فتح‌الله غروی اصفهانی

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از شیخ الشریعه اصفهانی)
پرش به: ناوبری، جستجو
شیخ الشریعة
شیخ الشریعه1.jpg
اطلاعات فردی
نام کامل: فتح الله بن محمد نمازی غروی شیرازی اصفهانی
لقب: شریعت مدار، شریعت اصفهانی، شیخ الشریعة
تاریخ تولد: ۱۲ ربیع‌الاول ۱۲۶۶ ق
زادگاه: اصفهان
تاریخ وفات: ۸ ربیع‌الثانی ۱۳۳۹ق
محل دفن: حرم امیرالمؤمنین
شهر وفات: نجف اشرف
استادان: میرزا حبیب الله رشتی
شیخ محمدحسین فقیه کاظمی
ملا حیدر علی اصفهانی، ملاعبدالجواد خراسانی
ملااحمد سبزواری، ملا محمد صادق تنکابنی
شیخ محمدباقر بن محمدتقی اصفهانی نجفی
شاگردان: سید علی اظهر کجوی (صاحب مجله اصلاح)، سید عبدالهادی بن میرزا اسماعیل شیرازی
شیخ محمد حسن بن محمد مظفر نجفی
سید علی مدد نجفی، آقا بزرگ طهرانی
اجازه روایت از: سید مهدی قزوینی
شیخ محمد طه نجف، سید محمد باقر خوانساری
میرزا محمد هاشم خوانساری، شیخ محمد حسین کاظمی
اجازه روایت به: آقابزرگ طهرانی
تألیفات: اناره الحالک فی قرائه ملک و مالک
ابانه المختار فی ارث الزوجه من ثمن العقار
رسالة فی احکام العصیر العنبی
اصاله الصحه، حاشیه فصول
سیاسی: رهبری انقلاب مردم عراق
صدور فتوای جهاد علیه استعمارگران


فتح‌الله بن محمد نمازی غروی شیرازی اصفهانی (متولد۱۲۶۶ق/۱۸۵۰م ؛ متوفی۱۳۳۹ق/۱۹۲۰مفقیه اصولی و مجاهد قرن سیزدهم و چهاردهم هجری، ملقب به شریعت مدار یا شیخ الشریعة، رهبر انقلاب استقلال طلبانه عراق و مرجع تقلید شیعیان پس از میرزا محمدتقی شیرازی.

زندگی‎نامه

فتح‌الله غروی اصفهانی در ۱۲ ربیع‌الاول ۱۲۶۶ ق در اصفهان به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا محمدجواد از خاندان معروف نمازی شیرازی و ساکن اصفهان بود.[۱]

امین در مورد علت اشتهار وی به «نمازی» نوشته که جدش، حاج محمد علی نمازی، معروف به ورع و تقوا بوده و بر اثر مداومت بر نوافل و فرائض، به نمازی مشهور شده است.[۲]

فتح‌الله غروی در شب یکشنبه ۸ ربیع‌الثانی ۱۳۳۹ق در نجف و در سن ۷۳سالگی (بر اثر بیماری که در قیام ضدانگلیسی مردم عراق بر او غالب شد)، از دنیا رفت و در حرم امیرالمؤمنین در یکی از غرفه‌های شرقی به خاک سپرده شد.[۳]

فرزندان شیخ الشریعه عبارتند از:

تحصیلات

شیخ فتح الله تحصیلات خود را در زادگاهش آغاز نموده و پس از آن به مشهد و بعدها به نجف عزیمت کرد.[۷]

اساتید وی در حوزه علمیه اصفهان عبارتند از:[۸]

شیخ فتح الله سپس به حوزه علمیه مشهد رفت. محسن امین در این رابطه می‌گوید: حوزه آن زمان مشهد، مملو از فضلا و طلاب بود که با حضور شیخ الشریعه درآنجا، مباحثات علمی زیادی درگرفت و برتری شیخ بر ایشان آشکار گردید.[۹]

پس از مشهد، در سال۱۲۹۵ یا ۱۲۹۶ ق، شیخ الشریعه به نجف رفت و در جلسات درس میرزا حبیب الله رشتی و شیخ محمدحسین فقیه کاظمی حاضر شد.[۱۰]

تدریس

شیخ الشریعه در همان اصفهان، تدریس خود را آغاز نمود و به تدریس اصول به شیوۀ شیخ مرتضی انصاری پرداخت. گفته شده که کلاس درس وی در مشهد و نجف هم با استقبال بسیاری مواجه گردید.[۱۱] شیخ فتح‌الله در زبان علماء به شریعت مدار و شیخ الشریعة معروف شد.[۱۲] از شاگردانش می‌توان به این افراد اشاره کرد:[۱۳]

آثار

برای شیخ الشریعه آثاری چند ذکر شده است:

  • اناره الحالک فی قرائه ملک و مالک[۱۶]
  • ابانه المختار فی ارث الزوجه من ثمن العقار[۱۷] (محسن امین نقل کرده که آخوند خراسانی در حاشیه این کتاب اعتراضاتی را نگاشته بوده که شیخ الشریعه با رساله‌ای به نام «صیانة الابانة» بدان‌ها پاسخ گفته است.[۱۸])
  • رسالة فی احکام العصیر العنبی[۱۹]
  • اصاله الصحه[۲۰]
  • حاشیه فصول[۲۱]
  • قاعدة صدور در حکمت[۲۲]
  • قاعدة ضرر[۲۳]
  • افاضه القدیر فی خل العصیر[۲۴]
  • قاعدة طهارت[۲۵]

مقام علمی و مرجعیت

صاحبان تراجم از جمله محسن امین، حرزالدین و مدرس تبریزی، مراتب فضل و کمال و جامعیت علمی او را ستوده و او را در علوم عقلی و نقلی، یکی از سرآمدان روزگار خویش نام برده‌اند.[۲۶] وی در سال ۱۳۱۳ق به حج مشرف شد و پس از مراجعت، بر مسند افتاء و قضای حوائج مؤمنین نشست. بسیاری از مردم در زمان حیات سید محمد کاظم یزدی و میرزا محمد تقی شیرازی به شیخ الشریعة رجوع کرده و از وی تقلید می‌کردند اما پس از درگذشت این دو عالم، شیخ الشریعه یگانه مرجع جهان تشیع شد.[۲۷]

محمدعلی مدرس تبریزی، او را از علمای طراز اول نامیده و در تجلیل از وی می‌نویسد:

«او جامع معقول و منقول، حاوی فروع و اصول، فقیه اصولی رجالی، حکیم متکلم، ادیب مفسر اخلاقی، بالجمله در جامعیت و اشتراک در اکثر علوم عقلیه و نقلیه، از اغلب معاصرین خود ممتاز بود، بالخصوص در رجال و علوم حدیثیه و قرآنیه، گوی سبقت از دیگران ربود. علاوه بر مراتب علمیه، بسیار لطیف المحاوره بود و قوه حافظة او را از خوارق عادات و عجایب اتفاقات می‌شمارند… مقامات علمیه‌اش نزد علمای مشاهد مقدسه، مسلم و مورد تحسین شایان و تقدیر بی‌پایان بود…».[۲۸]

اجازات

شیخ الشریعه از جانب برخی اساتید خود اجازه روایت دریافت کرد که عبارتند از:

مبارزات سیاسی

ای مسلمانان! شما باید بدانید که بنا به اجماع مسلمانان و لزوم مذهبی، جهاد بر ضد کافران واجب است. اکنون ارتش ایتالیا، طرابلس را اشغال کرده مناطق مردم نشین آن را ار میان برده و مردان و زنان و کودکان را کشتار کرده‌اند. وظیفه جهاد خود را در راه خدا انجام دهید و متحد گردید و از صرف ثروت خود دریغ مدارید. پیش از آنکه خیلی دیر شود خود را برای دفاع آماده کنید.

حائری، تشیع و مشروطیت در ایران، ص۱۶۴.

زندگی شیخ الشریعة اصفهانی همزمان با اتفاقات سیاسی و نظامی مختلفی بود که وی در آن مسائل تاثیرگذار بود. وی علیه استعمارگران ایتالیایی در حمله به لیبی، حمله متجاوزان روس به شمال ایران و کشتار آزادی‌خواهان در ۱۳۲۹ ق/ ۱۹۱۱، حمله متفقین به عثمانی در ۱۳۳۲ ق/ ۱۹۱۴، و نیز تجاوز نیروهای انگلیسی به عراق و اشغال بصره در ۱۳۳۸ ق/ ۱۹۲۰، چندین فتوای جهاد صادر کرد که در آن‌ها مسلمانان سراسر جهان اسلام را به مقاومت در برابر استعمارگران و بیرون راندن آن‌ها از سرزمین‌های اسلامی و نفی و طرد هرگونه حاکمیت سیاسی، نظامی،‌اقتصادی و فرهنگی آنان فراخواند. نقش پررنگ وی در کنار میرزا محمدتقی شیرازی در جنبش استقلال‌طلبانه مردم عراق در تاریخ مشهود است، تا آنجا که پس از وفات میرزای شیرازی و اختیار منصب مرجعیت توسط شیخ الشریعه، عملاً رهبری انقلاب مردم در دست وی قرار گرفت. شیخ الشریعه همچون استادش، هم وظیفه نظارت بر امور و هم رابط میان رؤسای عشایر درگیر در جنگ را بر عهده داشت.[۳۴]

به باور عبدالهادی حائری، جامع‌ترین و منظم‌ترین اعلامیه‌ای که آگاهی زیادی را درباره جنبش به خواننده می‌داد، اعلامیه شریعت اصفهانی بوده است که در آن به اهم اهداف استعمارگران و برنامه‌های ایشان در ایجاد شکاف و اختلاف در میان مسلمانان پرداخته بود.[۳۵][یادداشت ۲]

پانویس

  1. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۴؛ امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۱؛ کحاله، معجم المؤلفین، ج۸، ص۵۲؛ بامداد او را متولد شیراز ذکر کرده است. بامداد، شرح حال رجال ایران، ج۶، ص۱۷۵
  2. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۴؛ امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۱؛ کحاله، معجم المؤلفین، ج۸ف ص۵۲.
  3. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۶؛ امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ رکـ: کحاله، معجم المؤلفین، ج۸، ص۵۲؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷؛ بامداد، شرح حال رجال ایران، ج۶، ص۱۷۵.
  4. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۶.
  5. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۶.
  6. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
  7. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲.
  8. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ رکـ: مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
  9. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲.
  10. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۴و ۱۵۵؛ امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ رکـ: مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷..
  11. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲.
  12. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۴؛ امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۱؛ کحاله، معجم المؤلفین، ج۸، ص۵۲.
  13. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۶.
  14. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۶.
  15. زندگی آیت الله العظمی بروجردی(ره)، محمد واعظ زاده، ص ۲۰۸- ۲۱۳؛ اجازة الفقیه الکبیر آیة الله العظمی الشیخ الشریعة الاصفهانی لسماحة آیة العظمی البروجردی قدس سرهما
  16. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۶؛ امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ کحاله، معجم المؤلفین، ج۸، ص۵۲؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
  17. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۶؛ امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ کحاله، معجم المؤلفین، ج۸، ص۵۲؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
  18. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲.
  19. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ کحاله، معجم المؤلفین، ج۸، ص۵۲.
  20. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
  21. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
  22. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
  23. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ کحاله، معجم المؤلفین، ج۸، ص۵۳.
  24. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۶؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
  25. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ کحاله، معجم المؤلفین، ج۸، ص۵۳؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
  26. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۵؛ امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۶-۲۰۷.
  27. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ رکـ: مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷؛ بامداد، شرح حال رجال ایران، ج۶، ص۱۷۵.
  28. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۶-۲۰۷.
  29. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۵؛ امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
  30. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
  31. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۶؛ امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
  32. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
  33. حرزالدین، معارف الرجال، ج۲، ص۱۵۶؛ امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۳۹۲؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
  34. رهیمی، تاریخ جنبش اسلامی در عراق (۱۹۰۰-۱۹۲۴م)، ۱۴۵، ۱۷۵-۱۷۶، ۱۸۵، ۲۰۴، ۲۰۹-۲۱۰، ۲۱۹؛ همچنین رکـ: نفیسی، نهضت شیعیان در انقلاب اسلامی عراق، جاهای مختلف.
  35. حائری، تشیع و مشروطیت در ایران، ص۱۶۵.
  1. وی از ازکیای زمان خود بود که در سال ۱۳۱۸ق در زمان حیات پدر در نجف درگذشت و کتاب اعلام الاعلام بمولد خیرالانام از آثار او است که تقریرات پدرش را به رشته تحریر درآورده و در تعیین روز ولادت آن حضرت برخلاف مشهور گراییده است. رکـ: مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۰۷.
    1. بیگانگان استعمارگر با ملایمت و روش دوستانه، دل های مردم نادان را جلب کردند.
    2. استعمارگران با آوردن ساخته ها و دستاوردهای خود به بازار، مردم مسلمان را در همه امور زندگی، به خود نیازمند ساختند.
    3. آنان به بهانه آموزش و پرورش و خدمات پزشکی، شیوه های خرافات دینی و گمراه کننده خویش را تبلیغ کردند.
    4. استعمارگران، مبلغان مذهبی خود را به میان مسلمانان فرستادند تا آنان را از علمای اسلام دور سازند.
    5. آنها کتاب های ضد دینی خود را در میان مسلماان به رایگان و یا به بهایی ارزان منتشر کردند،.
    6. بیگانگان استعمارگر زر و سیم مسلمانان را گرفته، به جای آن، کاغذ و اشیاء تجملی و مصرفی به آنان دادند.
    7. مسلمانان را به مصرف مواد غیر لازم مانند قند و شکر، چای و بعضاً زیان آور مانند سیگار معتاد کردند.
    8. استعمارگران، اصل «تفرقه بینداز و حکومت کن» را به کار برده، بدان وسیله بسیاری از سرزمین های اسلامی را اشغال کردند.
    9. تنی چند از روحانی نمایان، خود را به لباس روحانیت درآورده و ادعای دانش می کنند،‌در حالی که واقعاً از گروه علمای روحانی به شمار نمی روند. بیگانگان این علما را نیز همردیف علمای واقعی قلمداد کرده و فسادی را که علمای دروغین مرکتب می شوند به حساب بدی مذهب اسلام می گذارند و بدین وسیله مردم را به سرپیچی از اوامر علمای حقیقی اسلام می خوانند.
    10. استعمارگران با به دست آوردن امتیازات و دادن وام ها و انعقاد قراردادهای گوناگون نفوذ خویش را در کشورهای اسلامی می گسترانند.

منابع

  • امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۲۱ ق.
  • بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، کتابفروشی زوار، تهران، ۱۳۶۳ش.
  • حائری، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۴ش.
  • حرز الدین، محمد، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الأدباء، تعلیق محمد حسین حرز الدین، کتابخانه حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره)، قم.
  • رهیمی، عبدالحلیم، تاریخ جنبش اسلامی در عراق (۱۹۰۰-۱۹۲۴م)، ترجمه جعفر دلشاد، چهارباغ، اصفهان، ۱۳۸۰ش.
  • کحاله، عمر رضا، معجم المؤلفین، دار احیاء التراث العربی، بیروت.
  • مدرس تبریزی، محمد علی، ریحانة الادب، انتشارات خیام، چاپ سوم، ۱۳۶۹ش.
  • نفیسی، عبدالله فهد، نهضت شیعیان در انقلاب اسلامی عراق، ترجمه کاظم چاپچیان، امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۴ش.

پیوند به بیرون