مقاله متوسط
رده ناقص
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ارزیابی نشده

جفر و جامعه

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

جَفْر و جامعه عنوان دو کتاب حدیثی به املای پیامبر اکرم(ص) و نگارش حضرت علی(ع) است. این دو کتاب از ودایع امامت و از منابع علم امام به شمار می‌آید.

محتوای کتاب جفر که فقط در اختیار امامان شیعه است، همه احکامی است که مردم به آن نیاز دارند، تا حدی که حتی جریمه خراش رساندن‌، که از کوچکترین و کم اهمیت‌ترین موضوعات است نیز در این کتاب وجود دارد.

کتاب جامعه نیز در بردارنده اخبار گذشته و آینده تا روز قیامت و تأویل همه آیات و نام اوصیا از خاندان پیامبر(ص) و آنچه بر ایشان می‌گذرد است. کتاب جامعه را افراد مورد اعتمادِ زیادی دیده‌اند.

کتاب جفر

جفر، واژه‌ای عربی است که به بچه گوسفند یا شتری گفته می‌شود که شکمش بزرگ شده و علف‌خوار است[۱] در اصطلاح نام کتابی است که پیامبر آن را به حضرت علی املا کرد[۲] و چون حضرت علی آن را بر پوست گوسفندی نوشت به نام آن پوست یعنی جفر معروف گردید.[نیازمند منبع] در روایات به پوست گاو یا گوسفند معنا شده است.[۳][۴] و گویا این واژه برای گونه‌ای خاص از پوست گوسفند یا گاو، عَلَم (اسم‌خاص‌) گشته است‌.[۵]

محتوای کتاب جفر

محتوای کتاب جفر، ذکر حوادث آینده تا روز قیامت است‌[۶] بنا بر روایتی از امام کاظم(ع)، جز نبی و وصی نبی‌، کسی نمی‌تواند در آن بنگرد و نگریستن در آن از امتیازات اوصیای پیامبر(ص) است‌.[۷]

جفر ابیض و احمر

برخی متون شیعی، از جفر ابیض (سفید) و جفر احمر (سرخ‌) نیز یاد کرده‌اند[۸][۹] این دو جفر، دو انبان چرمین‌اند که در اولی شماری کتاب و در دومی شمشیر رسول خدا قرار داشته است‌.[۱۰] کتاب‌های موجود در جفر ابیض برخی کتاب‌های آسمانی پیشین، مصحف فاطمه و کتاب جامعه است‌.[۱۱] بنابر روایات جفر دیگری هم از پوست گاو وجود دارد که جفر ابیض و احمر در آن قرار دارد[۱۲]

محل فعلی نگهداری جفرها

بر اساس روایاتاهل بیت(ع)، این کتاب‌ها و شمشیر رسول خدا میان امامان شیعه دست به دست می‌گشته و اکنون نیز نزد امام حجت بن الحسن(عج) است‌.[۱۳][۱۴] بر اساس برخی روایات شیعه، شمشیر رسول خدا و این کتاب‌ها نزد هر کس باشد، نشانه امامت اوست‌،[۱۵][۱۶] مانند تابوت بنی‌اسرائیل که نزد هر کس بود، نشانه نبوت و رسالت او بود.[۱۷] امامان شیعه نیز در روایاتی‌، با به کارگیری تعابیری مثل «عندی» یا «عندنا»، بر این امر تأکید کرده‌اند.[۱۸][۱۹]

البته برخی منابع اهل سنت ادعا کرده‌اند که کتاب جفر در مغرب (مراکش) و در میان خاندان عبدالمؤمن نیز موجود بوده است‌[۲۰] به نوشته ابن خلکان،[۲۱] محمد بن تومرت (متوفی ۵۲۴) مطالب این کتاب را از عبدالمؤمن مراکشی فراگرفته بود. همچنین ابن ابی اصیبعه در کتاب عیون الانباء فی طبقات الاطباء[۲۲] قصیده‌ای منسوب به ابن سینا را آورده که سراینده در آن‌، بر مبنای برخی محاسبات نجومی و با اعتماد به کتاب جفر منسوب به امیر مؤمنان امام علی(ع)، پیشگویی‌هایی کرده است‌.

در نوشته‌های اهل سنّت‌

در نوشته‌های اهل سنت، کتاب جفر بیشتر به امام صادق(ع) نسبت داده شده است‌. ابن خلدون[۲۳] اصل کتاب جفر را از امام جعفر صادق(ع) دانسته که هارون بن سعید (سعد) عجلی‌، پیشوای زیدیان، از وی روایت کرده و در آن حوادثی ذکر شده است که در آینده برای اهل بیت پیامبر اکرم(ص) اتفاق خواهد افتاد و کتاب را به اعتبار پوستی که مطالب روی آن نوشته شده بوده‌، جفر نامیده‌اند. به نظر ابن خلدون‌[۲۴] اگر چه امام جعفر صادق(ع) برخی نزدیکانش را از رخدادهای ناگوار آینده بر حذر می‌داشت و رخدادها درست همانگونه که او پیش بینی کرده بود، به وقوع می‌پیوست‌، اما در وجود چنین کتابی که تنها برخی اشارات عاری از هرگونه دلیل در اعتبار آن رسیده باید تردید کرد.

ابن‌قتیبه[۲۵] نیز به رافضیان درباره ادعای علم باطنی و وجود کتاب جفر نزد آنان خرده گرفته‌؛ زیرا، همان هارون بن سعید که این کتاب را روایت کرده‌، در یکی از سروده‌های خود از جفر و هر که به جفر می‌پردازد، بیزاری جُسته است‌. همچنین بشر بن معتمر هلالی (متوفی ۲۲۶)، رئیس معتزلیان بغداد، در شعری به رافضیان طعنه زده که جفر آنان را غَرّه ساخته است‌.[۲۶] به عقیده ابوزهره،[۲۷] فرقه خطابیه اندیشه‌های راجع به جفر را در میان شیعیان دوازده امامی رواج داد[۲۸] ولی‌، با توجه به گرایش‌های غلوآمیز ابوالخطاب، داعیه‌دار این فرقه‌، و برائت جستن امام صادق(ع) از وی در حضور اصحاب‌،[۲۹] قطعاً قرائت خطابیه از جفر را امامان شیعه تأیید نکرده‌اند.

جامعه یا کتاب علی(ع)

جامعه نیز عنوانی‌است مشهور برای کتابی از علی‌(ع) به املای رسول خدا.[۳۰][۳۱] طبق نوشته‌های برخی عالمان شیعی‌، این اثر نخستین کتاب حدیثی است‌.[۳۲] در روایات و گزارشهای رسیده‌، این کتاب با عنوانهای «کتاب علی»[۳۳][۳۴][۳۵] و «صحیفه»[۳۶][۳۷] نیز آمده است‌. تعدد عنوان‌ها حاکی از تفاوت این کتابها نیست‌، بلکه از ویژگیهای یکسانی که در روایات برای آنها ذکر شده‌، نتیجه گرفته می‌شود که این عنوانها حاکی از یک حقیقت‌اند. البته آقا بزرگ تهرانی از کتاب علی با عنوان امالی رسول الله نام برده و آن را غیر از جفر و جامعه دانسته است.[۳۸]

ویژگی‌های کتاب علی(ع)

بنا بر روایاتی که در وصف این کتاب با عنوانهای پیش گفته وارد شده‌، این کتاب دو ویژگی بارز دارد: یکی این که املای آن را پیامبر اکرم(ص) و نگارش آن را علی(ع) برعهده داشته است‌[۳۹][۴۰] و دوم این که محتوای آن همه احکام و حلال و حرام‌هایی است که مردم در طول اعصار بدان نیاز دارند، حتی در پاره‌ای روایات برای تأکید این امر که مطالب کتاب را پیامبر اکرم(ص) املا فرموده است‌، عبارت «مِنْ فَلَقِ فیهِ» (از میان دو لب مبارکش‌) نیز آمده است‌.[۴۱][۴۲] همچنین برای تأکید بر جامعیت آن‌، در برخی روایات آمده است که «حتی جریمه خراش رساندن»، که از کوچکترین و کم اهمیت‌ترین موضوعات است‌، در این کتاب وجود دارد.[۴۳] شاید یکی از علل نامگذاری این کتاب به جامعه‌، احتوای آن بر جملگی مسائل احکام و حلال و حرام باشد.

کتاب کوچکی که در غلاف شمشیر جا می‌گیرد

نظر به گستردگی کتاب جامعه‌، باید صحیفه یا کتاب کوچکی را که در برخی مصادر اهل سنّت و شیعه، خبر وجود آن روایت شده‌[۴۴][۴۵][۴۶]و حتی آن‌قدر کوچک بوده که در غلاف شمشیر رسول خدا یا علی‌(ع) جای می‌گرفته است‌،[۴۷] مکتوبی غیر از کتاب جامعه دانست‌[۴۸] یا با نظر به محتوای اندک این صحیفه‌، آن را بخشی از کتاب جامعه به شمار آورد. این مدعا با مفاد پاره‌ای از روایات‌[۴۹] همخوانی دارد و حتی عنوان‌هایی دیگر نظیر «صحیفه کتاب‌الفرائض»[۵۰][۵۱] نیز به بخشهایی از کتاب جامعه اشاره دارد؛ یعنی‌، جامعه کتابی با بخش‌های گوناگون بوده است که مردم‌، با توجه به محتوای بخش ها، با نام‌های گوناگون از آن یاد می‌کرده‌اند.[۵۲]

بنا بر مجموع روایات‌، جامعه کتابی جامع و در بردارنده موضوعات گوناگون فقهی‌، مانند نماز، ادعیه، معاملات‌، قضا، شهادت (گواهی دادن به هنگام داوری‌)، حدود و دیات، مسائل ارث و نیز برخی موضوعات اخلاقی و اعتقادی بوده است‌. تعبیرهایی نیز بر گسترده و حجیم بودن کتاب جامعه دلالت دارد، از جمله «طولها سبعون ذراعاً» (درازای آن به‌اندازه هفتاد ذراع است‌)،[۵۳][۵۴] «مِثلُ فَخِذِالبَعیر» (قطر آن مانند ران شتری فربه است‌)؛[۵۵][۵۶] و «کتاباً مَدروجاً عَظیماً» (نوشته‌ای به هم پیچیده و بزرگ‌).[۵۷]

افراد متعددی کتاب جامعه را دیده‌اند

امتیاز مهم جامعه بر دیگر کتاب‌های منسوب به امام علی(ع) این است که به رؤیت افراد متعددی رسیده‌، هر چند که درباره کتاب جفر در روایت آمده است‌: «جز نبی و وصی نبی کسی نمی‌تواند در آن بنگرد».[۵۸][۵۹] به نوشته عبدالحلیم جُندی‌[۶۰] حتی منصور عباسی نیز موفق به رؤیت کتاب جامعه شده است‌. برخی از راویانی که موفق به رؤیت کتاب جامعه یا بخش‌هایی از آن شده‌اند، بدین قرارند: ابوبصیر مرادی،[۶۱][۶۲] عبدالملک بن اَعین،[۶۳] محمدبن مسلم،[۶۴][۶۵] زُراره بن اَعْین،[۶۶][۶۷] مُعَتَّب،[۶۸] ابن‌بُکیر[۶۹] و وهْب‌بن عبداللّه سُوائی.[۷۰] مجید معارف‌[۷۱] نیز بیش از چهل تن را نام برده که برخی از آنان هر چند کتاب جامعه را ندیده‌اند، اصل وجود آن را روایت کرده‌اند.

پیدایش جفر و جامعه

صفار قمی[۷۲] آغاز جفر را در روایتی منسوب به امام موسی‌الکاظم(ع) این‌گونه آورده است که در روزهای پایانی عمر پیامبر(ص)، همه اخبار گذشته و آینده تا روز قیامت و تأویل همه آیات و نام اوصیا از خاندان آن حضرت و آنچه بر ایشان می‌گذرد و نیز توصیه یکایک ایشان و شیعیانشان به صبر، بر آن حضرت وحی شد و پیامبر(ص) به امر خدا آنها را بر علی‌(ع) املا فرمود و آن حضرت نیز با مرکب سبز رنگی که جبرائیل از بهشت آورده بود، این مطالب را بر روی پوست یک جَفْرة (برّه یا بزغاله ماده‌)، که آماده شده بود، نوشت‌. در پایان این روایت تصریح شده است که اوصیای پیامبر(ص) همه اخبار مَلاحِم را از این نوشته برگرفته‌اند.[۷۳][۷۴]

بنا بر روایتی که کلینی[۷۵] نقل کرده است‌، خداوند مشی کلی امامان شیعه را در نوشته‌ای بر رسول خدا نازل کرده است‌؛ احتمالاً این نوشته همان جفر و جامعه است که امام رضا(ع) به هنگام پذیرش ولایتعهدی مأمون از آن یاد کرده و در پایان عهدنامه چنین نوشته است‌: «ولایتعهدی را می‌پذیرم‌، ولی مضمون جفر و جامعه بر خلاف آن دلالت دارند» و گواهانی نیز بر مضمون آن گواهی دادند.[۷۶] در روایتی دیگر آمده است که امام رضا در پایان عهدنامه نوشت‌: «مضمون جفر و جامعه چنین بیان می‌دارد که امر ولایتعهدی بتمامه منعقد نخواهد شد».[۷۷] ابن‌طِقْطَقی' در الفخری فی‌الا´داب السلطانیة،[۷۸] جرجانی در شرح‌المواقف‌[۷۹] و طاشکوپری‌زاده،[۸۰] متن کامل پاسخ امام رضا(ع) را، با اندک اختلافی در واژگان‌، آورده‌اند. به تصریح طاشکوپری‌زاده‌،[۸۱] امر همان‌گونه که امام رضا(ع) پیش‌بینی کرده بود، اتفاق افتاد؛ ولایتعهدی منعقد نشد و مأمون که از ناحیه بنی‌هاشم احساس خطر کرده بود، امام رضا را با سم به شهادت رساند.

جفر و جامعه از ودایع امامت است و از امامی به امام دیگر منتقل می‌شود.[۸۲]

تفکیک جفر و جامعه در منقولات اهل سنّت‌

تفکیک محتوایی که میان دو کتاب جفر و جامعه در گزارش‌های شیعی دیده می‌شود، در غالب منقولات عامه وجود ندارد، حتی در پاره‌ای از گزارش‌های اهل سنّت، که از این دو کتاب به طور جداگانه یاد شده‌، محتوای آن دو، یک چیز معرفی شده است‌.[۸۳] طاشکوپری‌زاده‌، و به تبع او حاجی خلیفه‌، با استحسانی فلسفی عرفانی‌، جفر و جامعه را عبارت از علم اجمالی دانسته‌اند به هر آنچه به نحو کلی یا جزئی در گذشته انجام گرفته است یا در آینده به وقوع خواهد پیوست‌، و در نتیجه‌، جفر را همان لوح قضا (یا عقل کلی‌) و جامعه را همان لوح قَدَر (یا نفس کلی‌) معرفی کرده‌اند.[۸۴]

پانویس

  1. فراهیدی، العین، ج۶، ص۱۱۰.
  2. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۳۹.
  3. صفار قمی‌، ص‌۱۵۳۱۵۶
  4. کلینی‌، ج‌۱، ص‌۲۴۱؛
  5. حرعاملی، وسائل الشیعه ص‌۳۲
  6. مجلسی‌، ج‌۵۱، ص‌۲۲۰
  7. صفار قمی‌، ص‌۱۵۸۱۵۹
  8. اربلی‌، ج‌۲، ص‌۳۸۲؛
  9. کلینی‌، ج‌۱، ص‌۲۴۰
  10. مجلسی‌، ج‌۲۶، ص‌۳۷ ۳۸
  11. مجلسی‌، ج‌۲۶، ص‌۴۲،۴۳، ۴۶، ۴۹
  12. صفار قمی‌، بصائر الدرجات‌،ص ۱۶۰
  13. عاملی‌، ص‌۱۲۵۱۳۳
  14. باجگیران‌، ص‌۴۷ ۴۸
  15. ابن بابویه، معانی‌الاخبار،ص‌۱۰۲ ۱۰۳
  16. ابن بابویه، عیون اخبارالرضا، ص‌۱۹۲۱۹۳
  17. عیاشی‌، ج‌۱، ص‌۲۴۹
  18. صفار قمی‌، ص‌۱۵۰۱۵۲
  19. مجلسی‌، ج‌۲۶، ص‌۲۲، ۲۴
  20. مراکشی‌، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب،ص ۱۸۰
  21. ابن خلکان، ج‌۵، ص‌۴۸
  22. ص‌۴۵۴ ۴۵۷
  23. ابن خلدون، ج‌۱، ص‌۴۱۵۴۱۶
  24. ابن خلدون، ج‌۱، ص‌۴۱۵۴۱۶
  25. ابن‌قتیبه‌، ص‌۴۸۴۹
  26. جاحظ‌، ج‌۶، ص‌۲۸۹
  27. ابوزهره‌، ص‌۲۹، ۹۸
  28. مقریزی‌، ج‌۴، ص‌۱۷۴ ۱۷۵
  29. قاضی نعمان‌، ج‌۱، ص‌۴۹ ۵۰
  30. صفار قمی‌، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد«ص»‌، ص۱۴۲۱۴۶
  31. کلینی‌، ج‌۱، ص‌۲۳۹
  32. صدر، ص‌۲۷۹
  33. قمی‌، ج‌۱، ص‌۲۴۴
  34. صدوق، الامالی،ص ۳۸۵
  35. طوسی‌، الاستبصار، ج‌۱، ص‌۲۵۱؛ ج‌۲، ص‌۶۴
  36. صفار قمی‌، ص‌۱۵۳ ۱۵۵
  37. مجلسی‌، ج‌۲۶، ص‌۲۲، ۲۴ ۲۵
  38. آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ج۲، ص۳۰۶-۳۰۷
  39. کلینی‌، ج‌۷، ص‌۹۳ ۹۴، ۹۸؛
  40. مجلسی‌، بحار، ج ۲۶، ص۲۳ ۲۵
  41. صفار قمی‌، ص‌۱۴۳، ۱۵۲
  42. کلینی‌، ج‌۱، ص‌۲۳۹
  43. مجلسی‌، ج‌۲۶، ص‌۲۲، ۲۴ ۲۵
  44. ابن‌حنبل‌، مسند الامام احمدبن حنبل،ج ۱، ص۱۰۰، ۱۱۹، ۱۵۱
  45. بخاری‌، ج‌۱، ص‌۳۶؛ ج‌۴، ص‌۳۰، ۶۷، ۶۹؛ ج‌۸، ص‌۱۰، ۴۵، ۴۷؛
  46. نسائی‌، ج‌۸، ص‌۱۹، ۲۳۲۴
  47. برقی‌، ج‌۱، ص‌۱۷ ۱۸‌
  48. جلالی‌، ص‌۵۸ -۵۹
  49. صفار قمی‌، ص‌۱۴۴
  50. ابن بابویه،تهذیب الاحکام‌،ج‌۹، ص‌۲۴۷
  51. حر عاملی، ج‌۲۶، ص‌۷۴
  52. باجگیران‌، ص‌۳۹
  53. صفار قمی‌، ص‌۱۵۱۱۵۳، ۱۵۵
  54. کلینی‌، ج‌۱، ص‌۵۹، ۲۹۵؛ ج‌۷، ص‌۱۲۵؛
  55. صفار قمی‌، ص‌۱۷۳
  56. طوسی، تهذیب الاحکام‌، ج‌۹، ص‌۲۷۱
  57. عاملی، وسائل،ج‌۱، ص‌۶۲
  58. مفید، الارشاد،ج ۲، ص۲۴۹۲۵۰
  59. قطب راوندی‌، الخرائج و الجرائح‌،ج ۲، ص۸۹۷
  60. جندی‌، الامام جعفرالصادق‌،ص ۲۰۰
  61. صفار قمی‌، بصائر الدرجات‌،‌ص ۱۴۳
  62. کلینی‌، کافی، ج ۷، ص۱۱۹
  63. صفار قمی‌، بصائر الدرجات‌،‌ص ۱۵۳
  64. کلینی‌، کافی، ج ۶، ص۲۱۹۲۲۰
  65. طوسی، تهذیب الاحکام،ج ۹، ص۲
  66. طوسی‌، الاستبصار،ج ۱، ص۳۸۷
  67. کلینی‌، کافی، ج ۷، ص۹۴ ۹۵
  68. صفار قمی‌، بصائر الدرجات‌،ص ۱۴۵
  69. کلینی‌، کافی،‌ج ۳، ص۳۹۷
  70. ابن‌بطریق‌، عمدة عیون صحاح‌الاخبار فی مناقب امام الابرار،ص ۳۱۴
  71. معارف‌، پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه‌،ص ۴۳ ۴۵
  72. صفار قمی‌، بصائر الدرجات‌،ص ۵۰۶ - ۵۰۷
  73. آملی‌، نفائس‌الفنون فی عرایس العیون‌،ج ۲، ص۹۳۹۴
  74. مجلسی‌، بحار، ج ۲۶، ص۲۶- ۲۷
  75. کلینی، کافی، ج‌۱، ص‌۲۷۹۲۸۰
  76. مجلسی‌، بحار، ج‌۴۹، ص۱۴۸۱۵۳
  77. جرجانی‌، شرح‌المواقف‌،ج ۶، ص‌۲۲
  78. ابن‌طِقْطَقی‌' در الفخری فی‌الا´داب السلطانیة،ص‌۲۶۰
  79. جرجانی‌، شرح‌المواقف‌،ج ۶، ص‌۲۲
  80. طاشکوپری‌زاده‌، کتاب مفتاح ‌السعادة و مصباح السیادة‌، ج ۲، ص۴۲۵
  81. طاشکوپری‌زاده‌، کتاب مفتاح ‌السعادة و مصباح السیادة‌، ج ۲، ص۴۲۶
  82. كلينی، الكافى، ج۱، ص۲۳۹؛ شیخ مفيد، الإرشاد، ج۲، ص۱۸۶
  83. جرجانی‌، شرح‌المواقف‌،ج ۶، ص۲۲
  84. طاشکوپری‌زاده‌، کتاب مفتاح ‌السعادة و مصباح السیادة‌،ج ۲، ص۴۲۵؛ حاجی خلیفه، ج ۱، ستون ۵۹۱

منابع

  • فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، تصحیح: مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم، هجرت، ‍۱۴۱۰ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح: علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • شمس‌الدین محمدبن محمود آملی‌، نفائس‌الفنون فی عرایس العیون‌، ج ۲، چاپ ابراهیم میانجی‌، تهران ۱۳۷۹.
  • ابن‌ابی‌اصیبعه‌، عیون الانباء فی طبقات الاطباء، چاپ نزار رضا، بیروت ۱۹۶۵.
  • ابن‌اثیر، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، چاپ محمود محمد طناحی و طاهر احمد زاوی‌، بیروت ۱۳۸۳/۱۹۶۳، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش‌.
  • ابن‌بابویه، الامالی، قم ۱۴۱۷.
  • صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، نجف ۱۹۷۲، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش‌.
  • صدوق، علل الشرایع، نجف ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست قم‌، بی‌تا.
  • صدوق، عیون اخبارالرضا، چاپ حسین اعلمی‌، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
  • صدوق، کتاب‌الخصال، چاپ علی‌اکبر غفاری‌، قم ۱۳۶۲ ش‌.
  • صدوق، کتاب من لایحضره الفقیه، چاپ علی‌اکبر غفاری‌، قم ۱۴۱۴ق.
  • صدوق، معانی‌الاخبار، چاپ علی‌اکبر غفاری‌، قم ۱۳۶۱ ش‌.
  • ابن‌بطریق‌، عمدة عیون صحاح‌الاخبار فی مناقب امام الابرار، قم ۱۴۰۷.
  • ابن‌حنبل‌، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت‌: دارصادر، بی‌تا.
  • ابن‌سینا، کنوز المعزّمین، چاپ جلال‌الدین همائی‌، تهران ۱۳۳۱ ش‌.
  • کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
  • مجلسی، محمدباقربن، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، ج ۲۹۳۰، چاپ عبدالزهراء علویه، بیروت، بی‌تا.
  • ابن‌طقطقی‌، الفخری فی الا´داب السلطانیة و الدول الاسلامیة، چاپ و. آلوارت‌، گریفزولت ۱۸۵۸.
  • ابن‌قتیبه‌، کتاب تأویل مختلف الحدیث‌، قاهره‌: مکتبة المثنی‌، بی‌تا.
  • ابن‌منظور؛ محمد ابوزهره‌، الامام الصادق‌: حیاته و عصره‌، آراؤه و فقهه‌، قاهره ۱۹۹۳.
  • اربلی‌، علی‌بن حسین‌، کشف‌الغمة فی معرفة الائمة، چاپ هاشم رسولی محلاتی‌، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
  • بخاری‌، محمدبن اسماعیل‌، صحیح‌البخاری، [ چاپ محمد ذهنی‌افندی ]، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
  • برقی‌، احمدبن محمد، کتاب‌المحاسن‌، چاپ جلال‌الدین محدث ارموی‌، قم‌، ۱۳۳۱ ش‌
  • بونی‌، احمدبن علی‌، شمس‌المعارف الکبری و لطائف‌العوارف‌، قم ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
  • جاحظ‌، عمروبن بحر، کتاب‌الحیوان، چاپ عبدالسلام محمد هارون‌، مصر، ۱۳۸۵۱۳۸۹/ ۱۹۶۵۱۹۶۹، چاپ افست بیروت ۱۳۸۸/۱۹۶۹.
  • جرجانی‌، علی‌بن محمد، شرح‌المواقف، چاپ محمد بدرالدین نعسانی‌حلبی‌، مصر ۱۳۲۵/۱۹۰۷، چاپ افست قم ۱۳۷۰ ش‌.
  • جندی‌، عبدالحلیم‌، الامام جعفرالصادق، قاهره ۱۳۹۷/۱۹۷۷.
  • جوهری‌، اسماعیل‌بن حماد، الصحاح‌: تاج‌اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت‌، بی‌تا. چاپ افست تهران ۱۳۶۸ ش‌.
  • باجگیران‌، محسن حسین‌زاده‌، «پژوهشی درباره کتاب جامعه»، نشریه دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد،ش ۵۱ و ۵۲، بهار و تابستان ۱۳۸۰.
  • حسینی جلالی‌، محمدرضا، تدوین السنة الشریفة، قم ۱۳۷۱ ش‌.
  • صدر، حسن‌، تأسیس الشیعة لعلوم الاسلام، [ بغداد ۱۳۷۰ ]، چاپ افست تهران‌، بی‌تا.
  • صفار قمی‌،محمدبن حسن‌، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد «ص»، چاپ محسن کوچه باغی تبریزی‌، قم‌، ۱۴۰۴ق
  • اطاشکوپری‌زاده‌، حمدبن مصطفی‌، کتاب مفتاح ‌السعادة و مصباح السیادة، ج ۲، حیدرآباد دکن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
  • طبرسی‌، احمدبن علی‌، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوی خرسان‌، نجف ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست قم‌، بی‌تا.
  • طوسی‌، محمدبن حسن‌، الاستبصار، چاپ حسن موسوی خرسان‌، تهران ۱۳۹۰.
  • طوسی‌، محمدبن حسن‌، تهذیب الاحکام‌، چاپ حسن موسوی خرسان‌، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
  • عاملی‌، اکرم احمد برکات‌، حقیقة الجفرعند الشیعة، بیروت ۱۴۱۶/۱۹۹۵.
  • عیاشی‌، محمدبن مسعود، کتاب‌التفسیر، چاپ هاشم رسولی محلاتی‌، قم ۱۳۸۰۱۳۸۱، چاپ افست تهران‌، بی‌تا.
  • فیومی‌، احمدبن محمد، المصباح‌المنیر، بیروت ۱۹۸۷.
  • قاضی نعمان‌، نعمان‌بن محمد، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام‌، و القضایا و الاحکام، چاپ آصف‌بن علی‌اصغر فیضی‌، قاهره [ ۱۹۶۳ ۱۹۶۵ ]، چاپ افست‌، قم‌، بی‌تا.
  • قطب راوندی‌، سعیدبن هبه اللّه‌، الخرائج و الجرائح، قم‌، ۱۴۰۹.
  • قمی‌، علی‌بن ابراهیم‌، تفسیرالقمی‌، چاپ طیب موسوی جزائری‌، قم‌، ۱۴۰۴.
  • کشّی‌، محمدبن عمر، اختیار معرفة الرجال، تلخیص‌، محمدبن حسن طوسی‌، چاپ حسن مصطفوی‌، مشهد، ۱۳۴۸ ش‌.
  • كلينى‏، الكافى‏، دوم، تهران، اسلامية، ۱۳۶۲ش.
  • مدیرشانه‌چی‌، کاظم‌، علم‌الحدیث‌، مشهد، ۱۳۵۴ ش‌.
  • مراکشی‌، عبدالواحدبن علی‌، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، چاپ محمد سعید عریان‌، قاهره‌، ۱۳۶۸/۱۹۴۹.
  • زبیدی‌، محمدبن محمد مرتضی‌، تاج‌العروس من جواهرالقاموس‌، ج ۱۰، چاپ ابراهیم ترزی‌، کویت‌، ۱۳۹۲/۱۹۷۲.
  • معارف‌، مجید، پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه، تهران‌، ۱۳۷۴ ش‌.
  • شيخ مفيد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، قم، كنگره شيخ مفيد، ۱۴۱۳ق.
  • مقریزی‌، احمدبن علی‌، کتاب الخطط المقریزیة، ج ۴، مصر، ۱۳۲۶.
  • نسائی‌، احمدبن علی‌، سنن النسائی، بشرح جلال‌الدین سیوطی و حاشیه نورالدین‌بن عبدالهادی سندی‌، استانبول‌، ۱۴۰۱/۱۹۸۱.

پیوند به بیرون