ابوالجارود

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
ابوالجارود
زادروز سالهای پایانی قرن نخست هجری
درگذشت بین ۱۵۰ تا ۱۶۰ق
ملیت ایرانی
نقش‌های برجسته بنیان‌گذار فرقه جارودیه
دین اسلام

زیاد بن منذر معروف به ابوالجارود، بنیان‌گذار فرقه جارودیه که به سبب اندیشه‌های خاص و عدم پای‌بندی به تقیه از سوی امام باقر(ع) طرد شد.

نام، کنیه و نسب

در بیشتر منابع نام او به صورت زیاد بن منذر آمده است.[۱] زیاد بن ابی زیاد، گونه دیگری که برای نام او آورده‌اند،[۲] احتمالاً بر اثر خلط با نام یزید بن ابی زیاد، از محدثان مشهور که در قیام زید شرکت گسترده داشت،[۳] پدید آمده است.

در منابع به او، کنیه دوم «ابوالنجم»[۴] و نسبتهای «عبدی»[۵] و «ثقفی» نیز داده شده که تنها نسبت اخیر در منابع کهن رجالی تکرار شده است.[۶]

گاه نیز او را منسوب به قبیله «همدان» و به ویژه از تیرۀ «خارِف» بر شمرده‌اند.[۷]

تبارنامه

اطلاعات پراکنده‌ای حاکی از ایرانی تبار بودن ابوالجارود وجود دارد که باید با احتیاط تلقی شود:

طوسی در رجال[۸] بدون اشاره به تبار نیاکان، او را «مولا» خوانده است.سعد اشعری[۹] از وی به عنوان «اعجمی» یاد کرده و بعید نیست که گفتار او ناشی از خلط با شاعری به نام زیاد اعجم (درگذشت حدود ۱۰۰ق)[۱۰] بوده باشد؛ برخی نیز، رئیس فرقه جارودیه را «خراسانی» دانسته‌اند.[۱۱]

باتوجه به اینکه ابوالجارود از ابوالطفیل عامر بن واثله (درگذشت حداکثر ۱۱۰ق/۷۲۸م) روایت کرده، دیرترین تاریخی که برای تولد او می‌توان ذکر کرد، سال‌های پایانی قرن نخست هجری است، اما روایتی که در آن، او خطاب به امام باقر(ع) خود را «کبیر السّن» خوانده است، با این تخمین سازگاری ندارد.[۱۲] به هر روی، در اینکه ابوالجارود، محضر امام سجاد(ع) را درک کرده باشد، تردید وجود دارد؛ به‌ویژه با توجه به اینکه وی در روایت از امام سجاد(ع) با واسطه فرزند ایشان، عبدالله روایت می‌کند[۱۳] و در یک مورد روایت مستقیم وی از امام سجاد(ع)،[۱۴] امکان افتادگی وجود دارد.[۱۵]

از اصحاب امام باقر(ع)

ابوالجارود از اصحاب امام باقر(ع) بود و از روایات بسیاری که از آن حضرت نقل کرده، می‌توان به ارتباط نزدیک او با آن امام پی برد.

وی، به سبب اندیشه‌های خاص و عدم پای‌بندی به تقیه که شیعیان در آن دوره به آن ملزم بودند از سوی امام طرد شد و گفته‌اند که امام(ع) به او «سُرحُوب» (شیطان کور ساکن دریا) لقب داده بود.[۱۶] ولی آیت‎ الله خویی به شدت منکر این تسمیه است.[۱۷] بنابر پاره‌ای روایات مندرج در معرفه الرجال کشی،[۱۸] ابوالجارود در دورۀ امامت حضرت صادق(ع) نیز به جهت حفظ عقایدش مورد طعن و نکوهش آن امام قرار گرفت.

گرایش به زید بن علی

نگرش ابوالجارود به مسأله امامت و عدم پای‌بندی به تقیه او را از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) دور ساخت و موجب شد تا به سمت زید بن علی بگراید. ابوالجارود خطبه زید بن علی به هنگام خروج[۱۹] و نیز روایات و پرسش‌های فقهی و تفسیری از وی روایت کرده است.[۲۰] او از یحیی بن زید نیز استماع حدیث کرده است.[۲۱]

ابوالجارود در پی قیام زید بن علی (۱۲۲ق/۷۴۰م) همراه او شد،[۲۲] ولی برخی روایات موجود درباره فعالیت‌های او در جریان قیام زید چندان قابل اعتماد نیست، از آن‌جمله این روایت که او همراه با فضیل بن زبیر رسّان، در جلب حمایت ابوحنیفه از قیام زید، کوشش کرد.

درگذشت

برخی او را یکی از مقتولان قیام زید در سال ۱۲۲ق دانسته‎اند اما شواهدی بر خلاف آن وجود دارد و نشان می‎دهد او تا نیمه دوم قرن دوم زنده بوده است. از جمله شواهد آن است که در میان راویانِ ابوالجارود، نامِ حسن بن محبوب (زنده در ۱۴۹ق)[۲۳] و عبدالله بن حمّاد انصاری (زنده در ۲۲۹ق)[۲۴] به چشم می‌خورد. علاوه بر آنان، کسانی چون محمد بن سنان،[۲۵] محمدبن بکر ارحبی،[۲۶] ابومِخنف[۲۷] و نصر بن مزاحم[۲۸] از او استماع نموده‌اند. ابن حجر نیز،مرگِ ابوالجارود را بین ۱۵۰ تا ۱۶۰ق دانسته است.[۲۹]

از دیدگاه علمای رجال

از دیدگاه اهل سنت

ابوالجارود در کتب رجالی اهل سنت سخت مطعون است، تا بدانجا که روایت حدیث از وی را روا ندانسته‌اند.[۳۰]

از دیدگاه امامیه

  • عبارات کتب رجال امامیه نیز غالباً با نقل اقوال ائمه(ع) در لعن و ذم او همراه است.[۳۱]
  • ابن غضائری[۳۲] ضمن اینکه معتقد است «حدیث ابوالجارود در احادیث امامیه بیشتر از احادیث زیدیه از او است»[۳۳] اما در عین حال متذکر شده که امامیه احادیث او را مکروه دانسته و بیشتر به روایت‎هایی که از قول محمدبن بکر ارحبی از او نقل شده باشد، اعتماد داشته‌اند تا روایات محمد بن سنان؛[۳۴] بدین ترتیب از شدت کراهت کاسته شده است.
  • از سوی دیگر برخی از علمای شیعه همچون شیخ مفید نقل روایت از او را جایز دانسته و او را در زُمرۀ رجالی برشمرده که احادیث فقهی از آنان روایت می‌شود.[۳۵] همچنانکه ابن قولویه با نقل روایت از او در کامل الزیارات[۳۶] جواز علمی نقل روایات از ابوالجارود را صادر کرده است.[۳۷]

از این‌رو عجیب نیست که روایات وی، در سطح گسترده‌ای در کتب معتبر امامیه نظیر اصول کافی کلینی، تفسیر فرات کوفی و تفسیر علی بن ابراهیم قمی نقل شده است.[۳۸] همچنین روایات فقهی فراوانی از او غالباً به روایت محمد بن بکر ارحبی در امالی احمد بن عیسی[۳۹] و نیز دیگر منابع زیدی[۴۰] یافت می‌شود.

تالیفات

در مآخذ، دو اثر به وی نسبت داده شده است، یکی اصل و دیگری التفسیر که وی مدعی بود، مضامین آنها را از امام باقر(ع) شنیده بوده است.

  1. اصل منسوب به ابوالجارود را کثیر بن عیاش روایت کرده است که گفته‌اند در ماجرای خروج ابوالسرایا در ۲۰۰ق شرکت داشت.[۴۱]
  2. از تفسیر وی که بیشتر به تفسیر امام باقر(ع) شهرت داشته است،[۴۲] بخشهایی در کتاب تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم قمی نقل شده است.[۴۳] همچنین این تفسیر مورد استفادۀ کسانی چون فرات کوفی[۴۴] و عیاشی[۴۵] قرار گرفته است،[۴۶] در حالی که اهل سنت با این تفسیر سخت مخالفت می‌ورزیده‌اند.[۴۷] و دارقطنی محدث شهیری مانند ابن شاهین را به سبب استفاده از تفسیر ابوالجارود در تفسیر خود، سخت مورد نکوهش قرار داده است.[۴۸]

اعتقادات

  • به عقیدۀ ابوالجارود پس از حسنین(ع) نص قطع گردیده است، اما امامت از فرزندان فاطمه(س) خارج نشدنی است. او می‌پنداشت هر که از فرزندان فاطمه(ع) مردم را به سوی خود بخواند، امام «مفترض الطاعه» است و بر مردم است که او را امام بدانند.[۴۹] از این‌رو، وی از ابوبکر و عمر برائت جست و آنان را غاصبان خلافت خواند.[۵۰] به عقیدۀ ابوالجارود که در این قسمت، با عقیدۀ دیگر زیدیان مشترک است، تشخیص دقیق امام افضل، به سبب کثرت فرزندان فاطمه(ع) دشوار است و از این‌رو، شرط امامت، «خروج» است.
  • وی همچنین، معتقد بود که امام به هنگام بروز حوادث، آنچه را باید انجام دهد، به وی الهام می‌شود.[۵۱] دور از انتظار نیست که عقاید منسوب به فرقه جارودیه، با عقاید ابوالجارود، به عنوان بنیان‌گذار آن، در منابع فرقه شناختی تفکیک پذیر باشد.

پانویس

  1. یحیی بن معین، التاریخ، ج ۳، ص ۳۶۶ و ص ۴۴۵؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج ۲(۱)، ص ۳۷۱؛ طوسی، رجال، ص ۱۲۲ و ص ۱۹۷
  2. رجوع کنید به: خوارزمی، مفاتیح العلوم، ص ۲۹؛ شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص ۱۴۰
  3. رجوع کنید به: ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص ۱۴۵؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۶، ص ۱۳۲-۱۳۳
  4. ابن ندیم، ۲۲۶
  5. مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص ۲۰۸
  6. رجوع کنید به: بخاری، التاریخ الکبیر، ج ۲(۱)، ص ۳۷۱؛ مسلم بن حجاج نیشابوری، الکنی والاسماء، ص ۹۶؛ ابن حبان، المجروحین، ج۱، ص ۳۰۶
  7. رجوع کنید به:ابن غضائری، تیسیر المطالب من امالی الامام ابی‌طالب، ص ۱۰؛ نجاشی، رجال، ص ۱۷۰؛ طوسی، رجال، ص ۱۲۲، ۱۹۷
  8. طوسی، رجال، ص ۱۲۲، ۱۹۷
  9. اشعری، المقالات والفرق، ص ۱۸
  10. رجوع کنید به: ابن شاکر، فوات الوفیات، ج۲، ص ۲۹-۳۰
  11. رجوع کنید به: حمیری، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، ج۱، ص ۳۰۸
  12. رجوع کنید به: راوندی، الدعوات، ص ۱۳۵
  13. رجوع کنید به: احمد بن عیسی، امالی (رأب الصدع)، ج ۱، ص ۶۴۹، و ج۲، ص ۷۱۱
  14. کلینی، الکافی، ج۱، ص ۲۲۱
  15. رجوع کنید به: خوئی، معجم رجال الحدیث، ج۷، ص ۱۶۳
  16. رجوع کنید به: نوبختی، فرق الشیعه، ص ۴۸-۴۹؛ کشی، معرفه الرجال، ص ۲۲۹
  17. زیدیه تاریخ و عقاید، ص۴۸.
  18. کشی، معرفه الرجال، ص ۲۳۰-۲۳۱
  19. ابوطالب، تیسیر، ۱۹۵-۱۹۶؛ سیاغی، الروض النضیر، ج۱، ص ۱۲۹
  20. رجوع کنید به: فرات، تفسیر، ص ۱۲۷-۱۲۸؛ المرشدبالله، الامالی، ج۲، ص ۴۲، ص ۷۵؛ قاسم بن محمد، الاعتصام بحبل الله المتین، ج۳، ص ۲۲۱؛ احمدبن عیسی، امالی (رأب الصدع)، ج۲، ص ۹۰۱
  21. رجوع کنید به: ابوطالب، تیسیر، ص ۳۱۲؛ مادلونگ، ص ۴۴؛ قس: احمد بن عیسی، امالی (رأب الصدع)، ج۱، ص ۱۹۷
  22. نجاشی، رجال، ص ۱۷۰
  23. رجوع کنید به: کشی، اختیار طوسی، ص۵۸۴؛ ابن بابویه، فقیه من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۳۲
  24. رجوع کنید به: ابن ابی زینب، الغیبه، ص۱۰۱
  25. کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۰۴ و ج۸، ص۲۶۳، جاهای مختلف
  26. ابوعبدالله علوی، الاذان بحی علی خیرالعمل، ص۱۶، ۱۷، ۸۷، جاهای مختلف
  27. طبری، تاریخ، ج۲، ص۶۷۶
  28. خطیب، تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۸۲؛ ابو عبدالله علوی، الاذان بحی علی خیرالعمل، ص۷۵؛ احمد بن عیسی، امالی (رأب الصدع)، ج۱، ص۱۹۷
  29. ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۸۷، به نقل از بخاری.
  30. رجوع کنید به:یحیی بن معین، التاریخ، ج۳، ص ۴۵۶؛ احمدبن حنبل، الملل و معرفه الرجال، ج۳، ص ۳۸۲؛ ابن عدی، الکامل فی الضعفاء، ج۳، ص ۱۰۴۶-۱۰۴۸
  31. کشی، معرفه الرجال، ص ۲۲۹-۲۳۰؛ علامۀ حلی، رجال، ص۲۲۳
  32. غضائری، تیسیر المطالب من امالی الامام ابی‌طالب، ص ۱۰-۱۱
  33. فرمانیان / موسوی نژاد،زیدیه تاریخ و عقاید، ص۴۹.
  34. خویی،معجم رجال الحدیث، ج۷، ص ۳۲۱ ۳۲۶.
  35. مفید، الرساله العددیه، ص ۱۲۹
  36. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۴۷
  37. فرمانیان / موسوی نژاد، ص۴۹.
  38. رجوع کنید به:خوئی، معجم رجال الحدیث، ج۲۱، ص ۳۴۹-۳۵۱
  39. رجوع کنید به:احمد بن عیسی،امالی، ج۱، ص ۴۹، ۵۵، ص ۱۰۷-۱۰۸، و ج۲، ص ۹۰۱، ۹۳۶، جاهای مختلف
  40. رجوع کنید به:ابوطالب، تیسیر، ص ۳۲، ۳۴؛ المرشد بالله، یحیی بن حسین، الامالی، ج۱، ص ۱۷، ۱۴۹، جاهای مختلف
  41. طوسی، فهرست، ص ۷۲-۷۳
  42. ابن ندیم، ص ۳۶
  43. رجوع کنید به:آقابزرگ، الذریعه، ج۴، ص ۳۰۲-۳۱۰
  44. فرات کوفی، تفسیر، ص ۱۰۱، ۱۲۰، ۱۴۷، جاهای مختلف
  45. عیاشی، تفسیر، ج۱، ص۱۷، ۸۶، ۳۳۳
  46. ابن طاووس، سعدالسعود، ص ۱۲۱-۱۲۲
  47. ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج ۱(۲)، ص۵۴۶
  48. خطیب، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص ۲۶۷
  49. ناشیء اکبر، مسائل الامامه، ص ۴۲
  50. حمیری، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، ج۱، ص ۳۰۸
  51. ناشیء اکبر، مسائل الامامه، ص ۴۳

منابع

  • آقابزرگ، الذریعه.
  • ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۱ق/۱۹۵۲م.
  • ابن ابی زینب، محمدبن ابراهیم، الغیبه، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • ابن بابویه، محمدبن علی، فقیه من لایحضره الفقیه، به کوشش حسن موسوی خرسان، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
  • ابن حبان، محمد، المجروحین، به کوشش محمود ابراهیم زاید، بیروت، ۱۳۹۶ق.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۵ق.
  • ابن شاکر کتبی، محمد، فوات الوفیات، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۷۳م.
  • ابن طاووس، علی بن موسی، سعدالسعود، نجف، ۱۳۶۹ق/۱۹۵۰م.
  • ابن عدی، عبدالله، الکامل فی الضعفاء، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
  • ابن غضائری، احمدبن حسین، الافاده، نسخه خطی کتابخانه واتیکان، شم ۱۱۵۹.
  • ابن غضائری، تیسیر المطالب من امالی الامام ابی‌طالب، به کوشش یحیی عبدالکریم فضیل، بیروت، ۱۳۹۵ق/۱۹۷۵م.
  • ابوعبدالله علوی، محمدبن علی، الاذان بحی علی خیرالعمل، به کوشش یحیی عبدالکریم فضیل؛ دمشق.
  • ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، به کوشش احمد صقر، قاهره، ۱۳۶۸ق/۱۹۴۹م.
  • احمدبن حنبل، الملل و معرفه الرجال، به کوشش وصی الله عباس، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
  • احمد بن عیسی، امالی (رأب الصدع)، تدوین محمد بن منصور، به کوشش علی بن اسماعیل صنعانی، بیروت، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
  • اشعری، سعدبن عبدالله، المقالات والفرق، به کوشش محمد جواد مشکور، تهران، ۱۹۶۳م.
  • اشعری، علی بن اسماعیل، مقالات الاسلامیین، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره، ۱۳۶۹ق/۱۹۵۰م.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
  • بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، بخش مربوط به امام حسن و امام حسین(ع)، به کوشش محمد باقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۷ق/۱۹۷۷م.
  • حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل، به کوشش محمد باقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۴م.
  • حمیری، نشوان بن سعید، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، به کوشش عبدالله جرافی، بیروت، عالم الکتب.
  • خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ۱۳۴۹ق.
  • خوارزمی، مفاتیح العلوم، به کوشش فان فلوتن، لیدن، ۱۸۹۵م.
  • خوئی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و حسین اسد، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
  • راوندی، سعید بن هبه الله، الدعوات، قم، ۱۴۰۷ق.
  • سیاغی، حسین بن احمد، الروض النضیر، طائف، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.
  • شهرستانی، عبدالکریم بن احمد، الملل و النحل، به کوشش محمد فتح الله بدران، قاهره، ۱۳۷۵ق/۱۹۵۶م.
  • طبری، تاریخ، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۷۹-۱۸۸۱م.
  • طبری، تفسیر.
  • طوسی، محمدبن حسن، رجال، به کوشش محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۱م.
  • طوسی، فهرست، به کوشش محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، کتابخانه مرتضویه.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، نجف، ۱۳۸۱ق/۱۹۶۱م.
  • عیاشی، محمدبن مسعود، تفسیر، به کوشش هاشم رسولی محلاتی، تهران، ۱۳۸۰ق.
  • فرات بن ابراهیم کوفی، تفسیر، نجف، ۱۳۵۴ق.
  • فرمانیان، مهدی/ موسوی نژاد، سید علی، زیدیه «تاریخ و عقاید»، قم، ۱۳۸۶ش.
  • قاسم بن محمد، الاعتصام بحبل الله المتین، به کوشش احمد زباره، صنعا، ۱۴۰۳-۱۴۰۸ق.
  • کشی، محمد، معرفه الرجال، اختیار طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ۱۳۴۸ش.
  • کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تهران، ۱۳۴۸ش.
  • المرشد بالله، یحیی بن حسین، الامالی، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، بیروت، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
  • مسلم بن حجاج نیشابوری، الکنی والاسماء، به کوشش مطاع رابیشی، دمشق، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
  • مفید، محمد بن محمد، «الرساله العددیه»، ضمن الدر المنثور، قم، ۱۳۹۸ق.
  • ناشیء اکبر، عبدالله بن محمد، مسائل الامامه، به کوشش یوزف فان اس، بیروت، ۱۹۷۱م.
  • نجاشی، احمدبن علی، رجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ۱۴۰۷ق.
  • نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، به کوشش هلموت ریتر، استانبول، ۱۹۳۱م.
  • یحیی بن معین، التاریخ، به کوشش احمد محمد نورسیف، ریاض، ۱۳۹۹ق/۱۹۷۹م.
  • Madelung, W., Der Imam al-Qāsim ibn Ibrāhīm und die Glaubenslehre der Zaiditen, Berlin, 1965.
  • Van Arendonk, C., Les Debuts de l'imāmat zaidite au Yemen, tr. J. Ryckmans, Leiden, 1960.

پیوند به بیرون

منبع مقاله: دائره المعارف بزرگ اسلامی