پرش به محتوا

تبرج

مقاله متوسط
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ارزیابی نشده
از ویکی شیعه

تَبَرُّج خودنمایی و آشکار کردن زینت‌های زنانه در انظار عمومی است.[۱] در آیه ۳۳ سوره احزاب، همسران پیامبر(ص) از خودنمایی مانند دوران جاهلیت و آشکار کردن زینت‌های خود برای افراد نامحرم نهی شده‌اند. مفسران ذیل آیه تأکید کرده‌اند که حکم تبرّج شامل همه زنان است و منحصر کردن آن به زنان پیامبر ناصحیح است.[۲] همچنین براساس دیگر آیات قرآنی، به ویژه آیه ۳۵ سوره احزاب که خطاب به مردان و زنان مؤمن است، مردان نیز ملزم به رعایت حدود شرعی هستند و مفهوم تبرّج صرفاً به زنان محدود نمی‌شود.[۳]

در قرآن نمونه‌هایی از تبرّج زنان ذکر شده است، از جمله سخن‌گفتن تحریک‌آمیز[۴] و نمایان‌ساختن زیورهایی که پوشیده است یا کوبیدن پا بر زمین هنگام راه رفتن به قصد جلب‌توجه.[۵] احادیث نیز به مصادیق دیگری از تبرّج اشاره کرده و بر نهی از آنها تأکید دارند؛ مانند پوشیدن لباس‌های بدن‌نما، شباهت به مردان و استعمال بیش از حد بوی خوش که موجب جلب توجه مردان می‌شود. روایت‌های معروفی از قَتاده، مجاهد و مُقاتل تبرّج در جاهلیت را به قصد دلربایی از مردان تفسیر کرده‌اند.[۶]

فقیهان براساس آیات و احادیث، تبرّج را حرام شمرده‌اند و آن را هرگونه عملی که زن برای خودنمایی، جلوه‌گری یا جلب توجه مردان بیگانه انجام دهد، دانسته‌اند.[۷] این مفهوم تنها به پوشش ظاهری محدود نیست، بلکه شامل رفتار و منش غیرمتین نیز می‌شود و معنایی فراتر از حجاب و ستر دارد. با این حال، رعایت حدود حجاب صرفاً از نفی تبرّج به دست نمی‌آید و احتراز از تبرّج، هرچند از نظر اخلاقی ممدوح و گاهی ضروری است، به تنهایی موجب استغنای زنان مسلمان از حجاب نمی‌شود.[نیازمند منبع]

پانویس

  1. ابن‌درید، جمهرة اللغة، ۱۹۸۸م، ج۱، ص۲۶۵؛ فراهیدی، کتاب العین، ۱۴۰۵ق، ذیل «برج».
  2. ابن‌کثیر، تفسیر القرآن، داراحیاء التراث العربی، ج۳، ص۷۹۶؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۷۹.
  3. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۱۳.
  4. سوره احزاب، آیه ۳۲.
  5. سوره نور، آیه ۳۱.
  6. ابن‌کثیر، تفسیر القرآن، داراحیاء التراث العربی، ج۳، ص۷۹۷.
  7. مصطفوی، التحقیق، ۱۴۱۶ق، ذیل «برج»؛ زحیلی، الفقه الاسلامی، ۱۴۱۸ق، ج۹، ص۶۸۵۲.

منابع

  • ابن‌درید، محمد بن الحسن، جمهرة اللغة، تصحیح رمزی منیر بعلبکی، بیروت، بی‌نا، ۱۹۸۸م.
  • ابن‌فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، مصحح عبدالسلام محمد هارون، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیرالقرآن العظیم، مصحح علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تصحیح محمد سید کیلانی، تهران، مرتضوی، ۱۳۳۲ش.
  • زحیلی، وهبه، الفقه الاسلامی وادلّته، دمشق،‌ دار الفکر، ۱۴۱۸ق.
  • طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، تصحیح مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم،‌ دار الهجرة، ۱۴۰۵ق.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، قاهره، بی‌نا، ۱۳۸۷ق.
  • مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۶ق.

پیوند به بیرون