پرش به محتوا

اسراف

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
اخلاق
آیات اخلاقی
آیات افکآیه اخوتآیه اطعامآیه نبأآیه نجواآیه مشیتآیه برآیه اصلاح ذات بینآیه ایثار
احادیث اخلاقی
حدیث قرب نوافلحدیث مکارم اخلاقحدیث معراجحدیث جنود عقل و جهل
فضایل اخلاقی
تواضعقناعتسخاوتکظم غیظاخلاصخشیتحلمزهدشجاعتعفتانصافاصلاح ذات البینعیب‌پوشیبلاکشی
رذایل اخلاقی
تکبرحرصحسددروغغیبتسخن‌چینیتهمتبخلعاق والدینحدیث نفسعجبعیب‌جوییسمعهقطع رحماشاعه فحشاءکفران نعمت
اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفسنفس لوامهنفس امارهنفس مطمئنهمحاسبهمراقبهمشارطهگناهدرس اخلاقاستدراج
عالمان اخلاق
ملامهدی نراقیملا احمد نراقیمیرزا جواد ملکی تبریزیسید علی قاضیسید رضا بهاءالدینیسید عبدالحسین دستغیبعبدالکریم حق‌شناسعزیزالله خوشوقتمحمدتقی بهجتعلی‌اکبر مشکینیحسین مظاهریمحمدرضا مهدوی کنی
منابع اخلاقی
قرآننهج البلاغهمصباح الشریعةمکارم الاخلاقالمحجة البیضاءرساله لقاءالله (کتاب)مجموعه وَرّامجامع السعاداتمعراج السعادةالمراقبات

اسراف از گناهان بزرگ به معنای خروج از حد اعتدال و تجاوز از حدود عقلایی، شرعی یا عرفی است. این مفهوم در منابع اسلامی، تنها به زیاده‌روی در مصرف محدود نمی‌شود، بلکه هرگونه افراط و تعدی از مرزهای الهی در عرصه‌های اعتقادی، اخلاقی، رفتاری، اجتماعی و اقتصادی را دربر می‌گیرد.

پژوهشگران، تبذیر را یکی از مصادیق اسراف دانسته‌اند که بیشتر به مصرف و اتلاف نابجای اموال مربوط می‌شود. بر پایه منابع، اعتدال معیار تشخیص اسراف است و عواملی مانند پیروی از هواهای نفسانی، غفلت از یاد خدا، ناسپاسی، تکبر، خودبینی، چشم‌وهم‌چشمی و تربیت نادرست از مهم‌ترین زمینه‌های گرایش به آن به شمار آمده‌اند.

منابع قرآنی و روایی، اسراف را دارای مصادیق گسترده‌ای در حوزه‌های مختلف می‌دانند. در حوزه اعتقادی، شرک، انکار خدا و پیامبران و تکذیب آیات الهی، و در حوزه اخلاقی و اجتماعی، گناه، دلبستگی افراطی به دنیا، انحرافات جنسی، استبداد، ظلم، خون‌ریزی و فساد از مصادیق اسراف شمرده شده‌اند. در حوزه اقتصادی نیز اتلاف و تبذیر اموال، مصرف بیش از نیاز یا شأن، هزینه‌کرد در راه گناه، تجاوز به حقوق عمومی و خصوصی، تصرف نامشروع در اموال یتیم و انفاق نابجا از جلوه‌های اسراف به شمار می‌روند.

در منابع اسلامی، اسراف با فساد و تباهی پیوند خورده و از پیامدهای آن محرومیت از هدایت و محبت الهی، کاهش برکت، فقر، تضییع حقوق دیگران، اتلاف منابع و عذاب الهی در دنیا و آخرت یاد شده است.

امام صادق(ع) اسراف‌کننده را دارای سه نشانه می‌داند: خریدن، پوشیدن و خوردن چیزهایی که متناسب با شأن و وضعیت او نیست.

خصال ص ۱۲۱، ح ۱۱۳.

مفهوم و حکم فقهی اسراف

اسراف به خروج از حد اعتدال و گرایش به افراط یا تفریط تعریف می‌شود،[۱] هرچند به گفته لغت‌پژوهان و مفسران، کاربرد آن بیشتر در زیاده‌روی و افراط ظهور دارد[۲] و در برابر تَقتیر (تنگ‌گیری و سخت‌گیری در هزینه‌کرد)[۳] و بُخل قرار می‌گیرد.[۴]

به گفته فقیهان، معیار تشخیص اسراف، خروج از حدود عقلایی، شرعی یا عرفی است؛[۵] ازاین‌رو هر هزینه‌کردی که دارای غرض عقلایی باشد اسراف شمرده نمی‌شود، درحالی‌که مصرف مال در امور ناشایست از مصادیق آن است.[۶] در روایتی از امام صادق(ع) نیز اسراف به تلف کردن دارایی و انجام کاری زیان‌بار برای انسان تفسیر شده است.[۷]

فقیهان اسراف را عملی حرام دانسته‌اند؛[۸] برخی آن را از ضروریات دین[۹] و برخی از گناهان کبیره شمرده‌اند.[۱۰] واژه «اسراف» و مشتقات آن ۲۳ بار[۱۱] و واژه «تبذیر؛ تباه ساختن اموال» و مشتقاتش سه بار در قرآن به‌کار رفته است.[۱۲]

نسبت اسراف با تبذیر و معیار اعتدال

پژوهشگران میان اسراف و تبذیر تفاوت قائل شده‌اند.[۱۳] اسراف مفهومی عام است و هرگونه انحراف از اعتدال در حوزه‌های اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی را دربر می‌گیرد؛[۱۴] اما تبذیر بیشتر به مصرف نابجا و تباه‌کردن اموال مربوط می‌شود.[۱۵] بر این اساس، تبذیر را یکی از مصادیق اسراف دانسته‌اند[۱۶] بر همین اساس، امام صادق(ع) تبذیر را جزئی از اسراف دانسته[۱۷] و اسراف بر وجه تبذیر را از اسراف‌های دیگر زشت‌تر شمرده شده است.[۱۸]

در منابع قرآنی، «قوام» به معنای اعتدال و میانه‌روی،[۱۹] معیار تشخیص اسراف دانسته شده و تعیین مصادیق آن بر عهده عقل، شرع و عرف است.[۲۰] به گفته پژوهشگران، از آنجا که اسراف با خروج از اعتدال و نادیده گرفتن حدود الهی همراه است،[۲۱] با فساد پیوندی مستقیم دارد[۲۲] و از عوامل تباهی امکانات و سرمایه‌های انسانی و مادی به شمار می‌رود.[۲۳] همچنین برخی لغویان، با اشاره به هم‌ریشه بودن «اسراف» و «سُرفه» (کِرمی که درخت را از درون می‌پوساند)، این واژه را بیانگر تباه‌کننده بودن اسراف نسبت به امکانات و دارایی‌های انسان دانسته‌اند.[۲۴]

عوامل و ريشه‌هاى گرایش به اسراف

به گفته پژوهشگران قرآنی، اسراف ریشه‌های روانی و اخلاقی گوناگونی دارد. شهوت‌پرستی[۲۵] و پیروی از هواهای نفسانی[۲۶] که در داستان قوم لوط و آیه ۲۸ سوره کهف به آنها اشاره شده، از مهم‌ترین زمینه‌های گرایش به اسراف به شمار می‌روند. همچنین غفلت از یاد خدا[۲۷] و ناسپاسی در برابر نعمت‌های الهی[۲۸] از دیگر عوامل اسراف معرفی شده‌اند. مفسران، با استناد به آیاتی مانند ۸۳ سوره یونس، ۳۱ سوره دخان و ۳۴ سوره نمل، تکبر، خودکامگی، برتری‌جویی و سلطه‌طلبی را نیز از زمینه‌های گرایش به اسراف دانسته‌اند.[۲۹]

از دیدگاه مفسران، از عوامل گرایش به اسراف، آراسته جلوه کردن اعمال ناپسند در نظر انسان است. بر پایه آیه ۱۲ سوره یونس، کسانی که از حدود الهی و اعتدال فراتر می‌روند، به تدریج کردار خود را نیکو می‌پندارند و همین امر آنان را به تداوم اسراف و دیگر رفتارهای نادرست سوق می‌دهد.[۳۰] افزون‌بر این، عواملی مانند تقلید، چشم‌وهم‌چشمی، وسواس، تربیت خانوادگی، احساس حقارت و برخورداری از ثروت بدون پایبندی به اخلاق دینی، از دیگر زمینه‌های اسراف شمرده شده‌اند.[۳۱]

انواع اسراف

به گفته پژوهشگران قرآنی، مفهوم اسراف در قرآن تنها به زیاده‌روی در مصرف محدود نیست، بلکه هرگونه خروج از حد اعتدال در حوزه‌های اعتقادی، اخلاقی، رفتاری، اجتماعی، قضایی و اقتصادی را نیز دربر می‌گیرد.[۳۲]

اعتقادی و اخلاقی

در حوزه اعتقادی، انکار خدا و پیامبران، شرک، بت‌پرستی و تکذیب آیات الهی از مصادیق اسراف شمرده شده و از پیامدهای آن، دشواری‌های زندگی دنیا، نابینایی در آخرت و عذاب الهی یاد شده است.[۳۳] در حوزه اخلاقی و رفتاری نیز، ارتکاب گناه،[۳۴] دلبستگی افراطی به دنیا،[۳۵] انحرافات جنسی، از جمله همجنس‌بازی در قوم لوط،[۳۶] از مصادیق اسراف دانسته شده‌اند. همچنین در حوزه اجتماعی، استبداد، خودکامگی، استکبار، استثمار، خون‌ریزی، ستم و فساد اجتماعی از جلوه‌های اسراف به شمار آمده[۳۷] و قرآن در داستان هابیل و قابیل، خون‌ریزی و فساد در زمین را نمونه‌ای از اسراف معرفی کرده است.[۳۸]

آیه «كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفین» (۳۱ اعراف) بر کتیبه‌ای در مسجد گوهرشاد

قضایی و کیفری

در حوزه قضایی و کیفری، قرآن بر تناسب مجازات با جرم تأکید کرده[۳۹] و تجاوز از حدود عدالت در اجرای کیفر را اسراف دانسته است.[۴۰] مفسران، کشتن فردی غیر از قاتل،[۴۱] کشتن بیش از یک نفر در برابر یک مقتول،[۴۲] مُثله‌کردن قاتل،[۴۳] اجرای قصاص پیش از صدور حکم قاضی،[۴۴] اجرای قصاص به شیوه‌ای دردناک‌تر از قتل مقتول،[۴۵] و کشتن قاتل پس از عفو و دریافت دیه[۴۶] را از مصادیق اسراف در قصاص برشمرده‌اند. همچنین داوری ناعادلانه و مبتنی بر دروغ از مصادیق اسراف معرفی شده است.[۴۷]

امام علی(ع) در خطبه ۱۲۶ نهج‌البلاغه، اسراف را صرف مال در غیر حق و غیر مستحق معرفی می‌کند و آن را در کنار تبذیر، مصداقی از ظلم و تجاوز از حدود الهی می‌داند. ایشان تأکید می‌کند که بیت‌المال باید بر پایه عدالت توزیع شود و هزینه‌کرد ناحق اموال، هرچند موجب منزلت ظاهری در دنیا شود، در پیشگاه خداوند مایه خواری است. همچنین بیان می‌کند که بخشش و هزینه‌کرد نابجا، نه‌تنها سپاس و وفاداری مردم را به دنبال ندارد، بلکه در زمان نیاز، انسان را از حمایت آنان نیز محروم می‌سازد.

اقتصادی

اسراف اقتصادی مصادیق گوناگونی دارد که مهم‌ترین آن، اسراف در مصرف است. منابع، تضییع و اتلاف اموال،[۴۸] بلااستفاده گذاشتن سرمایه،[۴۹] مصرف بی‌فایده، هزینه‌کرد بیش از درآمد[۵۰] یا فراتر از شأن اقتصادی فرد،[۵۱] و مصرف بیش از نیاز[۵۲] را از مصادیق اسراف دانسته‌اند. همچنین صرف اموال در راه گناه[۵۳] یا برای ارضای شهوات[۵۴] نیز اسراف شمرده شده است. در عین حال، روایاتی که مصرف فراوان در اموری مانند عطر، خوراک، وضو، حج و عمره را اسراف ندانسته‌اند، ناظر به اهمیت و مطلوبیت این اعمال است، نه نفی امکان تحقق اسراف در آنها.[۵۵] بر پایه منابع، هر مقدار مصرف زیان‌بار، هرچند اندک باشد، حرام است[۵۶] و نهی از اسراف، کسانی را که زمینه اسراف دیگران را فراهم می‌کنند نیز دربرمی‌گیرد.[۵۷]

حقوق عمومی و خصوصس

تجاوز به حقوق عمومی و خصوصی نیز از مصادیق اسراف اقتصادی دانسته شده است. مفسران، تبذیر را مصرف اموال در راه باطل،[۵۸] گناه و فساد، ریا و فخرفروشی،[۵۹] توزیع ناعادلانه،[۶۰] هزینه‌کرد خارج از چارچوب مصالح[۶۱] و منافع[۶۲] و هرگونه مصرف برخلاف دستورهای الهی[۶۳] که به نابودی اموال بینجامد،[۶۴] تفسیر کرده‌اند. بر این اساس، حکم تبذیر اختصاص به اموال عمومی ندارد و هرگونه مصرف یا توزیع نادرست اموال شخصی یا دیگران را نیز دربرمی‌گیرد.[۶۵]

برخی فقیهان اهل‌سنت نیز با استناد به این آیات، به جواز حَجْرِ مُبَذِّر (ممنوع کردن شخصِ ولخرج و تبذیرکننده از تصرف مستقل در اموالش) فتوا داده‌اند، هرچند ابوحنیفه این نظر را نپذیرفته است.[۶۶] در حوزه حقوق خصوصی نیز، قرآن تصرف نامشروع در اموال یتیم را از مصادیق اسراف دانسته و سرپرست یتیم را از بهره‌برداری غیرمجاز یا بیش از اندازه از اموال او منع کرده،[۶۷] در عین حال استفاده متعارف و عادلانه را برای سرپرست نیازمند مجاز شمرده است.[۶۸]

اسراف در انفاق

در قرآن، اعتدال در انفاق از ویژگی‌های بندگان شایسته خداوند معرفی شده و آنان از اسراف و بخل در انفاق پرهیز می‌کنند.[۶۹] مفسران، اسراف در انفاق را به انفاق در راه گناه،[۷۰] انفاق از روی ریا و فخرفروشی،[۷۱] و انفاق بیش از اندازه‌ای که انسان را از انجام دیگر وظایف واجب بازدارد،[۷۲] تفسیر کرده‌اند. همچنین تأکید شده است که سفارش به انفاق و ایثار با نهی از اسراف منافاتی ندارد؛ زیرا اسراف در امور خیر زمانی تحقق می‌یابد که زیاده‌روی در انفاق، مانع انجام تکالیف مهم‌تر شود یا انفاق به شیوه‌ای صورت گیرد که مورد رضایت الهی نباشد.[۷۳] در روایات، زیاده‌روی در صدقه و انفاق نیز، همچون خودداری از آن، رفتاری ناپسند شمرده شده است.[۷۴]

آثار اسراف

اسراف از نگاه منابع، با سنت‌های الهی و اصل اعتدال ناسازگار است و زمینه بروز فساد در ابعاد مختلف زندگی را فراهم می‌کند.[۷۵] در روایات، از نپذیرفته شدن دعای اسرافکاران،[۷۶] محرومیت آنان از محبت[۷۷] و هدایت الهی،[۷۸] ضعف و ناکامی در زندگی،[۷۹] و شکل‌گیری روحیه ناسپاسی و کفران نعمت[۸۰] سخن گفته شده است. همچنین اسراف می‌تواند به کفر اعتقادی و اخلاقی،[۸۱] عذاب الهی در دنیا و آخرت،[۸۲] اتلاف منابع، تضییع حقوق دیگران و آسیب به رفاه عمومی[۸۳] بینجامد. در احادیث، کاهش برکت[۸۴] و فقر[۸۵] از پیامدهای اسراف دانسته شده است.

پانویس

  1. طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۶۰ش، ج‌۴، ص‌۱۷۶؛ آلوسی، روح المعانی فی تفسير القرآن العظيم و السبع المثانی، ۱۴۱۵ق، ج‌۶، ص‌۱۷۴؛ حسینی میلانی، التحقيق فی نفی التحريف عن القرآن الشريف، ۱۴۲۶ق، ج‌۵، ص‌۱۱۰، «سرف».
  2. طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق. ج‌۴، ص‌۳۳۷.
  3. سوره فرقان، آیه۶۷.
  4. طوسی، التبیان، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج‌۳، ص۱۲؛ طبرسی، مجمع‌البیان، ترجمه تفسير مجمع البيان، ترجمه: هاشم رسولی، تهران، نشر فراهانی، ۱۳۶۰ش، ج‌۲، ص۸۵۴؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج‌۲۴، ص‌۱۰۹.
  5. بروجردی، المستند فی شرح العروه الوثقی ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۲۳۹.
  6. نراقی، عوائد الایام، ۱۳۷۵ش، ص۶۳۵.
  7. کلینی، کافی، ۱۳۷۵ش، ج۶، ص۴۹۹.
  8. ابن‌ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۴۰.
  9. نراقی، عوائد الایام، ۱۳۷۵ش، ص۶۱۵.
  10. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۳، ص۳۱۳. و ج۱۳، ص۳۲۰.
  11. روحانی، المعجم‌الاحصائی، ۱۳۶۶ش، ج‌۱، ص‌۴۵۴، «سرف»؛ ابن‌منظور، لسان‌العرب، ۱۴۰۸ق، ج‌۹، ۱۴۹، «سرف».
  12. سوره اسراء، آیه۲۷-۲۶.
  13. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج‌۲۰، ص‌۱۹۳.
  14. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج‌۹، ص‌۲۸؛ رشیدرضا، تفسیر المنار، ۱۴۱۴ق، ج‌۸، ص‌۳۸۵.
  15. راغب اصفهانی،المفردات فی غریب القرآن، ۱۴۱۲ق، ص‌۴۰، «سرف».
  16. طبرسی، مجمع‌البیان، ترجمه: هاشم رسولی، تهران، نشر فراهانی، ۱۳۶۰ش، ج‌۱، ص‌۱۷۰. صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۳۶۳ش، ج‌۱۵، ص‌۱۶۵ ؛ آلوسی، روح المعانی فی تفسير القرآن العظيم و السبع المثانی، ۱۴۱۵ق، ج‌۱۵، ص‌۹۰.
  17. عسکری، الفروق‌اللغویه، ۱۹۹۸م، ص‌۱۱۵. آلوسی، روح المعانی فی تفسير القرآن العظيم و السبع المثانی، ۱۴۱۵ق، ج‌۱۵، ص‌۹۰.
  18. حرعاملی، وسائل‌الشیعه، ۱۳۹۲ش، ج۹، ص۴۶. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۲ق، ج‌۷۲، ص‌۳۰۲.
  19. سوره فرقان، آیه۶۷.
  20. رشیدرضا، تفسیر المنار، ۱۴۱۴ق، ج۶، ص۳۵۱؛ حسینی میلانی، التحقيق فی نفی التحريف عن القرآن الشريف، ۱۴۲۶ق، ج‌۵، ص‌۱۱۰، «سرف».
  21. مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، ۱۳۸۷ش، ج‌۱۵، ص‌۳۰۷‌‌۳۰۸؛سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج‌۳، ص‌۳۶۹.
  22. سوره شعراء، آیه۱۵۲-۱۲۱؛ مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، ۱۳۸۷ش، ج‌۱۵، ص‌۳۰۷‌‌۳۰۹.
  23. رشیدرضا، تفسیر المنار، ۱۴۱۴ق، ج‌۶، ص‌۳۵۲؛ صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۳۶۳ش، ج‌۱۵، ص‌۱۶۹؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج‌۱۵، ص‌۳۰۶.
  24. ابن‌منظور، لسان‌العرب، ۱۴۹۸ق، ج‌۶، ص‌۲۴۴‌‌-۲۴۵؛ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب‌القرآن، ۱۴۱۲ق، ص‌۲۳۱، «سرف»؛ رشیدرضا، تفسیر المنار، ۱۴۱۴ق، ج‌۶، ص‌۳۵۱.
  25. سوره اعراف، آیه۸۱. سوره نمل، آیه۵۵.
  26. هاشمی رفسنجانی، تفیسر راهنما، ۱۳۸۶ش، ج‌۶، ص‌۱۰۸.
  27. حسینی میلانی، التحقيق فی نفی التحريف عن القرآن الشريف، ۱۴۲۶ق، ج‌۵، ص‌۱۱۰.
  28. ابن‌عاشور، التحریر و التنویر، ۱۴۲۰ق، ج‌۱۵، ص‌۸۱.
  29. حسینی میلانی، التحقيق فی نفی التحريف عن القرآن الشريف، ۱۴۲۶ق، ج‌۱، ص‌۲۳۸. تفسیر راهنما، ج‌۷، ص‌۵۲۳.
  30. هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، ۱۳۸۶ش، ج‌۷، ص‌۳۹۱.
  31. موسوی کاشمری، پژوهشى در اسراف، ۱۳۸۸ش، ص‌۸۷‌ـ‌۱۰۳.
  32. هاشمی رفسنجانی، تفیسر راهنما، ۱۳۸۶ش، ج‌۳، ص‌۱۰۴.
  33. طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج‌۲۴، ص‌۸۷؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۶۰ش، ۱۳۶۰ش، ج‌۳، ص‌۲۹۰؛ ج‌۹، ص‌۶۱؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‌۱۵، ص‌۳۰۷.
  34. حسینی میلانی، التحقيق فی نفی التحريف عن القرآن الشريف، ۱۴۲۶ق، ج‌۵، ص‌۱۱۱، «سرف». دامغانی، الوجوه والنظائر، ۱۴۱۶ق، ج‌۱، ص‌۶۳.
  35. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج‌۱۷، ص‌۵۲‌ـ‌۵۳.
  36. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج‌۲۸، ص‌۲۱۸.
  37. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج‌۱۵، ص‌۳۰۷.
  38. دانشنامه موضوعی قرآنبررسی ظرافت‌های بلاغی تربیتی آیه 32 سوره مائده در پیشگیری از وقوع جرم قتل عمد
  39. حسینی میلانی، التحقيق فی نفی التحريف عن القرآن الشريف، ۱۴۲۶ق، ج‌۵، ص‌۱۱۱، «سرف» ; دامغانی، الوجوه والنظائر، ۱۴۱۶ق، ج‌۱، ص‌۶۳.
  40. آیه ۳۳ سوره اسراء.
  41. کلینی، اصول کافى، ۱۳۷۵ش، ج۷، ص۳۷۱. ماوردی، تفسیر ماوردی، دارالکتب العلمیه، ج۳، ص۲۴۱.
  42. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج‌۲، ص‌۲۰۳. سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج‌۵، ص‌۲۸۲.
  43. طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج‌۱۵، ص‌۱۰۵و۱۰۶ کلینی، اصول کافى، ۱۳۷۵ش، ج‌۷، ص‌۳۷۱.
  44. سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج‌۵، ص‌۲۸۴.
  45. سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج‌۵، ص‌۲۸۳.
  46. ماوردی، تفسیر ماوردی، دارالکتب العلمیه، ج‌۳، ص‌۲۴۱.
  47. مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، ۱۳۸۷ش، ج‌۱۵، ص‌۳۰۷.
  48. نراقی، عوائد الایام، ۱۳۷۵ش، ص۶۳۳‌و۶۳۵;سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص‌۴۴۴.
  49. نراقی، عوائد الایام، ۱۳۷۵ش، ص‌۶۳۳‌و۶۳۵.
  50. نراقی، عوائد الایام، ۱۳۷۵ش، ص‌۶۳۳‌و۶۳۵; سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج‌۳، ص‌۴۴۴.
  51. عیاشی، تفسیر عیاشى، ۱۳۸۰ق، ج‌۲، ص‌۱۳.
  52. نراقی، عوائد الایام، ۱۳۷۵ش، ص‌۶۳۳‌و۶۳۵; سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج‌۳، ص‌۴۴۴.
  53. طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۶۰ش، ج‌۴، ص‌۶۳۸; سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج‌۳، ص‌۴۴۴; رشیدرضا، تفسیر المنار، ۱۴۱۴ق، ج‌۸، ص‌۱۳۸.
  54. سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج‌۳، ص‌۴۴۴; ابن‌عاشور، التحریر و التنویر، ۱۴۲۰ق، ج‌۸، ص‌۱۲۴.
  55. نراقی، عوائد الایام، ۱۳۷۵ش، ص‌۶۳۶‌ـ‌۶۳۷.
  56. احکام‌القرآن، ج‌۳، ص‌۵۲.
  57. صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۳۶۳ش، ج‌۸‌ـ‌۹، ص‌۸۵.
  58. طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج‌۱۵، ص‌۹۵.
  59. میبدی، کشف‌الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج‌۵، ص‌۵۴۴.
  60. طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج‌۱۵، ص‌۹۵.
  61. حسینی میلانی، التحقيق فی نفی التحريف عن القرآن الشريف، ۱۴۲۶ق، ج‌۱، ص‌۲۳۷، «بذر».
  62. طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۶۰ش، ج۶، ص۶۳۳; طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ۱۳۶۰ش، ج‌۱۳، ص‌۸۰.
  63. تفسیر قمى، ج‌۲، ص‌۱۸.
  64. فخر رازی، فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ۱۴۲۰ق، ج‌۲۰، ص‌۱۹۳‌ـ‌۱۹۴.
  65. تفسیر قرطبى، ج‌۱۰، ص‌۱۶۱.
  66. احکام‌القرآن، ج‌۳، ص‌۲۹۲; تفسیر قرطبى، ج‌۱۰، ص‌۱۶۲.
  67. طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۶۰ش، ج‌۳، ص‌۱۶; طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج‌۴، ص‌۱۷۳.
  68. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج‌۹، ص‌۱۹۰; تفسیر قرطبى، ج‌۵،، ص‌۲۸.
  69. جامع‌البیان، مج‌۱۱، ج‌۱۹، ص‌۴۸; ،سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج‌۶، ص‌۲۷۵.
  70. قمی، تفسیر قمی، ۱۴۰۴ق، ج‌۲، ص‌۱۱۷; ماوردی، تفسیر ماوردی، دارالکتب العلمیه، ج‌۴، ص‌۱۵۵; دامغانی، الوجوه والنظائر، ۱۴۱۶ق، ج‌۱، ص‌۶۳.
  71. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج‌۲۴، ص‌۱۰۹; سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج‌۳، ص‌۴۴۴.
  72. طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج‌۱۹، ص‌۴۸; ماوردی، تفسیر ماوردی، دارالکتب العلمیه، ج‌۴، ص‌۱۵۶; طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۶۰ش، ج‌۷، ص‌۲۸۰.
  73. طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۶۰ش، ج‌۷، ص‌۲۸۰.
  74. ماوردی، تفسیر ماوردی، دارالکتب العلمیه، ج‌۲، ص‌۱۷۸.
  75. رشیدرضا، تفسیر المنار، ۱۴۱۴ق، ج‌۸، ص‌۳۸۴.
  76. کلینی، اصول کافى، ۱۳۷۵ش، ج‌۴، ص‌۵۶.
  77. سوره اعراف، ۳۱. سوره انعام، آیه۱۴۱.
  78. سوره غافر، آیه ۲۸
  79. هاشمی رفسنجانی، تفیسر راهنما، ۱۳۸۶ش، ج‌۳، ص‌۱۰۴; ج‌۷، ص‌۳۹۱.
  80. سوره اسراء، ۲۷
  81. ابن‌عاشور، التحریر و التنویر، ۱۴۲۰ق، ج‌۱۵، ص‌۸۱.
  82. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج‌۱۵، ص‌۳۰۶‌ـ‌۳۰۷; مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، ۱۳۸۷ش، ج‌۱۲، ص‌۹۶؛ سوره انبیاء، ۳‌ـ‌۹؛ سوره غافر، ۴۱‌ـ‌۴۵؛ سوره یس، ۱۳‌ـ‌۱۹؛ سوره ذاریات، ۳۲‌ـ‌۳۴.
  83. ابن‌عاشور، التحریر و التنویر، ۱۴۲۰ق، ج‌۱۵، ص‌۷۹.
  84. کلینی، اصول کافى، ۱۳۷۵ش، ج‌۴، ص‌۵۷.
  85. نراقی، عوائد الایام، ۱۳۷۵ش، ص‌۶۱۸; کلینی، اصول کافى، ۱۳۷۵ش، ج‌۴، ص‌۵۳.

منابع

  • آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
  • ابن‌ادریس، محمد بن احمد، السرائر الحاوی لتحرير الفتاوی، قم، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعة المدرسین، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌عاشور، محمدطاهر، تفسیر التحریر و التنویر المعروف بتفسیر ابن عاشور، بیروت، موسسه التاریخ العربی، ۱۴۲۰ق.
  • ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، محقق: علی شیری، بیروت، دار إحياء التراث العربی، ۱۴۰۸ق.
  • بروجردی، مرتضی، المستند فی شرح العروه الوثقی، قم، موسسه احیاء آثار امام خویی، ۱۳۷۹ش.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشيعه إلی تحصيل مسائل الشريعه، محقق: عبدالرحیم محقق شیرازی، تهران، نشر اسلامی، ۱۳۹۲ش.
  • حسینی میلانی، سید علی، التحقيق فی نفی التحريف عن القرآن الشريف، قم، مركزالحقايق الاسلاميه، ۱۴۲۶ق.
  • دامغانی، حسین‌ بن محمد، الوجوه و النظایر لالفاظ کتاب الله العزیز، محقق: محمدحسن ابوالعزم زفیتی، قاهره، المجلس الاعلی للشئون الاسلامیه لجنه احياء التراث الاسلام، ۱۴۱۶ق.
  • راغب اصفهانی، حسین‌ بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، مصحح: صفوان‌عدنان داوودی، بیروت، دارالشامیه، ۱۴۱۲ق.
  • رشیدرضا، محمد، تفسير القرآن الحكيم الشهير بتفسير المنار، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۱۴ق.
  • روحانی، محمود، معجم‌الاحصائی لالفاظ القرآن‌الکریم، مشهد، موسسه چاپ و انتشارات، آستان قدس رضوی، ۱۳۶۶ش.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌ بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، قم، مکتبه آیت الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.
  • صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، قم، فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۳ش.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
  • طبرسی، فضل‌بن حسن، ترجمه تفسير مجمع البيان، ترجمه: هاشم رسولی، تهران، نشر فراهانی، ۱۳۶۰ش.
  • طبری، محمد‌ بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۱۲ق.
  • طوسی، محمد‌ بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مصحح: احمد‌حبیب عاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • عسکری، ابوهلال، الفروق الغویه للعسکری، محقق: محمد‌ابراهیم سلیم، قاهره، دار العلم والثقافه للنشر والتوزيع، ۱۹۹۸م.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر (للعیّاشی)، محقق: هاشم رسولی، تهران، مکتبة العلمیه الاسلامیه، ۱۳۸۰ق.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • قمی، علی‌ بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق: سیدطیب موسوی جزایری، قم، دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه: محمدباقر کمره‌ای، قم، اسوه،، ۱۳۷۵ش.
  • ماوردی، علی‌ بن محمد، النكت و العيون (تفسير الماوردی) مصحح: سیدبن عبدالمقصود عبدالرحیم، بیروت، دارالکتب العلمیه، بی‌تا.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، مصحح: محمدباقر محمودی، بیروت، دار إحياء التراث العربی، ۱۴۰۲ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۷ش.
  • موسوی کاشمری، مهدی، پژوهشی در اسراف، قم، موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۸ش.
  • میبدی، احمدبن محمد، كشف الأسرار و عده الأبرار (معروف به تفسیر خواجه عبدالله انصاری)، به اهتمام: علی اصغر حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۷۱ش.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.
  • نراقی، احمد بن محمد مهدی، عوائد الایام فی بیان قواعد الاحکام و مهمات مسایل الحلال و الحرام، قم، منشورات مكتبه بصيرتی، ۱۳۷۵ش.
  • هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۶ش.