پرش به محتوا

استغاثه

مقاله نامزد خوبیدگی
شناسه ارزیابی نشده
از ویکی شیعه
اعتقادات شیعه
خداشناسی
اثبات خداتوحیداسما و صفات خداعدل الهیقضا و قدر
نبوت
عصمت پیامبرانخاتمیتنبوت خاصهمعجزهقرآنوحیاسلام
امامت
امامانامامت امامانبرتری اهل‌بیت(ع)عصمت امامانولایتغیبتمهدویت
معاد
مرگبرزخمعاد جسمانیبهشتجهنم
مسائل چالشی
امر بین الامرینجبر و اختیارتقیهولایت فقیهتوسلشفاعتتحریف‌ناپذیری قرآنزیارتبداءرجعت


استغاثه به معنای دادخواهی و یاری‌طلبیدن در حالت سختی و شدت است و با دعا و توسل تفاوت دارد، هرچند برخی آن‌ها را یکسان می‌انگارند. این مفهوم به دو دسته استغاثه به خدا و غیر خدا تقسیم می‌شود. درحالی‌که سلفیان و وهابیان، استغاثه به غیر خدا را غالباً شرک و حرام می‌دانند، مگر درخواست حاجات عادی از فرد زنده و حاضر؛ درحالی‌که علماء شیعه و سنی، با استناد به سیره پیامبران و صالحان، آن را جایز می‌دانند.

اختلاف اصلی میان وهابیون و دیگر مسلمانان، در جواز استغاثه به اولیای الهی برای حاجاتی است که صرفاً در حیطه قدرت خداوند است؛ وهابیون این عمل را شرک می‌دانند، اما دیگران با قائل شدن به اذن و قدرت الهی، آن را جایز می‌شمارند و در صورت اعتقاد به استقلال اولیا، شرک تلقی می‌کنند. مصادیقی از ولایت تکوینی مانند تصرفات حضرت عیسی(ع) و آصف بن برخیا ذکر شده است.

گفته شده درخواست مستقل حاجت از ولی خدا در حیات و ممات شرک است، اما به اذن خدا جایز شمرده می‌شود. اولیای الهی نیز به اذن خداوند می‌توانند «غیاث المستغیثین» باشند، چنانکه در وصف امام حسین(ع) و امام علی(ع) آمده است. نماز استغاثه برای برآورده شدن حاجات توصیه شده و روایتی مبنی بر نهی اهل‌بیت(ع) از استغاثه شیعیان به ایشان وجود ندارد. به گفته پژوهشگران، اشکال شرک به خدا در مورد استغاثه به غیرخدا وارد نیست، زیرا استغاثه به معنای استمدادطلبی است، نه عبادت، و در کتب اهل سنت نیز استغاثه از سیره پیامبر(ص) نقل شده است.

مفهوم‌شناسی

استغاثه به ‌معنای دادخواهی و یاری‌طلبیدن در حالت سختی و شدت است.[۱] فرق آن با دعا این است که دعا، هر نوع خواندنی را شامل می‌شود اما استغاثه خواندن همراه با فریاد و یاری جستن است.[۲] همچنین استغاثه در حال شدت است؛ اما توسل در دو حالت سختی و آسانی را دربر می‌گیرد.[۳] برخی نیز معتقدند استغاثه، توسل و دعا با هم فرقی ندارند.[۴]

انواع استغاثه

استغاثه را می‌توان به استغاثه به خدا و استغاثه به غیر خدا تقسیم کرد. سلفیان و وهابیان برخلاف دیگر مسلمانان برخی از صورت‌های استغاثه به غیر خدا را حرام و مشرکانه می‌دانند.[۵] آنها برای استغاثه از غیر خدا چهار فرض در نظر می‌گیرند که به جز یک فرض که عبارت است از درخواست حاجت های عادی از فرد زنده و حاضر، بقیه فروض را حرام و شرک آمیز می‌دانند.[۶] علماء شیعه و سنی از جایز بودن آن سخن گفته‌اند. آنان بر این باروند که سیره پیامبران، صالحان و مسلمانان بر انجام آن بوده است.[۷]

استغاثه به خداوند

به گفته پژوهشگران، واژه «مغیث» یکی از نام‌های خداوند است که به معنای «فریادرس» است که در دعای جوشن کبیر[۸] و برخی دعاها به آن اشاره شده است[۹] امام حسین(ع) در روز عاشورا خداوند را با این نام خوانده است.[۱۰] قرآن نیز به استغاثه مجاهدان[۱۱] و پدر و مادر مؤمن به خداوند برای هدایت فرزند اشاره دارد.[۱۲] در روایات اسلامی، در زمان غیبت امام، از آل محمد(ع)، استغاثه به درگاه خداوند توصیه شده است.[۱۳]

استغاثه به غیرخدا

استغاثه به غیرخدا، به معنای کمک‌خواستن از انسان است. برخی برای اثبات جواز استغاثه به غیرخدا، به آیه قرآن درباره کمک‌خواهی یکی از پیروان حضرت موسی(ع) از ایشان در برابر ظلم[۱۴] و همچنین استغاثه امام حسین(ع) در روز عاشورا استناد می‌کنند.[۱۵] در روایات اهل‌سنت نیز استغاثه به غیر خدا وارد شده است[۱۶] برخی دانشمندان اهل‌سنت، استغاثه از پیامبر(ص) را مستحب دانسته‌اند، به ویژه در هنگام گرفتاری‌ها.[۱۷] در حدیثی آمده که مردی از پیامبر(ص) خواست تا از خدا بخواهد به فریادشان برسد و پیامبر(ص) سه بار دعا کردند که «خدایا ما را با آب سیراب کن»[۱۸]

براساس گفته عالمان، احادیث مربوط به شفاعت و توسل در کتاب‌های روایی اهل‌سنت نیز می‌تواند مبنایی برای استناد در مورد استغاثه باشد، زیرا مفاهیم استغاثه، شفاعت و توسل به یکدیگر نزدیک هستند و به معنای داشتن وسیله‌ای نزد خداوند می‌باشند.[۱۹]

اختلاف‌نظر وهابیت و مسلمانان در جواز استغاثه به اولیای الهی

محل اختلاف میان وهابیان و دیگر مسلمانان، در جایز بودن استغاثه به پیامبران یا اولیای الهی برای گرفتن حاجتی است که به‌نوعی در حیطه قدرت خداوند است.

اختلاف نظر در استغاثه به اولیای الهی

  • دیدگاه وهابیان: وهابیون استغاثه به غیر خداوند (در مواردی که به قدرت خدا مربوط می‌شود) را شرک می‌دانند.[نیازمند منبع]
  • دیدگاه دیگر مسلمانان (شیعه و سنی): این گروه اعتقاد به جایز بودن استغاثه به اولیای الهی دارند، مشروط بر اینکه استغاثه‌کننده نگاه استقلالی به آنان نداشته باشد.[نیازمند منبع]
  1. شرک: اگر فرد معتقد باشد که خداوند، اولیای الهی را آفریده و تمام امور خلق را به آنان واگذار کرده است، این عمل به عقیده علمای شیعه و سنی، شرک محسوب می‌شود[۲۰]
  2. غیرشرک: اگر استغاثه‌کننده معتقد باشد که تصرفات اولیای الهی با قدرت و اذن الهی صورت می‌گیرد (یعنی خدا به برخی بندگان ولایت تکوینی و اجازه تصرفات جزئی در عالم را داده است)، آنگاه استغاثه شرک نیست. شواهدی مانند تصرفات حضرت عیسی(ع) در خلقت پرنده، شفا دادن مریض و زنده کردن مرده[۲۱] و تصرف آصف بن برخیا در آوردن تخت بلقیس[۲۲] به‌عنوان مثال‌هایی از این ولایت تکوینی ذکر شده است.

استغاثه به ولی خدا در زمان حیات و ممات

درخواست حاجت از ولی خدا به نحو استقلالی (بدون توجه به اذن الهی)، چه در زمان حیات و چه ممات، شرک است[۲۳] اما استغاثه به اولیای الهی و درخواست حاجت در زمان حیات و ممات به اذن خدا را علمای اسلام، شرک نمی‌دانند.[۲۴]

اولیاء الهی به‌عنوان «غیاث‌المستغیثین»

براساس اذن خدا، اولیای الهی نیز می‌توانند فریادرس باشند و به‌عنوان «غیاث‌المستغیثین» (فریادرس فریادخواهان) مورد خطاب قرار گیرند. در روایتی، پیامبر(ص) امام حسین(ع) را با اوصافی مانند مولای مؤمنان، جانشین پروردگار جهانیان و نیز «غیاث المستغیثین» معرفی کرده‌اند.[۲۵] همچنین در یکی از کرامات امام علی(ع)، منادی غیبی ایشان را با «یا غیاث‌المستغیثین» خطاب قرار داده است.[۲۶]

آیا نماز استغاثه برای غیر خدا شرک است؟

خواندن نماز استغاثه برای برآورده شدن حاجت توصیه شده است و گفته شده منابع موجود گزارشی مبنی بر نهی اهل‌بیت(ع) از استغاثه شیعیان به پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) ارائه نمی‌دهند. برخی چون استغاثه را نوعی عبادت می‌دانند، نماز استغاثه به غیرخدا را نیز شرک به خداوند تلقی کرده‌، از آن نهی می‌کنند.[۲۷] در پاسخ گفته شده است عبادت نوعی رفتار و گفتار است که از اعتقاد به الوهیت سرچشمه می‌گیرد؛ بنابراین نمی‌توان استغاثه را که نوعی استمدادطلبی است مساوی با عبادت دانست؛[۲۸] همچنین در کتب روایی اهل‌سنت از سیره پیامبر اکرم(ص) استغاثه نقل شده است.[۲۹]

پانویس

  1. راغب اصفهانی، المفردات، ۱۴۱۲ق، ص۶۱۷؛ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ۱۳۶۰ش، ج۷، ص۲۷.
  2. راغب اصفهانی، المفردات،۱۴۱۲ق ج۱، ص۳۱۵.
  3. عبدالرحمن عبدالمنعم، معجم المصطلحات والألفاظ الفقهیة، ص۱۵۰.
  4. سبکی، شفاء السقام فی زیارة خیر الأنام، ۱۴۱۹ق، ص۳۱۴.
  5. غلامزاده، «بررسی ادله وهابیت در ادعای شرک بودن استغاثه به غیرخدا»، ص۷۰.
  6. غلامزاده، «بررسی ادله وهابیت در ادعای شرک بودن استغاثه به غیرخدا»، ص۷۰.
  7. سبکی، شفاءالسقام فی زیارت خیر الانام،۱۴۱۹ق، ص۱۶۰؛ سمهودی، وفاء الوفاء باخبار‌دار المصطفی،۱۴۱۹ق، ج۴، ص۱۳۷۲
  8. قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، دعای جوشن کبیر.
  9. قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، دعای کمیل.
  10. مقرم، مقتل الحسین، ۱۴۲۶ق، ص۲۸۳
  11. سوره انفال، آیه۹.
  12. سوره احقاف، آیه۱۷.
  13. صدوق، کمال الدین، ۱۳۸۰ش، ج۱ ص۳۲۸ باب ۳۲، ح۸
  14. سوره قصص، آیه ۱۵.
  15. قرشی، حیاة الامام الحسین،۱۴۱۳ق، ج ۳، ص۲۷۴، فرهاد میرزا، قمقام زخار،۱۳۷۹ش، ص۴۰۴
  16. عثیمین، مجموع فتاوی و رسائل،۱۴۱۳ق، ج۷، ص۹۶
  17. رجبی، توسل و رابطه آن با توحید، ۱۳۸۱ش، ص۲۷
  18. صحیح بخاری،۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۴۳ ب۴، ح۱۰۱۳
  19. قسطلانی، المواهب اللدنیة، ج۳، ص۶۰۵؛ عابدی، توحید و شرک در نگاه شیعه و وهابیت،ٰ۱۳۸۴ش، ص۱۵۰
  20. خویی، التنقیح فی شرح العروة الوثقی، ج۳، ص۷۸
  21. سوره آل عمران، آیه ۴۹
  22. سوره نمل، آیه ۴۰
  23. امام خمینی، کتاب الطهارة، ج۳، ص۳۴۵؛ نجفی، جواهر الکلام، ج۶ ص۱۲۹
  24. فرمانیان کاشانی؛ معینی‌فر، نشریه سلفی‌ پژوهی، ش۱، مقاله«رابطه توسل، شفاعت و استغاثه؛ بازخوانی محل نزاع و نقد آن» و سرمقاله«رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی» نشریه سراج منیر، ش۱۴.
  25. شیخ صدوق، امالی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۷۷.
  26. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۷، ص۳۴۵، ج۴۰، ص۲۷۸.
  27. قفاری، اصول مذهب الشیعة الامامیة الاثنی عشریة، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۴۹۵.
  28. سبحانی، آیین وهابیت، ۱۳۶۴ش، ص۱۹۲.
  29. بخاری، صحیح، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۴۳.

منابع

  • ابن‌حجر عسقلانی شافعی، احمد بن علی، فتح الباری شرح صحیح بخاری، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۷۹ق.
  • امام خمینی، سید روح الله، کتاب الطهارة، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، ۱۴۲۱ق.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، چاپ سوم، بیروت، دار ابن‌کثیر، ۱۴۰۷ق.
  • خطیب بغدادی، احمد بن علی ابوبکر، تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتب العلمیة، بی‌تا.
  • خویی، سید ابوالقاسم، التنقیح فی شرح العروة الوثقی، قم، بی‌نا، ۱۴۱۸ق.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دارالقلم، الدار الشامیة، ۱۴۱۲ق.
  • رجبی، حسین، توسل و رابطه آن با توحید، مشعر، تهران، ۱۳۸۱ش.
  • سبحانی، جعفر، آیین وهابیت، قم، انتشارات دفتر اسلامی، ۱۳۶۴ش.
  • سبکی، تقی الدین علی بن عبدالکافی، شفاء السقام فی زیارة خیر الانام علیه الصلاة والسلام، بی‌جا، ۱۴۱۹ق.
  • سعدی، عبدالملک، البدعة فی مفهومها الاسلامی الدقیق، مطبعة النواعیر، ۱۹۹۲م.
  • سمهودی، الشافعی علی بن عبدالله، وفاء الوفاء، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
  • شریف‌ قرشی، باقر، حیاة الامام الحسین، قم، مدرسه علمیه ایروانی، ۱۴۱۳ق.
  • شمس الدین ابوعبدالله محمد بن عثمان، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، بیروت، دارالمعرفه، ۱۳۸۲ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، امالی، قم، نشر بعثت، ۱۴۱۷ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبارالرضا، بیروت، اعلمی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، کتاب توحید، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۸۹ش.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی،کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه پهلوان، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۰ش.
  • طبرسی، حسن بن فضل، مکارم‌الاخلاق، قم، شریف رضی، ۱۳۷۰ش.
  • عابدی، احمد، توحید و شرک در نگاه شیعه و وهابیت، چاپ اول، تهران، نشر مشعر.
  • عبدالرحمن عبدالمنعم، محمود، معجم المصطلحات والألفاظ الفقهیة، دارالفضیلة، بی‌تا.
  • عثیمین، محمد بن صالح، مجموع فتاوی ورسائل العثیمین،بیروت، دارالوطن، ۱۴۱۳ق.
  • غلامزاده، سعید، «بررسی ادله وهابیت در ادعای شرک بودن استغاثه به غیرخدا»، در مجله سلفی پژوهی، شماره ۵، بهار و تابستان ۱۳۹۶ش.
  • فرهاد میرزا، قمقام زخار و صمصام بتار، تصحیح محمود محرمی، تهران، نشر کتابچی، ۱۳۷۹ش.
  • قسطلانی قتیبی، أحمد بن محمد بن أبی‌بکر، المواهب اللدنیة بالمنح المحمدیة، قاهره، المکتبة التوفیقیة، بی‌تا.
  • قفاری، ناصر بن عبدالله بن علی، اصول مذهب الشیعه الاثنی عشریه، ریاض، ۱۴۱۴ق.
  • قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، ترجمه حسین انصاریان، قم،‌ دار العرفان، ۱۳۸۸ش
  • کفعمی، ابراهیم بن علی، البلد الامین، بیروت، مؤسسة الأعلمی، ۱۴۰۳ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، موسسه وفا، ۱۴۰۳ق.
  • محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان، کتاب التوحید، جامعة الامام محمد بن مسعود، ریاض، بی‌تا.
  • محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان، مجموعة المؤلفات، ریاض، المملکة العربیة السعودیة، بی‌تا.
  • مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ش.
  • مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین(ع)، بیروت، مؤسسة الخرسان، ۱۴۲۶ق.
  • مناقب أبی‌حنیفه، شمس‌الدین ابوعبدالله الذهبی، حیدرآباد، هند، إحیاء المعارف النعمانیه، ۱۴۰۸ق.
  • نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، لبنان،‌دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ق.
  • همدانی‌، صدرالاسلام، تکالیف‌ الانام‌ فی‌ غیبة‌ الامام‌، تهران‌، انتشارات‌ بدر، ۱۳۶۱ش.
  • هیثمی، علی بن ابی‌بکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، مکتبة القدس، قاهره، ۱۴۱۴ق.