دجال

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

دجال؛ شخص یا موجودی است که در پاره‌ای روایات، از دشمنان بزرگ امام مهدی(عج) شمرده شده است. در روایات آمده که دجال هنگام سختی و قحطی ظهور می‌کند و جمعی را فریب داده و به سوی خود می‌کشاند و سرانجام به دست حضرت مهدی(ع) از میان می‌رود.[۱]

معنای لغوی

دجال در زبان عربی از ریشه «دجل» به معنای بسیار دروغگو و حیله‌گر است.[۲]

دجال در زبان عبری

واژۀ دجال در زبان عِبری و در آموزه‌های یهود به معنی «دشمن خدا» است که از ترکیب دو واژه «دج» یعنی دشمن، ضد و «ال» یعنی خدا، پدید می‌آید. (در زبان عبری «ال» و «ایل» به معنی خداست، مثل اسرائیل به معنی دوست خدا، یا به تفسیر یهودیان به معنای غلبه کننده بر خدا)[۳]

دجال در کتاب‌های مقدس

در انجیل این واژه تنها در نامه‌های یوحنّا آمده و از کسانی که حضرت مسیح و یا «پدر و پسر» را انکار کنند، با عنوان دجال یاد شده است. این واژه در ترجمه انگلیسی کتاب‌های مقدس مسیحی، به آنتی کرایست [Anti christ] (= ضد مسیح) که معادل یونانی آن [antichristos] است، معادل سازی شده است؛ چنان‌که در نامه اوّل یوحنّا باب دوم آیه ۱۸ می‌خوانیم:

«ای بچّه‌ها این ساعت آخر است و چنان که شنیده‌اید که دجّال می‌آید الحال هم دجّالان بسیار ظاهر شده‌اند و این را می‌دانم که ساعت آخر است.» و نیز در همین رساله در آیات ۲۲ و ۲۳ می‌خوانیم : «دروغگو کیست جز آن که مسیح بودن (یعنی نجات‌دهنده بودن) عیسی را انکار کند و آن دجّال است که پدر و پسر را انکار می‌نماید.»

داستان دجال در منابع مسلمانان

در روایات زیادی از اهل سنت، خروج دجال از نشانه‌های برپایی قیامت دانسته شده است. در کتابهای روایی شیعه، تنها چند روایت در مورد خروج دجال به عنوان یکی از علائم ظهور حضرت مهدی(عج) آمده است که از نظر سند، معتبر و قابل قبول نیستند.[۴]

دجال در روایات اهل سنت

در روایات بسیاری از اهل سنت، خروج دجال از نشانه‌های برپایی قیامت است. قسمت عمده روایات در مورد دجال را «احمد بن حنبل» در کتاب «مسند» و «تِرمِذی» در «صحیح» خود و «ابن ماجه» در «سنن» و «مسلم» در «صحیح» و «ابن اثیر» در «النهایه» از عبدالله بن عمر و ابوسعید خُدری و جابر بن عبدالله انصاری نقل کرده‌اند.[۵]

دجال در منابع شیعی

کتاب‌های روایی شیعه اشاره‌ای به خروج دجال و فتنه‌های قبل از ظهور نداشته و تنها بیان می‌کنند که دجال به دست امام زمان(ع) کشته می‌شود و در روایت دیگری به دست حضرت عیسی کشته می‌شود. این روایات هیچ اشاره‌ای به مباحث طرح‌شده در روایات اهل سنت، فتنه‌های دجال، قیافه او، مردمان پیرو او و… ندارد.

بنا بر روایتی از پیامبر اکرم ذکر دجال در پیشینیان بوده ولی وجودش در آیندگان است: … الدَّجَّالَ اسْمُهُ فِی الْأَوَّلِینَ وَ یخْرُجُ فِی الْآخِرِینَ …[۶]

اگر اصل قضیه دجال صحت داشته باشد، بی‌تردید بسیاری از ویژگی‌هایی که برای آن بیان شده، افسانه به نظر می‌رسد. روایتی را قطب الدین راوندی از طرق اهل سنت از پیامبر نقل کرده است: «هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر آن که قومش را از فتنه دجال بر حذر داشت.» [۷] با توجه به معنای لغوی «دجال»، به نظر می‌رسد مقصود از آن، نام شخص معینی نیست؛ بلکه هر کسی که با ادّعاهای پوچ و بی‌اساس و با تمسّک به انواع حیله‌گری و نیرنگ در صدد فریب مردم باشد، دجال است. سید محمد باقر صدر دجال را مفهومی نمادین می داند که امروزه به تمدن مادی گرای غرب قابل انطباق است که با اسلام سر ستیز دارد.[۸]

بر این اساس، می‌توان به وجود دجال‌ها متعدد قائل شد که در دوره‌های گوناگون ظاهر شده و به فتنه‌گری‌هایی پرداخته و مردم سست ایمان را دچار حیرت کرده باشند. وجود روایاتی که در آن سخن از دجال‌های متعدد رفته است، این احتمال را تقویت می‌کند،از جمله روایتی که از پیامبر اسلام نقل شده است: پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال خروج خواهند کرد.[۹]

از این رو قضیه دجّال بیانگر این مطلب است که در آستانه قیام حضرت مهدی علیه‌السلام، فردی حیله‌گر، برای نگه داشتن فرهنگ و نظام جاهلی، همه تلاش خود را به کار می‌گیرد تا مردم را نسبت به اصالت و تحقّق آن قیام آسمانی و استواری رهبریش، مردد کند. در مورد دجّال تحلیل‌های ذوقی بسیاری شده است؛ ولی هیچ یک مستند روشن و قطعی نداشته و تنها بر اساس احتمالات و گمانه‌زنی هستند.

زمان خروج

در حدیثی آمده است : هنگامی که غنایم قسطنطنیه را تقسیم می‌کنند، خبر خروج دجال به حضرت و یارانش می‌رسد.[۱۰]

در آستانه ظهور حضرت مهدی(عج) نشانه‌های بسیاری بروز می‌کند که یکی از آنها، خروج «دجّال» است.[۱۱]

محل تولد

دربرخی روایات غیر قطعی، محل خروج دجّال را، اصفهان[۱۲] یا بجستان[۱۳] و یا خراسان[۱۴] معرفی کرده شده است.

ویژگی‌ها، عقاید و افکار

در روایات (که ریشه اکثر آنها منابع اهل سنت هستند) آمده که دجال ادّعای الوهیت کرده و به وجود او خونریزی و فتنه در عالم واقع می‌شود. از اخبار چنین برمی‌آید که یک چشم او مالیده و ممسوح است و چشم چپ او در میان پیشانی‌اش واقع شده و مانند ستاره می‌درخشد و تکّه خونی در میان چشم او واقع است. بسیار بزرگ و تنومند و دارای شکل عجیب و غریب و بسیار ماهر در سِحْر است. در پیش او کوه سیاهی قرار دارد که به نظر مردم می‌آید، کوه نان است و در پشت سرش کوه سفیدی که از سِحْر به نظر مردم آب‌های صاف جاری می‌آید. او فریاد می‌زند: بندگانم من پروردگار بزرگ و والای شما هستم».[۱۵]

«دجّال» از همه جا می‌گذرد و فقط در مکه و مدینه و بیت المقدس قدم نمی‌گذارد. [۱۶]بیشتر پیروان او افراد یهودی زنازاده عرب‌های بیابانی هستند که تاج بر سر دارند.[۱۷]

پیامبر(ص) درباره دجّال فرمود: «هر مؤمنی که دجّال را ببیند آب دهان خود را به روی او بیندازد و سوره حمد را بخواند برای اینکه سحر آن ملعون را دفع کند».[۱۸]

طبق نقل امام صادق علیه‌السلام، امیر مؤمنان علی علیه‌السلام در ضمن خطبه‌ای طولانی فرمود: «حضرت مهدی(عج) با یارانش از مکّه به بیت المقدّس می‌آیند و در آنجا بین آن حضرت و دجّال و ارتش دجّال جنگ واقع می‌شود، دجال و ارتش او شکست می‌خورند، به طوری که از اوّل تا آخر آنها به هلاکت می‌رسند و دنیا آباد می‌شود».[۱۹]

بالاخره دجال به دست امام مهدی(عج) یا به دست حضرت عیسی کشته می‌شود. طبق روایتی، آن حضرت دجّال را در کُناسه کوفه دار می‌زند و در روایتی دیگر در فلسطین در کنار دروازه لد نزدیک بیت المقدّس کشته می‌شود[۲۰] و در جای دیگر ذکر کرده‌اند که در عقبه افیق شام هلاک خواهد شد.[۲۱]

مطالعه بیشتر

کتاب دجال آخر الزمان، نوشته حیدر کامل و علی اکبر مهدی پور از انتشارات موعود عصر.

کتاب دشمن خدا (دجال)، نوشته حسین شورگشتی، از انتشارات لول و مرجان.

پانویس

  1. بحار الانوار،ج ۵۲ص ۱۹۴ و ۳۰۸.
  2. ابن منظور، لسان العرب، ج۱۱ص۲۳۶
  3. اعلام قرآن، ص۴۷۹; پرتوی آملی، مهدی،به نقل از ریشه‌های تاریخی امثال وحکم، ج ۱،ص ۴۳۶.
  4. بحار الانوار، جلد ۵۲، ص۱۹۳
  5. ترمذی،سنن ترمذی، ج ۴، ص۵۰۷ – ۵۱۹٫
  6. شیخ صدوق، الخصال،ج ۲،صص ۴۵۷ – ۴۵۸، ح ۲٫
  7. بحارلانوارج ۵۲ ص۱۹۵ و الخرائج ج ۳ص ۱۱۳۸
  8. رضوانی، موعود شناسی، ص۵۳۳.
  9. متقی هندی کنزالعمال، ج۱۴ص۲۰۰
  10. معجم احادیث الامام مهدی(عج)،ج ۲ ص۵۰
  11. اثباة الهداة، ج ۷، ص۳۹۷
  12. بحار الانوار، ج ۵۲، ص۱۹۴
  13. منتخب الاثر»، ص۴۲۵
  14. الملاحم و الفتن، ص۱۲۶
  15. محدث قمی،منتهی الآمال، باب ۱۴، فصل ۷
  16. الزام الناصب، ج۲، ص۱۷۲
  17. عقد الدّرر، ص۲۷۴
  18. محدث قمی،منتهی الآمال، باب ۱۴، فصل ۷
  19. اثباة الهداة، ج ۷، ص۱۷۶
  20. الزام الناصب، ج۲، ص۱۷۲
  21. نجم الثّاقب، ص۱۸۹

منابع

  • ابن طاووس، علی بن موسی، الملاحم و الفتن (التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن)، قم، موسسه صاحب الامر، ۱۴۱۶ق.
  • پرتوی آملی، مهدی، اعلام قرآن،
  • ترمذی،محمد بن عسیی، سنن ترمذی،
  • حائری، علی، الزام الناصب، بیروت، موسسه اعلمی،‌ ۱۴۲۲ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسین، اثباة الهداة بالنصوص و المعجزات.
  • راوندی، قطب‌الدین، الخرائج و الجرائح فی معجزات الائمه و المعجزات القرآن.
  • صافی گلپایگانی، لطف‌الله، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر.
  • صدوق، محمد بن علی، الخصال، تصحیح: علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش.
  • قمی، عباس، منتهی الآمال.
  • لسان العرب،ابن منظور، بیروت، دار صادر.
  • متقی هندی، کنزالعمال.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق، چ دوم.
  • معجم احادیث الامام مهدی(عج).
  • مقدسی شافعی سلمی، یوسف بن یحیی،‌ عقد الدّرر فی اخبار المنتظر.
  • نوری، حسین، نجم الثّاقب فی احوال الامام الحجه الغائب.

پیوند به بیرون