مقاله قابل قبول
پیوند کم
رده ناقص
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
جانبدارانه
شناسه ارزیابی نشده
نارسا
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی

غیبت امام زمان (عج)

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از غیبت امام دوازدهم)
پرش به: ناوبری، جستجو
اعتقادات شیعه
‌خداشناسی
توحید توحید ذاتی • توحید صفاتی • توحید افعالی • توحید عبادی • صفات ذات و صفات فعل
فروع توسل • شفاعت • تبرک
عدل (افعال الهی)
حُسن و قُبح • بداء • امر بین الامرین
نبوت
خاتمیتپیامبر اسلام  • اعجاز • عدم تحریف قرآن
امامت
باورها عصمت • ولایت تكوینی • علم غیب • خلیفة الله • غیبتمهدویتانتظار فرجظهور • رجعت
امامان
معاد
برزخ • معاد جسمانی • حشر • صراط • تطایر کتب • میزان
مسائل برجسته
اهل بیت • چهارده معصوم • تقیه • مرجعیت

غیبت امام زمان به معنای پنهان‌شدن و زندگی مخفی امام مهدی(ع) آخرین و دوازدهمین امام از سلسله جانشینان پیامبر اسلام(ص)، یکی از اعتقادات مهم شیعه دوازده امامی است. بنابر آموزه‌های شیعه، امام مهدی(ع) دو غیبت داشته است: غیبت صغری که شصت و نه سال طول کشیده و غیبت کبری که هنوز ادامه دارد. در دوران غیبت صغری امام مهدی(ع) از طریق چهار نائب با شیعیان ارتباط داشته است ولی در دوران غیبت کبری او ارتباطی با مردم ندارد و شیعیان برای امور دینی باید به فقها مراجعه کنند. درباره چرایی غیبت در روایات امامان شیعه نکاتی ذکر شده که از جمله آنها امتحان شیعیان است.

دانشمندان شیعه برای تبیین مساله غیبت، کتاب‌های متعددی نوشته‌اند که مشهورترین آنها کتاب غیبت نعمانی و کتاب غیبت شیخ طوسی است.

غیبت چیست؟

غیبت، در لغت به معنای پنهان شدن از دیدگان است و غایب به کسی گفته می‌شود که حاضر و ظاهر نیست.[۱] و در اصطلاح و اعتقاد شیعیان غیبت به پنهان زیستی حضرت مهدی(ع) گفته می‌شود که در برخی از احادیث شیعه از واژه حیرت برای آن استفاده شده است.[۲] شیعیان باور دارند که آخرین امام از سلسله ائمه دوازده‌گانه به امر خداوند زندگی مخفی دارد و این زندگی تا زمانی که خداوند بخواهد ادامه خواهد داشت. نقطه پایانی غیبت امام زمان(ع) دوره ظهور است. که زمان آن مشخص نیست. این زندگانی پنهانی به یک دوره کوتاه‌مدت با نام غیبت صغری و یک دوره طولانی مدت با نام غیبت کبری تقسیم می‌شود.[۳]

باور به غیبت امام دوازدهم یکی از عقاید اختصاصی شیعیان در مقابل اهل سنت است. این باور باعث ایجاد پرسش‌هایی درباره ماهیت و چگونگی غیبت، علل غیبت، امکان ارتباط یا ملاقات با امام در زمان غیبت، فایده امام در دوران غیبت و نیز وظایف شیعیان در این دوران شده است.

ماهیت غیبت

در چگونگی غیبت برداشت‌های مختلفی از روایات به دست آمده است؛

  1. پنهان بودن جسم (ناپیدایی): در این نظریه، جسم حضرت مهدی(عج) از دید ظاهری مردم پنهان است و این پنهانی از طریق اعجاز صورت می‌گیرد.[۴] زیرا بر اساس این دیدگاه حضرت مردم را می‌بیند ولی مردم او را نمی‌بینند. به گفتۀ سید محمد صدر این نظریه ساده‌ترین نظریه علمی قابل قبول درباره پنهان شدن و رهایی ایشان از ظالمان است.[۵] این برداشت با معنای لغوی غیبت و روایاتی که آن حضرت را به خورشید پشت ابر تشبیه کرده است[۶] همخوانی بیشتری دارد.[۷]
  2. پنهان بودن عنوان (ناشناسی):مراد از غیبت در این فرض این نیست که حضرت در کوه، غار یا جای دیگری پنهان است، بلکه مقصود از غیبت ناشناخته بودن آن حضرت است[۸] نه پنهان بودن.[۹] بر اساس این نظریه حضرت مهدی(عج) از دید ظاهری مردم پنهان نیست، بلکه در میان مردم زندگی می‌کند، مردم او را می‌بینند اما نمی‌شناسند. این پنهانی به طور عادی نیز واقع می‌شود.[۱۰] سید محمد صدر این دیدگاه را پذیرفته است. و برای اثبات آن به دلائلی استناد می‌کند، از جمله:
    1. روایاتی که می‌گویند حضور او در مراسم حج به گونه‌ای است که مردم را می‌بیند و می‌شناسد و مردم نیز او را می‌بینند ولی نمی‌شناسند.[۱۱]
    2. روایاتی که اطلاع از مکان آن حضرت را خطر دانسته‌اند. مانند توقیعی که از سوی حضرت به محمد بن عثمان صادر شد و در آن فرمود: «ان وقفوا علی المکان دلّوا علیه» یا گفتۀ ابوسهل نوبختی اگر من مانند حسین بن روح نوبختی بر مکانش آگاه بودم شاید در مناظرات آن را افشا می‌کردم. با این استدلال که خطر و احتیاط، در فرض شناختن آن حضرت درست است و در صورت غیبت جسم و شخص، خطری متوجه ایشان نیست.[۱۲]
    3. آوردن معجزه زمانی است که اقامه حق منحصر در آن باشد. بنابراین اگر حفظ امام زمان با پنهان شدن جسم آن حضرت باشد، می‌بایست از طریق اعجاز صورت گیرد در حالی که وقتی حفظ آن از طریق عادی مانند پنهان بودن عنوان امکان دارد، وقوع معجزه بی‌معنا است.[۱۳]
  3. پنهان بودن جسم و عنوان:

در مواردی جسم حضرت مهدی(عج) از دید مردم پنهان است و در مواردی در توسط مردم دیده می‌شود اما شناخته نیست. آیت الله صافی گلپایگانی معتقد است که بر اساس احادیث و نیز حکایات ملاقات افراد با امام مهدی می‌توان نتیجه گرفت که غیبت به هر دو شکل (ناپدید شدن و ناشناس بودن) وقوع دارد، بلکه گاهی در زمان واحد هر دو شکل واقع شده است.[۱۴]

غیبت صغری

نوشتار‌های اصلی: غیبت صغری و نواب اربعه

غیبت صغری یا غیبت کوتاه‌مدت نخستین مرحله از زیست مخفیانه امام دوازدهم است که در سال ۳۲۹ق به پایان رسیده است. این دوره بنابر اختلاف درباره زمان آغاز آن ۶۹ یا ۷۴ سال طول کشیده است. گروهی از عالمان شیعه هم‌چون شیخ مفید (م ۴۱۳ق) در کتاب الارشاد[۱۵] و طبرسی (م۵۴۸ق) در کتاب اعلام الوری مدّت غیبت صغرا را ۷۴ سال و زمان آغاز آن را سال ۲۵۵ق و تولد امام مهدی(ع) دانسته‌اند.[۱۶] گروهی دیگر آغاز غیبت صغری را سال ۲۶۰ یعنی سال آغاز امامت امام زمان(ع) می‌دانند و که ۶۹ سال طول کشیده است. [۱۷]

در این دوران امام مهدی از طریق چهار نفر که به ترتیب عهده‌دار وظیفه نیابت بودند، با شیعیان ارتباط داشتند و شیعیان نامه‌ها و درخواست‌های خود را از طریق این افراد به امام مهدی(ع) می‌رسانند و از همین طریق نیز پاسخ خود را دریافت می‌کردند. در این دوران افراد متعددی نیز با امام دوازدهم دیدار داشته‌اند.

غیبت کبری

نوشتار‌های اصلی: غیبت کبری و نیابت عامه

غیبت کبری یا همان غیبت طولانی مدت، دومین مرحله از زندگی پنهانی امام مهدی(ع) است که از سال ۳۲۹ق و با درگذشت چهارمین نایب ایشان آغاز شده است. این غیبت هم‌چنان ادامه دارد. در این دوره امام مهدی(ع) ارتباط ظاهری با شیعیان ندارد و شخص خاصی را نیز به عنوان نماینده خود تعیین نکرده است. بر اساس نامه‌ای که امام به اسحاق بن یعقوب داده‌اند، شیعیان باید در این دوران در مسائل نوپدید به راویان حدیث و عالمان شیعه مراجعه کنند. شیعیان فقیهان شیعه را نایبان عام امام مهدی(ع) می‌دانند.

وجه تمایز اصلی زمان غیبت صغرا و غیبت کبرا، وجود نائبان چهارگانه و واسطه‌های ارتباطی است که تنها در زمان غیبت صغرا، عهده‌دار ابلاغ پیام‌های حضرت بوده‌اند و پس از آن، ارتباط ظاهری امام دوازدهم با مردم به کلی قطع می‌شود.[۱۸]

زمینه‌ها و علل غیبت

باور به غیبت امام قائم ریشه در احادیث رسیده از پیامبر(ص) و امامان شیعه دارد. در برخی از این احادیث به دو مرحله غیبت کوتاه و بلند تصریح شده است. از سوی دیگر زندگی و ارتباط محدود امامان پیش از او در سامراء زمینه‌ساز این اندیشه بود که امکان دارد امام در دسترس نباشد و ارتباط او با شیعیان از طریق نمایندگان خاص و یا نامه‌نگاری باشد. سازمان وکالت از زمان امام هفتم شکل گرفته بود که مدتی از عمرش را در زندان گذرانده بود.

جامعه شیعه پس از امام عسکری(ع) (دوران حیرت)

در زمان امام حسن عسکری(ع) مشهور بود که شیعیان در انتظار قیام فرزند او هستند.[۱۹] به همین جهت، دستگاه عباسی نیز در جستجوی این فرزند بود. از این رو امام عسکری نیز در طول زندگی خود، فرزندش را فقط به چند تن از اصحاب و خویشان نزدیک معرفی کرد.[۲۰] و به همین علت هنگام شهادت امام عسکری، اکثر شیعیان از وجود فرزندی برای ایشان خبر نداشت.[۲۱]

از سویی دیگر امام عسکری به خاطر شرایط سیاسی، در وصیت‌نامه خود تنها از مادر خویش نام برده بود. و این باعث شد که در یکی دو سال اول پس از رحلت ایشان، برخی شیعیان معتقد شوند مادر امام عسکری در دروان غیبت به صورت نیابت عهده‌دار مقام امامت است.[۲۲]

پس از شهادت امام عسکری، برخی از یاران ایشان به ریاست عثمان بن سعید عمری (متوفی بین ۲۶۰ تا ۲۶۷ق.) به جامعه شیعه اعلام کردند که امام عسکری فرزندی از خود به جا نهاده که اکنون جانشین ایشان و متصدی مقام امامت است،[۲۳] این نکته در نقل عبدالله بن جعفر حمیری از عثمان بن سعید عَمری درباره نام جانشین امام عسکری(ع) آمده است.عمری حمیری را از پرسیدن نام جانشین امام عسکری پرهیز می‌دهد تا امنیت او در خطر نیفتد.[۲۴]

جعفر برادر امام عسکری نیز پس از رحلت امام حسن عسکری‌(ع)، با آنکه مادر امام زنده بود، مدعی میراث شد.[۲۵] و زمامداران وقت را تحریک کرد که خانه امام را برای یافتن فرزند ایشان جستجو کنند. و با همکاری او یکی از کنیزان امام حسن عسکری‌(ع) زندانی شد و به شدت تحت نظر قرار گرفت‌،[۲۶] به‌علاوه‌، جعفر حاضر شد سالانه بیست هزار دینار به یکی از کارگزاران عباسی رشوه دهد تا امامت او را تأیید نماید.[۲۷]

در این میان در خود بیت امامت نیز دودستگی افتاده بود. حُدیث مادر امام عسکری و حکیمه عمه ایشان، از وجود و امامت فرزند امام عسکری هواداری می‌کردند، ولی تنها خواهر امام عسکری، از امامت برادرش جعفر پشتیبانی می‌کرد.[۲۸]

شیعیانی که در مقامات عالیه دولتی و متصدی مشاغل مهم بودند نیز در این ماجرا دو دسته شده بودند. برای نمونه خاندان نوبخت از وجود و امامت فرزند امام عسکری(ع) پشتیبانی می‌کردند و عثمان بن سعید و پسرش را در مقام نیابت آن حضرت به رسمیت می‌شناختند.[۲۹]

این وضعیت باعث سرگردانی بسیاری از شیعیان شد.[۳۰] برای نمونه، شیعیان پس از شهادت امام عسکری فردی را به مدینه فرستادند تا درباره وجود فرزند آن حضرت تحقیق کند، ظاهرا به این دلیل که در آن زمان گفته شده بود فرزند ایشان توسط پدر به آن شهر فرستاده شده است.[۳۱] همچنین نقل شده است که ابوزید احمد بن سهل بلخی دانشمند نامی معاصر دوره غیبت صغری، در جستجوی امام خود، از خراسان به عراق رفت و چند سالی در آنجا در طلب امام بود.[۳۲]

سرگردانی و انشعابات در جامعه شیعه

بحران رهبری در این دوره چنان سنگین بود که حتی عده‌ای، از مذهب خود دست برداشته، به سایر فرقه‌های شیعی و یا غیر شیعی پیوستند[۳۳]: دسته‌ای رحلت امام عسکری را نپذیرفتند و ایشان را مهدی دانستند، گروهی امامت سید محمد فرزند امام هادی(ع) را پذیرفتند و امامت امام عسکری را منکر شدند.[۳۴] و گروهی بزرگ نیز جعفر برادر امام عسکری را به عنوان امام به رسمیت شناختند[۳۵] ولی علی رغم وجود این اختلافات، نهایتاً اکثریت شیعه به امامت امام مهدی فرزند امام عسکری گرویدند و همین جریان بعدها رهبری اصلی شیعیان امامی را بر عهده گرفت و در قرن چهارم به صورت شیعه اثنی عشری باقی ماند.[۳۶] شیخ مفید پس از نقل خبری از حسن بن موسی نوبختی، نویسنده کتاب فرق الشیعه، درباره فرقه‌های چهارده‌گانه‌ای که پس از شهادت امام حسن عسکری به وجود آمدند، می‌گوید از آن چندین فرقه در زمان ما؛ (سال ۳۷۳ق) هیچ فرقه‌ای غیر از امامیه دوازده امامی باقی نمانده است؛ یعنی کسانی که امامت فرزند حسن [عسکری] را که به نام رسول خدا (ص) نامیده می‌شود، پذیرفته و به حیات و بقای او تا روزی که با شمشیر قیام کند، یقین دارند.[۳۷]

نقش نائبان و نامه‌های امام در دوره غیبت صغری

برای جلوگیری از سردرگمی شیعیان و برای اینکه مسأله تداوم امامت به فراموشی سپرده نشود، از سوی امام چند نفر به عنوان نماینده معرفی شدند تا مسئوليت اداره امور شيعيان را با هدايت و دستورات مستقيم ایشان عهده‎دار شوند.[۳۸] و نیز پیام‌های مکتوبی از سوی ایشان صادر شد که به آن‌ها توقیع گفته می‌شد.

از اقدامات مهم نواب اربعه می‌توان تلاش برای نفوذ بزرگان شیعه در دستگاه خلافت عباسی، مبارزه با غلات و مدعیان دروغین نیابت و وکالت و ساماندهی سازمان وکالت را نام برد.[۳۹][۴۰]

مضمون برخی از توقیعاتی که از سوی امام مهدی(ع) صادر شد به اثبات امامت خویش مربوط می‌شد. استدلالی که امام مهدی (ع) در این توقیعات، برای اثبات امامت خویش مطرح کرده‌اند، تأکید بر استمرار راه هدایت الهی از زمان حضرت آدم تا زمان امام حسن عسکری و خالی نبودن زمین از حجت الهی است. ایشان همچنین سه معیار عصمت، علم و تأیید الهی را برای تشخیص امام از مدعیان امامت معرفی نموده‌اند. چنانکه در توقیعی برای حل اختلاف بین ابن ابی غانم و دیگران این مطلب آمده است [۴۱]

در سال‌های پایانی دوران غیبت صغرا، تشیع عملا در شهرهایی از ایران و در راس همه در قم و آوه گسترش یافته بود و از سویی، شیعیان، منصب‌هایی حکومتی به دست آورده بودند که قدرت خاندان نوبخت در بغداد نمونه‌ای از آن است.[۴۲]

در همین دوره بود که دفاعیه‌هایی چون الامامة و التبصرة من الحیرة اثر علی بن بابویه در تثبیت باورهای امامیه نوشته شد.و بدین ترتیب، شیعه از دوران غیبت صغرا وارد دوران غیبت کبرا شد.

باور به غیبت در نظام اعتقادی شیعه

غیبت پیامبران پیش از اسلام

مساله غیبت در دوران گذشته در برخی از پیامبران وجود داشته است.[۴۳] بر اساس آیات قرآن و روایات معصومین، تعدادی از پیامبران، مانند: صالح، یونس،[۴۴] موسی،[۴۵] عیسی و خضر(ع) به دلایلی نظیر امتحان امت خود، از انظار مردم پنهان شدند. در پاره‌ای از روایات از مساله غیبت پیامبران به عنوان یک سنّت الهی یاد شده که در میان امت‌ها جریان داشته است.[۴۶]

فلسفه غیبت

به باور پژوهشگران شیعه، همه اسرار و علل غیبت بر ما روشن نیست؛ چنان که در برخی روایات، حکمت اصلی غیبت امام، از رازهای خدا دانسته شده است که پس از ظهور آشکار خواهد شد.[۴۷] با این حال در روایات بر چند موضوع تاکید شده است:

  1. حفظ جان حضرت مهدی(عج)[۴۸]
  2. امتحان و آزمایش مردم[۴۹]چنان که در روایتی از امام موسى بن جعفر(ع)تصریح شده است که خداوند به وسیله غیبت، بندگان خویش را آزمایش‏ می ‏کند.[۵۰]بنا بر برخی از احادیث‌ آزمایش در روزگار غیبت، از سخت‏‌ترین آزمایشهاى الهى است[۵۱] و این سختى از دو جهت است:
    1. اول: طولانی شدن غیبت باعث شک و تردید مردم می‌شود و حتی گروهی از مردم در اصل تولد و برخى در دوام عمر امام شک مى‌‏کنند و جز افراد آزموده و مخلص و داراى شناخت عمیق، کسى بر ایمان و عقیده به امامت آن حضرت باقى نمى‌‏ماند. این مضمون در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) آمده است.[۵۲]
    2. دوم: سختی‌ها و فشارها و پیشامدهاى ناگوار که در دوران غیبت رخ مى‏‌دهد و مردم را دگرگون مى‌‏سازد، به‌طورى که حفظ ایمان و استقامت در دین، کارى سخت دشوار مى‌‏گردد و ایمان مردم در معرض خطرهای شدید قرار مى‌‏گیرد.[۵۳]
  3. نبودن بیعتی بر عهده ایشان با احدی از ظالمین تا هنگام ظهور[۵۴]به نقل برخی روایات، پیشواى دوازدهم، هیچ حکومت ستمگری را حتی از روى تقیه، به رسمیت نمى‌‏شناسد. او مامور به تقیه از هیچ حاکم و سلطانى نیست و تحت‏ حکومت و سلطنت هیچ ستمگرى در نخواهد آمد و احکام دین خدا را به طور کامل و بى هیچ پرده پوشى و بیم و ملاحظه‌‏اى اجرا می‌کند. به عبارت صریح روایت، او غایب است تا وقتی قیام می‌کند، عهد و پیمان و بیعت هیچ حاکم و حکومتی بر عهده‌اش نباشد.[۵۵]
  4. تأدیب انسان ها[۵۶]
  5. فراهم نبودن زمینه سیاسی و اجتماعی برای جهانی شدن اسلام

آثار مکتوب درباره غیبت

نوشتن کتاب‌ و رساله‌ درباره غیبت امام زمان(ع) از نخستین سده‌های اسلامی آغاز شد. غیبت‌نگاری یکی از شیوه‌های حدیث‌نگاری شیعیان است. کتابهایی هم‌چون کتاب الغیبة نوشته نعمانی (نوشته شده در سال ۳۴۲ق)، کمال الدین نوشته شیخ صدوق(م ۳۸۱ق)، الغیبة نوشته شیخ طوسی را می‌توان قدیمی‌ترین آثار در این موضوع دانست. [۵۷]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. طریحی، مجمع البحرین، ج۲، ماده غیبت؛ لسان العرب، ج۴، ص۴۵۴؛ جوهری، الصحاح، ج۲، ص۶۳۳.
  2. نعمانی، الغیبه، ص۶۱؛ طوسی، الغیبه، ص۱۶۴.
  3. شیخ مفید، الإرشاد، ج۲،ص۳۴۰.
  4. صافی گلپایگانی، ده رساله، ص۷۱؛ صدر، تاریخ الغیبة الکبری، ج۲، ص۳۲-۳۱.
  5. صدر، تاریخ الغیبة الکبری، ج۲، ص۳۲-۳۱.
  6. سلیمیان، درسنامه مهدویت، ج۲، ص۳۹.
  7. صدر، تاریخ الغیبة الکبری، ج۲، ص۳۲-۳۱.
  8. صدر، راه مهدی(عج)، ص۷۸.
  9. صدر، تاریخ الغیبة الکبری، ج۲، ص۳۴-۳۳.
  10. صافی گلپایگانی، ده رساله، ص۷۰-۷۱.
  11. طوسی، الغیبه، ص۳۶۴؛ صدوق، ج۲، کمال الدین و تمام النعمه، ص۴۴۰؛ سلیمیان، درسنامه مهدویت، ج۲، ص۳۹.
  12. صدر، تاریخ الغیبة الکبری، ج۲، ص۳۶-۳۵.
  13. صدر، تاریخ الغیبة الکبری، ج۲، ص۳۶.
  14. صافی گلپایگانی، پاسخ ده رساله، ص۷۰.
  15. شیخ مفید، الإرشاد، ج۲،ص۳۴۰.
  16. فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بإعلام الهدی، ج۲، ص۲۵۹.
  17. سید محمّد صدر، تاریخ الغیبة الصغری،ص۳۴۱ به بعد.
  18. سید محمّد صدر، تاریخ الغیبة الصغری،ص۳۴۱ به بعد.
  19. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۳۶.
  20. جاسم حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ص۱۰۲، با اندکی تلخیص.
  21. نوبختی، فرق الشیعه، ص۱۰۵؛ الارشاد، ج۲، ص۳۳۶؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ج۴، ص۴۲۲.
  22. شیخ صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۵۰۷.
  23. ابوسهل نوبختی، التنبیه، ص۹۲۹۳.
  24. شیخ طوسی، الغیبه، ص۳۵۹-۳۶۱
  25. مفید، الارشاد، ص۳۴۵؛ اربلی‌، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج ۲، ص۲۰۵، ۲۲۳؛ ذهبی‌، ج ۱۳، ص۱۲۱
  26. مفید، الارشاد، ص۳۴۵؛ طبرسی‌، اعلام الوری بأعلام الهدی،ص۳۶۰؛ اربلی‌، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج‌۳،ص۲۰۵
  27. رجوع کنید به: مفید، الارشاد، ص۳۴۵؛ اربلی‌، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج‌۳،ص۱۹۹، ۲۰۵
  28. مدرسی طباطبایی،، مکتب در فرایند تکامل، ص۱۶۱-۱۶۲.
  29. مدرسی طباطبایی، مکتب در فرایند تکامل، ص۱۶۲.
  30. رجوع کنید به: شیخ صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۴۲۶ و ۴۲۹ و ۴۸۷.
  31. کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲۸.
  32. یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۳، ص۷۳۷۴.
  33. کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۲۰؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۴۰۸.
  34. صابری، تاریخ فرق اسلامی، ج۲، ص۱۹۷، پاورقی۲.
  35. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۰۷۱۰۹؛ اشعری قمی، المقالات و الفرق، ص۱۱۰۱۱۴؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۴۰۸
  36. طوسی، الغیبه،.....
  37. سید مرتضی، الفصول المختاره، ج۲،ص۳۲۱.
  38. ر.ک: طوسی، الغیبه، قم، ۱۴۱۱ق، ص۱۷۳-۱۷۴.
  39. جباری، بررسی تطبیقی سازمان دعوت عباسیان و سازمان وكالت اماميه (مراحل شكل‌گیری و عوامل پیدایش)، قم، پاييز۱۳۸۹ش، ص۷۵ـ۱۰۴
  40. شیخ طوسی، الغیبه، قم، ۱۴۱۱ق، ص۱۰۹، ۲۲۵ و ۲۲۶.
  41. رک: شیخ طوسی، الغیبه، ص۲۸۶.
  42. رجوع کنید به:جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص۵۹۴-۵۹۵
  43. سلیمیان، درسنامه مهدویت، ج۲، ص۴۱.
  44. انبیا، آیه ۸۷.
  45. بقره، آیه ۵۱.
  46. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۲۳.
  47. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۲۸۲.
  48. نعمانی، الغیبه، ص۱۷۷؛ طوسی، الغیبه، ص۳۳۴.
  49. نعمانی، الغیبه، ص۲۰۵؛ طوسی، الغیبه، ص۳۳۹.
  50. کلینی، ج ۱،ص ۳۳۷٫، طوسی، ص ۲۰۴.
  51. طوسى،همان، ص ۲۰۳-۲۰۷.
  52. فیض کاشانی،فصل ۱، باب ۸، ص ۱۰۱.
  53. کلینى، ج ۱،ص ۳۳۷؛ طوسى، ص ۲۰۲.
  54. نعمانی، الغیبه، ص۱۷۱، ۱۹۱؛ طوسی، الغیبه، ص۲۹۲.
  55. صدوق، باب ۴۴، ص ۴۸۰.
  56. نعمانی، الغیبه، ص۱۴۱.
  57. طباطبائی، تاریخ حدیث شیعه، ص ۳۸-۳۹

منابع

  • ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب علیهم السلام، اول، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.
  • اربلی‌، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، چاپ هاشم رسولی محلاتی‌، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
  • اشعری قمی، سعد بن عبدالله، المقالات و الفرق، تحقیق محمد جواد مشکور، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۱.
  • سید مرتضی، الفصول المختاره، مندرج در مصفات الشیخ المفید، چاپ اول: قم، مؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، اسلامیه، تهران، ۱۳۹۵ق.
  • شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، بی‌تا.
  • شیخ طوسی، کتاب الغیبة للحجة، تحقیق عبادالله تهرانی و علی احمد ناصح، اول، قم،‌دار المعارف الاسلامیة، ۱۴۱۱ ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، مصحح: تهرانی، عبادالله و ناصح، علی احمد، دارالمعارف الإسلامیة، قم، ۱۴۱۱ق.
  • شیخ مفید، الإرشاد، ترجمه و شرح: سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، علمیه اسلامیه، بی‌تا.
  • شیخ مفید، الارشاد، قم، محبین، ۱۴۲۶ق/۱۳۸۴ش.
  • صابری، حسین، تاریخ فرق اسلامی، هفتم، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها، ۱۳۹۰
  • صافی گلپایگانی، لطف الله، پاسخ ده پرسش، مؤسسه انتشارات حضرت معصومه، قم، ۱۳۷۵ش/۱۴۱۷ق
  • صدر، سید رضا، راه مهدی(عج)، به اهتمام سید باقر خسروشاهی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۷۸ش.
  • صدر، سید محمد، تاریخ الغیبة الصغری، چاپ اول: بیروت،‌دار التعارف، ۱۳۹۲ق.
  • طباطبائی، سید محمدکاظم، تاریخ حدیث شیعه، عصر غیبت، دار الحدیث، قم. ۱۳۹۵ش.
  • طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، چاپ اول: قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، لإحیاء التراث، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی‌، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، چاپ علی‌اکبر غفاری‌، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
  • مدرسی طباطبایی، سید حسین، مکتب در فرایند تکامل نظری بر تطور مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین، ترجمه هاشم ایزد پناه، هفتم، تهران، کویر، ۱۳۸۸.
  • نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة للنعمانی، نشر صدوق، تهران، ۱۳۹۷ق.
  • نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعة، تصحیح محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، المکتبة المرتضویة، ۱۳۵۵ق.
  • یاقوت حموی، معجم الادباء، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۰ق.