداب، ج۱، ص۷۴
  11. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۸۴
  12. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۸۴-۱۸۵؛ وثائق الثورة العراقیة الکبری، ج۳، ص۷۲
  13. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۸۵، ۲۸۱؛ نهضت شیعیان در نقلاب اسلامی عراق، ص۱۹۹؛ وثائق الثورة العراقیة الکبری، ج۳، ص۶۸
  14. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۸۵، ۲۸۴
  15. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۸۶
  16. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۸۹
  17. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۹۰
  18. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۹۰
  19. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۹۸، ۲۸۸؛ الحسنی، عبدالرزاق، العراق فی دوری الاختلال و الانتداب، ج۱، ص۹۷-۹۸
  20. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۲۹۲؛ الحسنی، عبدالرزاق، العراق فی دوری الاحتلال و الانتداب، ج۱، ص۱۰۲
  21. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۹۸؛ نقباء البشر، ج۱، ص۲۶۳
  22. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۹۹
  23. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۲۰۳-۲۰۴، پانویس۲۰۳
  24. الذریعه، ج۱۳، ص۷۱؛ ریحانة الادب، ج۶، ص۶۵
  25. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۸۳
  26. البلدوی، تاريخ التشيع في سامراء، ص ۴۳.
  27. نقباء البشر، ج۱، ص۲۶۳؛ ریحانة الادب، ج۶، ص۶۵
  28. ریحانة الادب، ج۶، ص۶۵
  29. تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۸۳
  30. دانشنامه انقلاب اسلامی و تاریخ ایران
  31. الذریعه، ج۶، ص۲۱۸؛ ریحانة الادب، ج۶، ص۶۵
  32. الذریعه، ج۱۳، ص۷۱؛ ریحانة الادب، ج۶، ص۶۵
  33. ریحانة الادب، ج۶، ص۶۵
  34. نقباء البشر، ج۱، ص۲۶۳
  35. نقباء البشر، ج۱، ص۲۶۱؛ ریحانة الادب، ج۶، ص۶۵

منابع

  • البلدوی، أياد عيدان، تاريخ التشيع في سامراء، بغداد، مؤسسة البلداوي الثقافية، ۱۴۲۹ هـ.
  • الحسنی، عبدالرزاق، العراق فی دوری الاحتلال و الانتداب، صیدا، لبنان، ۱۹۳۵م.
  • آقا بزرگ، الذریعه، دارالاضواء، بیروت.
  • آقابزرگ، طبقات اعلام الشیعه، نقباء البشر فی القرن الرابع العشر، دارالمرتضی، مشهد، ۱۴۰۴ق.
  • جبوری، کامل سلمان، وثائق الثورة العراقیة الکبری و مقدماتها و نتایجها ۱۹۱۴-۱۹۲۳، دارالمورخ العربی، بیروت، ۱۴۳۰ق/۲۰۰۹م.
  • حرزالدین، محمد، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، تعلیق محمد حسین حرزالدین، منشورات مکتبة آیت الله العظمی المرعشی النجفی، قم، ۱۴۰۵ق.
  • رهیمی، عبدالحلیم، تاریخ جنبش اسلامی در عراق(تاریخ الحرکة الاسلامیة فی العراق) ۱۹۰۰-۱۹۲۴، مترجم: جعفر دلشاد، جهارباغ، اصفهان، ۱۳۸۰ش.
  • فهد نفیسی، عبدالله، نهضت شیعیان درانقلاب اسلامی در عراق، مترجم: کاظم چایچیان، امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۴ش.
  • مدرس، میرزا محمدعلی، ریحانة الادب، انتشارات خیام، ۱۳۶۹.