مقاله متوسط
رده ناقص
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
نارسا

خروج سفیانی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

خروج سُفْیانی از رخدادهای مهم در آستانۀ ظهور حضرت مهدی(عج) است که در منطقه شام رخ می‌دهد.

در روایات خروج سفیانی، نخستین از نشانه‌هاى حتمى ظهور دانسته شده که پیش از دیگر نشانه‌ها تحقق مى‌یابد. سفیانی فردی از نسل ابوسفیان و مخالف امام مهدی است. بنابر تعدادی از احادیث سپاه سفیانی در خسف بیداء از بین می‌رود.

حتمی بودن خروج سفیانی

خروج سفیانی، از نشانه‌های حتمی ظهور که در روایات اسلامى بیان شده است. از امام باقر(ع) روایت شده است که فرمود: « خروج سفیانى از امور حتمى است.»[۱]

امام صادق(ع) فرمود: «پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمى است: یمانى، سفیانى، بانگ آسمانى، قتل نفس‌ زکیّه و خسف بیداء»[۲] در روایت دیگر از آن حضرت نقل شده که فرمود:« سفیانى از نشانه‌هاى حتمى است و خروج وى در ماه رجب خواهد بود.»[۳] از امام رضا(ع) روایت شده که فرمود: « قیام قائم از سوى خدا حتمى است، خروج سفیانى نیز از سوى خدا حتمى است، بدون سفیانى هرگز قائمى نخواهد بود.»[۴]

نام و نسب

در مورد شخص سفیانی نقل‌های متفاوتی وجود دارد؛ در منابع روائی شیعی، وی به عنوان فردی به نام «عثمان بن عنبسه» از تبار ابوسفیان معرفی شده است.در منابع اهل سنت وی با نام‌هایی چون: حرب بن عنبسه، عنبسه بن مرّه، عنبسه بن هند، عبداللَّه بن یزید، ابوعتبه و معاویه بن عتبه یاد شده است.[۵] شخصی بسیار سفّاک و خون آشام است و مهم‌ترین خصوصیت او، آدم کشی و خونریزی است، حرام خدا را حلال نموده و به هر جنایتی دست می‌زند. وی سنگدل‌ترین انسان‌ها است که رحم و عاطفه در زندگیش دیده نمی‌شود. امام علی(ع) درباره او می‌فرماید: «او مردی میان بالا، با چهره‌ای وحشتناک، سر ستبر و آبله روی می‌باشد. هنگامی که او را ببینی او را یک چشم می‌پنداری.»[۶] امام صادق(ع) در ترسیم چهره او می‌فرماید: «تو اگر سفیانی را ببینی، پلیدترین انسان‌ها را دیده‌ای. او بور، سرخ روی و زاغ چشم است.»[۷]

بنابر گفته برخی منابع، وجه تسمیه او به سفیانی به سبب نسبت داشتن با ابوسفیان است؛ چرا که وی از تبار ابوسفیان و هند به شمار می‌آید و او را جگرخوار هم می‌گویند زیرا جده‌اش هند زن ابوسفیان است که در جنگ احد وقتی حمزه سیدالشهداء به شهادت رسید، کوشید تا جگر حمزه را به دندان بکشد.

در روایتی منسوب به امام باقر(ع) آمده است که «سفیانی، سرخ رویی سپید پوست و زاغ چشم است، هرگز خدا را پرستش نکرده و هرگز مکه و مدینه را ندیده است...».[۸]

پلیدی و سرکشی سفیانی

راویان حدیث، در نفاق و بدسرشتی و دشمنی او با خدا و پیامبرش حضرت محمد(ص) و حضرت مهدی(عج) اتفاق نظر دارند و روایاتی که شیعه و سنی درباره شخصیت و کردار او نقل کرده‌اند یکسان یا تقریبا نزدیک به هم است، چنانکه از این قبیل روایت شده است که گفت:

سفیانی بدترین فرمانرواست، دانشمندان و اهل فضل را می‌کشد و نابود می‌سازد. از آنها برای رسیدن به مقاصد خود یاری می‌خواهد هرکس سرباز زند او را به قتل می‌رساند.[۹]

فرهنگ و گرایش سیاسی سفیانی

روایات، نشانگر این معناست که سفیانی فرهنگ و آموزش غربی دارد و چه بسا در همانجا نشو و نما کرده باشد. در کتاب غیبت طوسی از بشر بن غالب به صورت مرسل روایت شده: سفیانی در حالیکه رهبری گروهی را به عهده دارد مانند شخص نصرانی صلیب برگردن دارد و از سرزمین رومیان روی می‌آورد.[۱۰]

در روایت کلمه منتصر آمده اما در اصل باید «مُتِنَصِّر» باشد، چنانکه در بحارالانوار ج۵۲ ص۲۱۷ آمده است، یعنی، مسلمان مسیحی شده. و جمله «از سرزمین رومیان می‌آید» یعنی کسی که از سرزمین روم (غرب) به شام می‌آید و آنگاه دست به جنبش و قیام می‌زند. البته این روایت از معصوم نقل نشده و نمی‌تواند مورد اعتماد باشد.

از برخی روایات چنین استفاده می‌شود که وی مسلمان منحرفی است که کینه حضرت علی(ع) را به دل دارد.

کینه سفیانی نسبت به اهل بیت و شیعیان

کینه توزی، از بارزترین ویژگی‌های سفیانی است که روایات مربوط به او از آن یاد می‌کند بلکه از آن روایات چنین برمی‌آید که نقش سیاسی او ایجاد فتنه مذهبی در میان مسلمانان و تحریک تسنن علیه شیعیان تحت شعار یاری اهل سنت است. از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: «ما و اولاد ابوسفیان دو خاندان هستیم که به خاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم.. ما گفتیم خداوند راست گفت و آنها گفتند خداوند دروغ گفت... ابوسفیان به جنگ پیامبر برخاست و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی بن ابی طالب رفت و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین بن علی(ع) پرداخت و سفیانی به مصاف حضرت قائم(ع) برمی‌خیزد.»[۱۱]

همچنین از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمود: گویا من سفیانی (یا رفیق او) را می‌بینم که در زمینهای سرسبز شما در کوفه اقامت گزیده و منادی او ندا می‌دهد، هرکس سر یک تن از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم پاداش اوست، در این هنگام همسایه بر همسایه حمله برده و می‌گوید این شخص از آنهاست، گردن او را می‌زند و هزار درهم جایزه می‌گیرد، آگاه باشید که در آن روز، فرمانروایی شما به دست حرامزادگان خواهد بود...[۱۲]

زمان خروج او

امام صادق(ع) می‌فرماید: «امر سفیانی از مسائل حتمی است، و خروجش در ماه رجب می‌باشد.»[۱۳] خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز واقع خواهد شد.[۱۴]

بر اساس روایات فراوانی که از پیشوایان معصوم علیهم السلام درباره سفیانی دوم رسیده است، خروج او در ماه رجب و روز جمعه، و محل خروجش از جائی بنام «وادی یابس» یعنی دره‌ای خشک یا بیابان بی‌آب و علف از سرزمین شام است.

موقع خروج او بعد از فتنه و جنگ بزرگی است که در میان اهل مشرق و مغرب روی می‌دهد و ظاهرا منظور از مشرق و مغرب که در حدیث آمده است، مشرق و مغرب همان حدودی است که سفیانی در آنجا ظاهر می‌شود، نه مشرق و مغرب عالم، زیرا در روایات بسیاری وارد شده که نخستین سرزمینی که از سرزمین مغرب خراب می‌شود، سرزمین شام است.

دوران سرکشی

تمام دوران سرکشی او از ابتدای خروجش تا زمان کشته شدنش به دست حضرت قائم(ع)، بیشتر از ۱۵ ماه نخواهد بود. در ابتدای خروجش به شام حمله می‌کند و مخالفین خود را شکست می‌دهد و ۵ ایالت شام را (به نام‌های دمشق و حمص و فلسطین و اردن و قنسرین و در بعضی از نسخه‌ها یا روایات «فلزین») تصرف می‌کند. تمام اهل شام بجز تعداد معدودی که شیعه و طرفدار حق هستند، مطیع و فرمانبردارش می‌شوند.

امام صادق(ع) فرمود: سفیانی از علایم حتمی است، خروج او در ماه رجب خواهد بود، و از آغاز خروجش تا پایان آن جمعا ۱۵ ماه است که در ۶ ماه آن جنگ و پیکار می‌کند، و چون شهرهای پنجگانه (دمشق، حمص، فلسطین، اردن، حلب) را تصرف کرد، ۹ ماه فرمانروایی می‌کند، و یک روز هم بر آن افزوده نمی‌شود.[۱۵]

حدود تعدی و تجاوز او بعد از شامات، عراق و حجاز، به خصوص مدینه منوره می‌باشد، تا یکی دو ماه آسیب او به اهل حق نمی‌رسد، زیرا گرفتار جنگ‌های داخلی و سرکوبی احزاب مخالف است؛ اما پس از آن هیچ هم و غمی ندارد مگر مبارزه با اهل دین و دشمنی او بیشتر با شیعه است.

درفش سرخ سفیانی

چون اوضاع داخلی خود را آرام نمود، دو لشکر مهم و مجهز را با پرچم‌هایی سرخ و به روایتی سبز تنظیم می‌نماید یکی برای گرفتن عراق و دیگری برای تسخیر حجاز.

برخی از روایات این مطلب را یاد نموده است؛ مانند روایتی که در بحارالانوار از امیر مؤمنان(ع) ضمن روایتی طولانی نقل شده است: و آن را نشانه‌ها و علامت‌هایی است و خروج سفیانی با درفش سرخ همراه است و فرمانده آن مردی از قبیله بنی کلب است.[۱۶] این پرچم سرخ رمز برتری‌جوئی و سیاست خون‌آشامی وی می‌باشد.

آیا سفیانی یکی است یا چند تن

بی تردید سفیانی وعده داده شده که روایات موجود در منابع شیعه و سنی بر آن دارد، یک نفر است اما در برخی از روایات همچون روایت ابن حماد و غیر آن سخن از دو سفیانی به میان آمده است، سفیانی اول و سفیانی دوم و گاهی از بعضی روایات استفاده می‌شود که آنها سه تن هستند.

اما آنکه مورد نکوهش قرار گرفته و دست به شرارت و کارهای آنچنانی می‌زند، همان سفیانی دوم است، زیرا سفیانی اول پس از استیلا بر سرزمین شام و جنگ قرقیسیا، در جنگ عراق در برابر سپاه ایرانیان و یاران درفش‌های سیاه شکست می‌خورد و در اثر زخمی که بر او وارد می‌شود در راه بازگشت به شام به هلاکت می‌رسد و سفیانی دوم را جانشین خود قرار می‌دهد تا مأموریت مهم او را ادامه دهد.

چنانچه این روایات صحیح باشد، سفیانی اول، فرمانروای نابکاری است که زمینه ساز سفیانی اصلی وعده داده شده است، همچنان که یمنی و خراسانی‌ها یاران درفش‌های سیاه زمینه‌ساز نهضت حضرت مهدی(عج) می‌باشند. در حدیثی از ابن حَمّاد نقل شده است: سفیانی روی می‌آورد و به جنگ بنی هاشم و هر کس از یاوران درفش‌های سه‌گانه و غیر آنان که با او بستیزد، می‌پردازد و بر همه آنها چیره می‌شود. آنگاه روانه کوفه می‌شود و بنی هاشم به سوی عراق مهاجرت می‌کنند، سپس سفیانی در بازگشت از کوفه در نزدیکی شام به هلاکت می‌رسد و مرد دیگری از فرزندان ابوسفیان را جانشین خود می‌سازد که غلبه با اوست و بر مردم چیره می‌شود... و سفیانی مورد نظر، همین است.[۱۷]

محل مرگ سفیانی

نوشتار اصلی: خسف بیداء

لشگر سفیانی در بیابان بیداء از بین می‌رود. حضرت علی(ع) در ذیل آیه: «وَ لَوْ تَری إذْ فُزِعوا فَلا فَوتَ» می‌فرماید: کمی پیش از قیام قائم ما مهدی(ع)، سفیانی خروج می‌کند، پس به‌اندازه دوران حاملگی یک زن که ۹ ماه باشد حکومت می‌کند، لشکریان او به مدینه وارد می‌شوند، تا اینکه به «بیدا» می‌رسند، خداوند آنها را در زمین فرو می‌برد.[۱۸]

اما سفیانی ته مانده لشکرش را جمع ودوباره به جنگ با امام مهدی می‌رود. در روایتی که از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است، سرنوشت جنگ با سفیانی و پایان کار او، چنین بیان شده است: «سفیانی، با اسب ها(تجهیزات و امکانات) بستگان و اقوام، زاد و توشه و لشکریانش، از آنجا(از منطقه عراق) خارج می‌شوند در حالی که صدو هفتاد هزار نفر، او را همراهی می‌کند، پس در کنار در یاچه طبریه فرود می‌آیند. حضرت مهدی(عج) در حالی که جبرئیل از طرف راست، میکائیل از سمت چپ و عزرائیل در پیشاپیش او قرار دارد، به تعقیب سفیانی و لشکریانش حرکت می‌کنند، شب‌ها به پیمودن راه و روز‌ها به استراحت می‌پردازند تا اینکه در کنار در یاچه طبریه بر سفیانی دست می‌یابند، پس خداوند برسفیانی غضب نموده و خلق خدا نیز بدین خاطر بر او خشم می‌گیرند، پس ناگهان پرندگان با بالهای خود و کوهها با صخره‌های خود و فرشتگان با ندای مهیب خود، آنان را در هم می‌کوبند بگونه‌ای که تمامی یاران و اطرافیان سفیانی، در اندک زمانی، نابود می‌گردد و خداوند همگی آنان را هلاک می‌سازد، فقط سفیانی تنها می‌ماند. امام مهدی(عج) او را دستگیر و وی را گردن می‌زند، سپس شهر دمشق(مرکز اقتدار سفیانی) را تصرف و از چنگال سفیانیان آزاد می‌کند.»[۱۹]

پانویس

  1. کمال الدین، ج۲، ص۵۰۳
  2. کمال الدین، ج۲، ص۶۵۰
  3. نعمانی، الغیبه، ۱۳۹۷ق، ص۳۰۰
  4. قرب الاسناد، ص۳۷۳
  5. عقد الدرر، ص۹۱؛ الفتن ابن حماد، ص۲۲۱
  6. علامه مجلسی،بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۰۵
  7. کمال دین،ج۲،ص۶۵۱
  8. نعمانی، الغیبه، ۱۳۹۷ق، ص۴۳۵
  9. کورانی، عصرظهور،ترجمه عباس جلالی، ص۱۱۸
  10. شیخ طوسی، الغیبه، ص۲۷۸
  11. علامه مجلسی،بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۹۰
  12. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۱۵
  13. نعمانی، الغیبه، ۱۳۹۷ق، ص۴۲۶
  14. نعمانی، الغیبه، ۱۳۹۷ق، ص۳۶۹
  15. نعمانی، الغیبه، ۱۳۹۷ق، ص۴۲۶
  16. مجلسی، بحار الانوار، ج۵۲، ص۲۷۳
  17. کورانی، عصرظهور، ص۱۲۴
  18. سید محمد صدر، تاریخ غیبت کبری، ص۶۴۸
  19. ملاحم ابن طاووس، ص۲۹۶، معجم احادیث الامام المهدی(عج) ج۳، ص۱۰۷

منابع

  • کورانی، عصرظهور، ترجمه عباس جلالی، قم،انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.
  • نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، تهران، صدوق، ۱۳۹۷ق.
  • مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة دارالوفاء، ۱۴۰۴ق.
  • صدر، سید محمد، تاریخ الغیبه، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۱۲ق.